﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:13.889 --> 00:00:16.891
‫ام‌سی‌ای رو تحریم کنید!

00:00:16.892 --> 00:00:18.059
‫تبدیل به یکی از...

00:00:18.060 --> 00:00:20.811
‫پرتنش‌ترین درگیری‌های تاریخ سینما شده.

00:00:20.812 --> 00:00:23.689
‫فیلمش از دید منتقدان مذهبی مسیح رو...

00:00:23.690 --> 00:00:25.191
‫خیلی بیش‌ از حد به شکل
‫ یک انسان به نمایش گذاشته.

00:00:25.192 --> 00:00:27.735
‫چطوری می‌خوای با خدا روبرو بشی؟

00:00:27.736 --> 00:00:29.695
‫با این فیلم می‌خوای روبرو بشی؟

00:00:29.696 --> 00:00:31.489
‫نظرتون در مورد فیلم چیه؟

00:00:31.490 --> 00:00:33.242
‫هنوز ندیدمش. نمی‌دونم.

00:00:34.159 --> 00:00:35.953
‫تحریم! تحریم! تحریم!

00:00:46.797 --> 00:00:49.966
‫آخرین وسوسه مسیح رو سال ۱۹۷۱ خوندم.

00:00:49.967 --> 00:00:51.926
‫از دیدم مثل فیلم‌های دیگه نبود.

00:00:51.927 --> 00:00:54.137
‫مهم‌ترین فیلمی بود که باید می‌ساختم.

00:00:55.681 --> 00:00:58.808
‫بخاطر سابقه مذهبیم، بخاطر این که
‫ در واقع قرار بود کشیش بشم...

00:00:58.809 --> 00:01:02.354
‫چون کلیسا هرگز شخصیتم رو ترک نکرد
‫ و من هم ترکش نکردم.

00:01:03.063 --> 00:01:06.274
‫توی سیستمش بود، توی ذهنش بود...

00:01:06.275 --> 00:01:08.276
‫که یک روز قراره این فیلم رو بسازه.

00:01:08.277 --> 00:01:11.446
‫شخصا نمی‌خواستم که بسازدش،
‫چون می‌ترسیدم.

00:01:17.244 --> 00:01:20.538
‫چیزی که عامل خشم شده سکانسی
‫ در خواب هستش که در اون...

00:01:20.539 --> 00:01:23.417
‫مسیح با مریم مجدلیه عشق‌بازی می‌کنه.

00:01:24.001 --> 00:01:27.336
‫بزرگ‌ترین نمونه سواستفاده از هنر سینما...

00:01:27.337 --> 00:01:29.463
‫در تاریخ فیلمسازیه.

00:01:29.464 --> 00:01:33.176
‫فیلم به طرز شدیدی نسبت به احساسات افرادی
‫که باور دارن عیسی مسیح...

00:01:33.177 --> 00:01:35.344
‫پروردگار و ناجی اون‌هاست بی‌تفاوته.

00:01:35.345 --> 00:01:38.598
‫صرفا یه اکتشافه.
‫اکتشافی که بتونیم بهتر بشناسیمش.

00:01:38.599 --> 00:01:40.641
‫بهتر بشناسیمش، ایده‌هاش رو بهتر بشناسیم.

00:01:40.642 --> 00:01:42.059
‫ممکنه بتونیم ایده‌هاش رو زندگی کنیم.

00:01:42.060 --> 00:01:44.520
‫پس دارید به کاتولیک‌ها می‌گین که نبیننش؟

00:01:44.521 --> 00:01:49.275
‫فقط این نیست عزیزم،
‫ دارم به کاتولیک‌ها می‌گم...

00:01:49.276 --> 00:01:51.360
‫که اگه برن این فیلم رو ببینن...

00:01:51.361 --> 00:01:54.156
‫گناهی در حق روح‌القدس مرتکب شدن.

00:01:54.323 --> 00:01:58.243
‫[۴- سینمای محض.]

00:01:58.327 --> 00:02:02.079
‫تحریم! تحریم! تحریم!

00:02:02.080 --> 00:02:03.748
‫درست همزمان با...

00:02:03.749 --> 00:02:06.876
‫وقتی بود که راست‌های مذهبی توی کشور
‫به قدرت سیاسی دست یافته بودن.

00:02:06.877 --> 00:02:09.169
‫می‌خوایم به هالیوود بگیم
‫«دیگه از این کارها نکن.»

00:02:09.170 --> 00:02:11.547
‫هالیوود می‌خواد تحریک بکنه.

00:02:11.548 --> 00:02:16.177
‫می‌خوان هر چیزی که مربوط به
‫خداست رو از ما بگیرن.

00:02:16.178 --> 00:02:18.471
‫علاوه بر اون یهودی‌ها هم سرزنش شدن.

00:02:18.472 --> 00:02:21.224
‫مجسمه‌ای از مسیح که یه مسئول هالیوودی
‫به اون خون می‌مالید...

00:02:21.225 --> 00:02:26.020
‫جلوی منزل سخنگوی ام‌سی‌ای یعنی
‫ لو واسرمن مرکز توجه بود.

00:02:26.021 --> 00:02:28.105
‫لو واسرمن از پنجره به بیرون نگاه کرد...

00:02:28.106 --> 00:02:31.234
‫و مردی شبیه مسیح رو دید که
‫ به روی زمین پرتاب شده...

00:02:31.235 --> 00:02:34.111
‫و یه تاجر یهودی روش ایستاده
‫ و بهش شلاق می‌زنه.

00:02:34.112 --> 00:02:37.282
‫با تابلوهایی که نوشتن
‫ «یهودی‌ها این کار رو کردن.»

00:02:37.866 --> 00:02:42.036
‫با پول یهودی‌ها ساختنش!

00:02:42.037 --> 00:02:44.539
‫کارگردانش آقای اسکورسیزی، یهودیه؟

00:02:44.540 --> 00:02:47.250
‫نه نیست، ولی دو یهودی استخدامش کردن.

00:02:47.251 --> 00:02:49.586
‫انتظار مخالفت داشتیم.

00:02:50.212 --> 00:02:53.214
‫طبیعت مخالفت رو،
‫کیفیت زشتش...

00:02:53.215 --> 00:02:56.843
‫غافلگیرکننده و شوکه‌کننده و ناراحت‌کننده
‫ است، واقعا. به نظرم ناراحت‌کننده است.

00:02:56.844 --> 00:02:59.095
‫به نظرت چرا انقدر مردم ناراحتن؟

00:02:59.096 --> 00:03:00.930
‫خب ندیدنش.

00:03:00.931 --> 00:03:03.599
‫نسخه اولیه‌ی فیلمنامه‌ی شریدر رو دیدن...

00:03:03.600 --> 00:03:07.311
‫و فکر کردن فیلمی در مورد
‫عشق‌بازی مسیح و مریمه...

00:03:07.312 --> 00:03:11.357
‫یا همچین چیزی دیگه.
‫عمدا اشتباه فهمیدنش.

00:03:11.358 --> 00:03:13.025
‫آقای پنلند، شما فیلم رو دیدین؟

00:03:13.026 --> 00:03:17.363
‫نمی‌خوام این فیلم رو ببینم.
‫همچنین نمی‌خوام کوکائین هم مصرف کنم.

00:03:17.364 --> 00:03:20.157
‫چطوره صبر کنین که تدوین بشه
‫و آماده تماشا کردن باشه؟

00:03:20.158 --> 00:03:22.535
‫اون وقت نمی‌شه جلوی انتشارش رو گرفت.

00:03:22.536 --> 00:03:24.621
‫فیلم رو ندیدن.

00:03:25.205 --> 00:03:28.374
‫رئیس تولید بسیار شجاع یونیورسال...

00:03:28.375 --> 00:03:32.378
‫معتقد بود که بهترین راه کم
‫ کردن این جنجال انتشار فیلمه.

00:03:32.379 --> 00:03:36.048
‫ولی ما باید شبانه‌روزی کار می‌کردیم
‫ که فیلم رو تموم کنیم.

00:03:36.049 --> 00:03:40.261
‫احتمالا حاضر بودم بیشتر تدوینش کنم،
‫شکی در این نیست.

00:03:40.262 --> 00:03:44.640
‫ولی گفتن «باید فیلم رو منتشر کنیم.
‫پس هر چه زودتر تمومش کن.»

00:03:44.641 --> 00:03:46.852
‫و ما هم همین رو کردیم.
‫ماه اوت منتشرش کردیم.

00:03:47.895 --> 00:03:51.190
‫و مشخصا، فیلم شانس منصفانه‌ای نداشت.

00:03:51.940 --> 00:03:53.941
‫خشونت شدیدی شکل گرفت.

00:03:53.942 --> 00:03:56.944
‫یه نفر توی یه سینما در پاریس بمب‌گذاری کرد.

00:03:56.945 --> 00:03:58.738
‫و یه نفر مرد.

00:03:58.739 --> 00:04:02.158
‫و توی خیلی از شهرهای بزرگ
‫ این کشور اکران نشد.

00:04:02.159 --> 00:04:05.077
‫فیلم فروشی بلاک‌باستر قبول نکرد که بفروشش.

00:04:05.078 --> 00:04:08.790
‫فیلم‌های «اره‌برقی» رو داشتن،
‫ولی این رو نداشتن.

00:04:09.458 --> 00:04:13.169
‫دومین باری بود که اف‌بی‌آی مجبور شد
‫ از مارتی محافظت کنه.

00:04:13.170 --> 00:04:16.631
‫توی نامه‌هاش تهدید می‌شد، و افرادی
‫ نامه‌هاش رو بررسی می‌کردن که بمب نباشن.

00:04:16.632 --> 00:04:19.133
‫وای... وحشتناک بود.

00:04:19.134 --> 00:04:20.718
‫یه شب رفته بودم رستوران...

00:04:20.719 --> 00:04:24.430
‫پشت یه میز نشسته بودم که دیدم
‫سالندار خم شد سمت یکی از گارسون‌ها.

00:04:24.431 --> 00:04:27.434
‫بهش گفت «می‌بینم ضدمسیح
‫ هم که امشب پیشمونه.»

00:04:29.937 --> 00:04:30.771
‫آره.

00:04:32.105 --> 00:04:34.440
‫دیالوگی رو راجع به طبیعت
‫ مسیح شروع کرده بودم...

00:04:34.441 --> 00:04:39.571
‫ولی به جای این که جدی باشه
‫بیشتر احساسی بود.

00:04:40.447 --> 00:04:42.865
‫بعد فهمیدم بحث کردن دیگه فایده‌ای نداره.

00:04:42.866 --> 00:04:47.036
‫صرفا سعی می‌کردم سوال‌ها رو به بهترین
‫ نحو پاسخ بدم، تا جای ممکن صادقانه...

00:04:47.037 --> 00:04:50.415
‫و به سادگی...

00:04:51.208 --> 00:04:54.169
‫فراموشش کنم. بگذرم.

00:04:57.130 --> 00:04:59.341
‫متاسفانه دیالوگ... آره، باشه.

00:04:59.967 --> 00:05:01.634
‫وقتی «رنگ پول» رو ساختم...

00:05:01.635 --> 00:05:05.513
‫یادمه یه نقد از وایزگای به قلم
‫ نیک پیلجی رو خوندم.

00:05:05.514 --> 00:05:08.057
‫کتابش منتشر شد و خیلی هم موفق بود.

00:05:08.058 --> 00:05:10.143
‫مجله نیویورک روی جلدش چاپش کرد.

00:05:11.103 --> 00:05:14.063
‫و پیامی بهم رسید که نوشته بود «زنگ بزن به
‫مارتین اسکورسیزی.» و گفته بود...

00:05:14.064 --> 00:05:17.651
‫«مایلی این رو بسازی؟
‫می‌خوام با تو بنویسمش.»

00:05:18.443 --> 00:05:22.822
‫کتابش رو دوست داشتم.
‫ راجع به شخصیه که رئیس نیست.

00:05:22.823 --> 00:05:23.906
.هنوز به‌جایی نرسیده

00:05:23.907 --> 00:05:28.954
‫با این حال به تمام سطوح اون
‫ سبک زندگی دسترسی داره.

00:05:29.830 --> 00:05:31.999
‫نیک درکش می‌کرد. می‌شناختش.

00:05:32.666 --> 00:05:34.876
‫آخه هر دومون توی چنین محله‌هایی بزرگ شدیم.

00:05:34.877 --> 00:05:36.836
‫هرگز عاقبتمون چنین زندگی‌ای نشد.

00:05:36.837 --> 00:05:39.714
‫ولی با خیلی از افرادی که راجع
‫ بهشون نوشتم مدرسه می‌رفتم.

00:05:39.715 --> 00:05:41.800
‫تیر خوردم! کمک! کمک!

00:05:44.094 --> 00:05:46.804
‫- هنری، در رو ببند! در رو ببند!
‫- کات!

00:05:46.805 --> 00:05:50.434
‫خیلی‌خب، باید خیلی سریع‌تر باشه.
‫تا جای ممکن سریع پیش برو.

00:05:51.268 --> 00:05:54.687
‫من تخیلی نمی‌نویسم،
‫و فقط از افرادی یاد می‌گیرم...

00:05:54.688 --> 00:05:55.980
‫که واقعا در داستان حضور داشتن.

00:05:55.981 --> 00:05:59.567
‫و مارتی هم همین رو می‌خواست.
‫همیشه می‌گفت «واقعا چی شد؟»

00:05:59.568 --> 00:06:02.945
‫دائم همین رو می‌خواد بدونه.
‫که واقعا چی شد؟

00:06:02.946 --> 00:06:05.364
‫یعنی نیک متخصص مافیا بود...

00:06:05.365 --> 00:06:08.034
‫و مارتی هم بینشون زندگی کرده بود...

00:06:08.035 --> 00:06:11.204
‫و هر دوشون که اومدن کنار هم،
‫فیلمنامه باورنکردنی بود.

00:06:11.205 --> 00:06:15.501
‫یعنی تمام قاب‌های فیلمنامه توی فیلم هست.

00:06:16.335 --> 00:06:19.713
‫از جایی که یادم میاد دوست
‫ داشتم گنگستر باشم.

00:06:20.714 --> 00:06:22.548
‫واقعا به وضوح می‌دیدمش.

00:06:22.549 --> 00:06:25.384
‫روی صفحه نوشته شده بود.
‫می‌دیدم که دوربین قراره کجا باشه.

00:06:25.385 --> 00:06:29.972
‫اون زمان متوجه نبودم،
‫ولی اون از قبل فیلم رو دیده بود.

00:06:29.973 --> 00:06:32.475
‫فیلمی که شما دیدین، با موسیقی‌هاش...

00:06:32.476 --> 00:06:35.103
‫از قبل توی ذهن خوش ساخته بودش.

00:06:36.438 --> 00:06:39.357
‫تدوین‌هاش رو می‌دونستم.
‫قاب ثابت‌ها رو بلد بودم. همش بود.

00:06:39.358 --> 00:06:43.278
‫اون موقع بود که فهمیدم
‫زنده از فلوریدا برنمی‌گردم.

00:06:46.073 --> 00:06:48.824
‫سر صحنه صرفا یه بازنگری بود...

00:06:48.825 --> 00:06:50.994
‫چون همه‌اش رو قبلا با نیک ساخته بودیم.

00:06:52.162 --> 00:06:55.164
‫طوری که از صداگذاری استفاده می‌کنی،
‫به نظر خیلی آزادانه میاد.

00:06:55.165 --> 00:06:58.585
‫آره، واقعا، یه نفره که گوشه خیابون
‫داره داستانی رو تعریف می‌کنه.

00:06:59.211 --> 00:07:00.587
‫فیلم همینه.

00:07:03.215 --> 00:07:07.635
‫هر روز داشتم پول درآوردن رو یاد می‌گرفتم،
‫یه دلار اینجا، یه دلار اونجا.

00:07:07.636 --> 00:07:09.846
‫داشتم توی یه فانتزی زندگی می‌کردم.

00:07:09.847 --> 00:07:12.098
‫چهار سال با هنری حرف زدم.

00:07:12.099 --> 00:07:15.101
‫و با زنش و بچه‌هاش حرف زدم.

00:07:15.102 --> 00:07:17.311
‫و مارتی، وسطش...

00:07:17.312 --> 00:07:20.858
‫گفت «می‌دونی اصلا چیه؟
‫ چرا صدای کارن رو نیاریم؟»

00:07:21.400 --> 00:07:24.903
‫چنین ایده‌ای به ذهنش رسید.
‫چرا چندین دیدگاه نداشته باشیم؟

00:07:27.739 --> 00:07:30.700
‫می‌دونم زن‌هایی مثل دوست‌هام هستن که...

00:07:30.701 --> 00:07:32.118
‫به محض این که دوست‌پسرشون...

00:07:32.119 --> 00:07:35.580
‫اسلحه می‌داد دستشون که قایم کنن،
‫فرار می‌کردن.

00:07:35.581 --> 00:07:37.498
‫ولی من نکردم.

00:07:37.499 --> 00:07:40.001
‫باید اعتراف کنم که تحریکم کرد.

00:07:40.002 --> 00:07:42.378
‫آخرش توی دادگاهه،
‫رو به دوربین حرف می‌زنه.

00:07:42.379 --> 00:07:43.296
‫ولش کن.

00:07:43.297 --> 00:07:46.799
‫همه کار کردیم، به پلیس‌ها پول دادیم.

00:07:46.800 --> 00:07:49.385
‫تا جای ممکن قانون‌شکنی کردم.

00:07:49.386 --> 00:07:51.888
‫گفتم «باید ریسک کنیم و زیاده‌روی کنیم.»

00:07:51.889 --> 00:07:54.016
‫هر چیزی رو می‌تونستیم به دست بیاریم.

00:07:55.642 --> 00:07:57.268
‫و حالا دیگه تموم شده بود.

00:07:57.269 --> 00:08:01.272
‫مارتی نه تنها فیلم رو می‌دید،
‫بلکه موسیقیش رو هم می‌شنید.

00:08:01.273 --> 00:08:04.609
‫و یادمه یه سکانس رو تایپ می‌کردم
‫ و گفت «خامه رو بنویس.»

00:08:04.610 --> 00:08:07.446
‫نمی‌دونستم چی داره می‌گه.
‫گفت «فقط بنویسش.»

00:08:11.575 --> 00:08:14.410
‫سکانسی بود که باب دنیرو توی بار بود...

00:08:14.411 --> 00:08:16.495
‫داره نگاه می‌کنه و اخمش در هم می‌ره...

00:08:16.496 --> 00:08:19.290
‫و طرف داره به کشتن موری فکر می‌کنه.

00:08:19.291 --> 00:08:22.336
‫مارتی از قبل موسیقی توی ذهنش پخش بود.

00:08:23.420 --> 00:08:26.173
‫مشغول نوشتن که بودیم همین‌طوری
‫ واسه خودش تدوین می‌کرد.

00:08:29.760 --> 00:08:32.179
‫حس می‌کنم تدوینگر زاده شده.

00:08:33.597 --> 00:08:39.436
‫مارتی قبل فیلمبرداری می‌دونست
‫ که کی در صندوق بسته می‌شه...

00:08:43.148 --> 00:08:45.859
‫همون‌جا می‌خواست که موسیقی شروع بشه.

00:08:46.693 --> 00:08:50.947
‫و بعد که حادثه در شرف رخ دادنه...

00:08:50.948 --> 00:08:53.492
‫می‌خواست که استونز پخش بشه.

00:08:58.956 --> 00:09:00.707
‫«می‌خوامش، می‌خوامش، می‌خوامش.»

00:09:04.711 --> 00:09:06.213
‫و بعد اینجا د هو اینجا پخش می‌شه.

00:09:09.299 --> 00:09:10.676
‫و فیلمش هم همچنین...

00:09:12.052 --> 00:09:13.595
‫کاملا یه مونتاژ به نظر می‌رسه.

00:09:16.181 --> 00:09:20.685
‫بهم رحم کرد. بهم ده میلی‌گرم والیوم داد
‫ و فرستادم خونه.

00:09:20.686 --> 00:09:24.146
‫دائما مونتاژهای پشت هم سریعه که...

00:09:24.147 --> 00:09:26.107
‫کم‌وزن و ناچیزه.

00:09:26.108 --> 00:09:30.194
‫یعنی انگار که زبان جدیدی خلق کرد...

00:09:30.195 --> 00:09:34.490
‫که احساس... یعنی،
‫انگار که سینمای خالصه.

00:09:34.491 --> 00:09:36.034
‫سینمای محض بود.

00:09:36.535 --> 00:09:40.746
‫فیلمی با انرژی‌ای شدیده.
‫مثل یه قطار پرسرعت.

00:09:40.747 --> 00:09:43.708
‫باید گوشت و تیکه‌های خوک و گوساله رو...

00:09:43.709 --> 00:09:45.293
‫واسه سس گوجه می‌پختم.

00:09:45.294 --> 00:09:48.087
‫از عمدم می‌خواست کلی
‫ جامپ‌کات داشته باشیم...

00:09:48.088 --> 00:09:49.714
‫همه‌چیز خیلی تند و تیز باشه.

00:09:49.715 --> 00:09:52.842
‫پس یه ساعتی خونه بودم و...

00:09:52.843 --> 00:09:56.179
‫و این اون زمان خیلی غیرطبیعی بود.

00:09:56.180 --> 00:09:58.056
‫- درسته.
‫- الان همه انجامش می‌دن!

00:09:58.807 --> 00:10:02.560
‫از پنجره بیرون رو نگاه کردم
‫و دیدم که هلیکوپتر رفته.

00:10:02.561 --> 00:10:04.729
‫بی‌صبرانه منتظر صداگذاری بعدی هستی...

00:10:04.730 --> 00:10:07.023
‫چون به محض این که
‫ صدای ری لیوتا رو می‌شنوی...

00:10:07.024 --> 00:10:08.524
‫داستان قراره شدت بگیره.

00:10:08.525 --> 00:10:13.404
‫موسیقی رفقای خوب به اندازه‌ی
‫ فیلمنامه‌ی نیک پیلجی...

00:10:13.405 --> 00:10:14.823
‫به روایت سرعت می‌ده.

00:10:15.365 --> 00:10:16.490
‫وای، می‌بینمش!

00:10:16.491 --> 00:10:18.367
‫اکثر فیلم‌ها چهارتا دنده دارن.

00:10:18.368 --> 00:10:21.329
‫مارتی توی رفقای خوب چهارده‌تا دنده داره.

00:10:21.330 --> 00:10:24.458
‫دائم سرعتش بیشتر و بیشتر و بیشتر می‌شه.

00:10:34.551 --> 00:10:37.470
‫زندگی هنری بود.
‫ما صرفا چیزی که رخ داد رو نوشتیم.

00:10:37.471 --> 00:10:38.971
‫باید جایی باشی؟

00:10:38.972 --> 00:10:40.432
‫و همه‌اش واقعی بود.

00:10:43.185 --> 00:10:45.394
‫حرومزاده‌ی دروغگو! ازت متنفرم!

00:10:45.395 --> 00:10:48.856
‫هر بار که تماشاش می‌کردیم، تندتر و تندتر...

00:10:48.857 --> 00:10:50.275
‫و تیزتر و تیزترش می‌کردیم.

00:10:53.070 --> 00:10:56.364
‫تا لحظه ناگهانی‌ای که
‫همه‌چیز متوقف می‌شه...

00:10:56.365 --> 00:10:59.200
‫وقتی که بو دیتل اسلحه می‌گیره
‫سمتش و بازداشتش می‌کنه.

00:10:59.201 --> 00:11:02.036
‫پلیس! ایست! تکون نخور مادرقحبه...

00:11:02.037 --> 00:11:04.830
‫وگرنه مغزت رو می‌پاشم بیرون.
‫آروم ماشین رو خاموش کن.

00:11:04.831 --> 00:11:08.835
‫سوار فیلمنامه شده بودیم.
‫یعنی حس می‌کردم روی اسب نشستم.

00:11:08.836 --> 00:11:11.170
‫یه لحظه فکر کردم که مُردم.

00:11:11.171 --> 00:11:12.672
‫ولی وقتی صداها رو که شنیدم...

00:11:12.673 --> 00:11:15.800
‫فهمیدم که پلیسن.
‫فقط پلیس‌ها این مدلی حرف می‌زنن.

00:11:15.801 --> 00:11:17.343
‫تکون نخور.

00:11:17.344 --> 00:11:20.763
‫اگه مافیا بودن، اصلا چیزی نمی‌شنیدم.

00:11:20.764 --> 00:11:23.516
‫فیلمنامه رو داشتیم، و هر از گاهی هم...

00:11:23.517 --> 00:11:25.853
‫یه مقدار بداهه‌پردازی به‌وجود می‌اومد.

00:11:26.895 --> 00:11:30.731
‫از جو خواستم که توی فیلم باشه،
‫جو پشی رو می‌گم، و اون قبول نکرد.

00:11:30.732 --> 00:11:34.235
‫و در نهایت گفت
‫«اگه این سکانس رو واسم بذاری میام.»

00:11:34.236 --> 00:11:37.613
‫و این سکانس رو بازی کرد و گفتم «محشر بود.»

00:11:37.614 --> 00:11:40.741
‫چون واقعا واسش رخ داده بود.
‫گفتم «دقیقا می‌دونم کجای فیلم بذارمش.»

00:11:40.742 --> 00:11:43.078
‫یعنی توی فیلمنامه نبود،
‫ولی می‌دونستم کجا بذارمش.

00:11:43.954 --> 00:11:46.706
‫یکی از دلایلی که جو
‫مصاحبه نمی‌کنه اینه که...

00:11:46.707 --> 00:11:50.376
‫کسی درک نمی‌کنه سابقه‌اش چطوریه
‫ و چطوری بزرگ شده.

00:11:50.377 --> 00:11:53.546
‫خیلی بیشتر از من توی اون دنیا حضور داشته...

00:11:53.547 --> 00:11:55.423
‫و با اون افراد نشست و برخاست داشته.

00:11:55.424 --> 00:11:57.842
‫واقعا بامزه‌ای!

00:11:57.843 --> 00:12:00.386
‫یعنی چی که بامزه‌ام؟

00:12:00.387 --> 00:12:05.766
‫بامزه بود دیگه خب، داستان خوبی بود.
‫بامزه بود. آدم بامزه‌ای هستی.

00:12:05.767 --> 00:12:08.477
‫یعنی چی؟ بخاطر حرف زدنم می‌گی؟
‫هان؟

00:12:08.478 --> 00:12:10.479
‫صرفا این که، می‌دونی...

00:12:10.480 --> 00:12:12.691
‫بامزه‌ای. یعنی...

00:12:13.192 --> 00:12:15.443
‫نحوه داستان گفتنت رو می‌گم.

00:12:15.444 --> 00:12:18.196
‫چجور بامزه‌ای؟ چیش بامزه است؟

00:12:18.197 --> 00:12:21.908
‫و سر صحنه تصمیم گرفتم فیلمبرداری
‫ از نزدیکی نداشته باشیم.

00:12:21.909 --> 00:12:24.577
‫چون وقتی لحنشون اونجا عوض می‌شه...

00:12:24.578 --> 00:12:27.413
‫باید آدم‌های اطرافشون دیده بشن...

00:12:27.414 --> 00:12:31.502
‫زبان بدنشون عوض می‌شه،
‫چشم‌هاشون بیشتر...

00:12:33.462 --> 00:12:35.463
‫نگران می‌شه.

00:12:35.464 --> 00:12:38.383
‫منظورت چیه که بامزه‌ام؟ بامزه چیه؟
‫چجوری بامزه‌ام؟

00:12:39.593 --> 00:12:44.180
‫نمی‌دونم، صرفا... می‌دونی،
‫نحوه داستان تعریف کردنت دیگه. چیه مگه؟

00:12:44.181 --> 00:12:48.100
‫نه، نه، نمی‌دونم. خودت می‌گی.
‫من از کجا بدونم؟ تو می‌گی بامزه‌ام.

00:12:48.101 --> 00:12:51.604
‫چه کسشعری این وسط بامزه‌ است؟
‫کجای من کیری بامزه‌ است؟

00:12:51.605 --> 00:12:53.398
‫بگو. بگو چی بامزه است؟

00:12:59.238 --> 00:13:02.490
‫- ولمون کن بابا تامی.
‫- ای کسکش!

00:13:02.491 --> 00:13:04.617
‫باور کرده بود‌ها! باور کرده بود.

00:13:04.618 --> 00:13:07.286
‫دو سه بار ضبط کردیم و تموم شد.

00:13:07.287 --> 00:13:10.414
‫و خب سکانس‌هایی هم هستن
‫ که طراحیشون خیلی طولانیه...

00:13:10.415 --> 00:13:12.583
‫دقیقا. می‌خواستم لبه قاب باشن، انگار...

00:13:12.584 --> 00:13:14.670
‫انگار از فیلم پرت می‌شدن بیرون.

00:13:15.337 --> 00:13:17.463
‫- مرسی جناب.
‫- می‌بینمت. خداحافظ.

00:13:17.464 --> 00:13:18.548
‫چیکار می‌کنی؟

00:13:18.549 --> 00:13:22.134
‫عمل می‌تونست پشتت رخ بده.
‫همچنان ادامه داشت.

00:13:22.135 --> 00:13:25.555
‫تقریبا یه حس ماکسیمالیستی و باروک داره...

00:13:25.556 --> 00:13:28.099
‫- همین رو پذیرفتم...
‫- که درونت به وجود میاد.

00:13:28.100 --> 00:13:31.686
‫و به نحوی، تبدیل به سبکت می‌شه.

00:13:31.687 --> 00:13:33.438
‫همین رخ داد.

00:13:33.939 --> 00:13:36.399
‫معمولا از این سمت می‌رم،
‫از منتظر موندن بهتره.

00:13:36.400 --> 00:13:39.193
‫سکانس کوپا، اگه کتاب رو بخونی...

00:13:39.194 --> 00:13:42.029
‫حدودا سه چهار جمله است.

00:13:42.030 --> 00:13:46.577
‫ولی مارتی تصورش می‌کنه، می‌دونی،
‫یه سکانس شش دقیقه‌ای با دوربین استدی‌کمه.

00:13:51.832 --> 00:13:55.835
‫سخت‌ترین کار فکر کردن به طراحی یه فیلمه.

00:13:55.836 --> 00:14:00.173
‫که سکانس از لحاظ بصری چی نیاز داره.
‫چی توی قابه، چی توی قاب نیست.

00:14:00.174 --> 00:14:03.092
‫دوربین باید حرکت کنه؟
‫باید توی قاب حرکت کنن؟

00:14:03.093 --> 00:14:06.012
‫توی قاب باید حرکت باشه و
‫ خود قاب هم حرکت کنه؟

00:14:06.013 --> 00:14:09.182
‫دوربین به جلو یا عقب حرکت کنه؟
‫یا صرفا همین‌طوری بمونه.

00:14:09.183 --> 00:14:12.018
‫دوربین رو اصلا حرکت ندی.
‫صرفا نگهش داری. می‌فهمی؟

00:14:12.019 --> 00:14:15.521
‫اگه دختره یا پسره از قاب خارج شد،
‫دنبالش بری یا بذاری خودش بیاد؟

00:14:15.522 --> 00:14:17.691
‫دوست داشتم با همه‌اش بازی کنم.

00:14:19.109 --> 00:14:22.195
‫باید قبل رفتن سر صحنه فلسفه
‫ نما رو درک کنم.

00:14:22.196 --> 00:14:24.406
‫فلسفه این که اون نما یعنی چی.

00:14:26.283 --> 00:14:31.704
‫کوپا، به نوعی والهالای
‫ زندگی شبانه نیویورکیه.

00:14:31.705 --> 00:14:34.999
‫واقعا بهشتی از زندگی شبانه در نیویورکه.

00:14:35.000 --> 00:14:38.044
‫و دلیل این که اون سکانس باید
‫توی یه برداشت انجام می‌شد...

00:14:38.045 --> 00:14:40.630
‫از میان هزارتوی زیرزمینی دنیاشون...

00:14:40.631 --> 00:14:45.676
‫و این که مثل پادشاه و ملکه
‫در کانون توجه ظاهر بشن...

00:14:45.677 --> 00:14:48.597
‫این بود که بزرگ‌ترین آرزوی طرف همین بود.

00:14:49.181 --> 00:14:51.892
‫- ببخشید.
‫- سلام!

00:14:52.976 --> 00:14:55.061
‫- چطوری؟
‫- هنری، خوشحال شدم دیدمت.

00:14:55.062 --> 00:14:58.356
‫ولی اون از تجربه شخصی اومد.
‫ما قبلا با دوستم دومینیک...

00:14:58.357 --> 00:15:01.901
‫می‌رفتیم کوپا. پدرش بارتندر سالن بود.

00:15:01.902 --> 00:15:06.489
‫تونستیم سیناترا رو اونجا ببینیم،
‫هر کی که می‌اومد، سمی دیویس رو دیدیم.

00:15:06.490 --> 00:15:07.698
‫و هر وقت که می‌رفتیم...

00:15:07.699 --> 00:15:11.118
‫میزی که از نظرمون واسه تماشا
‫ی نمایش خوب بود رو انتخاب می‌کردیم.

00:15:11.119 --> 00:15:12.787
‫و بعد درست قبل شروع نمایش...

00:15:12.788 --> 00:15:15.706
‫میزها پر از آدم‌های مافیا می‌شد.

00:15:15.707 --> 00:15:18.418
‫و جلومون می‌نشستن و
‫ نمی‌تونستیم چیزی ببینیم.

00:15:19.878 --> 00:15:22.588
‫تونی، خیلی ممنون. لطف کردی. مرسی.

00:15:22.589 --> 00:15:24.507
‫سلام، چطورین؟ حالت چطوره؟

00:15:24.508 --> 00:15:26.717
‫- خوشحال شدم دیدمت.
‫- هنری، چطوری؟

00:15:26.718 --> 00:15:28.636
‫خوبم، خوبم. تو چطوری؟

00:15:28.637 --> 00:15:33.766
‫از دید مارتی تقریبا یه سکانس عاشقانه بود.
‫چون اونجا بود اغواش کرد...

00:15:33.767 --> 00:15:37.603
‫با کلی زرق و برق و...
‫یعنی چیزی که از دید خودشون زرق و برق بود.

00:15:37.604 --> 00:15:39.730
‫- درود.
‫- مرسی. درود.

00:15:39.731 --> 00:15:42.358
‫از دست رفت. روانی طرف شد.

00:15:42.359 --> 00:15:44.861
‫- شغلت چیه؟
‫- هان؟

00:15:44.862 --> 00:15:47.489
‫- شغلت چیه؟
‫- توی ساخت و سازم.

00:15:49.616 --> 00:15:52.076
‫رفتارشون باهات که این‌طوری نمی‌گه.

00:15:52.077 --> 00:15:53.579
‫نماینده اتحادیه‌ام.

00:15:55.163 --> 00:15:57.123
‫و حالا، خانم‌ها و آقایان...

00:15:57.124 --> 00:16:02.587
‫تکه خاصی از دستور زبانه،
‫و رفقای خوب...

00:16:02.588 --> 00:16:04.548
‫قدرت گنگسترهارو نشون می‌ده.

00:16:06.550 --> 00:16:09.150
...گنگستر به‌عنوان قهرمان آمریکایی، چون مردم نیابتاً

00:16:09.200 --> 00:16:12.829
از تماشای انجام‌شدن کارهایی که
.خودشون دوست دارن، لذت می‌برن

00:16:15.100 --> 00:16:16.893
‫ایر فرانس من رو ساخت.

00:16:16.894 --> 00:16:20.897
‫بدون استفاده از یه اسلحه 420 هزار دلار
‫به جیب زدیم.

00:16:20.898 --> 00:16:22.732
‫و کار درستی کردیم.

00:16:22.733 --> 00:16:25.234
‫ستاره‌ی فیلم خود سبک زندگیشونه.

00:16:25.235 --> 00:16:29.947
‫خبری از صورت‌زخمی نیست،
‫جیمز کاگنی توی «دشمن مردم»‌ نداریم.

00:16:29.948 --> 00:16:34.827
‫یه شخصیت نیست. گروهی از شخصیت‌هان.

00:16:34.828 --> 00:16:39.082
‫شخصیت واقعی فیلم سبک زندگی مردم اون دنیاست.

00:16:41.001 --> 00:16:44.378
‫به نظرم کارش، مخصوصا توی رفقای خوب...

00:16:44.379 --> 00:16:47.590
‫جذابیت مافیاست.

00:16:47.591 --> 00:16:49.675
‫و این که چقدر قدرتمنده.

00:16:49.676 --> 00:16:53.095
‫من با همین بزرگ شدم.
‫دائما می‌دیدمش.

00:16:53.096 --> 00:16:57.934
‫کسی رو می‌شناسین که این‌طوری
‫به خدمت یه خانواده در بیاد؟

00:16:57.935 --> 00:17:01.062
‫آره، قطعا. کاملا. خیلی‌ها.

00:17:01.063 --> 00:17:01.979
‫آره.

00:17:01.980 --> 00:17:04.982
‫واسه من، چیزی که دیدم محشر بود.

00:17:04.983 --> 00:17:08.193
‫یعنی، آدم‌هایی که لباس‌های خوب پوشیدن
‫ و ماشین‌های خوبی دارن.

00:17:08.194 --> 00:17:11.239
‫انگار که، زندگی همین بود،
‫چیزی که می‌خوای همین بود.

00:17:11.240 --> 00:17:13.866
‫یه جیپ پرپول داشتم.

00:17:13.867 --> 00:17:17.370
‫می‌دونی، کلی احترام بهم می‌ذاشتن...
‫چیز...

00:17:17.371 --> 00:17:19.789
‫دخترهای خوشگل پیشم بودن...

00:17:19.790 --> 00:17:23.626
‫می‌دونی، نمی‌تونم توضیح بدم.

00:17:23.627 --> 00:17:26.420
‫فقط... نمی‌تونم توضیح بدم.

00:17:26.421 --> 00:17:27.923
‫سلام مامان! نظرت چیه؟

00:17:30.050 --> 00:17:31.843
‫کفش‌هام رو ببین، خوب نیستن؟

00:17:31.844 --> 00:17:34.846
‫وای، شبیه گنگسترها شدی.

00:17:34.847 --> 00:17:39.308
‫شیوه‌ی زندگیشون توی فیلم اولش
‫ شدیدا رمانتیک و جذابه.

00:17:39.309 --> 00:17:43.938
‫ولی بعدش خب، آدم می‌فهمه
‫زندگیشون در مورد چیه.

00:17:43.939 --> 00:17:47.651
‫آره دیگه، بن‌بسته.
‫یه بن‌بست اخلاقی و روحانی.

00:17:48.694 --> 00:17:51.487
‫توی تجربه شخصی‌ام، بخاطر رفتار ‌آدم‌هاست.

00:17:51.488 --> 00:17:55.032
‫یه صدایی می‌شنوی. تا به خودت میای
‫ یه نفر مرده یا...

00:17:55.033 --> 00:17:56.409
‫من چنین احساسی داشتم.

00:17:56.410 --> 00:17:58.452
‫نوشیدنی کوفتیم کو؟ گفتم نوشیدنی می‌خوام.

00:17:58.453 --> 00:18:01.372
‫- نوشیدنی خواستی؟
‫- الان نوشیدنی خواستم.

00:18:01.373 --> 00:18:03.791
‫فکر کردم گفتی «مرسی اسپایدر.»

00:18:03.792 --> 00:18:04.709
‫نه، نه، نه.

00:18:04.710 --> 00:18:06.460
‫اون شخصیت بیچاره، اسپایدر.

00:18:06.461 --> 00:18:08.754
‫بر اساس یه بچه واقعیه. توی کتاب هست.

00:18:08.755 --> 00:18:10.756
‫فکر کردم یکی اسپایدر رو صدا زد...

00:18:10.757 --> 00:18:12.341
‫- اسپایدر، اسپایدر...
‫- فکر کردم هنری بود...

00:18:12.342 --> 00:18:14.844
‫مثل یه کسخل پچ‌پچ می‌کنی و بلد نیستی
‫حرف بزنی، می‌دونی دیگه؟

00:18:14.845 --> 00:18:16.889
‫خنده‌داره، خنده‌داره.

00:18:17.431 --> 00:18:18.432
‫ولی بعد به پاش شلیک می‌کنه.

00:18:24.313 --> 00:18:25.564
‫حالا راه افتاد!

00:18:26.857 --> 00:18:28.608
‫یه هفته بعدش برمی‌گرده.

00:18:28.609 --> 00:18:31.486
‫نکته همینه. سبک زندگیشون اینه.

00:18:34.907 --> 00:18:36.700
‫چون کجا می‌خواد بره؟ پاریس؟

00:18:39.661 --> 00:18:41.787
‫- بفرما.
‫- مرسی اسپایدر.

00:18:41.788 --> 00:18:45.625
‫هی اسپایدر، بانداژ روی
‫ پات از کله‌ات گنده‌تره.

00:18:45.626 --> 00:18:48.252
‫باید احتیاط کنی. هر روز باید احتیاط کنی.

00:18:48.253 --> 00:18:50.755
‫دنبال دلسوزی بودی عزیزم؟

00:18:50.756 --> 00:18:52.674
‫کس‌شعر نگو تامی.

00:18:57.137 --> 00:19:00.389
‫الان درست شنیدم؟ باورم نمی‌شه چی شنیدم!

00:19:00.390 --> 00:19:03.184
‫اگه پسر آدم کله‌گنده‌ای نبودی یا چیزی...

00:19:03.185 --> 00:19:05.436
‫مجبور بودی احتیاط کنی.

00:19:05.437 --> 00:19:08.773
‫- سقوط توش خیلی راحته.
‫- آره.

00:19:08.774 --> 00:19:11.901
‫که قاطی ماجرایی بشی که دوست نداری بشی.

00:19:11.902 --> 00:19:14.070
‫می‌خوای بذاری کسکش بره پی کارش؟

00:19:14.071 --> 00:19:16.406
‫چه مرگته؟ چه وضعشه؟

00:19:20.244 --> 00:19:22.745
‫وضعش اینه. حالا نظرت چیه؟

00:19:22.746 --> 00:19:24.705
‫چطوره؟ خوبه؟

00:19:24.706 --> 00:19:28.043
‫یه پیش‌نمایش داشتیم، شمردم،
‫بیرون ایستادم و...

00:19:28.919 --> 00:19:31.964
‫32 نفر توی بیست دقیقه اول رفتن بیرون.

00:19:33.048 --> 00:19:34.716
‫مردم از فیلم متنفر بودن.

00:19:35.551 --> 00:19:39.178
‫اعتماد‌به‌نفس استودیو رو از بین برد.

00:19:39.179 --> 00:19:41.932
‫کلی فشار بود که چیزهایی رو ازش حذف کنیم.

00:19:43.100 --> 00:19:44.601
‫خدایا.

00:19:45.269 --> 00:19:47.186
‫پیش‌نمایش‌ها جالبن، چون ایده‌هایین
‫ که از قبل بهشون دادن...

00:19:47.187 --> 00:19:49.272
‫قبل این که بیان فیلم رو ببینن،
‫که باید به شیوه خاصی پیش بره.

00:19:49.273 --> 00:19:54.027
‫خب برن فیلم‌های دیگه‌ای ببینن.
‫از من چی می‌خوان؟

00:19:54.528 --> 00:19:57.154
‫جلسه بعد پیش‌نمایش‌ها خیلی بد بود.

00:19:57.155 --> 00:20:00.199
‫کلی فشار بود که قسمت‌هایی رو حذف کنیم.

00:20:00.200 --> 00:20:02.285
‫و باید مقابله می‌کردیم.

00:20:02.286 --> 00:20:07.290
‫باید توی دفتر تری سمت و باب دلی
‫ از برادران وارنر جلسه می‌ذاشتیم.

00:20:07.291 --> 00:20:11.460
‫فحش‌هاش زیاد بود، خیلی طولانی بود.
‫باید بیست دقیقه آخرش رو حذف می‌کردیم.

00:20:11.461 --> 00:20:13.713
‫که سکانس تحت‌تاثیر کوکائین بود.

00:20:13.714 --> 00:20:15.840
‫گفتن اگه سکانس کوکائین رو حذف کنن...

00:20:15.841 --> 00:20:18.093
‫فیلم موفق می‌شه.

00:20:20.095 --> 00:20:23.097
‫چیزه... باید مواظب باشی...

00:20:23.098 --> 00:20:25.683
‫چون چیزهایی قربانی می‌شن که نباید بشن...

00:20:25.684 --> 00:20:28.561
‫و باید مقابله کنی، همون‌طور که مارتی کرد.

00:20:28.562 --> 00:20:32.064
‫در این جور موارد خیلی سرسخته، چون...

00:20:32.065 --> 00:20:36.153
‫نمی‌دونم چطور می‌کنه،
‫من دو تا فیلم کارگردانی کردم و...

00:20:37.696 --> 00:20:39.031
‫ولی مارتی...

00:20:41.992 --> 00:20:43.785
‫اون کنار نمیاد.

00:20:44.578 --> 00:20:47.121
‫بهم گفت «من با افراد قدرتمند بزرگ شدم.

00:20:47.122 --> 00:20:51.209
‫می‌دونم حرفشون چیه.
‫و احتمالا می‌دونم چطور...

00:20:51.210 --> 00:20:55.130
‫برم داخل و کاری کنم که گوش کنن.

00:20:56.089 --> 00:20:59.675
‫در شرایط سخت باید، باید بتونی...
‫اگه احساس خطری کردی...

00:20:59.676 --> 00:21:02.637
‫یا باید راهی پیدا می‌کردی که خودت رو...

00:21:02.638 --> 00:21:05.848
‫بدون هیچ دردسری ازش خلاص کنی...

00:21:05.849 --> 00:21:08.769
‫یا ازش بگذری...

00:21:09.311 --> 00:21:11.605
‫و طوری رفتار کنی که انگار یکی از اون‌هایی.

00:21:12.397 --> 00:21:13.232
‫می‌دونی؟

00:21:14.316 --> 00:21:17.109
‫به طرز جالبی، مقدار زیادی...

00:21:17.110 --> 00:21:20.030
‫به اعتقادات بقیه احترام می‌ذاره.

00:21:20.697 --> 00:21:25.159
‫یعنی وقتی اکران فاجعه‌ی رفقای خوب رخ داد...

00:21:25.160 --> 00:21:29.205
‫مارتی عالی رفتار کرد.
‫با تمام حرف‌هاشون موافقت کرد.

00:21:29.206 --> 00:21:31.917
‫چیزی بهشون نگفت، باهاشون هم موافقت کرد!

00:21:32.417 --> 00:21:35.545
‫و بعد بالاخره تسلیم شدن،
‫ولی یکی از چیزهایی که از دست دادیم...

00:21:35.546 --> 00:21:37.839
‫این بود که قرار بود توی
‫ ۱۶۰۰ سینما اکران کنیم.

00:21:37.840 --> 00:21:40.843
‫توی ۸۰۰ سینما اکران کردن.
‫برادران وارنر، بهمون پشت کردن.

00:21:41.969 --> 00:21:43.928
‫و بعد نقدها منتشر شد.

00:21:43.929 --> 00:21:45.847
‫همه عاشق مافیاها شدن.

00:21:45.848 --> 00:21:48.140
‫رفقای خوب؟ فیلمی محشر.

00:21:48.141 --> 00:21:51.269
‫توی هفته اولش پرفروش‌ترین فیلم گیشه شد.

00:21:51.270 --> 00:21:53.813
‫فیلم محشریه.

00:21:53.814 --> 00:21:57.358
‫اسکورسیزی در اوج کارگردانیشه.
‫هیچ کارگردانی از اون بهتر نیست.

00:21:57.359 --> 00:21:59.151
‫به نظرت من بامزه‌ام؟

00:21:59.152 --> 00:22:01.237
‫- در واقع آره.
‫- سرگرم‌کننده‌ام واست؟

00:22:01.238 --> 00:22:03.281
‫نه، جدی می‌گم، به نظرم بامزه‌ای.

00:22:03.282 --> 00:22:07.243
‫جو پشی خیلی عصبانی می‌شه و می‌گه
‫ «به نظرت دلقکم؟

00:22:07.244 --> 00:22:10.079
‫اومدم که بخندونمت؟ یعنی چی که بامزه‌ام؟»

00:22:10.080 --> 00:22:12.583
‫آره، نه، یادمه.

00:22:15.544 --> 00:22:17.378
‫عالی بود.

00:22:17.379 --> 00:22:20.173
‫مرسی. مرسی. مرسی.

00:22:20.174 --> 00:22:24.011
‫فقط اون فیلم شناخته نشد،
‫گاو خشمگین هم همون سال شناخته شد.

00:22:24.553 --> 00:22:28.264
‫بهترین فیلم‌های دهه هشتاد؟
‫گاو خشمگین شماره یک بود.

00:22:28.265 --> 00:22:31.267
‫اولین فیلم لیستم؟ گاو خشمگین
‫ مارتین اسکورسیزی.

00:22:31.268 --> 00:22:33.102
‫هیچ شکی توی ذهنم نیست.

00:22:33.103 --> 00:22:35.605
‫بعد رفقای خوب، تنگه وحشت.
‫موفقیت بزرگی بود.

00:22:35.606 --> 00:22:37.148
‫از فیلم‌های موردعلاقه‌‌ی خودم نیست...

00:22:37.149 --> 00:22:40.444
‫ولی عناصر جالبی از ترس
‫رو توشون امتحان کردیم.

00:22:40.944 --> 00:22:43.071
‫لباس‌هات رو در بیار و زانو بزن!

00:22:44.740 --> 00:22:46.490
‫نه!

00:22:46.491 --> 00:22:48.409
‫نکن!

00:22:48.410 --> 00:22:51.454
‫تونست آخرش... نمی‌دونم توی کدوم گیشه بود.

00:22:51.455 --> 00:22:52.748
‫خیلی خوب بود.

00:22:54.833 --> 00:22:58.419
‫یهویی همه برگشتن و گفتن «صبر کن، آره!»

00:22:58.420 --> 00:23:02.465
‫فیلم‌هاش خام و خشن و به نحوی هر کدوم...

00:23:02.466 --> 00:23:03.758
‫بیوگرافی هستن.

00:23:03.759 --> 00:23:06.636
‫مردم رو جاهای دیگه کشتن و آوردن
‫انداختنشون اینجا.

00:23:06.637 --> 00:23:08.221
‫- همین‌جا؟
‫- به وضوح یادمه.

00:23:08.222 --> 00:23:10.014
‫زمانه‌ی کلا متفاوتی بود.

00:23:10.015 --> 00:23:13.184
‫پدر و مادرم همون‌طور که گفتم زنده بودن،
‫و ازش لذت بردن.

00:23:13.185 --> 00:23:14.810
‫کدوم دانشگاه رفته بود؟

00:23:14.811 --> 00:23:15.895
‫دانشگاه نیویورک.
‫درسته، دانشگاه نیویورک.

00:23:16.980 --> 00:23:21.567
‫و در اون زمان، شهریه خیلی ارزون بود.

00:23:21.568 --> 00:23:23.986
‫بازی می‌کردیم، تفریح می‌کردیم.

00:23:23.987 --> 00:23:25.947
‫و حالا واسه درست کردن خمیر
‫ باید از اولش شروع کرد؟

00:23:25.948 --> 00:23:28.699
‫- من از اولش شروع می‌کنم، درسته.
‫- سس رو خودتون درست کردین؟

00:23:28.700 --> 00:23:30.410
‫- مواظب پیرهنت باش.
‫- باشه. نمی‌خوام کثیف بشه...

00:23:32.371 --> 00:23:34.455
‫پخشش کن. آره، خوبه. خیلی پخش نکن.

00:23:34.456 --> 00:23:37.625
‫خیلی نزن، سنگینه. بسه.

00:23:37.626 --> 00:23:39.961
‫رابرت دنیرو میاد این پیتزا رو بخوره؟

00:23:39.962 --> 00:23:43.965
‫رابرت دنیرو عاشقشه. می‌گه من
‫ بهترین پیتزای دنیا رو درست می‌کنم.

00:23:43.966 --> 00:23:47.427
‫- چرا با پیتزاهای دیگه فرق داره؟
‫- چون من درستش کردم.

00:23:51.473 --> 00:23:53.850
‫محشر بود. خب توی فیلم‌ها دیدینش.

00:23:53.851 --> 00:23:56.769
‫- آره.
‫- و واقعا هم مارتین کارگردانیش نمی‌کرد.

00:23:56.770 --> 00:23:58.187
‫صرفا بهش می‌گفت شروع کنه.

00:23:58.188 --> 00:24:02.149
‫یعنی رسما می‌گفت «مامان، شروع کن.»

00:24:02.150 --> 00:24:04.151
‫نمی‌خوام بیدارش کنم.

00:24:04.152 --> 00:24:06.988
‫- اوه...
‫- ببین کی اومده! ببین کی اومده.

00:24:06.989 --> 00:24:09.407
‫- سلام مامان، چرا بیداری؟
‫- چیکار می‌کنی؟

00:24:09.408 --> 00:24:10.908
‫- چی شده؟
‫- هیچی هیچی.

00:24:10.909 --> 00:24:15.122
‫مثلا وقتی خون روی پیراهن
‫ جو پشی رو می‌بینه...

00:24:15.873 --> 00:24:18.083
‫واکنشش صادقانه است.

00:24:19.001 --> 00:24:21.586
‫- و؟
‫- خب امشب تا دیروقت بیرون بودیم.

00:24:21.587 --> 00:24:25.506
‫رفتیم یه دوری بزنیم...
‫خارج شهر و زدیم به یه گوزن.

00:24:25.507 --> 00:24:29.177
‫خون از اونجا اومده. گفتم دیگه.
‫جیمی هم بهت گفت.

00:24:29.178 --> 00:24:31.053
‫خوب شد یادم افتاد مامان،
‫این چاقو رو لازم دارم.

00:24:31.054 --> 00:24:34.515
‫فقط همیشه با جمله اول راهم می‌اندازه.
‫همین.

00:24:34.516 --> 00:24:35.850
‫فقط همون رو بهم می‌گه.

00:24:35.851 --> 00:24:37.768
‫می‌گه «باید بداهه‌پردازی کنی.»

00:24:37.769 --> 00:24:40.771
‫می‌گم «چی بگم؟»
‫می‌گه «خودت می‌دونی چی بگی.

00:24:40.772 --> 00:24:43.191
‫به محض این که شروع کنی ضبط می‌کنیم.»

00:24:43.192 --> 00:24:47.570
‫- چرا واسه خودت یه دختر خوب جور نمی‌کنی؟
‫- من که هر شب یه دختر خوب میارم مامان.

00:24:47.571 --> 00:24:50.448
‫آره، ولی یه دختری بیار که باهاش
‫ سر و سامون بگیری.

00:24:50.449 --> 00:24:53.201
‫هر شب سر و سامون می‌گیرم،
‫ولی فرداش دوباره آزادم.

00:24:53.202 --> 00:24:55.286
‫عاشق توئم. می‌خوام پیش تو باشم.

00:24:55.287 --> 00:24:58.122
‫مشخص می‌شه که توی صندوق ماشین جنازه است.

00:24:58.123 --> 00:24:59.874
‫مارتی بهش نگفته.

00:24:59.875 --> 00:25:03.419
‫وقتی فهمید دنبالش کرد که بزنه توی سرش.

00:25:03.420 --> 00:25:05.296
‫چون حس می‌کرد...

00:25:05.297 --> 00:25:08.841
‫اگه می‌دونست توی صندوق یه جنازه هست...

00:25:08.842 --> 00:25:10.844
‫واسشون صبحونه درست نمی‌کرد.

00:25:12.012 --> 00:25:14.305
‫می‌دونیم که مادرت توی فیلم‌ کوتاهات بوده.

00:25:14.306 --> 00:25:16.891
‫مجبور بود که باشه. هر دانشجوی سینمایی...

00:25:16.892 --> 00:25:18.935
‫اولین کسی که واسه ضبط می‌ره سراغش والدینشن.

00:25:18.936 --> 00:25:22.105
‫مجبورم کرد ساعت چهار و نیم صبح
‫ اسپاگتی درست کنم.

00:25:22.898 --> 00:25:24.816
‫توی خیابون‌های پایین‌شهر بودم.

00:25:26.109 --> 00:25:28.611
‫مجبورم کرد اون سکانس رو 22 بار ضبط کنم.

00:25:28.612 --> 00:25:31.614
‫و فرداش هم باید می‌رفتم سرکار.
‫ساعت دو صبح شده بود!

00:25:31.615 --> 00:25:33.574
‫و همچنان داشتم اون سکانس رو ضبط می‌کردم.

00:25:33.575 --> 00:25:37.286
‫و بهش گفتم «بسه دیگه مارتی.
‫فردا باید برم سرکار.»

00:25:37.287 --> 00:25:40.248
‫گفت «برو اون گوشه و تا بهت نگفتم نیا!»

00:25:40.249 --> 00:25:43.209
‫حین ضبط ایتالیایی- آمریکایی، خیلی...

00:25:43.210 --> 00:25:45.879
‫جلوی دوربین تمرکز داشت.
‫انگار دوربین وجود نداشت.

00:25:46.463 --> 00:25:49.048
‫چند قاشق گوجه برمی‌داری...

00:25:49.049 --> 00:25:53.095
‫و می‌اندازی اینجا که کوفته‌هات نرم بمونن.

00:25:54.388 --> 00:25:57.098
‫نه مثل اون کوفته‌هایی که بیرون می‌خوری.

00:25:57.099 --> 00:25:59.100
‫- وقتی یه جایی دعوتی.
‫- آره؟

00:25:59.101 --> 00:26:01.477
‫کوفته می‌خوری و می‌بینی خیلی سفته.

00:26:01.478 --> 00:26:03.772
‫پرتش کنی سمت دیوار،
‫دیوار ترک می‌خوره.

00:26:05.691 --> 00:26:09.235
‫صرفا به عنوان چیزی که قانع‌کننده است
‫ باهاش همذات‌پنداری دارم.

00:26:09.236 --> 00:26:12.030
‫خوشم نمیاد توی فیلمی ازم استفاده می‌کنه
‫ و بعد حذفش می‌کنه.

00:26:13.115 --> 00:26:13.948
‫خب...

00:26:13.949 --> 00:26:15.867
‫منصفانه نیست. خیلی سخت تلاش می‌کنم.

00:26:15.868 --> 00:26:19.328
‫از راننده تاکسی حذف شد.
‫اولین مسافر تراویس بود.

00:26:19.329 --> 00:26:21.581
‫- درسته.
‫- و کیسه خرید داشت.

00:26:21.582 --> 00:26:23.708
‫از این کیسه خریدهایی که توی
‫ماشین جا نمی‌شن...

00:26:23.709 --> 00:26:25.251
‫خیلی سنگین بودن! گفتم...

00:26:25.252 --> 00:26:27.546
‫مامان، یه چیزی باید حذف بشه.
‫تو باید حذف بشی. ختم کلام.

00:26:32.926 --> 00:26:36.262
‫می‌شه گفت والدینم از ارزیابی مجدد...

00:26:36.263 --> 00:26:38.764
‫من و آثارم لذت می‌بردن.

00:26:38.765 --> 00:26:43.270
‫ولی خب، توی اسکار حضور داشتن،
‫و اسکار خیلی واسشون مهم بود.

00:26:43.979 --> 00:26:48.107
‫وقتی واسه اسکار نامزد شدین
‫ مارتی هیجان‌زده شد؟

00:26:48.108 --> 00:26:49.902
‫یادمه پشت میز نشسته بودم...

00:26:51.361 --> 00:26:52.570
‫پشت میز نامزدان.

00:26:52.571 --> 00:26:55.948
‫یه عضو قدیمی اسکار سر میز بود.

00:26:55.949 --> 00:26:59.786
‫و خم شد سمتم و گفت
‫ «سعی کن مودبانه حرف بزنی.»

00:27:00.662 --> 00:27:04.248
‫واقعا فکر می‌کرد که...

00:27:04.249 --> 00:27:08.753
‫من مثل توی فیلم حرف می‌زدم.
‫ما اهل نیویورک بودیم.

00:27:08.754 --> 00:27:10.880
‫در اون حد بودیم.

00:27:10.881 --> 00:27:13.884
‫احساس تعلق نداشتیم. و حسش می‌کردیم.

00:27:16.637 --> 00:27:21.390
‫به نظرم رفقای خوب یه کار عجیبی
‫ توی حرفه اسکورسیزی انجام داد...

00:27:21.391 --> 00:27:26.896
‫که این بود که به مردم اجازه داد
‫به عنوان «سازنده فیلم خلافکاری» بشناسنش.

00:27:26.897 --> 00:27:30.525
‫ولی به نظر من همیشه مسخره بود،
‫چون فقط یه عنصر نداره.

00:27:30.526 --> 00:27:35.530
‫عنصر دنیاهان،
‫فرهنگ‌های خاص و بسته...

00:27:35.531 --> 00:27:39.992
‫فرقی نمی‌کنه که جرائم سازماندهی‌شده
‫ در رفقای خوب باشه...

00:27:39.993 --> 00:27:43.829
‫یا دنیای جامعه‌ی نیویورک در عصر معصومیت.

00:27:43.830 --> 00:27:46.083
‫که رمانی از ایدیت وارتونه.

00:27:49.753 --> 00:27:52.755
‫موضوع عصر معصومیت علاقه‌ام بود،
‫نه به تاریخ...

00:27:52.756 --> 00:27:55.384
‫بلکه به انسان‌شناسی شاید.

00:27:55.926 --> 00:27:58.803
‫وقتی آرچر اولین بار وارد
‫ منزل بوفورت می‌شه...

00:27:58.804 --> 00:28:02.056
‫واسه یه مراسم بزرگه،
‫یه میز هست که روش دستکش گذاشتن.

00:28:02.057 --> 00:28:05.810
‫این در مورد رسمی از اون دورانه،
‫وقتی می‌رفتی مراسمی، اگه آقا بودی...

00:28:05.811 --> 00:28:09.063
‫همراهت چند دستکش می‌بردی،
‫و هر بار که با زنی می‌رقصیدی...

00:28:09.064 --> 00:28:11.983
‫دستکش‌هات رو عوض می‌کردی.
‫این توی فیلم بهش پرداخته نشده...

00:28:11.984 --> 00:28:14.278
‫ولی هست و بخشی از ماجراست.

00:28:14.903 --> 00:28:17.321
‫شوکه شده بودم، چون مثل اکثر ملت...

00:28:17.322 --> 00:28:21.159
‫تصور نمی‌کردم مارتین چنین فیلمی بسازه.

00:28:21.952 --> 00:28:24.871
‫تا این که بعدتر، کاملا منطقی شد.

00:28:24.872 --> 00:28:26.206
‫یعنی چی؟

00:28:27.040 --> 00:28:29.251
‫خب بخاطر وحشی‌گری‌ای که توش بود.

00:28:30.502 --> 00:28:33.504
‫رسم نبود که توی مهمانی‌های نیویورک...

00:28:33.505 --> 00:28:36.841
‫یه خانم بلند بشه و از پیش آقایی بره...

00:28:36.842 --> 00:28:39.469
‫تا پیش آقایی دیگه بشینه.

00:28:40.262 --> 00:28:43.223
‫ولی کنتس از این قانون پیروی نکرد.

00:28:46.393 --> 00:28:49.645
‫در دنیایی هستیم که اشتیاق رام شده...

00:28:49.646 --> 00:28:52.481
‫به شرایط و دنیایی که درونشه.

00:28:52.482 --> 00:28:54.192
‫و این جالبه.

00:28:54.193 --> 00:28:57.778
‫عاشق بودن اشتباهه؟
‫نه. پسره عاشقه.

00:28:57.779 --> 00:29:00.239
‫دختره هم عاشقه. ولی طرف زن داره.

00:29:00.240 --> 00:29:02.491
‫به نظرم باید به واقعیت ماجرا نگاه کنیم،
‫نه خیال‌پردازی‌هامون.

00:29:02.492 --> 00:29:05.745
‫- من فقط می‌خوام با هم باشیم.
‫- نمی‌تونم زنت باشم نیولند.

00:29:05.746 --> 00:29:08.206
‫می‌گی باید به عنوان معشوقت کنارت باشم؟

00:29:08.207 --> 00:29:09.750
‫من...

00:29:10.292 --> 00:29:12.377
‫یه جورهایی می‌خوام باهات فرار کنم و...

00:29:12.961 --> 00:29:15.922
‫دنیایی رو پیدا کنم که
‫ چنین کلماتی وجود ندارن.

00:29:15.923 --> 00:29:19.634
‫توی اون دنیا... محدودیت‌هایی وجود داره.

00:29:19.635 --> 00:29:22.261
‫اون کشور کجا هست؟
‫تا حالا اونجا رفتی؟

00:29:22.262 --> 00:29:24.890
‫همون داستان قدیمی «انجام کار درست» هست.

00:29:25.474 --> 00:29:28.101
‫کار درست تحت این شرایط چیه؟

00:29:29.478 --> 00:29:32.730
‫یه چیزهایی رو توی عمرم تجربه کرده بودم
‫و درک کرده بودم...

00:29:32.731 --> 00:29:37.069
‫که ماهیت طاقت‌فرسای این عشق
‫ به نتیجه نمی‌رسه.

00:29:39.446 --> 00:29:40.364
‫الن...

00:29:41.281 --> 00:29:44.701
‫دست‌ها، نحوه استفاده کردن از
‫دست‌ها در عصر معصومیت.

00:29:45.327 --> 00:29:48.496
‫چیزیه که خیلی بهش فکر کرده باشی،
‫یا همین‌طوری رخ داد؟

00:29:48.497 --> 00:29:50.289
‫آره. آره.

00:29:50.290 --> 00:29:51.458
‫آره.

00:29:52.125 --> 00:29:53.794
‫یعنی... شدتش...

00:29:54.628 --> 00:29:57.046
‫بهترین کاری که می‌تونستم بکنم این بود که...

00:29:57.047 --> 00:30:00.216
‫حداقل خب، الکتریسیته رو حس کنن...

00:30:00.217 --> 00:30:04.595
‫یعنی، به ندرت هم رو لمس کنن،
‫و می‌تونستی الکتریسیته بین انگشتان...

00:30:04.596 --> 00:30:06.889
‫- شخصی و شخص دیگه رو حس کنی.
‫- آره.

00:30:06.890 --> 00:30:10.434
‫می‌دونی دیگه، یعنی می‌دیدیش
‫و لمس رو تصور می‌کردی.

00:30:10.435 --> 00:30:13.397
‫محشره. لمسشون واقعا معنایی داشت. می‌بینی؟

00:30:14.106 --> 00:30:17.775
‫پس این خیلی خاص بود، اون لمس.

00:30:17.776 --> 00:30:22.197
‫تقریبا مثل یه لحظه شهوانی پایدار بود...

00:30:22.990 --> 00:30:25.117
‫که به تکمیل نمی‌رسید.

00:30:25.742 --> 00:30:28.202
‫ولی یه لحظه شهوانی پایداره.

00:30:28.203 --> 00:30:29.788
‫فکرمون همین بود.

00:30:32.207 --> 00:30:35.210
‫لحظات شهوانی‌ای که خیلی ادامه دارن.

00:30:37.796 --> 00:30:38.796
‫و بعد در نهایت...

00:30:38.797 --> 00:30:42.426
‫در لحظه آخر مشخص می‌شه که اون گیر کرده.

00:30:43.010 --> 00:30:44.677
‫من گفتم توی یه سکانس نشونش بدیم.

00:30:44.678 --> 00:30:47.930
‫آزادی خاصی رو از رفقای خوب
‫ به دست آورده بودم.

00:30:47.931 --> 00:30:50.349
‫و تا عصر معصومیت ادامه‌اش دادم.

00:30:50.350 --> 00:30:52.685
‫و از صداگذاری واسه آزادانه
‫ عمل کردن استفاده کردی.

00:30:52.686 --> 00:30:53.811
‫آره، دقیقا. آره.

00:30:53.812 --> 00:30:56.480
‫یه سرآشپز استخدام شده بود،
‫دو خدمتکار...

00:30:56.481 --> 00:30:58.566
‫رزها رو از هندرسون خریده بودن...

00:30:58.567 --> 00:31:00.902
‫توسط اشیای یادگارانه احاطه شده بودن...

00:31:00.903 --> 00:31:04.655
‫که هویتشون رو براشون حفظ کنه،
‫و فرهنگشون رو.

00:31:04.656 --> 00:31:08.994
‫ذهنم از تمام اون اشیاه گذشت و
‫می‌بینی که همه هستن...

00:31:10.162 --> 00:31:12.580
‫که اون رو سر جاش حفظ کنن.

00:31:12.581 --> 00:31:16.168
‫پس انجام چنین کاری طبیعیه.
‫مثل یه زندانه.

00:31:17.085 --> 00:31:20.671
‫آرچر تمام مردم به ظاهر
‫ بی‌خطر رو دور میز دید...

00:31:20.672 --> 00:31:23.216
‫که مثل یه گروه دسیسه‌چین ساکت بودن...

00:31:23.217 --> 00:31:26.177
‫زبان خودشه، توی کتاب هست.
‫مال خود ایدیت وارتونه.

00:31:26.178 --> 00:31:29.515
‫و خودش و الن در مرکز دسیسه‌هاشون بودن.

00:31:30.057 --> 00:31:32.934
‫این فرهنگی که خودش رو اسیرش می‌بینه...

00:31:32.935 --> 00:31:35.811
‫که نمی‌تونه ازش رها بشه.
‫از پسش برنمیاد.

00:31:35.812 --> 00:31:37.940
‫خیلی موضوع مارتی‌پسندیه.

00:31:39.316 --> 00:31:42.902
‫با مارتین، دوربین همیشه در خدمت...

00:31:42.903 --> 00:31:46.489
‫چیزی غریزی از هویت اونه.

00:31:46.490 --> 00:31:48.241
‫یه چیزی توی شکمش.

00:31:48.242 --> 00:31:52.162
‫واسه همین جواب می‌ده.
‫واسه همینه که صرفا زیبا نیست...

00:31:53.163 --> 00:31:54.373
‫بلکه معنا هم داره.

00:31:57.125 --> 00:31:59.293
‫واقعا ترکیب جالبی از چیزهاست...

00:31:59.294 --> 00:32:04.049
‫چون به نظرم یه حس‌گراست،
‫ولی مثل کارگر معدن کار می‌کنه.

00:32:07.219 --> 00:32:10.639
‫و حرفه‌ی یه مذهبی رو داره.

00:32:13.225 --> 00:32:18.230
‫و در زمینه مارتی،
‫می‌فهمی که این درواقع حرفه‌اش بوده.

00:32:21.400 --> 00:32:24.944
‫بابا، شنیدم که...

00:32:24.945 --> 00:32:26.362
‫در مورد حرفه حرف می‌زد.

00:32:26.363 --> 00:32:30.617
‫که همچنین به این معناست
‫ که وقتی در اون دنیاست...

00:32:31.577 --> 00:32:33.078
‫در همون دنیاست.

00:32:34.538 --> 00:32:37.373
‫واسه همین رابطه‌ام با بابام...

00:32:37.374 --> 00:32:41.044
‫در مورد ورودم به دنیاییه که اون توشه.

00:32:41.962 --> 00:32:47.092
‫و این شادترین خاطراتم با پدرمه.

00:32:47.634 --> 00:32:50.636
‫عاشق بازیگرهاشه...

00:32:50.637 --> 00:32:55.600
‫و به نحوی تجربه محشری بود که...

00:32:55.601 --> 00:32:58.728
‫واردش بشم و...

00:32:58.729 --> 00:33:00.230
‫حسش کنم.

00:33:00.981 --> 00:33:03.316
‫عه، نمی‌خواستم مزاحمتون بشم.

00:33:03.317 --> 00:33:06.402
‫شما خانم بلنکر هستید؟
‫من نیولند آرچر هستم.

00:33:06.403 --> 00:33:08.571
‫بله، خیلی در مورد شما شنیدم.

00:33:08.572 --> 00:33:12.116
‫پدرم بین برداشت‌ها از نمایشگر دور می‌شد...

00:33:12.117 --> 00:33:14.202
‫و یه جورهایی ساکت می‌شد و می‌گفت...

00:33:14.203 --> 00:33:16.287
‫«آره، عالی بود. خیلی‌خب.»

00:33:16.288 --> 00:33:19.707
‫و تشویق می‌کرد و می‌گفت،
‫«آره، می‌دونی، جالبه.

00:33:19.708 --> 00:33:22.126
‫بیاین یه کار دیگه هم بکنیم.»

00:33:22.127 --> 00:33:24.712
‫علاقه و اهمیتش رو احساس می‌کردی.

00:33:24.713 --> 00:33:28.132
‫درمیان شدت و توجه‌اش به جزئیات.

00:33:28.133 --> 00:33:32.261
‫نوعی امنیت بود...

00:33:32.262 --> 00:33:33.847
‫که...

00:33:35.432 --> 00:33:37.392
‫دیدنش اونجا جالب بود.

00:33:39.186 --> 00:33:43.105
‫تمرکز و شدتش و خوش‌روییش...

00:33:43.106 --> 00:33:46.944
‫مثل نور محشر یه فانوسه.

00:33:47.694 --> 00:33:51.822
‫اگه داره روی فیلم کار می‌کنه،
‫همون‌جاست، مشغول فیلمه.

00:33:51.823 --> 00:33:57.328
‫و بعد، اگه توی گوی نور نباشی...

00:33:57.329 --> 00:34:01.166
‫گاهی‌اوقات... می‌تونی نبودش رو احساس کنی.

00:34:04.169 --> 00:34:07.171
‫و می‌دونم وقتی یه همکار پیدا می‌کنه...

00:34:07.172 --> 00:34:09.340
‫یعنی یه همکار واقعی...

00:34:09.341 --> 00:34:12.677
‫همکارها حتی بیشتر مثل خانوادن.

00:34:12.678 --> 00:34:13.971
‫می‌دونین؟

00:34:15.054 --> 00:34:18.975
‫وقتی رفقای خوب رو ضبط کردم،
‫نه سالی بود که با باب کار نکرده بودم.

00:34:18.976 --> 00:34:22.603
‫از زمان «سلطان کمدی.»
‫کاملا مسیرهای متفاوتی رو رفته بودیم.

00:34:23.063 --> 00:34:25.398
‫اون مسیر خودش رو رفت و من هم مسیر خودم.

00:34:25.399 --> 00:34:28.192
‫ولی با رفقای خوب، همش برگشت.

00:34:28.193 --> 00:34:30.486
‫عشق هنوز هست، علاقه هست،
‫همچنان هستن.

00:34:30.487 --> 00:34:32.614
‫آخه واسه نمایش چه جای بهتری هست؟

00:34:33.489 --> 00:34:35.825
‫و بعد توی تنگه وحشت، عالی بود.

00:34:35.826 --> 00:34:38.160
‫ولی در نقطه‌ای واسم خوب روشنش کرد...

00:34:38.161 --> 00:34:39.912
‫که ترجیح می‌ده بیشتر
‫ باهام فیلم‌هایی بسازه...

00:34:39.913 --> 00:34:43.082
‫که در مورد دنیاهای زیرزمینی آمریکاست.

00:34:43.083 --> 00:34:45.042
‫آره. گفتم «باشه.»

00:34:45.043 --> 00:34:48.129
‫یه داستان در مورد وگاس داشتم، «کازینو».

00:34:48.130 --> 00:34:52.926
‫گفتم «شاید خب، بتونم این رو انجام بدم.»

00:34:53.510 --> 00:34:57.513
‫می‌شه عموما گفت که ژانر دنیای زیرزمینی...

00:34:57.514 --> 00:35:00.475
‫نزدیک‌ترین جایی که می‌شه گفت
‫به روی زمین میاد در وگاسه.

00:35:01.727 --> 00:35:05.146
‫کازینو، من با مارتی نوشتمش.
‫اون شخصیت‌ها واقعی بودن.

00:35:05.147 --> 00:35:07.690
‫لفتی روزنتال، شخصیت باب دنیرو...

00:35:07.691 --> 00:35:10.151
‫من چندین سال با لفتی بودم،
‫بهم می‌گفت...

00:35:10.152 --> 00:35:14.989
‫که چطوری بود که جو پشی و
‫ تونی اسپیلترو دوست‌هاش باشن.

00:35:14.990 --> 00:35:17.825
‫کی قراره حرف زدن پشت سرم رو...

00:35:17.826 --> 00:35:19.869
‫- تموم کنی؟
‫- هان؟

00:35:19.870 --> 00:35:21.787
‫چیه فکر کردی خبردار نمی‌شم؟

00:35:21.788 --> 00:35:23.414
‫یه ایده داشتم که بهشت رو بهشون داده بودن...

00:35:23.415 --> 00:35:25.625
‫و مثل آدم و حوا از بهشت بیرون شده بودن.

00:35:25.626 --> 00:35:28.336
‫و بهشتی شیطانی داشتن. و حتی اونجا...

00:35:28.337 --> 00:35:31.048
‫انقدر شرور بودن که از بهشت بیرون شدن.

00:35:34.051 --> 00:35:36.512
‫ولی توی کازینو تا لبه پیش بردمش.

00:35:37.137 --> 00:35:38.763
‫تماشاش می‌کنی و با خودت می‌گی...

00:35:38.764 --> 00:35:42.058
‫«مثل بقیه فیلم‌هایی که توی عمرم دیدم نیست.»

00:35:42.059 --> 00:35:44.435
‫واقعا ساختار منحصربه‌فردی داره.

00:35:44.436 --> 00:35:48.273
‫می‌تونی ارتباطش به رفقای خوب رو ببینی،
‫ولی انگار یه قدم جلوتره.

00:35:51.193 --> 00:35:53.987
‫من اسم این رو گذاشتم سکانس
‫ کوه راشمور مارتی.

00:35:56.782 --> 00:35:59.825
‫توی وگاس همه باید حواسشون به بقیه باشه.

00:35:59.826 --> 00:36:01.994
‫معمولا مارتی از آدم‌های
‫ واقعی استفاده می‌کنه.

00:36:01.995 --> 00:36:07.041
‫پس همه افراد توی سکانس‌های قمار،
‫دلال‌های و مسئولین واقعی بودن.

00:36:07.042 --> 00:36:09.293
‫دلال‌ها حواسشون به بازیکن‌ها هست.

00:36:09.294 --> 00:36:10.587
‫شیش!

00:36:11.505 --> 00:36:14.465
‫مسئولین حواسشون به دلال‌هاست.

00:36:14.466 --> 00:36:16.551
‫همه‌اش باید به دقت برنامه‌ریزی می‌شد.

00:36:16.552 --> 00:36:21.055
‫به کدوم سمت دوربین رو می‌چرخونیم؟
‫به سمت راست می‌چرخونیم یا چپ؟

00:36:21.056 --> 00:36:23.683
‫من بیشتر به چیز علاقه داشتم...
‫نمی‌دونم...

00:36:23.684 --> 00:36:26.519
‫به افراد اطراف میز. افراد مشغول بازی.

00:36:26.520 --> 00:36:29.522
‫و خود دلال‌ها، می‌دونی؟ دلال‌ها.

00:36:29.523 --> 00:36:33.317
‫ما، یه داستانی داریم که پیش می‌ره،
‫ولی داستان‌های دیگه هم هستن.

00:36:33.318 --> 00:36:35.403
‫مدیر کازینو حواسش به روسای شیفت‌هاست.

00:36:35.404 --> 00:36:40.868
‫من حواسم به مدیر کازینوئه.
‫و چشم توی آسمون هم حواسش به همه‌ی ماست.

00:36:45.163 --> 00:36:48.749
‫تازه، یه گروه آدم هم اون بالا داریم،
‫که اکثرا متقلب‌های سابقن...

00:36:48.750 --> 00:36:50.836
‫که تمام حقه‌ها رو بلدن.

00:36:52.671 --> 00:36:55.715
‫احتمالا شخصیت موردعلاقه
‫مونثم از فیلم‌های اسکورسیزی...

00:36:55.716 --> 00:36:57.634
‫جینجره، شخصیت شارون استون.

00:36:58.218 --> 00:37:00.762
‫واقعا چیزیه که زندگی لفتی بهش نیاز داره.

00:37:02.389 --> 00:37:05.057
‫- امشب چطوری؟
‫- خوبم. تو چطوری؟

00:37:05.058 --> 00:37:07.894
‫- خسته.
‫- جینجر زحمت‌کش بود.

00:37:07.895 --> 00:37:10.313
‫- یکی واسه خودت.
‫- مرسی.

00:37:10.314 --> 00:37:14.609
‫بلد بود چطور هوای ملت رو داشته باشه.
‫توی وگاس همه‌چیز همینه.

00:37:14.610 --> 00:37:17.862
‫دختر خیابونیه... خیلی تحصیل‌کرده نیست.

00:37:17.863 --> 00:37:21.491
‫دوست ندارم از اصطلاح «دختر خیابونی»
‫استفاده کنم. پول در میاورد.

00:37:25.204 --> 00:37:27.289
‫جینجر زحمت‌کش بود.

00:37:27.915 --> 00:37:30.500
‫متوجه منظورم هستین؟ کارش بود.

00:37:30.501 --> 00:37:33.504
‫کار من این بود که بیام ازش کار بکشم.

00:37:39.885 --> 00:37:43.304
‫وقتی به کازینو نگاه می‌کنم،
‫بیشتر از هر چیزی...

00:37:43.305 --> 00:37:48.226
‫نیاز به داشتن زنیه که بهش جذب می‌شی
‫چون وحشیه...

00:37:48.227 --> 00:37:52.356
‫و ازت فراتره و این چیزیه که خیلی پیش میاد.

00:37:53.398 --> 00:37:56.484
‫توی راننده تاکسی هم با
‫سبیل شفرد همچین وضعیه.

00:37:56.485 --> 00:38:00.405
‫ایده‌آل‌سازی زنی که قابل دسترس نیست.

00:38:01.031 --> 00:38:02.281
‫سلام.

00:38:02.282 --> 00:38:04.743
‫کتی موریارتی در گاو خشمگین.

00:38:05.536 --> 00:38:06.453
‫خوشوقتم.

00:38:07.955 --> 00:38:10.039
‫توی سلطان کمدی هم دوباره پیداش می‌شه.

00:38:10.040 --> 00:38:15.253
‫دوستت دارم. می‌خوام کمکت کنم زندگیت
‫ رو عوض کنی، اگه فقط یه شانسی بهم بدی.

00:38:15.254 --> 00:38:19.007
‫توی کازینو به نظرم به شدیدترین شدتش می‌رسه.

00:38:21.385 --> 00:38:23.720
‫می‌خوام سر و سامون بگیرم. خانواده می‌خوام.

00:38:24.179 --> 00:38:26.722
‫اومدی پیش دختر اشتباهی، سم.

00:38:26.723 --> 00:38:29.976
‫ازش درخواست ازدواج می‌کنه
‫اونم می‌گه «دوستت ندارم.»

00:38:29.977 --> 00:38:33.479
‫من رو نمی‌شناسی. دو سه ماهه من رو می‌شناسی.
‫چی می‌دونی آخه؟

00:38:33.480 --> 00:38:35.648
‫ولی نه، می‌خواد کاری کنه که عاشقش بشه.

00:38:35.649 --> 00:38:38.526
‫بهتر از چیزی که فکرش رو بکنی بهت می‌رسم.

00:38:38.527 --> 00:38:41.196
‫- چی داری می‌گی؟
‫- همینی که گفتم.

00:38:42.155 --> 00:38:46.451
‫واسه باقی زندگیت تامینی. بهت قول می‌دم.

00:38:51.081 --> 00:38:52.666
‫می‌خوای یه شانسی بهم بدی؟

00:38:53.500 --> 00:38:54.917
‫شوکه‌کننده است...

00:38:54.918 --> 00:38:58.087
‫و همچنین احساس واقعیت داره.
‫انگار، حس این رو داره که، آره، این...

00:38:58.088 --> 00:39:01.340
‫تصویر یه احمقه.

00:39:01.341 --> 00:39:04.552
‫کثافت! عوضی! حالم ازت بهم می‌خوره!

00:39:04.553 --> 00:39:07.305
‫ناسلامتی نیکی سانتورو ام! درست شنیدی!

00:39:07.306 --> 00:39:10.308
‫اسپانسرمه! این چطوره؟

00:39:10.309 --> 00:39:12.393
‫احمق! به چی نگاه می‌کنی؟

00:39:12.394 --> 00:39:15.479
‫با مارتی مخالفت و بحثی هم داشتی؟

00:39:15.480 --> 00:39:19.942
‫اومدم سرکار و اولین چیزی که ضبط کردیم...

00:39:19.943 --> 00:39:21.986
‫یه سکانس توی هتل بود.

00:39:21.987 --> 00:39:24.656
‫و بدون من تصمیمش رو گرفتن.

00:39:25.824 --> 00:39:28.660
‫و بعد من رو بردن که فیلمبرداری کنم.

00:39:29.494 --> 00:39:32.372
‫طبیعتا سوالش این بود که «چه خبره؟»

00:39:33.040 --> 00:39:34.291
‫و با خودم گفتم «وای.

00:39:35.083 --> 00:39:38.586
‫مردها قراره نقش کلیدی داشته باشن...

00:39:38.587 --> 00:39:41.631
‫و من رو مثل گلدون جابه‌جا کنن.»

00:39:41.632 --> 00:39:44.717
‫می‌دونی، گروهن، تیمن، واحدن.

00:39:44.718 --> 00:39:47.345
‫کل زندگیشون هم رو می‌شناختن.

00:39:47.346 --> 00:39:52.225
‫و مارتی هر روز صبح می‌رفت
‫ توی تریلر پیش باب...

00:39:52.226 --> 00:39:55.937
‫یا جو پشی، و با هم بحث‌های طولانی می‌کردن.

00:39:55.938 --> 00:39:57.563
‫این یکی چی یا آبیه؟

00:39:57.564 --> 00:40:00.484
‫یکم روشنه، یکم راه‌راهه می‌دونی.

00:40:01.652 --> 00:40:03.819
‫- با خرمایی.
‫- با درز، این درز مشکی داره.

00:40:03.820 --> 00:40:06.113
‫خیلی‌خب پس. این کامل آبیه چطوره؟

00:40:06.114 --> 00:40:08.699
‫خوبه. آبی فرانسوی هم خوبه.

00:40:08.700 --> 00:40:12.496
‫باید بگم، اون شخصیت‌ها، پشی، دنیرو،
‫همه کلی زمان بردن.

00:40:13.288 --> 00:40:14.539
‫- درسته.
‫- خیلی‌خب.

00:40:14.540 --> 00:40:17.792
‫واسه من خبری نبود. و با خودم گفتم «وای.»

00:40:17.793 --> 00:40:22.004
‫و بعد همین‌طوری مارتی رو دنبال می‌کردم
‫و می‌گفتم «مارتی! مارتی!

00:40:22.005 --> 00:40:23.339
‫مارتی! مارتی؟

00:40:23.340 --> 00:40:25.633
‫مارتی؟ مارتی!»

00:40:25.634 --> 00:40:28.427
‫و اون هم این‌طوری بود که
‫«الان یکم چیزم می‌دونی...»

00:40:28.428 --> 00:40:30.388
‫دو ساعت دیگه آفتاب طلوع می‌کنه.

00:40:30.389 --> 00:40:32.807
‫و بالاخره برگشت و گفت...

00:40:32.808 --> 00:40:36.269
‫«چی می‌خوای شارون، چی می‌خوای؟»

00:40:36.270 --> 00:40:39.272
‫اونم گفت «صبح اولین کاری که می‌کنی
‫اینه که می‌ری با باب حرف می‌زنی.

00:40:39.273 --> 00:40:41.357
‫بعدش می‌ری با جو حرف می‌زنی.

00:40:41.358 --> 00:40:42.859
‫پس من چی؟»

00:40:42.860 --> 00:40:45.069
‫گفتم «می‌خوام صبح بیای تریلرم...

00:40:45.070 --> 00:40:46.612
‫مثل وقتی که می‌ری دیدن باب و جویی.»

00:40:46.613 --> 00:40:50.158
‫فکر می‌کرد ما پسرها کلوپ مردونه‌ای
‫چیزی داریم.

00:40:51.660 --> 00:40:52.910
‫«خب آره.

00:40:52.911 --> 00:40:54.954
‫آره، ولی تو هم اینجا نقش کلیدی‌ای هستی.»

00:40:54.955 --> 00:40:57.248
‫«پس همین رو می‌خوای؟»

00:40:57.249 --> 00:40:59.333
‫گفتم «آره مارتی، همین رو می‌خوام.»

00:40:59.334 --> 00:41:02.044
‫بعد فهمیدم که نه،
‫باید، وقت گذروند.

00:41:02.045 --> 00:41:03.921
‫«صبح میام تریلرت.»

00:41:03.922 --> 00:41:05.923
‫گفتم «صبحونه چی می‌خوری مارتی؟

00:41:05.924 --> 00:41:08.885
‫صبحونه چی دوست داری و قهوه‌ات چطوری باشه؟»

00:41:08.886 --> 00:41:12.180
‫اونم گفت «خب می‌دونی،
‫ چربی کم می‌خورم و این‌طوری...

00:41:12.181 --> 00:41:15.726
‫و قهوه‌ام رو این‌طوری می‌خورم.»
‫من هم گفتم «قبوله مارتی.»

00:41:17.644 --> 00:41:21.314
‫داشتیم یه سکانس ضبط می‌کردیم
‫ که من توی تخت نشئه‌ام.

00:41:21.315 --> 00:41:24.108
‫فقط می‌خواستم کمکش کنم!

00:41:24.109 --> 00:41:27.820
‫- با یارو که نمی‌خوابم!
‫- آره، من از کجا بدونم؟

00:41:27.821 --> 00:41:31.490
‫سکانس رو ضبط کردیم، و دستیار
‫ کارگردان اولمون به مارتی گفت...

00:41:31.491 --> 00:41:34.327
‫«می‌خوام اون یکی سکانس دیگه
‫ رو هم امروز اینجا بگیرم.»

00:41:34.328 --> 00:41:37.038
‫مارتی گفت
‫«مطمئن نیستم، از شارون خواسته‌ی زیادیه.»

00:41:37.039 --> 00:41:39.874
‫چون واقعا کار سختی بود.

00:41:39.875 --> 00:41:44.504
‫که توی نقش و باتلاق اون نشئه بودن...

00:41:44.505 --> 00:41:47.007
‫فرو برم.

00:41:48.467 --> 00:41:50.092
‫ولی گفتم «از پسش برمیام.»

00:41:50.093 --> 00:41:53.472
‫و مارتی پیشم نشست و دستم رو گرفت توی دستش.

00:41:54.389 --> 00:41:57.225
‫و سرش رو گذاشت روی سرم، و گفت...

00:41:57.226 --> 00:42:01.271
‫«تا جایی که آماده بودی پیشت می‌مونم،
‫که تمرکزت رو از دست ندی.»

00:42:02.064 --> 00:42:04.023
‫و همون‌جا نشست و...

00:42:04.024 --> 00:42:07.402
‫در آغوشم گرفت. برام فضا رو حفظ کرد.

00:42:08.862 --> 00:42:10.738
‫و سکانس بعدی رو ضبط کردیم.

00:42:10.739 --> 00:42:12.449
‫همینه، اون...

00:42:13.909 --> 00:42:15.911
‫دقیقا همون‌جاست.

00:42:20.666 --> 00:42:23.377
‫مشخصا از بودجه و وقتمون گذشته بود.

00:42:25.587 --> 00:42:28.631
‫این فیلم تبدیل به یه حماسه شده بود.

00:42:28.632 --> 00:42:32.594
‫و اون روزها فیلم‌های بلاک‌باستری
‫ زیاد بازی کرده بودم.

00:42:33.136 --> 00:42:37.682
‫و رئیس بخش اقتصادی
‫ استودیو بهم زنگ زد...

00:42:37.683 --> 00:42:41.811
‫و گفت «خیلی زیاده‌روی کردی. از وقتش گذشته.»

00:42:41.812 --> 00:42:45.064
‫بخش من قرار بود پنج هفته طول بکشه.
‫من پنج ماه مونده بودم.

00:42:45.065 --> 00:42:46.942
‫«بی‌خیالش بشیم؟»

00:42:47.860 --> 00:42:53.323
‫و گفتم «کارگردانم سلطان فیلمسازیه.

00:42:54.074 --> 00:42:57.076
‫داریم یه شاهکار خلق می‌کنیم.
‫و هزینه‌اش هر چقدر که باشه...

00:42:57.077 --> 00:42:59.788
‫و هر چقدر هم که طول بکشه،
‫نباید بی‌خیالش بشین.»

00:43:04.209 --> 00:43:06.669
‫و وقتی این حرکت رو زدن...

00:43:06.670 --> 00:43:10.131
‫من هم کارهای خودم رو توی وگاس کردم
‫ که کسی به فکرش نرسیده بود بکنه.

00:43:10.132 --> 00:43:13.509
‫واسه این که حواسم به اوضاع باشه،
‫برادر کوچیکم دامینیک رو آوردم...

00:43:13.510 --> 00:43:16.889
‫می‌خواستم به اون فیلم
‫ یه ساختار موزیکال بدم.

00:43:18.390 --> 00:43:20.892
‫اگه فرضا یهویی وسط پرده اول وارد بشیم چی...

00:43:20.893 --> 00:43:24.687
‫و بعد اوج می‌گیریم و موسیقی‌ای
‫ میاد و می‌ری یه جای دیگه.

00:43:24.688 --> 00:43:26.981
‫مثل دوران قدیم بود.

00:43:26.982 --> 00:43:29.943
‫و من جواهرفروشی خودم رو افتتاح کردم.
‫گلدراش.

00:43:31.069 --> 00:43:33.946
‫گاهی‌اوقات واسه تفریح می‌رفتم سرقت.

00:43:33.947 --> 00:43:38.743
‫توی کازینو احتمالا هفت‌تا تخته
‫ توی اتاق تدوین داشتیم...

00:43:38.744 --> 00:43:40.661
‫همراه با کلی موسیقی.

00:43:40.662 --> 00:43:44.498
‫واقعا خیلی بزرگ بود...
‫تقریبا اندازه این دیوار بود.

00:43:44.499 --> 00:43:49.879
‫و مثلا نوشته بود «سکانس هفتاد»،
‫و پنج قطعه موسیقی بود.

00:43:49.880 --> 00:43:52.173
‫یه سری می‌گن که استفاده شما از موسیقی...

00:43:52.174 --> 00:43:54.425
‫در فیلم بیش از حده.

00:43:54.426 --> 00:43:56.260
‫من موسیقی رو دوست دارم.

00:43:56.261 --> 00:44:00.516
‫نمی‌دونم، آخه یه سری هم می‌گن دوربین
‫خیلی حرکت می‌کنه. شاید همین‌طوره.

00:44:01.975 --> 00:44:04.603
‫کسی اونجا انتظار همچین آدمی رو نداشت.

00:44:06.355 --> 00:44:09.233
‫واسه نیکی، لاس وگاس مثل غرب میانه بود.

00:44:09.900 --> 00:44:12.777
‫آره، به نظرم خیلی نوآورانه بود...

00:44:12.778 --> 00:44:17.073
‫استفاده مکرر از موسیقی راک،
‫توی فیلمی که...

00:44:17.074 --> 00:44:20.034
‫در مورد موسیقی یا موسیقیدان‌ها نیست.

00:44:20.035 --> 00:44:21.828
‫اکثرا راجع به گنگسترهاست.

00:44:22.996 --> 00:44:26.040
‫و استفاده ازش در سکانس‌های خیلی کلیدی،
‫می‌دونین...

00:44:26.041 --> 00:44:29.043
‫جایی که یا معرفی یه شخصیته...

00:44:29.044 --> 00:44:30.546
‫یا قتلی رخ می‌ده.

00:44:34.883 --> 00:44:38.637
‫و به نحوی هم انتخاب موسیقی خیلی غیرمعموله.

00:44:41.306 --> 00:44:42.974
‫- آره، نه تا گذاشتم.
‫- هشت تا بود.

00:44:42.975 --> 00:44:45.852
‫ولم کن بابا. نه تا بود. نه تا گذاشتم.

00:44:45.853 --> 00:44:47.061
‫یه سکانسی هست...

00:44:47.062 --> 00:44:50.648
‫که از آهنگ خیلی عجیبی به اسم
‫ «خیلی خیلی وقت» استفاده می‌کنن.

00:44:50.649 --> 00:44:52.985
‫و همون‌جا با مداد می‌زنه توی چشمش.

00:45:01.994 --> 00:45:04.704
‫استفاده از چنین آهنگی عجیبه.
‫عملا یه تصنیفه.

00:45:04.705 --> 00:45:08.041
‫و صرفا از آخرش استفاده کردن
‫ که من یکم دارم فریاد می‌زنم.

00:45:13.547 --> 00:45:15.840
‫موسیقی به نحوی یه شخصیته.

00:45:15.841 --> 00:45:18.134
‫بزرگ که می‌شدم موسیقی دائما
‫همه‌جا پخش می‌شد...

00:45:18.135 --> 00:45:21.013
‫و اکثرا در خلاف با اتفاقاتی بود
‫ که داشت رخ می‌داد.

00:45:24.016 --> 00:45:27.102
‫یادمه برادرم یه ماشین داشت.
‫توی بوری دور می‌زدیم.

00:45:28.770 --> 00:45:32.231
‫صدای آهنگ رو زیاد می‌کردیم و
‫«وقتی قایق رویاهام برمی‌گرده خونه»...

00:45:32.232 --> 00:45:34.066
‫از فتس دامینو گوش می‌کردیم. عالی بود.

00:45:34.067 --> 00:45:38.154
‫عالی بود. سمت راستم رو نگاه می‌کردم
‫و دو تا بیچاره بودن.

00:45:38.155 --> 00:45:41.617
‫یکی سر اون یکی رو نگه داشته بود
‫ و اون یکی داشت بالا می‌آورد.

00:45:42.409 --> 00:45:45.828
‫در واقع یکی از لطیف‌ترین چیزهایی
‫ بود که دیده بودم.

00:45:45.829 --> 00:45:47.164
‫با این موسیقی.

00:45:49.958 --> 00:45:53.462
‫حال‌بهم‌زن بود، ولی انسانی بود
‫و تحت‌تاثیر قرار می‌گرفتی.

00:45:54.630 --> 00:45:59.218
‫بخشی از تجربه‌ام از زندگیم بود،
‫ از هر نقطه‌ایش.

00:46:00.260 --> 00:46:01.595
‫زندگی در اونجا.

00:46:02.763 --> 00:46:03.846
‫فکر کنم خوبه.

00:46:03.847 --> 00:46:05.890
‫فکر کنم، بیا سر و دم‌هاش رو ببینیم.

00:46:05.891 --> 00:46:08.476
‫یادمه مارتی داشت کازینو رو تدوین می‌کرد.

00:46:08.477 --> 00:46:12.980
‫زنگ زد بهم و گفت «اسپایک، بیا دفترم،
‫ می‌خوام یه چیزی نشونت بدم.»

00:46:12.981 --> 00:46:17.318
‫سکانسیه که کله یارو توی گیره است.

00:46:17.319 --> 00:46:20.696
‫گوش کن آنتونی. سر کوفتیت رو کردم توی گیره.

00:46:20.697 --> 00:46:24.450
‫اگه اسمی بهم نگی سرت رو مثل
‫ یه گریپ‌فروت تخمی له می‌کنم.

00:46:24.451 --> 00:46:27.662
‫و یارو این‌طوری می‌کنه
‫ و تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شه.

00:46:27.663 --> 00:46:30.040
‫مجبورم نکن این کار رو بکنم،
‫لطفا. بگو.

00:46:30.791 --> 00:46:32.375
‫مجبورم نکن آدم بدی باشم. زود باش.

00:46:32.376 --> 00:46:34.210
‫می‌گه «مجبورم نکن آدم بدی باشم.»

00:46:34.211 --> 00:46:36.337
‫- کس مادرت!
‫- مادرجنده رو...

00:46:36.338 --> 00:46:40.217
‫«نمی‌خوام این کار رو بکنم.» یعنی،
‫اگه اطلاعات رو گیر نیاره...

00:46:41.218 --> 00:46:42.844
‫سر بعدی که می‌ره توی گیره سر خودشه.

00:46:42.845 --> 00:46:46.598
‫کس مادر من؟ مادرجنده؟
‫کس ننه‌ی من؟

00:46:47.391 --> 00:46:49.267
‫آکادمی اسکار از فیلم خوشش نیومد.

00:46:49.268 --> 00:46:51.186
‫خیلی خشن بود. توی روزنامه‌ها گفتن.

00:46:52.271 --> 00:46:55.106
‫ولی درک کنین که این سکانس‌ها
‫ همه واقعی بودن.

00:46:55.107 --> 00:46:56.357
‫از خودمون در نیاوردیم.

00:46:56.358 --> 00:46:58.067
‫به نیک پیلجی نگفتم...

00:46:58.068 --> 00:47:02.321
‫«بیا یه سکانس ضبط کنیم که نیکی سانتورو
‫ سر یه بدبختی رو می‌ذاره لای گیره...

00:47:02.322 --> 00:47:04.408
‫و سرش رو توی گیره فشار می‌ده.»
‫اون رخ داده.

00:47:05.909 --> 00:47:08.995
‫آدمی که لاس‌ وگاس رو می‌گردونه همچین آدمیه.

00:47:08.996 --> 00:47:13.041
‫و هر چی طلای بیشتری توی فیلم ببینی،
‫خون بیشتری هم باید ببینی.

00:47:14.001 --> 00:47:17.045
‫ایالات متحده‌ی آمریکا بر اساس خشمه.

00:47:18.005 --> 00:47:19.631
‫اساسشه.

00:47:20.716 --> 00:47:24.219
‫یه سری می‌خوان صورتشون
‫ رو بپوشونن یا برگردن.

00:47:25.304 --> 00:47:26.430
‫انتخاب با خودشونه.

00:47:27.139 --> 00:47:30.726
‫من همین مارتی رو دوست دارم.
‫اون برنمی‌گرده.

00:47:31.560 --> 00:47:33.228
‫واسه همینه که رفیقمه!

00:47:37.941 --> 00:47:41.527
‫به نظرم مارتی قوانین اخلاقی قوی‌ای داره.

00:47:41.528 --> 00:47:44.364
‫خیلی باوجدانه.

00:47:45.574 --> 00:47:47.951
‫به نظرم از من آدم بهتریه.

00:47:48.452 --> 00:47:51.412
‫چون به قول زنم با همچین افرادی
‫ خیلی سروکله می‌زنم...

00:47:51.413 --> 00:47:54.458
‫«با هر کسی حرف می‌زنی.
‫ با قاتل‌ها شام می‌خوری.»

00:47:54.917 --> 00:47:56.250
‫و ازش لذت می‌برم.

00:47:56.251 --> 00:47:58.170
‫اون این‌طوری نیست.

00:47:59.046 --> 00:48:02.883
‫جستجوش برای معنویت همیشگی بود.

00:48:03.926 --> 00:48:07.095
‫و با بالا رفتن سنش قوی‌تر و قوی‌تر هم شد.

00:48:17.481 --> 00:48:19.232
‫مدیربرنامه‌هام بهم زنگ زد و گفت...

00:48:19.233 --> 00:48:21.442
‫«مایلی در مورد دالای‌ لاما چیزی بسازی؟»

00:48:21.443 --> 00:48:22.610
‫گفتم «آره، می‌سازم.»

00:48:22.611 --> 00:48:24.320
‫چرا فورا قبول کردی؟

00:48:24.321 --> 00:48:26.489
‫چون در طول سال‌ها...

00:48:26.490 --> 00:48:27.823
‫به اون بخش دنیا علاقه‌مند شده بودم.

00:48:27.824 --> 00:48:31.244
‫من کاتولیکم. بودایی نیستم.
‫ولی به تشابه‌های...

00:48:31.245 --> 00:48:33.830
‫ادیان مختلف دنیا علاقه دارم.

00:48:34.790 --> 00:48:38.752
‫در موردش کنجکاوم. کنجکاوم بدونم
‫ پاسخشون به مرگ و زندگی چیه.

00:48:39.503 --> 00:48:42.797
‫و این همچنین دیدگاه مسیحیت
‫و کاتولیک‌ها هم هست.

00:48:42.798 --> 00:48:45.758
‫که این درکه که هیچ‌چیز دوام نمیاره.

00:48:45.759 --> 00:48:47.928
‫و از دیدگاه بودایی هم ناپایداریه.

00:48:49.680 --> 00:48:54.350
‫در جامعه تبتی چیزی به اسم
‫ رسم بازیگری وجود نداره.

00:48:54.351 --> 00:48:59.814
‫هر کسی که توی کوندان هست،
‫جز سه بازیگر چینی...

00:48:59.815 --> 00:49:01.816
‫قبلا اصلا بازیگری نکرده.

00:49:01.817 --> 00:49:05.403
‫یه بار دیگه. الان یکم سریع‌ شد.
‫«فقط یه انسانه...»

00:49:05.404 --> 00:49:07.613
‫«فقط یه انسان دیگه مثل خودم...»
‫خیلی سریعه.

00:49:07.614 --> 00:49:10.783
‫وقت بذار. حاضری؟ خب... ضبط می‌کنیم.

00:49:10.784 --> 00:49:14.203
‫و این توانایی اون رو می‌رسونه...

00:49:14.204 --> 00:49:15.913
‫تواناییش در کار کردن با مردم...

00:49:15.914 --> 00:49:19.750
‫و به اجرا گرفتن افرادی که
‫تا حالا چنین کاری نکردن.

00:49:19.751 --> 00:49:21.460
‫آلوی جدید می‌خوام.

00:49:21.461 --> 00:49:23.087
‫لامو، چیزی نمی‌شه.

00:49:23.088 --> 00:49:25.339
‫کی گفته می‌تونی اونجا بشینی؟

00:49:25.340 --> 00:49:27.718
‫و بعد آبنبات رو گرفتی، بازش کن.

00:49:28.468 --> 00:49:31.388
‫آروم‌تر، فهمیدی؟
‫چون قرار نیست به اون بدی.

00:49:34.474 --> 00:49:37.853
‫فیلم در ۱۹۹۷ منتشر شد،
‫حین تعطیلات.

00:49:39.062 --> 00:49:41.273
‫و اساسا خب، بازخورد خوبی نداشت.

00:49:43.108 --> 00:49:44.192
‫و بعد فیلمی درست کردم...

00:49:44.193 --> 00:49:46.611
‫به اسم «احیای مردگان»،
‫راجع به پرستارهای اورژانس...

00:49:46.612 --> 00:49:48.821
‫که شبانه توی خیابان مردم رو نجات می‌دن.

00:49:48.822 --> 00:49:52.492
‫- زنده می‌مونم؟
‫- زنده می‌مونی.

00:49:53.076 --> 00:49:54.453
‫مثل قدیس‌های دنیای مدرن هستن.

00:49:55.329 --> 00:49:57.079
‫فرشته‌های وحشی رحیم...

00:49:57.080 --> 00:50:00.167
‫که عقلشون رو از زجری که اطرافشون
‫می‌بینن از دست می‌دن.

00:50:00.876 --> 00:50:03.045
‫و به نظرم واقعا زیبا بود.

00:50:05.339 --> 00:50:08.717
‫ولی گمونم در زمینه گیشه موفق نبود.

00:50:10.427 --> 00:50:12.094
‫اون واقعا کارم رو تموم کرد.

00:50:12.095 --> 00:50:14.097
‫- باز هم مردن.
‫- باز هم مردن!

00:50:14.681 --> 00:50:16.767
‫باز هم مردن. ولی...

00:50:27.778 --> 00:50:29.987
‫یهویی، توی سن کمی...

00:50:29.988 --> 00:50:33.699
‫کسی شدم که می‌تونستم روی
‫ پروژه‌های خودم سرمایه‌گذاری کنم.

00:50:33.700 --> 00:50:36.453
‫نمی‌دونستم قراره که فرصت
‫ کار کردن با مارتی گیرم بیاد.

00:50:37.246 --> 00:50:38.497
‫ولی همیشه می‌دونستم که باید باهاش کار کنم.

00:50:38.619 --> 00:50:45.619
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.