﻿WEBVTT

00:00:02.500 --> 00:00:05.000
* جشن عروسي *
* لانا لَنگ " و " لِکس لوتِر *

00:03:14.953 --> 00:03:16.420
. . و شما ؛ " لانا لَنگ " ؛

00:03:16.588 --> 00:03:19.386
آيا " الکساندر لوتر " رو به عنوان
. . شوهر خود

00:03:19.558 --> 00:03:22.083
در پيمان مقدس ازدواج ؛ ميپذيريد ؟ . . .

00:03:22.260 --> 00:03:27.254
قول ميدهيد که وي را دوست بداريد ؛
مايه ي آسايش و افتخارش باشيد ؛

00:03:27.432 --> 00:03:32.131
چه در بيماري و چه در سلامتي
. . چه پولدار يا فقير ؛ کنارش باشيد

00:03:32.304 --> 00:03:36.206
و همه ي چيزهاي ديگر زندگي را به پايش
قرباني کنيد ؛ تا وقتي که زنده هستيد ؟

00:03:36.374 --> 00:03:37.898
. قبول ميکنم

00:03:50.422 --> 00:03:53.880
. " لِکس "
. " خداي من " لِکس

00:03:55.994 --> 00:03:57.689
. " لِکس "

00:04:06.972 --> 00:04:08.200
. من ؛ نجاتِت دادم

00:04:08.373 --> 00:04:10.705
. عاشقش بودم

00:04:10.875 --> 00:04:12.308
. جدي نميگي

00:04:15.814 --> 00:04:17.213
لانا " ؟"

00:04:19.684 --> 00:04:20.912
! نه

00:04:32.513 --> 00:04:34.713
* روز عروسي *
* ساعت 11.03 صبح *

00:05:06.264 --> 00:05:09.290
مگه تو الان نبايد تو عمارت لوتر ؛
درحال چيدن گل ها باشي ؟

00:05:09.467 --> 00:05:11.458
. خوب ، همينطوره

00:05:11.636 --> 00:05:15.367
. من ؛ توي عمارت لوتِر هستم
. منتها ، يه طورايي به کمکت احتياج دارم

00:05:15.540 --> 00:05:16.632
کجايي ؟

00:05:16.808 --> 00:05:19.333
. زيززمين ؛ تو انبار شراب

00:05:19.511 --> 00:05:20.705
کلويي " ؟"

00:05:20.879 --> 00:05:22.676
کلارک " ؟"

00:05:24.115 --> 00:05:25.878
کلويي " ؟"

00:05:26.051 --> 00:05:28.849
. زودباش ؛ دارم اينجا يخ ميزنم

00:05:36.561 --> 00:05:38.290
. " دستگيره شکست " کلويي

00:05:38.463 --> 00:05:39.987
. صبر کن

00:05:42.033 --> 00:05:43.466
. خيلي ممنون

00:05:43.635 --> 00:05:46.195
دفعه ي بعد که هوس کردي ؛

00:05:46.371 --> 00:05:48.202
ساعت يازده صبح مشروب بخوري ؛
. شراب قرمز رو انتخاب کن

00:05:48.373 --> 00:05:49.533
. خيلي متاسفم

00:05:49.708 --> 00:05:52.802
لانا " ؛ هديه ي عروسي " لِکس " رو "
. . اينجا قايم کرده بود و ازم خواست

00:05:52.977 --> 00:05:56.071
تا براش بيارمش و . .
. بعدش يه دفعه در بسته شد

00:06:01.653 --> 00:06:03.450
. ديگه بهتره برم

00:06:03.621 --> 00:06:05.316
همين ؟

00:06:06.991 --> 00:06:09.585
اين همه تو سختي ها به دوستت کمک کردي ؛

00:06:09.761 --> 00:06:12.229
و حالا ميخواي بذاري و بري ؟ . .

00:06:12.397 --> 00:06:14.126
چيکار بايد بکنم ؟

00:06:14.299 --> 00:06:17.735
. . فکر کنم هميشه فکر ميکردم

00:06:17.902 --> 00:06:19.995
که تو به سرعت مياي جلو و . .
. دست " لانا " رو ميگيري و باخودت ميبري

00:06:20.171 --> 00:06:22.162
اما نميخواي اينکارو بکني ، درسته ؟

00:06:22.340 --> 00:06:25.400
اگه " لانا " نخواد با " لِکس " ازدواج کنه
. خودش اينکارو نميکنه

00:06:25.577 --> 00:06:28.478
. "لانا " قهرمان من نيست " کلارک "
. تو قهرمانمي

00:06:29.714 --> 00:06:32.877
و کل اين ايده که هنوز
. . هويت واقعي خودتو ازش مخفي ميکني

00:06:33.051 --> 00:06:36.179
که تنها کسي رو که . .
. . با تمام وجود عاشقش هستي رو بي خيال ميشي

00:06:36.354 --> 00:06:38.049
. دارم ازش محافظت ميکنم -
. آفرين -

00:06:38.223 --> 00:06:41.090
اون داره با يه هيولا ازدواج ميکنه ؛
. خودشو توي يه زندگي بدون عشق به دام ميندازه

00:06:41.259 --> 00:06:44.717
فکر ميکني براي من آسونه ؟ -
. فکرکنم آسون تر از صدمه ديدنه -

00:06:48.199 --> 00:06:50.690
هيچوقت براي رفتن به داخل ساختماني که
. . آتيش گرفته ترديد نميکني

00:06:50.869 --> 00:06:52.530
. . يا اينکه خودتو جلوي گلوله بندازي . .

00:06:52.704 --> 00:06:55.571
چونکه هيچي نميتونه به . .
. بدن فولاديت نفوذ کنه

00:06:55.740 --> 00:06:59.437
اما ؛ تنها باري که براي نجات " لانا " ؛
. . بايد از قلبِت مايه بذاري

00:06:59.611 --> 00:07:03.047
سروکله ي جناب آقاي آهنين . .
. پيدا نميشه

00:07:06.518 --> 00:07:10.386
دست کِشيدن از " لانا " ؛
. " سخت ترين کاري بود که تو زندگيم کردم " کلويي

00:07:10.555 --> 00:07:13.217
اگه اونو نميدوني ؛
. . پس منو به اون خوبي که

00:07:13.391 --> 00:07:14.949
. فکرشو ميکني ؛ نميشناسي . . .

00:07:30.750 --> 00:07:34.750
* تقديم به جاناتان کِنت *
* عشق زندگيم *
* مارتا کِنت *

00:07:40.552 --> 00:07:42.179
از کجا فهميدين که پدر
کسيه که بايد باهاش ازدواج کنين ؟

00:07:45.256 --> 00:07:47.087
از کجا ميدونستين که اونهم
همون احساسيو بهتون داره که شما بهش دارين ؟

00:07:49.461 --> 00:07:52.794
فکر کنم وقتي جووني ؛
. . مثل تو

00:07:52.964 --> 00:07:54.864
مثل اون موقعهايي که
. . ما خودمون جوون بوديم

00:07:56.134 --> 00:07:57.965
. هيچي ساده نيست . .

00:08:11.149 --> 00:08:13.709
ميدونم امروز ؛
. " روز خيلي سختيه برات " کلارک

00:08:19.224 --> 00:08:21.590
ميدونين ؛ نميتونم از سئوالو
. . از خودم نپرسم که

00:08:24.629 --> 00:08:27.120
. . اگه همه ي اون حرفايي که به خودم گفتم

00:08:29.000 --> 00:08:31.161
. . که دونستن حقيقت درمورد من ميتونه

00:08:31.336 --> 00:08:33.327
. . بيشتر از حد تحمل " لانا " باشه . .

00:08:33.505 --> 00:08:36.838
که اگه رازمو بدونه . .
. . اونوقت به خطر ميفته

00:08:40.211 --> 00:08:43.408
اگه همه ي اون چيزا رو بخاطر اينکه
ترسيده بودم از خودم درآورده باشم چي ؟

00:08:46.651 --> 00:08:49.620
. پس اونوقت ، تو هم درست مثل بقيه ي مايي

00:08:49.787 --> 00:08:51.186
منظورتون چيه ؟

00:08:51.356 --> 00:08:54.883
من و پدرت ؛
. نزديک بود که باهمديگه ازدواج نکنيم

00:08:55.059 --> 00:08:58.028
. بعداز يک سال باهاش بهم زدم

00:08:58.196 --> 00:09:00.858
. . يه دعواي وحشتناکي باهمديگه داشتيم

00:09:01.032 --> 00:09:03.398
و فکر ميکردم که ديگه هرگز . .
. اونو نخواهم ديد

00:09:03.568 --> 00:09:06.366
واقعيتش اينه که ما دوتا ؛
. به دو دنياي متفاوت تعلق داشتيم

00:09:06.538 --> 00:09:11.407
خانواده هامون ؛ راه هايي که انتخاب کرده بوديم ؛
. همه چي برعليهمون بود

00:09:11.576 --> 00:09:13.510
پس ، واسه چي دوباره پيش همديگه برگشتين ؟

00:09:14.879 --> 00:09:16.870
. . چونکه من

00:09:18.716 --> 00:09:21.651
. نميتونستم يه لحظه هم بهش فکر نکنم

00:09:24.522 --> 00:09:26.581
اگه من هم اون ريسکو بکنم چي ؟

00:09:29.794 --> 00:09:32.763
و ؛ اونوقت " لانا " ؛ واقعا
درکنار " لِکس " احساس خوشبختي کنه ؟

00:09:33.932 --> 00:09:39.427
فقط اينو ميتونم بهت بگم " کلارک " ؛ که
. . اگه از اون فرصت استفاده نکرده بودم

00:09:39.604 --> 00:09:43.267
اونوقت تمام چيزايي که برام مهم بودن رو
. از دست ميدادم

00:10:15.807 --> 00:10:16.933
کلارک " ؟"

00:10:17.108 --> 00:10:20.134
. نميتونم اجازه بدم اينکارو بکني

00:10:20.311 --> 00:10:22.643
. نه ؛ تا وقتي که همه چيزو بدوني

00:10:26.451 --> 00:10:29.181
کلارک " ؛ ايرادي نداره ؛ "
. نيازي نيست چيزي رو برام توضيح بدي

00:10:29.354 --> 00:10:33.620
. اينو بهت بدهکارم -
. نه ، تو هيچ دِيني به من نداري -

00:10:33.791 --> 00:10:36.419
. اين منم که در انکار به سر ميبرده

00:10:36.594 --> 00:10:39.995
فکر ميکردم عشقي که
. به " لِکس " دارم کفايت ميکنه

00:10:40.164 --> 00:10:43.133
. ديگه نميتونم به حقيقت پشت کنم

00:10:44.802 --> 00:10:46.633
منظورت چيه ؟

00:10:49.941 --> 00:10:51.806
. نميخوام با " لِکس " ازدواج کنم

00:10:51.976 --> 00:10:53.705
. الان وقت توضيح دادنشو ندارم

00:10:53.878 --> 00:10:56.438
. قرارمون ساعت 5 ؛ تو طويله

00:11:00.351 --> 00:11:03.252
. بايد بري
. ميام اونجا ، قول ميدم

00:11:07.392 --> 00:11:08.552
. برو

00:11:53.620 --> 00:11:56.620
* روز عروسي *
* ساعت 7.14 صبح *

00:12:01.378 --> 00:12:02.504
چطور خوابيدي ؟

00:12:04.548 --> 00:12:06.516
. مثل يه بچه

00:12:09.353 --> 00:12:11.082
. منم همينطور

00:12:11.255 --> 00:12:14.554
. ديگه نميتونم صبر کنم
چطوره همين الان باهمديگه فرار کنيم ؟

00:12:14.725 --> 00:12:17.956
اونطوري چهارصد دست خوراک مرغ
. به هدر ميره

00:12:19.830 --> 00:12:22.731
. امروز ؛ روز بزرگيه
. ايرادي نداره که عصبي باشي

00:12:22.900 --> 00:12:26.859
ميدونم ، فقط يه کارايي هست که اول
. بايد تمومشون کنم

00:12:27.037 --> 00:12:31.064
راستش ؛ بايد برم ديدن " کلويي " ؛
. پس ، ديگه بايد آماده بشم

00:12:33.110 --> 00:12:35.169
. تو کليسا ميبينمت

00:12:51.261 --> 00:12:53.195
روز شلوغي تو دفترت داري ؟

00:12:54.198 --> 00:12:57.861
قبل از مراسم ازدواج
. يه چندتا ورقه هست که بايد امضاشون کنم

00:12:59.236 --> 00:13:01.067
ميتونه نشون دهنده ي اين باشه که
. . داري از اين حقيقت طفره ميري که

00:13:01.238 --> 00:13:04.071
کسي نيست که امروز باهاش باشي
و هيچ کاري هم براي انجام دادن نداري ؟

00:13:06.910 --> 00:13:10.209
. خيلي خوب پدر ، گيرم انداختين

00:13:11.582 --> 00:13:13.516
. يه کم عصبيم

00:13:18.455 --> 00:13:20.582
اونوقتو يادت مياد که
يه پسرکوچولو بودي ؟

00:13:20.757 --> 00:13:22.520
با خودم اينجا مياوردمت ؟

00:13:23.560 --> 00:13:26.154
وانمود ميکردم که
. کنترل همه چيز دستمه

00:13:27.264 --> 00:13:28.925
. . مثل اينکه ميتونستم

00:13:29.099 --> 00:13:33.331
برم اون پايين و تمام ماشين ها رو مثل اينکه
. يه مشت اسباب بازين کنترل کنم

00:13:33.503 --> 00:13:37.234
يا ؛ همه ي مردمي که اون بيرون هستنو
. مثل عروسک خيمه شب بازي کنترل کنم

00:13:37.407 --> 00:13:40.103
ولي فکر کنم امروز ، همه چي از
کنترلت خارج شده ، نه ؟

00:13:41.678 --> 00:13:44.613
. کاشکي بهتر از اينا يادت داده بودم

00:13:48.252 --> 00:13:52.382
ميدونين ، پدر ، از وقتي با " لانا " هستم
: هرروز از خواب بلند ميشم با اين سئوال که

00:13:52.556 --> 00:13:55.650
آيا امروز ؛ اون روزي خواهد بود که "
" اون شخصيت واقعيمو ميبينه ؟

00:13:58.362 --> 00:14:00.489
اگه پيداش نشه چي ؟

00:14:02.266 --> 00:14:05.497
راستش ، نميدونم بدون اون
. زندگيم چطور ميشه

00:14:08.939 --> 00:14:10.634
. . ميخواي چيکار کني که

00:14:10.807 --> 00:14:13.503
. . لانا " امروز عصر ؛ " . .

00:14:13.677 --> 00:14:15.338
درمحراب کليسا ؛ کنارت خواهد ايستاد ؟

00:14:22.219 --> 00:14:23.982
. هرکاري

00:14:24.154 --> 00:14:26.349
. پس ، اون مياد

00:14:26.523 --> 00:14:28.286
. بهت قول ميدم

00:14:37.668 --> 00:14:40.899
. امروز ، روز عروسيمه
. اين هرچي که هست ، ميتونه منتظر بمونه

00:14:42.806 --> 00:14:44.296
مشکلي پيش اومده ؟

00:14:46.610 --> 00:14:48.635
. اونجا ميبينمت

00:14:55.336 --> 00:14:57.336
* روز عروسي *
* ساعت 4.43 بعدازظهر *

00:15:03.660 --> 00:15:05.560
دکتر " لانگستون " ؟

00:15:08.365 --> 00:15:10.697
درمورد " لانا " هست ؟

00:15:10.867 --> 00:15:12.232
حالش خوبه ؟

00:15:12.402 --> 00:15:15.633
اوضاعش بعداز کاري که توباهاش کردي
. يه مقدار مبهمه

00:15:18.008 --> 00:15:20.374
تا چند دقيقه ي ديگه ؛
. . ميخوام باهاش حلقه رد و بدل کنم

00:15:20.544 --> 00:15:23.069
درست بالاي جايي که شما الان ايستادين

00:15:23.246 --> 00:15:25.612
چي اينقدر فوري بوده
که نميتونستين بذارينش براي بعد ؟

00:15:25.782 --> 00:15:27.807
. " بهم اطمينان کن " لِکس
. . نميخوام چيزي

00:15:27.985 --> 00:15:30.249
. بين تو و عروس زيبات قرار بگيره

00:15:30.420 --> 00:15:33.912
. . به عنوان مثال ، واقعيت

00:15:34.091 --> 00:15:35.854
. درمورد وضعيتي که توش قرار داره

00:15:38.695 --> 00:15:40.754
. . بخاطر خودتون

00:15:40.931 --> 00:15:43.422
. اميدوارم منظورتونو درست نفهميده باشم

00:15:43.600 --> 00:15:45.727
بهش به عنوان بهاي وضعيت خطرناک ؛

00:15:45.902 --> 00:15:49.668
و غير اخلاقي اي نگاه کن که . .
. منو توش قراردادي

00:15:51.441 --> 00:15:54.433
و امروز ، روزيه که از اين اهرم فشار
. بيشترين استفاده رو ميخواين ببرين

00:15:54.611 --> 00:15:57.136
. . دو ميليون دلار به اين حساب واريز کن

00:15:57.314 --> 00:15:59.874
. والا خانم " لَنگ " همه چيزو خواهد فهميد

00:16:05.822 --> 00:16:07.653
. من دربرابر باج خواهي تسليم نميشم

00:16:07.824 --> 00:16:09.792
. فکر کنم ميشي

00:16:10.560 --> 00:16:15.361
هيچ مردي مثل تو در حضيض نميره مگر
. اينکه در درياي نااميدي دست و پا بزنه

00:16:16.033 --> 00:16:18.092
با توجه به چيزي که ازش مخفي کردي ؛

00:16:18.268 --> 00:16:21.237
بهتون توصيه نميکنم عشق اون دختر
. به خودتونو با اين وضعيت آزمايش کنين

00:16:37.587 --> 00:16:39.487
بهت اجازه نميدم اونو ازم بگيري

00:17:28.672 --> 00:17:30.264
. الان ميام

00:17:49.092 --> 00:17:50.787
وقتشه ؟

00:17:51.928 --> 00:17:53.327
. . وقتش رسيده بود

00:17:53.497 --> 00:17:55.362
. حدود ده دقيقه پيش . .

00:17:56.800 --> 00:17:58.529
. لانا " اينجا نيست "

00:17:58.702 --> 00:18:00.567
. و هيچکي هم نميدونه که کجاس

00:18:13.350 --> 00:18:14.681
. " لانا "

00:18:39.582 --> 00:18:41.582
* روز عروسي *
* ساعت 7.09 صبح *

00:19:16.117 --> 00:19:17.778
چطور خوابيدي ؟

00:19:20.888 --> 00:19:22.185
. مثل يه بچه

00:19:24.959 --> 00:19:26.756
. منم همينطور

00:19:26.928 --> 00:19:30.329
. ديگه نميتونم صبر کنم
چطوري باهمديگه فرار کنيم ؟

00:19:30.498 --> 00:19:33.695
. اونوقت چهارصد دست خوراک مرغ هدر ميره

00:19:35.002 --> 00:19:37.527
. ميدونم روز بزرگيه
. ايرادي نداره که عصبي باشي

00:19:37.705 --> 00:19:42.506
ميدونم ، فقط يه چندتا کاره نيمه کاره اس
. که بايد تمومشون کنم

00:19:42.677 --> 00:19:45.840
راستش ؛ بايد برم ديدن " کلويي " ؛
. پس ، ديگه بايد آماده بشم

00:19:46.013 --> 00:19:47.241
. تو کليسا ميبينمت

00:20:08.803 --> 00:20:10.668
. " خاله " نِل

00:20:11.739 --> 00:20:15.971
نميتونم بهت بگم چقدر منتظر بودم
. که همچين روزي برسه

00:20:17.478 --> 00:20:19.469
. خيلي بهت افتخار ميکنم

00:20:21.249 --> 00:20:23.740
. دربرابر هيچي همچين روزي رو ازدست نميدادم

00:20:24.752 --> 00:20:26.515
. اون نگاهو ميشناسم

00:20:26.687 --> 00:20:28.450
. " لانا "

00:20:28.623 --> 00:20:31.990
اين ميتونه مهمترين
. روز زندگيت باشه

00:20:32.860 --> 00:20:35.021
چي شده ؟

00:20:37.632 --> 00:20:39.361
. . فقط

00:20:55.583 --> 00:20:58.211
اگه چيزي بود که بايد
. . پشت سرميگذاشتين

00:20:58.386 --> 00:21:00.820
. . تا به زندگيتون ادامه بدين

00:21:00.988 --> 00:21:05.687
و هرکاري از دستتون برميومد که اونکارو
. . با نهايت روراستي و صداقت انجام بدين

00:21:05.860 --> 00:21:07.794
. . و هيچي جواب نداده بود . .

00:21:12.099 --> 00:21:15.557
اونوقت خيلي اشتباهه که . .
يه بارم شده قوانين رو زيرپا بذارم ؟

00:21:18.739 --> 00:21:22.675
چي باعث ميشه که
اون شک و ترديد ها برطرف بشن ؟

00:21:24.312 --> 00:21:26.177
. " حقيقت "

00:21:26.347 --> 00:21:28.815
اما اگه ميخواي قلبتو
. . به " لِکس " وعده بدي

00:21:28.983 --> 00:21:32.009
نميتوني با داشتن هيچ موضوع حل نشده اي
. به اون قربانگاه بري و کنارش بايستي

00:21:33.154 --> 00:21:36.180
. . وقتي به محافظت از خودمون ميرسه

00:21:39.193 --> 00:21:40.956
. " بايد اون کاري که مجبوريمو انجام بديم " لانا

00:21:46.557 --> 00:21:48.557
* روز عروسي *
* ساعت 10.55 صبح *

00:21:48.969 --> 00:21:51.267
خيلي خوب ، پس اينطور شد که آخرين باري
. که لباستو امتحان ميکني ساعت 3 هست

00:21:51.439 --> 00:21:53.100
. . ليموزين ساعت 3.30 مياد دنبالت

00:21:53.274 --> 00:21:55.970
. . و بيرون از کليسا عکسهاي عروسي رو ميگيري

00:21:56.143 --> 00:21:59.943
. و ساعت 5 هم براي عقد وارد کليسا ميشي

00:22:00.114 --> 00:22:01.843
. " لانا "

00:22:02.016 --> 00:22:03.916
. منو نگاه کن

00:22:08.456 --> 00:22:10.856
ديشب اصلا نخوابيدي ، درسته ؟

00:22:12.860 --> 00:22:15.158
. خيلي فشار روم بوده

00:22:18.599 --> 00:22:22.296
از اونجاييکه امروز ، روز عروسيته ؛ وانمود ميکنم
. که درست و حسابي متوجه چيزي نشدم

00:22:22.470 --> 00:22:25.132
. به نظرم فکر خوبيه

00:22:26.407 --> 00:22:28.932
ديگه چه کاري ازم برمياد ؟

00:22:30.778 --> 00:22:33.611
اگه به نظرت ايرادي نداره ؛
. . هديه ي ازدواج " لِکس " رو

00:22:33.781 --> 00:22:36.113
توي انبار شراب قايم کردم . .
. تا نتونه پيداش کنه

00:22:36.283 --> 00:22:41.186
فکر کنم انجام دهنده ي ماموريت شخصي ؛ يکي از
. زيرمجموعه هاي ساقدوش بودن باشه

00:22:41.355 --> 00:22:44.256
اون هديه چه شکليه ؟

00:22:44.425 --> 00:22:46.450
. پشت بطريهاي مشروب ، داخل سردکننده اس

00:22:46.627 --> 00:22:49.027
يه جعبه ي آبي رنگ کوچکه
. که با نوار سفيد رنگ بسته بندي شده

00:22:49.196 --> 00:22:50.527
. باشه -
. متشکرم -

00:22:50.698 --> 00:22:51.892
. باشه

00:23:21.162 --> 00:23:23.926
. چه همه مشروب دُم پرنيون

00:23:41.449 --> 00:23:43.383
. عاليه

00:23:45.219 --> 00:23:46.846
. باشه

00:23:56.697 --> 00:23:59.097
. زودباش " لانا " ؛ گوشي رو بردار

00:24:00.367 --> 00:24:01.857
. گوشي رو بردار ، برش دار ، گوشيو بردار

00:24:05.773 --> 00:24:07.570
. اي لعنت

00:24:11.579 --> 00:24:14.309
مگه تو الان نبايد توي عمارت لوتر
درحال چيدن گل ها باشي ؟

00:24:14.482 --> 00:24:18.248
همينم هست ، توي عمارتم اما
. يه طورايي به کمکت احتياج دارم

00:24:18.419 --> 00:24:19.443
کجايي ؟

00:24:19.620 --> 00:24:22.555
. زيرزمين ، تو انبار شراب

00:24:24.225 --> 00:24:25.522
کلويي " ؟"

00:24:25.693 --> 00:24:28.491
کلارک " ؟" -
کلويي "؟ " -

00:24:29.497 --> 00:24:31.863
. زودباش ، دارم اينجا يخ ميزنم

00:24:36.804 --> 00:24:38.931
. " دستگيره شکست " کلويي

00:24:39.106 --> 00:24:40.300
. صبرکن

00:24:42.510 --> 00:24:43.534
. خيلي متشکر

00:24:43.711 --> 00:24:46.202
دفعه ي بعد که هوس کردي ؛

00:24:46.380 --> 00:24:48.280
ساعت يازده صبح شراب بخوري ؛ . .
. شراب قرمز رو انتخاب کن

00:24:48.449 --> 00:24:52.112
. آره ، خيلي خيلي معذرت ميخوام

00:24:52.286 --> 00:24:55.380
ميدونم که ترجيح ميدي به يه
. . تخته سنگِ کريپتونايت بسته بشي تا اينکه

00:24:55.556 --> 00:24:58.582
تا اينکه به اينجايي که مراسم . .
. عروسي لوتر-لَنگ داره انجام ميشه پابذاري

00:24:58.759 --> 00:25:00.750
. انتخاب ديگه اي نداشتم
. تقصير من نبود

00:25:00.928 --> 00:25:04.091
لانا " ؛ هديه ي عروسي " لِکس " رو اينجا "
. قايم کرده بود و ازم خواست بيام و براش ببرمش

00:25:04.265 --> 00:25:06.062
. و بعدش ، در بسته شد

00:25:07.134 --> 00:25:08.601
. ديگه بهتره برم

00:25:08.769 --> 00:25:10.862
وايسا ، همين ؟

00:25:11.038 --> 00:25:13.734
اين همه تو سختي ها به دوستت کمک کردي ؛

00:25:13.908 --> 00:25:15.671
و حالا ، ميخواي بذاري و بري ؟ . . .

00:25:15.843 --> 00:25:17.572
کلويي " ؛ بايد چيکار کنم ؟ "

00:25:17.745 --> 00:25:19.269
. . هميشه فکر ميکردم

00:25:19.446 --> 00:25:21.971
که تو به سرعت مياي جلو و . .
. دست " لانا " رو ميگيري و باخودت ميبري

00:25:22.149 --> 00:25:23.912
اما نميخواي اونکارو بکني ، درسته ؟

00:25:26.921 --> 00:25:29.583
اگه " لانا " نخواد با " لِکس " ازدواج کنه
. خوب ، نميکنه

00:25:29.757 --> 00:25:32.248
درسته ، اما " لانا " قهرمان من نيست ؛ " کلارک " ؛
. تو قهرمانمي

00:25:32.426 --> 00:25:35.623
و کل اين ايده که هنوز
. . هويت واقعي خودتو ازش مخفي ميکني

00:25:35.796 --> 00:25:39.163
که تنها کسي رو که . .
. . با تمام وجود عاشقش هستي رو بي خيال ميشي

00:25:39.333 --> 00:25:41.301
. دارم ازش محافظت ميکنم -
. آفرين -

00:25:41.468 --> 00:25:45.336
اون داره با يه هيولا ازدواج ميکنه ؛
. خودشو توي يه زندگي بدون عشق به دام ميندازه

00:25:47.308 --> 00:25:48.775
فکر ميکني براي من آسونه ؟

00:25:48.943 --> 00:25:50.706
. فکرکنم آسون تر از صدمه ديدنه

00:25:50.878 --> 00:25:53.403
هيچوقت براي رفتن به داخل ساختماني که
. . آتيش گرفته ترديد نميکني

00:25:53.581 --> 00:25:55.208
. . يا اينکه خودتو جلوي گلوله بندازي . .

00:25:55.382 --> 00:25:57.714
چونکه هيچي نميتونه به . .
. بدن فولاديت نفوذ کنه

00:25:57.885 --> 00:26:01.150
اما ؛ تنها باري که براي نجات " لانا " ؛
. . بايد از قلبِت مايه بذاري

00:26:01.322 --> 00:26:04.348
سروکله ي جناب آقاي آهنين . .
. پيدا نميشه

00:26:07.394 --> 00:26:10.158
دست کِشيدن از " لانا " ؛
. " سخت ترين کاري بود که تو زندگيم کردم " کلويي

00:26:10.331 --> 00:26:11.992
اگه اونو نميدوني ؛
. . پس منو به اون خوبي که

00:26:12.166 --> 00:26:14.100
. فکرشو ميکني ؛ نميشناسي . . .

00:26:23.401 --> 00:26:25.901
* روز عروسي *
* ساعت 1.35 بعدازظهر *

00:26:46.500 --> 00:26:47.831
. " کلارک "

00:26:48.002 --> 00:26:50.368
. نميتونم اجازه بدم اينکارو بکني

00:26:52.072 --> 00:26:53.630
. نه تا وقتي که همه چيزو بدوني

00:26:57.645 --> 00:26:59.545
. کلارک " ؛ چيزي نيست "

00:26:59.713 --> 00:27:01.271
. مجبور نيستي توضيح بدي

00:27:01.448 --> 00:27:04.747
. اينو بهت بدهکارم -
. نه ، ته هيچ بدهي اي به من نداري -

00:27:05.953 --> 00:27:08.012
. . اين منم که توي انکار بسر ميبرده

00:27:08.188 --> 00:27:11.988
و فکر ميکردم فقط عشقي که به " لِکس " دارم
. کفايت ميکنه

00:27:12.159 --> 00:27:15.026
اما نميتونم به حقيقت پشت کنم

00:27:16.397 --> 00:27:18.024
منظورت چيه ؟

00:27:21.435 --> 00:27:23.665
. با " لِکس " ازدواج نميکنم

00:27:23.837 --> 00:27:26.101
. الان وقت ندارم واست توضيح بدم

00:27:26.273 --> 00:27:28.901
. ساعت 5 ؛ توي طويله ميام پيشت

00:27:31.912 --> 00:27:35.905
. بايد بري
. ميام اونجا ؛ قول ميدم

00:27:42.923 --> 00:27:44.288
. برو

00:27:56.503 --> 00:27:57.561
خانم " لَنگ " ؟

00:28:00.307 --> 00:28:02.400
الان نبايد تو راهِ کليسا باشين ؟

00:28:06.580 --> 00:28:08.013
اين چيه ؟

00:28:13.214 --> 00:28:15.014
* لِکس عزيزم *
* خيلي متاسفم *
* اما نميتونم باهات ازدواج کنم *

00:28:19.760 --> 00:28:21.227
. اين " لِکس " رو نابود ميکنه

00:28:22.763 --> 00:28:25.698
آقاي " لوتر " ؛ متاسفم ؛
. اما هيچ ربطي به شما نداره

00:28:25.866 --> 00:28:29.131
. من به خودم مربوطش ميکنم
. نميتونم بهتون اجازه بدم که عروسي رو بهم بزنين

00:28:29.303 --> 00:28:31.271
. . اوضاع عوض شده

00:28:31.438 --> 00:28:35.135
و عادلانه نيست که جلوي " لِکس " ؛ . .
. وانمود کنيم که چيزي عوض نشده

00:28:38.445 --> 00:28:40.276
شما ؛ راز " کلارک " رو ميدونين ، مگه نه ؟

00:28:42.449 --> 00:28:45.077
از وقتي که با پسرم دوست شدين تا امروز
. تمام حرکاتتونو زيرنظر داشتم

00:28:45.252 --> 00:28:47.345
و شما در اين فاصله ؛ قدم به قدم
. . به پيدا کردن

00:28:47.521 --> 00:28:50.513
اون حقيقت شکه کننده درمورد . .
. کلارک کِنت " نزديک و نزديکتر شدين "

00:28:50.691 --> 00:28:52.818
بايد سورپرايز بزرگي براتون بوده باشه که ؛
. . متوجه شدين

00:28:52.993 --> 00:28:55.723
. . کلارک "؛ اينهمه وقت فريبتون داده " . .

00:28:55.896 --> 00:28:58.626
. اونم درست جلوي روتون . .

00:28:58.799 --> 00:29:01.632
. سعي ميکرد ازم محافظت کنه

00:29:01.802 --> 00:29:04.828
و حالا هم به شما اجازه نميده
. که منو تهديد کنين

00:29:07.508 --> 00:29:09.339
فکر ميکني " کلارک " شکست ناپذيره ؟

00:29:09.510 --> 00:29:14.174
اونطوريا هم نيست ؛ مثل هر قهرمان ديگه اي
. اونم يه پاشنه ي آشيل داره ؛ يه نقطه ضعف

00:29:14.348 --> 00:29:15.872
. منم ميدونم اون نقطه ي ضعف چيه

00:29:17.417 --> 00:29:20.215
. و ميدونم که اون ضعف ؛ ميتونه بکُشتِش

00:29:22.489 --> 00:29:24.320
. نه

00:29:24.491 --> 00:29:26.959
. هرگز نميتوني بهش صدمه بزني

00:29:27.127 --> 00:29:31.564
حاضري سر زندگي " کلارک " شرط ببندي ؟

00:29:32.800 --> 00:29:35.268
. " بهتون قول مردونه ميدم خانم " لَنگ

00:29:35.435 --> 00:29:38.370
اگه به قولي که به پسرم دادين
. . وفادار نمونين

00:29:38.539 --> 00:29:41.508
يا اينکه متوجه بشم درمورد اين مکالمه
. . به کسي گفتين

00:29:41.675 --> 00:29:46.078
. اونوقت " کلارک کِنت " رو خواهم کُشت

00:30:21.020 --> 00:30:22.385
چيزي بهت نگفت ؟

00:30:22.555 --> 00:30:24.750
نه ، يه دفعه اي غيبش زد ؛
. تلفن همراهمشم جواب نميده

00:30:24.924 --> 00:30:26.755
متاسفم ؛
. نميدونم چي بگم

00:30:26.926 --> 00:30:29.520
. اما مطمئنم يه توضيحي وجود داره

00:30:38.211 --> 00:30:41.510
پدر ؛ " لانا " چيزي بهتون گفت ؟

00:30:41.681 --> 00:30:43.546
. . هرچيزي که اشاره به اين داشته باشه

00:30:43.717 --> 00:30:45.048
. " صبور باش " لِکس

00:30:45.218 --> 00:30:46.845
. يه مقدار بيشتر بهش وقت بده

00:30:47.020 --> 00:30:49.113
وحشت و عصبي بودن بخاطر روز عروسي
. مورد شايعي بين عروس هاس

00:31:16.149 --> 00:31:18.344
. اون نمياد

00:31:20.720 --> 00:31:23.985
از همون لحظه ي اولي که ديدمت
. عاشقت شدم

00:31:25.759 --> 00:31:27.659
باهام ازدواج ميکني ؟

00:31:32.565 --> 00:31:34.396
خيلي چرنده ، هان ؟

00:33:02.755 --> 00:33:05.747
آيا شما ؛ " الکساندر لوتِر " ؛
. . لانا لَنگ " رو "

00:33:05.925 --> 00:33:09.224
به عنوان همسر خويش . .
در پيمان مقدس ازدواج قبول مينماييد ؟

00:33:09.395 --> 00:33:14.799
قول ميدهيد که دوستش بداريد ؛
. . مايه آرامشش باشيد ؛ به وي وفادار باشيد و

00:33:14.968 --> 00:33:16.959
. . در بيماري و سلامتي . .

00:33:17.136 --> 00:33:18.660
. . در ثروت و در فقر . .

00:33:18.838 --> 00:33:22.934
در کنارش باشيد تا آنگاه که . .
مرگ از همديگر جدايتان نمايد ؟

00:33:26.813 --> 00:33:28.508
. قبول ميکنم

00:33:38.491 --> 00:33:39.788
. . و آيا شما ؛ " لانا لَنگ " ؛

00:33:39.959 --> 00:33:42.450
الکساندر لوتر " را به عنوان "
. . شوهر خويش

00:33:42.629 --> 00:33:44.859
در پيمان مقدس ازدواج ميپذيريد ؟ . . .

00:33:45.031 --> 00:33:47.499
. . قول ميدهيد که دوستش بداريد

00:33:47.667 --> 00:33:51.364
مايه ي تسلي خاطرش باشيد ؛ . .
. . وفادار باشيد و

00:33:51.538 --> 00:33:53.802
. . در بيماري و سلامتي . .

00:33:53.973 --> 00:33:56.339
. . چه ثروتمند يا فقير . .

00:33:56.509 --> 00:33:59.774
درکنارش بمانيد تا آنگاه که . .
مرگ شما را از يکديگر جدا نمايد ؟

00:34:04.350 --> 00:34:05.544
. قبول ميکنم

00:34:24.537 --> 00:34:26.334
. عاشقتم

00:34:28.241 --> 00:34:29.731
. . حال ، شما را

00:34:29.909 --> 00:34:33.868
. آقا و خانم الکساندر لوتر " اعلام مينمايم " . .

00:35:14.027 --> 00:35:17.963
هرگز فکر نميکردم امکانش باشه که
. اينقدر خوشبخت باشم

00:35:18.131 --> 00:35:20.258
. . چطور اون مردي شدم که

00:35:20.433 --> 00:35:23.163
اينقدر خوشبخته که بقيه ي زندگيشو
درکنار تو بگذرونه ؟

00:35:24.771 --> 00:35:26.602
. باشه

00:35:26.773 --> 00:35:29.469
. . وسايلمو جمع ميکنم

00:35:29.642 --> 00:35:31.701
. " خانم " لوتر . . .

00:35:46.826 --> 00:35:48.794
. الان ميام

00:35:55.835 --> 00:35:57.496
. منتظرت بودم

00:35:58.037 --> 00:35:59.436
. " کلارک "

00:36:00.874 --> 00:36:02.535
چي شد ؟

00:36:05.712 --> 00:36:08.010
. واقعا متاسفم

00:36:08.181 --> 00:36:10.649
. نميخواستم بهت صدمه بزنم

00:36:10.817 --> 00:36:12.876
. اما ميخوام با " لِکس " باشم

00:36:15.855 --> 00:36:17.880
. درست نيست

00:36:18.992 --> 00:36:20.254
وادارت کرد باهاش ازدواج کني ، مگه نه ؟

00:36:20.426 --> 00:36:22.553
خواهش ميکنم حرفامو باور کن و
.  همه چيو فراموش کن

00:36:24.197 --> 00:36:26.028
فراموش کنم ؟

00:36:27.367 --> 00:36:30.461
فراموش کنم ؟
. لانا " ؛ عاشقتم "

00:36:30.637 --> 00:36:33.731
. عاشقتم -
. کلارک " ؛ اين حرفو نزن " -

00:36:33.907 --> 00:36:34.931
بگو چيکار کرده ؟

00:36:35.108 --> 00:36:37.338
لِکس " چيکار کرده ؟ "
. مجبور نيستي باهاش بموني

00:36:37.510 --> 00:36:40.070
. اون هيچ کاري نکرده
. من تصميم نهاييمو گرفتم

00:36:40.246 --> 00:36:42.111
. فقط ميخوام بااون باشم

00:36:42.282 --> 00:36:44.409
چرا همه اش داري اون حرفو تکرار ميکني ؟

00:36:45.885 --> 00:36:48.410
. لانا " ؛ ما دوتا بايد باهمديگه باشيم "

00:36:49.589 --> 00:36:52.683
من ؛ بيشتر از هرچيزي
. تو زندگيم ، اينو ميخوام

00:36:52.859 --> 00:36:54.884
. و ميدونم که تو هم ؛ همينو ميخواي

00:37:03.703 --> 00:37:05.568
. نظرم عوض شده

00:37:09.742 --> 00:37:11.642
. جدي نميگي

00:37:14.547 --> 00:37:16.412
بخاطر رازمه ؟

00:37:16.583 --> 00:37:18.881
. لانا " ؛ بهت ميگم "

00:37:19.052 --> 00:37:21.919
. . من مثل اوناي ديگه نيستم ؛ من

00:37:22.088 --> 00:37:24.716
. نه ؛ " کلارک " ؛ بايد بري -
. نه -

00:37:24.891 --> 00:37:27.052
. نه

00:37:27.227 --> 00:37:30.128
نه تا وقتي که تو چشام نيگا کني
. . و بهم بگي

00:37:30.296 --> 00:37:33.629
که ترجيح ميدي بقيه ي زندگيتو . .
. . با " لِکس لوتر " بگذروني

00:37:33.800 --> 00:37:35.267
. تا با من . . .

00:37:38.605 --> 00:37:41.130
. " متاسفم " کلارک

00:37:41.307 --> 00:37:43.775
. من " لِکس " رو دوست دارم

00:38:10.069 --> 00:38:12.128
. تبريک ميگم ؛ پسرم

00:38:13.673 --> 00:38:15.698
. مرسي ، پدر

00:38:15.875 --> 00:38:19.140
چرا يه حسي بهم ميگه که
فقط براي تبريک گفتن نيومدين ؟

00:38:19.312 --> 00:38:21.507
خوبه که ميبينم خوشحالي روز عروسي

00:38:21.681 --> 00:38:23.444
. از حسِ بد بينيت کم نکرده . .

00:38:23.616 --> 00:38:25.481
فکر کنم عادتهاي قديمي ؛
. به اين راحتيا ترک نميشن

00:38:25.652 --> 00:38:29.884
و ظاهرا بعضياشون هم اصلا امکان ترکشون
وجود نداره ، مگه نه ؟

00:38:33.459 --> 00:38:36.826
ببينم تمام شب نشستين و
اين حرفا رو تکرار کردين ؟

00:38:36.996 --> 00:38:38.987
چطور تونستي اينقدر احمق باشي ؟

00:38:39.165 --> 00:38:41.531
. . يه مرد عاقل و بالغ ؛ در روز عروسيش

00:38:41.701 --> 00:38:43.965
براي اين که نجات پيدا کنه . .
. دوباره به کمک پدرش احتياج داره

00:38:44.137 --> 00:38:45.365
. تو رقت انگيزي

00:38:46.673 --> 00:38:48.504
. متوجه منظورتون نميشم

00:38:48.675 --> 00:38:50.802
. " خودتو برام به اون راه نزن " لِکس

00:38:50.977 --> 00:38:54.913
يه دخمه اي اون پايين هست که
. يه مقدار بيش از حد شلوغ پلوغ شده

00:39:04.490 --> 00:39:06.390
. حادثه بود -
. البته که اتفاقي بوده -

00:39:06.559 --> 00:39:08.959
تو جنمشو نداري که
. نقشه ي يه قتل موفقيت آميز رو بکِشي

00:39:09.128 --> 00:39:12.723
و اگه کسي اون جسد تازه اي که اون پايين
. . هست رو پيدا کنه و متوجه بشه

00:39:12.899 --> 00:39:15.094
اون جسد ؛ از قضاي روزگار متعلق به
. . پزشک مخصوص عروسه

00:39:15.268 --> 00:39:17.361
ممکنه بعدش . .
. . حقيقت رو درمورد

00:39:17.537 --> 00:39:19.232
. حاملگي " لانا " پيدا کنن . .

00:39:22.075 --> 00:39:24.543
اون دختر ؛
. " ازت مردِ بيچاره اي درست کرده " لِکس

00:39:30.283 --> 00:39:32.308
. باشه

00:39:32.485 --> 00:39:34.510
. شما بردين

00:39:34.687 --> 00:39:36.917
. هرچي ميخواين ؛ مال شما

00:39:37.090 --> 00:39:40.491
کنترل کامل " لوترکورپ " ؟ 33.1 ؟ -
. " نگران نباش " لِکس -

00:39:40.660 --> 00:39:43.390
هروقت وقتش رسيد که چيزي بخوام
. خبرت ميکنم

00:39:50.069 --> 00:39:51.866
. مرسي ، پدر

00:39:53.106 --> 00:39:55.097
. ببخشيد ، نميخواستم حرفاتونو قطع کنم

00:39:59.379 --> 00:40:00.971
. " خانم " لوتِر

00:40:08.421 --> 00:40:11.219
. به خانواده خوش آمديد