﻿WEBVTT

00:00:00.700 --> 00:00:07.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:59.375 --> 00:01:00.500
!مامان

00:01:03.500 --> 00:01:04.791
چیه؟
بذار ببینم

00:01:06.541 --> 00:01:08.458
مامان، قراره بمیرم؟

00:01:09.625 --> 00:01:11.250
کاملا برعکس، رمدیوس

00:01:13.041 --> 00:01:15.958
« سریال « صد سال تنهایی

00:01:53.333 --> 00:01:55.125
،تلاش خسته کننده‌ای بود

00:01:55.875 --> 00:01:57.750
،اما در روز مشخص شده برای مراسم

00:01:58.250 --> 00:02:00.708
...رمدیوس در راه و روش زندگی

00:02:00.791 --> 00:02:02.583
.به اندازه خواهرانش ماهر شده بود

00:02:11.833 --> 00:02:13.583
،از طرف دیگه، آئورلیانو

00:02:14.166 --> 00:02:15.916
...که چکمه‌هایی پاش بود که

00:02:16.000 --> 00:02:19.875
چندین سال بعد در مواجه شدن با
،جوخه آتش هم قرار بود پاش باشه

00:02:20.875 --> 00:02:22.458
.بغض در گلو داشت

00:02:23.625 --> 00:02:25.083
مثل همیشه خوشتیپی

00:02:28.625 --> 00:02:29.583
ربکا کجاست؟

00:02:35.208 --> 00:02:36.083
ممنونم

00:02:49.375 --> 00:02:51.041
،همانطور که اورسولا برنامه ریزی کرده بود

00:02:51.708 --> 00:02:53.875
...ربکا هم همون روز ازدواج می‌کرد

00:02:53.958 --> 00:02:56.708
خانم ربکا، یکی اومده دیدن شما

00:02:56.791 --> 00:02:58.250
،اما شب قبلش...

00:02:58.958 --> 00:03:03.375
پیترو کرسپی نامه‌ای دریافت کرد
،که خبر از مرگ قریب الوقوع گولیا می‌داد

00:03:03.458 --> 00:03:04.375
،مادرش

00:03:05.208 --> 00:03:07.333
.و اون فورا به سمت پایتخت رفت

00:03:15.458 --> 00:03:16.291
،ربکا

00:03:17.708 --> 00:03:20.833
حتی نامه‌های پیترو هم در حد و اندازه‌ی زیبایی تو نیست

00:03:21.875 --> 00:03:22.916
گولیا؟

00:03:27.208 --> 00:03:28.125
پیترو کجاست؟

00:03:28.625 --> 00:03:30.708
می‌خوام قبل عروسی ببینمش؟

00:03:32.166 --> 00:03:35.000
واسه عروسی اینو که تنت نمی‌کنی، مگه نه؟

00:03:47.458 --> 00:03:48.291
ببینم

00:03:50.916 --> 00:03:56.458
آدم نباید همه‌جا زندگی رو مغلوب کنه

00:03:59.625 --> 00:04:00.541
زندگی

00:04:07.541 --> 00:04:08.958
امروز نه، خوزه آرکادیو

00:04:10.041 --> 00:04:10.916
امروز نه

00:04:41.541 --> 00:04:43.041
عروسی بخش راحتشه

00:04:43.791 --> 00:04:45.291
آروم باش

00:05:44.166 --> 00:05:46.666
آئورلیانو، حلقه رو بگیر. بعد از من تکرار کن

00:05:47.625 --> 00:05:48.583
...من، آئو

00:05:50.666 --> 00:05:52.375
حلقه افتاد

00:06:32.750 --> 00:06:33.833
،از اون روز به بعد

00:06:35.083 --> 00:06:38.166
...ظرافت و آرامشی که رمدیوس همیشه

00:06:38.250 --> 00:06:41.041
.در مقابل فلاکت از خود نشون می‌داد آشکار شد

00:06:41.750 --> 00:06:44.416
...من، آئورلیانو بوئندیا

00:06:45.458 --> 00:06:47.541
...من، آئورلیانو بوئندیا

00:06:47.625 --> 00:06:51.666
.رمدیوس موسکوته را به همسری قبول می‌کنم

00:06:51.750 --> 00:06:52.916
...قول می‌دهم صادق باشم

00:06:53.416 --> 00:06:54.916
...قول می‌دهم صادق باشم

00:06:55.000 --> 00:06:58.458
.تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

00:07:02.291 --> 00:07:06.916
من، رمدیوس موسکوته، آئورلیانو بوئندیا را
به عنوان شوهرم قبول می‌کنم

00:07:08.166 --> 00:07:13.583
،به تو قول می‌دهم صادق باشم
،در مریضی و سلامتی

00:07:13.666 --> 00:07:15.125
.تا زمانی که مرگ ما را از هم جدا کند

00:07:17.666 --> 00:07:20.791
چیکار کردی؟ -
بگذارید این نمونه‌ای برای همه‌ی ما باشد -

00:07:21.291 --> 00:07:24.125
،تا اوضاع در مسیر درست باقی بماند

00:07:25.666 --> 00:07:28.916
همانطور که آقای آپولینار موسکوته
.ما را به ماکوندو آورد

00:07:30.666 --> 00:07:33.125
من حالا شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

00:07:44.291 --> 00:07:46.625
اونا هرکاری در توان بود کردن -
بله -

00:07:47.208 --> 00:07:50.791
.اینجا خانواده مارکز و ویزبال تشریف دارن

00:07:53.750 --> 00:07:54.750
عصر بخیر

00:07:56.208 --> 00:07:58.333
متوجه شدم که شما از موسسین هستین

00:07:58.416 --> 00:08:01.791
همینطوره. گرینلدو مارکز -
خوشوفتم -

00:08:01.875 --> 00:08:05.166
...پدر نیکانور رینا افتخار دادن

00:08:05.250 --> 00:08:09.125
تا فعالیت‌های معنوی خودشون
.در سانتا مارتا رو رها کنن تا اینجا پیش ما باشن

00:08:09.208 --> 00:08:13.250
.خانم موسکوته، لازم نیست همچین حرفی بزنید
باور کنید، افتخار از آن بنده‌ست

00:08:14.458 --> 00:08:16.791
حال شما؟ -
خوشوفتم. ایزابل هستم -

00:08:16.875 --> 00:08:18.750
نظرتون راجع به شهر چیه؟

00:08:18.833 --> 00:08:22.500
.همانطور که تصورش میشه
حالا با حضور خداوند بهتر هم هست

00:08:23.875 --> 00:08:25.125
همراه من بیاید -
ممنونم -

00:08:25.208 --> 00:08:27.750
خیال می‌کنه کیه؟ -
آروم باش. آروم -

00:08:59.375 --> 00:09:02.291
اورسولا، تصورش هم نمی‌تونم بکنم
...کارهایی رو که برای

00:09:02.375 --> 00:09:04.541
نگه‌ داشتن این خانواده به تنهایی انجام دادی

00:09:07.916 --> 00:09:10.375
خوشبختانه، من با کار کردن غریبه نیستم، آقای نیکانور

00:09:10.458 --> 00:09:11.291
البته

00:09:12.875 --> 00:09:15.291
بازم برای هر دوی شما دعا می‌کنم

00:09:15.791 --> 00:09:17.541
نگران نباش عزیزم

00:09:17.625 --> 00:09:20.500
مطمئنم پیترو برمی‌گرده و باهات ازدواج می‌کنه

00:09:20.583 --> 00:09:25.125
.مطمئنم زندگی شما محشر خواهد بود
واقعا زوج زیبایی هستین

00:09:25.958 --> 00:09:27.666
ربکا. کجا داری میری؟

00:09:33.708 --> 00:09:35.625
تو نامه رو فرستاده بودی؟

00:09:35.708 --> 00:09:37.958
ربکا... بس کن

00:09:38.916 --> 00:09:40.875
.این مهربانانه‌ترین راه بود

00:09:41.833 --> 00:09:43.500
راه دیگه‌ش کشتنت بود

00:09:45.958 --> 00:09:48.291
آمارانتا، می‌خوای برقصی؟ -
البته -

00:09:49.875 --> 00:09:50.708
ممنون

00:10:32.750 --> 00:10:34.000
مادرم کجاست؟

00:10:36.625 --> 00:10:38.125
هنوز می‌تونیم ازدواج کنیم

00:10:39.250 --> 00:10:42.875
.پدر نیکانور اینجاست
لباس هم هست. همه‌چی آماده‌ست

00:10:42.958 --> 00:10:44.375
بدون اون نمی‌تونم

00:10:45.041 --> 00:10:46.458
هیچوقت منو نمی‌بخشه

00:10:47.958 --> 00:10:48.791
ربکا

00:10:55.791 --> 00:10:58.083
ما کل زندگیمون رو باهم سپری می‌کنیم

00:10:58.875 --> 00:11:00.458
فقط مسئله زمانه

00:11:17.500 --> 00:11:22.541
،ما زمانی که باید نمی‌میریم
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم

00:11:24.541 --> 00:11:28.291
...ما زمانی که باید نمی‌میریم

00:11:28.791 --> 00:11:31.333
بلکه زمانی که می‌تونیم می‌میریم...

00:11:31.875 --> 00:11:34.750
...رمدیوس مشغول به کار خسته‌ کننده‌ی

00:11:34.833 --> 00:11:37.208
.مراقبت از خوزه آرکادیو بوئندیا شده بود

00:11:37.833 --> 00:11:41.583
اون مو و ریش‌هاش رو تمیز می‌کرد
.تا شپش نگیره

00:11:42.708 --> 00:11:44.500
،و در ماه‌های آخرش

00:11:45.500 --> 00:11:47.375
اون تونسته بود باهاش ارتباط برقرار کنه

00:11:47.458 --> 00:11:49.041
ترس از خطر؟ ترس؟

00:11:50.625 --> 00:11:52.125
ازش نمی‌ترسی؟

00:11:58.041 --> 00:12:01.500
مورچه‌های کوچک، اگه از این راه بیاین
کسی شما رو نمی‌بینه

00:12:01.583 --> 00:12:02.958
...اما اگه از اون راه برید

00:12:04.041 --> 00:12:04.958
مراقب باش

00:12:11.791 --> 00:12:13.000
دیدین منظورم چیه؟

00:12:15.250 --> 00:12:19.291
ورود او نسیم لذت بخشی
.به خانواده بوئندیا آورده بود

00:12:19.375 --> 00:12:22.125
.رمدیوس. بیا اینجا
می‌خوایم آبنبات درست کردن رو یاد بگیریم

00:12:32.625 --> 00:12:35.041
فرزندم، تو خیلی قشنگ آواز می‌خونی

00:12:36.750 --> 00:12:40.375
دیوارهای خانه سرشار از
.سرزندگی او بود

00:12:42.750 --> 00:12:46.083
،خانم ربکا بوئندیا
میشه با من برقصین؟

00:13:04.125 --> 00:13:06.458
یک، دو، سه

00:13:06.541 --> 00:13:07.750
خیلی خوبه
!حالا چرخش

00:13:09.708 --> 00:13:10.708
خیلی خوبه

00:13:14.041 --> 00:13:15.458
صبح بخیر، دنیا

00:13:15.958 --> 00:13:19.291
اون مثل گردبادی از حال خوب
.در میان راهرو‌ها بود

00:13:19.375 --> 00:13:22.625
صبح بخیر، خوزه آرکادیو -
صبح بخیر، رمدیوس -

00:13:33.416 --> 00:13:34.875
صبح بخیر، ویسیتاسیون

00:13:34.958 --> 00:13:35.875
صبح بخیر

00:13:48.375 --> 00:13:50.041
صبح بخیر، خانم اورسولا

00:13:51.250 --> 00:13:52.666
صبح بخیر، فرزندم

00:14:13.625 --> 00:14:20.500
آئورلیانو انگیزه‌ای که برای زندگی
.نیاز داشت رو درون او پیدا کرده بود

00:14:28.666 --> 00:14:29.791
تو درستش کردی؟

00:14:32.041 --> 00:14:33.458
این یک مکان شخصیه

00:14:36.000 --> 00:14:37.250
ببخشید، آرکادیو

00:14:37.791 --> 00:14:39.500
خیال کردم دلت قهوه بخواد

00:14:43.000 --> 00:14:44.083
...اون
ممنون

00:14:45.125 --> 00:14:48.541
آخرین کسی بود...
.که آرکادیو قبل مرگ بهش فکر می‌کرد

00:15:04.791 --> 00:15:05.958
رمدیوس، تکون نخور

00:15:40.958 --> 00:15:43.958
بهت نگفتم چون نمی‌خواستم
ازدواجت رو خراب کنه

00:15:46.125 --> 00:15:48.291
می‌دونم این یک مشکله، آئورلیانو

00:15:49.750 --> 00:15:52.666
.اما من خودم دو تا پسر دارم
اون لایق یک خانواده‌ست

00:15:56.125 --> 00:15:56.958
اشکالی نداره

00:15:58.125 --> 00:15:59.208
ازش مراقبت می‌کنم

00:16:02.416 --> 00:16:04.583
اما سر زده نباید می‌اومدی

00:16:34.625 --> 00:16:36.916
چیزی نیست

00:16:41.250 --> 00:16:42.250
عشق من

00:16:48.666 --> 00:16:49.500
آئورلیانو

00:17:06.833 --> 00:17:08.250
چطور تونستی، آئورلیانو؟

00:17:11.583 --> 00:17:14.708
قبل اینکه از رمدیوس خاستگاری کنم
این اتفاق افتاد

00:17:14.791 --> 00:17:15.958
!مهم نیست

00:17:22.083 --> 00:17:23.416
مجبورش می‌کنی یک حرامزاده رو بزرگ کنه؟

00:17:25.708 --> 00:17:26.708
چی گفتی؟

00:17:32.916 --> 00:17:35.083
اون پسر اسم بوئندیا رو به دوش می‌کشه

00:17:38.208 --> 00:17:40.250
،خوب گوش کن، اورسولا ایگواران

00:17:41.041 --> 00:17:44.583
هیچوقت نمی‌ذارم طوری که با آرکادیو
!رفتار کردی با اون هم رفتار کنی

00:17:46.458 --> 00:17:47.333
باشه

00:17:49.416 --> 00:17:52.791
بذار ببینیم اون و خانواده‌ش چی میگن
وقتی بفهمن که تو یک پسر داری

00:17:55.250 --> 00:17:56.166
خواهیم دید

00:17:58.791 --> 00:17:59.666
بله، خواهیم دید

00:18:02.875 --> 00:18:04.291
اسم داره؟

00:18:04.791 --> 00:18:06.583
اسم من و برادرم بهش میرسه

00:18:07.791 --> 00:18:08.791
آئورلیانو خوزه

00:18:13.083 --> 00:18:15.875
فردا نیکانور رو راضی می‌کنم
تا غسل تعمیدش بده

00:18:15.958 --> 00:18:18.708
،با برکت خداوند
،و این بین خودمون باشه

00:18:18.791 --> 00:18:21.541
.فکر نکنم مشکلی پیش بیاد
موافقی؟

00:18:23.875 --> 00:18:24.708
موافقم

00:18:29.875 --> 00:18:32.416
به قلمرو پروردگار خوش اومدی

00:18:33.250 --> 00:18:34.500
اینم از این

00:18:47.833 --> 00:18:48.916
سفت بگیرش

00:18:53.583 --> 00:18:55.750
چند وقت در شهر می‌مونین، پدر؟

00:18:55.833 --> 00:18:59.208
می‌خوایم از حضور شما استفاده کنیم
.تا برنامه ازدواج خودمون رو بریزیم

00:18:59.291 --> 00:19:01.083
نیازی به عجله نیست، عزیزم

00:19:01.166 --> 00:19:03.625
پدر نیکانور تصمیم گرفته بمونه

00:19:05.958 --> 00:19:09.500
دستاوردی که اینجا در وسط ناکجا آباد
بهش رسیدین خارق العاده‌ست، خانم اورسولا

00:19:10.000 --> 00:19:11.416
...چیزی که منو غافلگیر می‌کنه

00:19:11.916 --> 00:19:14.083
،اینه که
،در طول سی سال پس از تاسیس شهر

00:19:14.166 --> 00:19:16.500
.هیچکس به فکر کلیسا ساختن نبوده

00:19:17.833 --> 00:19:21.666
حقیقت اینه که، ما هرگز برای
.مذاکره با خداوند نیازی به کلیسا نداشتیم، آقای نیکانور

00:19:21.750 --> 00:19:26.416
.خداوند مذاکره نمی‌کنه خانم
کتاب مقدس این رو به وضوح گفته

00:19:26.958 --> 00:19:31.750
تا حالا به این فکر کردین که
...طاعون وحشتناکِ چند سال پیش

00:19:32.250 --> 00:19:34.666
تنبیه الهی برای زندگی در گناه بوده؟

00:19:35.500 --> 00:19:38.291
می‌خواین اورسولا از طرف
کل ماکوندو جواب بده؟

00:19:38.375 --> 00:19:41.000
نه، اصلا. البته که نه

00:19:41.958 --> 00:19:44.500
دیشب خواب همون پرستشگاه رو دیدم

00:19:45.500 --> 00:19:47.708
،بزرگترین پرستشگاه در کشور بود

00:19:48.416 --> 00:19:50.083
با پنجره‌های شیشه‌ای
،که از کف تا سقف بودن

00:19:51.166 --> 00:19:52.875
،با مجسمه‌ی به اندازه‌ی انسان از افراد مقدس

00:19:53.791 --> 00:19:55.250
و یک ارگ

00:19:55.333 --> 00:19:57.541
یک ارگ مثل مال کلیسای نوتردام

00:19:58.958 --> 00:20:01.083
ما قبلا سهم خودمون رو دادیم

00:20:02.041 --> 00:20:04.500
امیدوار باشیم
.که بقیه افراد شهر هم سهمی میدن

00:20:07.041 --> 00:20:09.458
،با مرحمت خداوند و کمک همه

00:20:09.958 --> 00:20:12.791
احتمالا بتونیم تا سه سال آینده افتتاحش کنیم

00:20:13.291 --> 00:20:15.458
ربکا از همه خوش‌شانس‌تره

00:20:16.333 --> 00:20:19.083
عروسی تو اولین عروسی‌ای هستش
که در اون کلیسا برگزار میشه

00:20:19.166 --> 00:20:20.041
!نه

00:20:22.875 --> 00:20:24.166
ببخشید، پدر

00:20:24.708 --> 00:20:26.833
،ازدواج در اون کلیسا باعث افتخاره

00:20:27.625 --> 00:20:29.958
اما من دلیلی نمی‌بینم
تا اینقدر صبر کنم

00:20:30.041 --> 00:20:32.166
چون پیوند شما توسط خداوند تقدیس میشه

00:20:32.250 --> 00:20:33.291
همینطوره

00:20:34.125 --> 00:20:36.125
اون وقت عروسی رمدیوس و آئورلیانو اینطور نبود؟ -
ربکا -

00:20:36.208 --> 00:20:37.833
چرا باید سه سال صبر کنیم؟

00:20:37.916 --> 00:20:39.291
آئورلیانو همینجا ازدواج کرد

00:20:39.375 --> 00:20:42.458
چون یه شبه تمام افراد این خانواده پیرو سنت قدیم شدن

00:20:47.000 --> 00:20:48.250
چی گفتی؟

00:20:50.208 --> 00:20:52.791
...گفتم همه -
!همین الان دهنت رو ببند -

00:20:57.166 --> 00:21:00.000
اینجا ما همه‌چی رو باهم ساختیم، آقای نیکانور

00:21:01.416 --> 00:21:04.833
مطمئنم اون کلیسا هم
در چشم به هم زدن حاضر میشه

00:21:06.208 --> 00:21:10.541
و کلی وقت پیدا می‌کنیم تا
.عروسی‌ای که لایقش هستی رو برنامه‌ریزی کنیم

00:21:26.291 --> 00:21:27.750
حق با رمدیوس بود

00:21:28.833 --> 00:21:30.291
تو مرد عالمی هستی

00:21:32.291 --> 00:21:34.791
کی بهت یاد داده این شکلی وارد یه اتاق بشی؟

00:21:34.875 --> 00:21:36.083
بدون دعوت

00:21:36.166 --> 00:21:37.750
ما موسکوته‌ها کنجکاو هستیم

00:21:42.291 --> 00:21:43.208
چی می‌خوای؟
،آرکادیو

00:21:45.208 --> 00:21:48.750
دولت منابعی به ما داده
،تا در ماکوندو مدرسه درست کنیم

00:21:49.708 --> 00:21:51.375
...اما هنوز معلمی پیدا نکردم که

00:21:51.458 --> 00:21:55.083
بخواد تمام وقت باشه
.تا از وسایل مراقبت کنه

00:21:56.000 --> 00:21:59.416
ببین، من دنبال کار یا اینکه بخوام
به کسی جواب پس بدم نیستم

00:22:00.041 --> 00:22:03.666
من اونقدری سرم شلوغ هست
که وقت نمیشه به این مسائل دخالت کنم

00:22:04.791 --> 00:22:05.791
نظرت چیه؟

00:22:55.625 --> 00:22:57.666
هنوز منتظر عذرخواهی هستم

00:22:59.750 --> 00:23:01.000
کجا داری میری؟

00:23:02.916 --> 00:23:04.541
حالا یه اتاق خالی داری

00:23:08.666 --> 00:23:10.083
لازم نیست چیزی بگی

00:23:12.791 --> 00:23:14.416
خیلی وقت پیش باید می‌رفتم

00:24:00.666 --> 00:24:02.250
ببخشید -
دکتر، لطفا -

00:24:02.333 --> 00:24:04.333
نمی‌دونم درباره چه مجوزی صحبت می‌کنی

00:24:04.416 --> 00:24:06.000
هرکسی می‌تونه ادعا کنه که دکتره

00:24:06.083 --> 00:24:08.083
.یکم احترام نشون بده
.نمی‌دونم داری چی میگی

00:24:08.166 --> 00:24:10.875
مجوز باز کردن این مغازه -
!من چیزی نشون شما نمیدم -

00:24:10.958 --> 00:24:12.500
،در کل این کشور

00:24:12.583 --> 00:24:16.041
تا حالا کسی برای انجام کارم
از من مجوز دولتی نخواسته

00:24:16.125 --> 00:24:22.125
پس مگه اینکه قانونی مدنی دستتون باشه
و قانونی رو نشونم بدین

00:24:22.208 --> 00:24:25.750
که منو مجبور کنه چیزی بهتون نشون بدم
،که گواهینامه‌ی من رو تصدیق نمی‌کنه

00:24:25.833 --> 00:24:27.958
.ازتون می‌خوام که از اینجا برید

00:24:28.750 --> 00:24:31.416
.از محل کسب من برید
دارین مشتری‌های منو می‌ترسونین

00:24:33.083 --> 00:24:34.375
ببخشید مزاحم شدیم

00:24:41.666 --> 00:24:44.375
خیلی وقت بود کسی حالشون رو نگرفته بود

00:24:44.458 --> 00:24:48.291
خب، قطعا لازمه کسی
حقوق‌شون رو یادشون بندازه

00:24:50.375 --> 00:24:53.666
من دکتر آلیریو نوگرا هستم، متخصص هومئوپاتی

00:24:54.375 --> 00:24:56.125
خوشوفتم -
آرکادیو -

00:24:57.041 --> 00:24:58.291
مدیر مدرسه‌م

00:25:00.666 --> 00:25:01.500
لعنت بهش

00:25:02.833 --> 00:25:05.625
عجب مسئولیتی بابت اون بچه‌ها گردنت هست

00:25:08.416 --> 00:25:10.041
اگه یه موقع خواستی صحبت کنی

00:25:10.125 --> 00:25:12.250
،یا دارو لازم داشتی

00:25:12.333 --> 00:25:13.958
می‌دونی که کجا پیدام کنی

00:25:16.916 --> 00:25:18.833
« مدرسه عمومی »

00:25:47.416 --> 00:25:49.208
،حتی اگر موقتی هم بود

00:25:50.208 --> 00:25:54.416
مدرسه آرکادیو رو از فشار
.خانواده‌ی قدیمیِ تلخ آزاد کرد

00:25:56.916 --> 00:25:57.958
...شیمی

00:25:59.916 --> 00:26:05.791
شیمی علاقه‌مندیِ
،باهوش‌ترین افراد روی زمین بوده

00:26:06.958 --> 00:26:10.833
آن‌ها دنبال کشف
سنگ کیمیایِ افسانه‌ای بودن

00:26:11.333 --> 00:26:13.916
...سنگ کیمیا

00:26:16.583 --> 00:26:19.666
از صداتون معلومه
هیچ نمی‌دونین که چی هستش

00:26:20.625 --> 00:26:23.250
آقا معلم، مسئله اینه که
گونزالس هیچوقت چیزی نمی‌دونه

00:26:23.333 --> 00:26:24.541
اصلا چیزی بارش نیست

00:26:26.000 --> 00:26:28.750
یالا پس بیا چیزی رو که
روی تخته هست رو توضیح بده روخاس

00:26:28.833 --> 00:26:30.416
نه آخه، منم چیزی بارم نیست

00:26:34.083 --> 00:26:36.958
مهم‌ترین چیز اینه که
راه خودت رو گم نکنی

00:26:37.583 --> 00:26:38.875
بس کن، خوزه آرکادیو

00:26:39.625 --> 00:26:41.875
،اگه می‌خوای حرف بزنی
یه چیزی بگو من بفهمم

00:26:47.458 --> 00:26:48.541
ممنون، فرزندم

00:26:49.833 --> 00:26:51.041
از هر دوتون ممنونم

00:26:53.333 --> 00:26:54.166
بیا

00:27:01.958 --> 00:27:02.875
مشکل چیه؟

00:27:14.541 --> 00:27:15.416
مشکل چیه؟

00:27:20.208 --> 00:27:21.208
...آئورلیانو

00:27:23.166 --> 00:27:25.250
الان چند ماهی هست که ازدواج کردین

00:27:26.375 --> 00:27:27.875
خودت فکر می‌کنی چی شده؟

00:27:35.250 --> 00:27:37.333
آیا آئورلیانو خوزه خواهر یا برادر دار میشه؟

00:27:54.458 --> 00:27:56.291
میشه یه سفیدش رو باهم درست کنین؟

00:27:56.958 --> 00:27:58.916
،نمی‌دونیم که قراره پسر باشه یا دختر

00:27:59.000 --> 00:28:01.666
اما خوب میشه عمه‌هاش
اولین هدیه‌هاش رو درست کنن

00:28:05.291 --> 00:28:09.875
این زوج چنان تاثیری روی
...هر دو خانواده گذاشته بودن

00:28:09.958 --> 00:28:13.333
،که وقتی رمدیوس گفت که حامله‌ست

00:28:13.916 --> 00:28:16.666
حتی ربکا و آمارانتا هم با هم صلح کردن

00:28:18.708 --> 00:28:22.875
.اما شما قول داده بودی جناب
بحث خانه‌ی خداست

00:28:22.958 --> 00:28:26.958
پدر، اگه پروردگار بدهیش رو
با ما صاف کرده بود، تا الان کارمون تموم میشد

00:28:27.041 --> 00:28:30.375
چطور باید درخواست عشریه کنم
تا پول شما رو بدم اگه نتونم کلیسا رو باز کنم؟

00:28:30.458 --> 00:28:33.583
از عشریه پولتون رو میدم -
از چی؟ عشریه؟ -

00:28:33.666 --> 00:28:35.125
بله، درسته

00:28:37.916 --> 00:28:40.250
چند وقته اینطوریه؟ -
یه ماه -

00:28:41.000 --> 00:28:42.708
انگار پول تموم کردن

00:28:43.625 --> 00:28:45.708
خدا با چوب یا شلاق مجازات نمی‌کنه

00:28:45.791 --> 00:28:47.875
بیا کاشی‌ها رو بذاریم. به آرامی

00:28:47.958 --> 00:28:50.083
نمی‌خوام چیزی روم بیفته

00:28:54.500 --> 00:28:55.541
بیا با هم فرار کنیم
کجا، ربکا؟

00:28:58.125 --> 00:28:59.708
هرچی دارم اینجاست

00:29:18.208 --> 00:29:19.250
چی شده؟

00:29:19.750 --> 00:29:21.833
هیچی. همه‌چی مرتبه، خانم اورسولا

00:31:29.666 --> 00:31:35.791
...پروردگارا، رحم کن

00:31:39.375 --> 00:31:42.083
،او که هزینه‌ی درها رو جمع نکرده بود

00:31:43.041 --> 00:31:45.875
،نیکانور با یک زنگوله کوچک وارد شهر شد

00:31:46.833 --> 00:31:48.833
.و مردم رو به فضای باز فراخواند

00:31:48.916 --> 00:31:50.708
...پروردگارا

00:31:51.291 --> 00:31:53.125
خیلی‌ها از روی کنجکاوی رفتند

00:31:54.041 --> 00:31:55.625
بقیه از روی احساس غربت رفتند

00:31:57.625 --> 00:31:59.375
...بقیه هم به این خاطر که خداوند

00:31:59.458 --> 00:32:03.500
اهانتِ برای واسطه‌گری رو
.به عنوان توهین شخصی تلقی نکنه

00:32:03.583 --> 00:32:05.833
...شما حالا شاهد

00:32:07.333 --> 00:32:11.500
.گواه انکار ناپذیر قدرت خداوند می‌شوید

00:32:13.125 --> 00:32:15.583
پسری که بهش کمک می‌کرد

00:32:16.250 --> 00:32:20.625
یک فنجان شکلات داغ براش آورد
که او بدون وقفه برای نفس گرفتن خوردش

00:32:43.333 --> 00:32:45.000
این واقعیه؟

00:33:08.583 --> 00:33:12.208
...هیچکس به منشا الهی اثبات تجربی شک نکرد

00:33:14.791 --> 00:33:16.666
به جز خوزه آرکادیو بوئندیا

00:33:18.916 --> 00:33:20.625
خیلی ساده‌ست

00:33:22.791 --> 00:33:26.166
اون حالت چهارم ماده رو کشف کرده

00:33:29.791 --> 00:33:30.625
من انکارش می‌کنم

00:33:32.125 --> 00:33:35.000
این بدون شک وجود خداوند رو اثبات می‌کنه

00:33:38.375 --> 00:33:42.250
حقه‌های تو... منو فریب نمیده

00:33:44.625 --> 00:33:47.208
،تا وقتی که تصویر واضحی از خدا نبینم

00:33:48.125 --> 00:33:50.916
نیرنگ‌های تو رو باور نمی‌کنم

00:33:54.916 --> 00:33:55.958
چی گفتش؟

00:33:58.666 --> 00:33:59.791
چی داره میگه؟

00:34:00.666 --> 00:34:04.000
اون گفت همیشه می‌خواسته که
تصویری از خداوند ببینه

00:34:07.208 --> 00:34:09.708
...بنابراین، مشخص شد

00:34:10.541 --> 00:34:13.291
.که گفتار نامفهوم شیطانیِ خوزه آرکادیو بوئندیا لاتین بوده

00:34:13.375 --> 00:34:15.833
خانم اورسولا، میشه باهاتون صحبت کنم؟ -
بیا -

00:34:17.583 --> 00:34:19.500
باید استراحت کنی

00:34:20.333 --> 00:34:22.250
فقط خواستم یه مطلبی رو عرض کنم

00:34:23.791 --> 00:34:26.666
می‌بینید که من هرکاری
در توانم بود کردم

00:34:26.750 --> 00:34:28.750
.تا ایمان رو برای مردم ماکوندو به ارمغان بیارم

00:34:30.666 --> 00:34:34.958
،اگه اهدا مردم به این سرعت بخواد پیش بره
.تا سه سال دیگه اون کلیسا تکمیل نمیشه

00:34:35.583 --> 00:34:37.375
حداکثر ده سال طول می‌کشه

00:34:39.041 --> 00:34:41.750
...پس می‌خواستم بپرسم که می‌تونین

00:34:41.833 --> 00:34:43.416
...با صحبت کردن با مردم کمکم کنید یا

00:34:43.500 --> 00:34:46.791
این مسئولیت رو نباید به دوش
خانم اورسولا بندازیم، پدر

00:34:47.291 --> 00:34:49.583
خداوند می‌دونه که اوضاع هنگامی که باید اتفاق میفته

00:34:49.666 --> 00:34:51.083
آمین

00:34:51.166 --> 00:34:53.083
و عجله برای چیه؟

00:35:05.958 --> 00:35:07.208
بعدا می‌بینمتون، خانم

00:35:08.166 --> 00:35:09.875
داری بچه‌ها رو دیوونه می‌کنی

00:35:09.958 --> 00:35:12.416
می‌خوان براشون کتاب شیمی بخرم

00:35:12.500 --> 00:35:13.333
واقعا؟

00:35:13.416 --> 00:35:16.208
بله. تبریک بابت شغلت

00:35:16.291 --> 00:35:17.625
ممنون -
بریم -

00:35:32.541 --> 00:35:35.083
،بدون دانستن نسب‌شون

00:35:35.750 --> 00:35:39.666
.به اندازه پدرش به پیلار ترنرا علاقه پیدا کرد

00:35:50.625 --> 00:35:51.958
...دنبالش می‌گشت

00:35:53.291 --> 00:35:56.250
و از رد بوی دودی‌ش پیداش می‌کرد

00:35:57.250 --> 00:35:59.916
.بدون اینکه بدونه چطور باهاش ارتباط بگیره

00:36:05.083 --> 00:36:05.916
یکی دیگه؟

00:36:12.166 --> 00:36:13.000
ممنون

00:36:14.791 --> 00:36:15.625
بفرما

00:36:18.625 --> 00:36:19.458
!ماتیلده

00:36:26.666 --> 00:36:28.583
دیگه دوست نیستیم یا چی؟

00:36:28.666 --> 00:36:30.375
منم توی همین فکر بودم

00:36:31.083 --> 00:36:33.583
خیلی وقته که نیومدی خونه

00:36:34.958 --> 00:36:38.250
از موقع حادثه‌‌ی خوزه آرکادیو اصلا وقت نداشتم

00:36:38.333 --> 00:36:39.375
قابل درکه

00:36:39.958 --> 00:36:41.458
دل همه‌مون براش تنگه

00:36:44.041 --> 00:36:46.583
باورت میشه با نیکانور شروع به صحبت کرد؟

00:36:47.666 --> 00:36:50.916
،اگه اون نبود
نمی‌فهمیدیم که چی میگه

00:36:52.833 --> 00:36:54.708
،کل روز مشغول صحبت هستن

00:36:55.250 --> 00:36:56.708
همونطور که با تو صحبت می‌کرد

00:36:59.166 --> 00:37:00.500
نیکانور مرد خوبیه

00:37:01.041 --> 00:37:03.083
اورسولا، منظورت از این حرفا چیه؟

00:37:05.125 --> 00:37:07.208
گاهی فکر می‌کنم این ارتباط با خانواده موسکوته‌

00:37:07.291 --> 00:37:10.000
باعث شده شهری که با خوزه آرکادیو
.تاسیسش کردیم رو فراموش کنی

00:37:15.958 --> 00:37:18.583
،از قضا
خوزه آرکادیو به یک درخت بسته شده

00:37:19.916 --> 00:37:21.666
الان من مراقب خانواده هستم

00:37:24.041 --> 00:37:26.125
حافظه‌ی من اشتباه نمی‌کنه، گرینلدو

00:37:27.083 --> 00:37:30.833
همونطور که می‌دونم شما دوتا
،وسط عروسی آئورلیانو رفتین

00:37:31.333 --> 00:37:33.375
همچنین می‌دونم که خانواده موسکوته

00:37:33.458 --> 00:37:37.125
تنها کسانی هستن که بعد از اینکه
.خوزه آرکادیو منو ترک کرد به ملاقاتم میان

00:37:38.458 --> 00:37:39.625
از دیدن شما خوشحال شدم

00:37:42.250 --> 00:37:43.125
ببخشید

00:37:53.750 --> 00:37:55.291
...هیچوقت

00:37:57.375 --> 00:38:00.208
نکته‌ی رقابت بین دو دشمن

00:38:00.916 --> 00:38:03.000
که معیارهای اخلاقی مشترک دارند
.رو نفهمیدم

00:38:12.666 --> 00:38:14.291
...چطور ممکنه

00:38:16.208 --> 00:38:17.333
که تو رو به یه درخت بستن؟

00:38:19.833 --> 00:38:21.208
خیلی ساده‌ست

00:38:24.125 --> 00:38:25.291
چون من دیوونه‌م

00:38:33.500 --> 00:38:35.375
،کشیش که نگران ایمان خود بود

00:38:36.000 --> 00:38:38.291
.دیگه برای ملاقات برنگشت

00:38:56.166 --> 00:38:57.875
حداقل به اندازه یه قاشق، فرزندم

00:38:58.708 --> 00:39:00.708
بچه نباید گرسنه باشه

00:40:21.333 --> 00:40:22.375
خانم اورسولا

00:40:23.125 --> 00:40:25.625
،چه با پنجره با شیشه رنگی یا زنگوله و چه بدونش

00:40:25.708 --> 00:40:28.916
ربکا باید قبل از پایان ماه
در محراب قرار بگیره

00:40:30.625 --> 00:40:32.041
روشنه، نیکانور؟

00:40:50.541 --> 00:40:52.875
عشق من، صبح بخیر

00:40:54.333 --> 00:40:55.750
واسه مادرت نامه بزن

00:40:55.833 --> 00:40:59.375
باشه یا نباشه تا یه ماه دیگه
در ماکوندو ازدواج می‌کنیم

00:41:11.500 --> 00:41:15.833
آمارانتا با ترس و لرزش
منتظر اون ساعت بود

00:41:52.166 --> 00:41:53.375
با ثبات. بفرما

00:42:09.458 --> 00:42:11.541
فکر می‌کنی پسره یا دختر؟

00:42:12.291 --> 00:42:15.500
،نمی‌دونم
اما یکی نه بلکه دو تا بچه میشه

00:42:16.875 --> 00:42:18.125
از کجا می‌دونی؟

00:42:19.791 --> 00:42:21.958
همونطور که می‌دونستم ربکا میادش

00:42:22.041 --> 00:42:24.750
قبل اینکه از اون در با چشم‌های
پر از ترس وارد بشه

00:42:25.750 --> 00:42:28.666
باورم نمی‌کنی؟
.از مادرم بپرس. اون بهت میگه

00:42:34.333 --> 00:42:35.166
!میگوئل

00:42:36.750 --> 00:42:37.875
کجا بودی؟

00:42:39.250 --> 00:42:40.083
چیه؟

00:42:53.416 --> 00:42:54.708
مشکل چیه؟

00:42:56.500 --> 00:42:57.583
چی شده؟

00:42:58.333 --> 00:42:59.666
می‌خاره -
می‌خاره؟ -

00:43:04.500 --> 00:43:05.458
حالت چطوره؟

00:43:21.375 --> 00:43:22.208
!پیلار

00:43:23.125 --> 00:43:23.958
آقای مدیر

00:43:24.500 --> 00:43:26.250
میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

00:43:26.333 --> 00:43:28.750
پسرم تو دردسر افتاده؟ -
نه، البته که نه -

00:43:29.333 --> 00:43:30.708
میشه حواست بهش باشه؟ -
البته -

00:43:31.375 --> 00:43:32.208
چی شده؟

00:43:33.583 --> 00:43:34.416
بفرما داخل

00:43:44.958 --> 00:43:47.416
!نه

00:43:47.500 --> 00:43:49.291
نه، آرکادیو، نه -
نه؟ -

00:43:49.375 --> 00:43:50.708
!نه -
نه؟ -

00:43:52.291 --> 00:43:53.125
نه

00:43:55.458 --> 00:43:58.875
.مثل قدیس‌ها رفتار نکن
همه می‌دونن تو جنده‌ای

00:44:03.041 --> 00:44:04.541
اینجا نه

00:44:05.750 --> 00:44:07.541
اینجا نه. الان نه

00:44:08.416 --> 00:44:10.750
.پسرم بیرونه
صدامون رو می‌شنوه آرکادیو

00:44:10.833 --> 00:44:12.500
آرکادیو

00:44:17.250 --> 00:44:18.125
خودم بعدا میام

00:44:19.583 --> 00:44:20.958
امشب میام

00:44:21.583 --> 00:44:24.458
در رو باز بذار و چراغا خاموش باشه

00:44:27.291 --> 00:44:28.166
واقعا؟

00:44:30.208 --> 00:44:32.166
چرا باید بهت دروغ بگم، آرکادیو؟

00:44:37.000 --> 00:44:38.291
امشب منتظرم باش

00:44:44.583 --> 00:44:45.791
میگوئل! بیا بریم

00:45:12.333 --> 00:45:13.833
،اون بیدار منتظرش دراز کشیده بود

00:45:15.125 --> 00:45:18.958
گوش به صدای جیرجیرک‌ها
،در ساعات بی‌پایانِ صبح اول وقت

00:45:20.083 --> 00:45:23.208
و بیشتر و بیشتر متقاعد میشد
.که اون زن فریبش داده

00:46:21.750 --> 00:46:24.666
آرکادیو متوجه شد که این
زنی نبود که منتظرش بود

00:46:24.750 --> 00:46:26.333
.چون بوی دود نمی‌داد

00:46:35.416 --> 00:46:36.500
،اون باکره بود

00:46:37.500 --> 00:46:40.416
.و اسمش سانتا سوفیا د لا پیداد بود

00:46:41.916 --> 00:46:44.791
،پیلار ترنرا 50 پزو بهش داده بود

00:46:46.083 --> 00:46:48.458
،نصف پس انداز عمرش رو

00:46:49.750 --> 00:46:51.958
تا این کارو انجام بده

00:46:57.375 --> 00:46:59.458
،آرکادیو بارها دیده بودش

00:47:00.458 --> 00:47:02.666
اما هیچوقت نگاه خوبی بهش ننداخته بود

00:47:03.208 --> 00:47:06.625
چون فضیلت نادرِ هرگز وجود نداشتن رو داشت

00:47:07.166 --> 00:47:09.083
.جز در زمان به موقع

00:47:15.583 --> 00:47:16.916
،اما از اون روز به بعد

00:47:17.875 --> 00:47:20.833
او در گرمای بغلش
.مثل گربه خودش رو جا می‌کرد

00:47:54.791 --> 00:47:56.208
!کمک

00:47:57.166 --> 00:47:59.208
!رمه. نفس بکش

00:48:03.250 --> 00:48:04.750
!کمک بیارید

00:48:06.791 --> 00:48:08.333
!دکتر صدا کنید

00:48:08.416 --> 00:48:09.333
!مامان

00:48:22.416 --> 00:48:25.666
!رمدیوس، نفس بکش
منو نگاه کن. من همینجام

00:48:26.166 --> 00:48:28.041
من اینجام. عشقم

00:48:28.583 --> 00:48:29.875
!عشقم

00:48:31.666 --> 00:48:33.541
.منو نگاه کن، نخواب

00:48:33.625 --> 00:48:35.875
!خوابت نبره

00:48:35.958 --> 00:48:38.125
عشقم. عزیزم، نخواب

00:48:38.208 --> 00:48:39.458
!خوابت نبره

00:48:46.750 --> 00:48:47.958
...رمدیوس

00:48:49.166 --> 00:48:51.708
،از مسمومیت خون خودش مرد

00:48:52.875 --> 00:48:55.875
با یه دوقلو در رحم‌ش

00:49:30.833 --> 00:49:32.583
...امروز، بیشتر از همیشه

00:49:34.708 --> 00:49:37.791
با توجه به شرایط مصیبت‌باری که
...ما رو کنار هم آورده

00:49:40.458 --> 00:49:41.916
...از خداوند تشکر می‌کنم

00:49:43.750 --> 00:49:45.500
...از خردمندی بی‌کرانش

00:49:48.500 --> 00:49:51.791
...که به موقع درهای پرستشگاهش رو

00:49:53.500 --> 00:49:55.916
،خانه‌ش رو به روی ما باز کرده

00:49:57.291 --> 00:49:58.708
...تا درد خود

00:49:59.958 --> 00:50:00.875
...و بار این مصیبت رو

00:50:01.791 --> 00:50:03.625
.در اینجا رها کنیم

00:50:10.208 --> 00:50:14.416
آمارانتا چنان التماس کرده بود
تا اتفاق هراسناکی بیفته

00:50:14.500 --> 00:50:16.708
تا مجبور نباشه ربکا رو مسموم کنه

00:50:17.291 --> 00:50:20.208
،که برای مرگ رمدیوس احساس گناه می‌کرد

00:50:21.291 --> 00:50:25.750
و آئورلیانو خوزه رو به عنوان پسری
.که در تنهایی ابدی همراهش باشه به فرزندی قبول کرده بود

00:52:16.125 --> 00:52:19.833
اورسولا دستور دوران سوگواری
،با درها و پنجره‌های بسته داده بود

00:52:20.666 --> 00:52:23.500
.و به مدت یک سال صحبت کردن رو ممنوع کرد

00:54:11.375 --> 00:54:13.583
هنگامی که سوگواری اونقدری طول کشید

00:54:13.666 --> 00:54:16.750
،که نشست‌های گلدوزی دوباره شروع شد

00:54:17.791 --> 00:54:21.625
یک باد قوی در خانه رو در ساعت دو بعد از ظهر
.به سوی خیابان باز کرد

00:55:00.416 --> 00:55:01.250
امکان نداره

00:55:03.833 --> 00:55:05.250
امکان نداره

00:55:09.458 --> 00:55:10.791
خوزه آرکادیو بود

00:55:11.708 --> 00:55:14.083
،با همان وضعیتی که رفته بود برگشته بود

00:55:14.625 --> 00:55:17.625
،و حتی پدرش
،در زیر درخت تنهای شاه بلوط

00:55:18.708 --> 00:55:22.625
خیال کرده بود که یک زلزله
خونه رو داره نابود می‌کنه

00:55:23.626 --> 00:55:30.626
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:55:48.666 --> 00:55:51.083
« بر اساس رمانِ گابریل گارسیا مارکز »