﻿WEBVTT

00:00:01.867 --> 00:00:04.007
. قهوه ي اسپرسوي دوبل ؛ بگير که اومد

00:00:10.757 --> 00:00:12.647
خيلي خوب ؛ اين پيشخدمتم کجاس ؟

00:00:13.847 --> 00:00:15.627
. . کاپوچينوي دوبل ؛ بدون کف

00:00:16.377 --> 00:00:18.417
. . شير رقيق ؛ خامه ي کم زده شده ، و

00:00:18.467 --> 00:00:20.867
آمريکانوي دبل و يه دونه هم به روش قديمي
نفر بعدي کيه ؟

00:00:20.887 --> 00:00:22.017
. بله ؛ 6.50 $ ؛ متشکرم -
. باشه -

00:00:24.747 --> 00:00:26.197
. اينم پول خوردتون

00:00:28.917 --> 00:00:29.547
. . خيلي خوب

00:00:30.687 --> 00:00:33.937
. . اينم شکلات نعناييتون
. متشکرم

00:00:36.127 --> 00:00:38.767
. سلام
. باورم نميشه اونکارو کردي

00:00:41.697 --> 00:00:42.787
چي ميل دارين براتون بيارم ؟

00:00:43.717 --> 00:00:45.877
. مرسي ؛ من چيزي که خواستمو گرفتم

00:00:46.147 --> 00:00:46.867
. عاليه

00:00:47.127 --> 00:00:47.907
بعدي ؟

00:00:48.027 --> 00:00:49.847
دانشگاه " ميامي " ؟

00:00:49.877 --> 00:00:50.617
. آره

00:00:50.647 --> 00:00:55.407
بهت نمياد که اون لباس پشميتو
. با يه پيرهن آستين کوتاه عوض کني

00:00:55.567 --> 00:00:59.177
باخودم گفتم ، اگه براي شروع دوباره يه فرصت دارم
چرا براي اين شروع دوباره ، يه جايي نرم که ساحل داشته باشه ؟

00:01:00.687 --> 00:01:03.957
يه مقدار درمورد اينکه دارم ميذارم پدر و مادرم
. به تنهايي مزرعه روبگردونن احساس گناه ميکنم

00:01:03.987 --> 00:01:05.937
آره ؛ فکر کنم انتخاب کردن يکي که
. . جاي تو رو بگيره بايد خيلي سخت باشه

00:01:05.977 --> 00:01:08.117
. با اون همه مهارت و يه عالمه چيزاي ديگه که داري

00:01:08.167 --> 00:01:08.877
مهارت ؟

00:01:08.907 --> 00:01:10.277
. . لوييس " ؛ هي "

00:01:10.397 --> 00:01:11.887
ميشه يه دبل کاپوچينو بهم بدي ؟

00:01:11.927 --> 00:01:13.027
. آره ، يه لحظه

00:01:15.397 --> 00:01:16.457
. خداي من

00:01:16.497 --> 00:01:17.897
. بهمون دزد زده

00:01:56.707 --> 00:01:57.377
کلارک " ؟"

00:01:58.197 --> 00:01:59.017
کلارک " ؟ "

00:02:03.427 --> 00:02:04.797
چي شده ؟

00:02:05.937 --> 00:02:07.107
کلارک " کيه ؟ "

00:02:18.141 --> 00:02:23.638
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت نوزدهم "

00:02:23.674 --> 00:02:29.136
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:42.845 --> 00:03:46.615
بايد در نگاه اول برات عجيب باشه که
. به خونه اي که توش بزرگ شدي نگاه کني

00:03:47.905 --> 00:03:50.235
چيزي رو ميشناسي ؟

00:03:50.265 --> 00:03:53.125
. . خونه ؛ گاوها

00:03:53.165 --> 00:03:55.155
تراکتور ، هرچي ؟ . . .

00:03:55.755 --> 00:03:57.165
مطمئني من اينجا زندگي ميکنم ؟

00:03:58.335 --> 00:03:59.235
. آره

00:04:00.695 --> 00:04:03.475
. بيشتر وقتِتو اينجا ميگذروني

00:04:07.285 --> 00:04:08.185
توي طويله ؟

00:04:08.225 --> 00:04:10.855
خوب ، تو معمولا آدم عادي اي نيستي " کلارک "؛

00:04:13.705 --> 00:04:15.725
. داشتم باهات شوخي ميکردم

00:04:15.765 --> 00:04:18.115
. بعضي وقتا نميتونم خودمو کنترل کنم ؛ معذرت ميخوام

00:04:32.785 --> 00:04:33.625
. " کلارک "

00:04:34.535 --> 00:04:35.775
. اينجا خونه ات هست

00:04:38.065 --> 00:04:38.885
. درسته

00:04:48.515 --> 00:04:49.885
. . من . . . اين دَر

00:04:50.785 --> 00:04:52.175
. دَر گير کرده بود

00:04:53.215 --> 00:04:55.405
. راستش ؛ فکر کنم قفل بوده

00:05:12.935 --> 00:05:14.195
! " آقاي " کِنت

00:05:14.985 --> 00:05:16.515
! " خانم " کِنت

00:05:18.795 --> 00:05:20.535
چه اتفاقي براي دَر افتاده ؟

00:05:20.565 --> 00:05:21.615
. . ميدوني ، ميخواستم بازش کنم

00:05:21.635 --> 00:05:25.285
آره ، بعدش يه بادِ عجيب و غريبي اومد و
. درو از جا کَند

00:05:26.205 --> 00:05:27.155
. صحيح

00:05:28.015 --> 00:05:30.065
لوييس " ؛ ميدوني خونواده ي " کِنت " کجان ؟ "

00:05:30.665 --> 00:05:33.315
براي آزمايش قلب آقاي " کِنت " ؛
. به متروپوليس رفتن

00:05:33.515 --> 00:05:35.145
. کلارک "؛ خودت که ميدوني "

00:05:35.485 --> 00:05:36.935
. خوب ، نه خيلي زياد

00:05:36.985 --> 00:05:39.015
فراموشي گرفته ؛
. . و خيلي داره بهش سخت ميگذره که

00:05:39.055 --> 00:05:39.785
دوباره ؟

00:05:40.065 --> 00:05:41.375
منظورت از " دوباره " چيه ؟

00:05:44.645 --> 00:05:47.055
خوب ، لااقل ايندفعه ؛
. لباس تنِته

00:05:47.085 --> 00:05:49.145
لوييس " بايد پدر و مادرشو به "
. خونه برگردونيم

00:05:49.175 --> 00:05:50.445
. يه کم سخته

00:05:50.475 --> 00:05:53.305
آقاي " کِنت " ؛ يه بليطِ يک سره با
. خطوط قطار سريع " اَمبين " گرفته

00:05:53.345 --> 00:05:55.715
. و تا چند روزهم ماموريته و خونه نمياد

00:05:56.735 --> 00:05:58.105
خوب ، چي شده ؟

00:05:59.185 --> 00:06:02.435
آخرين چيزي که يادم مياد اينه که
. . توي کوچه به هوش اومدم ؛ من با

00:06:02.465 --> 00:06:03.265
. " کلويي "

00:06:03.425 --> 00:06:07.295
فکر کنم با هرکسي که پشت دزدي تو روز روشن
. ازمغازه دخالت داشته ، برخورد داشته

00:06:07.655 --> 00:06:10.535
حالا که چي ؛ يعني يه دزدي داريم که
ميتونه حافظه ي مردمو پاک کنه ؟

00:06:12.755 --> 00:06:15.975
فکر کنم اين ؛  به روش عجيب و غريبِ اسمالويلي
. . روشن ميکنه که براي چي

00:06:16.005 --> 00:06:18.975
هشت تا قهوه فروختم ولي . .
. هيچ پولي توي دخل نبود

00:06:19.015 --> 00:06:21.295
ميرم به دفتر " تورچ " تا ببينم
. درمورد فراموشي چيا پيدا ميکنم

00:06:21.325 --> 00:06:25.165
. آره ، آقاي فراموشي رو بسپرش به من
. دارم توي اين مورد حرفه اي ميشم

00:06:25.205 --> 00:06:30.215
ولي بايد به ساندويچ کره ي بادوم زميني و مربي
. بسَنده کني ؛ بخاطر اينکه مهارت هاي آشپزي در همين حده

00:06:31.575 --> 00:06:32.485
باشه ؟

00:06:33.105 --> 00:06:36.055
. خواهش ميکنم بهم بگو با اون دختر نسبتي ندارم

00:06:36.135 --> 00:06:38.115
. نه ؛ من فاميلشم
. تو باهاش زندگي ميکني

00:06:38.325 --> 00:06:39.055
. " کلارک "

00:06:44.105 --> 00:06:45.105
ميدوني چيه ؟

00:06:46.155 --> 00:06:49.375
ميبرمش توي طويله ؛ تا ببينم اونجا يه چيزي
. پيدا ميشه که حافظه اشو برگدونه

00:06:49.965 --> 00:06:51.405
. خيلي خوب ، هرطور مايلي

00:06:52.115 --> 00:06:53.365
. بايد حرف بزنيم

00:07:01.865 --> 00:07:04.045
واسه چي لبخند به لب اونجا وايسادي ؟

00:07:05.195 --> 00:07:07.875
. يه نامه از طرف دانشگاهِ کانزاس داري

00:07:08.615 --> 00:07:09.765
. تبريک ميگم

00:07:09.885 --> 00:07:13.025
فکر کنم اگه ميخواستن رَدِت کنن ؛ احتمالا ديگه
. واست اين داستان کوتاه رو نميفرستادن

00:07:13.075 --> 00:07:15.055
. نه ، احتمالا همچين کاري نميکردن

00:07:15.155 --> 00:07:18.545
داشتم فکر ميکردم که اين آخر هفته
. ميتونيم باهمديگه بريم و خوابگاه هاي دانشگاهو ببينيم

00:07:19.105 --> 00:07:22.125
جيسون " ؛ مطمئن نيستم که "
. بخوام به دانشگاهِ کانزاس برم

00:07:22.465 --> 00:07:25.295
اصلا مطمئن نيستم که
. بخوام به کالج برم

00:07:27.075 --> 00:07:29.025
. راستش ، خيلي به اين موضوع فکر کردم

00:07:29.065 --> 00:07:29.985
. . به کدوم قسمتش

00:07:30.705 --> 00:07:33.325
اون قسمتش که يک ساله داشتيم
براي اين کار برنامه ريزي ميکرديم ؟

00:07:33.955 --> 00:07:35.495
. . لانا "؛ فکر ميکردم اين تنها فرصتمون "

00:07:35.555 --> 00:07:38.655
براي اينه که همه ي اتفاقاتي که توي دوماهِ گذشته
. اتفاق افتاده رو پشتِ سر بذاريم

00:07:39.155 --> 00:07:41.085
. مثل اينه که ماجراي پاريس از سَر تکرار بشه

00:07:41.105 --> 00:07:41.895
چطوري ؟

00:07:44.515 --> 00:07:47.085
. جيسون "؛ تابستونِ گذشته ؛ فوق العاده بود "

00:07:47.335 --> 00:07:49.165
. ولي بايد با واقعيت روبرو بشيم

00:07:49.635 --> 00:07:51.395
نتونستيم اون تجربه ي زيبا رو
. . اينجا هم داشته باشيم

00:07:51.425 --> 00:07:53.455
. نه با وجود اين همه اتفاقي که افتاده . .

00:07:53.545 --> 00:07:56.785
نه با وجود اون سنگ ها يا مادرت و
. همه ي اون دروغ هايي که گفتي

00:07:56.995 --> 00:07:58.215
چند وقته به اين نتيجه رسيدي ؟

00:07:59.825 --> 00:08:03.975
احساساتِت که يه شبه عوض نميشن ؛ پس واضحه که
. چند وقتي به اين موضوع فکر ميکردي

00:08:04.045 --> 00:08:05.335
. آره -
. آره -

00:08:06.145 --> 00:08:08.425
از وقتي که اين رابطه
. . درست به همون رابطه اي تبديل شد که

00:08:08.445 --> 00:08:10.995
وقتي به " پاريس " رفتم سعي داشتم . .
. فراموشش کنم

00:08:11.095 --> 00:08:12.385
. پس ؛ حرفِ " کلارکِ"ـه

00:08:12.435 --> 00:08:14.875
. نه ، ربطي به " کلارک " نداره

00:08:14.995 --> 00:08:16.765
. جيسون " ؛ موضوع مربوط به خودمونه "

00:08:17.775 --> 00:08:19.665
. خيلي راز بينمون وجود داره

00:08:20.995 --> 00:08:25.005
کاشکي ميشد ورق برگرده و همه چيزو فراموش کنيم
. ولي نميتونيم اينکارو بکنيم

00:08:26.555 --> 00:08:27.835
. . همچين فرصتي

00:08:29.295 --> 00:08:31.685
ممکنه توي تمام عمر . .
. فقط يه بار گير آدم بياد

00:08:43.595 --> 00:08:47.255
تو ، تنها بخشي از زندگيم بودي که باعث شدي
. فراموش کنم که به چه موجودي تبديل شدم

00:08:47.695 --> 00:08:48.765
منظورت چيه ؟

00:08:48.805 --> 00:08:50.245
. منو ؛ رها نکن

00:08:50.735 --> 00:08:51.445
. . جيسون "؛ "

00:08:51.475 --> 00:08:54.965
باشه ؟ نميتوني تصورشو بکني که
. چقدر ازت محافظت کردم

00:08:55.815 --> 00:08:56.645
ميدوني ؟

00:09:14.125 --> 00:09:14.935
. بيا

00:09:15.205 --> 00:09:16.325
. اينو خم کن

00:09:18.975 --> 00:09:21.025
. اين از جنس فلزه
. نميتونم خمِش کنم

00:09:21.415 --> 00:09:24.475
همونطوري که نميتونستي در خونه رو
از لولاهاش جدا کني ، هان ؟

00:09:24.775 --> 00:09:25.635
. سعي کن

00:09:38.585 --> 00:09:39.895
چطوري اونکارو کردم ؟

00:09:43.595 --> 00:09:47.345
چرا هميشه خودمو طرف ديگه اي اين گفتگو
تصور ميکنم ؟

00:09:50.035 --> 00:09:52.025
. اينجا ، بيا اينجا بشين

00:09:54.085 --> 00:09:58.725
بچه که بودي ، بزرگ ترين بارش شهاب سنگِ دنيا
. در " اسمالويل " اتفاق افتاد

00:09:58.945 --> 00:10:02.265
. . ميدونم چيزي که ميگم خيلي عجيبه ؛ ولي

00:10:02.565 --> 00:10:05.155
. . بعضي از شهاب سنگ ها . .

00:10:05.195 --> 00:10:08.855
يه سري آثار ماوراي زميني . .
. روي يه تعدادي از آدماي شهر داشتن

00:10:09.455 --> 00:10:12.635
و ؛ اين نظريه ي منه که
. تو ؛ يکي از اونايي

00:10:13.505 --> 00:10:16.435
قدرت هاي فرازميني ؟
منظورت اينه که من يه جور موجود فضايي هستم ؟

00:10:16.475 --> 00:10:18.185
. نه ؛ البته که نيستي

00:10:18.355 --> 00:10:19.485
يه موجودِ جهش يافته ؟

00:10:24.365 --> 00:10:25.405
. آره

00:10:25.975 --> 00:10:29.355
که چندين مرتبه
. زندگي منو نجات داده

00:10:30.005 --> 00:10:31.545
. . ببين ، تو يه جور

00:10:31.955 --> 00:10:35.605
قهرمانِ خودگمارده ي اسمالويل هستي

00:10:36.185 --> 00:10:38.155
. . و اگه ازم بپرسي ؛ من

00:10:38.195 --> 00:10:41.095
. به نظرم اين کارت . . . فوق العاده اس

00:10:55.665 --> 00:10:58.735
بايد دوستاي خيلي خوبي باهمديگه باشيم که
. درمورد همچين رازي بهت اطمينان کردم

00:11:02.855 --> 00:11:05.175
. . آره ، خوب ، راستش

00:11:06.325 --> 00:11:07.455
. تو ؛ رازتو بهم نگفتي

00:11:09.785 --> 00:11:12.305
ايرادي نداره ، يعني ؛ خوب ؛
. داشتي از خودت محافظت ميکردي

00:11:12.705 --> 00:11:15.115
آدماي زيادي هستن که اگه رازتو ميدونستن
. بهت خيانت ميکردن

00:11:17.435 --> 00:11:18.645
. . ولي ؛ تو بهم خيانت نميکني

00:11:19.815 --> 00:11:20.675
درسته ؟

00:11:24.025 --> 00:11:24.785
. هرگز

00:11:32.875 --> 00:11:36.575
لوييس " گفت که "
. تمام وقت ؛ درست اينجا ايستاده بوده

00:11:37.285 --> 00:11:39.515
نميدونم واسه چي
. به پليس خبر نميديم

00:11:40.205 --> 00:11:43.725
. دقيقا به همون دليل بيمارستان نبردمت
. . کلارک " ؛ "

00:11:43.785 --> 00:11:47.555
آخرين چيزي که ميخوايم اينه که تو رو جلوي
. نيروهاي پليس مهربان اسمالويل ؛ تابلو کنيم

00:11:47.815 --> 00:11:51.005
حالا ، يه نگاه کن ببين چيزي يادت نمياد ؟

00:12:00.515 --> 00:12:01.415
. " کلويي "

00:12:02.055 --> 00:12:03.865
يه چيزي اينگار اونجاس ؟

00:12:04.585 --> 00:12:07.425
. پشت . . نزديک پاهات
. زير پادري

00:12:08.115 --> 00:12:10.395
از کجا ميدونستي که اونجاس ؟

00:12:11.155 --> 00:12:12.465
. . خوب ؛ من . . ميتونم

00:12:12.605 --> 00:12:14.275
. . فکر کنم

00:12:14.765 --> 00:12:16.665
. ميتونم از بينِ اشيا ؛ اونطرفشونو ببينم

00:12:17.845 --> 00:12:22.015
يه دقيقه وايسا ببينم ؛ منظورت اينه که
ميتوني از پشتِ اشياء جامد رو ببيني ؟

00:12:25.165 --> 00:12:26.685
فکر کنم اين قدرتيه که تو درموردش نميدونستي ، هان ؟

00:12:26.735 --> 00:12:28.415
. . نه

00:12:28.445 --> 00:12:32.505
بايد يکي از اون قدرتهاييت باشه که نبايد
. خيلي ازش استفاده کني و بهتره روش سرپوش بذاري

00:12:33.545 --> 00:12:35.305
. ميدوني ، داشتم بهش فکر ميکردم

00:12:35.575 --> 00:12:36.295
. . ميدوني

00:12:37.375 --> 00:12:40.165
نميدونم براي چي اينقدر درمورد اينکه
. آدماي ديگه چه فکري ميکنن نگران بودم

00:12:40.215 --> 00:12:42.855
. نميدونم چرا اجازه دادم همچين چيزي زندگيمو خراب کنه
. منظورم اينه که ؛ تو درکم کردي

00:12:42.895 --> 00:12:45.615
. . درسته ، ولي ، " کلارک " ؛ بدبختانه

00:12:45.635 --> 00:12:49.265
بعضي از آدمايي که تو " اسمالويل " هستن ، به اندازه ي
. من ؛ ذهنشون باز نيست

00:12:49.285 --> 00:12:51.205
. اين ديگه مشکل اوناس ، نه من

00:12:51.225 --> 00:12:56.505
ببين ؛ ميدونم که چقدر مشتاقي که
. يه مهموني بگيري و به همه بگي چه کارايي ازت برمياد

00:12:56.695 --> 00:13:00.255
من الان دو ساعته که دارم سعي ميکنم
. . کاري کنم که اوناي ديگه متوجه قدرتهات نشن

00:13:00.285 --> 00:13:02.565
. و به اين آسوني ها هم نيست که فکرشو ميکردم

00:13:02.595 --> 00:13:04.605
. ولي ، خواهش ميکنم ، يه کم بهش فکر کن

00:13:04.655 --> 00:13:05.985
. ميدونم
. . فقط

00:13:06.725 --> 00:13:09.805
اگه هيچوقت ، خودِ واقعيم نباشم
چطوري کسي ميتونه بشناستم ؟

00:13:09.975 --> 00:13:11.615
. . ميدونم سخته

00:13:11.745 --> 00:13:16.645
ولي ميتونم تصورشو بکنم که اگه به مردم چيزي نگفتي
. بايد يه عالمه دليل مهم براي اين نگفتن وجود داشته باشه

00:13:17.215 --> 00:13:20.485
پس ، بخاطر همينه که
. بايد حافظه اتو برگردونيم

00:13:20.765 --> 00:13:22.025
. . که بتونم چيکار کنم

00:13:22.075 --> 00:13:23.315
دوباره برگردم سر خونه ي اول و . .
به مردم دروغ بگم ؟

00:13:23.355 --> 00:13:23.925
. . کلارک "؛ "

00:13:23.965 --> 00:13:25.205
کلويي " ؛ مطممئن نيستم که "
. بخوام دوباره اون زندگي رو ادامه بدم

00:13:25.245 --> 00:13:27.765
لااقل صبر کن تا با پدر و مادرت
حرف بزني ، باشه ؟

00:13:34.445 --> 00:13:35.215
کلارک " ؟ "

00:13:36.655 --> 00:13:37.515
کلارک "؟ "

00:13:57.935 --> 00:14:01.325
. " اشتعال نابهنگام "
. نميخوام درمورد اين قدرتت بدونم

00:14:06.865 --> 00:14:08.015
اون دختر کيه ؟

00:14:10.655 --> 00:14:11.355
. . اون

00:14:12.875 --> 00:14:14.275
. لانا لَنگ " هست " . . .

00:14:21.995 --> 00:14:23.455
. عشقِ زندگيت

00:15:06.963 --> 00:15:09.463
. اينگار يه چيز ديگه اي هم يادت نمياد

00:15:09.863 --> 00:15:12.323
. معمولا اون احساساتِتو مخفي ميکردي

00:15:16.553 --> 00:15:19.543
. اومدم حالتو بپرسم

00:15:20.503 --> 00:15:21.233
.  . ولي

00:15:22.130 --> 00:15:23.950
. اينگار ؛ جوابمو گرفتم . .

00:15:24.550 --> 00:15:27.100
. زندگي من کاملا پوچ و بي معنيه
اگه تو به جاي من بودي ، چه حسي داشتي ؟

00:15:28.020 --> 00:15:30.380
. مهموني ترحم و دلسوزي . . باحاله

00:15:31.030 --> 00:15:34.110
. ببين ، " کلويي " ؛ خيلي ازم محافظت ميکنه

00:15:35.540 --> 00:15:37.840
فکر کنم آدماي زيادي باشن
. که نميتونم بهشون اطمينان کنم

00:15:38.420 --> 00:15:40.280
. و نميدوني که اونا ؛ کيا هستن

00:15:42.540 --> 00:15:45.370
ببين ، شايد اسم همه ي بازيکنها رو
. . يادت نياد ولي

00:15:45.660 --> 00:15:47.740
. هنوزم ميتوني به بازي ادامه بدي . .

00:15:49.320 --> 00:15:51.230
ميخواي بهم بگي که قراره چطوري
اينکارو انجام بدم ؟

00:15:51.940 --> 00:15:53.200
. به حدسِت اطمينان کن
" غريزه "

00:15:57.370 --> 00:15:58.970
مثلا ، درمورد من چي ميگه ؟

00:16:02.310 --> 00:16:04.140
. خيلي از همديگه خوشمون نمياد

00:16:06.340 --> 00:16:07.640
. تو جهت درست قرار گرفتي

00:16:08.410 --> 00:16:09.620
. " همينطور ادامه بده گ اسمالويل

00:16:48.980 --> 00:16:50.190
. " سلام ؛ " کلارک

00:16:51.750 --> 00:16:52.510
. سلام

00:16:52.910 --> 00:16:54.920
. شنيدم چه اتفاقي برات افتاده

00:16:56.790 --> 00:17:00.110
ببخشيد ؛ فکر کنم حتي منو نميشناسي

00:17:00.140 --> 00:17:01.090
. " لانا "

00:17:09.240 --> 00:17:11.380
. ميخواستم بعدا يه سري بهت بزنم

00:17:11.410 --> 00:17:13.500
. فکرشو نميکردم اينجا ببينمت

00:17:14.140 --> 00:17:15.940
. راستش ، اينجا اومدم که تو رو ببينم

00:17:19.660 --> 00:17:21.300
. . کلويي " ؛ . . . اون "

00:17:22.690 --> 00:17:24.860
. . بهم گفت که ما دوتا قبلا . .

00:17:24.880 --> 00:17:25.780
. . آره

00:17:26.450 --> 00:17:27.400
. آره ؛ دوست بوديم

00:17:30.370 --> 00:17:31.510
چي شد ؟

00:17:36.010 --> 00:17:37.520
. . خواهش ميکنم ، من فقط

00:17:39.350 --> 00:17:40.980
. واقعا ميخوام بدونم

00:17:41.800 --> 00:17:43.100
. منم همينطور

00:17:46.560 --> 00:17:47.720
بخاطر من بود ؟

00:17:57.860 --> 00:17:59.310
. متوجه نميشم

00:18:01.350 --> 00:18:04.480
. . اگه يه ذره از احساسي که الان دارمو بهت داشتم

00:18:06.530 --> 00:18:07.900
. ميدوني ، بهم نگو

00:18:08.920 --> 00:18:10.270
. نميخوام بدونم

00:18:11.200 --> 00:18:13.310
نميخوام بدونم ؛
. . چونکه ايندفعه

00:18:14.510 --> 00:18:15.730
. فرق ميکنه . . .

00:18:19.600 --> 00:18:20.860
اين دفعه " ؟"

00:18:26.580 --> 00:18:29.110
فکر نکنم الان بايد
. درموردش حرف بزنيم

00:18:33.210 --> 00:18:35.450
کِي ميتونيم درموردش حرف بزنيم ؟

00:18:41.370 --> 00:18:42.740
چطوري اينجا اومده ؟

00:18:45.370 --> 00:18:47.900
مثل اينه که قلبِش بيشتر از مغزش
. به ياد مياره

00:18:50.890 --> 00:18:52.270
. راه بيفت ؛ دخترعمو

00:18:52.300 --> 00:18:56.140
يه لحظه ي ديگه هم به اون
. پسره ي بي حافظه ي چشم آبي فکر نکن

00:18:57.260 --> 00:18:58.010
. . هِي

00:18:58.240 --> 00:18:59.150
. . خبراي خوب . .

00:18:59.200 --> 00:19:02.620
اون کارت عبوري که پيدا کرديمو تا
. پارک مجلل موتورسواري " ؛ رَديابي کرديم "

00:19:02.840 --> 00:19:04.600
. مالِ يه پسره اي به اسم " کوين گريدي " هست

00:19:05.000 --> 00:19:08.320
اون پسر ، تو" اسمالويل " زندگي ميکني ، پس
. فکرکرديم که بريم آرسشو پيدا کنيم

00:19:08.580 --> 00:19:09.490
مياي ؟

00:19:27.300 --> 00:19:28.210
کوين " ؟"

00:19:30.450 --> 00:19:31.720
اينجا چيکار ميکني ؟

00:19:31.760 --> 00:19:34.090
متاسفم پدر ، ولي بيشتر از اين
. نميتونم اينجا بمونم

00:19:34.120 --> 00:19:36.700
. کوين " ؛ بايد برگردي
. . تو وسط جلسات درماني هستي

00:19:36.720 --> 00:19:38.010
. اون جلسات ؛ فايده اي ندارن

00:19:38.450 --> 00:19:41.160
ميدونم ميخواي کاري که با " ديلن " کردمو
. . به صورت يه راز نگه داري

00:19:41.590 --> 00:19:44.230
ولي هرکاري که انجام بدن تا . .
. . باعث بشن اون ماجرا رو فراموش کنم

00:19:44.690 --> 00:19:46.100
. بازم هميشه واقعيتو ميدونم . .
. " به ياد ميارم "

00:19:46.130 --> 00:19:46.700
. . کوين "؛ "

00:19:46.750 --> 00:19:47.890
. . نگرانم نباش

00:19:47.910 --> 00:19:50.100
. باشه ؟ پولامو جمع کردم
. مشکلي برام پيش نمياد

00:19:51.210 --> 00:19:54.600
بعداز کاري که کردم ؛ ازتون انتظار ندارم
. که هرروز بهم نگاه کنين و تحملم کنيد

00:19:56.030 --> 00:19:57.550
. کوين " ؛ خواهش ميکنم بذار کمکت کنيم "

00:19:57.580 --> 00:19:58.960
. نميتونين

00:19:59.940 --> 00:20:02.580
اون مکان ؛ منو به يه جور هيولا تبديل کرده

00:20:03.330 --> 00:20:04.480
منظورت چيه ؟

00:20:05.270 --> 00:20:06.320
. اين

00:20:18.450 --> 00:20:19.350
بله ؟

00:20:19.810 --> 00:20:20.640
. سلام

00:20:20.810 --> 00:20:23.300
. . اومدم اينجا که پولامو پس بگيرم

00:20:23.340 --> 00:20:25.160
که البته پسرتون تصميم گرفت از
. . تالون " بدزدتشون "

00:20:25.190 --> 00:20:27.000
. البته به همراه يه دو دقيقه از حافظه ام

00:20:27.020 --> 00:20:28.720
. بايد اشتباهي شده باشه

00:20:28.750 --> 00:20:31.140
راستش ، آقاي " گريدي " ؛
. . ما اينو پيدا کرديم

00:20:31.310 --> 00:20:33.410
. که کنار صندوقِ پولِ " تالون " افتاده بود
. مالِ " کوينِ"ـه

00:20:33.430 --> 00:20:34.790
. فقط ميخوام باهاش حرف بزنيم

00:20:35.820 --> 00:20:38.320
. متاسفانه امکانش نيست
. در حال حاضر ؛ پسرم بيرون از شهره

00:20:38.360 --> 00:20:40.330
و ، منظورتون از " بيرن از شهر " ؛
. . فکر کنم منظورتون اين باشه که

00:20:40.360 --> 00:20:43.310
تحت نوعي درمان در موسسه ي " سامرهولت "؛
. قرار داشته باشه

00:20:45.010 --> 00:20:48.870
ببخشيد ، نتونستم جلوي خودمو بگيرم که
. به اون قبض هاي پارکينگ پشت شيشه ي جلو نگاه نکنم

00:20:52.160 --> 00:20:54.890
فکر کنم اون موضوع فقط به خودمون مربوط باشه
. نه کسِ ديگه اي ؛ ببخشيد

00:20:54.910 --> 00:20:56.390
. ما نميگم اون سرقت کار اون بوده

00:20:56.930 --> 00:20:58.700
. فقط بايد بدونيم که اون چيا ميدونه

00:21:09.850 --> 00:21:10.580
. خيلي خوب

00:21:12.320 --> 00:21:15.500
. بله ، پسرم يکي از بيماران موسسه ي " سامرهولت " هست

00:21:16.400 --> 00:21:18.900
پاييز گذشته ؛
. . هردو پسرمو به شکار بردم

00:21:19.730 --> 00:21:21.060
. " به برکه هاي " آدري . .

00:21:22.060 --> 00:21:23.400
. يه حادثه اي اونجا اتفاق افتاد

00:21:24.840 --> 00:21:27.190
. . کوين " داشت تفنگشو پر ميکرد و

00:21:29.870 --> 00:21:31.480
. اينطور شد که پسرم " ديلن " رو ازدست دادم

00:21:36.600 --> 00:21:38.110
. آقاي " گريدي " ؛ متاسفم

00:21:40.320 --> 00:21:42.800
. کوين " ؛ نتونست خودشو ببخشه "
. . اون

00:21:44.490 --> 00:21:46.540
. . و منم نميدونستم که به کجا پناه ببرم

00:21:46.990 --> 00:21:47.860
. . به همين خاطرم

00:21:48.540 --> 00:21:51.620
. . خوب ، فکرکرديم اگه " سامرهولت " ؛ . .

00:21:51.920 --> 00:21:54.090
بتونه اون خاطرات رو پاک کنه ، خوب . .
. . پس

00:21:54.130 --> 00:21:56.340
شايد " کوين " بتونه زندگيشو راحت ادامه بده . .

00:21:59.520 --> 00:22:00.820
ببخشين ؛

00:22:01.010 --> 00:22:02.690
بايد برم و پسرم رو پيدا کنم

00:22:02.740 --> 00:22:03.480
متشکرم

00:22:10.240 --> 00:22:12.270
ببين ، ميدونم حرفاش خيلي
. . تاثيرگذار بودن ، اما

00:22:12.300 --> 00:22:14.020
خيلي مطمئن نيستم که باورشون کرده باشم . .

00:22:14.330 --> 00:22:15.780
ميرم يه نگاهي به اين دور و اطراف
بندازم

00:22:24.050 --> 00:22:25.310
کلارک ، حالت خوبه ؟

00:22:26.340 --> 00:22:27.850
ميتونم بشنوم يکي داره ميدوه

00:22:28.470 --> 00:22:29.140
چي ؟

00:22:29.220 --> 00:22:32.010
اين نيروهاي خارق العاده همينجور
هِي خودشون رو نشون ميدن

00:22:32.060 --> 00:22:33.120
کجا هستن ؟

00:22:33.150 --> 00:22:34.620
نزديکاي اطراف خونه هستن

00:22:34.660 --> 00:22:35.620
خوب ، برو بگيرشون

00:22:35.650 --> 00:22:37.810
حالا بنظر مياد سوار موتورسيکلت باشه

00:22:38.890 --> 00:22:40.250
تو اين يه مورد حرفمو باور کن ، کلارک ، برو

00:22:40.290 --> 00:22:42.040
. . کلويي -
! فقط بدو و برو ، کلارک -

00:23:13.624 --> 00:23:16.544
فکرکنم اين چيزاي مربوط به قصر خيلي تو
محله خوب جا نيفتاده باشه

00:23:16.964 --> 00:23:18.874
باورم نميشه رفيق يه آدم ميليونرم

00:23:18.904 --> 00:23:21.554
جالبه ، هيچوقت تاحالا به اين اندازه
تحت تاثير نبودي

00:23:24.794 --> 00:23:26.044
" آقاي " لوتر

00:23:28.404 --> 00:23:29.414
" لکس "

00:23:29.884 --> 00:23:34.164
بنظرم انگار اينو يادت نمياد ، اما ما يجورايي اين چيزاي
تشريفاتي رو از همون روزي که از پُل هلت دادم ، گذاشتيم کنار

00:23:34.414 --> 00:23:37.234
ببين ، همينطور که مطمئن هستم همگيمون
داريم از اين يخ شکن کوچولو لذت ميبريم ؛

00:23:37.264 --> 00:23:38.994
اما براي دليلي اومديم اينجا

00:23:39.014 --> 00:23:41.944
اميدوار بودم که هنوز با موسسه ي " سامرهولت " ؛
. تماس داشته باشي

00:23:41.974 --> 00:23:44.504
کلويي " گفت که اونا
.  يه سري آزمايش روت انجام دادن "

00:23:44.674 --> 00:23:46.824
فکر ميکنيم ؛ اون پسري که
. . باعث شده " کلارک " حافظه اشو از دست بده

00:23:46.854 --> 00:23:50.054
اونجا ؛ تحت يه جور درمانه تا . .
. حافظه اشو پاک کنن

00:23:50.874 --> 00:23:54.604
با توجه به شکستي که دراين زمينه خوردن
. به نظر مياد که پيشرفتي دراون کارنداشتن

00:23:54.834 --> 00:23:57.704
من يه چندتا تماس ميگيرم ؛
. ببينم چه کاري از دستم برمياد

00:23:58.344 --> 00:24:00.324
. . کلويي "؛ اگه از نظرت ايرادي نداره "

00:24:00.364 --> 00:24:02.024
. ميخوام به " کلارک " حرف بزنم . .

00:24:03.084 --> 00:24:05.854
به پدر و مادرش قول دادم
. که ميرسونمش خونه

00:24:06.114 --> 00:24:08.164
. فکر کنم ميتونم اونکارو انجام بدم

00:24:09.644 --> 00:24:12.054
ايرادي نداره ؛ " کلويي "؛ ميتوني يه مقدار
. از اينکه دايم منو اسکورت کني ؛ استراحت کني

00:24:12.074 --> 00:24:13.184
. مشکلي برام پيش نمياد

00:24:15.334 --> 00:24:16.134
. باشه

00:24:23.644 --> 00:24:24.654
. . کلارک "؛ "

00:24:25.054 --> 00:24:26.344
. مراقب باش

00:24:32.644 --> 00:24:35.784
کلارک " ؛ فکر کنم يه چيزي رو بدونم که "
. ميتونه حافظه اتو برگردونه

00:24:41.734 --> 00:24:43.424
من اين غارها رو پيدا کردم ؟

00:24:43.914 --> 00:24:46.364
و از اون وقت تا حالا ؛ هردوي ما
. . باهمديگه کار ميکنيم تا

00:24:46.414 --> 00:24:48.414
. معماي اين غارها رو حل کنيم

00:24:48.934 --> 00:24:50.804
. ولي اين رازيه که بين من و تو هست

00:24:52.954 --> 00:24:54.524
معني اين نمادها چيه ؟

00:24:55.534 --> 00:24:58.974
ميدونم احتمالا برات عجيبه ولي
. فکر ميکنيم يه ربطي به تو دارن

00:25:02.034 --> 00:25:02.894
. وايسا

00:25:03.854 --> 00:25:06.304
. بايد عکسِ يه هيولاي دو سر اينجا باشه

00:25:09.144 --> 00:25:11.094
پس اينجا رو يادت مياد ؟

00:25:11.194 --> 00:25:13.804
نه ، از روي نقاشي هاي روي
.  ديوار اتاق زيرشيرواني شناختمش

00:25:16.114 --> 00:25:18.284
. داشتيم جمع آوريشون ميکرديم

00:25:19.594 --> 00:25:20.374
. وايسا

00:25:21.764 --> 00:25:23.704
. اين ديوار نبايد اينجا باشه

00:25:24.754 --> 00:25:25.724
منظورت چيه  ؟

00:25:25.854 --> 00:25:29.064
توي نقاشي ها ؛
. نشون ميده که يه اتاق پشت اين ديواره

00:25:32.004 --> 00:25:34.954
کلارک " ؛شايد بايد برگرديم به اتاق زيرشيرواني "
. و يه نگاه دقيقتري به اون عکس ها بندازيم

00:25:34.984 --> 00:25:36.704
. ميتونم کمک کنم و برات توضيحشون بدم

00:25:41.354 --> 00:25:44.314
. نه ، ديگه بايد برگردم
. نميخوام پدر و مادرم رو نگران کنم

00:25:45.474 --> 00:25:46.394
. البته

00:27:07.654 --> 00:27:09.114
سلام ؟ -
. " لوييس " -

00:27:09.174 --> 00:27:10.274
کلويي " ؛ اونجايي ؟ "

00:27:10.334 --> 00:27:12.424
. آره ، داره مياد ؛ ايميلمو بخون

00:27:12.484 --> 00:27:13.604
. گرفتمش

00:27:18.204 --> 00:27:19.364
. . کلويي "؛ "

00:27:20.284 --> 00:27:21.164
. " لوييس "

00:27:21.254 --> 00:27:22.874
. کلارک " ؛ بايد اينو ببيني "

00:27:23.724 --> 00:27:25.774
کلويي " ؛ زنگ زد و بهم گفت "
. . يه چندتايي فايل رو دانلود کنم

00:27:25.814 --> 00:27:27.404
. از " سامرهولت " ايميل زده . .

00:27:27.434 --> 00:27:28.494
چطوري وارد اونجا شده ؟

00:27:28.524 --> 00:27:32.234
فهميدم که هيچوقت نبايد " کلويي " رو دست کم بگيرم
. بخصوص وقتي پاي کمک کردن به تو وسط بياد

00:27:33.564 --> 00:27:34.794
. مجبور نيستي اينکارو بکني

00:27:34.844 --> 00:27:36.674
. به کسي چيزي نميگم ؛ قول ميدم

00:27:36.714 --> 00:27:38.134
. بهشون نميگم چه اتفاقي افتاده

00:27:38.904 --> 00:27:40.334
. ميدونم يه حادثه بوده

00:27:40.784 --> 00:27:42.314
. ميدونم از قصد اونکارو نکردي

00:27:42.624 --> 00:27:44.264
کوين " ؛ برادرشو نکُشته "

00:27:44.324 --> 00:27:47.724
هرکسي که حافظه ي " کوين " رو پاک کرده
. بايد به جاش يه چندتايي خاطره جديد گذاشته باشه

00:27:47.764 --> 00:27:49.454
. . چرا کسي بايد همچين کاري بکنه

00:27:49.614 --> 00:27:52.344
بذاره " کوني" به زندگيش ادامه بده در حاليکه
فکر ميکنه برادر خودشو کُشته ؟

00:27:52.584 --> 00:27:55.094
واضحه که اين وسط يکي هست که
. نميتونه با کاري که کرده راحت کنار بياد

00:27:55.974 --> 00:27:57.584
. بايد " کوين " رو پيدا کنم

00:27:57.984 --> 00:27:59.394
و ؛ کجا ميخواي پيداش کني ؟

00:27:59.424 --> 00:28:02.044
. جايي که برادرش مُرده
. جاي خيلي خوبي براي شروع به نظرمياد

00:28:02.074 --> 00:28:04.254
. يه دقيقه وايسا
. . پدرش نگفت که

00:28:04.284 --> 00:28:05.814
. . اون حادثه  در  . .

00:28:06.624 --> 00:28:07.884
برکه ي " آدري " اتفاق افتاده ؟ . ..

00:28:09.934 --> 00:28:10.924
کلارک " ؟"

00:28:33.384 --> 00:28:34.204
. " کوين "

00:28:34.384 --> 00:28:35.564
. نه ، چيزي نيست

00:28:35.764 --> 00:28:37.924
گوش کن ؛ اومدم اينجا تا درمورد
. سامرهولت " باهات حرف بزنم "

00:28:41.254 --> 00:28:42.804
. تو اوني هستي که توي " تالون " بود

00:28:44.084 --> 00:28:45.534
چطوري منو يادت اومد ؟

00:28:46.004 --> 00:28:46.964
. تو رو يادم نيومد

00:28:47.504 --> 00:28:49.734
هرکاري که باهام کردي ؛ باعث شد
. که همه خاطراتم از بين برن و پاک بشن

00:28:50.154 --> 00:28:51.124
همشون ؟

00:28:52.944 --> 00:28:55.294
اوناي ديگه . . فقط چند دقيقه اي از
. حافظشونو از دست ميدادن

00:28:55.344 --> 00:28:57.194
. فکر کنم من با اوناي ديگه فرق دارم

00:28:58.774 --> 00:29:01.994
کوين " ؛ ميدونم برات سخته ؛ ولي بايد "
. درمورد اون حادثه باهات حرف بزنم

00:29:06.124 --> 00:29:07.644
اون حادثه ؛ اينجا اتفاق افتاده ؟

00:29:10.114 --> 00:29:11.534
. يه جايي اين دور و وَرا

00:29:14.834 --> 00:29:17.634
. ميدونم
. يه جايي ؛ اينجاها بوده

00:29:18.744 --> 00:29:20.504
بهم بگو ؛ اون روز ؛ چه اتفاقي افتاد ؟

00:29:35.444 --> 00:29:37.964
اصلا هيچ خاطره ي واقعي اي
از اون روز به ياد داري ؟

00:29:51.684 --> 00:29:52.994
کوين " ؛ چيه ؟ "

00:29:55.044 --> 00:29:56.194
. مطمئن نيستم

00:29:57.354 --> 00:29:59.504
داشتم سعي ميکردم همه ي
.  اون خاطرات رو فراموش کنم

00:29:59.864 --> 00:30:01.134
. . يا ؛ شايد

00:30:01.394 --> 00:30:03.424
. يکي همه ي خاطرات واقعي رو واست پاک کرده

00:30:09.294 --> 00:30:10.104
. نه

00:30:10.514 --> 00:30:13.324
. نه ؛ داشتم تفنگمو پُر ميکردم
. درست همين جا بود

00:30:13.354 --> 00:30:15.094
ولي ، واقعا ؛ به طور واقعي
يادت مياد که اون اتفاق افتاده باشه ؟

00:30:15.124 --> 00:30:16.294
. .يادت مياد که تفنگتو پُر کرده باشي

00:30:16.324 --> 00:30:18.074
يا ؛ اينکه اينطور يادت مياد که ؛
يکي بهت گفته که داشتي اسحله اتو پُر ميکردي ؟

00:30:42.764 --> 00:30:44.054
. من اون کارو نکردم

00:30:47.534 --> 00:30:48.834
. کارِ پدرم بود

00:30:54.014 --> 00:30:55.604
چطور تونسته همچين کاري باهام بکنه ؟

00:30:58.734 --> 00:31:00.164
. " متاسفم ؛ " کوين

00:31:06.134 --> 00:31:07.334
. متوجه نميشم

00:31:08.184 --> 00:31:11.394
از " تالون " دزدي کردم و
. حافظه ي تو رو هم به طور کامل پاک کردم

00:31:12.304 --> 00:31:14.424
واسه چي بايد پدرم
خودشو اينهمه براي اذيت کردنم به زحمت انداخته باشه ؟

00:31:16.834 --> 00:31:18.354
فکر کنم اين احساس رو که ؛

00:31:18.384 --> 00:31:19.994
. بخشي از زندگيت رو ازدست بديو ميشناسم

00:31:25.434 --> 00:31:27.494
متاسفم ؛
. نميتونم کمکي بهت بکنم

00:31:27.854 --> 00:31:30.604
تنها شانسي که داريم اينه که
. . دزدکي وارد " سامرهولت " بشيم ؛ ولي

00:31:30.794 --> 00:31:32.734
هيچ راهي وجود نداره که بتونم
. تو رو هم به اونجا وارد کنم

00:31:33.844 --> 00:31:34.804
. شايد من بتونم همچين کاري انجام بدم

00:31:43.093 --> 00:31:47.763
ببين ، پسرِ اين يارو ، ازم سرقت کرد و بعدش
. حافظه ي دوستمو به طور کامل پاک کرد

00:31:47.803 --> 00:31:51.373
بايد بذاري برگردم اونتو ؛ حالا يا با ؛ يا بدونِ دستبند
. بايد باهام همکاري کني

00:31:51.403 --> 00:31:54.773
همونطور که گفتم ؛ اگه اسمتونو ثبت کنين ، اونوقت
. به يکي از مسئولين اطلاع ميدم که شما اينجايين

00:31:55.163 --> 00:31:57.303
کجاي حرفمو نميفهمي ؟

00:31:57.333 --> 00:31:59.643
دفعه ي آخر که با دخترعموم حرف زدم
. اينجا بود

00:31:59.683 --> 00:32:02.493
و مطمئنم که اون ديوونه ؛ يه جايي توي اين
. موسسه ، اونو زنداني کرده

00:32:03.653 --> 00:32:04.723
. " خانم " لِين

00:32:07.223 --> 00:32:09.273
شايد اينقدر بهت پول دادن که
. . بي ادب باشي

00:32:09.313 --> 00:32:12.373
ولي فکر نکنم اينقدر بهت داده باشن که
. حاضر بشي به زندان بخش بري

00:32:20.353 --> 00:32:21.913
. وايسا
مگه قفل نبود ؟

00:32:22.763 --> 00:32:24.103
. فکر کنم قفلش خراب بود

00:32:38.963 --> 00:32:41.403
از اين پايين ، بايد بتونيم
. به دفتر اصلي راه پيدا کنيم

00:32:46.923 --> 00:32:47.773
. " کلارک "

00:32:49.203 --> 00:32:50.483
کلارک " ؛ حالت خوبه ؟ "

00:32:51.353 --> 00:32:53.043
. تو جلو برو
. من خودم بهت ميرسم

00:33:13.803 --> 00:33:16.593
کاشکي ميتونستم کلِ خاطراتِ سه روزگذشته اتو
. پاک ميکردم

00:33:16.633 --> 00:33:18.733
. ولي متاسفانه نميتونم همچين خطري رو قبول کنم

00:33:19.023 --> 00:33:21.093
. بايد خاطرات خيلي قديمي تري رو ازت پاک کنم

00:33:21.133 --> 00:33:22.883
. آقاي " گريدي " ؛ خواهش ميکنم اينکارو نکنين

00:33:22.923 --> 00:33:24.453
. بهش به عنوان يه هديه نگاه کن

00:33:25.163 --> 00:33:28.093
. . ميدوني چندين تجربه در زندگي

00:33:28.273 --> 00:33:30.263
. . از دردناکي کمتري برخوردار ميشندن . .

00:33:31.873 --> 00:33:34.373
اگه ؛ خاطراتي درموردشون نداشتيم که . .
دائم به يادمون بيان و آزارمون بدن ؟

00:33:48.563 --> 00:33:51.313
پدر ! ميخواستي تمام طول زندگيم
بهم دروغ بگي ؟

00:33:51.783 --> 00:33:53.923
که وادارم کني فکر کنم
اين من بودم که برادرم رو به قتل رسوندم ؟

00:33:53.953 --> 00:33:55.123
. کوين " ؛ آروم باش "

00:33:55.153 --> 00:33:58.143
واضحه که يه واکنش رواني به
. برنامه ي درمانيت نشون دادي

00:34:00.513 --> 00:34:02.893
هيچکي بيشتر از من
. درمورد اتفاقي که افتاده احساس پشيموني نميکنه

00:35:00.743 --> 00:35:01.533
! " کلويي "

00:35:27.933 --> 00:35:29.813
. پناه بر خدا

00:35:44.813 --> 00:35:46.813
. لوييس " ؛ کلانتر "

00:35:48.263 --> 00:35:51.023
فکر کنم ديگه نبايد " اسمالويل " صدات کنم

00:36:11.911 --> 00:36:13.501
کلارک " ؛ داري چيکار ميکني ؟"

00:36:13.541 --> 00:36:16.341
ميخواي تمام روز اونجا وايسي يا اينکه
ميخواي بازش کني ؟

00:36:19.571 --> 00:36:20.511
. سلام

00:36:20.711 --> 00:36:21.611
. مرسي

00:36:29.531 --> 00:36:32.031
گفتيد که از کجا اون نوارهاي ويدئويي رو
پيدا کردين خانم " سوليوان " ؟

00:36:32.281 --> 00:36:34.041
. . وارد اتاق اطلاعات شدم

00:36:52.111 --> 00:36:53.641
. تو اون بچه اي هستي که توي کوچه بود

00:36:55.331 --> 00:36:57.131
. . سعي کردم تو رو از ماشين بکِشم بيرون

00:36:57.451 --> 00:37:00.531
و اون ؛ آخرين چيزيه که ميتونم براي قبل از اينکه
. اون اتفاقي که توي آزمايشگاه افتاد ؛ به ياد بيارم

00:37:01.581 --> 00:37:04.761
. " آره ، دوباره دراون مورد ازت معذرت ميخوام " کلارک
. يه طورايي تقصير من بود

00:37:05.631 --> 00:37:08.101
نميدونم اونجا چيکار کردي يا
. .  چه دليلي براي انجامش داشتي

00:37:09.281 --> 00:37:10.751
. ولي يه حسي بهم ميگه که يکي بهت بدهکارم

00:37:10.841 --> 00:37:13.991
دوست دارم بهش به صورت اين که
. حالا ديگه باهم بي حساب هستيم " نگاه کنم "

00:37:15.871 --> 00:37:18.371
يه چيزي بهم ميگه
. نبايد جلوي رفتنت رو بگيرم

00:37:18.391 --> 00:37:20.911
اينطوري خيلي بهتره که مردم
. سئوالات زيادي درمورد نپرسن

00:37:26.851 --> 00:37:29.231
بابت اين که فرصت شروع دوباره رو
. " بهم دادي ؛ ازت متشکرم " کلارک

00:37:50.543 --> 00:37:51.393
. . کلارک "؛ "

00:37:52.313 --> 00:37:53.923
. داشتم دنبالت ميگشتم . .

00:37:55.333 --> 00:37:58.223
. تبريک ميگم
. شنيدم همه ي خاطراتت برگشتن

00:37:58.783 --> 00:37:59.843
. همه چيز

00:38:03.143 --> 00:38:05.413
. همه چيز ؛ بجز اتفاقات 24 ساعت گذشته

00:38:05.833 --> 00:38:07.773
. . چيز زيادي رو از دست نميدي ، ولي

00:38:07.893 --> 00:38:10.633
خواستم شخصا بيام و
. ببينم که "کلارکِ قديمي " دوباره برگشته

00:38:13.723 --> 00:38:14.503
لِکس"؛ "

00:38:15.833 --> 00:38:18.873
کلويي " گفت منو توي عمارت گذاشته و رفته چونکه "
. تو ميخواستي درمورد چيزي باهام حرف بزني

00:38:19.693 --> 00:38:21.543
درمورد چي ميخواستي باهام حرف بزني ؟

00:38:23.763 --> 00:38:26.323
داستان وقتي که خودم
.  حافظه امو ازدست دادم برات تعريف کردم

00:38:26.753 --> 00:38:28.423
. فکر کردم شنيدنش ميتونه بهت دلداري بده

00:38:31.403 --> 00:38:34.293
من آدم خوش شانسي هستم که اين همه
. دوستاي خوب دارم که همگي هم هوامو دارن

00:38:35.573 --> 00:38:37.683
تو هم اگه بودي ؛
. " همين کارو براي من انجام ميدادي " کلارک

00:39:40.353 --> 00:39:42.723
. سلام ؛ زود اومدم ، ميدونم ، معذرت ميخوام

00:39:47.603 --> 00:39:49.443
. فکر کنم يه کم عصبيم

00:39:49.773 --> 00:39:51.173
براي چي عصبي هستي ؟

00:39:54.243 --> 00:39:56.403
قرار بوده کار خاصي باهمديگه انجام بديم ؟

00:39:58.993 --> 00:40:01.713
لانا " ؛ معذرت ميخوام ؛ هيچي از خاطراتِ "
. ديروز رو يادم نمياد

00:40:05.653 --> 00:40:07.723
. ولي همه ي چيزاي ديگه رو الان يادت مياد

00:40:10.543 --> 00:40:11.763
. احتمالا بهتر از اين نميشه

00:40:15.373 --> 00:40:16.753
. . اين برنامه هايي که داشتيم

00:40:16.893 --> 00:40:19.063
يه چيزي تو مايه هاي مثلا
قرار گذاشتن باهمديگه بوده ؟

00:40:21.683 --> 00:40:23.343
چونکه ؛ اگه اينطور بوده
پس " جيسون " چي ميشه ؟

00:40:27.363 --> 00:40:29.773
کلارک " ؛ تو فقط ميخواستي باهام
. درمورد چيزي حرف بزني "

00:40:29.953 --> 00:40:31.903
. و ميتونيم اين کارو براي يه وقت ديگه بذاريم

00:40:36.643 --> 00:40:37.873
. لانا " ؛ وايسا "

00:40:41.143 --> 00:40:42.763
. نميتونم اينکارو انجام بدم

00:40:45.473 --> 00:40:47.673
نميتونم يه بار ديگه اجازه بدم
. که منو بذاري و بري

00:40:50.533 --> 00:40:51.633
. چيزي نيست

00:40:52.143 --> 00:40:53.853
. هردو متوجه اين وضعيت ميشيم

00:40:53.903 --> 00:40:54.843
. ميدونيم

00:40:59.183 --> 00:41:01.343
. بخاطر همينه که ايندفعه فرق ميکنه

00:41:06.093 --> 00:41:07.213
اين دفعه " ؟"

00:41:25.403 --> 00:41:27.793
. " آزمايشات پاک کردن خاطرات در سامرهولت متوقف شد "

00:41:36.933 --> 00:41:38.183
تو ؛ " کلويي " هستي ؟

00:41:41.573 --> 00:41:42.753
. بامزه اس

00:41:42.993 --> 00:41:44.823
. آدم از خند روده بُر نميشه ، ولي بامزه اس

00:41:45.903 --> 00:41:49.203
پدر و مادرم گفتن که تو از " کلارک " پرستاري کردي و
. بهشون زنگ زدي تا از " متروپوليس " به خونه برگردن

00:41:50.083 --> 00:41:51.303
. ميخوام ازت تشکر کنم

00:41:52.303 --> 00:41:55.343
البته ميتوني يه کم روي اين
. . کمدي بازي کردنت کار کني ولي

00:41:55.383 --> 00:41:58.373
ماجرا اينطور هم نبوده که . .
. دوباره غذاي سفت خوردن رو يادت داده باشم

00:41:58.653 --> 00:41:59.703
. با اينحال کمک زيادي کردي

00:42:00.003 --> 00:42:01.103
. قابلي نداشت

00:42:04.173 --> 00:42:07.903
بايد برات عجيب و غريب بوه باشه که يکي از
. بهترين دوستات ، مثل يه " زامبي "  دور و برت باشه

00:42:09.233 --> 00:42:13.043
آره ، خوب ، ميدوني ؛
. . هيچوقت واقعا متوجه نشدم که چقدر

00:42:13.243 --> 00:42:15.693
. زندگي اون " زامبي " ؛ پيچيده بود . . .

00:42:17.683 --> 00:42:18.893
پيچيده ؟

00:42:21.763 --> 00:42:23.563
مگه کار غير عادي اي انجام دادم ؟

00:42:26.343 --> 00:42:29.003
حافظه ات که پاک شده بود ؛
. . يه شروع دوباره  توي زندگيت داشتي

00:42:29.033 --> 00:42:31.273
. . و ؛ دوباره همون انتخابهاي هميشگي رو کردي

00:42:31.623 --> 00:42:32.903
. بجز ؛ يکي . . .

00:42:36.623 --> 00:42:39.233
کلويي " ؛ بايد باهام کاملا روراست باشي "

00:42:40.273 --> 00:42:41.583
روراست ، هان ؟

00:42:45.913 --> 00:42:47.073
چيکار کردم ؟

00:42:50.333 --> 00:42:51.893
. بهم اطمينان کردي

00:43:01.386 --> 00:43:05.386
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.