﻿WEBVTT

00:00:08.784 --> 00:00:10.767
. باورنکردنيه

00:00:11.567 --> 00:00:12.867
. نابِه

00:00:14.467 --> 00:00:17.967
. . چرخدنده هاش ؛ پيچيدگي منحصربفردش ؛ من

00:00:18.967 --> 00:00:22.367
. هرگز چيزي شبيه اين نديدم

00:00:22.666 --> 00:00:24.373
کارش چيه ؟

00:00:26.323 --> 00:00:29.067
. متاسفانه نميدونم

00:00:30.341 --> 00:00:32.567
. . سراغ پرآوازه ترين متخصصِ عتيقه جات

00:00:32.568 --> 00:00:35.816
در امريکاي شمالي نيومدم . .
. که به ابهاماتم اضافه کنه

00:00:36.059 --> 00:00:39.202
. . فقط يه مقدار وقت بيشتري ميخوام

00:00:39.203 --> 00:00:42.567
بايد ببرمش به کارگاهم  و
. . از همديگه جداش کنم

00:00:42.667 --> 00:00:43.750
. نه

00:00:43.751 --> 00:00:46.429
. معماي نوشته ي رمزي " ؛ از اين اتاق بيرون نميره "

00:00:46.537 --> 00:00:48.867
. ارزش عاطفي زيادي برام داره

00:00:48.967 --> 00:00:50.683
. اصلا نميشه روش قيمت گذاشت

00:00:54.324 --> 00:00:59.641
خوب ، اگه راهي براي کشفِ رمزش
. . وجود نداشته باشه

00:00:59.907 --> 00:01:04.367
به نظر ميرسه که ارثيه ي بسيار با ارزشتون
. اصلا ارزشي نداشته باشه

00:01:20.486 --> 00:01:23.567
. ميخوام تمام وقت زيرنظر باشه

00:02:27.996 --> 00:02:29.867
. خداي من
. " آقاي " لوتر

00:02:29.882 --> 00:02:31.367
! رخنه ي امنيتي

00:02:33.455 --> 00:02:35.267
! آمبولانس خبرکنين

00:02:42.767 --> 00:02:46.267
" اسمالويل "
" فصل هفتم ؛ قسمت نوزدهم "
" جستجو "

00:02:48.768 --> 00:02:52.268
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:03:47.973 --> 00:03:50.167
. قربان ؛ سعي نکنين ازجاتون بلندشين

00:03:51.024 --> 00:03:53.210
. ترتيبِ همه چيو دادم

00:03:53.367 --> 00:03:56.421
مثل اينکه براي اول شبِ امشب ؛
درست همه چيو مرتب نکرده بودي ، هان ؟

00:03:58.432 --> 00:04:00.783
. . پليس
پليس ، چي ميدونه ؟

00:04:00.784 --> 00:04:02.141
. هيچي

00:04:02.142 --> 00:04:04.166
. ميدونستم که نميخواين باهاشون همکاري کنيم

00:04:04.167 --> 00:04:07.098
يه گروه خصوصي گذاشتم
. . تاشخصي که بهتون حمله کرد رو دنبال کنن ؛ اما

00:04:07.099 --> 00:04:08.667
. سرنخ هاي زيادي ازش نداريم

00:04:09.382 --> 00:04:11.667
. . اون مرد

00:04:12.201 --> 00:04:14.442
. مدير بانکي بود که تو زوريخ ديدم

00:04:15.586 --> 00:04:18.101
. . بايد توي اون بانک جا گرفته باشه

00:04:18.359 --> 00:04:21.284
در انتظار کسي که روزي از راه برسه
. و بخواد درِ اون صندوق امانات رو بازکنه

00:04:22.263 --> 00:04:25.467
ظاهرا ؛ فقط من نيستم که
. به محتويات اون صندوق علاقه داره

00:04:29.142 --> 00:04:30.367
. قربان

00:04:31.119 --> 00:04:33.183
. ميخواست منو بکُشه

00:04:35.787 --> 00:04:38.083
. قصدش بيشتر از اون بود

00:04:51.660 --> 00:04:53.267
. نمادها

00:04:56.451 --> 00:04:57.867
. اون ماجرا رو ميدونه

00:05:00.010 --> 00:05:02.197
. دنبال نوشته ي رمزيه

00:05:21.467 --> 00:05:24.937
ازت نميپرسم کجا بودي يا براي چي
. . منو پيچوندي

00:05:27.667 --> 00:05:30.667
به شرطي که يه کيکِ پنيري که روش نوشته باشه
. معذرت ميخوام " ؛ برام آورده باشي "

00:05:30.883 --> 00:05:32.467
. آره

00:05:33.281 --> 00:05:36.698
خوب ، تو منوي کافه تريايِ بيمارستان
. دسِر نداشتن

00:05:37.617 --> 00:05:40.296
بيمارستان ؟
حالت خوبه ؟

00:05:40.297 --> 00:05:41.550
من ؟

00:05:41.551 --> 00:05:43.667
. آره ، من . . . عاليم
. من در مرحله ي دوم اهميت قراردارم

00:05:43.668 --> 00:05:45.737
. لِکس " ؛ مصدر اخباره "

00:05:45.812 --> 00:05:47.367
حادثه بوده ؟

00:05:47.467 --> 00:05:50.671
مگر اينکه افتادن از جايي ؛ بتونه باعث
. وارد شدن چندين جراحت چاقو به بدن بشه

00:05:50.672 --> 00:05:52.567
. . ميدونم مسخره به نظرمياد

00:05:52.568 --> 00:05:55.567
اما ؛ دستِ آخر ، تعقيب اون آمبولانس
. به کارم اومد

00:05:55.667 --> 00:05:58.267
يه تصوير دستِ اول از " لِکس " ؛
. درحالي که داره به بيمارستان وارد ميشه دارم

00:05:58.279 --> 00:06:02.028
. فکر کنم اين تماشاي عکسو رَد ميکنم
. . اما ، ميدوني ، " جيمي " ؛

00:06:02.067 --> 00:06:06.067
راه هاي ديگه اي هم ؛ بجز آوردن کيکِ پنيري
. هستن که ديراومدنتو جبران ميکنن

00:06:06.068 --> 00:06:09.697
تااونجاييکه ميتونم بگم ؛ مامورين حفاظت از " لِکس " ؛
. . چندان با پليس همکاري نميکردن

00:06:09.698 --> 00:06:11.839
در جايي که ازشون سئوالاتي براي . .
. روشن شدن وضعيت پرسيده ميشد

00:06:12.567 --> 00:06:14.667
فکر نميکني که اين ماجرا
يه کم مشکوکه ؟

00:06:19.982 --> 00:06:24.198
با توجه به تعداد زيادي جسد
. . که اين اواخر پيداشدن

00:06:24.267 --> 00:06:27.167
فکر کنم که " لِکس " تمام
. دشمناشو از بين برده

00:06:27.487 --> 00:06:29.167
واسه چي بايد يکي بخواد بهش حمله کنه ؟

00:06:32.881 --> 00:06:34.467
. . دليلِ حمله ؛

00:06:35.271 --> 00:06:37.567
به اندازه ي روشي که . .
. حمله انجام شده ؛ جالب نيست

00:06:38.547 --> 00:06:40.066
. . همراه جراحاتي که با چاقو ايجادشد

00:06:40.067 --> 00:06:42.367
ضارب ؛ يه پيام هم ؛ . .
. روي سينه ي " لِکس " گذاشته

00:06:42.467 --> 00:06:43.709
مثل يه جور اسم ؟

00:06:44.167 --> 00:06:47.567
نه ؛
. شبيه يه جور نماد ترسناکه

00:07:01.778 --> 00:07:03.367
. . ببخشيد ، نتونستم سريعتر خودمو برسونم

00:07:03.467 --> 00:07:05.367
. اما ميدوني ، بايد رانندگي کنم

00:07:05.368 --> 00:07:07.266
تو منو از رختخواب کِشيدي بيرون
بخاطر اينکه يکي به " لِکس " صدمه زده ؟

00:07:07.267 --> 00:07:09.167
. " بيشتر از يه صدمه ي ساده بوده " کلارک

00:07:09.168 --> 00:07:10.767
. جيمي " يه عکس ازش گرفته "

00:07:11.367 --> 00:07:13.867
اون نماد ؛
. روي سينه ي " لِکس " کنده شده بوده

00:07:14.350 --> 00:07:15.667
معنيش چيه ؟

00:07:15.668 --> 00:07:17.067
. . دوتا نماد هستن

00:07:17.068 --> 00:07:20.367
يکي براي " مسافر " ؛
. " ويکي ديگه براي " نجات دهنده

00:07:22.867 --> 00:07:26.767
فقط يک گروه وجود دارن که خودشونو
. نجات دهنده ي مسافر ميدونن

00:07:28.467 --> 00:07:29.567
. " ورتاس "

00:07:30.255 --> 00:07:33.367
اما ؛ " کوئين " ؛ " تيگ " ؛
. . سوآن " ؛ " ليونل " ؛ "

00:07:33.368 --> 00:07:35.362
تمام اعضاي گروه " ورتاس " ؛
. مُردن

00:07:37.046 --> 00:07:39.467
پس ، ديگه کيه که درمورد " مسافر " ميدونه ؟

00:07:39.552 --> 00:07:42.067
يا ، مهمتر اينکه ؛
چطور ميشه کنترلش کرد ؟

00:07:42.167 --> 00:07:44.167
ليونل " گفت ؛ هرکسي که "
. . هردوي کليدها رو داشته باشه

00:07:44.267 --> 00:07:47.259
. وسيله اي رو پيدا ميکنه که ميشه باهاش تو رو کنترل کرد
. . حالا ، اگه " لِکس " به اين خاطر مورد حمله قرارگرفته

00:07:47.260 --> 00:07:50.238
که هردوي کليدها رو داره ؛ . .
و ازشون استفاده کرده ؛ چي ؟

00:07:50.239 --> 00:07:51.466
. . وقتي تو اينجا نبودي

00:07:51.467 --> 00:07:54.767
دنبال " لِکس " و کليدها رو به يه
. صندوق امانات ، در " زوريخ " گرفتم

00:07:54.937 --> 00:07:56.367
پس ، خيلي ديرکرديم ؟

00:07:56.441 --> 00:07:59.409
تاجايي که ميتونم بگم ؛
. . هنوز ؛ اختيارت دستِ خودته

00:07:59.467 --> 00:08:01.366
که به اين معنيه که هرچي توي اون جعبه بوده ؛

00:08:01.367 --> 00:08:03.667
. هنوز فعال نشده . .

00:08:04.325 --> 00:08:05.867
! با اين حرفت خيالمو راحت کردي

00:08:06.293 --> 00:08:09.267
شايد بخاطر اينه که " لِکس " ؛
. هويت واقعي تو رو نميدونه

00:08:10.190 --> 00:08:12.087
. فقط يه راه براي فهميدنش وجود داره

00:08:12.928 --> 00:08:14.721
! شوخي ميکني

00:08:19.790 --> 00:08:22.267
. مثل اينکه سئوالات فعلا بي جواب باقي ميمونن

00:08:54.744 --> 00:08:56.167
. پيداش کردم

00:09:05.767 --> 00:09:07.367
. نميتونه اينطور باشه

00:09:08.108 --> 00:09:11.367
. بايد قبلا متوجهش ميشدم

00:09:12.767 --> 00:09:14.667
. باشکوهِه

00:09:15.434 --> 00:09:17.134
ميخواي يه نگاه بندازي ؟

00:09:17.536 --> 00:09:18.898
. نميخوام

00:09:19.983 --> 00:09:21.534
تو ميخواي يه نگاه بندازي ؟

00:09:24.100 --> 00:09:27.734
داري لذت جالبي رو ازدست ميدي ؛
. يه لذت واقعي

00:09:44.234 --> 00:09:45.534
. نه ؛ نه ، نه ، نه

00:09:45.535 --> 00:09:48.086
. بيا ؛ بگيرش
. بگيرش ، خواهش ميکنم ؛ نه

00:10:12.634 --> 00:10:13.895
. " نجات دهنده "

00:10:14.740 --> 00:10:18.034
. " مسافر " -
فکر کنم نوشتن روي آسمون مالِ گذشته اس ؟ -

00:10:19.482 --> 00:10:22.402
کلويي " ؛ کسي که اينکارو کرده "
. ممکنه " لِکس " رو دزديده باشه

00:10:22.555 --> 00:10:26.233
. اگرم اينکارو کردن ، براي نجات تو بوده -
. . اون ديگه آخرين چيزيه که بهش احتياج دارم -

00:10:26.234 --> 00:10:28.334
که يکي راه بيفته و به اسمِ من ؛
. مردمو به قتل برسونه

00:10:28.434 --> 00:10:31.565
احتمالا خدا هم همچين احساسي رو
. به اونايي که جنگهاي صليبي رو راه انداختن داشته

00:10:34.599 --> 00:10:37.410
براي چي نمادهاي کريپتوني رو
روي سينه ي " لِکس " کندن ؟

00:10:37.411 --> 00:10:39.383
. لِکس " ؛ خودش ؛ خودشو قاطي اين ماجرا کرد "

00:10:39.434 --> 00:10:40.804
. درسته ، اما من گذاشتم واردبشه

00:10:43.186 --> 00:10:44.734
. وايسا ؛ برگرد عقب

00:10:47.057 --> 00:10:49.264
درست اونجا ؛
. جايي که نمادها باهمديگه برخورد ميکنن

00:10:49.869 --> 00:10:53.034
کلويي " ؛ اين ؛ يه نمادِ سومي درست ميکنه ؛ "
. " جايگاهِ مقدس "

00:10:53.734 --> 00:10:54.834
مثل اين ؟

00:10:56.286 --> 00:10:57.134
. آره

00:10:57.234 --> 00:11:00.334
هيچ کلمه ي کريپتوني اي وجود نداره
. که مستقيم معني " کليسا " بده

00:11:00.434 --> 00:11:02.789
جايگاه مقدس " ؛ "
. نزديکترين معناييه که ميشه درنظرگرفت

00:11:02.854 --> 00:11:05.596
و اگه اينطوري بهش نگاه کني ؛
. . اونوقت ؛ اين " نجات دهنده " ميتونه

00:11:05.857 --> 00:11:08.534
. فرشته يا . . . قديس باشه . .

00:11:09.934 --> 00:11:12.734
. . قديسِ حاميِ مسافرين

00:11:12.980 --> 00:11:14.463
. شخصي به اسم " کريستوفرِ مقدس " هست

00:11:14.464 --> 00:11:16.034
. تلفنتو بده

00:11:24.735 --> 00:11:27.234
بهتراز اين نميشه ؛ هرچي ميخواي
. بدوني همينجا پيدا ميشه

00:11:27.235 --> 00:11:28.633
. اون ؛ تو رو به جايي که ميخواي بري ميرسونه

00:11:28.634 --> 00:11:31.034
خيلي خوب ؛ فقط يه کليساي جامع ؛
. . به اسم " کريستوفر مقدس " ؛

00:11:31.134 --> 00:11:33.489
در اين قاره وجود داره و اونم . .
. توي شهر " مونتريال " قرارگرفته

00:11:39.404 --> 00:11:41.534
. اون مرد ؛ ميخواست منو بکُشه

00:11:41.957 --> 00:11:44.234
. دنبال معما بود

00:11:44.235 --> 00:11:46.734
فکر کنم ارزشِشو
. دستِ کم گرفته بودم

00:11:48.634 --> 00:11:50.434
. . تعجب نکردم

00:11:50.532 --> 00:11:53.034
. باتوجه به چيزي که پيداکردم

00:11:54.052 --> 00:11:55.334
. ادامه بده

00:11:58.634 --> 00:12:02.434
هر هنرمندي ، علامت خاص خودشو
. . روي اثر هنري اي که خلق ميکنه ميذاره

00:12:02.934 --> 00:12:06.234
مثلا ؛
. امضاي مخصوصِشو

00:12:06.438 --> 00:12:08.634
. . اين قطعه بدستِ

00:12:08.734 --> 00:12:13.334
يه ساعت ساز پرآوازه ي آلماني به اسمِ
. ديتريک براور " ساخته شده "

00:12:13.870 --> 00:12:15.534
يه ساعت ساز ؟

00:12:15.934 --> 00:12:19.834
براور " ؛ براي خانواده هاي محترم اروپايي "
. . زيادي ساعت درست کرد

00:12:19.934 --> 00:12:22.534
. صدها ساعت رو براشون ساخت . .

00:12:22.642 --> 00:12:26.434
و بعدش ، يک روز ؛
. ناگهان منزوي شد

00:12:26.553 --> 00:12:29.334
شايعات اينطور ميگن که
. . يه حامي ناشناخته

00:12:29.434 --> 00:12:32.734
بهش ماموريت داد که
. . نه يه ساعت عادي

00:12:32.834 --> 00:12:36.334
. بلکه يه ساعت ديواري مجلل و باشکوه بسازه

00:12:37.134 --> 00:12:39.217
. " اونم با معيار " براور

00:12:39.834 --> 00:12:41.334
. شاهکاري که اون خلق کرد همون ساعته

00:12:41.934 --> 00:12:44.634
حالا ، اين شاهکار ساعت سازي ؛
چه ارتباطي با معماي ما داره ؟

00:12:45.034 --> 00:12:48.834
. . فقط يک طرح از اون ساعت وجود داره

00:12:48.934 --> 00:12:52.134
بعداز اينکه در خلال جنگ جهاني دوم
. ناپديد شد

00:12:53.534 --> 00:12:58.734
چرخدنده هايي که توي اون طرح ديده ميشدن
. دقيقا با اين چرخ دنده ها هماهنگي دارن

00:12:58.735 --> 00:13:00.734
کسي نميدونه که اون ساعت
الان کجاس ؟

00:13:00.742 --> 00:13:02.634
. چندين دهه بود که گم شده بود

00:13:02.748 --> 00:13:05.234
. اما جديدا ؛ دوباره پيداش شده

00:13:05.235 --> 00:13:09.134
به عنوان اهدايي از طرف
. يه بشردوست ثروتمند

00:13:11.334 --> 00:13:13.034
اسم اون بشردوست چي بود ؟

00:13:13.105 --> 00:13:17.934
فکر کنم اسم اون اهداکننده ؛
. دکتر " سوآن " بود

00:13:20.276 --> 00:13:21.534
. " ويرجيل سوآن "

00:13:21.634 --> 00:13:25.334
سوآن " ؛ بعداز مرگش ؛ "
. اون ساعتو ، به يه کليسا هديه کرد

00:13:26.634 --> 00:13:30.434
کليساي جامع کريستوفر مقدس "؛ "
. " مونتريال - کبک "

00:14:18.534 --> 00:14:20.634
" زير سطح را بنگر "

00:14:39.834 --> 00:14:42.034
ظاهرا چيزي که دنبالش ميگشتي رو
. پيداکردي

00:14:43.434 --> 00:14:44.934
. چشم انتظارت بودم

00:14:46.734 --> 00:14:50.334
. . تعداد کمي توانايي خوندن کتيبه رو دارن

00:14:51.334 --> 00:14:54.834
منتها فقط يک نفر وجود داره که توانايي
. دنبال کردن دستورالعمل رو داره

00:14:55.583 --> 00:14:56.834
کي هستي ؟

00:14:57.395 --> 00:14:58.934
. . من ؛ " ادوارد تيگ " هستم

00:15:00.334 --> 00:15:04.234
. " آخرين عضو زنده ي " ورتاس

00:15:05.234 --> 00:15:06.234
. " تيگ "

00:15:07.369 --> 00:15:10.034
. . يک عمر ، منتظر اين لحظه بودم

00:15:11.673 --> 00:15:13.434
. . تا خدمت کنم

00:15:14.798 --> 00:15:16.334
. " به " مسافر . . .

00:15:32.493 --> 00:15:34.992
. . فکر کنم بدوني ستايش شدن

00:15:35.019 --> 00:15:36.492
. چه احساسي داره . . .

00:15:37.878 --> 00:15:39.592
. من از کسي نخواستم که ستايشم کنه

00:15:40.444 --> 00:15:43.063
بالا بردن موقعيتم و بزرگ جلو دادنم
. . کاري بود که " ورتاس " انجام داده

00:15:43.064 --> 00:15:44.292
. نه خودم . . .

00:15:48.284 --> 00:15:50.292
. تمام اعضاي " ورتاس " مُردن

00:15:51.892 --> 00:15:54.092
. ليونل لوتر " تو رو فقط واسه خودش ميخواست "

00:15:54.892 --> 00:15:57.692
. اون ؛ " کويين ها " و " سوآن " رو کُشت

00:15:58.992 --> 00:16:01.092
. . بعداز اينکه همسر و

00:16:02.392 --> 00:16:06.192
. پسرمو از دست دادم ؛ مخفي شدم

00:16:08.915 --> 00:16:11.112
. همه ي اونا بخاطر من جونشونو از دست دادن

00:16:11.492 --> 00:16:12.692
. نه

00:16:13.106 --> 00:16:14.692
. اونا براي تو جونشونو از دست دادن

00:16:15.492 --> 00:16:16.492
چرا ؟

00:16:17.194 --> 00:16:18.792
. اونا حتي منو نميشناختن

00:16:19.062 --> 00:16:21.754
دادن جونشون ؛ قرباني اي بود که
. با خوشحالي حاضر انجامش بودن

00:16:22.355 --> 00:16:24.892
اون ؛ تفاوتيه که بين مومنين با
. غيرمومنين وجود داره

00:16:24.992 --> 00:16:27.475
. ما معتقديم که تو ، نجات دهنده ي بعدي خواهي بود

00:16:27.486 --> 00:16:31.092
. پيش " سوآن " قسم خورديم که ازت محافظت کنيم

00:16:31.196 --> 00:16:33.892
و ، راهي که براي حفاظت از من انتخاب کردين
حمله کردن به " لِکس " بود ؟

00:16:34.081 --> 00:16:36.203
. لِکس " ؛ يه بي ايمانه "

00:16:36.211 --> 00:16:39.692
قابل اطمينان نيست ؛
. و قصد و منظورش ؛ مضره

00:16:39.899 --> 00:16:42.391
به محض اينکه دستِش به
. . صندوق امانات در زوريخ رسيد

00:16:42.392 --> 00:16:44.392
. ميدونستم که خيلي نزديک شده

00:16:45.892 --> 00:16:48.492
ليونل " گفت يه چيزي توي اون صندوقه "
. که ميتونه منو کنترل کنه

00:16:49.831 --> 00:16:52.092
لِکس " به فهميدن چه چيزي "
اينقدر نزديک شده ؟

00:16:53.292 --> 00:16:55.492
. سوآن " ؛ اون راز رو واسه خودش نگه داشته بود "

00:16:56.765 --> 00:16:58.692
اون ؛ سرنخ ها رو
. . اطراف دنيا پخش و پلا کرد

00:16:58.792 --> 00:17:01.292
به اين اميد که هرچي که تو رو
. . کنترل ميکنه

00:17:01.392 --> 00:17:03.691
. به دست آدماي اشتباه نيفته . . .

00:17:04.543 --> 00:17:06.392
. . يکي از اون سرنخ ها

00:17:07.091 --> 00:17:08.292
. . اينجاس . .

00:17:09.294 --> 00:17:10.692
. در اين کليسا . . .

00:17:12.344 --> 00:17:13.992
. . نميدونم کجا

00:17:14.828 --> 00:17:16.792
. اما ترسيدم که " لِکس " بدونه . . .

00:17:18.194 --> 00:17:19.792
. پس ، سعي کردي بکُشيش

00:17:21.024 --> 00:17:23.492
اما براي چي اسمِ منو ؛
روي سينه اش کندي ؟

00:17:23.931 --> 00:17:26.984
. ليونل " ؛ هويت تو رو مخفي نگه داشت "
. اون ؛ تنها فرصتي بود که داشتم

00:17:27.092 --> 00:17:29.592
اميدوار بودم اون اسمو ببيني
. و براي پيدا کردنم بياي

00:17:30.053 --> 00:17:31.592
. بايد بهت هشدار ميدادم

00:17:32.392 --> 00:17:36.792
خواهش ميکنم ؛ بايد باور کني که
. لِکس " ؛ چقدر شيطان صفته "

00:17:37.106 --> 00:17:39.069
. خودم " لِکس " رو ميشناسم

00:17:39.519 --> 00:17:41.192
. ميدونم چه کارايي کرده

00:17:42.590 --> 00:17:44.892
پس . . . چرا ؟

00:17:46.277 --> 00:17:48.738
چرا قبلا از شرش خلاص نشدي ؟

00:17:55.677 --> 00:17:58.513
. . ما همه چيزو قرباني کرديم

00:17:58.892 --> 00:18:01.492
سالهاي زيادي از عمرمونو ؛ . .
. . خانواده هامونو

00:18:01.903 --> 00:18:03.392
. براي تو . . .

00:18:04.692 --> 00:18:06.892
. تو نميخواي سرنوشتِتو به انجام برسوني

00:18:08.292 --> 00:18:10.292
! حتي نميخواي خودتو نجات بدي

00:18:20.378 --> 00:18:22.491
مردم ميخوان به تو
. .  به ديد نجات دهنده ي خودشون نگاه کنن

00:18:22.492 --> 00:18:24.592
. اما نبايد اينقدر ساده باشي . . .

00:18:25.009 --> 00:18:27.392
. . براي هر مشعل نوري درجهان

00:18:27.492 --> 00:18:30.391
. مقداري تاريکي جزئي وجود داره . .
. . بايد بجنگيم و مقابله کنيم

00:18:30.392 --> 00:18:32.892
تا اجازه نديم اون تاريکي . .
. ما رو درخودش غوطه ور کنه

00:18:34.392 --> 00:18:37.592
لِکس لوتر " ؛ نميتونه اجازه ي "
. کنترل کردنتو داشته باشه

00:18:38.092 --> 00:18:39.392
. . هيچکي نميتونه چنين اجازه اي داشته باشه

00:18:41.892 --> 00:18:43.492
. مهم نيست به چه قيمتي . . .

00:19:05.334 --> 00:19:07.292
. تا سه ساعت ديگه فرودميايم

00:19:08.165 --> 00:19:10.092
. اميدوارم وقت کافي بهت بده

00:19:14.975 --> 00:19:16.646
. . اون محافظ ها مُردن

00:19:16.869 --> 00:19:18.592
. . نزديک بود خودم کُشته بشم

00:19:18.692 --> 00:19:21.192
. و هرچي ميدونستم بهت گفتم . .

00:19:21.193 --> 00:19:23.792
و هنوزم ميشه بگي عملا ؛
. منو دزديدي

00:19:24.262 --> 00:19:26.375
منو قاطي چه ماجرايي کردي ؟

00:19:26.521 --> 00:19:28.992
بهتره خودتو براي دونستنش اذيت نکني

00:19:30.705 --> 00:19:33.192
. . زندگي منو به خطر انداختي

00:19:33.256 --> 00:19:35.492
. و حالا هم ، نميذاري برم پي کارم

00:19:35.737 --> 00:19:38.092
حق دارم حقيقتو بدونم ؛

00:19:38.415 --> 00:19:41.891
با توجه به اين که احتمال زيادي هست
. . که بخواي منو

00:19:41.892 --> 00:19:44.392
. قبل از اينکه از هواپيما پياده شم ، بکُشي

00:19:44.592 --> 00:19:47.792
پس . . واسه چي بايد کمکت کنم ؟

00:19:48.275 --> 00:19:49.992
. . اگه درست يادت بياد

00:19:50.190 --> 00:19:51.992
. اونجا که بوديم ؛ زندگيتو نجات دادم

00:19:52.092 --> 00:19:54.292
. بخاطر اين بود که هنوز به کمکم احتياج داشتي

00:19:55.095 --> 00:19:59.092
و فکر کنم هنوزم
. به کمکم احتياج داري

00:20:00.692 --> 00:20:05.492
آقاي " لوتر " ؛ تو کارِ عتيقه ؛
. .  آينده نگري و محافظت ، همه چيزه

00:20:05.592 --> 00:20:09.291
تاريخي که پشت يه جنسِ عتيقه اس ؛
. . دليلي که اون شي ء بخاطرش ساخته شده

00:20:09.292 --> 00:20:11.792
. اون ؛ ارزشِ واقعيشو نشون ميده

00:20:12.640 --> 00:20:14.191
. . شايعه اي بود

00:20:14.192 --> 00:20:17.292
که " براور " ؛ اون ساعت ديواري رو ؛

00:20:17.392 --> 00:20:20.692
به دستور جامعه اي از حاميان ثروتمند
. ساخته بود

00:20:22.392 --> 00:20:25.392
شما که چيزي درموردش نميدونين ، درسته ؟

00:20:31.165 --> 00:20:33.092
. پدرم ؛ يکي از اونا بود

00:20:37.465 --> 00:20:38.976
. . پدرم

00:20:40.269 --> 00:20:41.892
. وسواسي شده بود . .

00:20:45.065 --> 00:20:46.793
. . هرکاري که کرد

00:20:47.318 --> 00:20:50.292
هرقدمي که برداشت ؛
. . براي يک هدف بود

00:20:53.240 --> 00:20:55.692
پيداکردن حقيقت ؛ . .
. به هرقيمتي که شده

00:20:59.478 --> 00:21:01.759
. . وسواسِ پدرم

00:21:02.787 --> 00:21:05.492
باعث شد خيلي قبل تر اينکه از دنيابره
. يتيم بشم

00:21:11.378 --> 00:21:13.453
. هميشه ميخواستم دليلشو بدونم

00:21:18.092 --> 00:21:19.592
. . اون معما

00:21:21.377 --> 00:21:23.692
اون معما ؛
. جوابي که دنبالشمو بهم ميده

00:21:44.037 --> 00:21:45.792
. کلارک " ، منم "

00:21:45.892 --> 00:21:48.892
هواپيماي جتِ " لوترکورپ " ؛
. . همين الان " اسمالويل " رو به مقصد " مونتريال " ترک کرد

00:21:48.992 --> 00:21:52.103
پس ، هرچي که ميتوني اونجا پيدا کني ؛
. پيشنهاد ميدم سريع پيداش کني

00:21:52.593 --> 00:21:54.892
. باورت نميشه چي پيداکردم

00:21:55.492 --> 00:21:58.192
اينطور برداشت ميکنم که
. يه راه حلي واسه مشکل خوابت پيدا کردي

00:21:58.193 --> 00:21:59.691
نمادهايي ؛ شبيه اوني که روي سينه ي " لِکس " ؛
. . حَک شده بود

00:21:59.692 --> 00:22:01.922
چندين ساله که در گوشه و اطرافِ " اسمالويل " ؛
. ظاهر ميشن

00:22:02.292 --> 00:22:04.692
روي ديوارهاي غار ؛
. . به وسيله ي آتش روي درِ طويله

00:22:04.693 --> 00:22:06.391
حتي توي مزرعه ها ؛ نقاشي شدن ؛
. مثل اون دايره هاي اسرارآميزي که تو مزارع ديده ميشن

00:22:06.392 --> 00:22:08.592
. فوق العاده اس -
. . نه ، " جيمي " ؛ حقه اس -

00:22:08.692 --> 00:22:10.669
درست مثل همون دايره هاي اسرارآميزي
. که تو انگلستان ديده شدن

00:22:10.692 --> 00:22:13.792
. هنوز نظر قطعي درمورد اونا داده نشده

00:22:13.837 --> 00:22:15.992
اون دايره هاي اسرارآميز ؛
. ممکنه توسط " بيگانه ها " درست شده باشن

00:22:17.292 --> 00:22:20.392
چندين ساله که مردم دنبال نقش هايي که
. . روي ديوارهاي غار " کوآچي " هستن افتادن

00:22:20.492 --> 00:22:22.831
فقط براي اينکه ازشون يه گزارش خبري
. تو بخش خبري ساعت 6 نشون بدن

00:22:24.027 --> 00:22:26.292
يه مسابقه ي کوچولو تو
. . بخش داستانهاي خبري ديدي و

00:22:26.392 --> 00:22:28.600
. يه دفعه اي حرفاي من برات بي اعتبار شدن

00:22:28.906 --> 00:22:30.692
. موضوع اين نيست

00:22:30.792 --> 00:22:34.809
فقط به نظرم ، سرنوشت " اسمالويل " اينطور رقم نخورده
. که به " استون هنج " بعدي تبديل بشه

00:22:34.892 --> 00:22:37.392
حتي اگه معلوم بشه اين نماد ؛ مربوط به
مراسم قرباني کردن انسان باشه ؟

00:22:37.774 --> 00:22:39.892
اينو ؛ از يکي از تحقيقاتي که درمورد
. غار انجام شده بود درآوردم

00:22:39.992 --> 00:22:42.492
دقيقا با نمادي که روي سينه ي " لِکس " ؛
. کنده شده هماهنگي داره

00:22:43.178 --> 00:22:44.892
. و خيلي از يه نقاشي بيشتره

00:22:45.446 --> 00:22:47.392
. آره ، قبلا ديدمش

00:22:47.478 --> 00:22:49.592
. به نظر من که نشون ميده يه مرد ، توي درگاه ايستاده

00:22:49.692 --> 00:22:51.192
. حتما ، اونطوري به نظرمياد

00:22:51.492 --> 00:22:54.492
اما با توجه به اطلاعات بهترين وبسايت اينترنتي
. . درمورد تصويرنگاري اوليه

00:22:54.692 --> 00:22:56.692
اين تصوير درواقع
. نشون دهنده ي قرباني کردن انسانه

00:23:01.100 --> 00:23:02.492
! خداي من

00:23:12.753 --> 00:23:14.340
چرا اينکارو ميکني ؟

00:23:14.341 --> 00:23:16.092
فکر ميکردم قراره ازم محافظت کني

00:23:16.192 --> 00:23:17.892
. چونکه اين وظيفه ي منه

00:23:19.592 --> 00:23:23.692
تو اجازه دادي رازِ " ورتاس " ؛
. به دستان اشتباه بيفته

00:23:23.746 --> 00:23:26.092
. . اين تنها راه براي تضمين اينه که

00:23:26.192 --> 00:23:28.292
تو ، تحت کنترل کسِ ديگه اي . .
. قرارنگيري

00:23:28.392 --> 00:23:30.992
. همچين اتفاقي نميفته
. ميتونم جلوشو بگيرم

00:23:33.709 --> 00:23:36.092
. . حال به تو

00:23:37.093 --> 00:23:39.292
يک مراسم مذهبي قديمي کريپتوني را
. ارزاني مينمايم

00:23:41.292 --> 00:23:43.034
. . قبل از اينکه نژاد شما

00:23:43.234 --> 00:23:45.192
. . روبه علم بيارن . .

00:23:48.147 --> 00:23:49.781
. جنگجو بودن . . .

00:23:51.092 --> 00:23:55.192
اين مراسم
. . علامت احترام

00:23:55.992 --> 00:23:57.992
. به قويترين دشمنانشون بود

00:23:58.092 --> 00:23:59.792
! تو هيچي درمورد " کريپتون " نميدوني

00:23:59.892 --> 00:24:03.392
. من ؛ مريدِ " سوآن " بودم
. اون همه چيو بهم يادداد

00:24:04.092 --> 00:24:06.092
بايد بهت ياد داشته باشه که
. . من موجودِ خوبي هستم

00:24:06.550 --> 00:24:08.465
. که من ، تهديد نيستم

00:24:09.297 --> 00:24:10.992
اگه زنده بود ؛ نميخواست که
. منو بکُشي

00:24:11.092 --> 00:24:12.892
. سوآن " ؛ يه ايده آليست بود "

00:24:12.927 --> 00:24:15.392
گفت که تو ؛ با قوت هرچه تمامتر
. بر ما حکومت خواهي کرد

00:24:16.253 --> 00:24:18.492
. . اما ، دربرابر هر نقل قولي که " سوآن "؛

00:24:18.592 --> 00:24:20.592
از اينکه " مسافر " به زمين مياد
. . تا زمين رو نجات بده ، انجام داده

00:24:20.692 --> 00:24:23.892
. . يه تفسير ديگه هست که تو رو

00:24:24.319 --> 00:24:25.792
. به عنوان نابودکننده ي ما ؛ معرفي ميکنه

00:24:29.092 --> 00:24:32.031
اگه " لِکس " ؛ کنترلتو بدست بگيره ؛
. . دقيقا همون اتفاق ميفته

00:24:34.694 --> 00:24:36.292
. . اتفاقي که پدرت . .

00:24:37.553 --> 00:24:39.192
. نتونسته بود پيش بيني کنه . . .

00:24:42.212 --> 00:24:44.392
اين ماجرا چه ارتباطي با
جور-ال " داره ؟ "

00:24:45.892 --> 00:24:49.092
وقتي تو رو به اين سياره فرستاد ؛
. اميد زيادي بهت بسته بود

00:24:51.292 --> 00:24:54.392
اما درعين حال پدرت
. . اين ريسک رو درک کرده بود

00:24:54.492 --> 00:24:56.750
. که خدايي رو بين انسانها بفرسته . .

00:24:57.792 --> 00:25:00.692
براي وقتي که تو ؛
. بر عليه انسانها بشي

00:25:02.292 --> 00:25:05.192
دراونحالت ، ما هيچ شانسي
. دربرابرت نخواهيم داشت

00:25:10.892 --> 00:25:14.292
بخاطر همين هم بود که پدرت
. دستگاه کنترل رو فرستاد

00:25:14.808 --> 00:25:17.292
اون هرگز چيزي که بتونه منو کنترل کنه
. به زمين نميفرسته

00:25:17.392 --> 00:25:21.192
تنها انتخاب ديگه اي که داشت
. کُشتن تو بود

00:25:23.243 --> 00:25:25.692
اما تحمل اين فکر که روزي مجبور به
. تحمل مرگ پسرش بشه رو نداشت

00:25:37.392 --> 00:25:41.092
اميدوارم به وسيله ي اين عمل بشردوستانه
. صلح رو پيداکني

00:29:05.783 --> 00:29:07.283
. خيلي ديرکردي

00:29:10.783 --> 00:29:12.883
. . برام خيلي عجيبه که تو رو بدون اون

00:29:12.983 --> 00:29:16.983
عروسک هاي " فرشته ي جنگاور " که
. هيچوقت ازت دور نميشدن ، ببينم

00:29:17.097 --> 00:29:18.483
. " آقاي " تيگ

00:29:18.760 --> 00:29:20.553
. . زنده و سالم

00:29:20.969 --> 00:29:22.983
. البته نه به لطفِ پدرت

00:29:23.044 --> 00:29:25.383
مثل اينکه همه ي ما يه حسابي براي
. تصفيه کردن با پدرم داريم

00:29:25.700 --> 00:29:27.783
. فکر کنم تو ؛ حسابتو باهاش تصفيه کردي

00:29:28.383 --> 00:29:31.983
فقط متاسفم از اينکه ميبينم
. وسواس پدرتو به ارث بردي

00:29:32.183 --> 00:29:33.283
وسواس ؟

00:29:34.972 --> 00:29:36.737
. تو ؛ اين بلا رو سرم آوردي

00:29:38.432 --> 00:29:39.983
. ميخواستي منو بکُشي

00:29:40.583 --> 00:29:41.583
چرا ؟

00:29:41.584 --> 00:29:42.983
. . پيشگويي ميگه

00:29:43.083 --> 00:29:45.583
. مسافر " ؛ دشمن قدرقدرتي خواهد داشت "

00:29:46.283 --> 00:29:48.283
. . هرگز پيش بيني نميکردم که

00:29:48.883 --> 00:29:51.583
اون دشمن ؛ . .
. الکساندرِ " کوچولوي خودمون باشه "

00:29:53.683 --> 00:29:54.983
. تو ميدوني اون " مسافر " کيه

00:29:55.143 --> 00:29:57.983
هويت " مسافر " ؛ ديگه
. اهميتي نداره

00:29:58.083 --> 00:29:59.483
. . شايد براي شما بي اهميت باشه

00:29:59.983 --> 00:30:01.583
. اما براي من ، مهترين چيزه . . .

00:30:02.203 --> 00:30:04.683
اصلا نميدوني که چطوريه که
. . هر روز زندگيتو با اين احساس که

00:30:04.783 --> 00:30:06.583
. در درجه ي دوم اهميت قرارداري زندگي کني

00:30:07.081 --> 00:30:09.687
. من خيلي قرباني کردم -
. نه -

00:30:10.583 --> 00:30:13.083
. قرباني کردنت ، تازه شروع شده

00:30:14.183 --> 00:30:16.583
. دنيا فقط در سايه ي توازن وجود داره

00:30:16.983 --> 00:30:21.083
اگه " مسافري " به کار نباشه ؛
. اونوقت " نابودکننده اي " هم نميتونه وجود داشته باشه

00:30:47.983 --> 00:30:49.383
. " خداي من ؛ " کلارک

00:31:23.275 --> 00:31:24.664
. . تو چطوري

00:31:24.665 --> 00:31:27.183
. " جِتِ " اوليور
. مزيت قهرمان بودن

00:32:12.135 --> 00:32:13.683
چطوري اونکارو کردي ؟

00:32:14.183 --> 00:32:15.283
. من کاري نکردم

00:32:18.163 --> 00:32:19.583
. " مسافر "

00:32:23.285 --> 00:32:24.883
. . خداي من

00:32:25.083 --> 00:32:26.583
چه اتفاقي اينجا افتاده ؟ . . .

00:33:01.483 --> 00:33:04.183
اينطور فرض ميکنم که " ميلاش " ؛
. صحيح و سالم به خاک آمريکا برگشته

00:33:04.325 --> 00:33:06.683
گذاشتمش تو اولين پرواز تجاري
. که به سمت متروپوليس حرکت ميکرد

00:33:07.025 --> 00:33:09.283
متوجه شدم که تو " اسکاتلند "؛
به وجودش احتياج نداريم ؟

00:33:09.475 --> 00:33:11.383
. نه ؛ اگه خوب درستو يادگرفته باشي

00:33:12.346 --> 00:33:15.183
کتابخونه ؛ يک کتاب درموردِ
. . سنت کيلدا " داشت "

00:33:15.197 --> 00:33:17.183
اما فکر کنم از نتيجه ي کار
. راضي باشين

00:33:18.528 --> 00:33:21.099
ايرادي نداره ازتون بپرسم که
چه چيزي درمورد ؛

00:33:21.100 --> 00:33:23.683
يه جزيره ي کوچک ؛
در ساحل غربي اسکاتلند ؛ اينقدر مهمه ؟

00:33:24.229 --> 00:33:25.583
. " ساعت "

00:33:27.318 --> 00:33:30.383
ساعت ؛ يه ملودي اي رو نواخت که
. . مربوط به يه موسيقي فولکور اسکاتلنديه

00:33:31.141 --> 00:33:33.183
"Birks of St. Kilda."

00:33:34.047 --> 00:33:35.683
. . وقتي داشتم نواختن پيانو رو يادميگرفتم

00:33:35.783 --> 00:33:37.983
پدرم ؛ مجبورم ميکرد اون آهنگ رو
. همينطور پشت سر هم بزنم

00:33:39.897 --> 00:33:41.883
"Birks" کلمه ي
. به معني " درخت غوشه " به کاررفته

00:33:42.956 --> 00:33:45.083
ممکنه درختهاي غوشه اونجا باشن
. اما فقط همين

00:33:45.728 --> 00:33:47.883
. اون جزيزه ، الان مسکن پرنده ها شده

00:33:48.506 --> 00:33:50.183
. . با توجه با متن کتاب

00:33:50.483 --> 00:33:52.783
يه شهر کوچکي اطراف قلعه تاسيس شد ؛

00:33:52.905 --> 00:33:55.983
تا وقتي که يه ثروتمندِ آمريکايي
. . قلعه رو خريد

00:33:57.066 --> 00:33:58.897
. و همونطور به آمريکا منتقلش کرد

00:34:06.542 --> 00:34:10.383
پدرم اون قلعه رو سنگ به سنگ ؛
. . به " اسمالويل " منتقل کرده

00:34:11.146 --> 00:34:13.683
اما واضحه که هرگز ؛ اونچه دنبالش ميگشته
. رو پيدا نکرده

00:34:15.132 --> 00:34:16.925
. بايد هنوز اونجا باشه

00:34:18.225 --> 00:34:20.583
. . به خلبان بگو جهت حرکتو عوض کنه

00:34:21.172 --> 00:34:22.909
. به " اسکاتلند " نميريم . . .

00:34:24.607 --> 00:34:25.983
. برميگرديم خونه

00:34:43.444 --> 00:34:45.683
. همه اش 24 ساعت خونه نبودم

00:34:45.783 --> 00:34:48.285
دفعه ي بعد ؛ يادم بيار
. يه هفته بذارم و برم

00:34:48.383 --> 00:34:51.583
. راستش ؛ يه طورايي واسه خودم جشن گرفتم

00:34:52.783 --> 00:34:54.483
. اولين مقاله ي خودمو فروختم

00:34:55.683 --> 00:34:57.883
! " فوق العاده اس ؛ " جيمي
چطوري ؟

00:34:57.983 --> 00:35:00.982
ميدونم بهم گفتي نمادهايي که روي ديوار
. . غارهاي کوآچي هستن ، ديگه بلحاظ خبري قديمي شدن

00:35:00.983 --> 00:35:02.578
. اما من به هرحال ، به تحقيق ادامه دادم

00:35:02.683 --> 00:35:04.650
و معلوم شد که فقط من نيستم که
. به اون نمادها علاقه منده

00:35:06.925 --> 00:35:09.083
ظاهرا " لِکس " هم موضوع اون نمادها رو
. . خيلي جدي دنبال ميکنه

00:35:09.084 --> 00:35:11.883
که البته با توجه به اينکه يکي از اون نمادها روي
. سينه اش حک شده ؛ چندان هم جاي تعجبي نداره

00:35:12.583 --> 00:35:15.883
بهم بگو که دقيقا
موضوع مقاله چيه ؟

00:35:15.941 --> 00:35:18.241
. . همون داستان " جوزف کمبل "رو دنبال کردم

00:35:18.242 --> 00:35:20.016
. داستاني در مورد سفر يه قهرمان و اين چيزا

00:35:20.069 --> 00:35:21.783
. به سلامتي -
. به سلامتي -

00:35:23.449 --> 00:35:26.013
بيشتر داستانهايي که روي ديوارهاي غارها
. . نقل شدن

00:35:26.014 --> 00:35:27.383
. . درمورد جنگ خير و شره . .

00:35:27.483 --> 00:35:31.083
اونا ؛ داستان " نامان " رو نقل ميکنن ؛
. . کسي که نجات دهنده ي مردمه

00:35:31.183 --> 00:35:33.483
که با " ساگيت " ؛ کسي که سياهي رو
. به دنيا مياره ؛ نبرد ميکنه

00:35:33.783 --> 00:35:35.483
. آره ، داستانش آشناس

00:35:35.583 --> 00:35:37.883
فکر کنم " کلارک " توي دبيرستان ؛
. يه مقاله اي درموردش نوشت

00:35:38.110 --> 00:35:39.781
. . در آغاز داستان

00:35:39.856 --> 00:35:42.883
نامان " و " ساگيت " ؛ هرکدوم "
. نمادِ خاصِ خودشونو دارن

00:35:44.883 --> 00:35:48.183
پس ، واسه چي اين يکي ، به نظر مياد که
ترکيبي از هردو نماد باشه ؟

00:35:48.863 --> 00:35:50.806
اين سئوال ، واسه خودم هم
. . پيش اومد

00:35:50.807 --> 00:35:52.483
پس ، گوشي رو برداشتم و با يه پروفسور در
. دانشگاه متروپوليس حرف زدم

00:35:52.583 --> 00:35:54.982
. که در زمينه ي هيروگليف ؛ متخصص بود
. . با توجه به حرفاي اون پروفسور

00:35:54.983 --> 00:35:57.183
نمادِ خير بر عليهِ شر ؛ در تمام
. . فرهنگهاي اوليه ؛ مشترکه

00:35:57.283 --> 00:36:01.078
که تجسم فشار و کشش بين دو قطبه ؛
. " مثل نمادِ " يين " و " ينگ

00:36:01.562 --> 00:36:03.883
. ستيزه و تضادِ قهرمان و ضدقهرمان

00:36:03.913 --> 00:36:05.083
. دقيقا

00:36:05.183 --> 00:36:06.883
اما اينجاش ؛ جاييه که
. حسابي " لِکس " رو مشتاقِ خودش کرده

00:36:07.383 --> 00:36:10.983
اين تصوير خاص ؛ تفکيک اون تضاد رو
. به تصوير ميکِشه

00:36:13.583 --> 00:36:15.883
دوباره يادم بيار که چطوري
. . تناقض و تضادي که

00:36:15.983 --> 00:36:18.783
از آغاز بشريت تا امروز وجود داشته رو
حل کردي ؟

00:36:18.883 --> 00:36:20.897
. . در افسانه ي کوآچي

00:36:21.083 --> 00:36:23.110
سفر قهرمان ؛ . .
. در مبارزه ي نهايي ؛ به پايان ميرسه

00:36:26.983 --> 00:36:30.483
با توجه به حرفاي پروفسور ؛
کدوم طرف قراره برنده بشه ؟

00:36:41.412 --> 00:36:43.483
متنفرم از اينکه
. . " خبراي بد رو بهت برسونم " کلارک

00:36:43.583 --> 00:36:46.483
اما ؛ اين نوشته ؛ به معناي واقعي
. روي ديوار غار وجود داره

00:36:47.131 --> 00:36:49.783
يعني تو اين افسانه ي
نامان - ساگيت " رو باور ميکني ؟ "

00:36:49.883 --> 00:36:51.283
. . بعداز اينکه تو رو دست و پا بسته

00:36:51.383 --> 00:36:53.883
درست شبيه نقاشي مراسم قرباني کردن انسان
که روي ديوارهاي غاره ديدم ؟

00:36:53.983 --> 00:36:55.283
. بطور خلاصه ؛ بله ، باورش ميکنم

00:36:55.383 --> 00:36:57.990
. " يه افسانه نبود که ميخواست منو بکُشه " کلويي
. يه مَرد بود

00:36:58.083 --> 00:37:01.283
و بلطفِ تو که جونشو نجات دادي ؛
. اون مرد هنوز زنده اون بيرونه

00:37:01.990 --> 00:37:04.563
کلويي " ؛ وقتي " تيگ " داشت "
. . اون مراسم رو اجرا ميکرد

00:37:04.564 --> 00:37:06.600
فهميدم که توي يه مرحله ي پيچيده و
. . منحرفانه اي

00:37:06.601 --> 00:37:08.685
واقعا فکر ميکرد که
. داره کار درست رو انجام ميده

00:37:09.015 --> 00:37:11.583
. . فکر ميکرد داره از همه

00:37:13.119 --> 00:37:14.383
. دربرابر من ؛ محافظت ميکنه . . .

00:37:15.804 --> 00:37:17.082
. . آخرين باري که يادم مياد

00:37:17.083 --> 00:37:19.483
دنيا ؛ درحالي که تو ؛ توش زندگي ميکردي
. هيچ مشکلي نداشت

00:37:19.662 --> 00:37:21.997
تا وقتي يه دستگاهي وجود داره که
. . ميتونه منو کنترل کنه

00:37:21.998 --> 00:37:23.463
. هنوزم يه تهديد براي مردم به حساب ميام

00:37:23.583 --> 00:37:26.345
و " تيگ " يادم آورد که قدرتهاي من
. چقدر خطرناک هستن

00:37:26.346 --> 00:37:29.834
اگه قدرتهاي من ، به دست آدماي بدنيت بيفته
. ميتونن همه چيزو به نابودي بکِشونن

00:37:29.883 --> 00:37:31.283
. . که اين ، يه دليل خيلي خوبه که

00:37:31.383 --> 00:37:33.854
چرا نميتوني
. به اين راحتيا " لِکس " رو بيخيال بشي

00:37:34.735 --> 00:37:36.311
. " فقط حرف " لِکس " نيست ؛ " کلويي

00:37:36.312 --> 00:37:38.527
. من ؛ با ديدِ اشعه ي ايکس نيگاش کردم
. چيزي همراهش نبود

00:37:38.528 --> 00:37:40.282
حتي چيزي که دنبالش ميگشت رو
. پيدا نکرده بود

00:37:40.283 --> 00:37:43.083
شايد ايندفعه ، چيزي نشد " کلارک " ؛
. اما هر مبارزه اي ، يه برنده داره

00:37:43.318 --> 00:37:45.983
. . ميدونم نميخواي " لِکس " رو بکُشي

00:37:46.083 --> 00:37:49.783
اما " لِکس " ؛ وقتي فرصت نابودکردنتو
. بدست بياره ، هيچ شک و ترديدي به خودش راه نميده

00:37:51.978 --> 00:37:53.856
ميخواي چيکار کنم " کلويي " ؟

00:37:53.857 --> 00:37:54.983
بکُشمش ؟

00:38:01.006 --> 00:38:02.583
. . اگه اونو بکُشم

00:38:02.847 --> 00:38:05.083
. خودم هم ، به اون تبديل ميشم . .

00:38:05.883 --> 00:38:08.182
چه دلت بخواد در اين سطح
. . باشي يا نه

00:38:08.183 --> 00:38:10.072
. توي اين وضعيت قرارگرفتي . .

00:38:11.212 --> 00:38:13.783
و يه روزي ؛
. بايد نقش حاکم مطلق رو بازي کني

00:38:20.490 --> 00:38:23.583
. تقريبا 24 ساعت شده
چرا هنوز چيزي پيدا نکردن ؟

00:38:23.783 --> 00:38:26.853
يه مدت طول ميکِشه که چنين بنايي با اين وسعت رو
. "اينچ به اينچ بگرديم ، آقاي " لوتر

00:38:26.883 --> 00:38:29.283
. از تمام نيروهايي که داشتيم استفاده کردم

00:38:29.284 --> 00:38:31.350
. و تازه 20 ساعت شده

00:38:31.431 --> 00:38:33.883
. من دنبال عذر و بهانه تراشي نيستم
. نتيجه ميخوام

00:38:34.183 --> 00:38:36.083
. بله قربان
. متوجهم

00:38:36.183 --> 00:38:37.683
افراد بيشتري ميارم ؛
. مدت شيفت ها رو افزايش ميدم

00:38:37.783 --> 00:38:38.965
. همونکارو بکن

00:38:57.562 --> 00:38:59.783
. . در سواحل " سنت کيلدا " ؛

00:39:00.403 --> 00:39:02.272
شاخه هاي درخت غوشه ؛ . .
. . با باد ؛ حرکت ميکنن

00:39:03.025 --> 00:39:05.006
. از چپ به راست

00:39:06.983 --> 00:39:09.783
گفتي قلعه ؛ در ساحل غربي
سنت کيلدا " واقع شده بود ؟ "

00:39:10.398 --> 00:39:11.525
. بله ، قربان

00:39:11.879 --> 00:39:13.283
رو به غرب ؟

00:39:14.871 --> 00:39:17.283
. نه
. خودِ قلعه ، به سمت جنوب بود

00:39:20.103 --> 00:39:22.383
. . پس ، اگه به سمت جنوب بايستم

00:39:23.597 --> 00:39:25.583
تا ساحل دريا رو ببينم ؛ . .
. به سمت راست ميگردم

00:39:29.833 --> 00:39:33.283
بر فراز قلب خانه
. ستاره ي شمالي ، ميدرخشد
« ستاره ي قطبي »

00:39:36.683 --> 00:39:37.783
. البته

00:39:39.429 --> 00:39:40.875
. برين بيرون

00:39:41.883 --> 00:39:43.483
! همگي بريد بيرون

00:39:43.883 --> 00:39:45.783
. بله قربان

00:39:47.460 --> 00:39:49.178
. همه برن بيرون
. راه بيفتين

00:39:50.479 --> 00:39:55.979
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.