﻿WEBVTT

00:00:00.001 --> 00:00:07.001
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:11.217 --> 00:00:13.334
‫« ایـستـگـاه حـفـاری آراتـاکـه »

00:00:13.335 --> 00:00:17.742
‫« شـرکـت‌هـای ریـم »

00:00:17.850 --> 00:00:21.020
‫می‌خوایم از این سیاره‌ی
‫کوفتی خارج بشیم! یالا!

00:00:21.560 --> 00:00:26.440
‫و این پایان ماموریت
‫حفاریِ ۱۱۵-۲۴ تی‌تی‌اِکس بود

00:00:26.520 --> 00:00:27.980
‫وقت جشن گرفتنه

00:00:28.730 --> 00:00:30.230
‫البته اگه انسان باشی

00:00:30.860 --> 00:00:32.240
‫من یه واحد امنیتی‌ام

00:00:32.990 --> 00:00:34.280
‫و من جشن نمی‌گیرم

00:00:34.950 --> 00:00:38.780
‫من ۶ ماه گذشته در حال تلاش بودم
‫که جون این کارگرهای حفاری رو نجات بدم

00:00:40.370 --> 00:00:41.750
‫البته بیش‌تر از دست خودشون

00:00:42.910 --> 00:00:44.040
‫اوه، چیزیش نمیشه

00:00:45.040 --> 00:00:47.500
‫می‌بینید، من رو جوری طراحی کردن
‫که از دستورات انسان‌ها اطاعت کنم

00:00:48.290 --> 00:00:49.750
‫و انسان‌ها...

00:00:51.260 --> 00:00:52.970
‫خب، خیلی عوضی‌ان

00:00:53.510 --> 00:00:55.380
‫این یارو یه عوضیه

00:00:55.880 --> 00:00:58.430
‫اون یکی هم عوضیه

00:00:58.510 --> 00:01:01.220
‫این عوضیه. این عوضیه. این عـ...

00:01:02.020 --> 00:01:03.350
‫نه، اون... آدم خوبیه

00:01:04.270 --> 00:01:07.270
‫- اوه، بیخیال. بازم این پیداش شد
‫- هی. خیلی‌خب. نگاه کن

00:01:07.350 --> 00:01:08.440
‫هی، واحد امنیتی

00:01:10.190 --> 00:01:11.190
‫دستت رو بیار بالا

00:01:11.280 --> 00:01:13.610
‫مجبورن هر چیزی می‌گیم اطاعت کنن

00:01:13.690 --> 00:01:16.780
‫منم دستم رو بردم بالا.
‫به‌خاطر کنترل‌گری که توی سرمه

00:01:16.860 --> 00:01:18.570
‫وای، گندش بزنن

00:01:20.660 --> 00:01:21.910
‫- درد داره...
‫- آخی!

00:01:21.990 --> 00:01:24.200
‫...اما در مقایسه با بلایی
‫که کنترل‌گر سرم میاره

00:01:24.290 --> 00:01:26.960
‫اگه از دستور سرپیچی کنم،
‫این درد چیزی نیست

00:01:27.040 --> 00:01:29.420
‫آره، خوشت میاد، نه؟
‫اوه، آره، خوشت میاد

00:01:29.500 --> 00:01:32.340
‫هی. بیا بریم. من پول تعمیرش رو نمیدم.
‫خیلی گرونه

00:01:32.420 --> 00:01:34.670
‫دستت رو ببر پایین.
‫مثل خنگ‌ها شدی

00:01:34.760 --> 00:01:37.090
‫راست میگه، مثل خنگ‌ها شده بودم

00:01:37.180 --> 00:01:39.680
‫اما یه غافل‌گیری قشنگ براشون داشتم

00:01:39.760 --> 00:01:42.810
‫تمام لحظات بیکاریم توی
‫این سیاره رو در تلاش بودم

00:01:42.890 --> 00:01:44.680
‫تا کنترل‌گر خودم رو هک کنم

00:01:44.770 --> 00:01:46.440
‫و حالا زمان حقیقت فرا رسیده بود

00:01:47.060 --> 00:01:49.690
‫به تازگی یه رمز عبور مدیریتی
‫پیدا کرده بودم،

00:01:49.770 --> 00:01:52.980
‫و می‌خواستم تلاش کنم باهاش
‫رمزنگاری نهایی رو بشکنم

00:01:53.780 --> 00:01:57.070
‫خیلی‌خب، کد رو اعمال می‌کنم...

00:01:57.290 --> 00:01:58.433
‫[ هشدار: کنترل‌گر غیرفعال شد ]
‫ای وای

00:02:00.950 --> 00:02:01.950
‫جواب داد

00:02:03.240 --> 00:02:04.240
‫جواب داد!

00:02:05.620 --> 00:02:06.620
‫باشه

00:02:07.620 --> 00:02:09.040
‫الان چیکار کنم؟

00:02:10.040 --> 00:02:14.670
‫شاید باید همه‌ی این احمق‌ها رو بُکُشم
‫و یه سفینه بردارم و برم به یه کهکشان دور

00:02:16.170 --> 00:02:18.010
‫اسم خودم رو چی بذارم؟

00:02:18.090 --> 00:02:22.760
‫به نظرم «واحد امنیتی ۲۳۸۷۷۶۴۳۱»
‫اسم خیلی قشنگی نیست

00:02:24.180 --> 00:02:27.230
‫«واحد آزادی» چطوره؟

00:02:28.560 --> 00:02:30.650
‫یا «ربات سرکش»؟

00:02:31.230 --> 00:02:32.520
‫نه، مزخرفه

00:02:35.030 --> 00:02:36.360
‫شاید...

00:02:36.940 --> 00:02:38.780
‫«مردربات»؟

00:02:40.410 --> 00:02:41.870
‫مردربات

00:02:43.240 --> 00:02:44.280
‫خیلی‌خب
‫[ عنوان واحد امنیتی: مردربات ]

00:02:45.240 --> 00:02:47.762
‫بریم سراغ ماجراجویی

00:02:48.168 --> 00:02:53.168
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:55.335 --> 00:03:58.185
‫« مـردربـات »

00:04:05.076 --> 00:04:05.998
‫« بـرسـی حـفـاری ۰کیو۱۷زِد۴وای »

00:04:06.030 --> 00:04:09.450
‫هنوز داشتم برای شرکتی
‫که مالک من بود کار می‌کردم
‫« مـرز مـنـطـقـه‌ای شـرکـت‌هـای ریـم »

00:04:09.540 --> 00:04:10.750
‫چیه؟
‫مگه باید چیکار می‌کردم؟

00:04:12.290 --> 00:04:14.250
‫به محض اینکه بفهمن سرکشی کردم،

00:04:14.330 --> 00:04:17.250
‫پیدام می‌کنن و مواد آلی من رو
‫از بین می‌برن،

00:04:18.090 --> 00:04:20.590
‫بعدش هم برای ساخت قطعات یدکی
‫هر چیزی ازم مونده باشه رو بازیافت می‌کنن

00:04:21.340 --> 00:04:24.970
‫پس داشتم وقت می‌خریدم،
‫برای چند تا آدم عوضی جدید کار می‌کردم

00:04:25.050 --> 00:04:27.850
‫اما اینا مثل بقیه روانی و حریص نبودن

00:04:27.930 --> 00:04:29.850
‫اونا... عجیب بودن

00:04:30.834 --> 00:04:33.440
‫اینطوری من رو انتخاب کردن
‫« بـنـدر تـجـاری آزاد »

00:04:34.770 --> 00:04:36.610
‫اونا چند تا دانشمند جوون بودن

00:04:36.690 --> 00:04:39.900
‫که اهل یه سیاره‌ی کوچیکِ
‫بی‌طرف و دورافتاده بودن

00:04:40.730 --> 00:04:42.950
‫اونا با لباس‌های دست‌دوز خودشون

00:04:43.030 --> 00:04:44.490
‫تا بندر تجاری آزاد اومده بودن

00:04:44.570 --> 00:04:47.450
‫تا وسایل سفرشون رو تهیه کنن
‫و خودشون رو بیمه کنن

00:04:48.240 --> 00:04:51.040
‫برای فروشنده‌های شرکت‌ها
‫یه مشت آدم تازه‌وارد بودن

00:04:51.580 --> 00:04:55.330
‫باشه. یه محل سکونت اقتصادی
‫و تک واحدیه

00:04:55.420 --> 00:04:58.460
‫شاید خیلی راحت و دنج نباشه، اما...

00:04:58.960 --> 00:05:00.000
‫بیاید درمورد امنیت حرف بزنیم

00:05:00.710 --> 00:05:04.090
‫ازتون درخواست داریم یه واحد امنیتی
‫انتخاب کنید و برای بررسی ببرید

00:05:04.170 --> 00:05:06.470
‫فکر می‌کردم سطح سیاره امنه

00:05:06.550 --> 00:05:09.220
‫امنه. البته تا یه حد خاصی

00:05:09.300 --> 00:05:10.810
‫مطمئنیم بیش‌تر احساس امنیت می‌کنید

00:05:10.890 --> 00:05:13.390
‫اگه یکی از واحدهای پیشرفته‌ی ما
‫توی این سفر همراهی‌تون کنه

00:05:13.480 --> 00:05:14.940
‫از نظر قابلیت اطمینان عملکرد،

00:05:15.020 --> 00:05:17.020
‫واحدهای امنیتی یه کنترل‌گر دارن

00:05:17.100 --> 00:05:18.730
‫به سیستم عصبی‌شون متصله

00:05:18.810 --> 00:05:20.570
‫اینطوری اجازه‌ی سرپیچی ندارن

00:05:20.650 --> 00:05:23.690
‫خب، مشکل همینه

00:05:24.440 --> 00:05:25.780
‫مردمی که من نماینده‌شونم،

00:05:25.860 --> 00:05:30.370
‫با این ایده مشکل داریم
‫که یه ساختار دارای ادراک

00:05:30.450 --> 00:05:32.910
‫مجبور باشه برامون کار کنه

00:05:33.700 --> 00:05:37.670
‫حس می‌کنیم شبیه به... برده‌داریه

00:05:38.330 --> 00:05:40.290
‫آره، همینه. خیلی ضایعه‌ست؟

00:05:40.380 --> 00:05:41.920
‫صرف نظر از اعتقادات‌تون،

00:05:42.590 --> 00:05:47.680
‫بدون همراهی یه واحد امنیتی
‫این معامله قابل انجام نیست

00:05:47.760 --> 00:05:49.220
‫ما سفرتون رو بیمه نمی‌کنیم

00:05:49.300 --> 00:05:51.350
‫و در نتیجه معامله بی معامله

00:05:54.140 --> 00:05:55.230
‫روال کار چطوره؟

00:05:55.310 --> 00:05:57.770
‫خب، می‌تونید همین‌جا توی ایستگاه
‫بین چندین مدل با قیمت‌های مختلف

00:05:57.850 --> 00:05:58.980
‫یکی رو انتخاب کنید

00:05:59.520 --> 00:06:00.690
‫بیاید یه نگاهی بندازیم

00:06:00.770 --> 00:06:03.780
‫باشه، نگاهی به این جیگر بندازید

00:06:03.860 --> 00:06:05.820
‫این جدیدترین مدل موجوده

00:06:06.490 --> 00:06:08.950
‫ترکیبی بی‌نقص از قدرت و عملکرد

00:06:11.070 --> 00:06:13.240
‫در واقع، اونجاست

00:06:13.910 --> 00:06:14.910
‫با پوست و گوشت

00:06:15.580 --> 00:06:17.000
‫یعنی با زره‌

00:06:21.210 --> 00:06:22.590
‫اونی که پشت سرشه چیه؟

00:06:23.380 --> 00:06:24.760
‫اون آشغال رو ببینید

00:06:25.420 --> 00:06:26.590
‫اوه، اون که منم

00:06:26.670 --> 00:06:29.050
‫آره. اونی که پشت سرشه چیه؟

00:06:29.130 --> 00:06:31.510
‫اون یه مدل بازسازی شده‌ست.
‫از خط تولید داره حذف میشه

00:06:31.600 --> 00:06:32.800
‫اصلاً نباید اونجا باشه
‫کدومشون ارزون‌تره؟

00:06:34.220 --> 00:06:35.560
‫خب، همون پشت سری

00:06:35.640 --> 00:06:37.680
‫اما کیفیتش به اندازه‌ی پولیه که می‌دید

00:06:37.770 --> 00:06:40.310
‫به نظرم نباید ارزون‌ترین رو انتخاب کنیم

00:06:40.400 --> 00:06:42.610
‫موافقم. من رو کرایه نکنید

00:06:42.690 --> 00:06:44.860
‫اونی که ارزون‌تره رو انتخاب می‌کنیم

00:06:44.940 --> 00:06:47.950
‫- مطمئنید که نمی‌خواید...
‫- خوبه. پس معامله انجام شد

00:06:48.030 --> 00:06:49.150
‫هنوز نه

00:06:50.030 --> 00:06:53.200
‫اگه یه لحظه بهمون اجازه بدید،
‫می‌خوایم مشورت کنیم

00:07:03.920 --> 00:07:05.800
‫گوراثین، پاشو بیا اینجا

00:07:09.510 --> 00:07:11.260
‫آره، همینطور خوبه

00:07:13.510 --> 00:07:14.510
‫آره

00:07:14.600 --> 00:07:16.560
‫اون دیگه چه کاری بود؟

00:07:19.100 --> 00:07:20.230
‫قبوله

00:07:23.560 --> 00:07:27.280
‫پس این سفر تحقیقاتیِ
‫هیجان‌انگیز رو شروع کردیم

00:07:27.990 --> 00:07:31.700
‫لطفاً در وسیله‌ی نقلیه بمانید
‫تا بررسی وضعیت به اتمام برسد

00:07:31.780 --> 00:07:33.070
‫اول از همه،

00:07:33.160 --> 00:07:35.410
‫بازرسی ایمنی واحد مسکونی‌ای

00:07:35.490 --> 00:07:37.410
‫که سفینه‌ی شرکت انتقالش داده بود

00:07:39.290 --> 00:07:41.080
‫درمانگاه مشکلی نداره

00:07:42.880 --> 00:07:45.670
‫پله‌ها مشکلی ندارن

00:07:46.920 --> 00:07:49.460
‫محل استراحت خدمه مشکلی نداره

00:07:52.220 --> 00:07:56.930
‫منطقه‌ی بهداشتی، جایی که جسم
‫کثیف انسانی‌شون رو می‌شورن، مشکلی نداره

00:07:56.931 --> 00:07:57.849
‫[ نفوذ به محفظه‌ی ورودی ]
‫چه غلطا؟

00:07:59.134 --> 00:08:00.850
‫گفتم توی وسیله منتظر بمونن

00:08:02.440 --> 00:08:03.400
‫عجب!

00:08:03.480 --> 00:08:06.110
‫ماموریت‌های شرکت‌های ریم خطرناک بودن
‫(شرکت‌های حاشیه‌ای)

00:08:06.190 --> 00:08:07.360
‫- اون چیه؟
‫- باشه. این...

00:08:07.440 --> 00:08:10.650
‫- حتی اگه توی کارت خبره می‌بودی
‫- از چیزی که انتظار داشتم خیلی بهتره

00:08:10.740 --> 00:08:12.990
‫معلوم شد اونا اهل اتحادیه‌ی نگهداری هستن،

00:08:13.070 --> 00:08:17.580
‫که حدس می‌زنم یه انجمن سیاره‌ایه
‫خارج از شرکت‌های ریمه

00:08:17.660 --> 00:08:20.870
‫- اتاق‌های بالا برای منن
‫- نه. باید مشورت کنیم و...

00:08:22.000 --> 00:08:26.000
‫انجمن سیار‌ه‌ای یا ملک آزاد،
‫در کل به معنای «مسخره‌بازی»ـه

00:08:26.080 --> 00:08:27.130
‫...و حموم‌ها!

00:08:27.880 --> 00:08:31.340
‫اونا داشتن نسخه‌ی استاندارد
‫محل سکونت شرکت رو

00:08:31.420 --> 00:08:32.646
‫به دلایل زیبایی‌شناختی تغییر می‌دادن
‫میشه این رو پاک کرد؟

00:08:35.010 --> 00:08:38.100
‫و با یه موسیقی ناراحت‌کننده می‌رقصیدن

00:08:48.270 --> 00:08:51.740
‫آرادا، زیست‌شناس گروه،
‫با «پین‌لی» که وکیل گروهه ازدواج کرده بود

00:08:51.820 --> 00:08:53.650
‫و آرادا توی کف «راتی» بود،

00:08:53.740 --> 00:08:57.200
‫که متخصص سفرهای کرم‌چاله‌ای بود
‫و جواهراتش رو خودش می‌ساخت

00:08:57.910 --> 00:08:59.330
‫اما راتی متوجه نشده بود

00:08:59.410 --> 00:09:01.910
‫چون راتی توی کف پین‌لی بود

00:09:02.700 --> 00:09:06.710
‫با توجه به ضربان قلبشون،
‫توی فکر فعالیت جنسی بودن

00:09:08.170 --> 00:09:09.170
‫وحشتناکه

00:09:10.000 --> 00:09:11.920
‫همه «منزا» رو تحسین می‌کردن،

00:09:12.010 --> 00:09:15.260
‫رهبر ماموریت و متخصص
‫قابل سکونت‌سازی سیاره‌ها بود‌

00:09:15.340 --> 00:09:17.550
‫تقریباً ۵ میلیون بچه داشت

00:09:18.180 --> 00:09:19.350
‫خیلی‌خب، ۷ تا

00:09:20.060 --> 00:09:22.470
‫گوراثین یه انسان ارتقاء یافته بود

00:09:22.560 --> 00:09:25.520
‫تقویت‌کننده‌های عصبی‌ای
‫براش کار گذاشته بودن

00:09:25.600 --> 00:09:27.980
‫که باعث میشد بتونه
‫با سیستم‌های داده‌ها جفت بشه

00:09:28.480 --> 00:09:31.230
‫نمی‌تونه مثل من سریع
‫داده‌ها رو پردازش کنه

00:09:32.030 --> 00:09:33.990
‫پس می‌دونید، حالا زیاد مهم نیست

00:09:35.860 --> 00:09:38.240
‫و «بارادواج» یه زمین‌شیمی‌دان بود

00:09:38.320 --> 00:09:40.780
‫که به صورت مخفیانه توی اتاقش
‫صابون جمع می‌کرد

00:09:42.160 --> 00:09:45.160
‫در کل خیلی توجه
‫و مراقبت نمی‌خواستن

00:09:45.250 --> 00:09:48.880
‫که عالی بود، چون من مطلب
‫خیلی مهمی رو فهمیده بودم

00:09:48.960 --> 00:09:50.670
‫حالا که کنترل‌گرم رو هک کرده بودم،

00:09:50.750 --> 00:09:53.168
‫می‌تونستم به پخش یکپارچه‌ی

00:09:53.169 --> 00:09:55.590
‫شبکه‌های سرگرمی ماهواره‌های
‫شرکت دسترسی پیدا کنم

00:09:55.670 --> 00:10:00.350
‫از اون موقع تا الان ۷۵۳۲ ساعت
‫محتوا تماشا کرده بودم

00:10:00.430 --> 00:10:04.270
‫سریال‌هایی مثل «سفرکنندگان میان‌جهانی»،
‫«مرکز درمانی آرگالا»،

00:10:04.350 --> 00:10:06.140
‫و سریال موردعلاقه‌ی من...

00:10:08.560 --> 00:10:11.690
‫«طلوع و افول سنکچوری مون»

00:10:11.770 --> 00:10:13.820
‫عظمتش رو نگاه کنید

00:10:13.900 --> 00:10:15.610
‫آماده‌ی مقابله با دشمن بشید

00:10:17.450 --> 00:10:18.820
‫جسارت از همه‌چیز مهم‌تره

00:10:18.910 --> 00:10:20.990
‫جسارت واقعاً از همه‌چیز مهم‌تره

00:10:21.070 --> 00:10:22.080
‫ستوان...

00:10:23.200 --> 00:10:24.750
‫سپرهای جنگی رو
‫در بالاترین حد قرار بده

00:10:25.700 --> 00:10:26.710
‫نه

00:10:29.790 --> 00:10:30.960
‫قبلش باید بهم بگی...

00:10:32.340 --> 00:10:34.880
‫با اون ربات خوابیدی یا نه؟

00:10:37.550 --> 00:10:39.470
‫پناه بر ستارگان، کاپیتان!

00:10:39.550 --> 00:10:44.100
‫من یه ربات مسیریابی هستم،
‫نه یه ربات جنسی

00:10:44.180 --> 00:10:45.600
‫با تو نبودم

00:10:46.180 --> 00:10:48.940
‫قسم خوردی که هیچوقت توی
‫کابین خلبان دروغ نگی

00:10:50.230 --> 00:10:51.440
‫جواب سوالم رو بده

00:10:56.690 --> 00:10:59.280
‫اگه اینقدر بی‌حرکت یه جا نمی‌موند
‫اینقدر ترسناک نبود

00:11:00.030 --> 00:11:01.280
‫صدامون رو می‌شنوه
‫نه، نمی‌شنوه

00:11:02.620 --> 00:11:04.660
‫می‌شنیدم. فقط برام مهم نبود

00:11:07.250 --> 00:11:08.250
‫آروم باشید

00:11:09.670 --> 00:11:10.750
‫هیچی نیست

00:11:12.040 --> 00:11:13.500
‫بهتون قول میدم

00:11:13.590 --> 00:11:15.750
‫اون قسمتش عالی بود

00:11:15.840 --> 00:11:18.170
‫برای همین یه‌کم حواسم پرت شد

00:11:18.171 --> 00:11:19.734
‫[ تهدید شناسایی شد ]

00:11:20.260 --> 00:11:22.050
‫پروفسور بارادواج، دکتر آرادا،

00:11:22.140 --> 00:11:24.560
‫یه ناهنجاری زیرسطحی شناسایی کردم

00:11:24.640 --> 00:11:26.720
‫پیشنهاد می‌کنم تا من بررسی می‌کنم
‫تشریف بیارید این بالا

00:11:29.060 --> 00:11:31.690
‫- نظرت چیه؟
‫- بالاخره به یه چیزی رسیدیم

00:11:31.770 --> 00:11:34.860
‫- می‌خوام برم سراغ بخش خوب ماجرا
‫- پروفسور بارادواج، دکتر آرادا،

00:11:34.940 --> 00:11:37.150
‫لطفاً فوراً از اون حفره فاصله بگیرید

00:11:37.230 --> 00:11:39.360
‫مشکلی نیست، واحد امنیتی. ممنون

00:11:40.610 --> 00:11:43.910
‫پروفسور بارادواج، دکتر آرادا، فرار کنید

00:12:14.480 --> 00:12:16.320
‫اون موجود واقعاً دهن گشادی داشت

00:12:17.440 --> 00:12:19.820
‫خوشبختانه منم سلاح بزرگی داشتم

00:12:23.070 --> 00:12:24.200
‫وای، گندش بزنن

00:12:25.030 --> 00:12:26.910
‫باید بگم ۲ تا دهن خیلی گشاد داشت

00:12:45.340 --> 00:12:47.140
‫دکتر آرادا، لطفاً همراهم بیاید

00:12:47.220 --> 00:12:48.890
‫موجود متخاصم ممکنه برگرده

00:12:50.663 --> 00:12:53.532
‫[ وضعیت: شوکه شده ]

00:12:53.690 --> 00:12:55.940
‫دکتر آرادا، باید باهام همکاری کنید

00:12:56.980 --> 00:12:58.320
‫کامل شوکه شده بود

00:12:58.400 --> 00:13:00.400
‫و به دل و روده‌ی من خیره شده بود

00:13:00.480 --> 00:13:02.740
‫باید سریع یه کاری می‌کردم

00:13:02.820 --> 00:13:05.990
‫و کاری که انجام دادم به ذهن
‫هیچ واحد امنیتی دیگه‌ای خطور نمی‌کرد،

00:13:07.120 --> 00:13:09.330
‫چون هیچ واحد امنیتی دیگه‌ای
‫اینقدر احمق نیست

00:13:11.160 --> 00:13:15.920
‫آروم باشید. هیچی نمیشه.
‫بهتون قول میدم

00:13:19.250 --> 00:13:20.090
‫باشه

00:13:21.760 --> 00:13:23.550
‫نه. نه، نه، نه!

00:13:23.630 --> 00:13:25.880
‫چی شد؟ حالشون خوبه؟

00:13:25.970 --> 00:13:27.470
‫همین‌الان ببرمون اونجا!

00:13:27.550 --> 00:13:30.060
‫آروم باشید و برای فرود آماده بشید

00:13:45.780 --> 00:13:47.740
‫تجهیزات پزشکی رو آماده کردیم.
‫چه چیزهایی نیازه؟

00:13:47.820 --> 00:13:50.330
‫وضعیت پروفسور بارادواج
‫باید فوراً تثبیت بشه

00:13:50.410 --> 00:13:52.660
‫من به هاب‌سیستم پیغام میدم
‫که درمانگاه رو آماده کنه

00:13:52.740 --> 00:13:54.620
‫عزیزم! وای، خدا...

00:13:56.420 --> 00:13:57.970
‫من میرم تجهیزات رو بیارم

00:13:57.971 --> 00:13:58.925
‫- نه!
‫- صبر کنید!

00:13:58.926 --> 00:14:01.130
‫محض رضای خدا، راتی،
‫تجهیزات که مهم نیستن!

00:14:01.210 --> 00:14:03.710
‫- ارزش نداره جونت رو به خطر بندازی
‫- آره. گندش بزنن. شرمنده. اشتباه کردم

00:14:04.300 --> 00:14:06.220
‫دکتر منزا، باید پروفسور بارادواج رو

00:14:06.300 --> 00:14:07.380
‫ببرم توی استراحتگاه خدمه
‫اجازه‌ی ورود می‌دید؟

00:14:09.390 --> 00:14:10.930
‫آره. البته، صد البته

00:14:12.810 --> 00:14:14.470
‫«تجهیزات که مهم نیستن»؟

00:14:15.390 --> 00:14:16.810
‫بار اول بود این جمله رو می‌شنیدم

00:14:16.890 --> 00:14:20.310
‫آدم‌ها خیلی زیادی رو دیدم
‫که حاضر بودن یه نفر رو فدا کنن

00:14:20.400 --> 00:14:21.980
‫تا تجهیزات گرون‌قیمت رو پس بگیرن

00:14:22.520 --> 00:14:25.530
‫البته خود من هم جزو
‫اون تجهیزات گرون‌قیمت بودم

00:14:26.400 --> 00:14:29.280
‫چقدر طول می‌کشه تا متوجه بشن
‫که من یه نقصی دارم؟

00:14:30.200 --> 00:14:31.950
‫مرتکب اشتباه بزرگی شده بودم

00:14:33.330 --> 00:14:35.870
‫اگه متوجه بشن و به شرکت بگن چی؟

00:14:35.950 --> 00:14:38.620
‫بدون داشتن یه کنترل‌گر،
‫می‌تونم هر کاری که می‌خوام بکنم

00:14:39.250 --> 00:14:41.540
‫چه تصمیمی به نفع منه؟

00:15:04.480 --> 00:15:06.280
‫جسارت از همه‌چیز مهم‌تره

00:15:08.110 --> 00:15:09.400
‫اما چه فایده‌ای داره؟

00:15:10.160 --> 00:15:13.410
‫این وسیله‌ی داغون که نمی‌تونه
‫من رو ببره به یه سیاره‌ی دیگه

00:15:14.080 --> 00:15:16.950
‫پس اینجا گیر می‌افتم
‫و حتی نمی‌تونم دیگه چیزی بارگیری کنم

00:15:17.660 --> 00:15:19.670
‫تازه، اصلاً دلم نمی‌خواست
‫اونا رو بکشم

00:15:20.670 --> 00:15:22.210
‫البته مگه اینکه مجبور می‌شدم

00:15:34.220 --> 00:15:35.890
‫درمانگاه آماده‌ست

00:15:37.470 --> 00:15:39.730
‫چرا در جریان نبودیم که توی محل حفاری
‫موجود متخاصم وجود داره؟

00:15:39.810 --> 00:15:41.560
‫- نمی‌دونم
‫- شاید چون نقشه‌ها قدیمی و مزخرفن؟

00:15:41.650 --> 00:15:42.730
‫حرکت کنید. بریم

00:15:43.360 --> 00:15:45.730
‫بارادواج. بارادواج، صدام رو می‌شنوی؟

00:15:45.820 --> 00:15:47.190
‫حالت خوب میشه

00:15:47.280 --> 00:15:48.940
‫واحد امنیتی، داری میایی؟

00:15:49.030 --> 00:15:50.740
‫بعد از اینکه منطقه رو بررسی کردم

00:15:50.820 --> 00:15:52.490
‫میرم به اتاق آماده‌باش امنیتی

00:15:52.570 --> 00:15:54.120
‫اما خیلی وضعت خرابه

00:15:54.200 --> 00:15:56.240
‫هنوز در استانداردهای عملیاتی
‫قابل قبول هستم

00:15:57.040 --> 00:15:58.750
‫باشه، باشه. اما...

00:15:59.750 --> 00:16:00.750
‫باشه، حداقل...

00:16:01.790 --> 00:16:04.170
‫دیگه زیاد خون‌ریزی نداری

00:16:04.250 --> 00:16:06.960
‫شریان‌ها و رگ‌های مناطق
‫آسیب‌دیده‌م رو مسدود کردم

00:16:07.960 --> 00:16:09.010
‫- پس...
‫- باشه

00:16:09.090 --> 00:16:13.510
‫ولی خب هنوز به رسیدگی پزشکی
‫نیاز داری. پس سریع بیا بالا

00:16:13.590 --> 00:16:15.850
‫تا اطلاع ثانوی خودت رو
‫از خدمت مرخص بدون

00:16:15.930 --> 00:16:17.060
‫عجب

00:16:17.140 --> 00:16:20.100
‫انگار اصلاً اون ماجرای
‫«صورتت رو نشون بده» پیش نیومد

00:16:20.180 --> 00:16:22.770
‫این آدم‌ها خیلی ساده‌لوح بودن

00:16:22.850 --> 00:16:24.440
‫واحد امنیتی خطرناکه

00:16:24.520 --> 00:16:28.320
‫- باید همین‌الان از کار بندازیمش
‫- از کار بندازیمش؟ توضیح بده

00:16:28.400 --> 00:16:29.740
‫جون من رو نجات داد

00:16:29.820 --> 00:16:32.200
‫یه وسیله‌ی خطرناکه
‫که عملکرد درستی نداره

00:16:32.280 --> 00:16:35.030
‫نمی‌دونم. به نظر من که
‫همه‌چیزش درسته

00:16:36.370 --> 00:16:37.450
‫اینجا رو ببینید

00:16:39.620 --> 00:16:43.750
‫- این تصویر دوربین آراداست
‫- آروم باشید. هیچی نمیشه

00:16:44.370 --> 00:16:46.000
‫بهتون قول میدم

00:16:47.170 --> 00:16:50.670
‫بهم بگید، دکتر آرادا،
‫شما در اصل اهل کدوم سیاره هستید؟

00:16:53.010 --> 00:16:55.470
‫بچه دارید؟ اسم‌شون چیه؟

00:16:55.550 --> 00:16:57.300
‫تا حالا دیدید یه واحد امنیتی
‫اینطوری رفتار کنه؟

00:16:57.390 --> 00:16:59.930
‫نه، اما من اطلاعات زیادی
‫راجع به واحدهای امنیتی ندارم،

00:17:00.020 --> 00:17:01.640
‫فقط فیلم و سریال درموردشون دیدم

00:17:01.730 --> 00:17:03.310
‫آره، توی فیلم‌ها همیشه شورش می‌کنن

00:17:03.390 --> 00:17:05.150
‫و کسایی که باید ازشون
‫مراقبت کنن رو می‌کُشن

00:17:07.150 --> 00:17:09.690
‫باشه. با من مهربون شده بود،
‫چه مشکلی داره؟

00:17:09.780 --> 00:17:11.780
‫مشکل اینه که چنین رفتاری

00:17:11.860 --> 00:17:13.530
‫توی شاخصه‌های طراحیش نیست

00:17:13.610 --> 00:17:14.740
‫عملکردش مشکل داره

00:17:14.820 --> 00:17:16.740
‫اگه مشکل نداشت، شاید شما
‫اصلاً توی خطر نمی‌افتادید

00:17:16.820 --> 00:17:20.410
‫هاب‌سیستم حتماً به واحد امنیتی هشدار داده
‫که اینجا موجود متخاصم وجود داره

00:17:20.490 --> 00:17:23.540
‫خب، من چنین چیزی توی پایگاه داده‌ی شرکت
‫درمورد جانوران ندیدم

00:17:23.620 --> 00:17:25.290
‫چون کارش رو خوب انجام نداده

00:17:25.370 --> 00:17:27.670
‫با توجه به پویشگرها، حالش خوبه

00:17:28.290 --> 00:17:30.750
‫- علائم حیاتیش پایدارن
‫- خوبه

00:17:32.760 --> 00:17:35.180
‫- قضیه درمورد واحد امنیتی عجیب‌وغریبه؟
‫- ممنون

00:17:35.260 --> 00:17:36.430
‫گوراثین می‌خواد از کار بندازش

00:17:36.510 --> 00:17:38.220
‫- چرا؟
‫- چون یه ماشین کشتاره

00:17:39.640 --> 00:17:42.980
‫واقعاً می‌خوایم کنار یه ماشین
‫کشتار معیوب زندگی کنیم؟

00:17:43.060 --> 00:17:46.690
‫نمی‌خوام کنار هیچ
‫ماشین کشتاری باشم

00:17:50.020 --> 00:17:52.860
‫اما مشخصه که به امنیت نیاز داریم

00:17:52.940 --> 00:17:54.530
‫سفینه‌ی شرکت تا یه ماه دیگه نمیاد

00:17:54.610 --> 00:17:56.280
‫خب، حتی اگه وضعیت اضطراری اعلام کنیم،

00:17:56.360 --> 00:17:58.530
‫یک هفته طول می‌کشه
‫تا از کرم‌چاله عبور کنن

00:17:59.530 --> 00:18:01.370
‫اگه حال بارادواج خوبه،

00:18:02.740 --> 00:18:05.080
‫به نظرم نباید وضعیت اضطراری اعلام کنیم

00:18:05.620 --> 00:18:06.960
‫شرایط خیلی حساسه

00:18:07.750 --> 00:18:09.670
‫اصلاً از کجا می‌دونی
‫می‌تونیم از کار بندازیمش؟

00:18:10.590 --> 00:18:12.250
‫متعلق به شرکت بیمه‌ست، درسته؟

00:18:13.010 --> 00:18:16.090
‫احتمالاً دلشون نمی‌خواد
‫جاسوس‌افزارشون رو از کار بندازیم

00:18:18.050 --> 00:18:19.220
‫نمی‌دونستم صورت داره

00:18:19.300 --> 00:18:21.310
‫- آره، صورت قشنگی هم داره
‫- آره، خیلی قشنگه

00:18:24.020 --> 00:18:26.440
‫همه‌چیز رو شنیدم و دیدم

00:18:26.520 --> 00:18:28.020
‫از چند زاویه‌ی مختلف

00:18:28.980 --> 00:18:30.360
‫چون یه ماشین کشتاره

00:18:30.440 --> 00:18:33.730
‫واقعاً می‌خوایم کنار یه ماشین
‫کشتار معیوب زندگی کنیم؟

00:18:33.820 --> 00:18:36.990
‫نمی‌خوام کنار هیچ
‫ماشین کشتاری باشم

00:18:37.070 --> 00:18:39.820
‫اما مشخصه که به امنیت نیاز داریم

00:18:39.910 --> 00:18:42.080
‫اصلاً حق مطلب رو ادا نکرد

00:18:42.160 --> 00:18:44.120
‫اگه من نباشم، کم‌تر از یک هفته
‫همه‌شون می‌میرن

00:18:45.040 --> 00:18:47.710
‫خوشبختانه بخش‌های آلی بدنم
‫قابل بازتولید بودن

00:18:49.370 --> 00:18:54.050
‫حسگرهای درد رو برای تحلیل فعال کردم
‫و گذاشتم محفظه‌ی ترمیم کارش رو انجام بده

00:18:56.377 --> 00:18:58.634
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۳۴ درصد ]

00:18:58.930 --> 00:19:00.890
‫پوست و گوشتم کم‌کم
‫داشت ترمیم میشد

00:19:04.890 --> 00:19:08.100
‫فقط یه راه برای کاهش مؤثر
‫درد وجود داشت

00:19:08.190 --> 00:19:09.940
‫نباید این اتفاق می‌افتاد

00:19:10.810 --> 00:19:13.520
‫عشق هیچوقت نباید شکل بگیره

00:19:15.230 --> 00:19:16.530
‫یا شاید باید شکل بگیره

00:19:17.950 --> 00:19:19.150
‫اما نه بین ما

00:19:20.780 --> 00:19:23.280
‫ما اون رو ساختیم

00:19:24.620 --> 00:19:29.059
‫به قول خودت،
‫بهش میگن «عشق‌سازی»

00:19:30.330 --> 00:19:33.210
‫بیا بیش‌تر بسازیمش

00:19:35.500 --> 00:19:37.510
‫واحد امنیتی، منزا صحبت می‌کنه

00:19:37.590 --> 00:19:41.510
‫هاب‌سیستم نشون میده که ۸۰ درصد
‫ترمیم شدی و فعالی

00:19:42.180 --> 00:19:44.220
‫لطفاً بیا توی اتاق عمومی
‫بهمون ملحق شو

00:19:49.060 --> 00:19:51.350
‫زره‌م هنوز ترمیم نشده

00:19:51.440 --> 00:19:53.810
‫اشکالی نداره.
‫یکی از لباس‌های مخصوص خدمه رو بپوش

00:19:53.900 --> 00:19:56.230
‫یکی از لباس‌ها خدمه؟

00:19:58.900 --> 00:20:00.780
‫- اما من...
‫- فقط بیا اینجا، واحد امنیتی

00:20:01.740 --> 00:20:02.950
‫گورا

00:20:08.072 --> 00:20:10.749
‫[ ترمیم زره در حال انجام است - ۷۲ درصد ]

00:20:10.830 --> 00:20:12.170
‫مشخصه که یه الگو هست

00:20:12.250 --> 00:20:14.040
‫مشخصه که نقشه‌ها رو دستکاری کردن

00:20:14.130 --> 00:20:15.920
‫پس میشه لطفاً یه کاری بکنیم؟

00:20:16.000 --> 00:20:17.920
‫چون نزدیک بود همسرم خورده بشه

00:20:18.880 --> 00:20:22.510
‫باشه. با واحد امنیتی حرف می‌زنیم
‫و ته و توی قضیه رو درمیاریم

00:20:22.590 --> 00:20:24.640
‫گوراثین، میشه نقشه‌ها رو ببندی
‫و دوباره بارگیری‌شون کنی؟

00:20:24.720 --> 00:20:26.390
‫تا متوجه بشیم اشتباه رونویسی‌ان یا نه

00:20:26.470 --> 00:20:29.060
‫اون کار رو کردم، منزا.
‫اینا فایل‌ها هستن

00:20:31.769 --> 00:20:32.769
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۸۰ درصد ]

00:20:32.770 --> 00:20:35.110
‫چیه؟ اصلاً فکر نمی‌کردم
‫از غذاهای چاپ‌شده خوشم بیاد،

00:20:35.190 --> 00:20:36.900
‫اما دارم بهش علاقه‌مند میشم

00:20:36.980 --> 00:20:38.730
‫یا خدا. داری غذا می‌خوری؟
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۷۹ درصد ]

00:20:39.740 --> 00:20:41.740
‫واقعاً عاشق غذاهای مصنوعی شرکتم
‫[ نرخ قابلیت اطمینان عملکرد: ۷۸ درصد ]

00:20:43.780 --> 00:20:45.780
‫ببینید، یه جای خالی دیگه هم اینجاست

00:20:45.870 --> 00:20:46.910
‫الان می‌بینمش

00:20:50.700 --> 00:20:51.960
‫ببینید کی اومده

00:20:52.460 --> 00:20:54.040
‫این مرد خوش‌تیپ کیه؟

00:20:57.710 --> 00:20:59.250
‫من واحد امنیتی شما هستم

00:20:59.340 --> 00:21:00.920
‫آره، خودمون می‌دونیم، رفیق

00:21:01.010 --> 00:21:03.090
‫بهترین واحد امنیتی دنیایی

00:21:03.180 --> 00:21:04.180
‫درست نیست

00:21:04.260 --> 00:21:07.140
‫چندین واحد دیگه وجود داره
‫که از من پیشرفته‌تر هستن

00:21:08.260 --> 00:21:09.680
‫واحد امنیتی،

00:21:09.770 --> 00:21:13.770
‫می‌خوام از طرف همه‌مون
‫بهت آفرین بگم

00:21:15.560 --> 00:21:16.480
‫آفرین

00:21:17.310 --> 00:21:18.320
‫آفرین

00:21:21.990 --> 00:21:24.450
‫سخنرانی کن! سخنرانی کن!

00:21:24.451 --> 00:21:26.023
‫[ دستور دریافت شد ]

00:21:26.110 --> 00:21:28.620
‫وای، گندش بزنن. بهم دستور داد

00:21:28.700 --> 00:21:31.200
‫اگه اطاعت نکنم، می‌فهمن که
‫کنترل‌گرم رو هک کردم

00:21:31.950 --> 00:21:34.210
‫کدوم بدتره، سخنرانی یا حموم با اسید؟

00:21:34.790 --> 00:21:37.130
‫سخنرانی. حموم با اسید

00:21:37.210 --> 00:21:38.710
‫وظیفه‌ی من این است که...

00:21:41.000 --> 00:21:42.420
‫امنیت را فراهم کنم

00:21:52.220 --> 00:21:53.230
‫وظیفه‌ی...

00:21:55.810 --> 00:21:56.810
‫من است

00:22:01.280 --> 00:22:05.450
‫و وظیفه‌ت رو عالی انجام دادی.
‫آفرین. آفرین

00:22:07.070 --> 00:22:08.950
‫باید حموم با اسید رو انتخاب می‌کردم

00:22:10.330 --> 00:22:12.240
‫میشه برگردم به اتاق آماده‌باش امنیتی؟

00:22:12.330 --> 00:22:13.410
‫نه، نمی‌تونی

00:22:14.200 --> 00:22:17.046
‫واحد امنیتی، داشتیم
‫به نقشه‌هایی که شرکت

00:22:17.047 --> 00:22:19.500
‫برای مناطق مورد بررسی
‫بهمون داده نگاه می‌کردیم، و...

00:22:19.590 --> 00:22:22.050
‫- دستکاری شدن
‫- مطمئن نیستیم

00:22:22.130 --> 00:22:24.880
‫- پس دیگه چه توضیحی وجود داره؟
‫- اجازه بده متوجه بشیم

00:22:25.720 --> 00:22:27.630
‫لطفاً بهمون ملحق شد، واحد امنیتی

00:22:32.350 --> 00:22:35.730
‫داشتیم نقشه‌های این منطقه رو
‫بررسی می‌کردیم

00:22:35.810 --> 00:22:39.310
‫تا بفهمیم چرا اون موجود
‫توی فهرست حیوانات خطرناک نوشته نشده

00:22:39.400 --> 00:22:43.230
‫- میشه تو تجزیه و تحلیل کنی؟
‫- بله، دکتر منزا

00:22:43.320 --> 00:22:45.240
‫دسترسی به اطلاعات برام آسون بود

00:22:46.110 --> 00:22:48.030
‫می‌تونستم گوراثین رو احساس کنم
‫که توی اطلاعات داره می‌چرخه،

00:22:48.110 --> 00:22:50.280
‫اما من قدرت پردازش بیش‌تری داشتم

00:22:51.120 --> 00:22:53.410
‫ببخشید، دکتر گوراثین، احساس‌تون نکردم

00:22:55.330 --> 00:22:57.410
‫هیچ مدرکی وجود نداره که
‫نشون بده نقشه‌ها دستکاری شدن

00:22:59.670 --> 00:23:02.420
‫اما بعضی جاها درست همگام‌سازی نشدن

00:23:02.500 --> 00:23:03.670
‫پس نقشه‌ها به درد نمی‌خورن

00:23:03.750 --> 00:23:06.840
‫اینم از عملکرد شرکت‌های ریم.
‫قیمت بالا برای تجهیزات مزخرف

00:23:09.760 --> 00:23:10.840
‫تو رو نمیگم. تو بی‌نظیری

00:23:10.930 --> 00:23:12.763
‫بذارید ببینم درست متوجه شدم

00:23:12.764 --> 00:23:14.680
‫هیچوقت نمی‌دونیم که اون هیولاها
‫کجا پیداشون میشه؟

00:23:14.770 --> 00:23:17.020
‫نه، اونا هیولا نیستن، راتی.
‫اونا حیوونن

00:23:17.100 --> 00:23:19.480
‫نزدیک بود بارادواج رو نصف کنه

00:23:19.560 --> 00:23:22.190
‫اون حیوون داشت
‫یه کار غریزی انجام می‌داد

00:23:22.270 --> 00:23:24.980
‫عزیزم، حیوون‌ها مهم نیستن.
‫نقشه‌ها مهمن

00:23:25.070 --> 00:23:26.070
‫حیوون‌ها مهم نیستن؟

00:23:26.150 --> 00:23:27.950
‫- واحد امنیتی
‫- عالیه. الان فهمیدم

00:23:28.030 --> 00:23:28.990
‫بله، دکتر منزا؟

00:23:30.280 --> 00:23:31.700
‫از قبل از این موضوع خبر داشتی؟

00:23:31.780 --> 00:23:33.580
‫- نه، دکتر منزا
‫- چرا نداشتی؟

00:23:33.660 --> 00:23:35.080
‫چون برام مهم نبود

00:23:35.160 --> 00:23:37.330
‫پروتکل دسترسی به اطلاعات، دکتر گوراثین

00:23:37.910 --> 00:23:41.248
‫تا زمانی که رهبر ماموریت یه منطقه رو
‫تعیین نکنه، من اجازه‌ی دسترسی ندارم

00:23:41.460 --> 00:23:44.630
‫خب، می‌تونیم بریم یکی از
‫مناطق مورد نظر رو بررسی کنیم

00:23:44.710 --> 00:23:47.130
‫خب، از نظر امنیتی
‫چنین کاری رو توصیه نمی‌کنم

00:23:47.210 --> 00:23:49.680
‫- ممنون، واحد امنیتی
‫- ممنون، دکتر گوراثین

00:23:52.010 --> 00:23:57.310
‫واحد امنیتی، می‌دونی که می‌تونی
‫کنار خدمه بمونی، اگه دوست داشته باشی

00:23:59.600 --> 00:24:00.810
‫دوست داری؟

00:24:03.110 --> 00:24:04.310
‫من...

00:24:05.400 --> 00:24:06.610
‫می‌تونم هم نمونی

00:24:07.650 --> 00:24:08.940
‫هر چیزی که خودت بخوای

00:24:10.320 --> 00:24:12.030
‫باید برم اطراف رو بررسی کنم

00:24:23.130 --> 00:24:25.500
‫شما هم حس می‌کنید
‫از ما خوشش نمیاد؟

00:24:25.590 --> 00:24:27.170
‫فکر نکنم نیاز باشه
‫اون آقا ازمون خوشش بیاد

00:24:27.840 --> 00:24:30.130
‫درست میگی. نیاز نیست
‫اون وسیله از ما خوشش بیاد

00:24:30.220 --> 00:24:32.260
‫اون وسیله باید ازمون محافظت کنه

00:24:32.970 --> 00:24:35.850
‫- و همین کار رو هم کرد
‫- باشه. این رو به بارادواج بگو

00:24:37.390 --> 00:24:38.390
‫بیخیال

00:24:39.600 --> 00:24:40.810
‫خیلی بدبین شدی

00:24:44.400 --> 00:24:45.440
‫واقعاً؟

00:24:47.440 --> 00:24:48.730
‫گوراثین حق داشت

00:24:50.360 --> 00:24:51.860
‫اگه منم بودم به خودم اعتماد نمی‌کردم

00:24:52.950 --> 00:24:55.443
‫اخیراً یه تیکه از خاطرات
‫از قبل از بازسازیم

00:24:55.444 --> 00:24:56.870
‫مدام توی ذهنم تکرار میشد

00:24:58.620 --> 00:25:00.410
‫‏۷ ثانیه از یه اتفاق...

00:25:01.710 --> 00:25:02.620
‫خیلی بد

00:25:04.120 --> 00:25:05.920
‫من باعث اون همه خونریزی شدم؟

00:25:07.750 --> 00:25:09.170
‫دوست نداشتم راجع بهش فکر کنم

00:25:12.010 --> 00:25:13.720
‫راستش رو بخواید،
‫اصلاً دوست نداشتم فکر بکنم

00:25:13.800 --> 00:25:15.640
‫ترجیح می‌دادم سریال‌هام رو نگاه کنم

00:25:16.930 --> 00:25:20.020
‫شخصیت‌های سریال‌ها خیلی
‫از آدم‌های واقعی شادتر بودن

00:25:20.970 --> 00:25:22.350
‫این آدم‌ها استرس داشتن،

00:25:23.190 --> 00:25:25.440
‫و اون حس استرس
‫داشت به من هم منتقل میشد

00:25:26.270 --> 00:25:28.650
‫گوراثین مدام حال بارادواج رو بررسی می‌کرد

00:25:28.730 --> 00:25:31.320
‫انگار اون می‌تونست کاری بکنه
‫که درمانگاه از انجامش عاجز بود

00:25:36.620 --> 00:25:39.870
‫و منزا به‌خاطر صدمه دیدن بارادواج
‫یه مشکل شخصی داشت

00:25:40.620 --> 00:25:42.250
‫ضربان قلبش شدیداً بالا رفته بود

00:25:42.330 --> 00:25:43.460
‫دچار وحشت‌زدگی شده بود

00:25:44.250 --> 00:25:46.630
‫یه خطر روانیه، نه فیزیکی

00:25:46.710 --> 00:25:48.380
‫پس مشکل من نیست

00:25:48.460 --> 00:25:49.290
‫گندش بزنن

00:25:49.380 --> 00:25:52.510
‫فکر کنم به‌خاطر اینکه رهبر بود
‫احساس مسئولیت می‌کرد

00:25:53.510 --> 00:25:56.390
‫من فکر می‌کردم اون موجود دندون‌دار
‫مسئول اون اتفاق بوده

00:25:57.050 --> 00:25:58.350
‫یا شرکت

00:25:59.390 --> 00:26:00.470
‫حالا هر چی

00:26:01.180 --> 00:26:03.430
‫همه‌ی این روابط...

00:26:04.520 --> 00:26:05.480
‫آزاردهنده بودن

00:26:06.400 --> 00:26:09.110
‫همه‌ی اون مسائل انسانی

00:26:09.940 --> 00:26:13.610
‫احساسات و تبادل کلمات و مایعات

00:26:13.690 --> 00:26:15.530
‫نمی‌خواستم من رو هم درگیر کنن

00:26:15.610 --> 00:26:16.820
‫نباید بهشون اجازه می‌دادم

00:26:17.820 --> 00:26:19.070
‫چون اگه اون اتفاق بیُفته،

00:26:19.160 --> 00:26:21.080
‫و متوجه بشن که سرکش شدم، اونا...

00:26:23.620 --> 00:26:24.790
‫الان دیگه چی شده؟

00:26:25.870 --> 00:26:27.040
‫بله؟

00:26:31.670 --> 00:26:33.460
‫ببخشید که مزاحم شدم

00:26:34.720 --> 00:26:36.680
‫مزاحم من نشدید

00:26:39.720 --> 00:26:42.680
‫گزارش وضعیتت رو دیدم، و من...

00:26:47.350 --> 00:26:50.440
‫و نگرانت شدم. حالت خوبه؟

00:26:52.940 --> 00:26:53.940
‫ارتباط چشمی

00:26:54.820 --> 00:26:56.780
‫باید وانمود می‌کردم
‫توی وضعیت ایستا هستم

00:26:56.860 --> 00:26:57.860
‫خوبم

00:27:00.280 --> 00:27:01.990
‫خیلی با دکتر آرادا خوب رفتار کردی

00:27:03.200 --> 00:27:05.790
‫- خیلی تحسین‌برانگیز بود
‫- به طرز تحسین‌برانگیزی احمقانه بود

00:27:07.460 --> 00:27:09.290
‫خودم می‌خواستم لو برم؟

00:27:10.170 --> 00:27:12.170
‫صبر کنید. متوجه شده؟

00:27:12.880 --> 00:27:14.800
‫از هک شدن کنترل‌گر خبر داره؟

00:27:18.590 --> 00:27:19.760
‫نمی‌خواستم تو رو بیارم
‫- می‌دونستی؟
‫- نه

00:27:21.300 --> 00:27:22.970
‫- آره
‫- شرکت بیمه اصرار کرد

00:27:23.060 --> 00:27:24.770
‫که تو رو همراه خودمون بیاریم

00:27:25.520 --> 00:27:26.930
‫وگرنه بیمه‌مون نمی‌کردن

00:27:32.190 --> 00:27:34.320
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- خوبم

00:27:40.570 --> 00:27:41.700
‫باشه

00:27:41.780 --> 00:27:43.450
‫‏۸ ساعت دیگه می‌بینمت

00:27:43.530 --> 00:27:47.330
‫اگه توی این مدت چیزی نیاز داشتی،
‫لطفاً از طریق کانال پخش بهم خبر بده

00:27:47.410 --> 00:27:48.460
‫ممنون، دکتر منزا

00:27:49.750 --> 00:27:50.710
‫باشه

00:27:51.580 --> 00:27:52.540
‫خداحافظ

00:27:56.630 --> 00:27:58.340
‫وحشتناک بود

00:27:59.260 --> 00:28:00.760
‫بهم مشکوک شده بود،

00:28:01.510 --> 00:28:03.930
‫یا می‌خواست بهم نزدیک بشه؟

00:28:05.140 --> 00:28:06.770
‫خب، هر دوتاش خطرناک بود

00:28:07.520 --> 00:28:10.230
‫کی می‌دونه من قادر
‫به انجام چه کارهایی بودم؟

00:28:15.610 --> 00:28:16.690
‫آروم باشید

00:28:17.400 --> 00:28:18.650
‫هیچی نمیشه

00:28:19.740 --> 00:28:21.150
‫بهتون قول میدم

00:28:23.442 --> 00:28:30.442
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.