﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.705
‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

00:00:01.706 --> 00:00:04.904
‫گفتی اگه اومد، بهت خبر بدم

00:00:06.473 --> 00:00:09.041
‫هیچ نظری نداری که چرا اومده به دی سی؟

00:00:09.042 --> 00:00:12.044
‫اگه اسب سوار، رئیس جمهور
‫آمریکا رو هدف گرفته باشه،

00:00:12.045 --> 00:00:14.380
‫هیچ چیز نمیتونه مانع از رسیدن به هدفش بشه

00:00:14.381 --> 00:00:16.349
‫کل زندگیم باور داشتم که یه چیز

00:00:16.350 --> 00:00:18.918
‫گُنده تری اون بیرون هست
‫و حالا میفهمم که حقیقت داره

00:00:18.919 --> 00:00:21.254
‫یادم بیار که محکم تر از همیشه، مُشت بهت بزنم

00:00:21.255 --> 00:00:23.356
‫تو اطلاعات مهمی رو ازم پنهون کردی

00:00:23.357 --> 00:00:24.860
‫راجب اینکه کی هستی، از کجا اومدی

00:00:24.861 --> 00:00:28.594
‫از چه زمانی هستی و راجب دخترم

00:00:28.595 --> 00:00:30.963
‫سلامتِ مالی کاملاً تضمین شده است

00:00:30.964 --> 00:00:34.033
‫که بخاطر همین هیچکدومتون
‫نزدیکش نمیشین

00:00:34.057 --> 00:00:42.057
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:52.986 --> 00:00:54.220
‫سلام

00:00:54.221 --> 00:00:55.254
‫سلام

00:00:55.255 --> 00:00:57.523
‫آه، مامانت خونه است؟

00:00:58.492 --> 00:01:03.362
‫آه آره، ولی بهم گفت که نباید با
‫تو...یا دوستات حرف بزنم

00:01:05.499 --> 00:01:07.300
‫مالی، برگرد داخل، همین حالا

00:01:11.004 --> 00:01:12.338
‫اینجا چیکار میکنی؟

00:01:12.339 --> 00:01:13.806
‫اومدیم صحبت کنیم

00:01:15.075 --> 00:01:17.076
‫کرین اومده؟ گفت که قراره منو ببینه

00:01:17.077 --> 00:01:18.110
‫نه اینجا نیست

00:01:18.111 --> 00:01:19.814
‫به هردوتون گفتم که ازمون دور شین

00:01:19.815 --> 00:01:22.181
‫ببین من میدونم که برات سخته از پس این بربیای،

00:01:22.182 --> 00:01:24.016
‫اینکه بفهمی مالی، شاهد بعدیه

00:01:24.017 --> 00:01:27.086
‫من میدونم این چجوریه و باهاش زندگی کردم،

00:01:27.087 --> 00:01:28.554
‫بخاطر همین باید بهمون گوش کنی

00:01:28.555 --> 00:01:30.990
‫تنها کاری که باید بکنم، حفاظت از دخترمه

00:01:30.991 --> 00:01:32.225
‫میدونم البته،

00:01:32.226 --> 00:01:35.661
‫و من فقط سعی دارم بگم که...

00:01:37.364 --> 00:01:38.664
‫لعنتی، کرین کجاست؟

00:01:38.665 --> 00:01:40.048
‫قرار بود با هم این صحبت ها رو بکنیم

00:01:40.049 --> 00:01:41.234
‫خب وقتی پیداش کردی،

00:01:41.235 --> 00:01:43.803
‫هردوتون میتونین دیگه نیاین اینجا

00:01:46.707 --> 00:01:49.275
‫خوب پیش رفت

00:01:52.412 --> 00:01:53.913
‫آقای درایفس

00:01:53.914 --> 00:01:55.417
‫ملاقاتتون با "دکتر لانرگن" چطور بود؟

00:01:55.418 --> 00:02:00.920
‫دکتر لانرگن گفت که سطح
‫امید به زندگی فعلیم، 85 ساله

00:02:00.921 --> 00:02:02.788
‫85؟

00:02:02.789 --> 00:02:04.423
‫واسه خیلیا، کافیه

00:02:04.424 --> 00:02:08.227
‫وقتی 85 سالم بشه، تازه میخوام شروع کنم

00:02:08.228 --> 00:02:12.665
‫به دستاورد هایی که تا به الآن بهشون دست یافتم و بعد به
‫دستاورد های بیشتری که میتونم به دست بیارم، فکر کن

00:02:12.666 --> 00:02:17.069
‫اینطور نیست که من وقت بیشتری لازم دارم بلکه
‫دنیا نیاز داره که من وقت بیشتری داشته باشم

00:02:17.070 --> 00:02:18.604
‫بخاطر منفعتشه

00:02:18.605 --> 00:02:20.406
‫البته...

00:02:20.407 --> 00:02:24.176
‫و به اتفاقی که هنگام مرگ برای
‫روح ابدی تون می افته، ربط نداره

00:02:25.545 --> 00:02:26.879
‫دوستِ من...

00:02:27.848 --> 00:02:30.249
‫متاسفانه فکرت خیلی محدوده

00:02:30.250 --> 00:02:31.884
‫بازم ممنون

00:02:31.885 --> 00:02:36.489
‫من تشویقت میکنم که کلی
‫فکر کنی ولی جزئی عمل کنی

00:02:36.490 --> 00:02:39.625
‫برگردیم به اصل مطلب، پیدا کردن
‫طلسم بعدی به کجا رسید؟

00:02:39.626 --> 00:02:41.560
‫هنوز دنبالشم ولی در همین حین

00:02:41.561 --> 00:02:43.104
‫من نقشه ی "خطوط لای" رو پیدا کردم
‫(خطوط فرضی روی نقشه های جغرافیایی که به نظرِ محققان، اماکن تاریخی و مهم در امتداد آن قرار دارند)

00:02:43.105 --> 00:02:45.097
‫سرچشمه هایی که نیروهاشون درش جمع میشن

00:02:45.098 --> 00:02:47.166
‫امشب قراره تو یه موزه بیاد

00:02:47.167 --> 00:02:48.301
‫فوق العاده است

00:02:48.302 --> 00:02:54.173
‫بالاخره داریم میفهمیم که کجا میتونیم این
‫تیکه های پازل دوست داشتنی رو سوار کنیم

00:02:56.476 --> 00:02:58.344
‫کرین؟

00:02:59.613 --> 00:03:00.946
‫سلام؟

00:03:01.915 --> 00:03:04.016
‫کرین؟

00:03:04.017 --> 00:03:06.619
‫منو با دیانا ول کردی

00:03:06.620 --> 00:03:09.188
‫چندبار بهت گفتم که یه قفل مثل آدم بگیر؟

00:03:09.189 --> 00:03:10.652
‫یه بچه پنج ساله هم دزدکی میتونه بیاد تو

00:03:10.653 --> 00:03:12.787
‫کرین؟

00:03:19.900 --> 00:03:21.934
‫کرین؟

00:03:48.662 --> 00:03:50.296
‫طبق چیزی که طیف سنج نشون داده،

00:03:50.297 --> 00:03:54.567
‫ده درصدش یه نوع پروتئین ناشناخته است
‫و 90 درصد بقیه، هیدروکسید آهن ــه

00:03:54.568 --> 00:03:56.068
‫تار عنکبوت ــه

00:03:56.069 --> 00:03:57.870
‫تار عنکبوت؟

00:03:57.871 --> 00:03:59.705
‫کل آپارتمان کرین رو گرفته بود

00:03:59.706 --> 00:04:01.040
‫خب پس لابد یه عنکبوت غول پیکره

00:04:01.041 --> 00:04:02.408
‫- نشونه ی خوبی نمیتونه باشه
‫- خب، باشه

00:04:02.409 --> 00:04:04.643
‫دیانا شاید بتونه ترتیبِ یه جستجوی
‫همگانی واحد های پلیس رو واسه کرین بده

00:04:04.644 --> 00:04:07.844
‫میدونی شاید هم باز رفته
‫به مرکز خرید و گُم شده

00:04:07.845 --> 00:04:10.416
‫نه اون جواب تماس و
‫پیامک هاش رو هم نمیده

00:04:10.417 --> 00:04:12.162
‫خب پس شاید بتونه یه ردی...

00:04:12.163 --> 00:04:13.386
‫نه نیازی نیست بهش زنگ بزنیم

00:04:13.387 --> 00:04:17.957
‫به علاوه، کرین هرجا که هست
‫یه پلیس نمیتونه کمکی بهش بکنه

00:04:17.958 --> 00:04:20.292
‫آخرین باری که دیدمش تو خیابان ج بود

00:04:20.293 --> 00:04:23.996
‫درایفس گفت که قبلاً
‫هیولا ها رو توش گیر مینداختن و...

00:04:23.997 --> 00:04:26.899
‫ممکنه یه چیزی رو با خودمون آورده باشیم

00:04:26.900 --> 00:04:28.167
‫یه چیزِ شرور

00:04:28.168 --> 00:04:29.702
‫- یا یه چیزی که کرین رو گرفته؟
‫- آره

00:04:29.703 --> 00:04:31.804
‫یه چیزی که از نور خوشش نمی یاد

00:04:31.805 --> 00:04:37.042
‫هر چیزی که اینو درست کرده
‫معلومه خیلی ضدآفتاب میزده!

00:04:37.043 --> 00:04:38.711
‫یه لحظه صبرکنین

00:04:38.712 --> 00:04:43.616
‫آه آره آره، یه چیزی رو تو دفتر
‫خاطرات بنجامین فرانکلین خونده بودم

00:04:43.617 --> 00:04:45.184
‫آه...اینجا

00:04:45.185 --> 00:04:46.886
‫در سال 1778

00:04:46.887 --> 00:04:50.723
‫فرانکلین راجب برخورد کردن
‫با یه ماده ی مرموز، نوشته

00:04:50.724 --> 00:04:52.792
‫یه ترشحات چسبناک

00:04:52.793 --> 00:04:56.028
‫که خواص مال اون دنیا رو نشون
‫میداده و دچار نورگریزی بوده

00:04:56.029 --> 00:04:57.572
‫فرانکلین این ماده رو کجا پیدا کرده بود؟

00:04:57.573 --> 00:04:59.665
‫از یه سری مهاجر تو ایالت مری لند

00:04:59.666 --> 00:05:02.435
‫ظاهراً یه کشاورز از شهر ویلیامز
‫تو ایالت ویرجینیا گُم شده بوده

00:05:02.436 --> 00:05:06.539
‫آه اونا جسدش رو یه هفته بعد تو
‫یه غاری در جنگل "آبردین" پیدا کردن

00:05:06.540 --> 00:05:08.320
‫جسدش با این ماده، پیله شده بوده

00:05:10.911 --> 00:05:12.178
‫"غارِ نومیدی"
‫(به زبان لاتین)

00:05:12.179 --> 00:05:15.114
‫غار نومیدی

00:05:15.115 --> 00:05:18.250
‫اوه آره اصلاً به نظر شوم نمی یاد

00:05:18.251 --> 00:05:22.354
‫عرض جغرافیایی 39 درجه و طول 76 درجه

00:05:22.355 --> 00:05:24.390
‫"آبردین پروو گراوند" ــه

00:05:24.391 --> 00:05:26.492
‫صبرکن، فکر میکنی غار هنوز اونجاست؟

00:05:26.493 --> 00:05:28.160
‫فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

00:05:28.161 --> 00:05:31.564
‫آبردین یه منطقه ی نظامی با نیرو های
‫ارتش ــه که سلاح های ارتشی دارن

00:05:31.565 --> 00:05:33.532
‫و بین من و اون غار قرار گرفته

00:05:33.533 --> 00:05:34.934
‫به خاطر سپرده شد

00:05:34.935 --> 00:05:36.769
‫- خب پس ماهم باهات می یایم
‫- ما؟

00:05:36.770 --> 00:05:38.953
‫آره اگه تو قراره بری اونجا
‫ما هم هواتو داریم

00:05:38.954 --> 00:05:40.439
‫ممنون

00:05:40.440 --> 00:05:42.208
‫ولی این یکم خارج از حیطه ی شماست

00:05:42.209 --> 00:05:44.476
‫اگه تنهایی برم، راحت تره

00:05:45.912 --> 00:05:47.615
‫فکر میکنه ما از پسش برنمی یایم

00:05:47.616 --> 00:05:52.585
‫فکرمیکنی ما از پس 5 تا 10 سال حبس
‫بخاطر تجاوز به یه پایگاه نظامی برمی یایم؟

00:05:52.586 --> 00:05:55.154
‫الکس، ما تو گرفتنِ یه اسب سوار
‫آخرالزمان، کمک کردیم

00:05:55.155 --> 00:05:59.592
‫باشه، روزایی که اینجا مینشستیم و فقط
‫سپری شدن روز ها رو تماشا میکردیم، تموم شدن

00:05:59.593 --> 00:06:01.126
‫جنی بهمون نیاز نداره

00:06:01.127 --> 00:06:03.095
‫واقعاً؟ الکس،

00:06:03.096 --> 00:06:09.502
‫کاتولیک هایی که بنیانگذار مری لند بودن، اعتقاد داشتن که
‫این غار، خونه ی "سیکاریوس سپی" بوده یعنی قاتلِ امید

00:06:09.503 --> 00:06:15.341
‫خب، این موجود، شکل زنده ی نومیدی ــه
‫و کارش فقط کشتن قربانی هاش نیست

00:06:15.342 --> 00:06:16.609
‫نه...

00:06:16.610 --> 00:06:21.080
‫از بدبختی و بیچارگی شون تغذیه میکنه
‫تا وقتی که به خودکشی سوق شون بده

00:06:21.081 --> 00:06:22.848
‫فکرمیکنی اون واسه این آماده است؟

00:06:43.336 --> 00:06:47.006
‫حرومزاده رو دار بزنید، دار

00:06:48.441 --> 00:06:51.343
‫- قاتل!
‫- غل و زنجیرش کنین!

00:06:51.344 --> 00:06:53.545
‫من کجام؟

00:07:00.387 --> 00:07:02.888
‫به حق خدا، این دیگه چیه؟

00:07:02.889 --> 00:07:04.290
‫نظم!

00:07:04.291 --> 00:07:07.493
‫کاپیتان ایکابد کرین

00:07:07.494 --> 00:07:12.998
‫هیئت منصفه ی پروردگار قادرمون اظهار میکنن
‫که شما چندین جنایت ناشی از بزدلی

00:07:12.999 --> 00:07:18.037
‫بی فکری و فاصله گرفتن از وظایف مقدس تان
‫به عنوان شاهد، مرتکب شدید

00:07:18.038 --> 00:07:21.807
‫شما متهم به چندین فقره ی قتل هستید

00:07:23.843 --> 00:07:25.678
‫قتل؟

00:07:25.679 --> 00:07:27.112
‫قتلِ کی؟

00:07:27.113 --> 00:07:29.214
‫کی این اتهام رو به من زده؟

00:07:39.359 --> 00:07:41.860
‫نه

00:07:42.395 --> 00:07:43.929
‫امکان نداره

00:07:43.930 --> 00:07:46.799
‫سلام پدر

00:08:26.406 --> 00:08:29.207
‫این واقعی نیست

00:08:29.208 --> 00:08:31.402
‫این یه جور کابوس یا...

00:08:31.403 --> 00:08:33.128
‫یه رویا یا...

00:08:33.129 --> 00:08:35.588
‫من جلوم دارم یه دختر مُرده میبینم؟

00:08:35.589 --> 00:08:38.858
‫ولی من تو خونه ام بودم و بعد...

00:08:38.859 --> 00:08:40.159
‫بهت اطمینان میدم،

00:08:40.160 --> 00:08:45.164
‫من مثل گناهِ در قلبِ پر جنب و جوش ات، واقعی ام

00:08:45.165 --> 00:08:47.066
‫نه، تو پسر من نیستی

00:08:47.067 --> 00:08:48.434
‫هنری مُرد

00:08:48.435 --> 00:08:53.606
‫تو ارواح زیادی رو دیدی
‫که از مرگ برگشتن، پدر

00:08:53.607 --> 00:08:56.342
‫منو نگاه کن

00:08:56.343 --> 00:08:59.679
‫من همون بچه ایی نیستم که ولش کردی؟

00:09:01.849 --> 00:09:04.951
‫همون بچه ایی که ولش کردی تا آزار و اذیت داده بشه؟

00:09:10.324 --> 00:09:15.027
‫همون مردی نیستم که مثل یه سگِ خندون، کُشتیش؟

00:09:19.433 --> 00:09:22.435
‫اگه واقعاً خودت هستی،

00:09:22.436 --> 00:09:25.071
‫هنری،

00:09:25.072 --> 00:09:26.706
‫پس منم مُرده ام،

00:09:26.707 --> 00:09:33.045
‫و اینجا هم یه جور برزخ ــه
‫که منتظر جزای ابدی ام هستم

00:09:34.181 --> 00:09:36.549
‫اگه باعث میشه احساس بهتری داشته باشی، بله

00:09:38.018 --> 00:09:40.286
‫حالا اگه اجازه بدین،

00:09:40.287 --> 00:09:43.423
‫من میخوام شروع به گفتن اظهاریه ایی کنم...

00:09:43.424 --> 00:09:50.263
‫که ثابت میکنه ایکابد کرین
‫بخاطر قتلِ ابیگیل میلز گناهکاره

00:10:17.791 --> 00:10:19.014
‫سرجات وایسا!

00:10:21.161 --> 00:10:22.995
‫"پیت" خودتی؟ مسخره بازی درنیار

00:10:22.996 --> 00:10:25.019
‫اینجا یه منطقه ی محدود ــه
‫اینجا چیکار میکنی؟

00:10:25.020 --> 00:10:27.233
‫آه صبرکن تو که پیت نیستی

00:10:27.234 --> 00:10:28.134
‫کیف رو بذار زمین

00:10:28.135 --> 00:10:29.402
‫- چی؟
‫- کیف رو بذار زمین

00:10:29.403 --> 00:10:30.636
‫آه باشه آه...

00:10:30.637 --> 00:10:32.004
‫- دستا بالا
‫- باشه

00:10:32.005 --> 00:10:33.673
‫آه فکر کردم تو دوست پسرمی

00:10:33.674 --> 00:10:38.010
‫ببخشید، داشتیم سعی میکردیم
‫راه رو پیدا کنیم و اون رفت جلوتر

00:10:38.011 --> 00:10:40.112
‫اون حالش خوبه؟ کجاست؟

00:10:41.448 --> 00:10:43.182
‫اینجا یه منطقه ی نظامیه

00:10:43.183 --> 00:10:45.006
‫- چی؟
‫- وقتی اومدین تو، تابلو ها رو ندیدین؟

00:10:45.007 --> 00:10:47.854
‫نه نه من چیزی رو
‫ندیدم. خیلی متاسفم

00:10:47.855 --> 00:10:49.255
‫من تو دردسر افتادم؟

00:10:52.126 --> 00:10:54.327
‫بیا، از اینجا میبریمت بیرون

00:10:54.328 --> 00:10:55.862
‫- خودم میگیرمش
‫- دارمش

00:10:57.164 --> 00:10:59.165
‫هی این چیه؟

00:10:59.166 --> 00:11:01.134
‫دستتات رو ببر بالا! دستا بالا!

00:11:01.135 --> 00:11:02.869
‫بهش دستبند بزن

00:11:02.870 --> 00:11:04.570
‫دستات رو بذار پُشت

00:11:07.074 --> 00:11:09.842
‫اصلاً خوب نیست

00:11:09.843 --> 00:11:11.310
‫باید کمکش کنیم

00:11:11.311 --> 00:11:13.079
‫چجوری؟

00:11:13.080 --> 00:11:16.015
‫بریم بپرسیم با آرشیو کردن مجانی
‫مبادله اش میکنن؟

00:11:16.016 --> 00:11:18.651
‫من یه فکری دارم

00:11:18.652 --> 00:11:19.752
‫خانوما...

00:11:21.221 --> 00:11:22.989
‫آقایون،

00:11:22.990 --> 00:11:24.857
‫دوستان،

00:11:24.858 --> 00:11:29.328
‫ما صرفاً بخاطر انتقام،

00:11:29.329 --> 00:11:31.864
‫یا یه پیروزی جزئی، اینجا نیستیم

00:11:31.865 --> 00:11:37.136
‫ما بخاطر عدالت برای کسی
‫که واقعاً شایستشه هستیم:

00:11:39.139 --> 00:11:41.807
‫گریس ابیگیل میلز

00:11:41.808 --> 00:11:43.643
‫اون یه جنگجو بود،

00:11:43.644 --> 00:11:44.810
‫یه قهرمان،

00:11:44.811 --> 00:11:50.249
‫و زندگیش بخاطر اعمال احمقانه ی
‫مرد مقابل تون، کوتاه شد

00:11:50.250 --> 00:11:52.852
‫قاتل!

00:11:52.853 --> 00:11:54.220
‫این دیوانگیه

00:11:54.221 --> 00:11:57.223
‫ستوان مُرد تا همگی بتونیم زنده بمونیم

00:11:57.224 --> 00:11:59.025
‫اون خودش رو بخاطر شماها فدا کرد

00:11:59.026 --> 00:12:02.128
‫چون راه دیگه ایی برای متوقف
‫کردن آخرالزمان نبود

00:12:02.129 --> 00:12:04.363
‫راه دیگه ایی نبود؟ هه!

00:12:04.364 --> 00:12:07.433
‫این بهونه ات واسه همه چیزه، نه؟

00:12:07.434 --> 00:12:13.206
‫راه دیگه ایی هم برای نجات جونِ
‫"جو کوربین" نبود

00:12:13.207 --> 00:12:15.474
‫یا آبراهام ون برانت

00:12:15.475 --> 00:12:17.810
‫یا مادرم

00:12:17.811 --> 00:12:19.045
‫قاتل!

00:12:19.046 --> 00:12:20.646
‫قاتل!

00:12:20.647 --> 00:12:25.184
‫خانوما و آقایون ما نمیتونیم به این مرد اجازه بدیم که...

00:12:25.185 --> 00:12:27.553
‫بچه ی دیگه ایی رو صاحب شه،

00:12:27.554 --> 00:12:29.255
‫زن دیگه ایی رو دوست بداره،

00:12:29.256 --> 00:12:31.057
‫دوست دیگه ایی پیدا کنه

00:12:31.058 --> 00:12:36.095
‫نمیتونیم به ایکابد کرین اجازه
‫بدیم که یه روز دیگه هم زنده بمونه

00:12:38.131 --> 00:12:42.535
‫چون دستش به هرکی که بخوره
‫دیر یا زود، میمیره

00:13:01.088 --> 00:13:02.788
‫هنوز وقت شام نشده؟

00:13:02.789 --> 00:13:04.357
‫گشنمه

00:13:04.358 --> 00:13:07.260
‫- فقط آدامس تیک تاک دارم
‫- تو اینجا چیکار میکنی؟

00:13:07.261 --> 00:13:08.694
‫نجاتت میدم

00:13:08.695 --> 00:13:09.996
‫خواهش میکنم درضمن

00:13:09.997 --> 00:13:13.332
‫تو با تعهد سازمان امنیت داخلی آزاد شدی

00:13:13.333 --> 00:13:16.769
‫از این به بعد هرکاری بکنی، پای منم توش گیره

00:13:16.770 --> 00:13:18.193
‫اینجا رو باید امضا کنین خانم

00:13:18.194 --> 00:13:19.862
‫ممنون

00:13:21.505 --> 00:13:22.808
‫و از کجا فهمیدی که من اینجام؟

00:13:22.809 --> 00:13:24.277
‫جیک و الکس زنگ زدن

00:13:24.278 --> 00:13:25.711
‫گفتن تو دردسر افتادی

00:13:27.314 --> 00:13:29.177
‫میدونی چیزی نبود
‫که نتونم از پسش بربیام

00:13:29.178 --> 00:13:31.445
‫زنگ تفریح بعدی، فلنگ رو میبستم!

00:13:32.919 --> 00:13:36.355
‫برای همین، چرا "خواهش میکنم" ات
‫رو به کسی که لازمش داره، نمیگی؟

00:13:40.087 --> 00:13:43.696
‫من مختصات این غارِتون رو تو GPS ام وارد کردم

00:13:43.697 --> 00:13:46.632
‫فکر میکردم تو دیگه کاری با ما نداری

00:13:46.633 --> 00:13:48.534
‫خب من فقط نمیخوام
‫اطراف مالی بِپِلکین

00:13:48.535 --> 00:13:52.004
‫من بهتون اعتماد ندارم
‫نه بعد از اون دروغا

00:13:52.005 --> 00:13:54.006
‫ولی جیک زنگ زد و گفت یه
‫موقعیت اضطراری پیش اومده

00:13:54.007 --> 00:13:56.008
‫و کرین ممکنه صدمه دیده باشه یا بدتر

00:13:56.009 --> 00:13:58.144
‫و باید میومدی کمک؟

00:13:58.145 --> 00:13:59.608
‫میدونی شاید برات غافلگیرکننده به نظربیاد

00:13:59.609 --> 00:14:02.448
‫ولی کرین و من خیلی وقت بود که
‫بدون تو میگذروندیم و مشکلی نداشتیم

00:14:02.449 --> 00:14:04.850
‫من خوب میدونم چجوری میگذروندی

00:14:04.851 --> 00:14:07.687
‫مادرِ بیوه، پدرِ بدهکارِ مُرده

00:14:07.688 --> 00:14:12.625
‫قبل از اینکه تو کانون اصلاح و تربیت و تیمارستان ها
‫بالا و پایین بپری، به این پرورشگاه و اون پرورشگاه میرفتی

00:14:14.328 --> 00:14:16.595
‫واقعاً خوندنِ پرونده ات، جالب بود

00:14:20.667 --> 00:14:22.468
‫خب راجب پرونده ام،

00:14:22.469 --> 00:14:25.304
‫توش ننوشته بود که چرا تو تیمارستان بودم؟

00:14:26.873 --> 00:14:30.443
‫وقتی ابی و من همسنِ مالی بودیم
‫به یه چیزی برخوردیم

00:14:30.444 --> 00:14:33.779
‫یه چیزِ فراطبیعی که به مدت
‫خیلی زیادی، به هممون ریخت

00:14:33.780 --> 00:14:38.050
‫بعدش بود که فهمیدیم که اون اتفاق
‫بخاطر اینکه ابی شاهد بوده، رخ داده

00:14:40.220 --> 00:14:43.322
‫هی میتونی سعی کنی همشو نادیده بگیری

00:14:43.323 --> 00:14:45.524
‫خواهرم که همینکارو کرد

00:14:45.525 --> 00:14:47.660
‫ولی درآخر همش برگشت بهش
‫و دیر یا زود هم

00:14:47.661 --> 00:14:48.994
‫به خودت برمیگرده

00:14:48.995 --> 00:14:50.296
‫و به مالی هم همینطور

00:14:53.667 --> 00:14:55.367
‫یه چیزی اینجا کشیده شده

00:15:31.438 --> 00:15:32.972
‫تار عنکبوت

00:15:35.108 --> 00:15:37.042
‫از عنکبوت بدم می یاد

00:15:44.418 --> 00:15:45.518
‫کرین!

00:15:46.586 --> 00:15:49.555
‫آه خدا، این دیگه چیه؟

00:15:49.556 --> 00:15:50.723
‫یه پیله است

00:15:50.724 --> 00:15:53.225
‫- پیله؟
‫- آره

00:15:54.161 --> 00:15:56.195
‫آه گیر کرده

00:15:57.130 --> 00:15:58.531
‫لعنتی

00:16:12.412 --> 00:16:13.412
‫دیانا، صبرکن

00:16:14.181 --> 00:16:16.248
‫داری به کرین صدمه میزنی

00:16:21.480 --> 00:16:23.214
‫من چِم شده؟

00:16:25.441 --> 00:16:29.604
‫- چی؟
‫- کرین از همونجایی که به اون موجود شلیک کردی داره خونریزی میکنه

00:16:29.605 --> 00:16:31.706
‫حتماً از لحاظ روحی به هم متصل شدن

00:16:31.707 --> 00:16:33.875
‫فکر نکنم بتونیم بُکُشیمش
‫وگرنه او رو هم میکُشیم

00:16:33.876 --> 00:16:35.911
‫بازش کن و بذار از اینجا بریم

00:16:35.912 --> 00:16:37.055
‫دارم سعی میکنم! خیلی محکمه

00:16:37.056 --> 00:16:39.614
‫به علاوه فکر نمیکنم اینا تارِ عادی باشن

00:16:39.615 --> 00:16:41.449
‫فکر کنم یه جور رشته ی عصبی ان

00:16:43.886 --> 00:16:46.888
‫اون موجود هرچی که باشه
‫بزودی برمیگرده

00:16:46.889 --> 00:16:48.623
‫- نمیتونیم اینجا بمونیم
‫- صبرکن،

00:16:48.624 --> 00:16:49.491
‫باید...

00:16:49.492 --> 00:16:50.926
‫یالا

00:16:50.927 --> 00:16:53.395
‫برمیگردیم، قول میدم

00:17:04.507 --> 00:17:06.908
‫من چهره ی واقعیت رو دیدم شیطان

00:17:08.644 --> 00:17:10.178
‫این یه توهم ــه

00:17:14.050 --> 00:17:16.384
‫تو منو زنده لازم داری

00:17:18.721 --> 00:17:20.755
‫میخوای با خواست خودم، تسلیم شم

00:17:22.625 --> 00:17:24.960
‫خیلخب

00:17:24.961 --> 00:17:27.495
‫پس این بازی رو بکنیم؟

00:17:28.998 --> 00:17:31.132
‫شما مردم خوب، دانا

00:17:31.133 --> 00:17:33.034
‫و خداترسی هستین

00:17:33.035 --> 00:17:36.546
‫به حرفای من گوش میدین یا
‫اینکه فقط حرفای این مرد

00:17:36.547 --> 00:17:40.208
‫که صادقانه بگم، لفاظیش بی ارزش
‫و خودنماست رو قبول میکنین؟

00:17:40.209 --> 00:17:45.146
‫من دربرابر خداوند ازتون میخوام
‫که بهم اجازه بدین از خودم دفاع کنم

00:17:49.618 --> 00:17:51.052
‫بیاین به حرفاش گوش بدیم!

00:17:51.053 --> 00:17:52.520
‫بیاین گوش بدیم!

00:17:53.865 --> 00:17:54.556
‫نظم

00:17:54.557 --> 00:17:55.657
‫نظم

00:17:55.658 --> 00:17:56.891
‫نظم

00:17:56.892 --> 00:17:58.493
‫نظمِ دادگاه!

00:17:58.494 --> 00:17:59.285
‫عالیجناب قاضی

00:17:59.286 --> 00:18:01.320
‫به متهم اجازه ی صحبت بدیم؟

00:18:03.957 --> 00:18:06.058
‫فقط اوضاع خودشو بدتر میکنه

00:18:08.695 --> 00:18:13.666
‫هی بچه ها فکر کنم یه چیزی پیدا کردم

00:18:13.667 --> 00:18:17.870
‫دفتر خاطرات فرانکلین اشاره ی دیگه ایی
‫به موجود نومیدی نکرده بود ولی،

00:18:17.871 --> 00:18:22.575
‫به گزارش یه برده ی آزاد شده که تو "دره فورج"
‫باهاش برخورد داشته، اشاره کرده
‫(اردوگاه نظامی فورج در جنوب شرقی ایالت پنسیلوانیا)

00:18:22.576 --> 00:18:26.412
‫حالا گزارش رو گیر آوردم ولی
‫یه جور رمزِ دست نویس داره

00:18:26.413 --> 00:18:27.913
‫این مالِ "گریس دیکسون" ــه

00:18:27.914 --> 00:18:30.282
‫آره درسته. از کجا فهمیدی؟

00:18:30.283 --> 00:18:34.220
‫اون تو جنگِ علیه شر یه مهره ی کلیدی
‫و همینطور، دوستِ کرین بوده

00:18:34.221 --> 00:18:36.522
‫ابی و من از نوادگانِ نزدیکش هستیم

00:18:36.523 --> 00:18:39.124
‫رمزنگاری جابه‌جاییِ "قلقشندی" رو امتحان کن
‫(روشی که با جابجا کردن حروف، رمز کردن انجام میشود و با اجرای برعکس آن
‫رمزگشایی صورت می‌گیرد - اشاره به ابوالعباس قلقشندی، شاعر و ادیب مصری)

00:18:39.125 --> 00:18:40.392
‫با کلیدواژه ی: فردریکس

00:18:40.393 --> 00:18:41.560
‫چه سرسختی بوده

00:18:41.561 --> 00:18:43.596
‫میتونم اسکنش کنم و یه کپی
‫دیجیتالیش رو درست کنم

00:18:43.597 --> 00:18:44.597
‫آه عالی، حتماً

00:18:44.598 --> 00:18:46.031
‫- بیا
‫- باشه

00:18:46.032 --> 00:18:49.602
‫خب بذار اینو درست متوجه بشم...پس،

00:18:49.603 --> 00:18:52.771
‫کرین 250 سال پیش با گریس دیکسون کار میکرد

00:18:52.772 --> 00:18:56.108
‫بعد تو دوره زمونه ی ما بیدار میشه
‫و اولین کسی که میبینه، خواهرته

00:18:56.109 --> 00:18:59.211
‫نوه ی نوه ی نوه ی بزرگش؟

00:19:01.314 --> 00:19:02.448
‫عجب تصادفی

00:19:02.449 --> 00:19:05.184
‫نه تصادفی وجود نداره، این...

00:19:05.185 --> 00:19:07.253
‫این چیزی بود که سعی میکردیم بهت بگیم

00:19:07.254 --> 00:19:09.688
‫همه مون، همه تو این جنگ،

00:19:09.689 --> 00:19:10.956
‫زندگی هامون به هم گره خوردن

00:19:10.957 --> 00:19:13.158
‫از گریس تا من و ابی،

00:19:13.159 --> 00:19:15.861
‫تا ابی و کرین، یه تارِ شبکه ایی بزرگ

00:19:15.862 --> 00:19:19.231
‫و حالا داری میگی که مالی هم تو این تار، درگیره؟

00:19:20.267 --> 00:19:23.202
‫اگه اینجوری میخوای بهش
‫نگاه کنی، آره

00:19:23.203 --> 00:19:26.772
‫ولی طوری که من نگاه میکنم
‫ما بخشی از زندگی همدیگه هستیم

00:19:26.773 --> 00:19:30.776
‫این یعنی میتونیم به همدیگه مون کمک کنیم

00:19:30.777 --> 00:19:33.078
‫و راستشو بگم، این ارتباطات رو،

00:19:33.079 --> 00:19:34.613
‫ما هم اونقدرا درکشون نمیکنیم

00:19:34.614 --> 00:19:36.715
‫ولی اینو میدونم،

00:19:37.951 --> 00:19:42.288
‫ابی و کرین اونقدر رابطه ی قوی ایی داشتن که عیناً

00:19:42.289 --> 00:19:45.024
‫میتونستن همدیگه رو از
‫دنیا های مختلف، بِکِشن

00:19:45.025 --> 00:19:48.794
‫همیشه میدونستن چجوری
‫به هم برسن و چجوری...

00:19:48.795 --> 00:19:51.196
‫از پسِ سختی های همدیگه بربیان

00:19:51.197 --> 00:19:53.933
‫این چیزی نیست که بخوای ازش بترسی

00:19:53.934 --> 00:19:55.734
‫این یه موهبت ــه

00:19:57.337 --> 00:19:58.370
‫بچه ها

00:19:58.371 --> 00:19:59.571
‫فکر کنم داریمش

00:20:03.610 --> 00:20:06.512
‫دوازدهم فوریه سال 1778

00:20:06.513 --> 00:20:09.315
‫"اکنون زمستانِ نارضایتی ماست."

00:20:09.316 --> 00:20:12.651
<i>‫ افراد واشنگتن در دره فورج اردو زده اند </i>

00:20:12.652 --> 00:20:16.322
<i>‫ جایی که احساسِ ترس از یک اتفاق شوم </i>
<i>‫ قریب الوقوع، بر آن ها چیره شده بود </i>

00:20:16.323 --> 00:20:19.718
<i>‫ من به اردوگاه فراخوانده شدم </i>
<i>‫ چون ژنرال باور داشت </i>

00:20:19.719 --> 00:20:22.954
<i>‫ که یک نیروی نحس پُشت این ناآرامی بود </i>

00:20:22.955 --> 00:20:28.160
<i>‫ انگلیسی ها یک هیولا را که از نومیدی </i>
<i>‫ انسان تغذیه میکرد، به سویمان فرستاده بودند </i>

00:20:29.595 --> 00:20:34.733
<i>‫ روش کارش اینطور بود که یک سرباز را </i>
<i>‫ میگرفت و سپس روحش را حبس میکرد </i>

00:20:34.734 --> 00:20:41.406
<i>‫ این موجود در ذهنِ سرباز، یک توهمی </i>
<i>‫ از یک دادگاهِ روحی ایجاد میکرد، </i>

00:20:41.407 --> 00:20:46.778
<i>‫ که همه ی گناه ها و پشیمانی های فرد </i>
<i>‫ را به رخ اش میکشید و از آن تغذیه میکرد </i>

00:20:46.779 --> 00:20:51.683
<i>‫ به محض سیر شدن، موجود میتوانست </i>
<i>‫ نیرو های تاریکش را گسترش و </i>

00:20:51.684 --> 00:20:55.654
<i>‫ احساس نومیدی را به اطرافش منتقل کند </i>

00:20:55.655 --> 00:21:04.763
<i>‫ احساساتی آنقدر قوی که خیلی از آن هایی که در معرضش </i>
<i>‫ قرار میگرفتند، به غمگین ترین شکل زندگی شان را پایان میدادند </i>

00:21:07.300 --> 00:21:11.503
‫دره فورج، یکی از تاریک ترین فصل های انقلاب آمریکا
‫(ارتش آمریکا زمستان سال ۱۷۷۷ تا ۱۷۷۸ در زمان انقلاب را در آنجا به سر برد، گرسنگی
‫بیماری، سوءتغذیه و حدود ۲۵۰۰ سرباز کشته شده تا پایان ماه فوریه گریبانگیر ارتش بود.)

00:21:11.504 --> 00:21:14.206
‫اون موجودی که کرین رو گرفته، باعثش بوده؟

00:21:14.207 --> 00:21:16.942
‫پس یعنی وقتی واشنگتن گفت،

00:21:16.943 --> 00:21:18.944
‫"اکنون دوره ایی است که روح انسان ها
‫مورد آزمایش قرار میگیرند"

00:21:18.945 --> 00:21:20.278
‫واقعاً اینو گفته

00:21:20.279 --> 00:21:24.441
‫منظورم اینه که، موجودِ نومیدی
‫روح آدم رو تو توهم دادگاه میبرد

00:21:24.442 --> 00:21:26.426
‫و کرین هم الآن تو همین وضعه؟

00:21:26.427 --> 00:21:27.552
‫بله

00:21:27.553 --> 00:21:31.156
‫اگه زود آزادش نکنیم، نه تنها کرین میمیره

00:21:31.157 --> 00:21:33.291
‫بلکه همه ی کسایی که تو نزدیکی غار هستن...

00:21:33.292 --> 00:21:37.329
‫- یعنی یه پایگاه نظامی پر از آدم
‫- کارشون به خودکشی میکشه

00:21:38.107 --> 00:21:40.683
‫گفتی هرکی که اطراف منه، میمیره

00:21:42.410 --> 00:21:44.745
‫درسته

00:21:44.746 --> 00:21:49.683
‫من متحمل زیان بزرگی تو زندگیم شدم

00:21:49.684 --> 00:21:52.352
‫ولی مگه این برای یه سرباز، عادی نیست؟

00:21:52.353 --> 00:21:54.621
‫چون این چیزیه که من هستم

00:21:54.622 --> 00:21:56.023
‫یه سرباز،

00:21:56.024 --> 00:21:58.392
‫که تو جنگ های حیاتی زیادی شرکت داشته

00:21:58.393 --> 00:22:02.996
‫ستوان هم همینطور

00:22:02.997 --> 00:22:05.866
‫اون همکار من بود

00:22:05.867 --> 00:22:07.701
‫اون...

00:22:07.702 --> 00:22:11.538
‫اون دوستِ من بود

00:22:11.539 --> 00:22:17.744
‫اون به خوبی از خطراتِ شرکت
‫در نبرد، با خبر بود

00:22:17.745 --> 00:22:23.116
‫و اگه فقط یک ساعت دیگه هم میشد زنده بمونه
‫حاضر بودم هزاران بار بمیرم

00:22:26.354 --> 00:22:29.422
‫ولی در نهایت...

00:22:31.492 --> 00:22:33.894
‫اون یه تصمیمی گرفت

00:22:33.895 --> 00:22:36.830
‫و من چی، پدر؟

00:22:38.966 --> 00:22:41.635
‫منم یه سرباز بودم؟

00:22:46.207 --> 00:22:49.209
‫این صندوق رو میشناسی؟

00:22:49.210 --> 00:22:53.380
‫من 200 سال رو درش صرف کردم

00:22:53.381 --> 00:22:56.049
‫خاک میخوردم

00:22:56.050 --> 00:22:58.852
‫تو کثیفی های خودم نفس میکشیدم

00:22:58.853 --> 00:23:00.754
‫بخاطر تو

00:23:00.755 --> 00:23:04.791
‫چون تو نتونستی از پسرت محافظت کنی

00:23:04.792 --> 00:23:07.294
‫هنری...

00:23:07.295 --> 00:23:08.929
‫من از وجودت خبر نداشتم

00:23:08.930 --> 00:23:10.197
‫نه

00:23:10.198 --> 00:23:14.668
‫چون خیلی مشغولِ وظیفه ی سرباز بودنت، بودی

00:23:14.669 --> 00:23:17.571
‫با خودت روراست باش...

00:23:17.572 --> 00:23:20.807
‫اگه میدونستی مادر حامله است...

00:23:20.808 --> 00:23:22.242
‫چیزی هم عوض میشد؟

00:23:22.243 --> 00:23:24.144
‫کاری میکردی که همه چی عوض بشه؟

00:23:24.145 --> 00:23:27.214
‫درست میگی

00:23:27.215 --> 00:23:30.016
‫اولین وظیفه ی یه والد
‫مراقبت از بچشه

00:23:30.017 --> 00:23:32.753
‫یه...

00:23:32.754 --> 00:23:35.856
‫یه دوستی اخیراً
‫اینو بهم یادآوری کرد

00:23:40.695 --> 00:23:43.330
‫من همیشه بخاطر اتفاقی که برات
‫افتاد، پشیمون خواهم بود هنری

00:23:45.266 --> 00:23:49.703
‫ولی اگه تو یه شیطان هستی
‫چهره ی اشتباهی رو انتخاب کردی

00:23:52.073 --> 00:23:55.776
‫چون من دنبال فرصتی هستم که
‫بتونم بازم با پسرم حرف بزنم

00:23:55.777 --> 00:24:02.816
‫که بهش بگم، صرفنظر از اتفاقاتی که
‫بین مون افتاد، من همیشه دوستش داشتم

00:24:02.817 --> 00:24:07.020
‫هیچ وقت ازش ناامید نشدم

00:24:08.156 --> 00:24:18.565
‫هر نبردی که توش شرکت کردم، بخاطر اونایی که
‫دوستشون داشتم و میخواستم ازشون محفاظت کنم، بود

00:24:18.566 --> 00:24:22.369
‫مخصوصاً تو هنری

00:24:26.874 --> 00:24:29.643
‫پسرم

00:24:39.921 --> 00:24:42.789
‫میدونم که گفتم تا حالا دیگه باید خونه باشم، ولی...

00:24:42.790 --> 00:24:46.026
‫کار یکم...طول کشید

00:24:46.027 --> 00:24:48.770
‫آره، اشکالی نداره
‫میتونم تلویزیون ببینم؟

00:24:48.771 --> 00:24:50.297
‫نه تا وقتیکه تکالیفت تموم بشن

00:24:50.298 --> 00:24:51.865
‫و پیتزا بی پیتزا

00:24:51.866 --> 00:24:54.668
‫به کلیر بگو که مرغ تو فریزر رو گرم کنه

00:24:54.669 --> 00:24:55.969
‫باشه

00:24:55.970 --> 00:24:58.205
‫مو؟

00:24:58.206 --> 00:24:59.539
‫دوستت دارم

00:24:59.540 --> 00:25:01.474
‫منم دوستت دارم

00:25:11.552 --> 00:25:13.587
‫داره پیتزا میخوره

00:25:13.588 --> 00:25:15.255
‫و تلویزیون میبینه

00:25:15.256 --> 00:25:17.257
‫از اون دخترایی که خوشم میاد

00:25:18.492 --> 00:25:23.029
‫اون واسه خودش، مستقل تصمیم میگیره

00:25:23.030 --> 00:25:24.531
‫نمیتونم سرزنشش کنم

00:25:24.532 --> 00:25:29.636
‫خب میدونی سخته که بچه ی یه والدِ تنها باشی

00:25:29.637 --> 00:25:32.038
‫مخصوصاً والدی که همیشه نیستش

00:25:32.039 --> 00:25:35.141
‫فقط شما دو تا هستین و بقیه ی دنیا

00:25:35.142 --> 00:25:36.710
‫همیشه اینطور بوده

00:25:36.711 --> 00:25:38.979
‫اون همدمِ منه

00:25:38.980 --> 00:25:42.549
‫میدونی، مامانم،

00:25:42.550 --> 00:25:50.257
‫اون...اون همه کار کرد تا
‫از من و ابی محافظت کنه

00:25:50.258 --> 00:25:52.492
‫فقط ما بودیم و بقیه ی دنیا

00:25:52.493 --> 00:25:58.899
‫و اون فکر میکرد که تنهایی میتونست
‫انجامش بده، ولی نتونست

00:25:58.900 --> 00:26:03.203
‫نه با وجود چیزی که داشت باهاش میجنگید

00:26:04.572 --> 00:26:06.406
‫خب

00:26:06.407 --> 00:26:09.609
‫ظاهراً گریس دیکسون
‫تونست اوضاع دره فورج رو،

00:26:09.610 --> 00:26:13.346
‫با یه چیزی که بهش میگفت "آتشِ خوشی" عوض کنه

00:26:13.347 --> 00:26:17.350
‫تا به الآن، اکثراً فکر میکردن که این یه استعاره
‫واسه شاد کردنِ مردم ــه، نه؟

00:26:17.351 --> 00:26:21.154
‫ولی ظاهراً یه آتیش واقعی بوده

00:26:21.155 --> 00:26:26.326
‫اون یه ترکیب آتش زا درست کرد که
‫میتونست تار های موجودِ نومیدی رو بسوزونه

00:26:26.327 --> 00:26:29.663
‫"نیترات پتاسیم، قیر طبیعی
‫گوگرد، قیرِ داغ"

00:26:29.664 --> 00:26:31.998
‫اینا رو میتونم ردیف کنم، به جز،

00:26:31.999 --> 00:26:33.767
‫"صمغ آهک"؟

00:26:33.768 --> 00:26:36.936
‫- میشه...
‫- آره

00:26:40.207 --> 00:26:43.243
‫صمغ آهک، نام مستعارِ...

00:26:43.244 --> 00:26:46.279
‫لعنتی

00:26:46.280 --> 00:26:48.381
‫- نیترات هگزامتیلن‌تترامین؟
‫- اچ ام ایکس

00:26:48.382 --> 00:26:50.283
‫آره یه مواد منفجره ی ارتشیه

00:26:50.284 --> 00:26:54.087
‫میدونم، یه مواد منفجره ی خیلی
‫خطرناک و خیلی غیرقانونی ارتشی

00:26:54.088 --> 00:26:56.489
‫- هیچ راهی نیست که بتونی...
‫- میتونم ردیفش کنم

00:26:58.559 --> 00:26:59.960
‫یکی رو میشناسم

00:26:59.961 --> 00:27:02.095
‫غافلگیر نشدم

00:27:02.096 --> 00:27:08.068
‫عالیه. خب حالا تنها چیزی که نیازه، یه دستگاه
‫خروجی ــه که بتونه آتیش رو متمرکز و هدایت کنه

00:27:08.069 --> 00:27:10.470
‫خوشبتختانه مشخصاتی که تو این متن نوشته،

00:27:10.471 --> 00:27:14.574
‫با یه اثر باستانی که تونستم ردش رو تو انبار
‫"اسمیتسونین" بزنم، تطابق داره. میتونیم بیاریمش

00:27:14.575 --> 00:27:18.578
‫ص...صبرکن شما به انبارای اسمیتسونین دسترسی دارین؟
‫(منظور موسسه اسمیتسونین، بزرگ‌ترین موزه
‫علمی-فرهنگی-تحقیقاتی جهان هستش)

00:27:18.579 --> 00:27:20.880
‫خب اگه منظورت از دسترسی،

00:27:20.881 --> 00:27:24.250
‫راهی برای دزدکی وارد شدن و برداشتن
‫یه وسیله بدون اینکه کسی بفهمه باشه،

00:27:24.251 --> 00:27:27.120
‫پس آره، دسترسی داریم!

00:27:27.121 --> 00:27:28.488
‫بریم

00:27:30.324 --> 00:27:31.825
‫ببین ما...

00:27:31.826 --> 00:27:34.227
‫همیشه هرچی که برداریم رو برمیگردونیم

00:27:35.763 --> 00:27:37.597
‫تقریباً همیشه

00:27:37.598 --> 00:27:39.899
‫نمیخوام اینو بدونم
‫نمیخوام اینو بدونم

00:27:41.969 --> 00:27:43.937
‫چیه؟

00:27:43.938 --> 00:27:46.006
‫واقعاً اینو دوست داری، نه؟

00:27:46.007 --> 00:27:47.670
‫دزدکی بری اینور و اونور
‫مخفی بازی دربیاری

00:27:47.671 --> 00:27:49.476
‫باید حرفات رو میدیدی

00:27:49.477 --> 00:27:51.544
‫"فقط یه دستگاه خروجی نیازه
‫و بعد میتونیم گیرش بیاریم"

00:27:51.545 --> 00:27:53.346
‫اوه هی، ما وسط یه
‫جنگ علیهِ شر هستیم

00:27:53.347 --> 00:27:55.620
‫الکس ما تو گرفتنِ اسب سوارِ آخرالزمان کمک کردیم

00:27:55.621 --> 00:27:56.955
‫میدونم، همش همینو میگی

00:27:56.956 --> 00:27:58.618
‫ببین، بازم میگم

00:27:58.619 --> 00:28:02.422
‫منظورم اینه که، مگه میشه
‫گفتنش باحال نباشه، ها؟

00:28:05.192 --> 00:28:08.995
‫الکس میدونستی که پنج هفته پیش،

00:28:08.996 --> 00:28:11.164
‫تو "کتابخونه کنگره" مصاحبه داشتم؟
‫(کتابخانه ملی آمریکا، بازوی تحقیقاتی کنگره ایالات متحده
‫قدیمی‌ترین موسسه ی فرهنگی دولت فدرال آمریکا و بزرگ‌ترین کتابخانه جهان)

00:28:11.165 --> 00:28:13.633
‫- میخواستی گنجینه رو ترک کنی؟
‫- نشستن...

00:28:13.634 --> 00:28:16.336
‫و خوندن همه ی اون چیزای شگفت انگیز

00:28:16.337 --> 00:28:19.339
‫باعث شد بفهمم که من هیچکاری جز

00:28:19.340 --> 00:28:22.809
‫نشستن و خوندن اون چیزای
‫شگفت انگیز، انجام نمیدادم

00:28:22.810 --> 00:28:26.613
‫چیزای گنجینه عالی بودن
‫ولی هیچکدوم واقعی نبودن

00:28:26.614 --> 00:28:31.918
‫و میدونستم که تا زمانی که تو اون
‫گنجینه بمونم، هیچ وقت واقعی نمیشن

00:28:31.919 --> 00:28:33.453
‫هیچ وقت

00:28:35.623 --> 00:28:40.093
‫منظورم، مثلاً حرف زدن
‫راجب یه غار نومیدی ــه

00:28:40.094 --> 00:28:42.395
‫ولی بعد سروکله ی کرین پیدا میشه،

00:28:42.396 --> 00:28:46.666
‫و یه دفعه، همه چی واقعی میشه

00:28:48.235 --> 00:28:53.673
‫تا حالا به این فکر نکردی که اگه یه سری از
‫این چیزا تو همون کتاب بمونن، بهتره؟
‫(یعنی واقعی نباشن)

00:28:55.743 --> 00:28:57.243
‫شاید

00:28:57.244 --> 00:29:01.381
‫آره ولی درحال حاضر
‫من واسه همه چی آماده ام

00:29:03.651 --> 00:29:05.752
‫خیلخب ایناهاش

00:29:22.203 --> 00:29:25.905
‫دنبال طاقچه ی 21، کشوی 43A بگرد

00:29:33.280 --> 00:29:36.282
‫باشه

00:29:40.821 --> 00:29:43.256
‫"پن هو چی"

00:29:43.257 --> 00:29:46.426
‫مشعل جوشکاری چینی در قرن 10 ام

00:29:48.596 --> 00:29:50.363
‫یکی داره می یاد

00:31:18.586 --> 00:31:20.753
‫بازم بهم بگو چجوری
‫واسه همه چی آماده ایی

00:31:28.954 --> 00:31:31.856
‫سنگر های عراق دوستانه تر از این بودن

00:31:34.193 --> 00:31:36.627
‫هی "بانکر"

00:31:36.628 --> 00:31:37.995
‫خوشتیپ شدی

00:31:37.996 --> 00:31:40.164
‫چه رویی داری میلز

00:31:40.165 --> 00:31:42.400
‫آره اینو شنیده ام

00:31:42.401 --> 00:31:45.703
‫ببین دنبال یه سری اچ ام ایکس میگردیم

00:31:45.704 --> 00:31:47.471
‫- آره؟
‫- آره

00:31:47.472 --> 00:31:49.140
‫یه سری اینجا دارم

00:31:49.141 --> 00:31:51.375
‫فکر میکنی "ایندیانا" رو فراموش کردم؟

00:31:53.412 --> 00:31:56.380
‫امیدوار بودم کرده باشی

00:31:56.381 --> 00:31:57.915
‫تفنگدار، آزاد

00:32:01.086 --> 00:32:03.854
‫گردان رادیویی دوم القائم(عراق)، سال 2006

00:32:03.855 --> 00:32:05.223
‫گردان 3/5 فلوجه(عراق)

00:32:05.224 --> 00:32:08.326
‫سال 2004. واقعیش

00:32:08.327 --> 00:32:10.861
‫ببین تُخم کُلُفت

00:32:10.862 --> 00:32:12.496
‫یه لطف کن، بهش مجال بده

00:32:16.468 --> 00:32:19.804
‫شانس آوردی دوستای خوبی داری، میلز

00:32:22.708 --> 00:32:24.342
‫تُخم کُلُفت؟

00:32:24.343 --> 00:32:26.811
‫آدم هم نوع خودش رو خوب تشخیص میده

00:32:26.812 --> 00:32:29.513
‫صد تا

00:32:29.514 --> 00:32:32.149
‫نقد

00:32:34.653 --> 00:32:37.088
‫همش رو میبریم. پولش رو بده

00:32:42.327 --> 00:32:43.661
‫"سمپر گامبی" درسته؟
‫(همیشه وفادار)

00:32:43.662 --> 00:32:45.363
‫سمپر گامبی

00:32:48.066 --> 00:32:49.633
‫سربازِ دریایی

00:32:57.276 --> 00:33:00.077
‫دارم بهت میگم، یارو یه
‫دفعه شکل شیطان گرفت

00:33:00.078 --> 00:33:04.115
‫و وقتی داشتم راجب کاغذِ "بنکر" تحقیق میکردم
‫ازش عکسایی دیده بودم. و حدس بزن چی

00:33:04.116 --> 00:33:06.317
‫اون مسئول امنیتِ مالکوم درایفس ــه

00:33:06.318 --> 00:33:07.585
‫همه جا باهاش میره

00:33:07.586 --> 00:33:09.611
‫پس درایفس واقعاً ارتباطات شیطانی داره

00:33:10.289 --> 00:33:11.955
‫چیزیه که فردا بهش میرسیم

00:33:11.956 --> 00:33:13.380
‫فعلاً اولویت های دیگه ایی داریم

00:33:13.381 --> 00:33:14.299
‫- آره
‫- آماده است؟

00:33:14.300 --> 00:33:15.526
‫آره

00:33:15.527 --> 00:33:17.070
‫دستورالعملش خیلی ساده بود

00:33:17.071 --> 00:33:19.263
‫اینم از دستور العمل "آتشِ خوشی"

00:33:19.264 --> 00:33:20.898
‫بریم مَرد مون رو بیاریم

00:33:20.899 --> 00:33:22.400
<i>‫ خب بهم بگو پدر، </i>

00:33:22.401 --> 00:33:23.634
‫دیانا توماس کیه؟

00:33:23.635 --> 00:33:25.703
‫یه یار جدید

00:33:25.704 --> 00:33:27.805
‫- اونم یه سربازه؟
‫- بله

00:33:27.806 --> 00:33:29.573
‫یعنی میخوای بگی یه دوستی تشکیل دادی؟

00:33:29.574 --> 00:33:31.108
‫بله

00:33:31.109 --> 00:33:34.145
‫اون روحِ پاک و شخصیتِ نجیبی داره

00:33:34.146 --> 00:33:36.981
‫پس، پس از همین حالا پیش رفتی

00:33:38.450 --> 00:33:41.118
‫هنوز دو ماه نگذشته و یه همکار جدید داری

00:33:41.119 --> 00:33:45.256
‫کسی که با تمام وجودت بهش اهمیت میدادی

00:33:45.257 --> 00:33:48.292
‫هنوز از سلیپی هالو نرفتی، فراموشش کردی

00:33:54.633 --> 00:33:56.367
‫هیچ راه دیگه ایی واسمون نبود

00:33:56.368 --> 00:33:58.369
‫"هیچ راه دیگه ایی"

00:33:58.370 --> 00:34:00.705
‫فکر کنم قبلاً اینو شنیدیم، نه؟

00:34:00.706 --> 00:34:02.840
‫یه چیزی رو بهم بگو

00:34:02.841 --> 00:34:05.943
‫چرا واسه ابیگیل میلز عزاداری نکردی؟

00:34:05.944 --> 00:34:07.211
‫چرا کردم

00:34:07.212 --> 00:34:14.151
‫پس عزاداری باعث شد که یه کلکسیون
‫جدید از هم وطن هات پیدا کنی، ها؟

00:34:14.152 --> 00:34:16.721
‫ولی نیازی نیست خیلی
‫صبر کنه واسه یه عزاداریِ دیگه

00:34:16.722 --> 00:34:22.426
‫خیلی طول نمیکشه که یکی
‫از همکارای جدیدش، بمیره

00:34:22.427 --> 00:34:28.799
‫حتی بدتر، شنیدم پای یه بچه درمیونه

00:34:32.504 --> 00:34:35.439
‫میخوای مرگ اون هم رو وجدانت سنگینی کنه؟

00:34:35.440 --> 00:34:38.375
‫چجوری میخوای واسه مادرش توضیح بدی؟

00:35:09.241 --> 00:35:11.976
‫میتونی ببینیش، نه؟

00:35:11.977 --> 00:35:18.616
‫تو غم هات رو تو یه شیشه میکُنی
‫چون میدونی پایان کار چجوریه

00:35:18.617 --> 00:35:20.618
‫تو گناهکاری

00:35:20.619 --> 00:35:23.153
‫همیشه هم خواهی بود

00:35:25.390 --> 00:35:27.558
‫اجتناب ناپذیره

00:35:31.563 --> 00:35:34.098
‫میدونی باید چیکار کنی

00:35:41.540 --> 00:35:43.774
‫خداحافظ پدر

00:35:57.876 --> 00:35:59.343
‫اونجاست

00:36:03.081 --> 00:36:05.783
‫مطمئناً واسش راحت نیست

00:36:05.784 --> 00:36:07.851
‫من یکی که نمیخوام صورت حسابِ
‫خشک شویی لباسش رو ببینم!

00:36:07.852 --> 00:36:10.921
‫خب، یادت باشه که چجوری
‫کنترلِ جریان رو بهت یاد دادم

00:36:10.922 --> 00:36:13.893
‫- از شاخص استفاده کن و فشار رو ثابت نگه دار
‫- الکس الکس ریلکس باش

00:36:13.894 --> 00:36:14.725
‫فهمیدم

00:36:17.028 --> 00:36:18.829
‫آه چقدرم فهمیدی

00:36:18.830 --> 00:36:21.165
‫آره، خیلخب فشار ثابت، فهمیدم

00:36:21.166 --> 00:36:22.499
‫میشه عجله کنین؟

00:36:36.481 --> 00:36:38.615
‫هرکاری میکنین، زود انجامش بدین

00:36:43.421 --> 00:36:45.124
‫- حالت خوبه؟
‫- آره خوبم، خوبم

00:36:45.125 --> 00:36:46.056
‫مطمئنی؟

00:36:46.057 --> 00:36:47.791
‫- آروم
‫- اون سریعه

00:36:47.792 --> 00:36:49.059
‫ادامه بدین

00:36:49.060 --> 00:36:51.562
‫میریم ترتیبش رو بدیم

00:36:57.902 --> 00:36:59.336
‫همینه

00:36:59.337 --> 00:37:01.138
‫اتصال شون باید از بین رفته باشه

00:37:01.139 --> 00:37:03.674
‫خیلخب، خیلخب

00:37:29.000 --> 00:37:30.601
‫تکون بخور حرومزاده

00:37:35.840 --> 00:37:37.674
‫هی

00:37:37.675 --> 00:37:39.843
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

00:37:45.116 --> 00:37:47.251
‫کرین؟

00:37:48.887 --> 00:37:50.487
‫کرین

00:37:50.488 --> 00:37:52.089
‫کرین

00:37:53.658 --> 00:37:55.359
‫کرین بیدار شو

00:37:59.697 --> 00:38:02.299
‫- هنوز زنده است
‫- نمیفهمم

00:38:02.300 --> 00:38:05.035
‫همین تازه موجودی که
‫اسیرش کرده بود رو کُشتیم

00:38:05.036 --> 00:38:07.219
‫مگراینکه دیگه خیلی تو ذهنش فرو رفته باشه

00:38:07.220 --> 00:38:08.739
‫خیلی فرو رفته، یعنی چی؟

00:38:08.740 --> 00:38:11.508
‫یعنی هنوز تو توهم گیر افتاده

00:38:34.866 --> 00:38:36.800
‫خب چی؟ راهی نیست که باهاش ارتباط برقرار کنیم؟

00:38:36.801 --> 00:38:38.235
‫روحش سرگردونه

00:38:38.236 --> 00:38:40.437
‫ارتباطش رو با دنیای خودمون، از دست داده

00:38:40.438 --> 00:38:42.339
‫یه همدم نیاز داره

00:39:06.931 --> 00:39:08.098
‫مامان؟

00:39:08.099 --> 00:39:09.633
‫هی عزیزم

00:39:09.634 --> 00:39:11.635
‫میدونم دیروقته، گوش کن، من آه...

00:39:11.636 --> 00:39:13.870
‫میخوام برام کاری کنی، باشه؟

00:39:13.871 --> 00:39:17.541
‫اون...اون نقاشی های دفترت هست؟

00:39:17.542 --> 00:39:18.542
‫خب

00:39:18.543 --> 00:39:20.244
‫آره، خب تو خیلی...

00:39:20.245 --> 00:39:24.781
‫تو داستان درست کردن از نقاشی ها خوبی

00:39:24.782 --> 00:39:26.984
‫مردی که کشیدی رو میشناسی، آقای کرین؟

00:39:26.985 --> 00:39:29.953
‫چی میتونی راجبش بهم بگی؟

00:39:35.793 --> 00:39:37.594
‫به نظرم اون مرد خوبیه

00:39:37.595 --> 00:39:39.262
‫مهربونه

00:39:40.431 --> 00:39:41.665
‫باحاله

00:39:41.666 --> 00:39:43.533
‫ولی...

00:39:43.534 --> 00:39:45.769
‫میتونه غمگین هم باشه

00:39:45.770 --> 00:39:48.005
‫چرا غمگین؟

00:39:48.006 --> 00:39:50.173
‫فکر میکنه تنهاست

00:39:50.174 --> 00:39:54.811
‫ولی جالب اینه که، اون اشتباه میکنه

00:39:54.812 --> 00:39:56.713
‫اون دوستای زیادی داره

00:39:56.714 --> 00:39:59.916
‫ولی حس میکنه ناامیدشون کرده

00:39:59.917 --> 00:40:01.685
‫حتی تو، مامان

00:40:05.056 --> 00:40:06.990
‫ولی اینطور نیست

00:40:06.991 --> 00:40:10.427
‫اون به آدما چیزی که، نیاز دارن رو میده

00:40:10.428 --> 00:40:12.129
‫چی، عزیزم؟

00:40:12.130 --> 00:40:13.363
‫امید

00:40:13.364 --> 00:40:15.932
‫امید

00:40:15.933 --> 00:40:21.204
‫اون به همه امید میده

00:40:27.679 --> 00:40:29.546
‫عزیزم...

00:40:29.547 --> 00:40:31.782
‫خب قسمت بعدی خیلی مهمه

00:40:33.217 --> 00:40:36.486
‫اگه الآن بخوای چیزی بهش بگی،

00:40:36.487 --> 00:40:37.854
‫چی میگی؟

00:40:40.391 --> 00:40:42.793
‫بهش میگم...

00:40:44.395 --> 00:40:47.931
‫هیچ وقت ناامید نشو

00:40:50.034 --> 00:40:52.135
‫مالی

00:40:59.277 --> 00:41:01.011
‫آه خدای من

00:41:01.012 --> 00:41:02.646
‫آه خدای من

00:41:02.647 --> 00:41:03.747
‫بیا

00:41:03.748 --> 00:41:06.216
‫من...

00:41:07.318 --> 00:41:09.219
‫دخترت

00:41:09.220 --> 00:41:12.255
‫اون اینجاست؟

00:41:12.256 --> 00:41:14.558
‫نه، من بهش زنگ زدم

00:41:14.559 --> 00:41:16.326
‫چی شنیدی؟

00:41:18.496 --> 00:41:19.930
‫ابی

00:41:21.699 --> 00:41:25.335
‫حرفای ابی

00:41:25.336 --> 00:41:27.671
‫صدای مالی

00:41:32.577 --> 00:41:35.512
‫حرفای زیادی با هم داریم

00:41:36.748 --> 00:41:39.015
‫فکر کنم همینطوره

00:41:45.123 --> 00:41:47.424
‫میدونی باید بگم،

00:41:47.425 --> 00:41:50.260
‫شب به یادموندنی ایی بود

00:41:50.261 --> 00:41:52.644
‫فکر کنم اولین باره این حرف رو میزنی

00:41:52.645 --> 00:41:55.265
‫هه! هرچی میخوای مسخره کن الکس

00:41:55.266 --> 00:41:57.334
‫آره میدونم که تو هم خیلی حال کردی

00:41:57.335 --> 00:41:59.569
‫- باشه...
‫- نه؟ منظورم اینه که، چقدر

00:41:59.570 --> 00:42:02.305
‫پیش می یاد که از مشعل های
‫چینی مال قرن دهم

00:42:02.306 --> 00:42:06.243
‫برای آزاد کردن یه مردی از تارِ روحی
‫یه موجود نومیدی، استفاده کنی، ها؟

00:42:06.244 --> 00:42:07.978
‫به اندازه ی کافی پیش نمی یاد

00:42:07.979 --> 00:42:09.112
‫دقیقاً

00:42:12.316 --> 00:42:13.583
‫ببین

00:42:13.584 --> 00:42:15.619
‫کاملاً بی جون شده

00:42:15.620 --> 00:42:17.053
‫به نور عکس العمل نشون نمیده

00:42:17.054 --> 00:42:18.755
‫آره منطقیه

00:42:18.756 --> 00:42:22.826
‫موجود مُرده، تارِش هم همینطور

00:42:22.827 --> 00:42:25.095
‫میخوای چیکارش کنی؟

00:42:25.096 --> 00:42:26.797
‫بهتره بندازمش دور

00:42:26.798 --> 00:42:30.734
‫آره. شاید فردا

00:42:34.639 --> 00:42:38.442
‫خب، چقدر دلتنگم میشدی؟

00:42:38.443 --> 00:42:41.478
‫مثلاً اگه بخوای از 1 تا به
‫اندازه ی خرابِ دلتنگی بگی

00:42:41.479 --> 00:42:43.914
‫میدونی که اون مشعل ها رو هنوز دارم، نه؟

00:42:43.915 --> 00:43:00.915
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:43:00.939 --> 00:43:12.939
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.