﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:00.500 --> 00:00:04.400
‫کنفرانس بین‌المللی جادوی
‫هفت حکیم که تو آمریکای شمالی برگزار می‌شه

00:00:04.400 --> 00:00:09.680
‫تحت‌الشعاع صحبت درباره تغییرات اخیر
‫تو اکوسیستم و فجایع جادویی بوده.

00:00:09.680 --> 00:00:13.660
‫کنفرانس با یه بیانیه مشترک
‫که مصرانه خواهان بررسی‌های میدانی تخصصی بود، پایان یافت

00:00:13.660 --> 00:00:16.420
‫تا در اسرع وقت انجام بشن.

00:00:16.420 --> 00:00:18.510
‫اوه، تموم شد؟

00:00:16.840 --> 00:00:19.670
‫در پاسخ، دولت‌ها تیم‌های
‫تحقیقاتی فرستادن...

00:00:19.390 --> 00:00:24.120
‫یک هفته قبل

00:00:21.300 --> 00:00:24.120
‫مگ، من یه مدتی نیستم.

00:00:24.120 --> 00:00:25.710
‫این دفعه دیگه کجا می‌ری؟

00:00:25.710 --> 00:00:27.310
‫آمریکای شمالی.

00:00:27.310 --> 00:00:30.120
‫هفت حکیم تو شورای جادو
‫جلسه دارن.

00:00:31.590 --> 00:00:34.430
‫...دستورالعمل‌هایی برای بررسی‌های گسترده.

00:00:34.430 --> 00:00:37.040
‫همکاری بین کشورها
‫احتمالاً محور اصلی می‌شه.

00:00:34.760 --> 00:00:37.680
‫استراحت کوتاهم همین حالا تموم شد، هان؟

00:00:37.680 --> 00:00:39.140
‫و حالا خبر بعدی ما.

00:00:39.730 --> 00:00:42.060
‫تو یه جشنواره تو آمریکای جنوبی،

00:00:42.060 --> 00:00:46.980
‫خانم سوفی هیتر از هفت حکیم
‫یه رژه چشمگیر برگزار کرد.

00:00:55.950 --> 00:00:57.970
‫چرا؟!

00:00:57.970 --> 00:01:01.040
‫هم‌سن منه و مثل من جادوگره!

00:01:01.300 --> 00:01:06.040
‫کل دنیا بهش می‌گن پرنسس،
‫و تو اینترنت همه فقط از اون حرف می‌زنن!

00:01:06.040 --> 00:01:09.040
‫پس چرا من یکی از هفت حکیم نیستم؟!

00:01:09.750 --> 00:01:11.050
‫جوابمو بده.

00:01:13.960 --> 00:01:18.430
‫بدترین واکنشی بود که می‌تونستم داشته باشم!

00:01:22.720 --> 00:01:24.060
‫می‌رم بخوابم.

00:01:24.280 --> 00:01:25.900
‫یه کم قهر می‌کنم.

00:01:32.510 --> 00:01:33.700
‫بیدار شو.

00:01:34.620 --> 00:01:35.640
‫بیدار شو.

00:01:35.640 --> 00:01:36.610
‫این یه دستوره.

00:01:44.790 --> 00:01:47.980
‫چه بوی گندی! چـ-چه خبره؟

00:01:51.010 --> 00:01:53.960
‫بی‌ادب. پاهام اونقدرام بو نمی‌ده!

00:01:58.470 --> 00:02:01.100
‫عجب رویی داری.

00:02:10.610 --> 00:02:19.950
‫تا مرگ یک جادوگر

00:03:32.230 --> 00:03:38.240
‫خرد از شرق می‌آید

00:03:32.450 --> 00:03:36.940
‫بله. من اینوری هستم، یکی از هفت حکیم
‫و جادوگر خرد.

00:03:36.940 --> 00:03:38.610
‫جادوگر خرد؟

00:03:38.610 --> 00:03:43.700
‫بله. من اینوری هستم، جادوگر خرد
‫و یکی از هفت حکیم.

00:03:43.700 --> 00:03:45.570
‫هان. واقعاً؟

00:03:45.570 --> 00:03:50.500
‫شنیده بودم جادوگر خرد
‫راحت بالای ۱۰۰ سال سن داره.

00:03:50.500 --> 00:03:53.830
‫خب جادوگر خرد اینجا چیکار می‌کنه؟

00:03:54.690 --> 00:03:56.210
‫اخبار نمی‌بینی؟

00:03:56.670 --> 00:04:00.630
‫جادو در حال حاضر داره باعث
‫تغییراتی تو اکوسیستم می‌شه.

00:04:00.630 --> 00:04:03.630
‫استادت رفته تا درباره‌ی این موضوع
‫تحقیق کنه.

00:04:03.630 --> 00:04:05.890
‫اوه، اون خبر.

00:04:05.890 --> 00:04:10.920
‫چون برگشتنش به تاخیر افتاد،
‫استادت ازم خواست بهت سر بزنم.

00:04:10.920 --> 00:04:15.900
‫اوه، بی‌خیال. من دیگه ۱۷ سالمه. کارای خونه رو
‫خوب انجام می‌دم. لازم نیست نگرانم باشی.

00:04:15.900 --> 00:04:17.690
‫نگران خونه‌ست.

00:04:17.690 --> 00:04:19.440
‫اوه، اون که آره.

00:04:19.440 --> 00:04:22.360
‫خلاصه آره، چند روزی می‌مونم.

00:04:22.360 --> 00:04:23.400
‫آهان.

00:04:23.720 --> 00:04:27.410
‫اوه، راستی. خانوم اینوری، یه کاری هست
‫که می‌تونی برام انجام بدی.

00:04:27.410 --> 00:04:28.490
‫چی هست؟

00:04:28.820 --> 00:04:32.540
‫می‌شه پاهاتو بشوری؟
‫خیلی بوی بدی می‌دن.

00:04:33.420 --> 00:04:34.820
‫می‌کشمت.

00:04:40.080 --> 00:04:42.410
‫این گیاهان دارویی رو آماده کردی؟

00:04:42.920 --> 00:04:46.050
‫اوه، بله. فکر نمی‌کردم متوجه بشی.

00:04:46.050 --> 00:04:50.810
‫مامان‌بزرگ فاوست این روزا زیاد
‫تو کار علوم دارویی نیست.

00:04:50.810 --> 00:04:52.260
‫هوم، راست می‌گی.

00:04:52.260 --> 00:04:57.520
‫استادم تو انواع مختلف جادوها
‫خیلی وارده، که باعث می‌شه آدم پرمشغله‌ای باشه،

00:04:57.910 --> 00:05:02.820
‫مخصوصاً از وقتی که وقتش رو صرف
‫تحقیق رو جادوی زمان کرده تازگیا.

00:05:05.840 --> 00:05:07.360
‫بوی خوبی می‌ده.

00:05:07.360 --> 00:05:12.790
‫تازگیا درستشون کردم.
‫محرک هستن و برای بدن خوبن.

00:05:13.170 --> 00:05:15.160
‫حتماً بعد از کنفرانس خسته‌ای.

00:05:15.160 --> 00:05:17.040
‫باهاشون چایی درست می‌کنم. می‌خوای؟

00:05:18.330 --> 00:05:19.620
‫شاید بخوام.

00:05:25.030 --> 00:05:26.050
‫خوبه.

00:05:26.050 --> 00:05:29.970
‫با چای سیاه مخلوطش می‌کنم و روش
‫جادو می‌کنم تا طعمش تنظیم شه.

00:05:29.970 --> 00:05:33.680
‫هان. به نظر میاد حسابی کاربلدی.

00:05:35.100 --> 00:05:36.890
‫لقب گرفتی؟

00:05:36.890 --> 00:05:39.050
‫اوه، نه، من نه.

00:05:39.050 --> 00:05:41.610
‫من فقط بهترین شاگرد دنیام.

00:05:41.610 --> 00:05:43.190
‫و به این پز می‌دی؟

00:05:43.190 --> 00:05:46.060
‫جادوگرای ماهر لقب دارن.

00:05:43.190 --> 00:05:54.950
‫اینوری
‫جادوگر
‫خرد

00:05:43.190 --> 00:05:54.950
‫فاوست
‫جادوگر ابدی

00:05:46.390 --> 00:05:50.600
‫لقب‌های استادم و خانم اینوری رو
‫شورای جادو بهشون داده،

00:05:50.600 --> 00:05:54.580
‫و به عنوان مدرکیه که نشون می‌ده
‫جادوگرای درجه یکی هستن.

00:05:55.880 --> 00:05:57.710
‫شاگرد، هان؟

00:05:58.580 --> 00:06:00.860
‫می‌دونی، دوست دارم بیشتر ببینم.

00:06:00.860 --> 00:06:03.950
‫این گیاها مال همینجان،
‫مگه نه؟ نشونم بده.

00:06:04.460 --> 00:06:08.470
‫چه تصادفی! اتفاقاً
‫منم باید برم باغچه.

00:06:09.240 --> 00:06:10.720
‫می‌خوای چیزی بچینی؟

00:06:10.720 --> 00:06:16.640
‫عصاره روغن نعنا باعث می‌شه
‫کف پاهات بوی دلپذیری بده!

00:06:17.690 --> 00:06:19.980
‫واقعاً اینقدر بوی بدی می‌دم؟

00:06:23.020 --> 00:06:24.860
‫خوب گوش کن، مگ رزبری.

00:06:24.860 --> 00:06:28.450
‫از امروز، مراقبت از
‫این جنگل کار توئه.

00:06:28.450 --> 00:06:29.410
‫نه!

00:06:29.410 --> 00:06:32.620
‫اعتراض وارد نیست! این کار تو تو این خونه‌ست.

00:06:32.620 --> 00:06:36.450
‫نه، نه، نه! من کار دارم!

00:06:36.450 --> 00:06:39.080
‫تنها کاری که باهاش مشغولی بازی کردنه.

00:06:40.370 --> 00:06:45.090
‫اون اولین کاری بود که استادم بهم داد.

00:06:47.420 --> 00:06:51.510
‫طی ده سال بعد،
‫من از این جنگل جادوگر مراقبت کردم، و...

00:06:53.860 --> 00:06:55.920
‫این باغچه گیاهان دارویی منه.

00:06:55.920 --> 00:06:57.850
‫خوب ازش مراقبت می‌کنی.

00:06:58.210 --> 00:07:00.640
‫رسیدگی به زمین مهارت می‌خواد.

00:07:00.640 --> 00:07:06.110
‫مخصوصاً با آب و هوا و محیط زیست
‫تو این وضعیتی که هستن.

00:07:06.830 --> 00:07:09.030
‫نمی‌دونم مشکل چیه.

00:07:09.610 --> 00:07:12.080
‫زیادی تو کار طبیعت دخالت کردیم.

00:07:13.160 --> 00:07:16.610
‫هوا رو آلوده کردیم و جنگل‌ها رو قطع کردیم.

00:07:17.290 --> 00:07:20.260
‫زمین دیگه اونجوری که باید باشه نیست.

00:07:21.920 --> 00:07:27.670
‫ولی مسئولین فکر می‌کنن
‫می‌تونیم کاری که کردن رو با جادو درست کنیم.

00:07:34.680 --> 00:07:41.190
‫استاد، نعناها...
‫نعناها کل باغچه رو گرفتن!

00:07:41.190 --> 00:07:46.940
‫نعنا وقتی زیاد رشد کنه فقط یه علف هرزه.
‫بهت گفتم مراقب باشی.

00:07:47.610 --> 00:07:50.530
‫کار جنگل جادوگر تمومه.

00:07:50.530 --> 00:07:53.330
‫آتیشش می‌زنم و
‫همه‌شو تا ریشه می‌سوزونم.

00:07:53.330 --> 00:07:54.200
‫این کارو نکن.

00:07:54.200 --> 00:07:59.830
‫گوش کن، مگ. همه‌چی یه زندگی،
‫ویژگی‌های منحصر به فرد، و یه روش زندگی داره.

00:08:01.530 --> 00:08:05.710
‫باید چیزی که باهاش
‫سروکار داری رو بفهمی و خودتو وفق بدی.

00:08:06.240 --> 00:08:10.080
‫جادوگرا قوانین طبیعت رو می‌فهمن
‫و کنارشون زندگی می‌کنن.

00:08:10.570 --> 00:08:14.590
‫سعی نکن همه‌چیو با زور پیش ببری.

00:08:18.670 --> 00:08:21.350
‫پاک کردن گیاهان یا
‫کم کردن تعدادشون

00:08:21.350 --> 00:08:24.170
‫باعث می‌شه جادوی تو زمین
‫جایی برای رفتن نداشته باشه.

00:08:25.760 --> 00:08:30.250
‫در نتیجه، اون جادو به سمت
‫اجسام بزرگ جریان پیدا می‌کنه.

00:08:30.650 --> 00:08:33.770
‫اگه قدرت خیلی زیاد بشه،
‫می‌تونه از کنترل خارج بشه.

00:08:34.250 --> 00:08:37.570
‫حفظ تعادل دنیا
‫یه قانون آهنین برای جادوگرهاست.

00:08:38.080 --> 00:08:41.080
‫با قدرت چیکار می‌کنی؟

00:08:42.040 --> 00:08:46.920
‫ثروت و شهرت به دست میارم، و یه حرمسرا
‫فقط از مردهای خوش‌تیپ می‌سازم!

00:08:47.840 --> 00:08:49.380
‫تو دیگه امیدی بهت نیست.

00:08:49.650 --> 00:08:52.980
‫بحث کردن راجع به موضوعات سنگین
‫اصلاً بهم نمی‌سازه.

00:08:52.980 --> 00:08:55.340
‫آدما هر لحظه ممکنه بمیرن.

00:08:56.640 --> 00:09:01.460
‫زندگیمون کوتاهه، پس به نظرم باید
‫تا جایی که ممکنه با تفریح پرش کنیم.

00:09:02.340 --> 00:09:05.020
‫به نظرت "تفریح" چیه؟

00:09:05.980 --> 00:09:08.480
‫الکل، تنباکو، غذای خوشمزه، زنا.

00:09:08.860 --> 00:09:09.880
‫انگار یه مرد میانسالی.

00:09:26.430 --> 00:09:29.050
‫پاهاتون خیلی نرمه، خانوم.

00:09:29.050 --> 00:09:29.790
‫بس کن.

00:09:31.410 --> 00:09:34.010
‫با این حال، این عالیه.

00:09:34.010 --> 00:09:36.420
‫یادم نمیاد آخرین بار کی
‫اینقدر راحت بودم.

00:09:36.420 --> 00:09:38.300
‫حتماً خیلی خسته بودی.

00:09:38.680 --> 00:09:42.280
‫جدی می‌گم. خوب نیست آدم زیاد کار کنه.

00:09:42.280 --> 00:09:46.560
‫حالا که فکر می‌کنم، چند روز اخیر
‫اونقدر سرم شلوغ بوده که حتی حمومم نرفتم.

00:09:46.560 --> 00:09:49.770
‫بعداً برات یه وان آماده می‌کنم،
‫تا بتونی تمیز بشی.

00:09:49.770 --> 00:09:51.480
‫قول بده می‌ری توش.

00:09:51.480 --> 00:09:53.980
‫خفه شو. اینقدر دقیق بودن
‫کچلت می‌کنه.

00:09:54.300 --> 00:09:55.470
‫دقیق بودن؟

00:09:57.860 --> 00:10:01.200
‫عجب رویی داری،
‫تو صورت یکی نگاه می‌کنی و می‌خندی.

00:10:01.200 --> 00:10:02.490
‫از تو خوشم میاد.

00:10:02.750 --> 00:10:06.750
‫وقتی شاگردیت تموم شد،
‫باید بیای دستیار من بشی.

00:10:06.980 --> 00:10:07.930
‫دستیار؟

00:10:09.740 --> 00:10:12.020
‫با هم به عنوان شریک
‫دارو تولید می‌کنیم.

00:10:13.240 --> 00:10:17.300
‫با شرکت‌های داروسازی همکاری می‌کنیم
‫تا دنبال مواد اولیه دارویی بگردیم

00:10:17.300 --> 00:10:20.260
‫و درباره اثراتشون تحقیق کنیم.

00:10:20.730 --> 00:10:24.430
‫داشتم فکر می‌کردم که دلم یه دستیار
‫با دانش خوب گیاه‌شناسی می‌خواد.

00:10:24.430 --> 00:10:27.560
‫یعنی، این یکم یهویی شد.

00:10:27.560 --> 00:10:30.060
‫بـ-بعدشم، استادم چی می‌گه؟

00:10:30.060 --> 00:10:33.230
‫برای همین گفتم وقتی
‫شاگردیت تموم شد.

00:10:33.500 --> 00:10:35.650
‫جوونی برای ماجراجوییه.

00:10:35.650 --> 00:10:39.400
‫وقتی ده سالم بود، دور
‫تا دور دنیا سفر کردم.

00:10:39.800 --> 00:10:43.590
‫اینجوری حرف زدن از بچگیت
‫باعث می‌شه شبیه پیرزنا به نظر بیای.

00:10:43.590 --> 00:10:44.790
‫پیرزن؟

00:10:45.950 --> 00:10:48.700
‫رفتن تو دل دنیا، هان؟

00:10:52.910 --> 00:10:58.420
‫اگه هدف یا رویای خاصی برای
‫آینده نداری، چرا بهش فکر نمی‌کنی؟

00:10:58.420 --> 00:11:00.800
‫رویا یا هدف؟

00:11:00.800 --> 00:11:02.260
‫تو داری؟

00:11:02.260 --> 00:11:03.880
‫سلطه بر جهان.

00:11:06.850 --> 00:11:08.070
‫هان.

00:11:08.070 --> 00:11:10.320
‫یالا دیگه. منو تو خماری نذار.

00:11:17.000 --> 00:11:19.800
‫شبا مدیتیشن می‌کنی؟
‫چه شاگرد جدی‌ای هستی.

00:11:20.630 --> 00:11:22.560
‫شما نمی‌کنین، خانوم اینوری؟

00:11:22.560 --> 00:11:26.280
‫هیچوقت. بالاخره،
‫من جادوگر خردم.

00:11:26.280 --> 00:11:30.920
‫من یه نابغه‌ام که جادوش رو فقط
‫با استفاده از دانش و الهام توسعه داده.

00:11:30.920 --> 00:11:32.340
‫چقدر از خودت تعریف می‌کنی، هان؟

00:11:35.430 --> 00:11:40.540
‫خانوم اینوری، چیکار می‌کردین اگه بهتون
‫می‌گفتن فقط یه سال زنده می‌مونین؟

00:11:40.540 --> 00:11:42.800
‫چرا؟ داری می‌میری؟

00:11:43.110 --> 00:11:45.140
‫یه سوال فرضیه.

00:11:45.140 --> 00:11:47.260
‫لازم نیست قایمش کنی. من می‌فهمم.

00:11:48.580 --> 00:11:53.150
‫واکنشت یه کم بی‌روح به نظر می‌رسید
‫وقتی داشتیم درباره آینده صحبت می‌کردیم.

00:11:54.330 --> 00:11:57.540
‫آدم نمی‌تونه چیزی رو از
‫یکی از هفت حکیم قایم کنه.

00:11:57.540 --> 00:11:59.610
‫خب چی قراره تو رو بکشه؟

00:12:02.330 --> 00:12:03.540
‫یه نفرین.

00:12:08.320 --> 00:12:15.710
‫می‌فهمم. پس برای مقابله با اثرات پیری ناگهانی
‫به جاودانگی از یه دانه زندگی نیاز داری.

00:12:16.290 --> 00:12:18.920
‫تا حالا چندتا قطره اشک شوق
‫جمع کردی؟

00:12:19.300 --> 00:12:23.300
‫چهار تا. ولی فقط دوتاش
‫اشک شوق خالصه.

00:12:23.300 --> 00:12:24.560
‫خب، این که خوب نیست.

00:12:24.560 --> 00:12:26.260
‫افتضاحه.

00:12:26.720 --> 00:12:32.460
‫از وقتی به مامان‌بزرگ فلیر قول دادم که
‫به خاطر اون به زندگی ادامه بدم، تمام تلاشمو کردم، ولی...

00:12:33.390 --> 00:12:36.540
‫هیچ بهونه‌ای ندارم. من یه شکست کامل خورده‌ام.

00:12:36.540 --> 00:12:37.900
‫تو باورنکردنی‌ای.

00:12:39.510 --> 00:12:44.940
‫استادم گفت دانه‌های زندگی
‫از شادی ساخته شدن،

00:12:44.940 --> 00:12:48.330
‫پس باید با جمع کردن
‫تکه‌های احساسات شروع کنم.

00:12:48.330 --> 00:12:51.830
‫تکه‌های احساسات واقعاً
‫اینقدر قدرتمندن؟

00:12:51.830 --> 00:12:55.340
‫کی می‌دونه؟ خودمم واقعاً نمی‌دونم.

00:12:55.340 --> 00:12:57.650
‫چی؟ با اینکه جادوگر خردی؟

00:12:57.650 --> 00:13:02.090
‫احساسات واقعاً تو جادوی مدرن استفاده نمی‌شن.

00:13:02.090 --> 00:13:07.510
‫ولی از قدیم‌الایام، گفته می‌شه اشک‌ها
‫قدرت اسرارآمیزی دارن.

00:13:07.510 --> 00:13:12.180
‫خب، همه‌ش رویا و خیاله.
‫خیلی بهم نمی‌سازه.

00:13:12.180 --> 00:13:14.710
‫آدم پیر می‌شه دیگه رویاپردازی نمی‌کنه، هان؟

00:13:14.710 --> 00:13:15.980
‫می‌کشمت.

00:13:17.940 --> 00:13:20.230
‫هی، می‌تونم اون بطری رو ببینم؟

00:13:20.230 --> 00:13:21.760
‫چی؟ اوه، حتماً.

00:13:21.760 --> 00:13:25.320
‫اگه همه پولتو بهم بدی،
‫اگه دوست داشتی می‌تونی حتی بشکونیش.

00:13:25.320 --> 00:13:26.780
‫عمراً.

00:13:27.770 --> 00:13:29.660
‫تکه‌های احساسات، هان؟

00:13:29.660 --> 00:13:31.020
‫برام تازگی داره.

00:13:31.020 --> 00:13:33.410
‫ولی یه قدرت اسرارآمیزی توشون حس می‌کنم.

00:13:33.410 --> 00:13:39.430
‫اگه بهت می‌گفتن تو یه سال هزارتا قطره اشک
‫شوق جمع کنی، چطوری این کارو می‌کردی؟

00:13:39.430 --> 00:13:41.760
‫هوم، بذار فکر کنم...

00:13:41.760 --> 00:13:47.220
‫اول، داده جمع می‌کردم تا مشخص کنم
‫چی باعث می‌شه چیزی "قطره اشک شوق" باشه.

00:13:47.220 --> 00:13:53.430
‫بعد، دارو یا طلسم طراحی می‌کردم تا اون شرایط رو
‫بازسازی کنم و سوژه‌های آزمایشی پیدا می‌کردم.

00:13:54.020 --> 00:13:56.410
‫خیلی ماشینی به نظر میاد.

00:13:56.410 --> 00:13:58.480
‫یه دانشمند همین کارو می‌کنه.

00:13:58.480 --> 00:14:01.400
‫ولی احتمالاً انجام دادنش
‫تو عمل سخت باشه.

00:14:01.400 --> 00:14:03.220
‫معلومه.

00:14:03.780 --> 00:14:09.040
‫راستش، وقتی دعوتم کردی
‫که دستیارت بشم، خیلی خوشحال شدم.

00:14:09.040 --> 00:14:13.670
‫من فقط تو لاپیس زندگی کردم،
‫پس، اوه... چطوری بگم؟

00:14:13.670 --> 00:14:18.390
‫هیجان‌زده بودم که جلوی دری وایسادم
‫که به بقیه دنیای بزرگ راه داشت.

00:14:19.540 --> 00:14:20.770
‫مگ...

00:14:20.770 --> 00:14:25.670
‫چند هفته‌ایه که استادم
‫بهم گفته قطره‌های اشک شوق جمع کنم.

00:14:26.170 --> 00:14:29.520
‫مردم می‌گن من به طرز وحشتناکی مثبتم،

00:14:29.520 --> 00:14:35.010
‫ولی حتی منم می‌دونم جمع کردن هزارتا اشک
‫شوق تو یه سال تقریباً غیرممکنه.

00:14:35.560 --> 00:14:36.890
‫داری تسلیم می‌شی؟

00:14:38.580 --> 00:14:39.690
‫حالا می‌فهمم.

00:14:40.610 --> 00:14:43.140
‫نزدیک بود تسلیم بشم.

00:14:43.770 --> 00:14:49.590
‫یه جایی، به جای تلاش برای زنده موندن،
‫داشتم رو پذیرفتن مرگ کار می‌کردم.

00:14:51.780 --> 00:14:55.260
‫کی به کسی که داره درباره
‫مرگ و زندگی حرف می‌زنه می‌خنده؟

00:14:55.260 --> 00:14:58.910
‫ببخشید، تقصیر من بود. تو فقط خیلی احمقی.

00:14:59.690 --> 00:15:03.520
‫تقریباً تسلیم شده بودی و
‫هنوز نفهمیده بودیش.

00:15:03.910 --> 00:15:05.290
‫حتماً احمقی.

00:15:05.290 --> 00:15:07.920
‫به نظر میاد واقعاً
‫دلت جنگ می‌خواد.

00:15:07.920 --> 00:15:09.190
‫ببخشید، خب؟

00:15:09.490 --> 00:15:13.760
‫پس، حالا که آماده مردنی،
‫یه چیز ویژه نشونت می‌دم.

00:15:14.330 --> 00:15:16.880
‫بهت نشون می‌دم چرا یکی از هفت حکیمم.

00:15:17.390 --> 00:15:20.240
‫می‌دونستی امشب اوج
‫بارش شهابیه؟

00:15:20.560 --> 00:15:22.400
‫واقعاً؟

00:15:22.400 --> 00:15:24.910
‫من که هیچ ستاره دنباله‌داری نمی‌بینم.

00:15:24.910 --> 00:15:28.970
‫چون ماه کامله.
‫آسمون صافه، ولی زیادی روشنه.

00:15:28.970 --> 00:15:33.160
‫حیف شد. اگه می‌تونستم ببینم
‫یه آرزو می‌کردم.

00:15:33.160 --> 00:15:36.490
‫وقتی آماده مردنی
‫چه آرزویی می‌کنی؟

00:15:36.710 --> 00:15:37.700
‫پول.

00:15:37.700 --> 00:15:39.500
‫نمی‌تونی یه کم قشنگ‌ترش کنی؟

00:15:40.520 --> 00:15:43.400
‫قدرت یکی از هفت حکیم رو ببین.

00:15:54.400 --> 00:15:55.800
‫واو.

00:15:56.070 --> 00:16:00.770
‫آدم احتمالاً باید تا آخر دنیا سفر کنه
‫تا همچین منظره‌ای ببینه.

00:16:01.010 --> 00:16:03.310
‫ولی این هنوز همه‌ش نیست.

00:16:04.730 --> 00:16:05.650
‫بیا.

00:16:10.080 --> 00:16:11.860
‫وای.

00:16:12.120 --> 00:16:15.120
‫چطوری همه‌ی این کارو با یه حرکت انجام دادی؟

00:16:15.120 --> 00:16:17.860
‫فقط مسیر شهاب‌ها رو
‫یه کم تغییر دادم.

00:16:18.170 --> 00:16:23.130
‫دیدن این همه ستاره باعث نمی‌شه
‫نگرانی‌های خودت خیلی کوچیک به نظر برسن؟

00:16:23.610 --> 00:16:28.090
‫راست می‌گی. البته من نگران
‫چیزی نبودم.

00:16:28.090 --> 00:16:29.150
‫باید باشی.

00:16:30.570 --> 00:16:32.350
‫من تسلیم شده بودم.

00:16:32.760 --> 00:16:36.140
‫تسلیم شده بودم و داشتم سعی می‌کردم مرگ رو بپذیرم.

00:16:36.140 --> 00:16:40.470
‫ولی بعد از دیدن این بارش شهابی
‫یه چیزی فهمیدم.

00:16:40.810 --> 00:16:43.680
‫پتانسیل جادو بی‌نهایته.

00:16:45.270 --> 00:16:48.900
‫یه آرزو کن، مگ.
‫برای هر چیزی که بیشتر از همه می‌خوای.

00:16:48.900 --> 00:16:50.810
‫سلطه بر جهان؟

00:16:50.810 --> 00:16:52.280
‫اون نه.

00:16:52.500 --> 00:16:55.060
‫زنده موندن. نمردن.

00:16:55.060 --> 00:16:57.430
‫تبدیل شدن به جادوگری
‫که به دل دنیا می‌زنه.

00:16:57.430 --> 00:16:59.840
‫این اون چیزی نیست که باید آرزو کنی؟

00:17:01.080 --> 00:17:02.380
‫خانوم اینوری.

00:17:03.360 --> 00:17:04.560
‫خیلی خب.

00:17:07.430 --> 00:17:14.550
‫اولش، برام عجیب بود که
‫مامان‌بزرگ فاوست یه شاگرد گرفته.

00:17:14.550 --> 00:17:16.430
‫خب مگه همینطوری نشد؟

00:17:21.320 --> 00:17:24.000
‫مگ، تو جادوگر خوبی می‌شی.

00:17:30.840 --> 00:17:32.400
‫اثـ-تاد.

00:17:32.400 --> 00:17:33.820
‫خوش اومـ-'دین.

00:17:33.820 --> 00:17:35.490
‫چتونه شما دو تا؟

00:17:35.850 --> 00:17:38.740
‫با دهن پر بهم سلام نکنین.

00:17:39.350 --> 00:17:42.970
‫ممنون که مراقبش بودی، اینوری.

00:17:43.420 --> 00:17:46.410
‫مشکلی نیست. به منم خیلی خوش گذشت.

00:17:46.760 --> 00:17:50.380
‫راستی، مامان‌بزرگ فاوست،
‫می‌خوام درباره یه چیزی باهاتون صحبت کنم.

00:17:50.380 --> 00:17:54.260
‫این از تو بعیده، اینوری. چی شده؟

00:17:54.260 --> 00:17:58.440
‫می‌تونم این دخترو دستیار آینده‌م کنم؟

00:17:59.710 --> 00:18:01.180
‫خانوم اینوری، شما بردین!

00:18:01.180 --> 00:18:02.670
‫تسلیمم! تسلیمم!

00:18:01.180 --> 00:18:03.740
‫اون هنوز یه شاگرده.

00:18:04.130 --> 00:18:09.190
‫ولی اگه وقتش برسه،
‫شاید فکر بدی نباشه.

00:18:09.410 --> 00:18:10.950
‫پس، قطعی شد.

00:18:12.980 --> 00:18:15.650
‫گوش کن، مگ. بهتره نمیری.

00:18:15.890 --> 00:18:19.090
‫تو دست راست من می‌شی،
‫پس باید زنده بمونی حتی اگه بمیری.

00:18:19.090 --> 00:18:20.530
‫چه خواسته دیوانه‌واری.

00:18:20.530 --> 00:18:21.660
‫خب؟

00:18:21.660 --> 00:18:24.080
‫باشه. قسم می‌خورم نمی‌میرم.

00:18:24.080 --> 00:18:29.710
‫بالاخره، من قراره جادوگر
‫بزرگ‌تری از تو یا استادم بشم.

00:18:31.500 --> 00:18:35.130
‫از روحیه‌ت خوشم میاد. حالا به این
‫می‌گن مثبت‌اندیشی دیوانه‌وار.

00:18:35.130 --> 00:18:37.930
‫چی؟ کی مثبت‌اندیشی دیوانه‌وار داره؟

00:18:37.930 --> 00:18:39.790
‫اوه، خودت اینو گفتی.

00:18:40.220 --> 00:18:42.800
‫شما دو تا مثل خواهرا می‌مونین.

00:18:42.800 --> 00:18:46.110
‫شنیدی، مگ؟
‫اگه خواستی می‌تونی بهم بگی "آبجی بزرگه".

00:18:46.110 --> 00:18:47.180
‫چی؟

00:18:48.060 --> 00:18:51.700
‫به نظرم جادوگر خرد
‫بهم یه رویا داد.

00:18:52.540 --> 00:18:55.110
‫رویایی که منتظرمه
‫وقتی این یه سال رو پشت سر بذارم.

00:18:55.110 --> 00:18:59.070
‫رویای امکانات
‫و دنیایی که هنوز ندیدم.

00:18:59.070 --> 00:19:04.330
‫پس فعلاً، فکر کنم هر کاری از دستم برمیاد
‫برای چیزی که جلومه انجام بدم،

00:19:04.690 --> 00:19:07.330
‫درحالی که رویای روزی رو می‌بینم
‫که بالاخره می‌رسه.

00:19:10.380 --> 00:19:13.130
‫چند هفته بعد

00:19:20.720 --> 00:19:23.300
‫فقط یه هفته تا جشنواره
‫دنیای دیگه مونده.

00:19:23.300 --> 00:19:25.970
‫کلی توریست به لاپیس اومدن

00:19:25.970 --> 00:19:29.930
‫تا امسال با ساکنین
‫دنیای دیگه تعامل کنن.

00:19:30.200 --> 00:19:35.940
‫جادوگر ابدی، خانم فاوست، که جشنواره رو
‫با باز کردن دروازه به دنیای دیگه شروع می‌کنه،

00:19:35.940 --> 00:19:38.400
‫با شهردار کارتر دیدار کرد.

00:19:38.400 --> 00:19:40.700
‫آره، همه‌چی خوب پیش می‌ره.

00:19:43.040 --> 00:19:43.960
‫آخ.

00:19:43.960 --> 00:19:48.410
‫با آقای هندی تماس گرفتم.
‫باید یه مدتی استراحت کنی.

00:19:48.410 --> 00:19:53.180
‫خب، این خوب نیست.
‫چطوری تا یه هفته دیگه دروازه رو باز کنم؟

00:19:54.200 --> 00:19:56.160
‫اوه، راست می‌گی. یادم رفته بود.

00:19:56.160 --> 00:20:01.010
‫جشنواره دنیای دیگه، بزرگترین
‫جشنواره سالانه لاپیس، نزدیکه.

00:20:01.340 --> 00:20:03.130
‫شاید امسال کنسلش کنن.

00:20:03.380 --> 00:20:06.300
‫نمی‌تونیم قدرت جادویی رو
‫آزاد کنیم.

00:20:06.300 --> 00:20:08.140
‫درسته.

00:20:08.620 --> 00:20:15.060
‫جادو معمولاً تو لاپیس جمع می‌شه.
‫اضافه‌ش باید مصرف بشه.

00:20:15.060 --> 00:20:20.110
‫باز کردن دروازه به دنیای دیگه
‫یه مراسم مهمه برای انجام این کار.

00:20:20.870 --> 00:20:23.040
‫قراره چیکار کنیم؟

00:20:23.040 --> 00:20:24.950
‫شاید یه جایگزین بیارم.

00:20:25.650 --> 00:20:26.830
‫یه جایگزین؟

00:20:33.320 --> 00:20:34.870
‫چه سرده.

00:20:38.940 --> 00:20:41.100
‫امروز هوا سرده، مگه نه؟

00:20:52.480 --> 00:20:54.390
‫چه گرم و نرمه.

00:20:57.560 --> 00:20:58.270
‫هی.

00:21:00.020 --> 00:21:01.230
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:21:01.230 --> 00:21:03.700
‫منم می‌تونم همینو ازت بپرسم!

00:21:08.570 --> 00:21:09.830
‫ایـ-ایـ-این...

00:21:09.830 --> 00:21:14.550
‫این یه توهم از سوفیه! یه روح!

00:21:17.670 --> 00:21:20.550
‫استاد، اون جایگزینی که گفتین...

00:21:20.550 --> 00:21:24.540
‫آره. در عوض اینکه اجازه بدیم سوفی
‫چند روز اینجا بمونه،

00:21:24.540 --> 00:21:27.050
‫اون دروازه دنیای دیگه رو باز می‌کنه.

00:21:27.280 --> 00:21:31.140
‫کمر منم بعد از اون خوب می‌شه.

00:21:31.140 --> 00:21:34.410
‫شما واقعاً یکی از هفت حکیم هستین.

00:21:34.410 --> 00:21:37.000
‫منظورت از این حرف چیه؟ آخ.

00:21:38.770 --> 00:21:44.110
‫گوش کن مگ. تو سوفی رو همراهی می‌کنی
‫تا وقتی من بتونم دوباره راه برم.

00:21:44.110 --> 00:21:45.500
‫من؟!

00:21:45.500 --> 00:21:50.340
‫تو بیشتر درباره شهر
‫و دروازه دنیای دیگه می‌دونی، مگه نه؟

00:21:50.340 --> 00:21:52.330
‫چی؟

00:21:52.330 --> 00:21:55.910
‫سوفی یه نابغه‌ست.
‫هر چی می‌تونی ازش یاد بگیر.

00:21:55.910 --> 00:21:57.360
‫اوه، اوه، باشه.

00:21:57.384 --> 00:22:18.384
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:18.408 --> 00:22:39.408
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.180 --> 00:23:39.940
‫برکت‌های گشایش دروازه