﻿WEBVTT

00:00:03.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:17.032 --> 00:00:24.032
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:00:24.357 --> 00:00:26.943
‫برداشت اول.

00:00:28.361 --> 00:00:30.113
‫- باید رو به شما حرف بزنم؟
‫- آره.

00:00:30.196 --> 00:00:31.031
‫باشه.

00:00:32.490 --> 00:00:34.492
‫فکر کنم باید اینجوری باشه.

00:00:36.619 --> 00:00:37.912
‫نورپردازی عالیه.
‫باشه.

00:00:39.330 --> 00:00:40.707
‫موردی نیست.

00:00:40.790 --> 00:00:43.460
‫- ممنون از همگی.
‫- آره، به‌نظر خوب میاد.

00:00:49.000 --> 00:00:58.500
‫در سال 2021 بیش از صد ساعت مصاحبه ویدئویی با وینس مکمن، خانواده‌اش، شرکای تجاری و برخی از معروف ترین سوپراستارهای کشتی کج ضبط شد.

00:00:59.184 --> 00:01:01.269
‫- اوضاع خوبه؟
‫- فکر کنم خوبه.

00:01:01.352 --> 00:01:03.104
‫کجاییم؟ داریم چیکار می‌کنیم؟

00:01:03.188 --> 00:01:07.692
‫خب، دارم درباره خودم حرف می‌زنم،
‫که قبلاً هرگز این کارو نکردم.

00:01:07.776 --> 00:01:09.527
‫از اینکه درباره خودم حرف بزنم خوشم نمیاد.

00:01:09.611 --> 00:01:11.946
‫می‌دونی، با درباره بقیه حرف زدن مشکلی ندارم.

00:01:12.030 --> 00:01:14.532
‫می‌تونم اجراش کنم، ولی این یه‌جورایی...

00:01:14.616 --> 00:01:17.494
‫خیلی عجیب و متفاوته، اینکه من درباره خودم حرف بزنم.

00:01:18.703 --> 00:01:20.663
‫پس سعی می‌کنم بهترین کاری که می‌تونم رو انجام بدم.

00:01:21.664 --> 00:01:23.958
‫بزرگتر از زندگی،
‫وینس مک‌من،

00:01:24.042 --> 00:01:27.545
‫از بعضی از ستاره‌های کشتی که خودش خلق کرده،
‫بیشتر شناخته‌شده‌ست.

00:01:27.629 --> 00:01:30.548
‫به مک‌من لقب "پی. تی. بارنوم" کشتی رو دادن،
‫(نمایش پرداز، تاجر و سیاستمدار آمریکایی قرن 19
‫ که به نوعی بنیان‌گذار صنعت سرگرمی مدرن بود)

00:01:30.632 --> 00:01:34.427
‫و WWE رو به یک تجارت میلیارد دلاری بین‌المللی تبدیل کرده.

00:01:34.511 --> 00:01:36.304
‫اون همچنین به عنوان یک شخصیت روی صحنه،

00:01:36.387 --> 00:01:38.473
‫به عنوان رئیس بدجنس و پولدار شناخته می‌شه.

00:01:38.556 --> 00:01:39.891
‫شما تا الان کجا بودین؟

00:01:42.811 --> 00:01:46.606
‫مدت زیادیه که مردم دنبال این بودن که من واقعاً کی‌ام.

00:01:47.190 --> 00:01:49.275
‫تصویری که از من ساخته شده اینه که من آدم بدیم.

00:01:50.401 --> 00:01:52.570
‫ولی هیچ‌کس واقعاً من رو نمی‌شناسه،

00:01:52.654 --> 00:01:55.782
‫و مدت‌ها طول کشید تا خودم رو بفهمم.

00:01:55.865 --> 00:01:57.992
‫هنوز هم دقیق نمی‌دونم کی‌ام.

00:01:58.785 --> 00:02:00.370
‫من وینس مک‌من رو می‌شناسم؟

00:02:01.454 --> 00:02:03.581
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کس واقعاً وینس مک‌من رو بشناسه.

00:02:04.290 --> 00:02:07.836
‫آقای مک‌من رو خوشامد بگید!

00:02:07.919 --> 00:02:13.299
‫مردم می‌دونن اون کیه،
‫ولی واقعاً نمی‌دونن اون کیه.

00:02:13.967 --> 00:02:15.718
‫اون شخصیتی که به نمایش می‌ذاره،

00:02:15.802 --> 00:02:18.555
‫اون مُبلِغ بزرگ و معروف،

00:02:18.638 --> 00:02:20.306
‫بخش زیادی ازش یه شخصیت ساختگیه.

00:02:20.974 --> 00:02:22.851
‫وقتی پای خودش به میون میاد،

00:02:22.934 --> 00:02:25.520
‫فقط اون چیزی رو نشونت می‌ده که خودش می‌خواد ببینی.

00:02:26.646 --> 00:02:29.315
‫خیلی کم پیش میاد کسی بتونه دنیایی رو کنترل کنه.

00:02:29.399 --> 00:02:30.692
‫وینس مک‌من این کار رو کرد.

00:02:31.442 --> 00:02:35.405
‫اون چیزی رو ساخت
‫که خیلی قدرتمنده،

00:02:35.488 --> 00:02:39.200
‫اونقدر بزرگ و ریشه‌دار توی نسل‌های مختلف.

00:02:39.284 --> 00:02:42.745
‫اون کارهایی کرد
‫که هیچ‌کس فکرش رو هم نمی‌کرد شدنی باشه.

00:02:42.829 --> 00:02:44.747
‫و تو این مسیر به هیچکس رحم نکرد.

00:02:45.331 --> 00:02:48.293
‫وقتی صحبت از وینس مک‌من می‌شه،
‫دقیقاً همونیه که انتظارشو داری.

00:02:48.376 --> 00:02:51.296
‫و همونی که فکر می‌کنی، همون چیزیه که ازش می‌بینی.

00:02:52.130 --> 00:02:54.883
‫من عاشق وینس‌ام
‫و خیلی بهش احترام می‌ذارم.

00:02:54.966 --> 00:02:59.012
‫ولی اون آدمی بود که بارها بهم دروغ گفت
‫و با دروغ‌هاش ناامیدم کرد.

00:02:59.095 --> 00:03:01.222
‫فکر می‌کنی پدرت بدنام شده؟

00:03:01.306 --> 00:03:05.143
‫نه، فکر کنم پدرم همون جوری معروفه
‫که خودش می‌خواد.

00:03:08.500 --> 00:03:12.500
‫قبل از مصاحبه نهایی با وینس مکمن،
‫اخبار فوری باعث توقف ساخت سریال شد.

00:03:12.609 --> 00:03:14.861
‫خبر فوری‌ای که همین الان بهم رسید.

00:03:14.944 --> 00:03:17.280
‫وینس مک‌من، مدیرعامل و رئیس افسانه‌ای

00:03:17.363 --> 00:03:19.991
‫شرکت جهانی سرگرمی‌های کشتی کج،
‫کناره‌گیری می‌کنه.

00:03:20.074 --> 00:03:23.536
‫روزنامه وال استریت ژورنال
‫ گزاش می‌ده که WWE در حال بررسی

00:03:23.620 --> 00:03:26.289
‫یک توافق مخفی ۳ میلیون دلاریه

00:03:26.372 --> 00:03:29.375
‫که وینس مک‌من قبول کرده بود به یک کارمند سابق پرداخت کنه

00:03:29.459 --> 00:03:32.420
‫و همچنین مک‌من متهم به داشتن به رابطه با اون شخصه.

00:03:32.503 --> 00:03:33.796
‫این ماجرا با یک اطلاعیه شروع شد،

00:03:33.880 --> 00:03:38.676
‫و اون اطلاعیه این بود که هیئت مدیره WWE یک ایمیل ناشناس دریافت کرده.

00:03:38.760 --> 00:03:42.263
‫نویسنده ایمیل، مک‌من رو متهم کرده بود که از یک کارمند سوءاستفاده کرده

00:03:42.347 --> 00:03:43.598
‫و بعد ماجرا رو لاپوشونی کرده.
‫چیز دیگه‌ای که شنیدیم این بود:

00:03:45.141 --> 00:03:48.353
‫شما فقط یه بخشی از این قضیه رو میدونید نه همه‌اش رو!

00:03:48.436 --> 00:03:51.272
‫اون گزارش اولیه در ژوئن ۲۰۲۲

00:03:52.315 --> 00:03:56.819
‫موجی از رویدادها رو آغاز کرد که شامل گزارش‌های ما درباره NDA های دیگه بود.
‫(تفاهم نامه‌های عدم افشاء جزئیات قرارداد بین دو طرف)

00:03:57.570 --> 00:03:59.280
‫تحقیقات دولتی،

00:04:00.281 --> 00:04:01.741
‫کناره‌گیری وینس،

00:04:02.367 --> 00:04:05.745
‫بازگشت مک‌من و بعدش فروش شرکت،

00:04:06.454 --> 00:04:08.957
‫و بعد هم شکایتی علیه‌ش

00:04:09.040 --> 00:04:12.085
‫که شامل بعضی از واضح ترین جزئیات ممکن بود.

00:04:12.168 --> 00:04:14.879
‫یکی از غول های WWE روز جمعه استعفا داد

00:04:14.963 --> 00:04:17.423
‫اون‌هم بعد از اینکه یک کارمند سابق شکایتی علیه‌ش مطرح کرد

00:04:17.507 --> 00:04:19.509
‫و اون رو به انجام

00:04:19.592 --> 00:04:23.054
‫"اعمال بی‌شرمانه و تحقیرآمیز بی‌شماری" متهم کرد.

00:04:24.000 --> 00:04:31.000
‫بسیاری از بخش‌های مصاحبه پیش‌رو، شامل مصاحبه با وینس مکمن، مربوط به قبل از علنی شدن پرونده جنسی هستن.

00:04:32.647 --> 00:04:36.276
‫کاش می‌تونستم داستان‌های واقعی رو براتون تعریف کنم. لامصب.

00:04:38.820 --> 00:04:40.697
‫- خب، یکیشو برامون بگو.
‫- نه.

00:04:40.780 --> 00:04:42.448
‫- چرا؟
‫- همین که گفتم.

00:04:42.532 --> 00:04:44.575
‫نمی‌خوام این داستان‌ها رو براتون بگم.

00:04:45.285 --> 00:04:47.912
‫به‌اندازه کافی تعریف ‌می‌کنم که یه‌کم جالب بشه.

00:04:49.289 --> 00:04:51.249
‫نمی‌خوام هیچ‌کس واقعاً من رو بشناسه.

00:04:55.420 --> 00:04:57.922
‫اون به همون اندازه که محبوبه، جنجالیه.

00:04:58.006 --> 00:05:02.593
‫وینس مک‌من ترکیبی از یاغی، تاجر و یک شومن کامله.

00:05:02.677 --> 00:05:07.638
‫در طول چند دهه، مک‌من WWE رو به یک غول میلیارد دلاری تبدیل کرد.

00:05:08.349 --> 00:05:11.144
‫یه تیکه ورزش، یه تیکه نمایش،

00:05:11.227 --> 00:05:13.730
‫و مقدار زیادی خشونت بهش اضافه کن، و چی به دست می‌آری؟

00:05:13.813 --> 00:05:15.565
‫یکی از سرگرمی‌های محبوب آمریکا.

00:05:15.648 --> 00:05:18.109
‫صد درصد، کاملاً آمریکایی.

00:05:18.693 --> 00:05:21.321
‫وزارت دادگستری اعلام کرد که مردی رو که

00:05:21.404 --> 00:05:23.489
‫مدیر WWE است، متهم کرده.

00:05:23.573 --> 00:05:26.617
‫این ماجرا درباره جرمه. درباره قانون‌شکنیه.

00:05:27.618 --> 00:05:30.371
‫رئیس این سازمان، یک فرد ظالم بود

00:05:30.455 --> 00:05:31.831
‫که با ترس حکومت می‌کرد.

00:05:31.914 --> 00:05:35.626
‫اون چی می‌دونست؟ چی کار کرد؟ و چی رو سعی کرد پنهان کنه؟

00:05:35.710 --> 00:05:38.212
‫این فراتر از تجارت بود. این یک مسئله خانوادگی هم هست.

00:05:38.296 --> 00:05:40.673
‫این درست مثل سریال Succession تو دنیای کشتیه.

00:05:41.549 --> 00:05:44.761
‫یه رئیس کمپانی دیگه که درگیر رسوایی جنسی شده.

00:05:44.844 --> 00:05:47.055
‫ما درباره تخلفات جزئی صحبت نمی‌کنیم.

00:05:47.138 --> 00:05:48.848
‫داریم درباره چیزهای واقعاً وحشتناک حرف می‌زنیم.

00:05:49.515 --> 00:05:52.727
‫خیلی از کارهایی که وینس مک‌من می‌تونست از زیرش قسر در بره،

00:05:52.810 --> 00:05:54.937
‫به این خاطر بود که اون هم‌زمان این کاراکتر هم بود.

00:05:55.021 --> 00:05:57.857
‫مرز بین وینس مک‌من و "آقای مک‌من" کجاست؟

00:05:57.940 --> 00:06:00.651
‫تو... اخراجی!

00:06:06.500 --> 00:06:09.500
‫قسمت اول: جوان

00:06:12.455 --> 00:06:14.832
‫خب، اولین چیزی که باید بهت بگم اینه که...

00:06:17.043 --> 00:06:19.420
‫تو هیچ‌وقت نمی‌تونی کاملاً بفهمی...

00:06:20.588 --> 00:06:22.799
‫چی اتفاق افتاده یا چی شده،

00:06:22.882 --> 00:06:26.260
‫چون باید خودت تجربه‌اش کنی
‫تا بفهمیش.

00:06:26.344 --> 00:06:29.138
‫فقط می‌دونی که چی بهت می‌گن.

00:06:29.222 --> 00:06:33.226
‫من فقط کشتی‌گیرها و مُبلِغ‌ها رو می‌شناسم
‫و این کار رو بلدم،

00:06:33.810 --> 00:06:38.439
‫پس نمی‌تونی،
‫می‌دونی، کل قضیه رو درک کنی.

00:06:40.024 --> 00:06:42.235
‫توضیح اینکه کشتی حرفه‌ای چیه،

00:06:43.694 --> 00:06:47.782
‫این یعنی تبدیل خیال به واقعیت.

00:06:50.159 --> 00:06:51.244
‫شروع کن!

00:06:53.538 --> 00:06:55.665
‫کین آتیش گرفته!

00:06:55.748 --> 00:06:56.874
‫یادمه یکی می‌گفت،

00:06:56.958 --> 00:06:59.419
‫"چرا این کشتی مزخرف رو می‌بینی؟
‫هیچ‌کدومش واقعی نیست."

00:06:59.502 --> 00:07:01.838
‫"کی اهمیت می‌ده؟ این فقط کشتی تقلبیه."

00:07:02.713 --> 00:07:05.925
‫و من گفتم... "تو اشتباه می‌کنی."

00:07:06.926 --> 00:07:09.387
‫به چیزی که من انجام دادم نگاه کن. این هنره.

00:07:10.221 --> 00:07:12.265
‫فقط زیبایی‌ش رو تماشا کن.

00:07:13.182 --> 00:07:15.393
‫کشتی یه پدیده عجیب و غریبه

00:07:15.476 --> 00:07:17.270
‫که به مردم اجازه می‌ده
‫خشمشون رو تخلیه کنند

00:07:17.353 --> 00:07:18.938
‫در حالی که یه نمایش اخلاقی رو می‌بینند.

00:07:20.273 --> 00:07:23.109
‫بیشتر مردم وقتی دارن به خونه می‌رن،
‫می‌گن: "آه، همه‌اش یه نمایش بود."

00:07:23.192 --> 00:07:25.027
‫"پسر جون، هیچ‌کدومش واقعی نبود."

00:07:26.154 --> 00:07:29.824
‫ولی وقتی اونجا تو سالن هستن،
‫می‌خوان باور کنند که واقعیه.

00:07:31.868 --> 00:07:33.244
‫من یه هنرمند واقعی بودم.

00:07:36.706 --> 00:07:39.167
‫افرادی که
‫طرفدار نبودن می‌گفتن،

00:07:39.250 --> 00:07:43.087
‫"این همه طرفدار، اینقدر احمقن
‫که نمی‌فهمن این واقعی نیست."

00:07:43.171 --> 00:07:47.258
‫نه، اینا همه افرادی هستن که انقدر باهوش هستن
‫که قبول کردن که این یه نمایشه.

00:07:47.967 --> 00:07:51.220
‫و شخصیت‌ها و داستان‌ها رو باور کنن

00:07:51.304 --> 00:07:53.264
‫و درگیر این موضوع بشن.

00:07:53.347 --> 00:07:56.601
‫کشتی حرفه‌ای
‫همیشه یه سریال تلویزیونی بوده،

00:07:57.268 --> 00:07:59.395
‫فقط با همون رنگ های اصلی و واضحش.
‫(یعنی نمایش زنده س، ادیتی نداره)

00:07:59.979 --> 00:08:04.192
‫این از قهرمانت. این از شرور قصه.
‫اینم دختری که تو خطره.
‫(تشبیه رسلینگ به سریال)

00:08:04.275 --> 00:08:07.236
‫ما بهت فرصت می‌دیم که احساس کنی.

00:08:07.820 --> 00:08:11.157
‫وقتی همه چیز رو که ما انجام می‌دیم می‌بینی،
‫همه‌اش درباره احساساته.

00:08:11.991 --> 00:08:14.827
‫و درباره عظمت.
‫- واو!

00:08:14.911 --> 00:08:18.122
‫این همون چیزیه که آمریکا هست.
‫این بزرگ‌تر از زندگیه.

00:08:18.956 --> 00:08:20.416
‫این داستان‌های بزرگه.

00:08:21.000 --> 00:08:23.586
‫نوع سرگرمی ما
‫جزو فرهنگ آمریکاست.

00:08:24.212 --> 00:08:26.422
‫کشتی حرفه‌ای مهمه

00:08:26.506 --> 00:08:30.134
‫چون بخشی از
‫فرهنگ آمریکاست،

00:08:30.218 --> 00:08:33.262
‫و هیچ‌کس درباره‌ اهمیتش صحبت نمی‌کنه.

00:08:34.222 --> 00:08:40.019
‫تأثیر و نفوذ وینس مک‌من
‫بیشتر نادیده گرفته می‌شه،

00:08:40.520 --> 00:08:44.440
‫ولی نفوذش
‫روی نحوه کار کردن دنیای اطراف ما تاثیر داره.

00:08:53.616 --> 00:08:58.120
‫از اینجا، باید به فینیکس بریم
‫تا برای ۳۱ مارس یکم تبلیغ کنیم.

00:08:58.204 --> 00:09:00.581
‫این وینس مک‌من ۳۹ ساله ست،

00:09:00.665 --> 00:09:03.584
‫یه تبلیغ کننده نسل سومی کشتی،
‫گاهی مجری،

00:09:03.668 --> 00:09:06.003
‫و نیروی پشت WWF.

00:09:06.087 --> 00:09:08.839
‫یک روز، امیدواریم به عنوان

00:09:10.091 --> 00:09:11.342
‫منبع برتر

00:09:11.425 --> 00:09:13.844
‫سرگرمی ورزشی
‫در دنیای امروز شناخته بشیم.

00:09:16.556 --> 00:09:19.934
‫من کارم رو تو این صنعت
‫به خاطر پدرم شروع کردم.

00:09:21.435 --> 00:09:25.189
‫پدرم بهترین مُبلِغ
‫در این صنعت شناخته می‌شد.

00:09:25.273 --> 00:09:28.568
‫من اولین بار وینس مک‌من پدر
‫رو تو مدیسون اسکوئر گاردن دیدم

00:09:28.651 --> 00:09:31.028
‫وقتی ۱۵ سالم بود.

00:09:31.779 --> 00:09:36.951
‫اون خودش رو به عنوان پاپِ
‫مدیسون اسکوئر گاردن نشون می‌داد

00:09:37.743 --> 00:09:39.370
‫وقتی داشتم بزرگ می‌شدم،

00:09:39.453 --> 00:09:42.832
‫تا ۱۲ سالگی نمی‌دونستم
‫که نام خانوادگی‌م مک‌منه

00:09:44.500 --> 00:09:47.503
‫قبل از اون،
‫تو یه کاروان با مامانم بزرگ شدم

00:09:47.587 --> 00:09:50.131
‫و ناپدریم که اذتیم می‌کرد

00:09:50.840 --> 00:09:54.135
‫تقریباً هر روز ‫پدرم رو در میاورد.

00:09:55.511 --> 00:09:57.972
‫فقط با این وضعیت کنار میومدم
‫تا اینکه بتونم ازش خارج بشم.

00:09:59.473 --> 00:10:02.351
‫وقتی اون همه آزار جسمی
‫و همه چیز داشت اتفاق می‌افتاد،

00:10:02.435 --> 00:10:04.645
‫هرگز از پدر واقعیم ‫چیزی نشنیدم.

00:10:05.354 --> 00:10:07.690
‫برای اولین بار
‫پدرم رو دیدم...

00:10:09.442 --> 00:10:11.777
‫مثل اینکه پدرم
‫یه نور خاصی داشت.

00:10:12.820 --> 00:10:15.906
‫دویدم سمتش، با آغوش باز،
‫انتظار یک بغل بزرگ داشتم.

00:10:17.950 --> 00:10:21.245
‫و فقط...،
‫دستش رو به پشت من زد، که: "هی، پسر."

00:10:21.329 --> 00:10:22.997
‫"همم. این یکی یکم فرق داشت."

00:10:24.081 --> 00:10:26.709
‫ولی با این حال،
‫بلافاصله بهش علاقمند شدم.

00:10:27.251 --> 00:10:29.754
‫احساس می‌کردی که تو قلبش،

00:10:29.837 --> 00:10:32.632
‫به طریقی که تو
‫می‌خواستی هست... تا حدودی.

00:10:32.715 --> 00:10:36.427
‫یا شاید فقط خودمو فریب می‌دادم.
‫نمی‌دونم.

00:10:37.428 --> 00:10:39.555
‫من و پدرم هرگز درباره این صحبت نکردیم

00:10:39.639 --> 00:10:43.851
‫که چرا در تمام اون سال‌های اولیه
تو زندگیم نبود.

00:10:44.518 --> 00:10:47.563
‫حتی وقتی بزرگ‌تر شدم،
‫هرگز درباره‌اش صحبت نکردیم.

00:10:50.066 --> 00:10:52.818
‫یک چیزی که
‫بدون شک درباره وینس مک‌من وجود داره

00:10:52.902 --> 00:10:55.529
‫اینه که اون از صفر شروع کرده.

00:10:56.739 --> 00:10:58.824
‫اما وقتی پدرش وارد زندگیش شد،

00:10:58.908 --> 00:11:03.120
‫هر رویای فراری که وینس داشت
‫از تخیل به واقعیت تبدیل شد.

00:11:04.246 --> 00:11:06.707
‫او می‌تونست به پدرش اشاره بکنه و بگه،

00:11:06.791 --> 00:11:11.003
‫"این چیزی هست که آرزوشو دارم،
‫و این راه من برای فرار از این وضعیته."

00:11:13.923 --> 00:11:17.635
‫تا وقتی که پدرم رو ندیده بودم
‫زیاد کشتی رو از تلویزیون نگاه نمی‌کردم

00:11:17.718 --> 00:11:20.721
‫و بعدش، "اوه، این کاریه که اون انجام می‌ده."

00:11:20.805 --> 00:11:21.972
‫هووم

00:11:22.056 --> 00:11:24.850
‫"نگاه کن به این افراد بزرگ و جذاب،
‫عظیم الجثه،

00:11:24.934 --> 00:11:26.769
‫اون‌ها با هم مشکلاتی دارن،

00:11:26.852 --> 00:11:29.772
‫و راه‌حلش فیزیکیه،
‫و اون‌ها می‌جنگن."

00:11:30.606 --> 00:11:31.941
‫"من این رو دوست دارم."

00:11:33.275 --> 00:11:37.154
‫در اون زمان، نوعی
‫رابطه عجیب با پدرم داشتم.

00:11:37.697 --> 00:11:41.075
‫ما با هم توپ بازی نمی‌کردیم یا...
‫هیچ رفاقتی به اون شکل نداشتیم.

00:11:41.659 --> 00:11:44.412
‫ما حتی تو اون سن هم
‫درباره کسب‌وکار صحبت می‌کردیم.

00:11:44.495 --> 00:11:49.291
‫این چیزی بود که ما توش وجه اشتراک داشتیم،
‫جدا از نسبت خونی مون.

00:11:50.209 --> 00:11:53.754
‫من و وینس همدیگه رو وقتی ۱۳ سالم بود
‫و اون ۱۶ ساله بود، ملاقات کردیم.

00:11:53.838 --> 00:11:57.508
‫فکر نکنم هیچوقت شنیده باشم که
‫درباره چیز دیگه ای صحبت کرده باشه،

00:11:57.591 --> 00:12:03.180
بجز اینکه می‌خواد تو صنعت کشتی حرفه‌ای شرکت داشته باشه.

00:12:03.264 --> 00:12:05.307
‫من می‌دونستم که می‌خوام
‫تو کسب و کار پدرم باشم.

00:12:05.391 --> 00:12:06.892
‫"زود باش پدر. باید یه چیزی باشه."

00:12:06.976 --> 00:12:10.020
‫اون زمان بود که اجازه داد
‫به بنگور، مِین برم.
‫(یک شهر کوچک در ایالت مین آمریکا)

00:12:11.522 --> 00:12:15.609
‫این دورترین نقطه شمالی
‫در قلمرو پدرم بود.

00:12:16.569 --> 00:12:18.112
‫بنگور یک موفقیت بود،

00:12:18.195 --> 00:12:21.741
‫و پدرم فکر می‌کرد،
‫"آه، پسره کارشو خوب انجام داد."

00:12:22.825 --> 00:12:26.245
‫بعد، یک روز، من با پدرم بودم،
‫اون داشت یک برنامه تلویزیونی اجرا می‌کرد،

00:12:26.328 --> 00:12:29.457
‫و گوینده تلویزیون ما
‫مدام ازش پول بیشتری می‌خواست.

00:12:29.540 --> 00:12:31.333
‫برنامه تقریباً آماده شروع بود،

00:12:31.417 --> 00:12:35.296
‫و اون گفت، "خب، اگه به من
‫اون پولی که می‌خوام رو ندید، میزارم میرم."

00:12:35.379 --> 00:12:37.715
‫و پدرم خیلی وقت‌ها
‫این سکه های 25 سنتی رو داشت،

00:12:37.798 --> 00:12:41.427
‫و در حین فکر کردن،
‫این سکه‌ها رو تو دستش می‌چرخوند.

00:12:41.510 --> 00:12:43.971
‫من اینطوری اون رو می‌دیدم،
‫و اون در حال فکر کردن بود.

00:12:44.847 --> 00:12:46.974
‫گفتم، "بابا، می‌خوای چیکار کنی؟"

00:12:48.601 --> 00:12:50.936
‫"برو اعلام کن. تو گوینده‌ای."

00:12:51.645 --> 00:12:53.939
‫برنامه شماره یک ضبط
‫از All-Star Wrestling

00:12:54.023 --> 00:12:56.609
‫تو همبورگ، پنسیلوانیا.
‫به اندازه کافی واست سریع هست بابا؟

00:12:56.692 --> 00:12:59.487
‫قراره که، پخش بشه،
‫یا فقط ادامه بدم، پدر.

00:12:59.570 --> 00:13:01.489
‫سلام به همگی.
‫اسم من وینس مک‌من ـه...

00:13:01.572 --> 00:13:05.367
‫بنابراین من شروع کردم به این که
‫به عنوان گوینده، خودم رو جا بزنم.

00:13:06.076 --> 00:13:08.704
‫بوبا، اون عضلات گردنو ببین.
‫ماهیچه‌های بازوشو.

00:13:08.788 --> 00:13:11.749
‫یک ورزشکار بزرگ، و واقعاً عظیم...
‫نه اینکه هدفی داشته باشم ازش،

00:13:11.832 --> 00:13:15.461
‫ولی واقعاً خوبه که اون
‫این هفته دوباره اینجاست.

00:13:15.544 --> 00:13:18.589
‫وینس یه گوینده داغون بود.

00:13:19.298 --> 00:13:22.551
‫اما چیزی که وینس داشت، احساس بود.

00:13:23.135 --> 00:13:25.137
‫و وینس داستان می‌گفت.

00:13:25.221 --> 00:13:27.765
‫من فهمیدم که من کانال ارتباطی هستم.

00:13:28.390 --> 00:13:32.019
‫من باید برای تماشاچی‌ها
‫توضیح بدم که تو رینگ چه خبره.

00:13:32.102 --> 00:13:34.063
‫"این داستانی هست که گفته میشه."

00:13:34.146 --> 00:13:36.106
‫زبیسکو با یک لجند روبرو هست.

00:13:36.190 --> 00:13:39.985
‫صنعت ما هیچ فرقی
‫با یک نمایش، یک فیلم، یا کتاب‌ها نداره.

00:13:40.069 --> 00:13:41.070
‫همه‌اش یکیه.

00:13:41.153 --> 00:13:44.490
‫خب، یک محیط داریم،
‫پس ما باید مشخص کنیم که محیط چیه.

00:13:44.573 --> 00:13:46.116
‫این سالن رو پر کردن...

00:13:46.200 --> 00:13:49.703
‫چیزی که باید بعدش انجام بدید اینه که
‫شخصیت‌های خیلی جالبی بسازید.

00:13:49.787 --> 00:13:53.791
‫زبیسکو، البته، تنها فردیه که
‫توسط برونو سامارتینو آموزش دیده.

00:13:53.874 --> 00:13:55.000
‫خوب و بد.

00:13:55.084 --> 00:13:57.253
‫یه "بیبی فیس"، که به معنی یه آدم بود،

00:13:57.336 --> 00:13:59.797
‫و اون یکی یه "هیل"،
‫که به معنی آدم بد بود.

00:13:59.880 --> 00:14:02.925
‫و سامارتینو
‫طناب رو برای زبیسکو باز می‌کنه.

00:14:03.008 --> 00:14:03.926
‫خیلی زیاد...
‫اوپس.

00:14:05.052 --> 00:14:06.262
‫اوه... مواظب باش!

00:14:06.345 --> 00:14:07.847
‫و شخصیت دیگه‌ای رو معرفی می‌کنید.

00:14:07.930 --> 00:14:09.807
‫داور رو به بیرون پرتاب می‌کنه.

00:14:09.890 --> 00:14:11.267
‫همیشه یه پایان بزرگه.

00:14:11.350 --> 00:14:15.521
‫زبیسکو به سامارتینو ضربه می‌زنه،
‫و واقعا این کارو انجام می‌ده!

00:14:15.604 --> 00:14:17.398
‫زبیسکو نتونست تحمل کنه!

00:14:18.148 --> 00:14:19.817
‫فرمولش ساده ـس،

00:14:20.734 --> 00:14:23.737
‫ولی... به این راحتی هم نیست.

00:14:23.821 --> 00:14:27.992
‫سامارتینو انگار تو حموم خون غلت می‌زنه!

00:14:28.075 --> 00:14:29.076
‫هفته آینده...

00:14:29.159 --> 00:14:31.912
‫اون شغل گویندگی رو برای پدرم حفظ کردم.

00:14:33.080 --> 00:14:36.667
‫مدت زیادی نگذشته بود که پدرم
‫می‌خواست از این کسب‌وکار خارج بشه.

00:14:36.750 --> 00:14:38.252
‫می‌خواست به یکی بفروشتش.

00:14:38.919 --> 00:14:42.047
‫و وقتی داشت به کسی می‌فروختش،
‫ابدا به من فکر نمی‌کرد.

00:14:42.131 --> 00:14:42.965
‫به نمایندگی از...

00:14:43.048 --> 00:14:45.968
‫در واقع، اون می‌خواست به گوریلا مانسون بفروشتش،

00:14:46.051 --> 00:14:47.553
‫که اون زمان شریکش بود.

00:14:48.137 --> 00:14:50.472
‫مانسون
‫با یک ضربه دیگه.

00:14:50.556 --> 00:14:52.600
‫علی اصلاً صدای خودش رو نمی‌شنوه.

00:14:52.683 --> 00:14:56.395
‫وقتی من به شرکت پیوستم،
‫گوریلا مانسون وارث احتمالی بود،

00:14:56.478 --> 00:14:58.981
‫و من بلافاصله تنش رو احساس کردم

00:14:59.565 --> 00:15:01.901
‫گوریلا مانسون فکر می‌کنه من رقیبش هستم.

00:15:03.235 --> 00:15:04.486
‫پسر، اون کاملاً درست فکر می‌کرد.

00:15:05.446 --> 00:15:08.908
‫وقتی من پیشنهاد خریده شدن کسب‌وکار پدرم رو دادم،
‫اون با من یک قرارداد بست.

00:15:08.991 --> 00:15:11.493
‫من این مقدار پول رو بهت می‌دم،

00:15:11.577 --> 00:15:13.829
‫سه ماه بعد این،
‫سه ماه بعد اون،

00:15:13.913 --> 00:15:15.706
‫و بعد قسط آخرش.

00:15:15.789 --> 00:15:17.625
‫و اگه یه قسط رو جا بندازم،

00:15:17.708 --> 00:15:20.377
‫تو کسب‌وکارتو پس می‌گیری
‫و پول رو هم نگه می‌داری.

00:15:20.461 --> 00:15:23.672
‫این پیشنهاد برای پدرم جذاب بود
‫همینطور برای بقیه سهامداراش.

00:15:23.756 --> 00:15:26.383
‫چون اون‌ها فکر می‌کردند،
‫"این بچه موفق نمی‌شه."

00:15:27.384 --> 00:15:30.137
‫ما کنترل
‫شرکت پدر وینس رو به دست گرفتیم.

00:15:30.721 --> 00:15:34.725
‫در واقع، ما با پولی بدهی پرداخت می‌کردیم
‫که اگه اون‌ها تو کسب‌وکار می‌موندن،

00:15:34.808 --> 00:15:37.394
‫خودشون بدستش می‌آوردن.

00:15:37.478 --> 00:15:40.147
‫این مثل این بود که از پیتر بدزدی و بدی به پاوئل.

00:15:40.230 --> 00:15:43.150
‫آخرین قسط رو پرداخت کردم
‫و هیچکس باورش نمی‌شد،

00:15:43.859 --> 00:15:45.778
‫پدرم واقعاً شگفت‌زده شده بود.

00:15:46.403 --> 00:15:49.073
‫فکر می‌کنی پدرت می‌خواست
‫تو موفق بشی؟

00:15:49.990 --> 00:15:52.910
‫فکر می‌کنم پدرم می‌خواست من موفق بشم،

00:15:52.993 --> 00:15:55.079
‫اما، از یه طرف،
‫گاهی فکر می‌کنم که نمی‌خواست.

00:15:56.163 --> 00:16:00.417
‫صادقانه بگم، فکر می‌کردم که
‫اون نمی‌خواست به وینس آسون بگیره،

00:16:00.918 --> 00:16:04.463
‫که واقعاً می‌خواست بهش نشون بده
‫زندگی وقتی داری دست و پا می‌زنی چطوریه.

00:16:04.546 --> 00:16:07.299
‫اما این موضوع عجیب بود
‫چون وقتی من کسب‌وکار رو خریدم،

00:16:08.092 --> 00:16:09.802
‫چندتا مشکل پیش اومد،

00:16:09.885 --> 00:16:13.013
‫چون پدرم حالا برای من کار می‌کرد،

00:16:13.097 --> 00:16:15.474
‫و می‌دونستم که اون چیزیو که من
‫می‌خواستم، نمی‌خواست.

00:16:15.557 --> 00:16:17.601
‫سلام به همه.
‫به All-American Wrestling... خوش آمدید.

00:16:17.685 --> 00:16:20.229
‫دیدگاه من
‫به‌روزرسانی محصول بود.

00:16:20.312 --> 00:16:22.982
‫دیدگاه من این بود که
‫این رو به جریان اصلی تبدیل کنم،

00:16:23.732 --> 00:16:27.111
‫نه به یه چیز سطح پایین که همه فکر می‌کردند اینجوریه.

00:16:28.278 --> 00:16:31.740
‫نمی‌خواستم "کشتی‌ حرفه‌ای" باشه.
‫من امروز این اصطلاح رو دوست ندارم.

00:16:32.449 --> 00:16:34.785
‫می‌خواستم
‫چیزی فراتر از کشتی‌ حرفه‌ای باشیم.

00:16:34.868 --> 00:16:37.162
‫می‌خواستم که ما رشد کنیم و رقابت کنیم

00:16:37.246 --> 00:16:40.040
‫اونم در مقابل بقیه برگزار کننده های کشور

00:16:40.124 --> 00:16:44.086
‫در اون زمان،
‫صنعت کشتی‌گیری منطقه‌ای بود

00:16:44.169 --> 00:16:46.672
‫و به شکل "سیستم قلمرویی" عمل می‌کرد.

00:16:47.339 --> 00:16:49.967
‫شرکت‌های کشتی‌گیری جداگانه‌ای
‫در سراسر کشور وجود داشت،

00:16:50.050 --> 00:16:52.011
‫و هر کدوم شوهایی رو

00:16:52.094 --> 00:16:56.056
‫هم به صورت زنده و هم توی تلویزیون
‫تو سرزمین‌های خودشون برگزار می‌کردن.

00:16:56.765 --> 00:16:59.059
‫پس، شما فلوریدا رو داشتید،
‫شما جورجیا رو داشتید،

00:16:59.143 --> 00:17:01.145
‫شما میانه اقیانوس اطلس و کارولینای شمالی رو داشتید.

00:17:01.228 --> 00:17:04.398
‫سن فرانسیسکو بود،
‫پورتلند، سیاتل.

00:17:04.481 --> 00:17:09.486
‫پدر وینس WWE رو داشت،
‫که در اون زمان به عنوان WWF شناخته می‌شد،

00:17:09.570 --> 00:17:11.739
‫در سرزمین شمال شرقی.

00:17:11.822 --> 00:17:16.326
‫و این خطوط خیالی وجود داشت
‫که هیچ‌کس ازشون رد نمی‌شد.

00:17:16.952 --> 00:17:18.495
‫این یک سیستم خوب و قدیمی بود.

00:17:18.579 --> 00:17:22.082
‫مردم توافقاتی داشتند،
‫و شما این توافقات رو نمی‌شکستید.

00:17:22.166 --> 00:17:27.046
‫به محض اینکه قرارداد رو بستم،
‫فهمیدم که می‌خوام چیکار کنم.

00:17:27.129 --> 00:17:29.131
‫می‌خوام به قلمرو اون‌ها برم

00:17:29.214 --> 00:17:32.926
‫یکی از شهرهای بزرگ
‫ورزش‌های کشتی‌کج،

00:17:33.010 --> 00:17:35.054
‫سنت لوئیس، میزوری، و واقعاً...

00:17:35.137 --> 00:17:37.347
‫وینس شروع کرد به ترویج
‫نمایش‌های خودش

00:17:37.431 --> 00:17:42.311
‫اون‌هم در جایی که
‫"قلمرو" کس دیگه‌ای بود.

00:17:42.394 --> 00:17:44.605
‫و این باعث ناراحتی زیادی شد.

00:17:44.688 --> 00:17:49.693
‫چه در سنت لوئیس، لس آنجلس،
‫هوبکن، نیوجرسی یا هر جای دیگه که باشه،

00:17:49.777 --> 00:17:53.238
‫بدون شک، فدراسیون جهانی کشتی
‫اونجا حضور خواهد داشت.

00:17:53.822 --> 00:17:55.866
‫پدرم به شدت مخالف این کار بود.

00:17:56.617 --> 00:17:59.453
‫اون گفت: "آورم بگیر، وینی. ‫قایق رو تکون نده."
‫(دردسر درست نکن)

00:17:59.536 --> 00:18:03.332
‫این قضیه پدرم رو اذیت می‌کرد،
‫اما از طرفی، کسب و کار مال من بود.

00:18:04.249 --> 00:18:06.585
‫بقیه مُبلغ ها
‫شروع به تهدید پدرم کردن.

00:18:06.668 --> 00:18:10.089
‫"می‌دونی، بچه‌ات وینس
‫قراره تهه این رود غرق بشه."

00:18:10.172 --> 00:18:12.633
‫نمی‌دونم مشکل ‫این مُبلغ ها چیه، به نظرم،

00:18:12.716 --> 00:18:15.469
‫عاشق این بودن که منو تهدید کنن.

00:18:16.178 --> 00:18:19.056
‫هر وقت تهدید می‌شدم، برام مهم نبود،

00:18:19.139 --> 00:18:21.850
‫چون تو که صاحب چیزی نیستی.

00:18:21.934 --> 00:18:23.977
‫منم که دارم با تو رقابت می‌کنم.

00:18:24.061 --> 00:18:25.938
‫با All-Star Wrestling ،
‫پیش شما برگشتیم

00:18:26.021 --> 00:18:29.525
‫و حالا به من ملحق می‌شه، نه‌بار قهرمان سابق
‫سنگین وزن جهان،

00:18:29.608 --> 00:18:30.442
‫ورن گانی...

00:18:30.526 --> 00:18:32.361
‫من برای ورن گانی
‫توی AWA کار می‌کردم،

00:18:32.444 --> 00:18:35.197
‫که یکی از قوی‌ترین قلمروها بود.

00:18:35.280 --> 00:18:38.033
‫و از نظر ورن گانی،

00:18:38.117 --> 00:18:40.119
‫وینس خود شیطان بود.

00:18:40.202 --> 00:18:43.580
‫اون شیطان بود.
‫اومد و همه قلمرو ها رو از بین برد.

00:18:43.664 --> 00:18:45.707
‫چند لحظه دیگه
‫شما رو به تمپا، فلوریدا خواهیم برد...

00:18:45.791 --> 00:18:50.295
‫وقتی اونها شروع به گسترش کشوری کردن
‫و قالب قلمروها رو شکستن،

00:18:51.088 --> 00:18:54.925
‫خیلی از استعدادهای برتر که
‫واقعاً جزو دارایی‌های قلمروهای دیگه بودند

00:18:55.008 --> 00:18:59.471
‫تصمیم گرفتن از فرصت بهتری
‫که با وینس مک‌من و WWE نصیبشون شده استفاده کنن.

00:19:00.305 --> 00:19:01.974
‫استعدادهای ما اینقدر پول می‌ساختند،

00:19:02.558 --> 00:19:04.810
‫که این قضیه بقیه استعداد‌ها رو جذب می‌کرد.

00:19:04.893 --> 00:19:09.690
‫این یک سیل مجازی از استعدادهای کشتی
‫به فدراسیون جهانی کشتی بود،

00:19:09.773 --> 00:19:11.692
‫چیزی که ما هرگز
‫قبل از این ندیده بودیم.

00:19:12.276 --> 00:19:15.863
‫اگه واقعاً به اون چیزی که اون انجام داد نگاه کنید،
‫اون واقعاً بی‌رحم بود.

00:19:15.946 --> 00:19:17.990
‫اون اساساً وارد
‫تقریباً هر قلمرویی می‌شد

00:19:18.073 --> 00:19:19.491
‫و بهترین‌های اون‌ها رو می‌خرید،

00:19:19.575 --> 00:19:22.619
‫بعدش به شهر اون‌ها برمی‌گشت
‫با سه یا چهار نفری

00:19:22.703 --> 00:19:24.705
‫که از اون‌ها دزدیده بود.

00:19:24.788 --> 00:19:26.707
‫هیچکس نمی‌تونست کاری درباره‌ش بکنه.

00:19:26.790 --> 00:19:31.042
‫ما فهمیدیم که تو قصد داری
‫تقریباً به هر ناحیه‌ای تو ایالات متحده حمله کنی.

00:19:31.500 --> 00:19:31.900
‫درسته...

00:19:32.000 --> 00:19:35.500
‫اکثر کشتی‌گیرانی که برای وینس کار می‌کردند
‫از جای دیگه‌ای اومده بودند،

00:19:35.504 --> 00:19:39.500
‫و یکی دیگه زحمت کشیده بود
‫تا این شخص رو به اینجا برسونه

00:19:40.000 --> 00:19:41.000
‫و با یه تماس تلفنی،

00:19:41.200 --> 00:19:44.800
‫اونها از دستشون فرار می‌کردند
‫و طرف دستش خالی می‌موند.

00:19:45.750 --> 00:19:48.500
‫دقیقاً مثل کاری که اون با من انجام داد.
‫"من می‌تونم اینجا پول بیشتری برات بسازم."

00:19:49.500 --> 00:19:54.000
‫تو دنیایی که سگ صاحبشو نمی‌شناسه
‫باید بتونی خرج خودتو در بیاری

00:19:55.000 --> 00:19:58.000
‫این یکی از چیزایی بود که من از سهم بقیه بر نمی‌داشتم.

00:19:58.500 --> 00:19:59.000
‫من دارم یه چیزیو می‌سازم.

00:20:00.000 --> 00:20:03.500
‫و اگه نمیتونی با من رقابت کنی،
‫اینجا آمریکاست.

00:20:04.745 --> 00:20:05.579
‫زندگی سخته

00:20:06.705 --> 00:20:10.042
‫هیچ شکی نیست که محبوبیت
‫World Wrestling Entertainment

00:20:10.125 --> 00:20:12.628
‫به سرعت در حال افزایشه...

00:20:12.711 --> 00:20:16.131
‫در اون زمان، من به طور موفقیت‌آمیز
‫با همه این برگزارکننده‌ها رقابت می‌کردم،

00:20:16.215 --> 00:20:19.801
‫پس بعدش با خودم گفتم،
‫"خب، حالا می‌تونم به شیوه خودم کار کنم."

00:20:21.345 --> 00:20:23.847
‫پدرم باب بکلاند رو به عنوان قهرمان انتخاب کرد.

00:20:23.931 --> 00:20:26.767
‫من عاشق سفر کردنم.
‫من عاشق هوادارها هستم. عاشق کشتی گرفتنم.

00:20:26.850 --> 00:20:28.810
‫هر دقیقه از زندگیم برام لذت‌بخشه.

00:20:28.894 --> 00:20:30.062
‫خیلی هم عالی، ما قدردانیم...

00:20:30.145 --> 00:20:33.607
‫اون پسر اصیل آمریکایی بود،
‫ولی یه کم زیادی بی‌روح بود.

00:20:33.690 --> 00:20:36.360
‫من دنبال کسی بودم که
‫جذبه بیشتری داشته باشه

00:20:36.443 --> 00:20:39.738
‫اینو ببین.
‫شوخیت گرفته؟ نگاش کن.

00:20:39.821 --> 00:20:42.616
‫د دریم الان داره این مرد رو کتک می‌زنه.

00:20:42.699 --> 00:20:43.617
‫آخ نه.

00:20:43.700 --> 00:20:45.869
‫خب، داستی رودز هم یکی از گزینه‌ها بود.

00:20:45.953 --> 00:20:49.414
‫تو می‌تونی توی این ساختمون
‫در عرض چند ساعت، وقتی پر بشه،

00:20:49.498 --> 00:20:52.000
‫ببینی
‫یک مرد سیاه‌پوست و یک مرد سفیدپوست

00:20:52.084 --> 00:20:54.920
‫دارن از یک جعبه پاپ‌کورن می‌خورن! واااا!

00:20:55.963 --> 00:20:58.715
‫این خیلی باحاله. این رویایه امریکاییه.

00:20:59.299 --> 00:21:03.679
‫تنها چیزی که پدرم به من گفته بود
‫این بود که به این موضوع اعتقادی نداره.

00:21:04.388 --> 00:21:06.682
‫به نظر می‌رسید که این یک کار خیلی بزرگه.

00:21:08.225 --> 00:21:11.144
‫داستی نمی‌تونست از این فرصت استفاده کنه،

00:21:11.228 --> 00:21:14.189
‫و من همچنان دنبال کسی بودم که کاریزماتیک باشه،

00:21:14.273 --> 00:21:17.651
‫کسی که تو رو هیجان‌زده کنه،
‫کسی که بزرگتر از همه باشه.

00:21:18.986 --> 00:21:23.198
‫این مرد
‫یک توهم تلویزیونی نیست.

00:21:24.741 --> 00:21:26.493
‫اولین باری که با هالک هوگان ملاقات کردم،

00:21:27.202 --> 00:21:29.788
‫سال‌ها قبل از اون بود
‫که کسب‌وکار پدرم رو خریدم.

00:21:29.871 --> 00:21:32.291
‫وای،
‫عجب فیزیک فوق‌العاده‌ای.

00:21:32.374 --> 00:21:35.127
‫و اون اسمش استرلینگ گلدن بود.

00:21:35.210 --> 00:21:37.421
‫استرلینگ گلدن...

00:21:37.504 --> 00:21:40.590
‫و پدرم اون رو دید و گفت،
‫"نه، نه، این اسم تو نیست،"

00:21:40.674 --> 00:21:42.426
‫و اون رو به "هالک هوگان" تغییر داد.

00:21:43.010 --> 00:21:47.264
‫هالک هوگان شگفت انگیز!

00:21:47.347 --> 00:21:49.975
‫وقتی من رو به صحنه آوردن،
‫اون‌ها به کسی نیاز داشتن

00:21:50.058 --> 00:21:53.270
‫که مردم فکر کنن
‫می‌تونه آندره د جایانت رو شکست بده،

00:21:53.353 --> 00:21:54.896
‫که یکی از ستاره‌های بزرگشون بود.

00:21:56.064 --> 00:21:56.898
‫هوگان!

00:21:58.191 --> 00:21:59.401
‫بیا اینجا!

00:21:59.985 --> 00:22:03.488
‫آندره د جایانت
‫اولین جاذبه ورزش‌های سرگرمیه.

00:22:04.323 --> 00:22:06.950
‫تو می‌تونی آندره د جایانت رو تبلیغ کنی،

00:22:07.034 --> 00:22:08.243
‫و مردم رو جذب کنی.

00:22:08.327 --> 00:22:10.454
‫هالک هوگان میره برای...

00:22:10.537 --> 00:22:13.498
‫من مثل نیمه دیگه آندره بودم.

00:22:13.582 --> 00:22:14.958
‫ما همه جا کشتی گرفتیم.

00:22:15.542 --> 00:22:18.420
‫استادیوم شی،
‫به خاطر مسابقه من و آندره د جایانت، پر شد،

00:22:18.503 --> 00:22:20.630
‫پس من خودمو خوب جا انداخته بودم.

00:22:20.714 --> 00:22:25.135
‫یکی از راه‌هایی که من می‌تونستم خودمو ثابت کنم
‫برگزاری این "مسابقات تلویزیونی" بود.

00:22:26.094 --> 00:22:29.806
‫در طول این مسابقات،
‫من با دو نفر کشتی می‌گرفتم.

00:22:30.599 --> 00:22:32.934
‫سیلوستر استالونه اون رو دید،

00:22:33.018 --> 00:22:36.730
‫و اینجوری شد که به من پیشنهاد
‫نقش تو فیلم راکی داده شد.

00:22:38.065 --> 00:22:40.984
‫من با وینس پدر
‫درباره نقشم تو راکی III صحبت می‌کردم،

00:22:41.068 --> 00:22:43.403
‫و وینس پدر گفت،
‫"تو این کارو نمی‌کنی."

00:22:43.487 --> 00:22:47.866
‫"تو یک کشتی‌گیر هستی." می‌دونی؟
‫"تو نقش بازی نمی‌کنی، تو کارهای تلویزیونی نمی‌کنی."

00:22:47.949 --> 00:22:50.494
‫اون از پدرم خواست،
‫و پدرم گفت، "نه، نه."

00:22:51.203 --> 00:22:55.499
‫چون پدرم سرمایه‌گذاری زیادی روی هوگان کرده بود
‫و می‌خواست پولش رو برگردونه.

00:22:55.999 --> 00:22:59.961
‫اون گفت، "اگه این کار رو کنی، اخراج می‌شی
‫و دیگه هیچوقت اینجا کار نمی‌کنی."

00:23:00.045 --> 00:23:01.505
‫گفتم، "باشه، اوکیه."

00:23:04.132 --> 00:23:05.008
‫خودشه!

00:23:05.092 --> 00:23:08.261
‫وقتی فیلم راکی رو بازی کردم،
‫می‌دونستم قراره چیز بزرگی بشه.

00:23:09.137 --> 00:23:11.056
‫میام سراغت، بالبوآ.

00:23:11.139 --> 00:23:12.641
‫به دوست کوچولو من سلام کنید!

00:23:12.724 --> 00:23:15.310
‫اگه صورت زخمی رو بگیرید،
‫اگه پدرخوانده رو بگیرید،

00:23:15.936 --> 00:23:18.980
‫فرنچایز راکی
‫بزرگ‌تر از همه این‌ها بود.

00:23:19.064 --> 00:23:20.941
‫این آمریکانا بود.

00:23:21.691 --> 00:23:23.860
‫می‌دونستم که قرار من رو معروف کنه.

00:23:25.070 --> 00:23:26.571
‫همه‌چیز دیوانه‌وار شد.

00:23:26.655 --> 00:23:28.907
‫لطفاً هالک هوگان رو خوش‌آمد بگید.

00:23:30.325 --> 00:23:32.035
‫تو یه آدم خیلی بزرگ هستی.

00:23:32.119 --> 00:23:33.328
‫مرسی، مرسی.

00:23:34.162 --> 00:23:35.330
‫یه مرد بزرگ...

00:23:35.414 --> 00:23:37.999
‫این وسط،
‫ورن گانی بهم زنگ زد،

00:23:38.083 --> 00:23:40.210
‫اون گفت،
‫"چقدر سریع می‌تونی به مینه‌سوتا بیای؟"

00:23:41.128 --> 00:23:44.381
‫هالک هوگان، برمی‌گرده به AWA،
‫و من نمی‌تونم باور کنم...

00:23:44.464 --> 00:23:47.884
‫وقتی به AWA رفتم،
‫شروع کردم به کارهای هالکامینیا.

00:23:47.968 --> 00:23:49.553
‫شروع کردم به پاره کردن تی‌شرتام.

00:23:50.137 --> 00:23:53.432
‫و این بزرگ و بزرگتر شد.

00:23:54.015 --> 00:23:58.854
‫من کارش رو دنبال می‌کردم و اون
‫واقعا در حال پرورش استعدادهاش بود.

00:23:58.937 --> 00:24:02.190
‫اینم هالک! اینم حرکت پا!

00:24:02.274 --> 00:24:04.609
‫من قهرمان هستم! این هم کمربندت!

00:24:04.693 --> 00:24:08.822
‫وینس اومد پیشم و گفت،
‫"می‌خوام تمام قلمروها رو بگیرم،

00:24:08.905 --> 00:24:12.784
‫و می‌خوام این کار رو با تو انجام بدم."
‫و من گفتم، "بزن بریم، برادر."

00:24:13.368 --> 00:24:17.372
‫هالک می‌دونست که کار به چه سمتی می‌ره،
‫و اون... اون می‌دونست وینس مسیرش چیه.

00:24:17.456 --> 00:24:19.916
‫این یه تصمیم راحت بود.
‫یکی از آدم‌ها می‌خواد تو رو هل بده

00:24:20.000 --> 00:24:22.919
‫و بزرگ‌ترین ستاره‌ات کنه
‫و تو رو جهانی کنه،

00:24:23.003 --> 00:24:26.465
‫اون یکی فقط می‌خواد
‫مینیاپولیس، شیکاگو و میلواکی رو تبلیغ کنه.

00:24:26.548 --> 00:24:29.759
‫کل حرفه ام رویای این رو داشتم که
‫به عقب برگردم

00:24:29.843 --> 00:24:32.429
‫و وقتی وینس گفت
‫می‌خواد با من چیکار بکنه،

00:24:32.512 --> 00:24:34.931
‫می‌دونستم که چه اتفاقی قراره بیوفته.

00:24:35.015 --> 00:24:37.100
‫او!
‫- حتما شوخیت گرفته!

00:24:37.184 --> 00:24:38.894
‫هالک هوگان!

00:24:38.977 --> 00:24:42.731
‫می‌خوام از WWE تشکر کنم
‫که هالک رو برگردوند...

00:24:42.814 --> 00:24:45.984
‫پس باید یه جوری کمربند رو
‫از باب بک‌لند به هوگان منتقل می‌کردم.

00:24:46.067 --> 00:24:47.152
‫نمی‌تونستم اون مسابقه رو برگزار کنم.

00:24:47.235 --> 00:24:50.030
‫هردو "بیبی‌فیس" بودن.

00:24:50.113 --> 00:24:52.699
‫پس از آیرون شیخ استفاده کردم.

00:24:52.782 --> 00:24:54.075
‫باب بک‌لند!

00:24:57.454 --> 00:24:59.706
‫آیرون شیخ اهل ایران بود

00:24:59.789 --> 00:25:05.420
‫یکی از منفورترین آدم‌هایی بود
‫که تا حالا به‌عنوان "هیل" تو شرکت‌مون داشتیم.

00:25:07.631 --> 00:25:11.843
‫اون زمان ناسیونالیسم زیادی وجود داشت.
‫یه‌جور "بله، بله، آمریکا!" بود.

00:25:12.427 --> 00:25:14.554
‫و سال‌ها بود که ما با ایران مشکل داشتیم.

00:25:14.638 --> 00:25:17.599
‫رئیس‌جمهور با شورای امنیت ملی
‫واشنگتن،

00:25:17.682 --> 00:25:19.768
‫درباره تحولات سریعی که تو ایران در جریان بود،
‫ملاقات کرد.

00:25:20.435 --> 00:25:23.688
‫یه سری گروگان آمریکایی
‫تو ایران نگه داشته شده بودن.

00:25:23.772 --> 00:25:27.067
‫این خبر صفحه اول بود.
‫هر روز درباره‌ش صحبت می‌شد.

00:25:28.151 --> 00:25:30.445
‫پس وقتی آیرون شیخ
‫تو رینگ بود

00:25:30.529 --> 00:25:32.030
‫و پرچم ایران رو تکون می‌داد...

00:25:32.113 --> 00:25:33.990
‫ایران، شماره یک!

00:25:34.074 --> 00:25:36.368
‫اون واکنش منفی می‌گرفت....

00:25:37.035 --> 00:25:41.498
‫تو به چیزی که داره اتفاق می‌افته نگاه می‌کنی،
‫و سعی می‌کنی از اون یه داستان بسازی

00:25:41.581 --> 00:25:44.417
‫و مردم بتونن یه جوری واکنش نشون بدن

00:25:44.501 --> 00:25:46.920
‫که لزوما نتونن تو زندگی واقعی
‫این کار رو بکنن.

00:25:47.003 --> 00:25:49.548
‫خیلی از مردم از آیرون شیخ خوششون نمی‌یاد.

00:25:49.631 --> 00:25:53.134
‫تو نمی‌تونی یه شیخ ایرانی رو تو خیابون پیدا کنی

00:25:53.218 --> 00:25:57.013
‫که بتونی هووش کنی، ساکتش کنی
‫و ببینی کتک می‌خوره،

00:25:57.097 --> 00:26:00.058
‫ولی می‌تونستی بری مسابقات کشتی
‫و اونجا ببینیش.

00:26:00.141 --> 00:26:01.268
‫ایران مزخرفه!

00:26:01.351 --> 00:26:03.770
‫چی دارن شعار میدن؟ "ایران" چی؟

00:26:03.853 --> 00:26:06.314
‫نمی‌خوام بگم، وینس.

00:26:06.398 --> 00:26:10.193
‫همیشه با زمونه پیش نمیره،
‫ولی به فیلم‌ها نگاه کنید.

00:26:11.027 --> 00:26:15.615
‫فیلم‌ها ژاپن رو به‌عنوان
‫امپراتوری شریر که به آمریکا حمله می‌کنه نشون می‌دادن.

00:26:15.699 --> 00:26:18.868
‫هر کسی از ژاپن بود، نباید بهش اعتماد می‌کردی.

00:26:18.952 --> 00:26:19.786
‫آلمان.
‫تو یه دروغ‌گویی!

00:26:21.913 --> 00:26:22.789
‫روسی‌ها.

00:26:22.872 --> 00:26:25.125
‫اگه بمیره، مرده دیگه.

00:26:25.917 --> 00:26:28.587
‫از همون بچگی بهت یاد می‌دادن...

00:26:31.590 --> 00:26:36.886
‫این مردم، خارجی‌ها،
‫آدم‌های بدی بودن.

00:26:36.970 --> 00:26:38.138
‫از روسیه...

00:26:38.221 --> 00:26:39.723
‫درست، غلط، بی‌تفاوت،

00:26:39.806 --> 00:26:43.727
‫اون زمان، آدم بدِ تو، روس بود،

00:26:44.311 --> 00:26:46.771
‫آدم بدِ آلمانی، آدم بدِ ژاپنی.

00:26:47.522 --> 00:26:50.191
‫و درکش برای مردم راحت بود.

00:26:50.734 --> 00:26:52.152
‫بانزای!

00:26:52.235 --> 00:26:55.322
‫کشتی یه تقلید از دنیاست.

00:26:55.405 --> 00:26:58.366
‫اگه می‌خوای بدونی آمریکا چطوریه،
‫کشتی رو تماشا کن.

00:26:58.950 --> 00:27:00.201
‫ما خودتو بهت نشون می‌دیم.

00:27:00.285 --> 00:27:02.162
‫بهم بگو کشتی‌گیری که ازش خوشت نمیاد کیه.

00:27:02.245 --> 00:27:03.788
‫شیخه، برادر، شیخ.

00:27:03.872 --> 00:27:05.832
‫شیخ.
‫آیرون شیخ.

00:27:06.416 --> 00:27:09.210
‫-چرا ازش خوشت نمیاد؟
‫-از یه کشور دیگه ـست، پسر.

00:27:09.294 --> 00:27:10.503
‫از یه کشور دیگه ـست.

00:27:10.587 --> 00:27:13.757
‫وینس می‌دونست داره چه اتفاقی می‌افته.
‫اون مسیر رودخونه رو دنبال کرد.

00:27:13.840 --> 00:27:17.344
‫اینطوری پولدار شد.
‫هیچ‌وقت خلاف جریان آب شنا نکرد.

00:27:20.013 --> 00:27:24.768
‫می‌تونی به هر چیزی نگاه کنی و بگی
‫"آه، شرط می‌بندم از انجامش پشیمونی."

00:27:24.851 --> 00:27:29.230
‫خب، می‌دونی، به ده سال،
‫بیست سال، پنج سال پیش نگاه کن،

00:27:29.314 --> 00:27:30.940
‫اون موقع زندگی فرق می‌کرد.

00:27:31.024 --> 00:27:33.234
‫خیلی چیزا فرق می‌کردن،
‫ارزش‌ها فرق می‌کردن،

00:27:33.318 --> 00:27:35.570
‫و نمی‌تونی ارزش‌های امروز رو بگیری

00:27:35.654 --> 00:27:38.615
‫و نگاه کنی و بگی،
‫"همون ارزش‌ها به اون زمان هم می‌خوره."

00:27:38.698 --> 00:27:41.910
‫اون موقع یه زمان دیگه بود،
‫یه زندگی دیگه، یه مجموعه ارزش‌های دیگه.

00:27:41.993 --> 00:27:45.664
‫اگه امروز انجام می‌شد؟
‫وای. تبدیل به یه مشکل می‌شد.

00:27:45.747 --> 00:27:49.167
‫ولی اون موقع؟
‫فکر نمی‌کردم مسئله بزرگی باشه.

00:27:49.668 --> 00:27:52.253
‫آیرون شیخ!

00:27:55.048 --> 00:27:59.135
‫پس می‌خواستم کمربند رو
‫از بکلند به آیرون شیخ منتقل کنم،

00:27:59.678 --> 00:28:04.933
‫و بعدش، البته،
‫برای ورود این قهرمان موطلایی و تماماً آمریکایی آماده‌مون می‌کردم

00:28:05.016 --> 00:28:07.894
‫که بیاد
‫و آیرون شیخ اهل ایران رو شکست بده.

00:28:09.938 --> 00:28:11.856
‫هالک هوگان به یه حریف نهایی نیاز داشت،

00:28:11.940 --> 00:28:13.316
‫و زمان‌بندی فوق‌العاده بود.

00:28:13.400 --> 00:28:16.820
‫این قهرمان تماماً آمریکایی
‫مقابل این ایرانی شیطانی.

00:28:17.404 --> 00:28:21.783
‫"چشم ببر" وقتی که هالک هوگان وارد رینگ می‌شه!

00:28:22.409 --> 00:28:23.785
‫اون زمان،

00:28:23.868 --> 00:28:27.163
‫وینس تصمیم می‌گرفت که من برنده بشم یا ببازم،

00:28:27.247 --> 00:28:29.833
‫ولی چیزی که تو رینگ فیزیکی انجام می‌دادیم،

00:28:29.916 --> 00:28:32.502
‫من همون لحظه تو رینگ تصمیم می‌گرفتم.

00:28:32.585 --> 00:28:34.045
‫هیچ چیزی رو تمرین نمی‌کردیم.

00:28:34.129 --> 00:28:36.172
‫این هنر کشتیه.

00:28:38.591 --> 00:28:41.886
‫قبل از اینکه زنگ زده بشه پریدم تو.
‫بهش نگفتم که می‌خوام این کار رو کنم.

00:28:41.970 --> 00:28:43.513
‫به نظر کار درستی می‌اومد.

00:28:43.596 --> 00:28:47.600
‫هالک لباس شیخ رو گرفت،
‫و باهاش زدش زمین!

00:28:47.684 --> 00:28:50.478
‫بهش نگفتم که می‌خوام
‫باهاش بزنمش و خفه‌ش کنم.

00:28:50.562 --> 00:28:52.188
‫همه‌چیز خود به خود اتفاق افتاد.

00:28:52.272 --> 00:28:53.857
‫الان هالک تو دردسر افتاده.

00:28:53.940 --> 00:28:55.442
‫باید به جمعیت گوش بدی.

00:28:55.525 --> 00:28:57.318
‫و صدای تشویق‌ها کر کننده ـست!

00:28:57.402 --> 00:28:59.779
‫تو حسش می‌کنی، گوش می‌دی، فکر می‌کنی.

00:28:59.863 --> 00:29:02.115
‫هالک هوگان با اون پای بزرگش ضربه می‌زنه!

00:29:02.699 --> 00:29:05.034
‫یک، دو... تمومش کرد!

00:29:06.119 --> 00:29:09.497
‫واکنش عظیمی از طرف مدیسون اسکوئر گاردن بود.

00:29:10.749 --> 00:29:13.334
‫هالکمنیا اینجاست.

00:29:13.418 --> 00:29:17.130
‫و البته همه تا امروز هالک هوگان رو می‌شناسن.

00:29:17.213 --> 00:29:20.967
‫تنها چیزی که خواستم این بود که تمام WWE
‫پشت هالکستر وایسن،

00:29:21.050 --> 00:29:23.428
‫چون بهشون گفتم که برای آمریکا قهرمانی رو بدست میارم!

00:29:23.511 --> 00:29:25.305
‫هالکمنیا داره جهانی می‌شه!

00:29:26.639 --> 00:29:27.474
‫چی...

00:29:27.557 --> 00:29:29.684
‫اینکه کمربند رو
‫به آیرون شیخ بدیم،

00:29:29.768 --> 00:29:32.979
‫و بعد تصمیم تجاری این که کمربند برسه به من

00:29:33.062 --> 00:29:36.816
‫چون ما یه نفر می‌خواستیم
‫تا به عنوان نماینده، دنیا رو فتح کنه،

00:29:36.900 --> 00:29:40.737
‫این یه تصمیم تجاری بود
‫که وینس باید به شکلی خلاقانه اجراش می‌کرد،

00:29:41.821 --> 00:29:43.656
‫و جواب داد.

00:29:43.740 --> 00:29:45.784
‫خیلی از طرفداران معتقدن که هالک هوگان

00:29:45.867 --> 00:29:48.703
‫شاید هیجان‌انگیزترین
‫قهرمان کشتی حرفه‌ایه.

00:29:48.787 --> 00:29:53.792
‫نمی‌تونی اهمیت هالک هوگان رو
‫نادیده بگیری.

00:29:53.875 --> 00:29:56.085
‫اگه هالک هوگان رو از این معادله حذف کنی، فکر کنم،...

00:29:56.169 --> 00:29:57.712
‫فکر کنم وینس تو گسترشش شکست می‌خوره.

00:29:57.796 --> 00:29:59.839
‫مطمئنم که تو گسترشش شکست می‌خوره.

00:30:00.882 --> 00:30:03.009
‫کشتی حرفه‌ای یه تجارت ستاره‌محوره،

00:30:03.092 --> 00:30:06.221
‫و توانایی ساختن ستاره‌ها
‫چیزیه که تو رو محبوب می‌کنه.

00:30:06.805 --> 00:30:10.266
‫وینس تو ساختن ستاره‌ها
‫خیلی بهتر از بقیه مُبلِغ ها بود

00:30:10.350 --> 00:30:11.518
‫چون پدرش اینطور بود.

00:30:12.185 --> 00:30:16.064
‫وینس مک‌مکمن پدر
‫تو اینکه نفرات برتر رو بسازه

00:30:16.147 --> 00:30:17.524
‫و اونا رو به شکل ستاره‌ها نشون بده، خیلی خوب بود.

00:30:17.607 --> 00:30:20.318
‫که مهم‌تر از داشتن مسابقات کشتی خوب بود.

00:30:20.401 --> 00:30:23.238
‫این نقطه قوت وینس بود
‫چون نقطه قوت پدرش هم بود.

00:30:23.863 --> 00:30:27.200
‫یه موقعی رسید که پدرم بهم گفت
‫به من افتخار می‌کنه.

00:30:27.826 --> 00:30:28.993
‫گفت: "می‌دونی، وینی،

00:30:29.077 --> 00:30:30.995
‫همه‌ی این دوستای من واقعاً دوست نیستن."

00:30:31.079 --> 00:30:33.790
‫"این مُبلِغ‌هایی که سال‌ها
‫تو این مناطق باهاشون کار کردم،

00:30:33.873 --> 00:30:35.375
‫می‌دونی، گور پدرشون."

00:30:35.458 --> 00:30:37.377
‫"داری همه‌شون رو شکست می‌دی."

00:30:37.460 --> 00:30:39.712
‫"بهت افتخار می‌کنم بابت کاری که کردی.
‫کون لقشون."

00:30:39.796 --> 00:30:42.507
‫و من فکر کردم... "واو."

00:30:43.049 --> 00:30:46.219
‫اولین بار بود که پدرم یه همچین چیزی می‌گفت،
‫اینکه طرفِ من بود.

00:30:47.345 --> 00:30:50.473
‫البته، صبر کرد تا موفق بشم.

00:30:50.557 --> 00:30:53.893
‫شاید همیشه این حس رو داشت،
‫ولی هیچ وقت بهم نگفت.

00:30:53.977 --> 00:30:56.729
‫اون یکی از بزرگ‌ترین لحظات زندگیم بود.

00:30:59.607 --> 00:31:01.025
‫تا اینکه...

00:31:04.821 --> 00:31:09.033
‫دوست داریم از همه بخوایم
‫که به احترام آقای وینسنت جی. مک‌من، قیام کنید

00:31:09.117 --> 00:31:12.829
‫و یک دقیقه سکوت کنید.

00:31:13.329 --> 00:31:17.667
‫روز قبل از مرگش، تنها زمانی بود
‫که بهم گفت دوستم داره،

00:31:17.750 --> 00:31:20.461
‫ولی، قبل از اینکه بمیره. بهم گفت.

00:31:21.838 --> 00:31:23.089
‫خدایا، خیلی خوب بود.

00:31:25.300 --> 00:31:27.552
‫مهم نیست اونا بهت اهمیت می‌دن یا نه،

00:31:27.635 --> 00:31:30.597
‫خیلی عالیه تو زندگی
‫یکی رو داشته باشی که براش اهمیت قائل باشی.

00:31:30.680 --> 00:31:33.850
‫و من این فرصت رو داشتم
‫که واقعاً به پدرم اهمیت بدم

00:31:33.933 --> 00:31:35.435
‫و دوستش داشته باشم.

00:31:38.271 --> 00:31:41.900
‫فکر نمی‌کنم از پدرش خوشش می‌اومد،
‫صادقانه بگم.

00:31:42.817 --> 00:31:45.069
‫چرا اینو می‌گی؟

00:31:46.946 --> 00:31:48.364
‫وقتی پای وینس پسر به وسط اومد،

00:31:48.448 --> 00:31:51.075
‫یه دیدگاه داشت
‫که کشتی قراره تغییر کنه.

00:31:51.159 --> 00:31:53.119
‫نمی‌تونست همونجوری باقی بمونه.

00:31:53.202 --> 00:31:58.124
‫و هر ایده‌ای که از ذهنش بیرون می‌اومد،
‫پدرش رو دیوونه می‌کرد.

00:31:58.207 --> 00:31:59.709
‫کشتی‌گیرها رو هم دیوونه می‌کرد.

00:31:59.792 --> 00:32:02.837
‫یادم میاد تو رختکن
‫پسرها درباره اینکه چقدر دیوونه‌ست حرف می‌زدن.

00:32:03.421 --> 00:32:08.843
‫وقتی وینس مالک کمپانی شد،
‫اون و پدرش باهم برخوردهایی داشتن.

00:32:09.969 --> 00:32:16.601
‫این برخوردها بیشتر به خاطر عدم تمایل
‫وینس مک‌مکمن پدر بود

00:32:16.684 --> 00:32:20.647
‫که قبول کنه صنعت و تجارت
‫داره به کجا می‌ره.

00:32:22.523 --> 00:32:26.486
‫وینس با این ایده‌ها اومد
‫که ما فکر می‌کردیم احمقانه ـست.

00:32:27.111 --> 00:32:29.447
‫این دیگه... این کشتی نبود.

00:32:30.031 --> 00:32:34.494
‫وینس درباره برنامه‌سازی
‫برای مخاطب جوان‌تر ایده داشت،

00:32:35.078 --> 00:32:39.582
‫و اینکه از این واقعیت که این یه
‫نمایش از پیش برنامه‌ریزی شده بود، فرار نمی‌کرد.

00:32:39.666 --> 00:32:42.877
‫وینس واقعاً می‌خواست رشد کنه و گسترش بده.

00:32:42.961 --> 00:32:45.838
‫در حالی که بقیه داشتن به قلمروی کشتی نگاه می‌کردن،

00:32:46.506 --> 00:32:49.926
‫وینس فهمیده بود که آینده، مال شبکه‌های کابلی ملیه.

00:32:50.009 --> 00:32:52.553
‫از همون اول برام روشن بود

00:32:52.637 --> 00:32:55.682
‫که وینس به عرضه بزرگ‌تری فکر می‌کرد.

00:32:55.765 --> 00:33:00.687
‫شبکه USA به کانال بازاریابی برای WWE تبدیل شد.

00:33:01.270 --> 00:33:05.108
‫وینس همیشه می‌خواست چیزی که دارن انجام می‌دن رو تبلیغ کنه.

00:33:05.191 --> 00:33:06.484
‫مواظب باش!

00:33:06.567 --> 00:33:08.987
‫وینس هیچ وقت تو کار کشتی نبود.

00:33:09.070 --> 00:33:11.197
‫اون همیشه تو کار سرگرمی بود.

00:33:13.074 --> 00:33:16.703
‫مثلاً وقتی اولین بار اومد و کنترل رو به دست گرفت،

00:33:16.786 --> 00:33:21.040
‫اون برنامه گفت‌وگو راه انداخت
‫و ما فکر کردیم کاملاً دیوونه شده.

00:33:21.124 --> 00:33:23.209
‫ممنون و به برنامه TNT خوش اومدین...

00:33:23.292 --> 00:33:25.962
‫خیلی سرگرم‌کننده بود.

00:33:26.546 --> 00:33:27.588
‫خودشه!

00:33:27.672 --> 00:33:31.092
‫مثل غرب وحشی بود
‫توی یه قالب برنامه گفت‌وگو،

00:33:32.051 --> 00:33:33.011
‫یه شورش بود.
‫وای!

00:33:34.470 --> 00:33:35.930
‫توی احمق بی‌عقل!

00:33:36.014 --> 00:33:42.500
‫وینس داشت با روش‌های مختلف
‫برای معرفی استعدادها به مخاطب‌های جدید آزمایش می‌کرد.

00:33:42.650 --> 00:33:44.000
‫من قطعاً با اون موافق بودم.

00:33:44.500 --> 00:33:46.000
‫اون همیشه می‌خواست از کشتی

00:33:46.250 --> 00:33:49.277
‫به عنوان یه پله برای ورود به چیزهای دیگه استفاده کنه.

00:33:50.194 --> 00:33:54.073
‫شرکت ما داشت رشد می‌کرد
‫و موقعیت‌های مختلف به رومون باز می‌شد.

00:33:54.157 --> 00:33:57.285
‫و انگار، "آره، بیاین این کار رو بکنیم. اون کار رو بکنیم."

00:33:57.869 --> 00:34:02.415
‫صدای World Wrestling Entertainment
‫و مجری TNT، آقای وینس مک‌من.

00:34:04.333 --> 00:34:08.755
‫دیو، همونطور که می‌دونی، خب،
‫مادرهای زیادی تو نیویورک سیتی هستن...

00:34:08.838 --> 00:34:11.841
‫یه همپوشانی بود که تو و وینس از همون اوایل داشتین.

00:34:11.924 --> 00:34:14.260
‫اوه! آره، آره.

00:34:14.343 --> 00:34:17.430
‫این برنامه سالگرد سوم شو لتِرمن بود،

00:34:17.513 --> 00:34:21.601
‫و تصمیم گرفتن اگه یه بچه
‫حین برنامه به دنیا اومد...

00:34:21.684 --> 00:34:25.063
‫بعد گفتن اگه یه بچه
‫حین برنامه به دنیا بیاد، اون بچه می‌شه "بچه‌ی آخر شب."

00:34:25.146 --> 00:34:29.942
‫وینس مک‌من رو فرستادن یه بیمارستان زایمان،
‫و من رو فرستادن یه بیمارستان دیگه.

00:34:30.026 --> 00:34:32.653
‫وینس، یه سوال دارم ازت.
‫بله، دیوید.

00:34:32.737 --> 00:34:34.155
‫این کت و شلوار خودته؟

00:34:34.238 --> 00:34:36.240
‫نه، راستش مال من نیست.
‫باشه.

00:34:38.326 --> 00:34:41.079
‫فکر می‌کنم وینس از بودن
‫توی برنامه دیوید لترمن لذت می‌برد.

00:34:41.162 --> 00:34:44.248
‫این برنامه از نظر فرهنگی
‫یه برنامه خیلی مدرن و محبوب بود.

00:34:44.957 --> 00:34:46.834
‫این یه نشانه‌ای از اعتبار بود

00:34:46.918 --> 00:34:49.712
‫اگه دیوید لترمن بهت
‫یه تأیید مثبت نشون می‌داد.

00:34:49.796 --> 00:34:52.215
‫سوال، لری. این کت و شلوار خودته؟

00:34:52.298 --> 00:34:55.051
‫نه، مال من نیست.
‫خیلی خب. برگردیم پیش شما!

00:34:55.676 --> 00:34:57.678
‫وینس همیشه دنبال این بود

00:34:57.762 --> 00:35:02.433
‫که چطوری می‌تونه جنبه‌های مختلف
‫دنیای سرگرمی رو به هم وصل کنه.

00:35:02.517 --> 00:35:04.393
‫چطوری می‌تونیم با برندی همکاری کنیم

00:35:04.477 --> 00:35:07.563
‫و جفت برندها رو
‫بزرگ‌تر و قوی‌تر کنیم؟

00:35:10.024 --> 00:35:14.278
‫سلام! شما دارین به MTV،
‫موسیقی تلویزیونی، گوش می‌دین،

00:35:14.362 --> 00:35:16.114
‫و من سیندی لاپر هستم.

00:35:16.197 --> 00:35:21.577
‫سیندی لاپر اون موقع تو MTV بود،
‫و یه ستاره‌ی خیلی بزرگ بود.

00:35:21.661 --> 00:35:25.581
‫♪ اوه، دخترها فقط می‌خوان خوش بگذرونن... ♪

00:35:25.665 --> 00:35:28.000
‫برای کسانی که آشنایی ندارن، این سیندی لاپره،

00:35:28.084 --> 00:35:32.547
‫که از اولین آلبومش، She's So Unusual،
‫چهار تک آهنگ تو پنج رتبه اول قرار دارند.

00:35:32.630 --> 00:35:35.341
‫توی ویدیوی یکی از اون‌ها، "دخترها فقط می‌خوان خوش بگذرونن"،

00:35:35.424 --> 00:35:38.302
‫کاپیتان لو آلبانو
‫نقش پدر سیندی رو بازی کرد.

00:35:38.386 --> 00:35:41.597
‫سیندی لاپر توی هواپیما
‫با کاپیتان لو آلبانو آشنا شد...

00:35:41.681 --> 00:35:43.349
‫بذار برم تو! می‌خوام سیندی لاپر رو ببینم!

00:35:43.432 --> 00:35:46.060
‫و حس کرد...
‫می‌تونه یه ارتباطی بینشون باشه.

00:35:46.144 --> 00:35:48.271
‫کشتی هوی متال داره...
‫کشتی هوی متال...

00:35:48.354 --> 00:35:52.191
‫و یه فرصت برای رشد کسب‌وکارمون بود. برای جفتمون.

00:35:52.859 --> 00:35:56.237
‫سیندی، به این همه آدم بگو
‫چطوری من ازت یه سوپراستار ساختم.

00:35:56.320 --> 00:35:59.031
‫بهشون بگو چطور از اعتبار من
‫به اوج رسیدی، سیندی!

00:35:59.115 --> 00:36:01.576
‫چطوری همه زن‌ها هیچ‌کاره‌ان، سیندی!
‫چی؟!

00:36:03.494 --> 00:36:07.623
‫سیندی با ما همراه شد
‫و این باعث شد MTV فکر کنه،

00:36:07.707 --> 00:36:10.668
‫"سیندی اینجاست،
‫اون داره وارد یه ژانر دیگه می‌شه."

00:36:10.751 --> 00:36:13.045
‫"بیایید ما هم با این ژانر دیگه کار کنیم."

00:36:13.129 --> 00:36:15.882
‫این هفته توی MTV.
‫مبارزه، یکشنبه...

00:36:15.965 --> 00:36:18.342
‫ما دوتا برنامه تلویزیونی
‫توی MTV پخش کردیم.

00:36:18.426 --> 00:36:22.388
‫اون برنامه‌ها ریتینگ عالی
‫برای MTV آوردن و داستان فوق‌العاده‌ای بود.

00:36:22.471 --> 00:36:24.974
‫تو رو به مسابقه دعوت می‌کنم
‫چاقالو!

00:36:25.057 --> 00:36:27.894
‫اون موقع، کشتی زنان...

00:36:29.729 --> 00:36:32.398
‫یه چیز غیر مهم...
‫توی یه صنعت غیر مهم بود.

00:36:32.481 --> 00:36:33.649
‫بذار یه چیزی بهت بگم...
‫من فکر کردم،

00:36:34.942 --> 00:36:37.528
‫"می‌ذارم سیندی با یکی از کشتی‌گیرهای زن ما ارتباط بگیره."

00:36:37.612 --> 00:36:39.572
‫"این باعث می‌شه اون بخش اهمیت بیشتری پیدا کنه."

00:36:41.073 --> 00:36:42.950
‫آره!
‫مولا شکست می‌خوره!

00:36:43.034 --> 00:36:44.952
‫درسته!

00:36:45.036 --> 00:36:48.080
‫وندی ریکتر انتخاب شد
‫تا نماینده‌ی سیندی باشه.

00:36:48.664 --> 00:36:51.167
‫یه تماس غیرمنتظره ازش گرفتم

00:36:51.250 --> 00:36:54.670
‫که ازم خواست توی رینگ
‫نماینده‌اش باشم.

00:36:54.754 --> 00:36:57.131
‫و منم گفتم: "حتماً."

00:36:57.215 --> 00:37:02.470
‫مربی حریف، سیندی لاپر!

00:37:04.472 --> 00:37:09.352
‫توی اون سالن شور و هیجان بود،
‫و دلیلش هم حضور سیندی بود.

00:37:09.435 --> 00:37:11.437
‫این جمعیت روی پاهاشونن!

00:37:12.396 --> 00:37:16.108
‫توی این نقطه، خیلی از دوستای من
‫ما طرفدار کشتی بودیم.

00:37:16.192 --> 00:37:19.654
‫ما اون جنبه‌ی کنایه‌آمیز
‫کل ماجرا رو دوست داشتیم.

00:37:19.737 --> 00:37:23.908
‫مثل اینکه اینجا یه ورزشکار
‫اصلی هست و حالا صداش رو قرض می‌ده

00:37:23.991 --> 00:37:27.578
‫برای معرفی هالک هوگان
‫و "رودی" رادی پایپر،

00:37:27.662 --> 00:37:29.121
‫و این کار رو خیلی جدی انجام می‌ده.

00:37:29.205 --> 00:37:31.666
‫ممنون، هاوارد.
‫این واقعاً مایه افتخاره.

00:37:31.749 --> 00:37:33.834
‫خیلی باحال بود. من عاشقش بودم.

00:37:33.918 --> 00:37:35.169
‫آه، دارن شروع می‌کنن!

00:37:37.755 --> 00:37:39.465
‫برخورد راک‌ان‌رسلینگ!

00:37:39.548 --> 00:37:41.133
‫وای!
‫- اوه!

00:37:41.217 --> 00:37:43.135
‫مواظب باش!
‫- اوه!

00:37:43.219 --> 00:37:46.931
‫حتما شوخیت گرفته!
‫آقای تی داره میاد، خانم‌ها و آقایان!

00:37:47.014 --> 00:37:51.769
‫من با آقای تی دوست شده بودم،
‫و اون موقع آقای تی حسابی بحثش داغ شده بود،

00:37:51.852 --> 00:37:53.396
‫واقعاً آتشین بود.

00:37:53.479 --> 00:37:54.313
‫آقای تی...

00:37:54.397 --> 00:37:57.066
‫پس تو یه سلبریتی رو وارد دنیای ما می‌کنی.

00:37:58.150 --> 00:38:01.195
‫اینجا دیوونه‌خونه شده.
‫چه خبره؟ خانم‌ها و آقایان...

00:38:01.279 --> 00:38:02.405
‫هرج و مرج!

00:38:04.782 --> 00:38:07.451
‫داشتن این همکاری با MTV،

00:38:07.535 --> 00:38:10.621
‫نسبت به کاری که قبلاً انجام می‌دادیم
‫یه قدم خیلی بزرگ بود.

00:38:10.705 --> 00:38:12.540
‫اون موقع MTV خیلی داغ بود،

00:38:12.623 --> 00:38:16.210
‫و این محصولی که وینس مک‌من جمع کرده بود

00:38:16.294 --> 00:38:19.505
‫دیگه فقط برای کسایی نبود
‫که توی اتاق‌های دود زده سیگار می‌کشیدن.

00:38:19.588 --> 00:38:21.590
‫این داشت به جریان اصلی تبدیل می‌شد.

00:38:22.300 --> 00:38:24.051
‫این کشتی رو تغییر داد.

00:38:24.135 --> 00:38:27.888
‫حالا، این... این دیگه مشکلی نداشت
‫که کسی بگه "من کشتی نگاه می‌کنم."

00:38:27.972 --> 00:38:32.059
‫اندی وارهول، نظرتون درباره اتفاقاتی
‫که اینجا افتاد، چیه؟

00:38:32.143 --> 00:38:33.436
‫زبونم بند اومده.

00:38:33.519 --> 00:38:36.897
‫خیلی هیجان‌انگیز بود.
‫نمی‌دونم چی بگم.

00:38:36.981 --> 00:38:38.399
‫فکر نمی‌کنم تموم شده باشه.

00:38:38.482 --> 00:38:42.194
‫فکر می‌کنم تازه نوک کوه یخ رو دیدیم.

00:38:43.821 --> 00:38:47.325
‫اون موقع، این تجارت
‫به سرعت داشت رشد می‌کرد

00:38:47.408 --> 00:38:49.327
‫و من از سخت‌کوشی لذت می‌بردم.

00:38:49.410 --> 00:38:52.872
‫ولی همسرم بالاخره گفت،
‫"تو نیاز به یه تعطیلات داری."

00:38:52.955 --> 00:38:56.375
‫منم رفتم به یه جایی تو کارائیب
‫برای دو روز.

00:38:57.043 --> 00:39:00.588
‫روز بعد که برگشتم، اعلام کردم
‫"ما هر سال یه رویداد بزرگ خواهیم داشت،

00:39:00.671 --> 00:39:04.133
‫درست مثل سوپربول،
‫و اسمش رو می‌ذاریم رسلمنیا."

00:39:04.216 --> 00:39:06.510
‫اون برگشت بهم گفت،

00:39:06.594 --> 00:39:08.679
‫"تو اصلاً استراحت نکردی
‫یا از اون لذت نبردی."

00:39:08.763 --> 00:39:10.723
‫"تو داشتی به تجارت فکر می‌کردی."

00:39:11.432 --> 00:39:14.727
‫یکشنبه بعدازظهر،
‫۳۱ مارس، رسلمنیا برگزار می‌شه.

00:39:14.810 --> 00:39:17.063
‫آقای تی همه چیز رو به خطر می‌ندازه
‫و برای اولین بار کشتی می‌گیره،

00:39:17.146 --> 00:39:19.023
‫با قهرمان هالک هوگان هم‌تیمی می‌شه...

00:39:19.106 --> 00:39:23.694
‫شما بزرگترین تولید کشتی
‫توی جهان رو خواهید دید.

00:39:23.778 --> 00:39:25.446
‫تاریخ کشتی ساخته خواهد شد.

00:39:25.529 --> 00:39:27.615
‫ووداستاک دنیای کشتی حرفه‌ای.
‫(فستیوال موسیقی راک در نیویورک)

00:39:28.240 --> 00:39:31.327
‫رسلمنیا واقعاً
‫یه ایده خیلی منطقی بود.

00:39:31.952 --> 00:39:33.037
‫ما سوپربول داشتیم

00:39:33.120 --> 00:39:36.040
‫و رویدادهای بزرگ دیگه
‫تو ورزش و چیزهای مشابه،

00:39:36.123 --> 00:39:40.961
‫پس چرا ما نباید
‫یه رویداد بزرگ پایان فصل داشته باشیم؟

00:39:41.045 --> 00:39:43.464
‫رسلمنیا.
‫رسلمنیا.

00:39:43.547 --> 00:39:46.133
‫شاید ما بتونیم این رویداد بزرگ رو

00:39:46.217 --> 00:39:48.969
‫روی چیزی که به عنوان "تلویزیون مدار بسته" شناخته می‌شد، قرار بدیم.

00:39:49.053 --> 00:39:52.348
‫بیش از یک میلیون نفر
‫از تلویزیون مدار بسته در سراسر آمریکا تماشا خواهند کرد.

00:39:52.431 --> 00:39:54.266
‫تلویزیون مدار بسته

00:39:54.350 --> 00:39:57.603
‫فقط یه پروژکتور بزرگ بود

00:39:57.686 --> 00:40:01.607
‫که توی یه سالن چیزی که نشون می‌دادی رو روی پرده می‌نداخت.

00:40:01.690 --> 00:40:05.569
‫و مردم هم پول می‌دادن، انگار که
‫یه رویداد زنده بود، تا بیان و تماشا کنن.

00:40:05.653 --> 00:40:09.824
‫اون مفهوم الان شاید مسخره به نظر برسه،
‫ولی اون موقع این‌طوری بود.

00:40:10.408 --> 00:40:14.620
‫تلویزیون مدار بسته،
‫توی تمام شهرهای بزرگ آمریکا.

00:40:14.703 --> 00:40:15.704
‫فقط همین نیست، جک.

00:40:15.788 --> 00:40:20.543
‫بلکه این برنامه به ۲۴ کشور خارجی
‫روی پرده‌های بزرگ هم می‌ره.

00:40:20.626 --> 00:40:23.170
‫تبلیغات خیلی خوب جواب دادن
‫و حالا هالک هوگان و آقای تی

00:40:23.254 --> 00:40:25.214
‫به بزرگترین افتخار یوپی‌ها دست پیدا کردن:
‫(عنوانی تحقیر آمیز برای افراد جوان)

00:40:25.297 --> 00:40:27.049
‫میزبان‌های مشترک Saturday Night Live.

00:40:27.133 --> 00:40:31.387
‫آقای تی و هالک هوگان!

00:40:31.470 --> 00:40:33.097
‫ما یه مسابقه بزرگ داریم.

00:40:33.180 --> 00:40:36.267
‫مدیسون اسکوئر گاردن. رسلمنیا. هالک هوگان...

00:40:36.350 --> 00:40:38.227
‫از نظر تبلیغات برای رسلمنیا،

00:40:38.310 --> 00:40:41.814
‫شما می‌خواستید تا جایی که ممکنه رسانه‌ها رو دعوت کنید.

00:40:43.023 --> 00:40:44.984
‫ما یک رویداد توی مدیسون اسکوئر گاردن داشتیم.

00:40:45.067 --> 00:40:47.695
‫این واقعاً کشتی نیست. این "ورسلینگ" ـه.

00:40:47.778 --> 00:40:50.281
‫و جان استوسل، از یکی از شبکه‌ها،

00:40:50.364 --> 00:40:52.491
‫می‌خواست با برخی از کشتی گیرای ما مصاحبه کنه.

00:40:53.117 --> 00:40:55.369
‫جان استوسل اونجا بود با این فرضیه

00:40:55.453 --> 00:40:58.080
‫که می‌خواست بفهمه آیا هالک هوگان واقعاً به اندازه‌ای که

00:40:58.164 --> 00:40:59.415
‫ نیویورک تایمز گفته محبوب هست؟

00:40:59.498 --> 00:41:03.627
‫و در حین راه رفتن، گفت،
‫"شماها از تیغ برای خونریزی استفاده می‌کنید؟"

00:41:03.711 --> 00:41:06.422
‫و من گفتم، "اینو داری جدی میگی؟
‫این کار یه چور خودآزاری نیست؟"

00:41:06.505 --> 00:41:09.800
‫سر من از هفته‌های گذشته
‫همین‌طور زخمی بود، می‌دونید؟

00:41:09.884 --> 00:41:12.261
‫من سریع رفتم سراغ وینس.

00:41:12.344 --> 00:41:17.766
‫گفتم، "وینس، این مرد اینجا نیست
‫که بفهمه هالک هوگان چقدر محبوبه،

00:41:17.850 --> 00:41:19.810
‫اون اینجاست
‫که کسب‌وکار کشتی رو برملا کنه."

00:41:20.394 --> 00:41:22.730
‫و وینس وارد اتاق پرو شد،

00:41:22.813 --> 00:41:26.150
‫و گفت که یک خبرنگار اینجا بوده
‫که در حال پرسیدن از کشتی‌گیرها بوده،

00:41:26.233 --> 00:41:27.276
‫"که آیا رسلینگ الکیه؟"

00:41:27.860 --> 00:41:31.447
‫طرفداران، متأسفم
‫باید به شما بگم که این الکیه.

00:41:32.031 --> 00:41:34.492
‫اون گفت، "کاش یکی یه کاری باهاش میکرد."

00:41:35.159 --> 00:41:40.039
‫من هیچ‌وقت نشنیدم وینس مک‌من بگه
‫که باید اونو سر جاش بشونیم.

00:41:40.122 --> 00:41:41.499
‫این حرف‌هایی بود که هرگز نشنیده بودم.

00:41:42.082 --> 00:41:44.210
‫اون به ما نگفت که این کار رو بکنیم،

00:41:44.293 --> 00:41:48.589
‫اما گفت، "کاش یکی
‫به اون بابا رسیدگی کنه،"

00:41:48.672 --> 00:41:50.424
‫و از اتاق پرو بیرون رفت.

00:41:51.217 --> 00:41:53.552
‫یک کشتی‌گیر بود
‫به نام دیوید شولتز،

00:41:53.636 --> 00:41:55.971
‫که تصمیم گرفت پا پیش بزاره.

00:41:56.055 --> 00:41:58.140
‫- فکر می‌کنم این الکیه.
‫- تو فکر می‌کنی الکیه؟

00:41:59.475 --> 00:42:03.938
‫دیوید شولتز یهویی
‫یه سیلی به جان استوسل زد.

00:42:04.021 --> 00:42:05.898
‫تو فکر می‌کنی الکیه؟ بیا...

00:42:06.857 --> 00:42:08.776
‫- کات!
‫- ها؟ منظورت چیه؟

00:42:08.859 --> 00:42:12.988
‫یادت میاد
‫واکنش وینس به ضربه‌ای که جان خورد چی بود؟

00:42:13.072 --> 00:42:14.573
‫همه ما جشن گرفتیم.

00:42:15.074 --> 00:42:16.450
‫فقط وینس نبود، همه.

00:42:16.534 --> 00:42:19.495
‫دیوید داشت از پشت تشویق می‌شد،
‫مردم براش نوشیدنی می‌خریدن.

00:42:20.079 --> 00:42:23.499
‫در اون زمان،
‫ما خیلی از کسب و کارمون محافظت می‌کردیم،

00:42:23.582 --> 00:42:27.795
‫چون رسلینگ الکی نیست.
‫این یه نمایشه، پیش‌بینی شده ـس،

00:42:27.878 --> 00:42:31.674
‫اما می‌تونم بگم، در ۱۰ سال گذشته،
‫من ۲۳ عمل جراحی داشتم.

00:42:31.757 --> 00:42:32.675
‫تو ۱۰ سال.

00:42:32.758 --> 00:42:35.678
‫پس اگه این الکیه،
‫لطفاً برام توضیحش بده.

00:42:35.761 --> 00:42:36.929
‫به من که هیچ یادداشتی ندادن.

00:42:37.012 --> 00:42:41.225
‫در اون زمان، باید بدونی که،
‫اون‌ها در حال محافظت از کسب و کار بودند.

00:42:41.308 --> 00:42:42.643
‫ما اون رو دوست داشتیم.

00:42:43.143 --> 00:42:46.522
‫تا زمانی که شکایت قانونی مطرح شد.
‫از اونجا بود که کار خراب شد.

00:42:46.605 --> 00:42:47.982
‫از لحاظ جسمی چطورید؟

00:42:48.566 --> 00:42:51.735
‫یک دکتر الان گفت گوش من آسیب دیده
‫که احتمالاً مشکلش دائمیه...

00:42:51.819 --> 00:42:54.863
‫کشتی‌گیری حرفه‌ای داشت وارد ‫فرهنگ اصلی می‌شد.
‫(نگاه جامعه به این صنعت به عنوان یه چیز عادی)

00:42:54.947 --> 00:42:58.450
‫اما کاملا برای این مورد آماده نبود.

00:42:58.534 --> 00:43:00.953
‫شما یک چیز مشابه رو
‫توی The Richard Belzer Show می‌بینید،

00:43:01.745 --> 00:43:05.207
‫زمانی که هالک هوگان،
‫که از همه توی اون گروه

00:43:05.291 --> 00:43:06.834
‫برای رسانه‌ها آماده‌تر بود،

00:43:06.917 --> 00:43:11.505
‫توی اون وضعیت عجیب و غریب
‫و نامطلوب قرار می‌گیره.

00:43:11.589 --> 00:43:13.382
‫به نظر می‌رسه که‌،
‫نمیدونی چه خبره.

00:43:13.465 --> 00:43:15.467
‫- حتما تا الان وسط جنگل زندگی می‌کردی.
‫- می‌دونم...

00:43:15.551 --> 00:43:17.011
‫بذار برات توضیح بدم، رفیق.

00:43:17.094 --> 00:43:18.637
‫-بذار بگم اوضاع چطوره.
‫-باشه.

00:43:18.721 --> 00:43:19.555
‫می‌دونی، آقای تی...

00:43:19.638 --> 00:43:22.308
سخته که ببینی مردم سعی دارن
‫به کسب و کار ما ضربه بزنن

00:43:22.391 --> 00:43:24.393
‫مسئله اینه که، من از هیچ‌کس نمی‌ترسم.

00:43:24.476 --> 00:43:25.894
‫- باورت دارم.
‫- افتاد؟

00:43:25.978 --> 00:43:27.354
‫-دوبارم افتاد.
‫-به اندازه کافی مرد هستی؟

00:43:27.438 --> 00:43:28.981
‫-خودت چی فکر می‌کنی؟
‫-واقعاً نمی‌دنم.

00:43:29.064 --> 00:43:30.733
‫می‌خوای بزنیم بیرون؟

00:43:30.816 --> 00:43:32.901
‫مثل زمانی که ریچارد بلزر گفت،

00:43:32.985 --> 00:43:35.237
‫"هی، یکی از اون حرکات کشتی رو رو من انجام بده."

00:43:35.321 --> 00:43:37.740
‫هر وقت خواست بیخیال بشه
‫بهم بگو برادر

00:43:37.823 --> 00:43:38.824
‫باشه.

00:43:39.700 --> 00:43:41.702
‫آوردمش زیر خودم،
‫بهش یک قفل چانه جلویی زدم.

00:43:42.703 --> 00:43:45.372
‫- اوضاع چطوره، تی؟
‫- یه کم همین‌طوری نگهش دار.

00:43:46.665 --> 00:43:49.084
‫و وقتی که اونو ول کردم،
‫افتاد و سرش ضربه خورد.

00:43:51.420 --> 00:43:56.717
‫بلزر همینجوری به زمین افتاد،
‫و هالک فکر کرد که این یه شوخیه.

00:43:57.301 --> 00:43:59.887
‫- در واقعیت...
‫- اون آسیب دید.

00:44:01.513 --> 00:44:03.265
‫- سرت خونریزی می‌کنه...
‫- برمی‌گردیم.

00:44:03.349 --> 00:44:05.768
‫او وقتی افتاد به سرش ضربه خورد
‫و خونریزی کرد.

00:44:05.851 --> 00:44:07.394
‫این خوب نبود.

00:44:07.478 --> 00:44:11.607
‫من از آقای تی، هالک هوگان، وینس مک‌من،
‫و شرکت جهانی کشتی‌کج شکایت کردم...

00:44:11.690 --> 00:44:12.650
‫از همه‌شون شکایت کردم.

00:44:12.733 --> 00:44:14.985
‫آره. وینس خیلی از دستم خوشحال نبود.

00:44:15.069 --> 00:44:19.740
‫ما تو یه مرحله خیلی، خیلی آسیب‌پذیر
‫با رسلمنیا یک بودیم.

00:44:19.823 --> 00:44:22.785
‫که من بخوام برم
‫و مردم رو خفه کنم و اینجور چیزها.

00:44:22.868 --> 00:44:24.578
‫رسلمنیا ریسک بزرگی بود.

00:44:25.329 --> 00:44:28.582
‫وینس همه چیزش رو
‫روی موفقیت این رسلمنیا شرط بسته بود.

00:44:28.666 --> 00:44:30.167
‫پول زیادی روش گذاشته بود.

00:44:30.250 --> 00:44:32.711
‫قضیه اینه که اگر شکست می‌خورد،
‫اون نابود می‌شد.

00:44:32.795 --> 00:44:36.548
‫و، می‌دونی...
‫این احتمالاً خیلی هم درسته.

00:44:36.632 --> 00:44:41.345
‫پدر و مادرم برای اینکه رسلمنیا 1 رو اجرا کنن
‫هر چیزی که داشتن رو به رهن گذاشته بودن.

00:44:42.346 --> 00:44:46.934
‫من خیلی جوون بودم،
‫واقعا نمی‌فهمیدم که این کارا یعنی چی.

00:44:47.017 --> 00:44:50.688
‫پدر و مادرم هیچوقت درباره مسائل مالی
‫جلوی ما صحبت نمی‌کردن، ولی می‌تونستی احساسش کنی.

00:44:50.771 --> 00:44:53.399
‫پدرم فقط می‌گفت،
‫"این جواب میده،"

00:44:53.482 --> 00:44:56.276
‫و،
‫"ما روی این یکی خیلی شرط‌بندی بسته بودیم."

00:44:56.360 --> 00:44:59.822
‫تو این مرحله، من یه نوجوون بودم
‫و فقط گفتم، "هوم."

00:44:59.905 --> 00:45:01.615
‫ما پول لازم برای این کار رو نداشتیم،

00:45:02.199 --> 00:45:05.577
‫و اگه این قضیه شکست می‌خورد،
‫تو بد دردسری می‌افتادیم.

00:45:06.537 --> 00:45:08.664
‫میتونم بگم که این یه بیانیه دقیق ـه.

00:45:09.373 --> 00:45:12.376
‫خوش آمدید، همه‌گی!
‫گوریلا مانسون در کنار رینگه

00:45:12.459 --> 00:45:14.920
‫شرکت کشتی‌کج جهانی تقدیم می‌کند

00:45:15.003 --> 00:45:18.924
‫بزرگ‌ترین برنامه کشتی‌کج
‫در تمام دوران، رسلمنیا.

00:45:19.633 --> 00:45:22.261
‫می‌دونستم که
‫اگه این کارو رو به سرانجام نرسونیم،

00:45:23.053 --> 00:45:25.723
‫به طور کامل از صنعت کنار گذاشته می‌شدیم.

00:45:29.351 --> 00:45:31.895
‫بیش از 35 هزار نفر روی پاهاشون وایستادن!

00:45:31.979 --> 00:45:34.565
‫شور و هیجان غیرقابل‌باوره!

00:45:35.107 --> 00:45:37.651
‫جمعیت قطعا
‫پشت هالک هوگان و آقای تی هستن.

00:45:40.112 --> 00:45:42.448
‫این یک قمار بزرگ بود. یک قمار بزرگ.

00:45:45.075 --> 00:45:46.577
‫رو در رو.

00:45:47.536 --> 00:45:50.414
‫ولی اون شب خیلی چیزها
‫به درستی پیش رفت.

00:45:50.998 --> 00:45:52.875
‫این یک موفقیت بزرگ بود.

00:45:54.209 --> 00:45:57.504
‫از نظر وینس،
‫شما نمی‌تونستید بزرگ‌تر از این یک هوم ران بزنید.
‫(اجرای بدون مشکل)

00:45:58.255 --> 00:46:01.383
‫واقعا این نتیجه هماهنگی همه اجزاء بود.

00:46:01.467 --> 00:46:03.469
‫وقتی به رسلمنیا 1 فکر می‌کنید،

00:46:03.552 --> 00:46:07.139
‫من سعی داشتم نشون بدم
‫که کسب و کار ما واقعا چطوریه.

00:46:07.222 --> 00:46:10.559
‫ما می‌خواستیم تمام اشکال سرگرمی
‫رو در یک جا جمع کنیم.

00:46:11.685 --> 00:46:13.437
‫وقتی افراد فوق‌العاده‌ای دارین

00:46:13.520 --> 00:46:17.065
‫که از بخش‌های مختلف
‫سرگرمی تشکیل شدن،

00:46:17.149 --> 00:46:19.777
‫ورزش سرگرمی اینه.
‫این چیزیه که ما هستیم.

00:46:21.236 --> 00:46:23.989
‫اگر روزی یه طوفان درست وجود داشته باشه، همین بود.

00:46:24.072 --> 00:46:26.825
‫وینس خیلی هیجان‌زده و خیلی خوشحال بود.

00:46:26.909 --> 00:46:29.244
‫شما می‌تونستین بگین
‫اون داشت عشق می‌کرد.

00:46:29.328 --> 00:46:31.955
‫انگار نشئه بود.
‫اون میدونست که ما از پَسش بر اومدیم.

00:46:33.248 --> 00:46:36.460
‫هالک هوگان و آقای تی
‫در یک مسابقه تگ تیم خونین؟

00:46:36.543 --> 00:46:38.253
‫بهش می‌گن رسلمنیا،

00:46:38.337 --> 00:46:41.632
‫بزرگ‌ترین رویداد در کشتی حرفه‌ای
‫از زمان گورجس جورج.

00:46:41.715 --> 00:46:44.718
‫همه در مدیسون اسکوئر گاردن،
‫در سراسر جهان،

00:46:44.802 --> 00:46:46.804
‫حالا می‌دونید که داستان چیه...

00:46:46.887 --> 00:46:50.307
‫چند روز قبل از رسلمنیا یک،
‫کل کسب‌وکار خوب به نظر می‌رسید.

00:46:51.058 --> 00:46:55.103
‫وینس قوی‌ترین بود، اما هنوز
‫تمام این قلمروها وجود داشتند.

00:46:55.896 --> 00:46:58.440
‫بعد از رسلمنیا یک، هنوز هیچ‌کس نمی‌دونست،

00:46:58.524 --> 00:47:01.568
‫بقیه برگزارکنندها هنوز نمی‌دونستند،
‫اما وینس با این کار جنگ رو برد.

00:47:02.778 --> 00:47:05.030
‫نمی‌دونم
‫این برای صنعت خوب بود یا نه.

00:47:05.113 --> 00:47:08.450
‫برای من و سازمانم خوب بود.
‫فقط همین برام مهم بود.

00:47:10.077 --> 00:47:12.454
‫بعد از رسلمنیا،
‫تو هر شهری که بودیم،

00:47:12.538 --> 00:47:16.208
‫یکدفعه‌ای، دوربین‌های تلویزیونی بیشتری
‫تو ساختمون‌ها بودن،

00:47:16.291 --> 00:47:18.335
‫و مردم می‌خواستن
‫با ما مصاحبه کنن.

00:47:18.418 --> 00:47:22.047
‫این یک موفقیت بزرگ بود،
‫که شرکت رو به اوج رسوند.

00:47:22.756 --> 00:47:26.885
‫کل این حرکت
‫صنعت رسلینگ رو تغییر داد.

00:47:26.969 --> 00:47:30.222
‫از سیگارکش‌ها و آبجوخور‌هایی
‫که می‌خواستن خشونت ببینن،

00:47:30.806 --> 00:47:34.393
‫به خانواده‌هایی که تو ردیف اول نشسته بودن
‫و می‌خواستن کلی چیز میز بخرن.

00:47:34.476 --> 00:47:38.730
‫این قطعاً کشتی رو به جریان اصلی تبدیل کرد.

00:47:39.481 --> 00:47:42.234
‫که هیچ‌کس نمی‌تونست انکار کنه
‫که ما اینجا هستیم و باقی خواهیم موند.

00:47:47.155 --> 00:47:49.408
‫رسلمنیا 1
‫یه موفقیت بزرگه.

00:47:50.075 --> 00:47:51.500
‫این بیشتر از هر چیزی که وینس،

00:47:51.750 --> 00:47:54.413
‫برای شرکتش تصور می‌کرد بود.

00:47:55.372 --> 00:47:58.333
‫اما با موفقیت بیشتر
‫تحقیقات بیشتری هم شکل می‌گرفت.

00:47:59.459 --> 00:48:01.295
‫و وینس تبدیل به هدف شد.

00:48:02.129 --> 00:48:04.923
‫این عبارت که
‫"هیچ چیز به عنوان بدنامی وجود نداره..."

00:48:05.924 --> 00:48:07.551
‫این بی‌معنیه، چونکه هست.

00:48:07.634 --> 00:48:10.679
‫یک تحقیق ویژه
‫ادعاهایی رو مطرح کرده

00:48:10.762 --> 00:48:13.682
‫که می‌تونه بزرگ‌ترین طرفداران کشتی‌کج رو عصبانی کنه.

00:48:13.765 --> 00:48:17.227
‫یک مبارزه قانونی برای رئیس
‫شرکت کشتی‌گیری جهانی در راه است.

00:48:17.311 --> 00:48:19.605
‫این یه رسواییه که تهدیدش می‌کنه
‫و می‌تونه اونو از میدون به در کنه.

00:48:20.314 --> 00:48:23.150
‫درست در پی این موفقیت بزرگ،

00:48:23.233 --> 00:48:26.653
‫وینس خودشو رو در یک سری رسوایی‌ها می‌بینه

00:48:26.737 --> 00:48:29.114
‫که کل دنیاش رو تهدید می‌کنه.

00:48:37.500 --> 00:48:44.000
‫در سال 1987. جان استوسل شکایتی علیه
‫دیوید شولتز و تایتان اسپورتس (WWE) تنظیم کرد.

00:48:44.500 --> 00:48:52.500
‫در سال 1990، ریچارد بلزر شکایتی علیه وینس مکمن،
‫هالک هوگان و تایتان اسپورت (WWE) تنظیم کرد.

00:48:52.700 --> 00:48:59.700
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:48:59.724 --> 00:49:06.724
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.