﻿WEBVTT

00:00:01.340 --> 00:00:04.630
‫وقتی نبودی، هر روز پیام های مخفی می رسید.

00:00:05.840 --> 00:00:06.840
‫پیام های مخفی؟

00:00:07.380 --> 00:00:09.640
‫بله. یه نفر اون ها رو از زیر در می فرستاد.

00:00:13.810 --> 00:00:15.560
<i>‫'آیا درست غذا می خوری؟'</i>

00:00:17.390 --> 00:00:19.140
<i>‫'زود خوب شو.'</i>

00:00:19.850 --> 00:00:21.270
<i>‫این دست خط لاناست.</i>

00:00:21.294 --> 00:00:42.294
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:09.590 --> 00:02:11.010
‫خیلی خب پس!

00:02:11.090 --> 00:02:12.590
‫سلامتی با غذا شروع می شه!

00:02:12.740 --> 00:02:16.890
‫#8 مسئولیت من

00:02:13.300 --> 00:02:16.390 line:20%
‫من تا حالا جایی مثل اینجا نیومده بودم...

00:02:18.180 --> 00:02:19.850
‫داری چیکار می کنی...

00:02:20.640 --> 00:02:23.850
‫اوه، نمی دونی؟ ما دوستیم.

00:02:24.690 --> 00:02:26.940
‫من ناجی تو هستم، مگه نه؟

00:02:28.730 --> 00:02:30.610
‫ممنون نیستی؟

00:02:32.150 --> 00:02:33.150
‫ببین.

00:02:33.240 --> 00:02:35.660
‫- ما دوستیم، مگه نه؟
‫- بله...

00:02:35.740 --> 00:02:38.370
‫اگه مجبورش کنی که بگه، حساب نیست!

00:02:48.750 --> 00:02:50.000
‫خیلی خوشمزه است.

00:02:50.090 --> 00:02:52.010
‫می دونم.

00:02:52.090 --> 00:02:54.550
‫شهر من هم از دریا دوره.

00:02:55.130 --> 00:02:57.640
‫هر وقت ماهی می خوریم، همیشه ماهی کبابی رودخونه ای داریم.

00:02:59.510 --> 00:03:01.850
‫راستی، فقط آدم های عادی با دست غذا می خورن.

00:03:01.930 --> 00:03:03.980
‫همه از این مدل غذا می خورن جایی که من ازش اومدم.

00:03:04.060 --> 00:03:05.520
‫در بین کار های مزرعه.

00:03:06.310 --> 00:03:08.110
‫چه اشراف زاده باشی چه آدم عادی،

00:03:08.650 --> 00:03:12.030
‫همه باید کمک کنن و کار کنن اگه می خوان غذا بخورن.

00:03:13.280 --> 00:03:15.780
‫خیلی عجیبه که تونستی یه جا تو این آکادمی به دست بیاری، اینطور نیست؟

00:03:17.990 --> 00:03:20.740
‫راستی، می خوای چی رو تو جشنواره مدرسه ببینی؟

00:03:22.080 --> 00:03:24.620
‫من می خوام تو اتاقم بمونم تا مهمونی شروع شه.

00:03:27.170 --> 00:03:29.750
‫این جوابی نبود که انتظار داشتم.

00:03:30.290 --> 00:03:33.760
‫نیل مشغوله، برای همین تو طول روز وقت نداره.

00:03:34.970 --> 00:03:37.550
‫پس دلیلی نداره که من تو جشنواره مدرسه شرکت کنم.

00:03:38.760 --> 00:03:41.140
‫ولی نمایش مدرسه مهم ترین رویداد تو جشنواره مدرسه است.

00:03:41.220 --> 00:03:44.470
‫به هر حال، من مسئول لباس ها هستم.

00:03:45.100 --> 00:03:46.270
‫اوه، واقعا؟

00:03:46.350 --> 00:03:48.230
‫آره، اون عالی بود.

00:03:48.860 --> 00:03:51.230
‫نحوه بحث کردنت با باشگاه تاریخ.

00:03:51.400 --> 00:03:54.940
‫و امسال حتی موقع نمایش آتش بازی هم هست.

00:03:55.650 --> 00:03:56.820
‫ولخرجی، درسته؟

00:03:56.900 --> 00:03:57.950
‫بله!

00:03:58.530 --> 00:04:01.660
‫هی، چرا سه تایی با هم نریم و تماشا کنیم؟

00:04:02.240 --> 00:04:05.160
‫حتی اگه بعضی ها فقط تو اتاقشون ولو شدن.

00:04:11.710 --> 00:04:14.250
‫شنیدم داری یه سری کارهای گلدوزی شده به بازارچه خیریه اهدا می کنی،

00:04:14.340 --> 00:04:16.550
‫- درسته، کیسی؟
‫- آره.

00:04:17.340 --> 00:04:18.510
‫از این جور چیزها.

00:04:19.680 --> 00:04:21.390
‫تو خیلی با استعدادی.

00:04:22.050 --> 00:04:23.850
‫خیلی قشنگه.

00:04:23.930 --> 00:04:25.600
‫ممنون.

00:04:26.100 --> 00:04:28.100
‫فکر کنم تو گلدوزی بد نیستم.

00:04:28.850 --> 00:04:31.230
‫دوست دارین یه چیزی براتون گلدوزی کنم؟

00:04:32.900 --> 00:04:33.980
‫ولی...

00:04:34.860 --> 00:04:38.740
‫تو داری بهم اسب‌سواری یاد میدی، حالا هم گلدوزی…

00:04:40.200 --> 00:04:42.530
‫فکر نکنی دارم لطفی در حقت می‌کنم!

00:04:43.830 --> 00:04:47.250
‫من اسب‌سواری و گلدوزی می‌کنم چون ازشون خوشم میاد، همین!

00:04:51.630 --> 00:04:55.420
‫اسب‌سواری، گلدوزی، و جشنواره مدرسه…

00:04:55.920 --> 00:04:57.840
‫لحظه‌شماری می‌کنم.

00:05:01.220 --> 00:05:02.550
‫آقای نورتون، خزانه‌دار.

00:05:04.600 --> 00:05:06.430
‫برای جابجایی یه سری وسایل به کمک نیاز داریم.

00:05:07.140 --> 00:05:08.730
‫بعد از مدرسه بیاین دم دروازه شرقی.

00:05:08.810 --> 00:05:10.730
‫برای جشنواره مدرسه است؟

00:05:11.390 --> 00:05:12.900
‫ما کارای چوب رو انجام میدیم.

00:05:12.980 --> 00:05:15.320
‫اعلاحضرت و منشی هاوارد مسئولیت آتش‌بازی رو بر عهده دارن.

00:05:15.820 --> 00:05:18.570
‫منشی گریهام و مسئول امور عمومی میوود

00:05:18.650 --> 00:05:19.990
‫نظارت بر لباس‌ها رو انجام میدن.

00:05:20.700 --> 00:05:24.660
‫چه بی‌احتیاطی که برنامه‌های شورای دانش‌آموزی رو به شخص ثالثی درز میدی.

00:05:25.240 --> 00:05:26.700
‫دقیقا مشکل چیه؟

00:05:27.410 --> 00:05:31.580
‫نیل و بریجت گریهام قراره با هم نظارت کنن…

00:05:33.130 --> 00:05:34.130
‫من میرم و مزاحمشون میشم.

00:05:34.210 --> 00:05:35.460
‫اوه، نه، نمیشه!

00:05:37.670 --> 00:05:41.180
‫به هر حال، به محض اینکه کلاس تموم شد، سریع بیا.

00:05:41.260 --> 00:05:43.050
‫باشه، لرد اشلی.

00:05:44.970 --> 00:05:46.510
‫اوه اوه، این یکم پیچیده است، نه؟

00:05:47.270 --> 00:05:49.100
‫اسم منم 'اشلی' هست. بانو اشلی.

00:05:49.230 --> 00:05:53.480
‫ولی من شما رو 'بانو کلودیا' صدا می‌کنم.

00:05:53.560 --> 00:05:54.900
‫اوه، خدای من.

00:05:55.360 --> 00:05:58.860
‫اون با شما صمیمی نیست، درسته داداش عزیزم؟

00:05:58.940 --> 00:06:01.990
‫من دوستشم، برای همین منو با اسم کوچیک صدا می‌کنه،

00:06:02.070 --> 00:06:06.580
‫ولی تو فقط یه آشنای معمولی هستی،

00:06:06.660 --> 00:06:08.240
‫برای همین اون اسمت رو استفاده نمی‌کنه.

00:06:08.330 --> 00:06:12.960
‫لرد اشلی واقعا تو کارش خوبه، و خیلی شگفت‌انگیزه…

00:06:13.040 --> 00:06:15.250
‫برای همین بهش احترام میذارم.

00:06:15.330 --> 00:06:17.420
‫داری باعث میشی هم‌رده‌ای کوچیکترت معذب بشه.

00:06:17.920 --> 00:06:22.260
‫-چه بی‌رحمانه، داداش عزیزم.
‫-نه،

00:06:22.340 --> 00:06:23.930
‫منظورم اینه که…

00:06:26.260 --> 00:06:27.260
‫میتونی منو سیریل صدا کنی.

00:06:34.190 --> 00:06:36.690
‫باشه، لرد سیریل.

00:06:39.150 --> 00:06:40.400
‫اوه، اوه…

00:06:41.110 --> 00:06:43.900
‫چه سر و صدایی برای یه اسم.

00:06:49.290 --> 00:06:52.040
‫امروز برای شام مرغ داریم.

00:06:53.960 --> 00:06:55.330
‫یه واکنش مانا؟

00:06:56.170 --> 00:06:58.590
‫اعلاحضرت، بازرگان‌ها رسیدن.

00:06:59.420 --> 00:07:01.840
‫خب، میشه لطفا اونها رو بگردونی؟

00:07:02.510 --> 00:07:04.670
‫من باید تدارکات پذیرایی رو داخل آماده کنم.

00:07:07.640 --> 00:07:09.220
‫مسئول طراحی صحنه

00:07:09.310 --> 00:07:11.310
‫باید میومد برای بررسی وسایل، ولی…

00:07:11.970 --> 00:07:13.520
‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم!

00:07:14.520 --> 00:07:15.770
‫کیسی؟

00:07:15.850 --> 00:07:17.230
‫تیم تحقیقات تاریخی
‫تیم طراحی صحنه

00:07:17.310 --> 00:07:19.070
‫مسئول مربوطه وارد یه بحث داغ شد

00:07:19.150 --> 00:07:20.520
‫با تیم دقت تاریخی.

00:07:21.110 --> 00:07:22.530
‫برای همین من به جاش اومدم.

00:07:23.150 --> 00:07:24.150
‫فهمیدم.

00:07:26.450 --> 00:07:28.620
‫چه اعداد زیادی...

00:07:29.370 --> 00:07:31.410
‫من می تونم شمردن رو انجام بدم،

00:07:32.120 --> 00:07:34.500
‫میشه شما هم لطفا با لیست چک کنید؟

00:07:34.580 --> 00:07:35.620
‫البته!

00:07:49.300 --> 00:07:51.640
‫بعدی اونجاست... ها؟

00:07:52.600 --> 00:07:53.970
‫کیسی؟

00:07:54.100 --> 00:07:55.140
‫اینجام!

00:07:57.020 --> 00:07:58.650
‫آهان، درسته.

00:08:04.030 --> 00:08:05.070
‫مواظب باش!

00:08:21.630 --> 00:08:23.420
<i>‫به موقع انجامش دادم؟</i>

00:08:25.210 --> 00:08:26.380
‫شما دو تا حالتون خوبه؟

00:08:28.180 --> 00:08:30.550
‫کیسی، حالت خوبه؟

00:08:31.850 --> 00:08:33.390
‫ممکنه روش افتاده باشه.

00:08:34.220 --> 00:08:35.350
‫ببریش درمانگاه.

00:08:35.930 --> 00:08:37.520
‫من اینجا رو مرتب می کنم.

00:08:37.600 --> 00:08:38.940
‫باشه.

00:08:46.070 --> 00:08:47.110
‫متاسفم.

00:08:47.990 --> 00:08:50.360
‫خیلی خجالت آور بود.

00:08:50.450 --> 00:08:51.780
‫نه.

00:08:51.870 --> 00:08:53.660
‫هر کس دیگه ای هم بود همینقدر شوکه می شد.

00:08:55.370 --> 00:08:56.660
‫فکر کنم درسته.

00:09:00.210 --> 00:09:06.170
‫طنابی که چوب رو نگه داشته بود، انگار روش جای بریدگی بود.

00:09:07.010 --> 00:09:09.510
‫چی؟ یعنی میگی یه تصادف نبوده؟

00:09:09.590 --> 00:09:11.590
‫برش های سطحی بودن.

00:09:12.090 --> 00:09:15.430
‫احتمالا برای این که طبیعی به نظر برسه.

00:09:16.430 --> 00:09:21.940
‫من حساب کردم چقدر طول کشیده تا طناب پاره بشه.

00:09:24.020 --> 00:09:25.940
‫باید بین پنج تا پانزده ثانیه بوده باشه.

00:09:26.980 --> 00:09:28.650
‫اما همه با تاجرها خیلی محتاط بودن

00:09:28.740 --> 00:09:31.200
‫به خاطر اتفاقی که دفعه قبل افتاد.

00:09:31.280 --> 00:09:32.910
‫ورود تیغه ها به داخل ممنوعه.

00:09:37.410 --> 00:09:38.410
‫کیسی،

00:09:39.080 --> 00:09:40.910
‫تو طناب رو بریدی؟

00:09:49.510 --> 00:09:51.260
‫فکر کنم گیر افتادم.

00:09:52.220 --> 00:09:53.220
‫بله.

00:09:53.300 --> 00:09:54.510
‫کار من بود.

00:09:55.970 --> 00:09:57.220
‫چرا؟

00:09:57.390 --> 00:10:01.850
‫من با اون الوار تو رو نشونه گرفته بودم، چون ازت متنفرم.

00:10:02.520 --> 00:10:05.190
‫کی فکرشو می کرد که اینجوری سر خودم خراب شه...

00:10:06.820 --> 00:10:08.480
‫داری دروغ میگی.

00:10:09.190 --> 00:10:10.320
‫دروغ نمیگم.

00:10:10.940 --> 00:10:14.320
‫من از همون روز اولی که دیدمت ازت متنفر بودم.

00:10:17.120 --> 00:10:20.080
‫داری چی رو از من پنهون می کنی؟

00:10:20.950 --> 00:10:21.960
‫هیچی.

00:10:22.710 --> 00:10:26.460
‫یادته یه نفر تو مهمونی چای تو رو ریخت دور؟

00:10:28.250 --> 00:10:29.260
‫آره...

00:10:29.800 --> 00:10:31.300
‫اون کار هم من کردم.

00:10:34.050 --> 00:10:36.470
‫-من از قبل می دونستم.
‫-چی؟

00:10:37.350 --> 00:10:42.310
‫تو مدرسه قبلیم، دانش آموزای دیگه وسایلم رو قایم می کردن.

00:10:42.390 --> 00:10:45.480
‫به خاطر همینه که اسمم رو روی وسایلم نمی نویسم.

00:10:46.900 --> 00:10:50.570
‫تنها کسی که دید من اون تیکه کاغذ رو تا میکردم

00:10:51.190 --> 00:10:53.950
‫تو بودی، کیسی.

00:10:55.860 --> 00:10:56.870
‫آهان، درسته.

00:10:57.910 --> 00:11:00.160
‫پس تو از اون موقع میدونستی...

00:11:05.250 --> 00:11:06.500
‫مونیکا!

00:11:07.250 --> 00:11:08.630
‫نرو، اون لباس...

00:11:08.710 --> 00:11:11.380
‫آره! خوب به نظر میاد، درسته؟

00:11:11.460 --> 00:11:12.840
‫صبر کن، الان بحث این نیست.

00:11:13.470 --> 00:11:15.970
‫یه واکنش مانای عجیب توی انبار غربی هست!

00:11:23.680 --> 00:11:24.850
<i>‫ویژگی آتش.</i>

00:11:25.600 --> 00:11:28.360
<i>‫داره مانای اطراف رو جذب و متراکم میکنه.</i>

00:11:29.190 --> 00:11:31.940
<i>‫این جریان چرخشی مانا...</i>

00:11:34.190 --> 00:11:35.190
‫یه شعله مارپیچی...

00:11:36.240 --> 00:11:38.370
‫تو از کجا درباره شعله های مارپیچی میدونی؟

00:11:40.700 --> 00:11:42.450
‫نقشه داری ترور کنی

00:11:43.370 --> 00:11:45.500
‫اعلیحضرت رو؟

00:11:47.460 --> 00:11:48.920
‫اعلیحضرت!

00:11:50.170 --> 00:11:51.710
‫آه، خانم میبل.

00:11:51.790 --> 00:11:53.920
‫درباره مسئله اون روز...

00:11:54.840 --> 00:11:58.220
‫منظورت اینه که من نقش پادشاه رو توی صحنه آخر بازی کنم؟

00:11:58.890 --> 00:12:00.760
‫مطمئنم که قبلاً این نقش رو رد کردم.

00:12:01.260 --> 00:12:04.180 line:20%
‫ولی فقط یه نقش کوچیکه! فقط باید چند کلمه بگی!

00:12:04.350 --> 00:12:07.770
‫بانو الین، که نقش ملکه رو بازی میکنه، هم میخواد تو این نقش رو بازی کنی!

00:12:11.650 --> 00:12:13.730
‫اگه بیشتر از این ادامه پیدا کنه، مجبور میشم اینو

00:12:13.820 --> 00:12:15.990
‫یه مانع برای وظایف شورای دانش آموزی در نظر بگیرم.

00:12:17.610 --> 00:12:19.030
‫به علاوه،

00:12:19.110 --> 00:12:23.790
‫مطمئنم که نمایش بدون من روی صحنه هم موفق میشه.

00:12:26.910 --> 00:12:28.250
‫این کار هوشمندانه ای بود؟

00:12:28.790 --> 00:12:32.170
‫بانو الین یکی از نامزدهای احتمالی شماست، ارباب.

00:12:32.250 --> 00:12:34.090
‫من درست رفتار خواهم کرد.

00:12:35.050 --> 00:12:38.170
‫یه نامزد احتمالی که توسط دوک کلاکفورد ترتیب داده شده.

00:12:38.760 --> 00:12:40.970
‫یه آینده درخشان از پیش تعیین شده.

00:12:42.260 --> 00:12:44.640
‫هیچکدوم از اینا برام مهم نیست.

00:12:45.140 --> 00:12:48.640
‫اما من باید پادشاه بشم.

00:12:50.140 --> 00:12:54.150
<i>‫حتی اگه بقیه منو عروسک خیمه شب بازی دوک کلاکفورد صدا کنن...</i>

00:12:55.190 --> 00:12:59.660
‫من نمیذارم عروسک خیمه شب بازی دوک کلاکفورد پادشاه بشه.

00:13:00.360 --> 00:13:04.080
‫آیا تصادف قبلی همش برای یه بهانه بود؟

00:13:04.580 --> 00:13:06.330
‫نمیتونم ریسک دستگیر شدن رو بپذیرم.

00:13:06.950 --> 00:13:10.540
‫تمام خانواده ام به خاطر کشتن سلطنتی ها اعدام میشن.

00:13:11.210 --> 00:13:13.380
‫اگه اعلیحضرت فلیکس پادشاه بعدی بشه،

00:13:13.880 --> 00:13:16.420
‫اونوقت دوک کلاکفورد، که ازش حمایت میکنه،

00:13:16.510 --> 00:13:18.550
‫جنگ رو با پادشاهی لندور شروع میکنه.

00:13:19.340 --> 00:13:22.590
‫شاهزاده دست نشانده دوم نمیتونه جلوشو بگیره.

00:13:24.180 --> 00:13:27.680
‫وقتی شنیدم که یه اژدهای زمینی توی شهر کریم ظاهر شده

00:13:27.770 --> 00:13:29.230
‫و توسط یه جادوگر رهگذر شکست خورده،

00:13:29.730 --> 00:13:31.400
‫حسودیم شد.

00:13:33.940 --> 00:13:36.190
‫ما نه سرباز داریم، نه پول،

00:13:37.190 --> 00:13:40.400
‫و اژدها برای مردم و سرزمین ما ویرانی به بار آورده.

00:13:41.070 --> 00:13:42.160
‫و با این حال،

00:13:42.910 --> 00:13:45.740
‫این کشور حتی یک بار هم سعی نکرد به ما کمک کنه!

00:13:46.830 --> 00:13:51.120
‫لندور مخفیانه به کمک ما اومد.

00:13:52.040 --> 00:13:53.790
‫نمیدونی چقدر ممنون بودیم.

00:13:54.500 --> 00:13:57.630
‫دوک کلاکفورد میخواد با امپراطوری وارد جنگ بشه.

00:13:57.710 --> 00:14:00.210
‫اون داره نقشه میکشه به لندور حمله کنه، که بین امپراطوری

00:14:00.300 --> 00:14:01.800
‫و پادشاهی ریدیل قرار داره.

00:14:02.590 --> 00:14:04.640
‫چطور میتونم اونارو ببخشم؟

00:14:05.180 --> 00:14:08.930
‫دوک کلاکفورد و اون شاهزاده دست نشانده دومیش.

00:14:11.930 --> 00:14:13.060
‫الان واقعا به دردسر افتادیم!

00:14:14.350 --> 00:14:16.730
‫برای متوقف کردن اسپیرال فلیم، ما به کد غیرفعال سازی نیاز داریم.

00:14:17.230 --> 00:14:20.230
‫لطفا، کیسی. اسپیرال فلیم رو متوقف کن!

00:14:21.400 --> 00:14:24.620
‫من هرگز اسپیرال فلیم رو متوقف نمیکنم، حتی اگه شکنجه ام کنید.

00:14:25.450 --> 00:14:28.490
‫تو هم دیگه جلوتر نمیری، چون عضو شورای دانش آموزی هستی.

00:14:31.080 --> 00:14:33.500
<i>‫این نمیتونه اتفاق بیفته.</i>

00:14:35.000 --> 00:14:37.500
<i>‫اما اگه کاری نکنم...</i>

00:14:41.300 --> 00:14:43.090
<i>‫نمیتونم با خودم کنار بیام.</i>

00:14:45.090 --> 00:14:48.010
<i>‫اگه شایسته بودن به عنوان یه عضو از شورای دانش آموزی</i>

00:14:48.680 --> 00:14:52.020
<i>‫وظیفه مونیکا نورتون، خزانه دار شورای دانش آموزی هست،</i>

00:14:52.980 --> 00:14:55.900
<i>‫پس این وظیفه منه به عنوان یه عضو از هفت فرزانه،</i>

00:14:57.310 --> 00:14:59.070
<i>‫جادوگر خاموش.</i>

00:15:00.610 --> 00:15:04.200
‫نرو، من میخوام به آکادمی حمله کنم.

00:15:05.150 --> 00:15:06.740
‫تو الان چی گفتی؟

00:15:06.820 --> 00:15:08.030
‫قبلا بهت گفتم.

00:15:08.830 --> 00:15:11.080
‫وقتی آکادمی از بیرون مورد حمله قرار میگیره،

00:15:11.580 --> 00:15:13.790
‫حصار محافظتی لوئیس فعال میشه.

00:15:14.670 --> 00:15:17.040
‫من ازت میخوام نقطه فعال سازی حصار رو پیدا کنی.

00:15:26.890 --> 00:15:28.930
‫البته، حصار لوئیس.

00:15:30.010 --> 00:15:30.970
‫نرو!

00:15:31.060 --> 00:15:32.520
‫به نظر میرسه نزدیک باغ قدیمیه.

00:15:32.720 --> 00:15:34.180
‫چیکار کردی؟

00:15:34.850 --> 00:15:35.850
‫نمیذارم بری!

00:15:42.020 --> 00:15:43.030
‫بیهوده است.

00:15:43.490 --> 00:15:45.240
‫اسپیرال فلیم هر لحظه منفجر میشه.

00:15:45.650 --> 00:15:48.320
‫هیچ کاری از دستت برنمیاد.

00:15:49.160 --> 00:15:50.490
‫اشتباه میکنی.

00:15:51.580 --> 00:15:52.580
‫من میتونم متوقفش کنم.

00:15:53.500 --> 00:15:56.250
‫نه، من باید متوقفش کنم.

00:16:02.000 --> 00:16:03.000
<i>‫یه چیزی آشناست...</i>

00:16:03.840 --> 00:16:06.630
<i>‫نیم رخش...</i>

00:16:10.600 --> 00:16:12.720
<i>‫من سه تا برادر بزرگتر داشتم.</i>

00:16:14.020 --> 00:16:16.810
<i>‫برادر بزرگترم از ارتفاع زیادی</i>

00:16:16.890 --> 00:16:19.230
<i>‫توسط یه پتیرودراگون انداخته شد و فورا مرد.</i>

00:16:20.230 --> 00:16:23.020
<i>‫دومین برادر بزرگترم توسط یه اژدهای سرخ تیکه پاره شد،</i>

00:16:23.650 --> 00:16:25.740
<i>‫بدنش بدون دست و پا رها شد.</i>

00:16:25.860 --> 00:16:30.030
<i>‫سومین برادر بزرگترم توسط نفس آتشین اژدهای سرخ سوزونده شد.</i>

00:16:30.870 --> 00:16:32.870
<i>‫پوست به کلاه خود و زره چسبیده بود،</i>

00:16:33.490 --> 00:16:36.750
<i>‫جدا کردنشون غیرممکن بود، برای همین همونطوری دفن شد.</i>

00:16:39.500 --> 00:16:42.880
<i>‫چهره اش مصمم به جنگیدنه.</i>

00:16:43.710 --> 00:16:45.800
<i>‫همون حالتی که برادرام داشتن.</i>

00:16:49.260 --> 00:16:51.760
‫-فهمیدم.
‫-حالا چی؟

00:16:52.720 --> 00:16:56.640
‫ما یه فرمول ضد اسپیرال فلیم رو جایگزینش میکنیم. برگرد.

00:17:04.150 --> 00:17:05.190
‫صبر کن.

00:17:05.270 --> 00:17:08.700
‫رین گفت که اونجا پر از تله‌ست.

00:17:09.860 --> 00:17:12.110
‫آه، مونیکا، مراقب پایین باش!

00:17:22.920 --> 00:17:24.000
‫اون چیه؟

00:17:24.590 --> 00:17:27.090
‫یه مانع پر از نیت قتل.

00:17:27.670 --> 00:17:30.470
‫این یارو چقدر مشکل روانی داره؟

00:17:30.550 --> 00:17:35.470
‫نه، فکر نمی‌کنم لویی این رو تنهایی ساخته باشه.

00:17:35.560 --> 00:17:36.810
‫چی؟

00:17:37.600 --> 00:17:40.810
‫من فقط یه نفر رو می‌شناسم

00:17:41.600 --> 00:17:43.610
‫که می‌تونه گیاه‌ها رو اینقدر سریع رشد بده.

00:17:44.730 --> 00:17:46.650
‫اونم مثل من یکی از هفت فرزانه‌ست.

00:17:47.150 --> 00:17:48.360
‫جادوگر خارها.

00:17:49.030 --> 00:17:53.110
‫پس اساساً، یعنی یه رویارویی در برابر دو تا از هفت فرزانه.

00:17:59.910 --> 00:18:02.250
‫مونیکا چطوری داره جادوگری می‌کنه؟

00:18:03.880 --> 00:18:05.460
‫مونیکا، وقتمون داره تموم میشه.

00:18:05.540 --> 00:18:06.880
‫باید چیکار کنیم؟

00:18:15.550 --> 00:18:18.600
‫وای. یه مدته اینو ندیده بودم.

00:18:25.270 --> 00:18:30.780
‫به نام یکی از هفت فرزانه، جادوگر خاموش، مونیکا اورت...

00:18:34.360 --> 00:18:36.070
‫باز شو، دروازه.

00:18:37.030 --> 00:18:38.790
<i>‫احضار پادشاه ارواح.</i>

00:18:39.790 --> 00:18:44.040
<i>‫اگرچه مونیکا می‌تونه بیشتر طلسم‌ها رو بدون ورد خوندن اجرا کنه،</i>

00:18:44.540 --> 00:18:46.920
<i>‫بعضی از وردها رو نمیشه حذف کرد.</i>

00:18:48.460 --> 00:18:50.920
<i>‫کلماتی که به یک موجود احضار شده تقدیم میشن.</i>

00:18:51.590 --> 00:18:55.630
<i>‫کلماتی که توسط رالف، اولین پادشاه و قهرمان پادشاهی ریدیل گفته شد،</i>

00:18:55.720 --> 00:18:58.810
<i>‫وقتی که اژدهای شیطانی رو شکست داد،</i>

00:18:59.770 --> 00:19:01.600
<i>‫به عنوان 'وردخوانی آیینی' شناخته میشن.</i>

00:19:04.640 --> 00:19:06.860
‫حالا از لبه سکوت ظاهر شو.

00:19:08.440 --> 00:19:11.360
‫پادشاه ارواح باد، شفیلد.

00:19:42.100 --> 00:19:43.100
‫مونیکا؟

00:19:44.100 --> 00:19:48.110
‫فقط تو نیستی که چیزهایی رو پنهون کردی.

00:19:56.610 --> 00:19:58.950
<i>‫تحلیل فرمول ساختگی، رهاسازی.</i>

00:19:59.530 --> 00:20:01.700
<i>‫تنظیم مختصات مانع، کامل شد.</i>

00:20:01.790 --> 00:20:03.450
‫داره حسابی بهم می‌ریزه!

00:20:06.080 --> 00:20:08.960
<i>‫تغییر شرط فعال‌سازی مانع</i>

00:20:09.040 --> 00:20:11.090
<i>‫از 'حمله خارجی' به 'حمله داخلی'.</i>

00:20:11.170 --> 00:20:12.630
<i>‫محدود به عنصر آتش.</i>

00:20:12.710 --> 00:20:15.210
<i>‫اکسیژن حذف شد!</i>

00:20:18.630 --> 00:20:19.930
<i>‫و بعدش، فقط باید...</i>

00:20:20.010 --> 00:20:23.510
<i>‫فشرده! فشرده! فشرده!</i>

00:20:23.600 --> 00:20:26.270
<i>‫فشرده! فشرده! فشرده!</i>

00:20:26.350 --> 00:20:28.100
<i>‫فشرده! فشرده!</i>

00:20:50.580 --> 00:20:51.750
‫درست به موقع...

00:20:52.420 --> 00:20:55.960 line:20%
‫وای، مانات کاملاً تخلیه شده، مگه نه؟

00:20:56.050 --> 00:20:59.890 line:20%
‫آره، خیلی وقته اینقدر ازش استفاده نکردم.

00:21:10.150 --> 00:21:12.150
‫من خیلی متمرکز بودم روی اینکه تو رو متقاعد کنم،

00:21:13.020 --> 00:21:15.570
‫که نتونستم ذات واقعی تو رو ببینم.

00:21:24.330 --> 00:21:25.450
‫کیسی...

00:21:26.490 --> 00:21:27.830
‫نه، مونیکا.

00:21:29.330 --> 00:21:32.960
‫من یه جنایتکار بی‌رحمم که سعی کردم جون والاحضرت رو بگیرم، بعد از همه اینا.

00:21:33.750 --> 00:21:35.340
‫تو واقعاً باید از من متنفر باشی.

00:21:40.630 --> 00:21:43.220
‫هی، ما اینجا یه مشکل جدی داریم.

00:21:43.720 --> 00:21:45.180
‫بقیه اش رو می سپارم به تو!

00:21:55.610 --> 00:21:57.400
‫تو خدمتکار احمق و لعنتی!

00:21:58.030 --> 00:22:01.360
‫من بارها بهت گفتم تکنیک فرودت رو بهتر کنی، نگفتم؟

00:22:02.320 --> 00:22:04.530
‫من اسمش رو گذاشتم فرود با ضربه گردبادی.

00:22:05.030 --> 00:22:07.830
‫قدرت تهاجمی بالایی داره، و شیکه.

00:22:08.870 --> 00:22:13.460
‫هیچ چیز شیکی در مورد اینکه تا زانو توی زمین دفن بشی وجود نداره.

00:22:14.750 --> 00:22:20.220
‫حائلم داشت درست کار نمی کرد، برای همین اومدم یه نگاهی بهش بندازم.

00:22:21.260 --> 00:22:24.300
‫پس بالاخره تو بودی، ای دوست دانشمند من.

00:22:24.324 --> 00:22:36.324
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:36.348 --> 00:22:48.348
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.