﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:30.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:01:23.000 --> 00:01:50.000
..:: جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت ::..
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:01:38.370 --> 00:01:43.210
وقتی که در جنگل بامبو استراحت میکردم یک مرد عجیب رو ملاقات کردم

00:01:44.880 --> 00:01:48.170
ببخشید، شما مسافر هستید؟

00:01:48.800 --> 00:01:50.800
بله

00:01:51.050 --> 00:01:53.720
پس حتما میخواید از کوه برید پائین

00:01:54.260 --> 00:01:56.930
آره، دارم میرم غرب

00:01:57.310 --> 00:01:58.680
عالی شد

00:01:59.480 --> 00:02:01.940
عیب نداره اگه با شما بیام؟

00:02:03.060 --> 00:02:04.400
گم شدی؟

00:02:04.900 --> 00:02:08.860
بله، نمیتونم از جنگل بیام بیرون

00:02:09.240 --> 00:02:11.030
حتما حس جهت یابی افتضاحی داری

00:02:11.660 --> 00:02:13.370
خیلی بدبختی کشیدم

00:02:13.700 --> 00:02:16.370
سه سالی میشه که کسی اینجا نیومده

00:02:18.450 --> 00:02:19.370
سه سال؟

00:02:20.160 --> 00:02:25.750
بله، میدونم عجیبه، اما نتونستم در تمام این مدت از اینجا برم بیرون

00:02:37.470 --> 00:02:40.890
روستای من همین پائین کوه قرار داره

00:02:41.940 --> 00:02:44.150
پس یه محلی هستی

00:02:45.110 --> 00:02:48.980
خورشید رو که میشه دید ، اما نمیدونم تو چطوری راهت رو گم کردی

00:02:50.030 --> 00:02:53.490
خودمم نمیفهمم

00:02:54.530 --> 00:02:57.200
چه جنگل بزرگیه

00:03:13.970 --> 00:03:16.470
لعنت، باز برگشتیم سرجامون

00:03:18.510 --> 00:03:21.560
چه اتفاقی افتاده؟ قطب نما که نشکسته

00:03:22.770 --> 00:03:24.690
اول رفتیم به سمت غرب

00:03:25.480 --> 00:03:28.230
اما رفته رفته از راه منحرف شدیم

00:03:28.730 --> 00:03:32.440
و آخرش هم فقط دور خودمون چرخیدیم

00:03:34.740 --> 00:03:39.280
دقیقا، نمیتونی جایی که میخوای بری

00:03:40.160 --> 00:03:41.540
چه اتفاقی افتاده؟

00:03:41.950 --> 00:03:43.790
تو هم حتما گیر افتادی

00:03:44.540 --> 00:03:48.420
میخوای اینجا با ما زندگی کنی؟

00:03:49.590 --> 00:03:51.760
امکان نداره

00:03:53.340 --> 00:03:54.800
آدمهای دیگه ای هم اینجان؟

00:03:55.050 --> 00:03:58.550
آره، یه خانواده اینجا زندگی میکنه

00:04:02.270 --> 00:04:03.310
کیسکه

00:04:04.600 --> 00:04:08.400
مادره دیگه زنده نیست اما دخترش همسر من هست

00:04:08.940 --> 00:04:13.690
از وقتی که بچه بودیم همدیگه رو میشناختیم، زیاد هم بد نیست

00:04:14.530 --> 00:04:15.530
واقعا؟

00:04:15.820 --> 00:04:18.410
ایشون فقط یه رهگذر هستن، داشتیم با هم صحبت میکردیم

00:04:19.570 --> 00:04:20.780
این همسرم ستسو هست

00:04:22.740 --> 00:04:26.790
گینکو سان، میبخشی که مزاحمت شدم

00:04:26.790 --> 00:04:28.460
دیگه باید برم خونه

00:04:29.170 --> 00:04:31.000
میخوای بیای خونه ی ما کمی استراحت کنی؟

00:04:31.340 --> 00:04:34.800
نه، میرم ببینم میتونم یه راه برای بیرون رفتن از اینجا پیدا کنم یا نه

00:04:35.760 --> 00:04:36.840
باشه

00:04:37.090 --> 00:04:39.510
خوب دیگه، مراقب باش

00:04:42.890 --> 00:04:44.100
<i>"مراقب باش؟"</i>

00:04:46.140 --> 00:04:48.100
<i>عجیبه</i>

00:04:58.360 --> 00:04:59.280
اومدم بیرون

00:05:03.160 --> 00:05:04.660
آخیش

00:05:07.460 --> 00:05:08.420
چیزی میخوای؟

00:05:08.540 --> 00:05:13.210
از جنگل اومدی بیرون، آره؟

00:05:13.210 --> 00:05:13.840
آره

00:05:14.250 --> 00:05:17.130
مردی رو داخل اونجا دیدی؟

00:05:17.380 --> 00:05:21.090
آره، فکر کنم داشت اذیتم میکرد

00:05:21.430 --> 00:05:23.600
اون مرد کیه؟

00:05:25.140 --> 00:05:27.810
یه هیولا افسونش کرده

00:05:28.270 --> 00:05:30.690
خیلی شانس آوردی که زنده ای

00:05:31.360 --> 00:05:32.190
هیولا؟

00:05:32.440 --> 00:05:36.360
...اونجا یه بامبوی سفید رشد میکنه

00:05:35.320 --> 00:05:36.360
<i>هیچی نگو</i>

00:05:36.360 --> 00:05:40.450
داری شهرت روستا رو از بین میبری

00:05:47.540 --> 00:05:48.370
گنکو

00:05:49.290 --> 00:05:51.670
نتونستی بری بیرون؟

00:05:52.130 --> 00:05:56.090
چرا تونستم، فقط برگشتم چون میخواستم یه چیزی رو ببینم

00:05:58.220 --> 00:06:01.800
تو روستا شنیدم که در اینجا یه بامبوی سفید هست

00:06:02.970 --> 00:06:07.310
و کمی هم در مورد تو و همسرت کنجکاو بودم

00:06:09.180 --> 00:06:12.480
وقتی دیدیش میخوای چکار کنی؟

00:06:14.020 --> 00:06:18.150
اگه تو خوضه ی کاری من باشه میخوام کمی در موردش بدونم

00:06:19.610 --> 00:06:21.660
پدیده ی واقعا کمیابی هست

00:06:22.490 --> 00:06:26.080
حتی شاید بتونم راهی پیدا کنم تا تو رو از اینجا بیارم بیرون

00:06:26.830 --> 00:06:31.500
مگر اینکه تو نخوای من فضولی کنم، بعدش خودم مجبوذم تنهایی انجامش بدم

00:06:37.500 --> 00:06:38.630
از این طرف

00:06:48.220 --> 00:06:51.270
به جز این یکی چهار تای دیگه هم هست

00:06:51.770 --> 00:06:54.810
آره، "ماگاری داکه" هست

00:06:56.110 --> 00:07:03.160
اول از همه میتونی بهم در مورد اتفاقات اینجا بگی؟

00:07:05.160 --> 00:07:10.580
این داستانی هست که بچه های روستا باهاش بزرگ میشوند

00:07:12.250 --> 00:07:15.880
یه زوج جوان در جنگل بامبوی اینجا زندگی میکردند

00:07:16.670 --> 00:07:22.050
برای چندین سال اونها تلاش میکردند بچه دار بشن و اغلب مرد خونه رو ترک میکرده

00:07:23.470 --> 00:07:27.050
زن آدم عجیبی بوده که با گیاهان صحبت میکرده

00:07:27.890 --> 00:07:31.310
و در شب در میان جنگل قدم میزده

00:07:32.430 --> 00:07:35.810
بعدش یه شب گفت که فکر میکنه حامله هست

00:07:36.940 --> 00:07:41.570
مَرده مشکوک میشه و زن رو دنبال میکنه

00:07:41.860 --> 00:07:42.690
....و

00:07:44.490 --> 00:07:48.830
و زنش رو میبینه که مشتاقانه یه درخت بامبو رو بغل کرده

00:07:50.620 --> 00:07:57.000
اون وحشت زده از اونحا فرار میکنه اما بعد از نصیحت های روستایی ها به خونه برمیگرده

00:07:57.670 --> 00:08:03.170
و در اونجا همسرش رو میبینه که یک جوانه ی بامبو رو طوری در آغوش گرفته انگار بچه اش هست

00:08:06.470 --> 00:08:08.140
یه جوانه ی بامبو به دنیا آورده بوده؟

00:08:08.510 --> 00:08:10.470
ظاهرا اینطوری میگن

00:08:10.930 --> 00:08:12.810
سعی نمیکرده تا همسرش رو اذیت بکنه؟

00:08:14.230 --> 00:08:19.060
آخرسر همسرش از روستا فرار کرد برای همین میشه گفت اینطوری بوده

00:08:19.650 --> 00:08:27.110
در حقیقت وقتی ما "بچه ی بامبو" رو دیدیم اون هم مثل هر دختر معمولی دیگه بود

00:08:27.740 --> 00:08:30.580
اسم اون بچه ستسو هست

00:08:31.200 --> 00:08:33.910
اون موقع مادرش مرد

00:08:34.250 --> 00:08:39.420
برای همین من، خواهرم و دوستهام اینجا بازی میکردم

00:08:40.420 --> 00:08:44.050
اگرچه فکر میکردیم ستسو عجیب غریبه

00:08:45.010 --> 00:08:49.430
اون فقط آب میخورد و هیچوقت از جنگل بیرون نمیرفت

00:08:50.510 --> 00:08:53.930
اما ما همه دوستش داشتیم

00:08:55.680 --> 00:09:00.110
اما یک روز دیگه نتونستیم از جنگل بیایم بیرون

00:09:01.270 --> 00:09:06.860
اطراف خودمون میچرخیدیم تا اینکه بقیه تک تک ناپدید شدن

00:09:08.240 --> 00:09:11.490
و بعدش فهمیدم که تنهام

00:09:13.160 --> 00:09:17.580
روز بعد همه اومدن دنبالم

00:09:17.580 --> 00:09:20.960
اما موقعی که من پیششون بودم نمیتونستن از جنگل برن بیرون

00:09:22.710 --> 00:09:25.460
همونطور که فکرش رو میکردم...میدونستی اینطوری میشه واز قصد اینکار رو کردی

00:09:26.510 --> 00:09:30.140
میبخشی ، منم خودم کمی کنجکاو بودم بفهمم که آیا غریبه ها هم گیر می افتند

00:09:32.010 --> 00:09:34.640
از اون موقع به بعد تو خونه ی ستسو زندگی میکنم

00:09:35.770 --> 00:09:38.480
به جز خواهرم کس دیگه ای رو ندارم

00:09:38.480 --> 00:09:41.900
روستایی ها با آوردن غذا و بقیه چیزها بهمون کمک میکنند

00:09:42.610 --> 00:09:47.030
من و خواهرم تقریبا به وسیله ی روستایی ها بزرگ شدیم

00:09:48.360 --> 00:09:52.620
همه مثل یه خانواده هستن، روستای خوبی هست

00:09:53.950 --> 00:09:59.370
اما هر چه بیشتر اونطور زندگی میکردیم ادمهای کمتری هم می آمدند

00:10:01.830 --> 00:10:05.130
<i>کیسکه، تنهایی؟</i>

00:10:06.510 --> 00:10:07.380
<i>نه</i>

00:10:08.970 --> 00:10:11.760
<i>از شنیدنش خوشحال شدم</i>

00:10:12.720 --> 00:10:15.760
و بعدش ستسو حامله شد

00:10:17.220 --> 00:10:18.060
...اما

00:10:24.820 --> 00:10:28.320
...اون موقع برای اولین بار فهمیدم

00:10:30.070 --> 00:10:32.320
که ستسو واقعا چیه

00:10:36.290 --> 00:10:43.710
قابله فرار کرد رفت روستا و از اون موقع به بعد کسی اینجا نیومده

00:10:44.130 --> 00:10:45.790
میدونم باورش سخته

00:10:46.460 --> 00:10:48.590
خوب، منم شگفت زده شدم

00:10:50.170 --> 00:10:54.300
اون"ماگاری داکه " که گفتی چیه؟

00:10:55.390 --> 00:10:59.060
برعکس اسمش یه گیاه نیست

00:11:00.060 --> 00:11:03.440
در جنگل بامبو همه ی بامبو ها یک ریشه دارند

00:11:04.350 --> 00:11:06.230
و باهم اونها یکی هستند

00:11:06.770 --> 00:11:09.570
و یا میشه گفت مثل اعضای مختلف یک خانواده هستند

00:11:10.740 --> 00:11:15.240
ماگاری داکه یه موشی هست که در ریشه ی یکی از درختان زندگی میکنه و وانمود میکنه جز یکی از این خانواده هست

00:11:16.410 --> 00:11:19.200
با جذب نیترات رشد میکنند

00:11:19.200 --> 00:11:22.250
و در عوض موادی رو برمیگردونه که باعث رشد بامبوها میشه

00:11:22.750 --> 00:11:26.290
اونها جنگل رو گسترش میدن و جای بیشتری رو میگیرن

00:11:27.090 --> 00:11:30.510
همسر تو نیمه انسان و نیمی موشی هست

00:11:31.590 --> 00:11:33.720
ما موشی شی ها اینطور آدم ها رو "اونیکو"مینامیم

00:11:34.220 --> 00:11:36.390
و جز موجودات دو رگه ی نادری هستن

00:11:38.720 --> 00:11:41.060
کمی شکه کننده است، مگه نه؟

00:11:41.350 --> 00:11:42.180
نه

00:11:43.140 --> 00:11:46.560
من دیدم که دخترمون متولد شده

00:11:47.560 --> 00:11:52.280
مهم نیست چه مادری داشته، ستسو...ستسوئه

00:11:52.690 --> 00:11:58.530
هیچکس در روستا اینطور فکر نمیکنه اما مطمئنم بعد از دیدن ستسو میفهمند

00:11:59.200 --> 00:12:02.750
شاید یه روز ما سه تا بتونیم در روستا زندگی کنیم

00:12:03.500 --> 00:12:05.920
پس برای اینه که میخوای از جنگل بیای بیرون

00:12:06.830 --> 00:12:07.750
آره

00:12:08.460 --> 00:12:11.380
بعلاوه، نگران خواهرم هم هستم

00:12:12.380 --> 00:12:14.840
شاید به خاطر من الان تو دردسر افتاده باشه

00:12:16.970 --> 00:12:19.180
یه فکری دارم

00:12:37.110 --> 00:12:40.280
اگه جاهایی رو که ما ناخواسته مسیرمون عوض شده رو وصل کنیم

00:12:41.370 --> 00:12:42.870
تقریبا به شکل یک دایره کامل در میاد

00:12:43.120 --> 00:12:46.580
<i>نمیتونی جایی که میخوای بری</i>

00:12:53.800 --> 00:12:57.430
<i>مرکز دایره آن درخت هست</i>

00:13:05.930 --> 00:13:09.310
این آبی زندگی ات هست؟

00:13:11.400 --> 00:13:12.150
بله

00:13:12.610 --> 00:13:14.900
میتونم کمی بخورم؟

00:13:16.740 --> 00:13:22.910
متاسفم، مادرم بهم گفته که به کسی ندم

00:13:24.080 --> 00:13:25.000
حتی به کیسکه؟

00:13:26.710 --> 00:13:30.080
یه بار بهش دادم

00:13:31.130 --> 00:13:33.050
اون موقعی که چه بودیم

00:13:35.880 --> 00:13:41.970
از اینکه روستایی ها ازت متنفر هستن ناراحتی؟

00:13:43.310 --> 00:13:44.350
آره هستم

00:13:44.810 --> 00:13:48.640
اما تا وقتی که کیسکه ودخترم هستن خوشحالم

00:13:49.270 --> 00:13:51.940
اما چون کیسکه نمیتونه بره بیرون براش ناراحتم

00:13:52.980 --> 00:13:57.950
اما در ضمن خوشحالم هم میکنه

00:14:04.950 --> 00:14:08.870
میبخشی، اما کمی برمیدارم

00:14:20.510 --> 00:14:23.550
میدونستم، نمیتونم برم بیرون

00:14:24.930 --> 00:14:28.020
مشکل بزرگیه

00:14:38.900 --> 00:14:41.820
دیگه وقتشه که برگ ها بریزند

00:14:44.200 --> 00:14:50.500
مامان بامبو به بچه هاش برگ هاش رو میده تا اونها بتوانند رشد بکنند

00:14:52.710 --> 00:14:54.420
کدوموشون ماما هست؟

00:14:54.420 --> 00:14:55.500
همشون

00:14:56.130 --> 00:14:58.210
همشون بچه هاشون رو بزرگ میکنند

00:15:00.130 --> 00:15:04.760
بابا روستا رو در این وقت سال یادشه

00:15:06.930 --> 00:15:10.480
نور خورشید همه جا میتابه

00:15:11.020 --> 00:15:12.640
روستای خیلی شلوغ و پر سروصدایی هست

00:15:14.230 --> 00:15:17.360
دوست داشتم که به تو هم بتونم نشونش بدم

00:15:36.590 --> 00:15:37.920
همه چیز عالیه، مگه نه؟

00:15:39.050 --> 00:15:42.510
کیسکه از اینجا نمیره

00:15:49.720 --> 00:15:52.140
پس میدونی دلیلش چیه؟

00:15:52.810 --> 00:15:53.690
آره

00:15:53.940 --> 00:15:56.560
بر عکس گیاهان موشی ها هوشیاری دارند

00:15:57.560 --> 00:16:01.190
اونها به قسمتهای مختلف بدنشون دستور میدهند تا خواسته اش رو عملی کنند

00:16:03.360 --> 00:16:08.530
بدن این موشی تمام این جنگلی هست که این درخت رو احاطه کرده اند

00:16:09.740 --> 00:16:15.370
و این آبی که ستسو میخوره واسطه ای هست که خواسته ها رو انتقال میده

00:16:16.460 --> 00:16:19.880
آب معمولی روی این درخت اثر نداره

00:16:26.130 --> 00:16:30.430
فقط با نگه داشتن این آب خواسته ی موشی روی آدم اثر میذاره

00:16:31.600 --> 00:16:33.930
البته هر کسی هم که آب بخوره اینطوری میشه

00:16:34.230 --> 00:16:37.270
و هر کسی که نزدیک اون شخص باشه هم تاثیر میذاره

00:16:39.690 --> 00:16:41.320
<i>خیلی هوا گرمه</i>

00:16:41.820 --> 00:16:43.150
<i>تشنمه</i>

00:16:44.740 --> 00:16:47.200
<i>بیا یه جرعه بخور</i>

00:16:49.530 --> 00:16:53.000
فکر نکنم ستسو میدونسته

00:16:53.200 --> 00:16:53.870
آره

00:16:54.660 --> 00:16:57.500
اما باید چکار کنیم؟

00:16:57.710 --> 00:17:02.380
باید آب رو از سیستم بدنت بیرون بیاریم

00:17:02.380 --> 00:17:04.970
اما راستش هیچ راهی بلد نیستم تا بشه این کار رو کرد

00:17:06.050 --> 00:17:07.220
...یه راه دیگه هم هست

00:17:07.800 --> 00:17:09.590
اما نمیخوام تا انجامش بدم

00:17:12.600 --> 00:17:17.980
اما معلوم نیست که تاثیر های دیگه ای داره و یا نه

00:17:19.600 --> 00:17:22.980
که اینطور

00:17:24.030 --> 00:17:24.990
فهمیدم

00:17:25.740 --> 00:17:29.490
پس بالاخره میتونم تسلیم بشم

00:17:47.300 --> 00:17:48.340
...تو

00:17:49.930 --> 00:17:52.220
کسی بودی که کیسکه رو اینجا نگه میداشت

00:17:54.680 --> 00:17:56.270
ممنون

00:17:58.190 --> 00:17:59.770
متاسفم

00:18:13.490 --> 00:18:14.580
چرا؟

00:18:16.790 --> 00:18:18.370
نمیتونی اینکارو بکنی

00:18:19.960 --> 00:18:21.630
تو یکی از فرزندانشی

00:18:22.580 --> 00:18:24.880
قسمتی از بدنش

00:18:25.630 --> 00:18:27.630
درست مثل پا و دستت که نمیتونه بر خلاف دستور مغز عمل کنه

00:18:29.840 --> 00:18:31.890
داشتی به حرفهامون گوش میدادی؟

00:18:32.300 --> 00:18:35.810
کیسکه....تقصیر منه

00:18:37.180 --> 00:18:39.690
اما کیسکه ناراحت نیست

00:18:40.940 --> 00:18:45.650
بر عکس چیزی که من هستم کیسکه باعث خوشحالیم شد

00:18:46.980 --> 00:18:50.610
با اینحال من از روستا جداش کردم

00:18:51.280 --> 00:18:54.620
حتی به من گفت

00:18:55.030 --> 00:18:59.660
"مادرت هر چی که بوده، تو خودتی"

00:19:05.340 --> 00:19:06.250
بسه

00:19:34.990 --> 00:19:36.620
ستسو

00:19:37.030 --> 00:19:38.990
کجا رفته؟

00:19:49.050 --> 00:19:50.050
روستا

00:19:52.130 --> 00:19:54.220
منم، کیسکه

00:19:54.550 --> 00:19:55.930
بالاخره بیرون آمدم

00:19:58.260 --> 00:19:59.260
داداش؟

00:19:59.770 --> 00:20:01.930
آره، تو چطوری؟

00:20:02.180 --> 00:20:04.940
این صدای همون بچه است؟

00:20:06.100 --> 00:20:06.940
آره

00:20:07.190 --> 00:20:07.860
برگرد

00:20:08.270 --> 00:20:09.610
بهم گوش بده

00:20:09.610 --> 00:20:11.440
اون چیز رو نیار اینجا

00:20:12.490 --> 00:20:14.910
خودم هم بچه دارم

00:20:14.910 --> 00:20:19.370
بچه ی من رو بد بخت نکن

00:20:27.540 --> 00:20:30.300
مامان کجاست؟

00:20:31.210 --> 00:20:32.130
آره

00:20:34.630 --> 00:20:35.880
بیا برگردیم

00:20:39.100 --> 00:20:44.480
برای مدتی به خوشحالی زندگی کردند

00:20:48.610 --> 00:20:52.110
اما شش ماه بعد

00:20:54.780 --> 00:20:57.450
...موقعی که برگشتم تا اثر قطع کردن درخت مادر رو ببینم

00:20:58.910 --> 00:21:01.490
هیچ ماگاری داکه نمانده

00:21:09.330 --> 00:21:10.130
توئی

00:21:14.510 --> 00:21:19.340
تمام درختهای سفید دونه دونه پژمرده شدن

00:21:20.180 --> 00:21:23.680
با تکیه بر اون آب زنده میماندند

00:21:24.930 --> 00:21:26.310
درد میکشیدند

00:21:26.810 --> 00:21:29.440
بعدش اینجا دفنشون کردم

00:21:31.150 --> 00:21:34.190
مثل درخت خرد شدن

00:21:35.780 --> 00:21:39.200
ستسو نباید این کار رو میکرد

00:21:40.070 --> 00:21:41.780
اون مادر ستسو بود

00:21:43.790 --> 00:21:45.040
من مجبورش کردم که اونکارو بکنه

00:21:46.080 --> 00:21:49.500
بخاطر اینکه نمیتونستم روستا رو فراموش کنم

00:22:02.760 --> 00:22:05.020
باز اون وقت سال هست؟

00:22:08.100 --> 00:22:10.940
یه درخت سفید، کی در اومده؟

00:22:18.860 --> 00:22:20.030
صدای بچه

00:22:23.530 --> 00:22:26.660
از قبر اونها میاد