﻿WEBVTT

00:00:03.490 --> 00:00:18.490
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:00:31.710 --> 00:00:32.850
لرد رال

00:00:32.850 --> 00:00:35.620
اون چيزي رو که خواسته بودم برام آوردي؟

00:00:35.620 --> 00:00:38.820
کتيبه والدري

00:00:40.920 --> 00:00:42.420
جست و جوگر اين رو خونده؟

00:00:42.430 --> 00:00:45.060
من قبل از اينکه اون بتونه مهر اين کتيبه رو باز کنه ازش گرفتم

00:00:45.060 --> 00:00:47.330
پس اون همچنان نمي دونه بعد از اينکه

00:00:47.330 --> 00:00:49.360
سنگ اشک ها رو بدست آورد باهاش چيکار کنه

00:00:49.370 --> 00:00:51.900
و هيچ وقت هم نخواهد فهميد

00:00:51.900 --> 00:00:53.640
نه

00:00:53.640 --> 00:00:55.640
اون رو نابود نکن

00:00:55.640 --> 00:00:58.210
خواسته نگهبان دنياي مردگانه که تو اين کتيبه رو

00:00:58.210 --> 00:01:00.380
به معبد مورد-سيف در جاندارلين ببري

00:01:00.380 --> 00:01:04.210
بدون اينکه مهرش رو باز کني

00:01:04.210 --> 00:01:08.150
اونوقت اونها اين کتيبه رو به دست من مي رسونن
و فقط به دست خودم مي رسونن

00:01:08.150 --> 00:01:11.620
در دنياي زنده ها شما جز روح چيز ديگه اي نيستين

00:01:11.620 --> 00:01:13.920
قراره من اين رو به دست کي برسونم؟

00:01:13.920 --> 00:01:15.790
ماريانا اگه من جاي تو بودم بيشتر راجع به اين نگران بودم که

00:01:15.790 --> 00:01:18.060
مبادا جست و جوگر من رو بکشه و

00:01:18.060 --> 00:01:20.030
دستش به کتيبه اي که قراره به معبد جاندارلين بره برسه

00:01:20.030 --> 00:01:24.470
چون که از اين بابت مطمئنم که برادر شجاع من

00:01:24.470 --> 00:01:27.140
در حال حاضر داره رد پاي تو رو دنبال مي کنه

00:01:29.240 --> 00:01:30.970
رد پاها از اين طرفه

00:01:30.970 --> 00:01:32.540
اما تقريباً به اندازه نصف روز فاصله دارن

00:01:32.540 --> 00:01:34.010
بايد سريع تر حرکت کنيم

00:01:34.010 --> 00:01:36.280
شايد اين شانس ما بوده که اين اتفاق افتاده

00:01:36.280 --> 00:01:38.880
خواهر تاريکي همراه با کتيبه از چنگمون فرار کرده

00:01:38.880 --> 00:01:41.720
و ساعت ها از ما جلوتره و تو به اين ميگي بخت و اقبال؟

00:01:41.720 --> 00:01:43.120
بوشو نمي شنوي؟

00:01:43.120 --> 00:01:45.320
بوي چي رو؟
بوي درخت کاج رو؟

00:01:45.320 --> 00:01:47.620
گوش بره .. روغن حيواني ... بوي عطر رازيانه

00:01:47.620 --> 00:01:50.090
و انگار از اون طرف بادها صداي خنده مياد

00:01:50.090 --> 00:01:52.160
همه اين نشونه ها دارن به من ميگن که

00:01:52.160 --> 00:01:55.330
داريم به يک ميخونه نزديک جاده که براي مسافرهاي خسته است نزديک ميشيم

00:01:55.330 --> 00:01:56.970
براي اين جور کارها وقت نداريم

00:01:56.970 --> 00:01:58.430
الان يک روزه که هيچ کدوممون چيزي نخورديم

00:01:58.430 --> 00:02:00.740
قطعا اگه حالمون جا بياد سريع تر ميتونيم حرکت کنيم

00:02:00.740 --> 00:02:02.240
و من مطمئنم که متصدي ميخونه

00:02:02.240 --> 00:02:05.210
از اينکه توشه سفرمون رو برامون مهيا کنه خيلي خوشحال ميشه

00:02:05.210 --> 00:02:06.880
افتخاريه براي اينجا

00:02:06.880 --> 00:02:08.410
اوه ... نه
اجازه بدين ما پرداخت کنيم

00:02:08.410 --> 00:02:10.650
بعد از همه اون کارهايي که شما براي سرزمين هاي ميانه انجام دادين؟

00:02:10.650 --> 00:02:12.910
بگذارين بتونم ذره اي از زحمات شما رو جبران کنم

00:02:12.920 --> 00:02:15.920
ممنون آقا
خدا پشت و پناهتون باشه

00:02:18.790 --> 00:02:19.920
به سلامتي جست و جوگر

00:02:19.920 --> 00:02:22.060
به سلامتي جست و جوگر

00:02:22.060 --> 00:02:25.030
بله به سلامتي جست و جوگر

00:02:26.360 --> 00:02:29.300
انشاالله که در آتيش دنياي مردگان بسوزه

00:02:29.300 --> 00:02:32.600
متوجه حرفتون نشدم اقا

00:02:32.600 --> 00:02:34.740
اتفاقً خوب هم فهميدي چي گفتم
لعنت به جست و جوگر

00:02:34.740 --> 00:02:37.040
و همه اون رفقاي احمقش که باعث شدن حکومت رال منقرض بشه

00:02:37.040 --> 00:02:39.210
دارکن رال يک مستبد ظالم بود

00:02:39.210 --> 00:02:41.180
اوه ... اين بار چيزي که گفتي رو مي بخشم

00:02:41.180 --> 00:02:44.010
اون باعث شد که پسرهات برن جنگ
اون باعث شد تا به دخترانت تجاوز کنند

00:02:44.010 --> 00:02:45.780
نگاه کن ببين شدي مسخره دست اون

00:02:45.780 --> 00:02:48.450
لا اقل وقتي (دارکن رال)اينجا بود ازش دستور مي گرفتيم

00:02:48.450 --> 00:02:50.250
اين روزها اگه گرفتار راهزن نشي

00:02:50.250 --> 00:02:51.620
بانلينگ ها ترتيبت رو ميدن

00:02:51.620 --> 00:02:54.860
خدا منو ببخشه که روزهاي خوش قديمي رو فراموش کردم

00:02:54.860 --> 00:02:57.030
به سلامتي روزهاي قديمي

00:02:58.630 --> 00:03:03.570
خب خدا رو شکر توي اين جمع يه نفر ديگه عاقل پيدا شد

00:03:05.840 --> 00:03:07.900
يک بار اونقدر نزديک بودم

00:03:07.900 --> 00:03:09.500
که بتونم اون روزهاي قديمي رو دوباره برگردونم

00:03:09.510 --> 00:03:13.880
تا دارکن رال رو دوباره به زندگي و جايگاه واقعي اش برگردونم

00:03:13.880 --> 00:03:15.380
حرفات مثل قصه مي مونه

00:03:15.380 --> 00:03:17.110
اوه .. آره شبيه قصه مي مونه دوست من

00:03:17.110 --> 00:03:18.550
و از اينکه دارم اونها رو ميگم خوشحالم

00:03:18.550 --> 00:03:21.980
اوم ... اما گلوم خيلي خشک شده

00:03:23.590 --> 00:03:27.160
دو تا از بهترين آب جوهات رو بيار متصدي

00:03:30.930 --> 00:03:33.230
قول دادي که داستانت رو برام تعريف کني

00:03:33.230 --> 00:03:34.460
همين کار رو هم مي کنم

00:03:34.460 --> 00:03:37.000
اما بهت اطمينان ميدم که اين يک قصه نيست دوست من

00:03:37.000 --> 00:03:39.670
حقيقت اين ماجرا مثل حقيقت وجود خداست

00:03:39.670 --> 00:03:44.470
همه ماجرا از

00:03:44.470 --> 00:03:46.240
از يک بندرگاه شروع شد

00:03:46.240 --> 00:03:49.610
وقتي که هنوز دارکن رال بر مسند قدرت بود

00:03:52.680 --> 00:03:54.820
يکي از اون جاهايي که تونستم

00:03:54.820 --> 00:03:56.950
به خاطر دشمني با دارکن رال از اونجا سود ببرم

00:03:56.950 --> 00:03:59.520
بيايين جلو خانوم ها و آقايون

00:03:59.520 --> 00:04:02.990
عصبانيتتون رو به خاطر کسي که باعث درد و رنج شما شده

00:04:02.990 --> 00:04:05.030
سر من خالي کنين

00:04:06.430 --> 00:04:08.160
هر سه پرتاب يک شيلينگ

00:04:12.970 --> 00:04:15.800
دهاران هاي واقعي اومدن

00:04:27.480 --> 00:04:29.780
نه .. محض رضاي خدا من رو نکش

00:04:29.790 --> 00:04:31.790
من فقطداشتم براي سير کردن شکم خودم کار مي کردم

00:04:31.790 --> 00:04:33.020
اصلا قصد جسارت نداشتم

00:04:34.420 --> 00:04:36.190
خيلي مشهور شدي
ميدونستي؟

00:04:36.190 --> 00:04:39.260
استعداد بي نظيرت

00:04:39.260 --> 00:04:41.860
به گوش دارکن رال رسيده

00:04:41.860 --> 00:04:44.570
اون ميخواد که با تو خصوصي ديدار کنه

00:04:47.540 --> 00:04:49.240
به اين موضوع فکر کنين دارکن رال

00:04:49.240 --> 00:04:52.840
اون ميتونه در جايگاه شما در مراسم هاي تشريفاتي شرکت داشته باشه

00:04:52.840 --> 00:04:55.510
و به جاي شما به کارهاي بيهوده بپردازه

00:04:55.510 --> 00:04:58.850
اون مي تونه طعمه خوبي براي کساني که قصد جون شما رو دارن باشه

00:04:58.850 --> 00:05:00.180
هوم

00:05:02.050 --> 00:05:04.420
موثر واقع شد کاپيتان مالري

00:05:04.420 --> 00:05:06.320
سپاسگزارم لرد رال

00:05:06.320 --> 00:05:08.660
حقا که تاثيرگذار بود

00:05:08.660 --> 00:05:11.590
اون خيلي شبيه به منه

00:05:11.590 --> 00:05:13.800
خودم هم نمي دونستم شکم من اينطور بيرون زده

00:05:13.800 --> 00:05:15.100
دماغم هم مثل اسب مي مونه

00:05:15.100 --> 00:05:18.870
و موهاي سرم هم مثل موي تن موش مي مونه

00:05:20.400 --> 00:05:22.400
انگار يک سالي که

00:05:22.410 --> 00:05:24.170
به عنوان سنگ شکن کارگر معدن بودي

00:05:24.170 --> 00:05:26.070
باعث شده احساساتت قوي تر بشه

00:05:26.080 --> 00:05:27.440
ببرينش

00:05:27.440 --> 00:05:29.440
بدين به سگ ها تا بخورنش قبل از اينکه دشمنانم از اين موضوع سوء استفاده کنند

00:05:29.450 --> 00:05:32.080
لرد رال
ديگه بحث راجع به اين موضوع کافيه کاپيتان

00:05:32.080 --> 00:05:33.420
با کمال احترام و فروتني قربان

00:05:33.420 --> 00:05:35.350
من اين مرد رو به اينجا نياوردم

00:05:35.350 --> 00:05:36.890
که برامون مسخرگي کنه

00:05:36.890 --> 00:05:39.590
بلکه براي يک کار مهم تري آوردمش

00:05:39.590 --> 00:05:43.160
اگه شما به من اجازه بدين تا نشونتون بدم که چکاري مي تونم انجام بدم

00:05:43.160 --> 00:05:44.590
شما رو نااميد نمي کنم

00:05:46.960 --> 00:05:48.330
اگرمونت نظر تو چيه؟

00:05:48.330 --> 00:05:51.130
البته که موافق هستم سرور من

00:05:51.130 --> 00:05:52.870
اين مردک پست و فرومايه

00:05:52.870 --> 00:05:55.270
يک ذره از نجابت و درخشندگي شما رو نداره و نخواهد داشت

00:05:55.270 --> 00:05:58.840
اما اگه همونطور که کاپيتان مارلي ميگه
بتونه تغيير بکنه

00:05:58.840 --> 00:06:00.640
ممکنه به يک دردي بخوره

00:06:00.640 --> 00:06:03.850
يک روزي شما بايد دشمن خودتون رو متقاعد کنين

00:06:03.850 --> 00:06:05.480
که از دنيا رفتين

00:06:05.480 --> 00:06:08.150
اون موقع اين مردک براي اين متقاعدسازي به درد ميخوره

00:06:10.120 --> 00:06:12.190
قد اين مردک اندازه يک قارچه

00:06:12.190 --> 00:06:14.520
ميخواي با اين مشکل چکار کني؟
روي چوب وايسونيش

00:06:19.300 --> 00:06:21.030
ترا خدا

00:06:21.030 --> 00:06:25.230
ديگه حسابي دراز شدم
به خدا قسم که شدم

00:06:29.270 --> 00:06:31.040
خدا رو شکر

00:06:33.380 --> 00:06:35.210
هنوز دو بند انگشت ديگه مونده

00:06:35.210 --> 00:06:36.210
چي؟

00:06:36.210 --> 00:06:38.050
فقط چشمات رو ببند والتر

00:06:38.050 --> 00:06:40.120
و خودت رو در دريا تصور کن

00:06:40.120 --> 00:06:41.620
نه

00:06:43.390 --> 00:06:47.090
و در اون موقع ما مشکل قد والتر رو حل کرديم

00:06:47.090 --> 00:06:49.420
و اون موهاي زشتش رو رنگ کرديم

00:06:49.430 --> 00:06:52.890
اما هنوز يک کار ديگه لازم بود که انجام بشه

00:06:52.900 --> 00:06:55.430
بهت مياد مگه نه؟

00:06:55.430 --> 00:06:58.070
اما هنوز من هيچ راه حلي براي دماغ اين بشر نمي دونم

00:06:58.070 --> 00:07:01.670
اوه ... اين برجستگي وقتي اتفاق افتاد که من براي اولين بار در مقابل رال خطا کردم

00:07:01.670 --> 00:07:04.740
يک آدم مست با مشت به من زد و اين جوري دماغم رو از مفصلش جدا رکد

00:07:04.740 --> 00:07:06.370
وقتي که مشغول پذيرايي بودم

00:07:06.380 --> 00:07:08.210
من فقط اون رو با يه کم زغال سياه کرده بودم

00:07:08.210 --> 00:07:09.510
و هيچ کس از جمعيت هم عقلش نرسيد

00:07:09.510 --> 00:07:12.310
خب ديگه از يک آدم روستايي احمق غير از اين هم انتظار نميره

00:07:12.310 --> 00:07:14.550
اما اگه تو ميخواي از اين بسر براي دارکن رال استفاده اي پيدا کني

00:07:14.550 --> 00:07:17.620
بايد اون کساني رو خيلي به دارکن رال نزديک هستند و اون رو کاملاً مي شناسن رو هم متقاعد کني

00:07:17.620 --> 00:07:19.590
اوه ... نه
من ميتونم اين مشکل رو

00:07:19.590 --> 00:07:21.490
با يه کم خمير و عسل به صورت مرهم

00:07:21.490 --> 00:07:24.460
براي پنهان کردن اين دماغ بد فرم حل کنم

00:07:24.460 --> 00:07:27.430
اوم
نيازي به اين چيزها نيست

00:07:35.470 --> 00:07:36.970
عالي شد

00:07:36.970 --> 00:07:39.710
مردم دهاران

00:07:39.710 --> 00:07:44.480
در حالي که داريم با اقتدار به يک قرن ديگه نزديک ميشيم

00:07:44.480 --> 00:07:46.750
در حاي که همه متحد با هم در راستاي يک هدف هستيم

00:07:46.750 --> 00:07:48.680
ساکت شو
تا گوش هام به خون نيفتادن

00:07:48.680 --> 00:07:51.320
اگه مردم اين رو بشنون متوجه ميشن که فريب خوردند

00:07:51.320 --> 00:07:54.560
و اگه اين اتفاق بيفته

00:07:54.560 --> 00:07:57.390
لرد رال همونجا دستور ميده که سرهامون رو جدا کنن

00:07:57.390 --> 00:07:58.960
ژنرال

00:07:58.960 --> 00:08:01.160
اصلا احتياجي نيست که والتر حرفي بزنه

00:08:01.160 --> 00:08:04.230
تنها کاري که اون بايد بکنه اينه که در بالکن بايسته و نمايش بازي کنه

00:08:04.230 --> 00:08:06.630
و به جمعيت موج هيجان بده

00:08:06.640 --> 00:08:08.700
زود باش والتر
به ژنرال نشون بده که چقدر

00:08:08.700 --> 00:08:10.070
در ايجاد تحريک بين مردم استادي

00:08:18.380 --> 00:08:20.820
حالا اگه تو واقعا دلت ميخواد که

00:08:20.820 --> 00:08:24.320
پيش لرد رال بري و عيش اون رو به هم بزني

00:08:24.320 --> 00:08:28.490
و بهش بگي که بياد اينجا و اين آشفته بازار رو ببينه
خب برو

00:08:31.490 --> 00:08:32.730
قبوله

00:08:32.730 --> 00:08:34.460
ظاهرت رو درست کن

00:08:34.460 --> 00:08:37.100
خدا آخر عاقبت همه ما رو ختم به خير کنه

00:09:20.240 --> 00:09:23.010
و در اون زمان تحت آموزش هاي من

00:09:23.010 --> 00:09:26.450
والتر ديگه تونست به خوبي همه چيز رو ياد بگيره

00:09:26.450 --> 00:09:28.880
ما دو تا شديم دوست صميمي
من و والت

00:09:28.880 --> 00:09:31.090
و اون طلاهايي که به خاطر خدمتمون دريافت کرديم

00:09:31.090 --> 00:09:34.490
تماما صرف عياشي و خوش گذروني مون شد ... بله

00:09:34.490 --> 00:09:37.230
خيلي وقت از اون روزي که من اون رو

00:09:37.230 --> 00:09:39.990
توي خيابون شيپ هيون پيدا گردم ميگذره

00:09:40.000 --> 00:09:44.200
اما اون روزهاي خوب زياد دوام نياورد

00:09:44.200 --> 00:09:47.640
و وقتي که اون جست و جوگر ملعون سرورمون رو سرنگون کرد ... خب

00:09:47.640 --> 00:09:50.770
قصر نابود شد

00:09:50.770 --> 00:09:54.080
و خيلي زود توسط مردم خشمگين اشغال شد

00:09:54.080 --> 00:09:56.740
هموه براي چپاول و انتقام جويي گرسنه بودن

00:09:58.780 --> 00:10:01.920
اون رو بيار پايين

00:10:03.320 --> 00:10:06.190
نگاه کنين اين همون رال مسبتد و ظالمه

00:10:06.190 --> 00:10:07.590
انگاري بعد از همه اين جريان ها هنوز نمرده

00:10:07.590 --> 00:10:09.360
دارکن رال مرده

00:10:09.360 --> 00:10:11.490
و جست و جوگر اون رو کشته
من فقط بدلشم

00:10:11.490 --> 00:10:14.000
از کجا بدونيم اوني که مرده بدل نبوده

00:10:14.000 --> 00:10:16.360
و تو دارکن رال واقعي نيستي؟

00:10:16.370 --> 00:10:18.200
آره

00:10:25.510 --> 00:10:28.180
مالري

00:10:28.180 --> 00:10:29.940
خدا عمرت بده دوست قديمي

00:10:29.950 --> 00:10:31.410
بگيرينش

00:10:33.150 --> 00:10:36.620
و بعد جمعيت همه جا رو گرفت

00:10:36.620 --> 00:10:38.620
و تو هم ديگه اون رو هيچ وقت نديدي؟

00:10:38.620 --> 00:10:41.220
اوه ... نه نه نه نه
من اون رو دوباره ديدم

00:10:41.220 --> 00:10:43.560
من فقط تازه اول قصه رو برات تعريف کردم

00:10:43.560 --> 00:10:47.600
هنوز اتفاق هايي مثل بدست آوردن گنج ... خون ريزي

00:10:47.600 --> 00:10:51.700
خيانت و مهم تر از همه اونها گذروندن با خانوم ها مونده

00:10:51.700 --> 00:10:53.870
پس چرا دست دست مي کني
ادامه بده

00:10:53.870 --> 00:10:57.510
پس دوست من به يه پيمانه شراب ديگه احتياج داره

00:11:02.700 --> 00:11:04.570
بعد از سقوط دارکن رال

00:11:04.570 --> 00:11:06.570
شرايط براي دهاران ها سخت شده بود

00:11:06.570 --> 00:11:09.670
ديگه دستمزدي در کار نبود
چپاولي هم در کار نبود

00:11:09.670 --> 00:11:12.110
غارتي هم در کار نبود

00:11:12.110 --> 00:11:15.410
اما من براي بخت و اقبال خودم يک نقشه داشتم

00:11:15.410 --> 00:11:18.980
اما براي اون لازم بود تا دوباره دوست قديمي خودم والتر رو پيدا مي کردم

00:11:18.980 --> 00:11:20.280
چطور تونستي پيداش کني؟

00:11:20.280 --> 00:11:22.790
خب من ميدونستم که اون به يک نوع آبجو بيشتر علاقه داره

00:11:22.790 --> 00:11:25.360
بنابراين دنبالش در ميخونه ها گشتم

00:11:25.360 --> 00:11:27.760
داشتم نااميد مي شدم تا اينکه يک شب

00:11:27.760 --> 00:11:31.260
وارد يه جاي مرطوبي شدم

00:11:31.260 --> 00:11:36.230
که معمولاً چند دقيقه اي رو در اونجا مي گذروندم

00:11:36.230 --> 00:11:38.970
فکر کردي که ميتوني با اين پول من رو خر کني آره؟

00:11:38.970 --> 00:11:41.370
نه من فکر مي کردم که اونها سکه مسي هستند
به جون خودت قسم

00:11:41.370 --> 00:11:42.910
اوني که خر شده من هستم

00:11:42.910 --> 00:11:45.440
زذل دروغگو

00:11:48.110 --> 00:11:50.580
حاکم ظالم هنوز زنده است

00:11:50.580 --> 00:11:51.750
والتر

00:11:54.720 --> 00:12:00.420
هر کس ميخواد اون رو بکشه اول بايد از روي جنازه من رد بشه

00:12:00.420 --> 00:12:01.820
همراه من بيا

00:12:14.370 --> 00:12:18.170
مالري دوست قديمي

00:12:18.180 --> 00:12:20.280
از اينکه دوباره مي بينمت خيلي خوشحالم والتر

00:12:21.680 --> 00:12:24.510
اين بار دفعه دومي بود که جون من رو نجات دادي

00:12:24.520 --> 00:12:27.120
اصلا انتظارش رو نداشتم که تو به داد من برسي

00:12:28.420 --> 00:12:30.390
اي کاش شبيه يه نفر ديگه بودم

00:12:30.390 --> 00:12:33.090
والتر اون کسي که تو شبيه اش هستي باعث ميشه تا ما رستگار بشيم

00:12:33.090 --> 00:12:35.860
تنها کاري که تو بايد بکني اينه که مورد-سيف رو فريب بدي

00:12:35.860 --> 00:12:37.190
به اينکه تو دارکن رال واقعي هستي

00:12:37.190 --> 00:12:39.030
مورد-سيف؟
نکنه عقلت رو از دست دادي؟

00:12:39.030 --> 00:12:40.860
خواهر ها در معبد جاندرلين هستند و

00:12:40.860 --> 00:12:42.230
از يک گنجينه محافظت مي کنند

00:12:42.230 --> 00:12:43.530
گنجينه اي که خود دارکن رال اون رو انبار کرده

00:12:43.530 --> 00:12:45.740
بنابراين وقتي که سرور واقعي اونها بهشون دستور بده

00:12:45.740 --> 00:12:47.140
که اون رو برگردونند

00:12:47.140 --> 00:12:50.670
اونوقت ما ديگه براي باقيمونده عمرمون به اندازه کافي طلا و جواهر داريم

00:12:50.670 --> 00:12:52.180
تا حالا فکر کردي

00:12:52.180 --> 00:12:56.210
که اون زن ها با اون چوب هايي که دستشون هست

00:12:56.210 --> 00:12:57.980
چطور مي تونند مردها رو شکنجه بدن؟

00:12:57.980 --> 00:13:00.520
اونها هيچ وقت به خودشون اين اجازه رو نميدن

00:13:00.520 --> 00:13:02.050
که از چوب دستي هاشون بر عليه سرور واقي شون استفاده کنند

00:13:02.050 --> 00:13:03.150
من هم که سرور واقعي شون نيستم

00:13:03.150 --> 00:13:05.820
و براي اين نقشه ما بايد به اونها نزديک بشيم

00:13:05.820 --> 00:13:08.060
و بعد اونها متوجه مي شن
والتر

00:13:08.060 --> 00:13:10.560
فقط کافيه چشم هات رو ببندي

00:13:10.560 --> 00:13:14.300
و تصور کني که در دريا هستي

00:13:14.300 --> 00:13:16.330
آخرين باري که يادم مياد بهم اين حرف رو زدي

00:13:16.330 --> 00:13:19.100
شونه هام داشتن از جاشون در ميرفتن

00:13:19.100 --> 00:13:20.800
اما اين دفعه والتر

00:13:20.800 --> 00:13:24.910
ما به اون گنجينه دست پيدا مي کنيم و بعد با اون به يک سفر دريايي به مريلاندريا ميريم

00:13:24.910 --> 00:13:27.980
و اون وقت يک زندگي راحت رو

00:13:27.980 --> 00:13:29.710
با سپري کردن اقيانوس ها

00:13:29.710 --> 00:13:32.920
گردش در دشت هاي طلايي

00:13:32.920 --> 00:13:36.920
و هر شب يک خانوم متفاوت ميگذرونيم

00:13:38.360 --> 00:13:41.090
من به همون يه دونش هم قانعم

00:13:41.090 --> 00:13:42.190
البته اگه دختر درستي باشه

00:13:42.190 --> 00:13:44.260
پس برات يک درخت درست و حسابي پيدا مي کنيم

00:13:44.260 --> 00:13:48.230
اما اول کار
ما به اون گنجينه نياز داريم

00:13:48.230 --> 00:13:50.100
نظرت چيه؟

00:13:51.270 --> 00:13:54.400
لرد رال حقيقت داره

00:13:56.340 --> 00:13:58.110
شما هنوز زنده هستين

00:14:00.840 --> 00:14:04.410
برخيزين خواهران آژيل به دست

00:14:07.950 --> 00:14:10.050
چطور مي تونيم به شما خدمت کنيم سرور من؟

00:14:10.050 --> 00:14:12.460
من براي گنجينه ام به اينجا اومدم

00:14:12.460 --> 00:14:14.660
به روي چشم قربان

00:14:14.660 --> 00:14:18.790
اما قبلش من و لرد رال به يک غذاي خوب

00:14:18.800 --> 00:14:21.730
و يک حمام داغ احتياج داريم

00:14:21.730 --> 00:14:23.830
لرد رال از سفرشون خسته شده اند

00:14:23.830 --> 00:14:27.200
و با اينکه به وسيله توانايي هاي يک مورد-سيف ارضا بشند

00:14:27.200 --> 00:14:31.740
هيچ مشکلي ندارند

00:14:31.740 --> 00:14:34.140
به روي چشم کاپيتان مالري

00:14:34.140 --> 00:14:36.810
سريعا آماده ميشه

00:14:36.810 --> 00:14:38.810
چرا اونجا ورماسيدي؟

00:14:38.820 --> 00:14:41.780
به همون اندازه اي که ابلهي کر هم هستي؟

00:14:41.790 --> 00:14:44.990
نه بانوي من
الان حمام رو آماده مي کنم

00:14:44.990 --> 00:14:46.860
شام رو هم آماده کن همين حالا

00:14:46.860 --> 00:14:48.720
البته بانوي من

00:15:02.970 --> 00:15:05.740
فکر نمي کنم که بايد بيشتر از اين سفرمون رو به تاخير بندازيم

00:15:05.740 --> 00:15:07.240
کاپيتان مالري

00:15:07.240 --> 00:15:10.950
بعد از همه اين اتفاقات سرنوشت دهاران ها در خطره

00:15:10.950 --> 00:15:14.750
از خود گذشتگي شما نسبت به وظيفه تون هميشه شايسته ستايشه لرد رال

00:15:14.750 --> 00:15:18.960
اما ازتون خواهش مي کنم که يه مقدار به فکر خودتون هم باشين

00:15:18.960 --> 00:15:21.520
بعداز از همه سختي هايي که در اين چند ماه کشيدين

00:15:21.530 --> 00:15:24.090
لياقت اين رو دارين که يک شب رو خوش باشين

00:15:31.230 --> 00:15:33.600
چطور يک خدمتکار پست و فرومايه

00:15:33.600 --> 00:15:35.570
جرات ميکنه مستقيم به چشم هاي لرد رال نگاه کنه؟

00:15:35.570 --> 00:15:37.670
نزنش

00:15:41.580 --> 00:15:42.810
سرور من؟

00:15:42.810 --> 00:15:46.920
شما ميتوني با اين خدمتکار ملايم تر هم رفتار کني

00:15:46.920 --> 00:15:49.890
يا اينکه دچار خشم و غضب من ميشي

00:15:51.250 --> 00:15:52.860
بله سرور من

00:16:05.500 --> 00:16:07.900
داراي تلاش مي کني که ما رو به کشتن بدي؟

00:16:07.900 --> 00:16:11.010
لرد رال واقعي هيچ وقت به خمتکار ها ترحم نشون نمي داد

00:16:11.010 --> 00:16:12.640
اونها خيلي ظالمانه رفتار مي کنند

00:16:12.640 --> 00:16:15.210
و چقدر ميتونن ظالم باشند

00:16:15.210 --> 00:16:16.850
وقتي که بفهمن يه دستي خورد ابله جان؟

00:16:16.850 --> 00:16:19.250
من اون کسي بودم که بايد اين جا رو ترک کنيم

00:16:19.250 --> 00:16:20.720
اگه تلاش کنيم و بخواهيم که الان اينجا رو ترک کنيم

00:16:20.720 --> 00:16:23.990
و چيزي رو که خواسته بوديم رو بي خيالش بشيم

00:16:23.990 --> 00:16:26.660
اونها مشکوک ميشن

00:16:28.130 --> 00:16:32.090
لرد رال خوابگاهتون آماده است

00:16:32.000 --> 00:16:33.960
ميتونم شخصا اون رو به شما نشون بدم؟

00:16:33.960 --> 00:16:36.730
اوم

00:16:38.770 --> 00:16:42.510
من زياد ميلي به عضق بازي ندارم

00:16:42.510 --> 00:16:44.810
اما به شما دستور ميدم که

00:16:44.810 --> 00:16:48.380
کاپيتان مارلي رو به خوابگاهشون راهنمايي کنين

00:16:48.380 --> 00:16:51.610
و سعي نکنين که باعث رنجشش بشين

00:16:51.620 --> 00:16:53.980
چون که اونوقت شرمنده من ميشين

00:16:53.980 --> 00:16:56.790
هر چه شما دستور بدين سرور من

00:16:56.790 --> 00:17:00.560
ميرم که براتون لباس بيارم کاپيتان

00:17:02.290 --> 00:17:04.390
والتر؟
هوم

00:17:04.390 --> 00:17:08.560
تو بهترين دوستي هستي که يه آدم ميتونه داشته باشه

00:17:08.570 --> 00:17:12.370
اون شبي که من و والتر در معبد گذرونديم

00:17:12.370 --> 00:17:15.500
ارزش همه اون سختي هايي که براش کشيديم رو داشت

00:17:15.510 --> 00:17:17.870
خيلي

00:17:20.340 --> 00:17:23.380
به شما اطمينان ميدم سرور من
از وقتي که شما اين گنجينه رو به امانت به ما دادين

00:17:23.380 --> 00:17:25.050
دست نخورده باقي مونده

00:17:25.050 --> 00:17:26.050
خوبه

00:17:37.090 --> 00:17:39.700
اينها رو داخل يه واگن قرار بدين
همين حالا

00:17:39.700 --> 00:17:42.530
بايد اين قدر زود ما رو ترک کنين لرد رال؟

00:17:42.530 --> 00:17:44.370
من در سرزمين هاي ميانه دشمن هاي زيادي دارم

00:17:44.370 --> 00:17:46.800
بيشتر از اوني که بتونيم در حال حاضر باهاشون روبرو بشيم

00:17:46.800 --> 00:17:48.970
بنابراين من به سرزمين هاي جنوبي ميرم

00:17:48.970 --> 00:17:51.210
تا بتونم در اونجا ارتشي رو اجير کنم

00:17:51.210 --> 00:17:54.410
و با اون بتونم دوباره دهاران ها رو تقويت کنم

00:17:54.410 --> 00:17:56.910
نقشه هوشمندانه ايه سرور من

00:17:56.910 --> 00:17:59.580
شما به همراه خواهرانت بايد ما رو

00:17:59.580 --> 00:18:01.520
تا بندر اسکورت کنين تا مطمئين بشين که ما سالم مي رسيم

00:18:10.460 --> 00:18:14.230
نقشه واقعي مون اين بود که يک قايق براي رفتن به ماريلندريا بگيريم

00:18:14.230 --> 00:18:15.660
اما من ميدونستم که نياز به محافظت داريم

00:18:15.670 --> 00:18:17.400
تا بتونيم از بين راهزن ها و سارق هاي

00:18:17.400 --> 00:18:18.800
کوسهتان آهن عبور کنيم

00:18:18.800 --> 00:18:21.070
و نقشه مون تقريبا داشت پيش مي رفت که
وايسا

00:18:21.070 --> 00:18:22.540
اگر که به خاطر دخالت

00:18:22.540 --> 00:18:24.440
اون فاحشه هاي مورد-سيف نبود

00:18:24.440 --> 00:18:28.280
لرد رال اين هم از معتمدترين خادم شما

00:18:28.280 --> 00:18:30.550
ژنرال اگرمونت

00:18:30.050 --> 00:18:32.950
اون تنها کسي بود که در سرتاسر دنيا

00:18:32.950 --> 00:18:36.450
ميدونستيم که امکان نداره بتونيم اون رو فريب بديم

00:18:42.330 --> 00:18:43.970
اون اينجا چيکار مي کنه؟

00:18:43.970 --> 00:18:45.770
ما پي اون فرستاديم سرور من

00:18:45.770 --> 00:18:47.440
شما به همه نيروهاتون احتياج دارين

00:18:47.440 --> 00:18:49.440
اگر ميخواهين که شکوه دهاران ها رو برگردونين

00:18:49.440 --> 00:18:51.240
زده به سرت؟

00:18:51.240 --> 00:18:53.310
مگه نمي دوني که ژنرال اگرمونت يه خائنه

00:18:53.310 --> 00:18:55.840
اون سعي داشت تا حکومت رو به زور غصب کنه
بله

00:18:55.850 --> 00:18:58.680
من از اين موضوع بي اطلاع بودم
لطفا عذرخواهي من رو بپذريرين سرور من

00:18:58.680 --> 00:19:00.450
فقط به يک شرط لرد رال تو رو مي بخشند که

00:19:00.450 --> 00:19:03.920
اگرمونت و همه همراهانش رو بکشي

00:19:03.920 --> 00:19:06.690
به خواهرانت دستور بده که حمله کنند

00:19:06.690 --> 00:19:08.390
قبل از اينکه اون ما رو به قتل برسونه

00:19:08.390 --> 00:19:10.060
شنيدين که لرد رال چي گفت

00:19:10.060 --> 00:19:13.430
همه رو نابود کنين

00:19:25.940 --> 00:19:28.810
وقتي که اون مورد-سيف مرد

00:19:30.880 --> 00:19:34.280
فهميدم که تازه شروع دردسرهاست

00:19:34.280 --> 00:19:36.020
منظورت چيه؟

00:19:36.020 --> 00:19:37.450
خب اون مرده بود رفيق

00:19:37.450 --> 00:19:40.520
روح اون به دنياي مردگان رفته بود

00:19:40.520 --> 00:19:42.890
شگفت زدگي اون رو

00:19:42.890 --> 00:19:46.830
وقتي خودش رو در مقابل لرد رال عصباني ببينه تصور کن

00:19:46.830 --> 00:19:49.260
و تصور کن که چقدر لرد رال ناراحت ميشه

00:19:49.270 --> 00:19:52.370
وقتي که بفهمه مورد-سيف هاي وفادار بهش

00:19:52.370 --> 00:19:55.540
به وسيله دو نفر شياد تيغ زده شدند

00:20:04.580 --> 00:20:07.680
من دليرانه در کنار والتر جنگيدم

00:20:07.680 --> 00:20:10.450
اما در نهايت ما پيروز شديم

00:20:13.320 --> 00:20:14.420
چرا داري با ما مي جنگي؟

00:20:14.420 --> 00:20:17.390
لرد رال به من دستور داده

00:20:17.390 --> 00:20:19.860
لرد رال مرده

00:20:23.630 --> 00:20:26.470
بنابراين اينطور نتيجه مي گيرم که اون مرد يک شياده

00:20:26.470 --> 00:20:30.040
يک بدل که لرد رال اون رو استخدام کرده بوده

00:20:33.980 --> 00:20:37.250
اگرمونت به خاطر گستاخي ات بايد از من عذرخواهي کني

00:20:37.250 --> 00:20:40.820
و گرنه تو و همراهانت تا آخر عمر نتيجه کارتون رو ميبينين

00:20:42.420 --> 00:20:43.850
حتماً

00:20:43.850 --> 00:20:47.220
اما اگه تونستي به ما ثابت کني که تو لرد رال واقعي هستي

00:20:47.220 --> 00:20:48.760
با يک سوال که به من بگي

00:20:48.760 --> 00:20:51.590
در مهموني پرنسس وايولت از تامارانگ

00:20:51.590 --> 00:20:54.300
چي باعث سرگرمي مهمون هاش ده بود؟

00:20:58.300 --> 00:20:59.730
يک دلقک

00:20:59.740 --> 00:21:03.040
نه والتر

00:21:03.040 --> 00:21:05.410
يک خيمه شب باز بود

00:21:05.410 --> 00:21:07.740
شما همتون يه دستي خوردين

00:21:07.740 --> 00:21:11.050
هوم ... نه نه نه

00:21:11.050 --> 00:21:12.350
ميدوني ... آه

00:21:15.680 --> 00:21:17.690
نه

00:21:17.690 --> 00:21:19.950
نميخواد بکشيش

00:21:21.390 --> 00:21:24.060
سرور من اين مرد خودش رو جاي شما زده

00:21:24.060 --> 00:21:25.230
و ميخواسته که طلاهاي شما رو بدزده

00:21:25.230 --> 00:21:27.860
بله همين الان از يک مورد-سيف مرده

00:21:27.860 --> 00:21:31.600
خبر ها رو شنيدم

00:21:31.600 --> 00:21:34.040
اما زنده اين شارلاتان به درد من ميخورده

00:21:34.040 --> 00:21:37.840
شايد هم يک روز مرده اش به درد من بخوره

00:21:37.840 --> 00:21:39.970
اون رو به سياه چال بندازين

00:21:39.980 --> 00:21:41.940
ولي مراقب چهره و صورتش باشين

00:21:41.940 --> 00:21:46.010
تا در آينده بتونم ازش استفاده کنم

00:21:46.020 --> 00:21:48.080
همراه افرادت در معبد بمون

00:21:48.080 --> 00:21:51.720
و با تمام وجودت ازش نگهباني کن تا من دوباره پيشت بيام

00:21:53.590 --> 00:21:55.820
نه ... ترا خدا

00:21:59.030 --> 00:22:01.330
اين اتفاق تقريبا مال سال پيش بود

00:22:01.330 --> 00:22:07.770
ديگه از اون موقع تا حالا ديگه والتر بيچاره رو نديدم

00:22:07.770 --> 00:22:12.170
شک ندارم که الان که ما داريم با همديگه صحبت مي کنيم اون در سياه چال مورد-سيف هاست

00:22:13.540 --> 00:22:16.180
بخور والتر

00:22:30.360 --> 00:22:32.460
نمي فهمم

00:22:32.460 --> 00:22:34.630
الان ديگه ميبود بهش رسيده باشيم

00:22:34.630 --> 00:22:36.600
شايد رسيديم

00:23:24.510 --> 00:23:26.810
زد

00:23:37.660 --> 00:23:39.390
به من دستور بدين معترف

00:23:39.390 --> 00:23:40.500
داکرا رو خارج کن

00:23:47.240 --> 00:23:49.900
اوه ... اوه ازت ممنونم کيلن

00:23:51.270 --> 00:23:53.510
کتيبه والدري
ميدوني که اون کجاست؟

00:23:53.510 --> 00:23:54.840
جواب سوالش رو بده

00:23:54.840 --> 00:23:56.010
بنده رو عفو کنين مادر معترف

00:23:56.010 --> 00:23:58.350
من چيزي راجع به کتيبه نمي دونم

00:23:59.650 --> 00:24:01.980
خواهران تاريکييه چيز با ارزشي رو از جست و جوگر

00:24:01.980 --> 00:24:04.750
دزديدن و با خودشون بردن
اون کجاست؟

00:24:04.750 --> 00:24:06.590
بايد کار خواهر ماريانا باشه

00:24:06.590 --> 00:24:10.020
اوه به ما دستور داد که اينجا منتظر شما باشيم و به شما و جست و جوگر حمله کنيم

00:24:10.030 --> 00:24:13.360
و حداقل جلوتون رو بگيريم اگه نتونستيم شما رو بکشيم

00:24:13.360 --> 00:24:15.030
لطفا من رو ببخشين بانوي من

00:24:15.030 --> 00:24:16.260
از کدوم طرف رفته؟

00:24:16.270 --> 00:24:18.800
به سمت غرب
راه بيفتين بريم

00:24:22.140 --> 00:24:24.740
ژنرال

00:24:24.740 --> 00:24:28.240
اين زن مدعي هست که لرد رال به اون گفته که به اينجا بياد تا در اينجا اون رو ملاقات کنه

00:24:28.240 --> 00:24:32.280
خواهر ماريانا
باوفاترين خدمتکار لرد رال

00:24:32.280 --> 00:24:37.420
روزي که منتظرش بوديم بالاخره فرا رسيد

00:24:37.420 --> 00:24:38.820
ولي لرد رال اينجا نيست

00:24:38.820 --> 00:24:41.220
من قدرت اين رو دارم که ايشون رو احضار کنم

00:24:56.640 --> 00:24:59.110
هنوز اون کتيبه رو در اختيار داري؟

00:24:59.110 --> 00:25:02.410
I wouldn't have dared to appear
before you without it.

00:25:03.950 --> 00:25:06.810
سرور من
من دستور شما رو اجرا کردم

00:25:06.820 --> 00:25:09.750
و شخصا بر روي زنداني کردن اون زنداني نظارت داشتم

00:25:09.750 --> 00:25:13.350
خوشحالم که اين رو مي شنوم

00:25:13.360 --> 00:25:17.930
چون که الان وقت اون رسيده که دوست قديميمون والتر

00:25:17.930 --> 00:25:19.290
بميره

00:25:30.860 --> 00:25:32.870
اين پايين خيلي سرده

00:25:32.870 --> 00:25:34.500
لطفا اين موضوع رو به هيچ کسي نگين

00:25:34.500 --> 00:25:36.670
اما من براتون عرقنيشکر آوردم

00:25:36.670 --> 00:25:39.610
لااقل باعث ميشه شما يه کم گرم بشين

00:25:54.790 --> 00:25:57.960
اينها رو بپوش ... عجله کن
اينجا چه خبره؟

00:25:57.960 --> 00:26:01.290
وقتي رفتيم بيرون برات تعريف مي کنم
زود باش

00:26:09.600 --> 00:26:11.470
هيچ کسي دنبالمون نمياد

00:26:11.470 --> 00:26:14.270
به زودي ميان

00:26:14.270 --> 00:26:16.180
براي چي داري به من کمک مي کني؟

00:26:16.180 --> 00:26:17.910
تو خيلي شبيه مني

00:26:20.710 --> 00:26:23.880
قبلا کسي رو مثل خودم نديده بودم

00:26:25.320 --> 00:26:27.320
بايد به رفتن ادامه بديم

00:26:28.990 --> 00:26:30.690
اون فرار کرده

00:26:30.690 --> 00:26:32.120
خواهرهاي من اون رو برميگردونن

00:26:32.130 --> 00:26:34.160
سوارکارن من اون رو زودتر پيدا مي کنن و برميگردونن

00:26:34.160 --> 00:26:36.400
برين

00:26:45.940 --> 00:26:47.910
رال؟

00:26:50.380 --> 00:26:52.610
نه .. نه نه من اون نيستم
به خدا قسم که من اون نيستم

00:26:52.610 --> 00:26:54.410
من فقط يه آدم بدبخت هستم که شبيه اونم

00:26:54.410 --> 00:26:55.710
داره راست ميگه

00:26:55.720 --> 00:26:57.780
من ديدم که خوارهان تاريکي ميخواستند

00:26:57.780 --> 00:26:59.250
روح دارکن رال واقعي رو احضار کنند

00:26:59.250 --> 00:27:02.020
من نمي تونم دارکن رال باشم ... نمي بينيد؟
من شبيه روح نيستم

00:27:02.020 --> 00:27:04.920
بيا جلو به من دست بزن

00:27:04.920 --> 00:27:06.460
اوه ... البته نه با شمشير

00:27:06.460 --> 00:27:08.460
احتياجي به دست زدن به تو نيست

00:27:08.460 --> 00:27:11.060
واضحه که تو دارکن رال واقعي نيستي

00:27:11.060 --> 00:27:12.530
اين خواهر تاريکي که ميگي

00:27:12.530 --> 00:27:14.400
آيا اون کتيبه همراهشه؟

00:27:14.400 --> 00:27:15.970
بله

00:27:15.970 --> 00:27:19.910
ترا خدا به ما کمک کنين

00:27:19.910 --> 00:27:21.840
اون ها تصميم گرفتن که والتر رو بکشن

00:28:00.350 --> 00:28:02.780
ممنون از اينکه جون ما رو نجات دادين

00:28:02.780 --> 00:28:04.150
ما ديگه به راه خودمون ميريم

00:28:04.150 --> 00:28:06.080
ديگه نميخواهيم براي هيچ کسي دردسر ايجاد کنيم باشه

00:28:06.090 --> 00:28:07.520
شما هيچ جا نميرين

00:28:07.520 --> 00:28:08.920
اوه

00:28:11.660 --> 00:28:14.590
خواهر تاريکي همراه کتيبه در معبده

00:28:14.590 --> 00:28:15.830
بايد وارد اونجا بشيم و کتيبه رو بدست بياريم

00:28:15.830 --> 00:28:18.430
نيازي به بار اضافي نيست

00:28:18.430 --> 00:28:20.300
راجع بهش فکر کن

00:28:20.300 --> 00:28:22.630
دارکن رال درست يک نفر که خيلي شبيه خودش هست رو در اين قصر زنده نگه داشته

00:28:22.640 --> 00:28:24.240
جايي که قراره اون توسط  خواهر تاريکي

00:28:24.240 --> 00:28:26.640
و به کمک يک مرد-سيف احضار بشه

00:28:26.640 --> 00:28:28.710
اون تمام جادوهايي رو که لازم داره

00:28:28.710 --> 00:28:31.510
تا به دنياي زنده ها برگرده رو در اختيار داره

00:28:31.510 --> 00:28:34.050
البته در بدن اين شخص

00:28:34.050 --> 00:28:35.210
چي؟

00:28:35.210 --> 00:28:36.350
ما نمي تونيم اون رو همين جوري رها کنيم

00:28:36.350 --> 00:28:38.320
و ريسک اين رو که ممکنه دارکن رال دوباره اون رو بدست بياره بپذيريم

00:28:38.320 --> 00:28:41.690
ما به معبد حمله مي کنيم
کتيبه رو بدست مياريم

00:28:41.690 --> 00:28:43.490
و بعد تصميم مي گيريم که با اونها چيکار کنيم

00:28:43.490 --> 00:28:45.190
بهتره تا قبل از اينکه لرد رال اين جنازه ها رو به صورت بانلينگ برگردونه

00:28:45.190 --> 00:28:47.990
اونها رو بسوزوني

00:29:05.140 --> 00:29:07.880
عجب اتفاق جالب و نادري

00:29:07.880 --> 00:29:11.780
که من همه دوستان قديمي رو در يک جا مي بينم

00:29:11.780 --> 00:29:15.150
به هر حال والتر بايد بگم که من از تو خوش تيپ تر و خوش قيافه ترم

00:29:15.150 --> 00:29:18.460
ما مي دونيم که قراره تو با اون چيکار کني

00:29:18.460 --> 00:29:20.490
و قطعا اجازه نميديم که همچين اتفاقي بيفته

00:29:20.490 --> 00:29:24.560
نه ... يه حسي به منميگه که شما بيشتر از اين هم اجازه ميدين

00:29:24.560 --> 00:29:27.100
شما هم مجبورين اون رو براي من بکشين

00:29:27.100 --> 00:29:30.470
و بعد دوست جديد خواهر تاريکيتون به اينجا مياد

00:29:30.470 --> 00:29:32.370
تا روح من رو در بدن اين مرد احضار کنه

00:29:32.370 --> 00:29:36.580
و کاراي دوست داشتني هم به مننفسزندگي ميده

00:29:36.580 --> 00:29:39.040
تا دوباره زنده بشم

00:29:39.050 --> 00:29:40.380
انگار مشاعرت رو به کل از دست دادي

00:29:40.380 --> 00:29:44.220
خلاف حرف شما من کاملا معقول و واضح هستم

00:29:44.220 --> 00:29:45.720
تو چطور برادر؟

00:29:45.720 --> 00:29:50.360
يا اينکه لازمه که بهت يادآوري کنم که بدون اون کتيبه

00:29:50.360 --> 00:29:52.890
تو هيچ وقت نمي توني اون گسستگي رو برطرف کني؟

00:29:52.890 --> 00:29:54.490
بعد نگهبان دنياي مردگان پيروز ميشه

00:29:54.490 --> 00:29:58.860
و هر کسي که در اين دنيا زنده است خواهد مرد

00:29:58.870 --> 00:30:02.830
اما اگه همونطور که من ازت ميخوام اين کار رو انجام بدي

00:30:02.840 --> 00:30:05.040
من خودم شخصا اون کتيبه رو در دستت ميگذارم

00:30:05.040 --> 00:30:08.110
چي شده يک دفعه تو دلت خواسته که نگهبان دنياي مردگان مغلوب بشه؟

00:30:08.110 --> 00:30:10.610
من دلم ميخواد که دوباره زندگي کنم

00:30:10.610 --> 00:30:14.810
تو و همه مردم بايد اين رو درک کنيد که من

00:30:14.810 --> 00:30:19.520
مزه سيب رسيده رو فراموش کردم

00:30:19.520 --> 00:30:22.920
فشار گرمابخش يک زن خوب کنار دستم

00:30:24.320 --> 00:30:26.530
اما بايد اين رو هم بگم

00:30:26.530 --> 00:30:29.960
که روح بودن هم مزاياي خودش رو داره

00:30:29.960 --> 00:30:33.800
به عنوان مثال ميتونم جلوي خواهر ماريانا ظاهر بشم

00:30:33.800 --> 00:30:36.540
خيلي سريع تر از شما که بخواهين خودتون رو به معبد برسونين

00:30:36.540 --> 00:30:39.670
اون وقت مجبور ميشم که بهش دستور بدم که کتيبه رو بسوزونه

00:30:39.670 --> 00:30:42.370
و اون وقت شکست شما حتمي ميشه

00:30:42.380 --> 00:30:46.340
خب با اين تعاريف آيا معامله رو قبول مي کنين

00:30:46.350 --> 00:30:48.210
يا نه؟

00:30:54.350 --> 00:30:56.410
اگه ما پيشنهاد دارکن رال رو رد کنيم

00:30:56.410 --> 00:30:58.880
کتيبه قبل از اينکه ما به معبد برسيم تبديل به خاکستر شده

00:30:59.380 --> 00:31:02.020
من هيچ وقت فکرشو نمي کردم که همچين حرفي رو بزنم
اما اون حروم زاده منحرف

00:31:02.020 --> 00:31:03.620
براي ما ديگه راه چاره اي باقي نگذاشته

00:31:03.620 --> 00:31:07.090
ما نمي تونيم همين جوري والتر رو بکشيم

00:31:07.090 --> 00:31:09.130
شايد مجبور نباشيم اين کار رو بکنيم

00:31:09.130 --> 00:31:12.600
چثدر به بدني که باهشا به دنيا اومدي علاقه مندي؟

00:31:12.600 --> 00:31:15.830
من هر کاري ميکنم که بتونم چهره خودم رو عوض کنم

00:31:15.830 --> 00:31:17.470
فکر کنم که بتونيم اين کار رو برات انجام بديم

00:31:17.470 --> 00:31:19.440
چطوري؟

00:31:19.440 --> 00:31:21.470
ما با استفاده از جادو

00:31:21.470 --> 00:31:25.280
روح تو رو در يکي از جنازه ها قرار ميديم
و تو رو به زندگي برميگردونيم

00:31:25.280 --> 00:31:28.310
و روح رال رو در جنازه والتر قرار ميديم

00:31:28.310 --> 00:31:30.850
دقيقاً

00:31:30.850 --> 00:31:33.580
عجله کنين و يکي از جنازه ها رو انتخاب کنين

00:31:34.990 --> 00:31:37.320
اوه

00:31:37.320 --> 00:31:39.020
تو انتخاب کن

00:31:39.020 --> 00:31:40.220
من؟

00:31:40.220 --> 00:31:43.630
آره ... اگه قراره من يک بدن تازه داشته باشم

00:31:43.630 --> 00:31:46.660
دوست دارم که مورد رضايت تو هم باشه

00:31:46.660 --> 00:31:48.630
بيا

00:31:48.630 --> 00:31:51.500
زد وقتي که رال رو در بدن جديدش قرار داديم

00:31:51.500 --> 00:31:55.040
نمي تونيم همين جوري بهش اعتماد کنيم که اون کتيبه رو برامون بياره

00:31:55.040 --> 00:31:57.370
تو بايد از اون اعتراف بگيري

00:31:57.380 --> 00:32:00.940
روح رال از اعتراف آزاده

00:32:02.810 --> 00:32:04.980
اما يه راه ديگه هم هست

00:32:04.980 --> 00:32:07.050
مطمئني که اين کار جواب ميده؟

00:32:07.050 --> 00:32:10.320
نگران نباش من يک بار اين کار رو خودم امتحان کردم و جواب داده

00:32:10.320 --> 00:32:11.660
باشه

00:32:11.660 --> 00:32:13.790
اوه ..
درد هم داره؟

00:32:13.790 --> 00:32:15.290
تلاشم رو مي کنم که خيلي سريع اتفاق بيفته
باشه

00:32:18.500 --> 00:32:21.530
هوم ... حالا لازمه اين کار با يک چاقو انجانم بشه؟

00:32:21.530 --> 00:32:23.670
فقطکافيه دراز بکشي و آرامش خودت رو حفظ کني

00:32:23.670 --> 00:32:25.170
يک نفس عميق بکش

00:32:30.140 --> 00:32:31.910
زياد هم بد نشد مگه نه؟

00:32:35.210 --> 00:32:36.910
نميخواد بترسي والتر

00:32:36.910 --> 00:32:39.520
من اينجا کنارت هستم

00:32:56.500 --> 00:32:58.070
حالا

00:33:11.520 --> 00:33:14.680
ميکا .. اين منم

00:33:14.690 --> 00:33:15.920
من برگشتم

00:33:54.690 --> 00:33:58.160
آه چقدر خوبه که من دوباره برگشتم

00:34:06.070 --> 00:34:08.840
ميدونستم که کار درست رو انجام ميدي برادر

00:34:16.710 --> 00:34:19.480
خواهر تيرا همراه شما به معبد خواهد اومد

00:34:19.480 --> 00:34:22.920
شما با هم ميرين به معبد و اون کتيبه رو پيدا مي کنين و برميگردين

00:34:22.920 --> 00:34:26.590
در غير اين صورت اون جادوي داکرا رو آزاد مي کنه

00:34:26.590 --> 00:34:29.060
و دوباره قلبت مي ايسته و مي ميري

00:34:29.060 --> 00:34:30.830
اين کار ها لزوما لازم نيست

00:34:30.830 --> 00:34:34.930
من اون کاري رو که وعده داده بودم انجام ميدم

00:34:34.930 --> 00:34:37.870
خب فکر نکنم شرايط طوريباشه که تو وفادار بموني مگه نه؟

00:34:42.570 --> 00:34:43.670
سرور من

00:34:43.670 --> 00:34:45.280
چطور امکان داره که شما برگشتين

00:34:45.280 --> 00:34:47.040
بدون اينکه مورد-سيفي به شما کمک کرده باشه؟

00:34:47.040 --> 00:34:49.180
و چطور تونستين به اين بدن دست پيدا کنين

00:34:49.180 --> 00:34:51.180
در حالي که هنوزافراد مندر تلاش هستند که اون رو برگردونن؟

00:34:51.180 --> 00:34:52.550
من نمي دونم که افراد تو

00:34:52.550 --> 00:34:54.550
دارن دنبال کدوم موش صحرايي مي گردن اگرمونت

00:34:54.550 --> 00:34:56.790
خوشبختانه نادوني آنها باعث شد

00:34:56.790 --> 00:34:59.060
تا خواهر تيرا من رو آزاد کنه

00:34:59.060 --> 00:35:00.660
در خدمتگزاري آماده ام سرور من

00:35:00.660 --> 00:35:02.530
نه تنها اون والتر رو پس گرفت و کشت

00:35:02.530 --> 00:35:05.500
بلکه تشريفات دوباره زنده شدن رو هم انجام داد

00:35:05.500 --> 00:35:09.370
کدوم مورد-سيف رو پيدا کردين که به شما نفس زندگي داد؟

00:35:09.370 --> 00:35:11.970
تيرا من رو زنده کرد

00:35:11.970 --> 00:35:14.140
کسي که دورانديشي اين رو داشت

00:35:14.140 --> 00:35:16.340
که يک مورد-سيف رو بکشه و جادوي هان اون رو بگيره

00:35:16.340 --> 00:35:18.310
به نظر مي رسه تو و خواهرانت

00:35:18.310 --> 00:35:20.810
اونقدر که بايد کارآمد باشين نيستين

00:35:20.810 --> 00:35:23.750
حالا اون کتيبه رو به من بده

00:35:23.750 --> 00:35:27.720
سرور من شما واقعا مثل خودتون هستين

00:35:27.720 --> 00:35:30.090
اما به خاطر سوء تفاهم هاي اخير

00:35:30.090 --> 00:35:32.220
فکر کنم شما هم از من همين رو بخواهي که

00:35:32.220 --> 00:35:34.020
هر کسي رو که ادعاي بودن شما رو بکنه امتحان کنم

00:35:34.030 --> 00:35:35.360
البته

00:35:35.360 --> 00:35:37.530
اطمينان دارم که شما جواب من رو ميدين
به عنوان مثال

00:35:37.530 --> 00:35:40.860
سال گذشته شما چه هديه اي رو به خواهرتون تنسن دادين؟

00:35:40.870 --> 00:35:42.370
وقتي که ميخواستين اعتماد اون رو به خودتون جلب کنين؟

00:35:42.370 --> 00:35:44.270
يک بچه گربه
پس قبل از اينکه به سرنوشت

00:35:44.270 --> 00:35:45.940
خالق بيچاره دچار نشدي

00:35:45.940 --> 00:35:48.310
فورا اون کتيبه رو بهم بده

00:36:04.120 --> 00:36:07.220
هوم

00:36:07.220 --> 00:36:09.190
چقدر جالب

00:36:09.190 --> 00:36:11.800
حالا ميتوني به راهت ادامه بدي خواهر تاريکي

00:36:13.760 --> 00:36:15.700
خواهرها

00:36:19.270 --> 00:36:22.570
سرور من احتمالا شما به يک رفع خستگي احتياج دارين

00:36:22.570 --> 00:36:24.570
و يک تجديد قوا

00:36:24.580 --> 00:36:27.240
بله

00:36:32.680 --> 00:36:35.720
اما بدبختانه من براي هيچ کدوم از اينها وقت ندارم

00:36:35.720 --> 00:36:37.550
بايد به راهم ادامه بدم

00:36:37.560 --> 00:36:39.820
واگن را براي گنجينه من آماده کنين

00:36:39.820 --> 00:36:41.960
همين الان سرور من

00:36:45.730 --> 00:36:47.900
مادر معترف چيزي راجع به گنجينه نگفته بود

00:36:47.900 --> 00:36:51.070
حالا که من دوباره زنده شدم
دليل وجود نداره که در بي پولي به سر ببرم

00:36:51.070 --> 00:36:53.270
من هيچ وقت به شما اجازه نميدم که باعث نارضايتي بشين سرور من

00:36:53.270 --> 00:36:56.070
خب نارضايتي معترف رو تصور کن وقتي که

00:36:56.070 --> 00:36:57.540
جست و جوگر اين شانس رو نداشته باشه که کتيبه رو بخونه

00:36:57.540 --> 00:37:00.780
اوه ممکنه که تو به داکرا دستور بدي که جادوي خودش رو آزاد کنه و من رو بکشه

00:37:00.780 --> 00:37:04.880
اما اون موقع اين تيکه کاغذ جز خاکستر چيز ديگه اي نيست

00:37:04.880 --> 00:37:07.280
سرور من واگن شما آماده است

00:37:07.280 --> 00:37:09.890
آيا تصور من درسته که شما تصميم دارين که دوباره به قصر برگردين

00:37:09.890 --> 00:37:11.220
و حکومت خودتون رو دوباره برقرار کنين

00:37:11.220 --> 00:37:12.890
شما بايد همين جا منتظر باشين اگرمونت

00:37:12.890 --> 00:37:15.830
سرور من
من از همه براي شروع دوباره حکومت شما مشتاق ترم

00:37:15.830 --> 00:37:18.700
هنوز وقتش نرسيده

00:37:18.700 --> 00:37:20.060
قبل از اينکه به قصر برگردم

00:37:20.060 --> 00:37:22.770
بايد با راونسبرگ ملاقات داشته باشم

00:37:22.770 --> 00:37:25.100
وقتي که آماده شدم دنبالت مي فرستم ... حرفهام واضحه؟

00:37:25.100 --> 00:37:26.770
بله سرور من

00:37:35.550 --> 00:37:37.980
من به بهترين کماندار هات همين حالا احتياج دارم

00:37:37.980 --> 00:37:39.250
چرا؟

00:37:39.250 --> 00:37:41.180
لرد رال با حرف هاش به من يک پيغام داد

00:37:41.190 --> 00:37:44.890
اون يک بار در راونسبرگ پناه گرفته بود و تقريبا داشت کشته مي شد

00:37:44.890 --> 00:37:48.630
اون با حرف هاش به ما گفت که دوباره در خطره

00:37:48.630 --> 00:37:51.630
و ما هم بايد بريم و اون رو نجات دبم

00:38:01.000 --> 00:38:02.560
کتيبه رو آوردي؟

00:38:05.870 --> 00:38:09.700
فکر کردم که خيلي به خوندنش علاقه مندي

00:38:09.710 --> 00:38:11.140
همين کار رو هم کردم

00:38:12.540 --> 00:38:13.870
بدش به من

00:38:13.880 --> 00:38:16.210
البته برادر

00:38:16.210 --> 00:38:18.680
اما از کجا معلوم

00:38:18.680 --> 00:38:20.480
که نقشه نکشيده باشي که تا من اين رو بهت بدم

00:38:20.480 --> 00:38:21.780
اين خواهر تاريکي من رو بکشه؟

00:38:21.780 --> 00:38:24.490
خودت ميدوني که من بعدا چقدر تحت فشار خواهم بود

00:38:24.490 --> 00:38:27.360
که به نگهبان دنياي مردگان بگم که داخل اين کتيبه چي نوشته شده بود

00:38:27.360 --> 00:38:30.760
و بعد اون دقيقا ميدونه که قراره شما کجا برين

00:38:30.760 --> 00:38:35.060
و تصور مي کنم که اون هم يک ارتش بانلينگ رو به سراغ شما مي فرسته

00:38:35.060 --> 00:38:37.900
تو بردي

00:38:37.900 --> 00:38:39.470
اون زن جادوي داکرا رو آزاد نمي کنه

00:38:39.470 --> 00:38:41.300
حالا اون کتيبه رو به من بده

00:38:46.140 --> 00:38:49.980
خب حالا اين رو از بدن من بيرون بيار

00:38:49.980 --> 00:38:51.750
فکر کنم بهتر باشه شما رو به همين حالت رها کنيم

00:38:51.750 --> 00:38:53.810
اينجوري برات خيلي بهتره

00:38:55.020 --> 00:38:57.690
لرد رال تحت فرمان جست و جوگره

00:38:57.690 --> 00:39:00.890
و تا زماني که خواهر روشنايي زنده است اين وضعيت پايداره

00:39:00.890 --> 00:39:02.620
اون زن رو بکش

00:39:47.140 --> 00:39:50.170
بيا بريم
من يه جايي رو ميدونم که جامون اونجا امنه

00:39:50.170 --> 00:39:52.640
و اونجا شاديم

00:39:57.180 --> 00:40:00.080
براي سلامتي دهاران ها و لرد رال

00:40:23.070 --> 00:40:24.810
والرت با گنجينه اينجا رو ترک کرد

00:40:24.810 --> 00:40:26.810
ما به اون گنجينه احتياجي نداريم
بذار برن

00:40:26.810 --> 00:40:28.280
اونها تنها کساني نيستن که فرار کردن

00:40:29.850 --> 00:40:31.610
رال هم فرار کرده

00:40:31.610 --> 00:40:33.180
ميتونيم ردش رو پيدا کنيم

00:40:33.180 --> 00:40:35.120
شايد
ما براي رال به اينجا نيومديم

00:40:35.120 --> 00:40:37.350
ما براي اين اينجا اومديم که بفهيم

00:40:37.350 --> 00:40:38.920
قراره با سنگ اشک ها چيکار کنيم

00:40:38.920 --> 00:40:40.450
توش چي نوشته؟

00:40:40.460 --> 00:40:44.390
دستورالعمل روي اين کتيبه

00:40:44.390 --> 00:40:46.560
فقط در زير نور

00:40:46.560 --> 00:40:48.100
شب ويسپ(کرم شب تاب) خودنمايي مي کنه

00:40:49.630 --> 00:40:52.630
اين همه دردسر کشيديم
آخرش دستورالعمل نامرئ از آب در اومد؟

00:40:52.630 --> 00:40:57.240
البته تا وقتي که يک از دوستان کيلن رو پيدا کنيم

00:40:57.240 --> 00:40:59.310
خب حداقل ميدونيم که بايد کجا بريم

00:40:59.310 --> 00:41:01.640
رال هم همين طور

00:41:05.280 --> 00:41:07.750
يک پيمانه پر مشروب بده متصدي

00:41:07.750 --> 00:41:11.850
آها ... يک هم رزم

00:41:11.850 --> 00:41:14.420
که من رو ياد خاطرات قديمي انداخت

00:41:14.420 --> 00:41:17.930
ميدوني
يک بار نزديک بود که من

00:41:17.930 --> 00:41:19.390
اون روزهاي خوب رو دوباره بيارم

00:41:19.390 --> 00:41:23.130
اين يک داستان خوبه و من از گفتنش خوشحالم

00:41:23.130 --> 00:41:27.330
البته اگه گلوي خشک من
کمکم کنه

00:41:27.340 --> 00:41:28.800
من داستانت رو ميدونم

00:41:28.800 --> 00:41:32.670
در حقيقت
اون قسمت هايي هم که تو نمي دوني رو هم ميدونم

00:41:32.670 --> 00:41:35.410
يک پايان خوش

00:41:35.410 --> 00:41:36.780
اوه ... چي شد مالري؟

00:41:36.780 --> 00:41:38.850
نکنه دوست قديمي خودت رو نشناختي؟

00:41:41.120 --> 00:41:43.920
والتر؟
چطور ممکنه؟

00:41:43.920 --> 00:41:45.120
اين هم براي خودش يک داستانه

00:41:45.120 --> 00:41:46.520
که من برات توي راه توضيح ميدم

00:41:46.520 --> 00:41:48.320
البته اگه هنوز هم دلت ميخواد که

00:41:48.320 --> 00:41:49.790
به مريلاندريا بري

00:41:49.790 --> 00:41:51.930
اوه ... من آه در بساط ندارم

00:41:51.930 --> 00:41:53.990
اخيرا من به يک ثروتي دست پيدا کردم

00:41:54.000 --> 00:41:55.460
يک دختري هم پيدا کردم

00:41:55.460 --> 00:41:56.600
از اون خوب هاش رو ميگم

00:41:56.600 --> 00:41:58.630
اون الان بيرون توي کالسکه منتظرمونه

00:41:58.630 --> 00:42:00.170
و من هم سه تا بليط

00:42:00.170 --> 00:42:02.170
براي کشتي بعدي وينمور گرفتم

00:42:02.170 --> 00:42:03.970
واقعا ممکنه؟

00:42:03.970 --> 00:42:06.410
والتر

00:42:08.580 --> 00:42:10.340
فقط کافيه چشم هات رو ببندي مالري

00:42:10.350 --> 00:42:12.550
و تصور کني که در دريا هستي

00:42:15.980 --> 00:42:18.450
به سلامتي

00:42:46.050 --> 00:43:01.080
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.