﻿WEBVTT

00:00:02.353 --> 00:00:04.597
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

00:00:04.677 --> 00:00:06.738
همه ي اينا بخاطر " برينياکِ"ـه ؛ مگه نه ؟

00:00:06.739 --> 00:00:09.357
کلارک " يه بارم شده ؛ از دلِ يه حادثه ي وحشتناک "
. دستاوردي خوب ؛ بيرون اومده

00:00:09.415 --> 00:00:11.461
انتخاب کردم که بهش به عنوان
. يه هديه نگاه کنم

00:00:11.598 --> 00:00:13.918
. انتخاب کردي که منو به مبارزه بطلبي

00:00:14.009 --> 00:00:17.752
اين به مبارزه طلبي ؛
. نميتونه بدون عواقب باشه

00:00:19.356 --> 00:00:22.595
بخاطر اينکه " جور-ال " ؛ " برينياک "  رو ساخته ؛
. فکر کنم خودش هم بتونه آلودگي تو رو برطرف کنه

00:00:22.726 --> 00:00:25.043
و فکر کنم که ميتونم
. جور-ال " و دِژ رو بازسازي کنم "

00:00:25.044 --> 00:00:27.009
. فقط بايد اون کيريستال رو پس بگيرم

00:00:27.601 --> 00:00:31.563
بعدازاين همه سال که اين رازو نگه داشتي
واسه چي داري بهم ميگي ؟

00:00:31.601 --> 00:00:34.323
. حس ميکنم تو براي من فرستاده شدي -
! عاليه -

00:00:34.724 --> 00:00:39.128
کلارک " ؛ نميدوني چقدر از زندگيمو "
. صرف محافظت از رازِ تو کردم

00:00:40.854 --> 00:00:42.947
. کلويي " ؛ ديگه کافيه "

00:00:43.330 --> 00:00:47.697
کلويي " ؛ تا زانو درگير وضعيتهايي شده
. که از درک و فهم انسانها خارجه

00:00:47.759 --> 00:00:50.557
به عنوان بهترين دوستش ؛ بايد قبل از اينکه
. صدمه ببينه ، جلوشو بگيري

00:00:50.619 --> 00:00:54.169
بخاطر اين کمک کردي چونکه يه جور
. . التزام اخلاقيه که داري

00:00:54.244 --> 00:00:56.621
يا اينکه کمک کردنت ؛ . .
دلايل بيشتري داره ؟

00:00:56.771 --> 00:00:59.710
فکر کنم بهتره که
. چند وقتي نبينمت

00:01:01.931 --> 00:01:03.856
. اينم کارمو راه ميندازه -
. " لوييس " -

00:01:04.607 --> 00:01:06.392
. خودتو نميشناسي

00:01:06.393 --> 00:01:08.974
. . تو به صورت يه ماده ي ژنتيکي به زمين رسيدي

00:01:08.975 --> 00:01:11.611
ماده اي که شمامل قوي ترين اشکال حيات
. در سيارمون ميشدن

00:01:11.612 --> 00:01:16.812
وقتش که برسه ؛ تو به . .
. آخرين نابودگر زمين ، تبديل خواهي شد

00:01:18.925 --> 00:01:23.028
بهم اطمينان کن پسرم ، که اونچه ميکُشتِت ؛
. قوي ترت هم ميکنه

00:01:36.638 --> 00:01:39.511
صبحانه توي رختخواب ؛
. واسه عروس خوشگل آينده ام

00:01:39.912 --> 00:01:43.358
حتي يه فنجون قهوه ي مخصوص با شمارش گر
. معکوسِ روز عروسي درست کردم

00:01:43.407 --> 00:01:46.891
دو جور دونه ي قهوه ي مخصوصو باهمديگه مخلوط کردم
. تا مزه ي مخصوص ازدواج از توش حس بشه

00:01:46.928 --> 00:01:49.745
. " متشکرم " جيمي -
. خواهش ميکنم -

00:01:50.955 --> 00:01:53.959
ميدوني ؛ يک هفته به مراسم ازدواج مونده
. . و ما هنوز

00:01:53.987 --> 00:01:56.156
داريم نامه هاي مردم که قبول کردن
. توي مراسم عروسي شرکت کننو دريافت ميکنيم

00:01:56.162 --> 00:01:58.264
باهات شرط ميبندم اينايي که دارن دير
. . به دعوت نامه جواب ميدن

00:01:58.265 --> 00:02:01.198
قبلا هرگز توي زندگيشون ؛ . .
. ترتيب چيدن صندلي هاي عروسي رو تجربه نکردن

00:02:02.135 --> 00:02:05.966
و يکي از مهمونامون ؛ به طرز آشکاري
. غيبت حس ميشه

00:02:12.251 --> 00:02:13.242
کي ؟

00:02:15.872 --> 00:02:18.426
دوست قديمي ؛
. . معشوق " کلارک " ؛

00:02:18.427 --> 00:02:21.468
با عجله شهرو ترک کرد ؛ ظاهرا هرگز ديگه
. ازش خبري نميشه

00:02:21.469 --> 00:02:23.543
. " درسته ؛ " لانا

00:02:23.839 --> 00:02:26.487
. صداتو نشنيدم

00:02:29.090 --> 00:02:30.762
حالت خوبه ؟

00:02:30.763 --> 00:02:32.949
آره ، چطور مگه ؟

00:02:33.589 --> 00:02:36.115
. اين اواخر زياد چيزا رو فراموش ميکني

00:02:36.116 --> 00:02:38.031
اگه يه بار ديگه اسمِ گلفروشو فراموش کني ؛

00:02:38.066 --> 00:02:40.464
فکر کنم بجاي گل ؛ بهمون
. سرخس هاي لِه شده ميده

00:02:40.999 --> 00:02:43.187
. يکم فکرم مشغوله و حواسم پرت شده

00:02:43.253 --> 00:02:46.783
فکر کنم دچار وحشتِ قبل از
. مراسم ازدواج شدم

00:02:50.117 --> 00:02:53.751
. جاي سختش . . ديگه تموم شده

00:02:53.793 --> 00:02:57.869
به اين مراسم عروسي ؛ به ديدِ
. يه روز بزرگ مقدس واسه هردومون فکر کن

00:02:58.384 --> 00:03:01.051
يه طورايي مثل همون مهموني نامزدي ؛
. فقط با مهموناي بيشتر

00:03:02.749 --> 00:03:03.885
باشه ؟

00:03:10.526 --> 00:03:12.724
چطوره يه استراحت کوچکي بکنيم ؟

00:03:12.725 --> 00:03:16.506
فکر ميکردم هدف مهموني نامزدي اينه که
. از " مهموني " لذت ببريم

00:03:16.507 --> 00:03:19.703
فقط ميخوام دو دقيقه باهات تنها باشم ؛ امروز
. .  آدماي زيادي اينجا بغلم کردن

00:03:19.704 --> 00:03:22.229
طوري که حس ميکنم با همه ؛
. بجز تو نامزدم

00:03:23.827 --> 00:03:27.977
راست ميگي ؛ شب داره به سرعتِ فلش دوربين
ميگذره و به آخر ميرسه ، مگه نه ؟

00:03:27.978 --> 00:03:30.317
بخاطر همينه که نميتونيم
. رقص رو از دست بديم

00:03:31.481 --> 00:03:33.425
. " عاشقتم ؛ " جيمي

00:03:55.114 --> 00:03:58.109
جيمي " چه خبره ؟ "
. مراسم که اينطوري نبود

00:04:27.913 --> 00:04:30.241
حالت خوبه ؟
. يه لحظه از حال رفتي

00:04:31.241 --> 00:04:33.607
سردرد داري ؟
ميخواي برات دکتر خبر کنم ؟

00:04:34.872 --> 00:04:36.887
! از آپارتمانم برو بيرون

00:04:37.384 --> 00:04:41.356
کلويي " ؛ منم ، " جيمي " ؛ "
. نامزدت

00:04:41.357 --> 00:04:44.295
. فکر کنم نامزدمو يادم بياد

00:04:44.840 --> 00:04:47.544
قبلا هرگز تو رو
. توي زندگيم نديدم

00:04:52.518 --> 00:04:57.719
" اسمالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت نهم "
" بي پايان "

00:04:57.720 --> 00:05:01.349
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05:50.088 --> 00:05:53.478
. " وضعيت اورژانسي " سي.کِي
. تمام دنيام از هم پاشيد

00:05:53.479 --> 00:05:56.548
. جيمي " ؛ آروم "
چي شده ؟

00:05:56.549 --> 00:05:58.455
. . به عنوان شوهر آينده ي  " کلويي " ؛

00:05:58.456 --> 00:06:01.808
فکر ميکردم ميتونم کِشتيشو از هر طوفاني به سلامت
. . .عبور بودم ؛ در بيماري و در سلامتي ؛ اما

00:06:02.947 --> 00:06:05.604
اما يه موج عروسي خيلي بزرگ
. بهم خورده و از پا دراومدم

00:06:05.605 --> 00:06:08.200
همه اش يه هفته تا عروسي مونده ؛
. احتمالا استرس گرفته

00:06:08.201 --> 00:06:10.219
. . منم همين فکرو کردم ، اما

00:06:10.463 --> 00:06:12.613
. داره خيلي چيزا رو فراموش ميکنه . .

00:06:12.614 --> 00:06:14.602
. . از چيزاي کوچيک شروع شد

00:06:14.603 --> 00:06:18.113
مثلا جلسه هاشو فراموش ميکرد ؛ اسم يکي رو ؛
. . اسم يه مکاني رو ؛ از اين جور چيزا ؛ اما امروز

00:06:19.462 --> 00:06:21.556
. حتي منو نشناخت . . .

00:06:22.280 --> 00:06:24.514
. راستش ازم ترسيد

00:06:25.829 --> 00:06:28.139
متوجه علامت ديگه اي هم شدي ؟

00:06:28.979 --> 00:06:31.195
بجز فراموشي موضعي ؟

00:06:31.689 --> 00:06:34.539
ببين ؛ به محض اينکه يه عکس از خودمون
. . بهش نشون دادم آروم گرفت

00:06:34.540 --> 00:06:36.888
اما هنوزم فکر نميکنم که
. منو به يادآورده باشه

00:06:36.945 --> 00:06:39.499
. . کلارک " ؛ " کلويي " ؛ اون "

00:06:39.500 --> 00:06:41.837
. قبلا يه بيماري اي داشت

00:06:42.252 --> 00:06:45.698
. باعث شد يه قدرت خاصي پيدا کنه -
. منظورت قدرت شهاب سنگيشه -

00:06:46.023 --> 00:06:47.779
. شفا دادن مردم

00:06:47.854 --> 00:06:50.146
پيش خودم گفتم که
. . بايد درمورد قدرتش بهت گفته باشه ، اما

00:06:50.805 --> 00:06:53.068
فکر ميکني داشتن اون قدرت
باعث شده مغزش آسيب ببينه  ؟

00:06:53.069 --> 00:06:56.148
نميدونم ؛
. ميتونه هردليلي داشته باشه

00:06:56.149 --> 00:06:58.553
بايد " کلويي " رو
. پيش دکتر ببريم

00:06:59.414 --> 00:07:01.338
ميتوني باهاش صحبت کني ؟

00:07:01.549 --> 00:07:04.451
. . ممکنه منو يادش نياد اما

00:07:04.592 --> 00:07:06.761
. ممکنه هنوز تو رو بشناسه . . .

00:07:18.216 --> 00:07:21.981
ببخشيد ؛ ميشه بهم بگين
کتابخونه ي بيمارستان از کدوم طرفه ؟

00:07:21.982 --> 00:07:24.101
انترني ؟ -
. دانشجوي پزشکي -

00:07:24.117 --> 00:07:26.442
. دانشگاه متروپوليس -
. بدون شک اون روزا رو فراموش نميکنم -

00:07:26.443 --> 00:07:29.118
درمورد چه موضوعي داري تحقيق ميکني ؟ -
. . از دست دادن حافظه -

00:07:29.119 --> 00:07:31.739
شوکِ سيناپسي ؛ . .
. ميدوني ، به طور کلي کم کاري مغز

00:07:31.740 --> 00:07:33.269
سعي کردم درموردش توي اينترنت
. . مقالاتي رو پيدا کنم

00:07:33.304 --> 00:07:36.240
اما مثل اينکه آخرين نتايج تحقيقات انجام شده و به روز
. توي آرشيو بيمارستان متروپوليس موجوده

00:07:36.241 --> 00:07:39.316
درسته ؛ پايين راهرو جناحِ شرقي ؛
. درِ دوم

00:07:39.317 --> 00:07:40.794
. مرسي -
. موفق باشي -

00:07:43.328 --> 00:07:45.957
. راستش داشتم به تو فکر ميکردم

00:07:45.958 --> 00:07:49.929
ديويس " ؛ به نظر بدجور خسته مياي ؛ ببينم "
شيف هاي شبِتو زياد کردي ؟

00:07:49.930 --> 00:07:52.454
اين روزا  ؛ بيشتر شبيهِ
. فيلم سينمايي " شبِ مُرده ي متحرک " شدم

00:07:52.455 --> 00:07:56.104
حواست باشه زامبي ها مغزتو
. واسه صبحانه نخورن

00:07:56.105 --> 00:07:58.574
. خودتو نجات بده
. يه کم واسه من ديرشده

00:08:00.072 --> 00:08:03.162
قرار بود درمورد گذشته ات
. . تحقيق کنم " ديويس " ؛ من

00:08:03.163 --> 00:08:05.301
ميدوني ؛ توپ شيشه ايم ؛ . .
. خوب کار نميکنه

00:08:05.302 --> 00:08:09.245
راستش ؛ داشتم بهش فکر ميکردم ؛
. بهتره اونکارو به طور کامل متوقف کني

00:08:09.246 --> 00:08:12.492
تصميم گرفتم که
. گذشته رو بيخيال بشم

00:08:13.062 --> 00:08:15.616
. . اما يه چيز ديگه اي هم هست " کلويي " ؛

00:08:15.617 --> 00:08:18.290
چيزي که از روزي که همديگه رو ديديم
. همينطور دارم بهش فکر ميکنم

00:08:18.291 --> 00:08:21.144
ميدوني " ديويس " ؛ واقعا خوشحال ميشم که
. . به حرفات گوش بدم ؛ راستِشو ميگم ؛

00:08:21.145 --> 00:08:23.343
. اما ؛ الان ؛ وقت خوبي نيست . . .

00:08:24.339 --> 00:08:25.775
. متوجهم

00:08:26.553 --> 00:08:28.938
همه چي بين تو و " جيمي " روبراهه ؟

00:08:34.614 --> 00:08:37.691
. درسته ؛ نامزدم
. آره

00:08:40.207 --> 00:08:42.836
اين اواخر ؛ خيلي کمک حالم بودي ؛

00:08:43.071 --> 00:08:46.208
اگه هروقت به چيزي احتياج داشتي ؛
. ميتوني روي کمکم حساب کني

00:08:49.527 --> 00:08:52.503
واقعيت اينه که ؛
. . مغزم يه کم از کار افتاده

00:08:52.568 --> 00:08:54.164
. به معني واقعي کلمه . . .

00:08:54.165 --> 00:08:56.857
بعدا باهات حرف ميزنم ؟ -
. حتما -

00:09:10.522 --> 00:09:12.531
" نشانه ها و درمان اختلال فراموشي "

00:09:25.258 --> 00:09:27.005
. " اينجام ؛ " کلارک

00:09:27.916 --> 00:09:30.301
کلويي " ؛ همه جا داشتم "
. دنبالت ميگشتم

00:09:32.434 --> 00:09:34.987
جيمي " ميگه که "
. . . فراموشي گرفتي

00:09:34.988 --> 00:09:37.326
و ميگه امروز صبح ؛ . .
. حتي اونو نشناختي

00:09:38.410 --> 00:09:40.241
. جيمي " زيادي بزرگش کرده "

00:09:40.242 --> 00:09:42.718
پس ميشناسيش ؟ -
! البته -

00:09:42.719 --> 00:09:46.600
جيمي اولسن " ؛ موي سر مايل به قرمز ؛ "
. . .  لبخند بانمک ؛ عکاس

00:09:46.601 --> 00:09:49.286
خوشش مياد پيرهن هاي
. مخصوص بولينگ رو بپوشه

00:09:51.455 --> 00:09:53.248
نامزد " چي ؟ "

00:09:54.487 --> 00:09:56.271
. آره ، درسته

00:09:56.272 --> 00:09:59.398
روز شنبه ؛ ساعت 6 ؛
. زندگيمونو باهمديگه شروع ميکنيم

00:10:00.688 --> 00:10:03.636
کلويي " ؛ جوري به نظرمياد اينگار که "
. داري همه ي اينا رو از روي يه ليست ميخوني

00:10:03.637 --> 00:10:05.788
مطمئني همه چي روبراهه ؟

00:10:05.789 --> 00:10:08.511
فقط . . يکم حواسم پرته ، ميدوني ؟

00:10:08.512 --> 00:10:11.495
بخاطر عوض شدن هاي
. دقيقه نوديه برنامه ي مراسم عروسي

00:10:13.909 --> 00:10:16.538
واسه چي وقتي اومدم تو ؛
قفسه ي کتاب ها رو بستي ؟

00:10:19.947 --> 00:10:21.440
. دارم تحقيق ميکنم

00:10:22.629 --> 00:10:25.239
" حق ويژه ي حفظ اسرار بيمار/درنمانگر "

00:10:30.120 --> 00:10:31.801
. " نه ؛ " کلارک

00:10:32.340 --> 00:10:34.217
. خواهش ميکنم کاري بهش نداشته باش

00:10:34.862 --> 00:10:36.214
باشه ؟

00:10:36.714 --> 00:10:39.757
. الان واقعا سرم شلوغه
. هنوز بايد چندتا از برنامه هاي مراسمو رديف کنم

00:10:39.758 --> 00:10:42.771
کي ميدونست که 90 نوع روش
براي تا کردن دستمال روميزي وجود داشته باشه ؟

00:10:42.772 --> 00:10:44.602
. کلارک " ؛ خواهش ميکنم "

00:10:50.264 --> 00:10:52.536
خيلي خوب ، ميدونم که
. عجيب و غريب به نظرمياد

00:10:52.537 --> 00:10:54.451
اينجا چه خبره " کلويي " ؟

00:10:54.962 --> 00:10:59.587
جيمي " راست ميگه ؛ يه چندتا چيزو "
. . يادم نميومد

00:10:59.588 --> 00:11:01.035
چندتا ؟

00:11:01.036 --> 00:11:05.213
آره ، خوب ، از اين ديوار ؛ به عنوان
. ديوار قصه ي زندگي " کلويي سوليوان " استفاده ميکنم

00:11:05.214 --> 00:11:09.484
و هر وقت که يه چيزي مثل ؛
. . مثلا ؛ نامزدمو فراموش کنم

00:11:09.485 --> 00:11:12.407
اينجا ميام تا يادم بياد که چطوري
. باهمديگه ارتباط داريم

00:11:12.408 --> 00:11:14.179
کلويي " ؛ به حرفي که ميزني گوش کن ؛ "

00:11:14.180 --> 00:11:16.720
مجبور شدي تمام زندگيتو ؛
. روي اين ديوارها پياده کني

00:11:17.296 --> 00:11:19.681
. تو يه مشکل خيلي جدي داري

00:11:21.316 --> 00:11:23.514
. هنوز تو رو يادمه

00:11:28.044 --> 00:11:30.288
. و ؛ تمام چيزي که يادم مياد همينه

00:11:30.703 --> 00:11:33.200
. " همه رو فراموش کردم " کلارک

00:11:33.201 --> 00:11:36.665
و مجبورم روز به روز بيشتر ؛
. نسبت به مردم احساسات ساختگي نشون بدم

00:11:40.020 --> 00:11:44.075
خيلي زود ؛ ديگه " کلويي سابق " ؛
. . وجود خارجي نداره

00:11:45.192 --> 00:11:47.077
. فقط يه بدن با بهره ي هوشي خيلي بالا

00:11:47.754 --> 00:11:50.223
هردو ميدونيم که
. چه اتفاقي داره برات ميفته

00:11:55.817 --> 00:11:58.578
. برينياک " ؛ منو تسخير کرده "

00:12:32.346 --> 00:12:34.175
. " هِي ؛ " جيمي

00:12:39.040 --> 00:12:40.906
اون ؛ جواب قبول دعوت نامه هاي عروسيته ؟

00:12:40.907 --> 00:12:44.036
آخه ميتونستي برام پستش کني و اينطوري
. توي وقتت صرفه جويي کني

00:12:44.842 --> 00:12:48.336
ببين ، متاسفم ؛ نميتونم يه جا بند شم و
. . کلويي " هم خونه نيست ، پس "

00:12:48.337 --> 00:12:50.020
. آره ، توي شهر ديدمش

00:12:50.055 --> 00:12:52.842
اسمِ تو که اومد ؛
. رفتارش عجيب شد

00:12:52.850 --> 00:12:54.790
همه چي روبراهه ؟

00:12:54.825 --> 00:12:59.071
آره ، فقط يه انحراف کوچيکي توي
. نحوه ي چيدمان راهروي عروسي پيش اومده

00:13:01.900 --> 00:13:06.454
واقعا عاشقشي ، مگه نه ؟

00:13:07.343 --> 00:13:08.573
. آره

00:13:08.780 --> 00:13:10.902
. . همونطوريکه " سيناترا " گفت

00:13:10.937 --> 00:13:14.494
همون چيزيه که هميشه آرزوشو داشتم  ؛
. و هرآنچه ستايش ميکنم و بهش عشق ميورزم

00:13:15.660 --> 00:13:17.463
ميفهمي چي ميگم ؟

00:13:19.784 --> 00:13:21.293
. آره ، متوجهم

00:13:22.654 --> 00:13:24.299
. آره ؛ متوجهم

00:13:24.334 --> 00:13:27.569
متاسفم که نميتونم
. توي مراسمتون حضور داشته باشم

00:13:28.163 --> 00:13:30.801
خوب ، ميدوني ، برخلاف بعضي از
. . افراد خانواده ي گسترده ام

00:13:30.822 --> 00:13:34.164
خوشحال نميشم که اسمِتو بين اسامي افرادي که
. توي مراسم حاضر نشدن قراربدم

00:13:34.540 --> 00:13:38.324
متاسفم که نميتونم بيام ؛ اما ؛
ميشه يه لطفي بهم بکني ؟

00:13:38.325 --> 00:13:41.404
ميشه به جاي من ؛
به " کلويي " بگي که نميتونم بيام ؟

00:13:41.492 --> 00:13:43.940
. باشه ؛ مشکلي نيست

00:13:50.286 --> 00:13:52.333
. اون دختر فوق العاده ايه

00:13:53.302 --> 00:13:55.143
. مراقبش باش

00:13:59.231 --> 00:14:01.390
. سعي دارم همونکارو بکنم

00:14:05.090 --> 00:14:07.465
. برينياک " هميشه يه هدف براي خودش داره "

00:14:07.466 --> 00:14:10.820
از امروز صبح که آخرين خاطراتتو از " جيمي " ؛
از دست دادي ؛ چيزي يادت نمياد ؟

00:14:10.825 --> 00:14:13.989
هربار که سعي ميکنم به کسي که فراموشش کردم فکر کنم
. . اينطوري ميشه که

00:14:14.024 --> 00:14:16.263
گروه زيادي از نمادهاي کريپتوني اي که نميفهمَمِشون
. توي ذهنم پيدا ميشن

00:14:16.271 --> 00:14:18.940
مثل اين که 100 برابر مساحت ميدان تايمز ؛
. توي سرم نماد بياد

00:14:18.991 --> 00:14:22.092
برينياک " داره حافظه ي تو رو "
. اطلاعات کريپتوني جابجا ميکنه

00:14:22.093 --> 00:14:25.463
درسته ؛ و اين يکي نماد ؛ به طور مرتب
. داره توي ذهنم تکرار ميشه

00:14:27.005 --> 00:14:29.302
. اين ؛ نمادِ " فنا " هست

00:14:31.173 --> 00:14:33.802
فکر ميکني " برينياک " داره
پيام خاصي برام ميفرسته ؟

00:14:33.882 --> 00:14:36.681
هرکاري که اون داره انجام ميده " کلويي " ؛
. بايد جلوشو بگيريم

00:14:37.037 --> 00:14:38.870
. جور-ال " ؛ " برينياک " رو ساخته "

00:14:38.905 --> 00:14:41.448
وقتي " کارا " حافظشو از دست داد ؛
. جور-ال " حافظشو براش برگردوند "

00:14:41.734 --> 00:14:43.712
اگه کيريستال رو
. . به قطب شمال ببرم

00:14:43.747 --> 00:14:45.913
و دِژ رو از نو بسازم ؛ ممکنه که
. جور-ال " بتونه به تو هم کمک کنه "

00:14:45.914 --> 00:14:49.482
يا اينکه ممکنه همه ي قدرتهاتو بگيره و
. دوباره توي اون قلعه ي يخي زندانيت کنه

00:14:49.483 --> 00:14:51.410
. " مهم نيست " کلويي

00:14:51.411 --> 00:14:54.295
. بايد اينکارو بکنم -
. " و منم بايد باهات روراست باشم " کلارک -

00:14:54.296 --> 00:14:56.871
دقيقا به همين دليل بود که بهت نگفتم
. چه اتفاقي داره برام ميفته

00:14:56.872 --> 00:14:58.865
. . چونکه ميدونستم ميري قطب شمال

00:14:58.866 --> 00:15:01.125
بدون اينکه به هيچ کدوم از عواقبي که
. اون کار داره فکر کني

00:15:01.160 --> 00:15:04.876
کلارک " ؛ آخرين باري که به اين کيريستال دست زدي "
. فرستادت به منطقه ي شبح

00:15:04.877 --> 00:15:07.307
تا اونجايي که ميدونيم ؛ امکانش هست که
. لِکس " اينو واست فرستاده باشه "

00:15:07.308 --> 00:15:10.400
امکانش هست که هنوز داره سعي ميکنه
. از هرجايي که هست تو رو کنترل کنه

00:15:11.679 --> 00:15:14.919
از سعي نميکردي ازم محافظت کني
. هيچ کدوم اينا اتفاق نميفتادن

00:15:16.129 --> 00:15:20.139
هرکسي که رازِ منو ميدونه ؛ دستِ آخر يا ازم دور شدن
. يا اينکه جونشونو از دست دادن

00:15:20.767 --> 00:15:25.518
پدرم ؛ " پيت " ؛ . . . ؛
. " لانا " ؛ " ليونل " ؛ حتي " لِکس "

00:15:28.804 --> 00:15:31.716
کلويي " ؛ اجازه نميدم رازم ؛ "
. زندگي تو رو هم نابود کنه

00:15:31.751 --> 00:15:35.890
شبي که ديدم با دست خالي اون ماشينو گرفتي ؛
. زندگيمو عوض کرد

00:15:36.025 --> 00:15:37.629
. به سمت بهتر شدن

00:15:37.688 --> 00:15:41.250
کلارک " ؛ به لطف تو ؛ تونستم "
. يه اثر واقعي روي دنيا بذارم

00:15:41.596 --> 00:15:44.065
حاضر نيستم همچين دستاوردي رو
. با هيچي عوض کنم

00:15:58.625 --> 00:16:00.662
. کلارک " از سر راه برو کنار "

00:16:06.585 --> 00:16:08.350
. خداي من

00:16:18.016 --> 00:16:20.163
. کلويي " ؛ بيدار شو "

00:16:26.095 --> 00:16:27.820
حالت خوبه ؟

00:16:27.855 --> 00:16:31.852
. آره ؛ سرم مثل توپ واليبال تو المپيک چرخ خورد

00:16:31.872 --> 00:16:33.797
. دوباره از هوش رفتي

00:16:34.764 --> 00:16:36.881
. يالا
. بشين

00:16:39.643 --> 00:16:41.300
يه خاطره ي ديگه رو از دست دادي ؟

00:16:41.335 --> 00:16:44.397
نه ؛ فکر کنم قبل از اينکه اون خاطره به طور کامل
. ناپديد بشه ؛ تو منو بيدار کردي

00:16:44.925 --> 00:16:47.070
. . فکر کنم هرچقدر بيشتر به کسي فکر کنم

00:16:47.071 --> 00:16:50.435
. حافظه امو بيشتر درموردشون از دست ميدم

00:16:55.738 --> 00:16:57.804
قبل از اينکه از هوش بري ؛
. . داشتي درمورد

00:16:57.805 --> 00:17:00.178
اولين باري که منو وقتي داشتم از قدرتهام
. استفاده ميکردم ديدي ؛ صحبت ميکردي

00:17:00.394 --> 00:17:02.169
قدرت ها ؟

00:17:03.542 --> 00:17:07.993
مثل اين قدرت که قبل از اين که از خيابون رَد بشي
اول دوطرفو نگاه ميکني ؟

00:17:08.779 --> 00:17:11.949
کلارک " ؛ فقط همين يادم مياد که پشت "
. . يه تعداد تجهيزات ساختماني قايم شدم و

00:17:11.950 --> 00:17:15.164
تو رو تماشا کردم که . .
. وسط جاده ايستاده بودي

00:17:15.885 --> 00:17:18.233
چيزي درمورد کنترل ماشين يادت نمياد ؟

00:17:20.835 --> 00:17:23.358
مگه اونشب ماشين بهت زد ؟

00:17:26.682 --> 00:17:29.742
خداي من ؛ کم کم دارم همه چيزو
. درمورد تو هم فراموش ميکنم

00:17:29.743 --> 00:17:31.902
اسم " کال-ال " رو يادت مياد ؟

00:17:36.756 --> 00:17:38.109
بايد يادم بياد ؟

00:17:38.739 --> 00:17:42.161
کريپتون " چي ؟ يا " برينياک " ؟ " -
! " برينياک " -

00:17:42.271 --> 00:17:44.975
. بچه که بودم مردم به اون اسم صدام ميکردن

00:17:46.432 --> 00:17:47.663
درسته ؟

00:17:51.621 --> 00:17:55.184
چيه ؟ حالا يه چيز خيلي مهم رو فراموش کردم ؛
چيو يادم نمياد ؟

00:17:55.248 --> 00:17:56.854
. . ببين ؛ " کلارک " ؛

00:17:58.610 --> 00:18:00.631
. اين از دست دادن حافظه ، متوقف نميشه

00:18:00.805 --> 00:18:02.871
. دارم تمام خاطراتمو از دست ميدم

00:18:04.388 --> 00:18:06.423
. کلويي " ؛ همه چي درست ميشه "

00:18:06.559 --> 00:18:08.800
. اما بايد بهم اطمينان کني

00:18:08.801 --> 00:18:11.523
يکي رو ميشناسم که ميتونه کمکمون کنه ؛
. . اما بايد اينجا بموني و آروم باشي

00:18:11.524 --> 00:18:13.526
. و من ميرم باهاش صحبت ميکنم . . -
. " نه ؛ " کلارک -

00:18:13.561 --> 00:18:15.358
نرو ؛ خواهش ميکنم ؛
. تنهام نذار

00:18:15.622 --> 00:18:18.390
اگه وقتي نيستي ؛
همه چيو درموردت فراموش کنم چي ؟

00:18:22.633 --> 00:18:23.844
. بيا

00:18:30.610 --> 00:18:32.563
. شايد اين کمکت کنه

00:18:38.005 --> 00:18:40.616
. " نميذارم هيچ اتفاق بدي برات بيفته " کلويي

00:19:44.522 --> 00:19:46.726
. " منم ؛ . . . " جيمي

00:19:48.159 --> 00:19:51.718
عکساي بيشتري از خودمون آوردم ؛
. . واسه وقتي که اگه

00:19:52.680 --> 00:19:56.549
. منو نشناسي بتونيم استفادشون کنيم . . -
. جيمي " ؛ من تو رو يادمه " -

00:20:00.407 --> 00:20:02.080
منو ميشناسي ؟

00:20:04.250 --> 00:20:07.414
بابت حمله ي امروز صبح که بخاطر فشار برگزاري
. مراسم عروسي بود ازت معذرت ميخوام

00:20:12.960 --> 00:20:15.543
. فکر کردم واقعا از دستِت دادم

00:20:30.878 --> 00:20:33.301
عشقو احساس نميکني ، درسته ؟

00:20:36.968 --> 00:20:41.176
واقعيت اينه که ؛ اين روزا ؛
. نسبت به هيچ عکس ، هيچ احساس خاصي ندارم

00:20:41.177 --> 00:20:44.240
مثل اينه که شماها رو از روي
. پروفايلي که تو فيس بوک دارين ميشناسم

00:20:44.520 --> 00:20:49.233
کلارک " ؛ يکي از معدود دوستاييه که هنوزم "
. ازش خاطره دارم

00:20:49.779 --> 00:20:51.988
فکر کردم قبل از اينکه تمام خاطراتِتو درمورد
. . مردي که قراره باهاش ازدواج کني از دست بدي

00:20:51.989 --> 00:20:54.910
يه چندتايي خاطره رو هم درمورد اون . .
. از دست ميدي

00:20:58.469 --> 00:21:01.474
اما مهمترين چيز اينه که
. به طور کامل حافظتو ازدست ندادي

00:21:03.139 --> 00:21:04.359
. هنوز

00:21:04.453 --> 00:21:06.665
. کلويي " ؛ بايد دکتر بري "

00:21:06.666 --> 00:21:09.030
براي امروز بعدازظهر ؛ يه قرارملاقات
. . با يکي از

00:21:09.031 --> 00:21:11.366
بهترين عصب شناس هاي متروپوليس
. برات گذاشتم

00:21:11.367 --> 00:21:14.328
کلارک " بهم گفت تا وقتي ميره برام کمک بياره"
. همينجامنتظرش بمونم

00:21:14.329 --> 00:21:15.599
. نه

00:21:15.600 --> 00:21:17.930
نه ؛ نميدونم واسه چي
. . تو رو اينجا تنها گذاشته و رفته

00:21:17.953 --> 00:21:20.427
اما ؛ برات يه کمک واقعي . .
. خبر ميکنيم

00:21:22.573 --> 00:21:24.611
. گفت بهش اطمينان کنم

00:21:27.367 --> 00:21:28.926
. عکسا

00:21:29.773 --> 00:21:32.669
اونا نميتونن احساسات رو يادت بيارن ؛
. اما بهت دروغ هم نميگن

00:21:33.203 --> 00:21:35.025
. اينا رو ببين

00:21:42.600 --> 00:21:45.445
زماني بود که اينقدر بهم اطمينان داشتي
. که باهام ازدواج کني

00:21:47.979 --> 00:21:50.092
. " خواهش ميکنم ؛ " کلويي

00:21:52.212 --> 00:21:54.222
. الان ؛ بهم اطمينان کن

00:22:11.823 --> 00:22:14.065
. به خونه خوش آمدي ، پسرم

00:22:15.457 --> 00:22:16.818
خونه ؟

00:22:18.236 --> 00:22:21.053
منم خواستم به اينجا ؛
. " به ديدِ خونه نگاه کنم " جور-ال

00:22:22.922 --> 00:22:26.659
خواستم بيشتر درمورد خانواده ام و
. سرنوشتم ياد بگيرم

00:22:27.131 --> 00:22:29.513
. و بعدش ؛ همه ي اونا رو ازم گرفتي

00:22:29.514 --> 00:22:33.742
قلعه رو طوري برنامه ريزي کرده بودم که اگه تو
. . تبديل به خطري براي اين سياره شدي

00:22:33.743 --> 00:22:36.388
قدرتهاتو ازت بگيره و بعدشم . .
. خودشو نابود کنه

00:22:36.956 --> 00:22:40.939
وقتي اينجا فرستاديم ؛ نميدونستي که بعدها
. چطور از قدرتهام استفاده خواهم کرد

00:22:40.940 --> 00:22:42.745
. بهم اطمينان کردي

00:22:43.098 --> 00:22:45.407
. . وقتي به اطمينانت خيانت کردم

00:22:45.517 --> 00:22:49.362
حاضر بودي تنها پسرتو قرباني کني
. تا اين سياره رو نجات بدي

00:22:50.013 --> 00:22:53.553
اما الان ميدونم که محافظت از مردم
. . درواقعي چه معني اي ميده

00:22:53.554 --> 00:22:56.116
و اون به معني فقط محافظت از
. خانواده و دوستام نيست

00:22:57.748 --> 00:23:00.949
. پيشرفت هاي زيادي کردي ؛ پسرم

00:23:02.668 --> 00:23:04.875
. يه چيزي بايد عوض بشه

00:23:05.589 --> 00:23:09.316
تو منو پسرم صدا ميکني ؛
. اما مثل دشمنت باهام رفتار ميکني

00:23:10.603 --> 00:23:14.041
فکر کنم وقتش رسيده دست از تنبيه کردنم برداري
. و دوباره بهم اطمينان کني

00:23:14.042 --> 00:23:15.964
. " بزرگ شدي " کال-ال

00:23:15.968 --> 00:23:18.648
آزمايش ها و امتحانايي که ازت گرفتم
. باعث شدن به بلوغ فکري برسي

00:23:18.713 --> 00:23:21.202
. " آزمايشام هنوز تموم نشدن " جور-ال

00:23:21.385 --> 00:23:23.732
. برينياک " ؛ نابود نشده "

00:23:25.316 --> 00:23:29.100
تونسته يکي از دوستامو آلوده کنه ؛
. و حالا داره بدنشو تصاحب ميکنه

00:23:29.977 --> 00:23:31.718
. به کمکت احتياج دارم

00:23:31.719 --> 00:23:34.862
. . ميتونم اون رمز کريپتوني اي که

00:23:34.897 --> 00:23:38.929
داره ذهن دوستِتو نابود ميکنه رو
. . به خاطرات انسانيش برگردونم

00:23:39.126 --> 00:23:44.159
اما ؛ موجودي که " برينياک " صداش ميکني
. کاملا غيرقابل پيش بينيه

00:23:44.160 --> 00:23:47.421
اون موجود ؛ تهديد عظيمي
. براي تمام ماست

00:23:47.476 --> 00:23:50.772
هيچ راهي براي دونستن اين که
. نتيجه چه خواهد بود وجود نداره

00:23:51.684 --> 00:23:54.613
آماده اي که اون خطرو به جون بخري ؟

00:24:07.388 --> 00:24:09.893
هيچ توصيه اي براي کسي که
اولين باره " ام.آر.آي " ميکنه ندارين ؟

00:24:09.894 --> 00:24:11.555
. خيلي طول نميکِشه

00:24:11.590 --> 00:24:14.981
بهترين کاري که ميتوني انجام بدي اينه که چشاتو ببندي
. و به جايي فکر کني که خوشحالت ميکنه

00:24:20.831 --> 00:24:22.286
. خيلي خوب

00:24:42.072 --> 00:24:44.500
. " جاي قشنگيه " کلارک

00:24:45.720 --> 00:24:49.269
شب ها جاسوسي همسايه هارو ميکني ؟

00:24:49.848 --> 00:24:53.793
. نه ؛ از رصدکردن ستاره ها خوشم مياد

00:24:55.986 --> 00:24:59.011
فکر کنم تو يه کشاورز محترم واقعي هستي

00:24:59.478 --> 00:25:02.464
امرسون " و " ثورو " نميتونن هيچ "
. انگي بهت بچسبونن

00:25:03.532 --> 00:25:06.777
. من خيلي مطالعه ميکنم

00:25:08.132 --> 00:25:11.090
. راستش . . عاشق خوندنم

00:25:12.066 --> 00:25:14.768
وقت زيادي براي
. دوست پيدا کردن ندارم

00:25:14.769 --> 00:25:17.439
پدرم حسابي با کاراي روزمره ي مزرعه
. سرمو شلوغ نگه ميداره

00:25:17.606 --> 00:25:20.714
. وقتي خيلي کوچيک بودم ؛ مادرم ؛ ترکم کرد

00:25:21.617 --> 00:25:23.467
. . بعدش

00:25:23.951 --> 00:25:26.843
. . از با اوناي ديگه دوست شدن ميترسيدم چونکه

00:25:27.254 --> 00:25:30.672
هميشه فکر ميکردم اونا هم . .
. يه روزي ترکم ميکنن و ميرن

00:25:31.810 --> 00:25:34.918
. پس ، تمام وقتمو به کتاب خوندن اختصاص دادم

00:25:35.092 --> 00:25:38.962
گرچه فکر کنم يکي از کتابهاي مورد علاقمو
. موقع اساس کِشي گم کردم

00:25:39.075 --> 00:25:41.657
" داستانهاي عجيب و غير قابل توضيح "

00:25:42.613 --> 00:25:45.139
يه حسي بهم ميگه اينجا ؛ تو محله ي
. . نورمن راکول " ؛ "

00:25:45.140 --> 00:25:49.486
با اتفاقات عجيب و بدون توضيحي زيادي
. روبرو نميشم

00:25:52.524 --> 00:25:55.284
. اسمالويل " ؛ بيشتر از چندتا گاوداريه "

00:25:55.285 --> 00:25:57.716
. کتابخونه ي عمومي خيلي سطح بالايي داريم

00:26:01.206 --> 00:26:03.441
" داستانهاي عجيب و غير قابل توضيح "

00:26:09.236 --> 00:26:11.058
اون ديگه واسه چي بود ؟

00:26:11.059 --> 00:26:14.494
. ميدونم تمام روز داشتي بهش فکر ميکردي

00:26:14.582 --> 00:26:19.381
پس ، گفتم اينو از سر راهمون برداريم و
. باهمديگه دوست بشيم

00:26:34.015 --> 00:26:36.673
. نه ؛ دوباره داره اتفاق ميفته

00:26:54.518 --> 00:26:57.429
بايد از اينجا برم بيرون و
! وارد يه خاطره ي ديگه بشم

00:27:03.416 --> 00:27:05.669
. " پنج شنبه ي تاريک " -
! " کلويي " -

00:27:07.409 --> 00:27:09.738
چه اتفاقي داره ميفته ؟
. تمام چراغهاي تو خيابون خاموشن

00:27:11.197 --> 00:27:13.977
. خداي من
. هيچ خاطره اي درامان نيست

00:27:16.715 --> 00:27:18.301
! همراهم بيا

00:27:25.159 --> 00:27:27.422
. " نميتونم از دستت بدم " کلارک

00:27:30.857 --> 00:27:33.083
. کلويي " ؛ هرگز تنهات نميذارم "

00:28:42.680 --> 00:28:44.614
خانم " سوليوان " ؛ حالتون خوبه ؟

00:28:44.943 --> 00:28:46.580
چي شده ؟

00:28:46.615 --> 00:28:48.822
نميدونم ، به محض اينکه وارد  شد ؛
. . امواج مغزيش متوقف شدن

00:28:48.881 --> 00:28:51.846
. و بعدشم دستگاه از کنترل خارج شد . . -
چه خبره ؟ من کجام ؟ -

00:28:51.881 --> 00:28:54.554
. تو بيمارستاني
يادت نمياد ؟

00:28:55.409 --> 00:28:57.813
. چيزي بجز " ديويس " رو يادم نمياد

00:28:58.147 --> 00:29:00.016
. بايد " ديويس " رو پيدا کنم

00:29:16.092 --> 00:29:18.858
. خداي من
. خداروشکر که پيدات کردم

00:29:19.030 --> 00:29:22.373
. شايد بد نباشه يه کم از شدت فشار کم کني
. آخه من هم زخم ها رو اينقدر محکم نميبندم

00:29:22.683 --> 00:29:25.379
. " به دردِسر افتادم " ديويس
. به کمکت احتياج دارم

00:29:25.380 --> 00:29:27.034
حالت خوبه ؟ -
. نه -

00:29:27.035 --> 00:29:29.665
. اصلا خوب نيستم
. کاملا گم شدم

00:29:29.700 --> 00:29:31.884
حتي کُدِ پستيمو نميدونم ؛
. يا اين که پدر و مادرم کي هستن

00:29:31.885 --> 00:29:34.315
تنها چيزي که يادم مياد
. اسمِ خودم بعلاوه ي توئه

00:29:34.385 --> 00:29:37.414
. باشه
. آروم باش و نفس بکِش

00:29:37.688 --> 00:29:40.242
تصادف کردي ؟ -
. نميدونم -

00:29:40.243 --> 00:29:43.503
. فکر نکنم . نه
. . دستا و پاهام صحيح و سالمن

00:29:43.591 --> 00:29:46.404
و هيچ دردي هم حس نميکنم ؛ فقط . .
. حافظمو از دست دادم

00:29:46.470 --> 00:29:50.131
درست ؛ اما چطور منو يادت مياد ؟ -
. نميدونم ، يادم مياد ديگه -

00:29:50.178 --> 00:29:53.887
اما فقط تو رو يادم مياد ؛ مثل اينکه تو ؛
. تمام دنيام هستي

00:29:54.678 --> 00:29:57.345
گوش کن " کلويي " ؛
. بايد دوستاتو خبر کنيم

00:29:57.346 --> 00:29:59.880
نه ، نه ، نه ! هيچ کدوم از دوستامو يادم نمياد

00:29:59.881 --> 00:30:02.324
! ديويس " ؛ به کسي جز تو اطمينان ندارم "

00:30:02.533 --> 00:30:05.463
. خيلي ترسيدم
چه اتفاقي داره برام ميفته ؟

00:30:05.705 --> 00:30:09.104
. " نگران نباش " کلويي
. الان ديگه خطري تهديدت نميکنه

00:30:12.341 --> 00:30:14.013
. متشکرم

00:30:15.032 --> 00:30:19.361
همونطوريکه امروز صبح گفتم ؛
. هميشه و هميشه پشت و پناهت خواهم بود

00:30:24.821 --> 00:30:27.339
وکيل ؟ نخير ، قرار نيست از طرف
. . هيچ وکيلي باهاتون صحبت بشه

00:30:27.340 --> 00:30:30.352
. از تمام مراجع قانوني ممکن ؛ دنبالتون ميفتم -
جيمي " ؛ " کلويي " کجاس ؟ " -

00:30:30.387 --> 00:30:33.364
براي انجام " ام.آر.آي " ؛ بردمش بيمارستانِ
. عمومي متروپوليس ؛ اما بيمارستان گمش کرده

00:30:33.365 --> 00:30:35.200
به محض اينکه از دستگاه آوردنش بيرون
. از اونجا فرار کرده

00:30:35.207 --> 00:30:37.007
واسه چي از طويله بيرونش بردي ؟

00:30:37.008 --> 00:30:38.543
مهمتر اينه که ؛ واسه چي اونجا تنهاش گذاشتي ؛

00:30:38.544 --> 00:30:40.785
اونم درحاليکه دقيقه به دقيقه حافظه اش  . .
داشت بيشتر و بيشتر از دست ميرفت " کلارک "؟

00:30:40.786 --> 00:30:42.984
رفتم با کسي که امکانش بود بتونه
. بهش کمک کنه حرف بزنم

00:30:43.730 --> 00:30:46.246
کلويي " ؛ در شرايطي نبود که تحمل "
. رفتن به يه جاي دور رو داشته باشه

00:30:51.606 --> 00:30:54.535
. نبايد ميذاشتم از جلوي چشم دور بشه

00:30:56.043 --> 00:30:58.475
هرکاري از دستت براومد
. براي کمک کردنش بهت انجام دادي

00:30:58.995 --> 00:31:01.869
خودتو براي چيزي که روش کنترلي نداشتي
. سرزنش نکن

00:31:02.473 --> 00:31:05.035
الان ممکنه تو خيابون ها سرگردون باشه
. . درحاليکه

00:31:05.036 --> 00:31:07.567
. اصلا نميدونه کي هست و از کجا اومده

00:31:08.816 --> 00:31:11.032
اگه پيداش نکنيم چي ؟

00:31:11.033 --> 00:31:13.963
اگه باهمديگه همکاري کنيم ؛
. پيداش ميکنيم

00:31:13.964 --> 00:31:16.582
ازت ميخوام با اداره ي پليس متروپوليس تماس بگيري
. و سراغ کسي به اسم " جان جونز " رو بگيري

00:31:16.583 --> 00:31:18.110
. خودش ميدونه دراينمورد چيکار کنه

00:31:18.145 --> 00:31:21.803
در اين بين ؛ منم ميرم متروپوليس
. و خيابونا رو دنبالش ميگردم

00:31:24.623 --> 00:31:28.919
. باشه
. . کلارک " ؛ "

00:31:32.728 --> 00:31:34.117
. ممنون

00:31:40.158 --> 00:31:42.468
. فکر کنم تعطيل کردن

00:31:45.751 --> 00:31:47.911
منو نميشناسي ، درسته ؟

00:31:48.239 --> 00:31:51.460
گوش کن ؛ نترس ؛ تو اينجا زندگي ميکني ؛
. آپارتمانت طبقه ي بالاس

00:31:51.634 --> 00:31:55.145
چرا منو اينجا آوردي ؟
. قول دادي ميتونم پيشت بمونم

00:31:55.163 --> 00:31:56.960
کلويي " ؛ چيزي نيست ؛ "
. کلارک " يکي از بهترين دوستاتِه "

00:31:56.995 --> 00:32:01.024
. اما فقط تو رو يادمه -
. چيزي نيست ، خطري تهديدت نميکنه ؛ بهم اطمينان کن -

00:32:01.025 --> 00:32:03.475
. . کلارک " ، فکر کنم صدايي شنيدم "

00:32:07.554 --> 00:32:10.755
. خيلي از ديدنت خوشحالم -
. تو رو نميشناسم -

00:32:10.756 --> 00:32:14.042
. جيميِ"ـه ؛ اون ؛ نامزدته " -
. بهم نزديک نشو -

00:32:17.895 --> 00:32:20.877
چه بلايي سرش آوردي ؟ -
. اون به فراموشي کامل دچار شده -

00:32:20.878 --> 00:32:23.624
فکر کردم دوباره ميخواد فرارکنه ؛ اون ماده ي آرامبخشِ
. قوي رو آورده بودم تا اگه لازم شد بهش تزريق کنم

00:32:24.230 --> 00:32:27.554
نميدوني واسه چي تو رو يادش مونده ؟ -
. نه ؛ اما شانس آورديم که منو يادش مونده -

00:32:27.555 --> 00:32:30.737
وقتي پيدام کرد ؛ از اتفاقي که داشت براي حافظه اش
. . ميفتاد ترسيده بود ؛ فکر کردم اگه تو رو ببينه

00:32:30.738 --> 00:32:32.827
. ممکنه کمک کنه که حافظه اش برگرده . . .

00:32:34.178 --> 00:32:36.225
. ممنون که خونه آورديش

00:32:36.453 --> 00:32:39.701
. مشکلي نيست
. اينجا ؛ جاييه که بايد باشه

00:32:39.951 --> 00:32:42.289
. مثل اينکه به دست آدماي خوبي سپرده شده

00:32:42.665 --> 00:32:44.392
. اگه بهم احتياج داشتين خبرم کنين

00:32:45.356 --> 00:32:47.511
. بايد به بيمارستان اسمالويل برسونيمش -
. حق با توئه -

00:32:47.514 --> 00:32:50.440
من ميبرمش تو ماشين ، تو هم چندتا از وسايلشو بردار ؛
. تو ماشين ميبينمت

00:32:50.478 --> 00:32:51.471
. باشه

00:33:12.644 --> 00:33:15.461
. " زمان داره به سرعت ميگذره " کال-ال

00:33:16.463 --> 00:33:19.918
اگه " کلويي " سعي نميکرد که از من محافظت کنه
. هرگز اينطوري صدمه نميديد

00:33:21.072 --> 00:33:25.325
سعي کردم درمورد گفتن حقيقت درمورد خودت
. به اوناي ديگه بهت هشدار بدم

00:33:26.751 --> 00:33:29.361
. . حالا که دارم خودمو به خطر بيشتري ميندازم

00:33:32.243 --> 00:33:34.928
. براي اون خطرناک تر هم شده . . .

00:33:36.626 --> 00:33:39.941
کلويي " لياقت داشتن زندگي بدون وجود "
. سنگيني دونستن رازِ من ؛ روي شونه هاشو داره

00:33:41.247 --> 00:33:45.369
وقتي حافظشو برگردوندي ؛
. . نميخوام چيزي درمورد " کريپتون " ؛

00:33:45.875 --> 00:33:47.988
. يا هيچ کدوم از قدرتهاي من يادش بياد

00:33:48.256 --> 00:33:51.907
ميدونم اين انتخاب آسوني برات نيست پسرم ؛

00:33:53.043 --> 00:33:55.350
. اما انجام خواهد شد . . .

00:34:02.444 --> 00:34:05.947
تو بهترين دوست و هم پيماني بودي که
. " ميتونستم داشته باشم " کلويي

00:34:07.895 --> 00:34:11.425
واقعيت اينه که ؛ تو خيلي بيشتر ؛
. جون منو نجات دادي تا من جونِ تو رو

00:34:24.178 --> 00:34:28.394
متاسفم که دوباره به زماني برميگرديم
. که بايد حقيقتو ازت مخفي کنم

00:34:32.874 --> 00:34:37.475
اما بهترين راهي که ميتونم ازت محافظت کنم
. اينه که بذارم دنبال زندگيت بري و منو فراموش کني

00:35:16.831 --> 00:35:19.258
. جيمي " ؛ تحت تاثير  قرارگرفتم "

00:35:19.259 --> 00:35:22.371
تونستي آدماي مجرد ؛ زوجين و
. . خونواده ها رو

00:35:22.372 --> 00:35:24.603
درحالي که دوستا و زوجهاي سابق رو از هم
. . روي ميزهاي مختلف جدا جدا پخش کردي

00:35:24.604 --> 00:35:27.739
تقسيم کني ؛ و تازه با اين همه کار تونستي
. ميز بچه ها رو از کيک دور نگه داري

00:35:28.031 --> 00:35:30.786
. واقعا استاد چيدن ميزي

00:35:31.030 --> 00:35:33.303
البته بيشتر استاد چيدن صندلي هاي خالي

00:35:33.304 --> 00:35:35.695
اما ؛ حالا که تموم شده ؛
. . ميخوام تا يه مدت خيلي طولاني

00:35:35.696 --> 00:35:37.618
هيچ صندلي اي رو ببينم ، يا روشن بشينم يا
. روش بايستم

00:35:37.653 --> 00:35:40.186
. پس بيا روي مبل زندگي کنيم

00:35:44.679 --> 00:35:45.768
چيه ؟

00:35:46.068 --> 00:35:47.674
. تو حرف نداري

00:35:47.796 --> 00:35:50.773
تو سريعترين بهبودي خودبخود و
. برگشت حافظه در طول تاريخ رو داشتي

00:35:51.426 --> 00:35:53.923
. آره ، دقيقا نميدونم چيکار کردم

00:35:54.055 --> 00:35:58.891
يه دقيقه ؛ توي " تالون " ايستاده بودم
. . درحاليکه تو يا " کلارک " رو نميشناختم

00:35:58.892 --> 00:36:01.448
و بعدش يه دفعه ي ؛
. . حس کردم يه سوزن خيلي تيز بهم فرو رفت

00:36:01.449 --> 00:36:03.351
و چيز بعدي اي که يادم مياد ؛ . .
. . توي بيمارستان به هوش اومدم

00:36:03.352 --> 00:36:05.776
و خوشحال از اينکه هردوتاييتونو . .
. کنارم ميديدم

00:36:06.080 --> 00:36:09.151
دارم فکر ميکنم که شايد امکانش باشه آمپولي که
. ديويس " بهت زد و بيهوشت کرد باعث برگشت حافظت شده باشه "

00:36:10.151 --> 00:36:13.146
. خيلي ساده ؛ به طور قطع يه معجزه بوده

00:36:13.462 --> 00:36:18.082
کلارک کِنت " ؛ "
. خوش تيپ ترين ساقدوشِ دامادِ شهر

00:36:19.324 --> 00:36:22.272
البته نسبت به داماد خوشگلم ؛
. رتبه ي دوم رو داري ها

00:36:22.273 --> 00:36:24.329
. خوشحالم که خطري عروسو تهديد نميکنه

00:36:24.330 --> 00:36:26.479
. همه چي به وضع سابق برگشته

00:36:30.209 --> 00:36:33.988
بايد برم متروپوليس تا چک گلفروشو
. قبل از اينکه تعطيل کنه بهش بدم

00:36:34.411 --> 00:36:36.795
. ميتونم تا شهر برسونمت

00:36:36.796 --> 00:36:40.861
شوخيت گرفته ؟ تا شهر دو ساعت طول ميکِشه
. و تو هم مثل پيرزن ها رانندگي ميکني

00:36:41.478 --> 00:36:45.084
مطمئني تنهايي مشکلي برات پيش نمياد ؟
. چونکه واقعا خوشحال ميشم همراهت بيام

00:36:45.085 --> 00:36:48.895
کاملا صحيح و سالم هستم و خودم تنهايي
. ميتونم گل هاي رُز رو بو بکِشم و انتخاب کنم

00:36:51.398 --> 00:36:55.040
بعلاوه ؛ ميزهاي زيادي رو بايد
. . تو مزرعه بچينه

00:36:55.041 --> 00:36:59.792
و جدا شک دارم که " کلارک " بتونه تنهايي
. همه ي اون ميزا  رو باخودش ببره توي مزرعه و بچينه

00:37:21.409 --> 00:37:24.572
! هِي ، يواشکي از پشتم مياي

00:37:24.573 --> 00:37:26.994
ببينم سرنگي چيزي که
توي آستينت قايم نکردي ، هان ؟

00:37:27.000 --> 00:37:30.060
. نه ، نه ، نه ؛ هيچ سوزني همراهم ندارم
. متاسفم که مجبور شدم اونکارو باهات بکنم

00:37:30.095 --> 00:37:32.789
شوخيت گرفته ؟
. . اگه اون سوزنو بهم نميزدي

00:37:32.790 --> 00:37:35.044
هرگز راضي نميشدم که با . .
. کلارک " و " جيمي " برم "

00:37:35.158 --> 00:37:39.168
ضمنا ، شنيدم که گفتي
. نميتوني به مراسم عروسي بياي

00:37:39.169 --> 00:37:41.167
. واقعا اونجا دلم برات تنگ ميشه اگه نباشي

00:37:41.168 --> 00:37:42.988
. کلويي " ؛ دروغ گفتم "

00:37:43.300 --> 00:37:45.840
روزي که مراسم عروسي برگذار ميشه ؛
. تو بيمارستان بهم احتياجي ندارن

00:37:46.557 --> 00:37:49.966
خواهش ميکنم بهم بگو اين تصميمت ؛
. بخاطر اون همه سختي اي که بهت دادم نيست

00:37:50.068 --> 00:37:53.259
. خودت ميدوني که اون روز عقلم سرِجاش نبود -
. نه ، نه -

00:37:53.260 --> 00:37:56.142
. به تو ربطي نداره
. تو . . زيبايي

00:37:58.836 --> 00:38:01.539
چيزاي زيادي درمورد زندگيم وجود دارن که
. . درحال حاضر متوجهشون نميشم

00:38:01.582 --> 00:38:04.885
. .  اما يه چيزي رو بهش شک ندارم . .

00:38:05.867 --> 00:38:08.036
. اونم احساسيه که نسبت به تو دارم . . .

00:38:09.614 --> 00:38:14.178
نميتونم به مراسم ازدواجتون بيام " کلويي " ؛ بخاطر اينکه
. نميتونم ببينم با مرد اشتباهي ازدواج ميکني

00:38:14.584 --> 00:38:18.190
خيلي خوب ، " ديويس " ؛ بايد آروم بري و
. آمبولانسِتو دنده عقب بذاري

00:38:18.191 --> 00:38:21.325
اعتراف ميکنم وقتي بار اول همديگه رو ديديم ؛
. يه کشش و جاذبه اي بينمون به وجود اومد

00:38:21.326 --> 00:38:25.057
منظورم اينه ؛ تو مهربوني و
. . زندگي مردمو نجات ميدي

00:38:25.058 --> 00:38:27.451
. . و اون يونيفرم هم خيلي بهت مياد . .

00:38:27.452 --> 00:38:30.032
. و البته که ازت خوشم مياد . .

00:38:30.667 --> 00:38:33.726
. اما عاشق " جيمي " هستم -
هستي ؟ واقعا عاشقشي ؟ -

00:38:34.456 --> 00:38:37.229
. سعي کردم مثل يه آدم عاقل و بالغ برخورد کنم
. . بخاطر همينم برت گردوندم پيش اون

00:38:37.230 --> 00:38:40.161
گرچه با تمام وجود ميخواستم خودم
. ازت مراقبت کنم

00:38:41.127 --> 00:38:43.408
. اما بعد ، بهش فکر کردم

00:38:43.443 --> 00:38:46.818
وقتي همه ي آدمايي که تو زندگيت بودنو
. . فراموش کرده بودي

00:38:46.819 --> 00:38:48.743
براي کمک ، پيش کي رفتي ؟ . . .

00:38:48.744 --> 00:38:52.329
سراغ " جيمي " نرفتي ؛ حتي سراغِ
. بهترين دوستِت " کلارک " هم نرفتي

00:38:52.330 --> 00:38:54.264
. سراغ من اومدي

00:38:56.146 --> 00:38:58.202
. پيش من اومدي

00:38:58.484 --> 00:38:59.723
. . ديويس " ؛ من "

00:38:59.724 --> 00:39:02.049
يه جور رابطه ي خاص . .
. . بينمون وجود داره " کلويي " ؛

00:39:02.050 --> 00:39:05.158
. و ميدونم که تو هم احساسش ميکني . .

00:39:14.370 --> 00:39:18.755
. " خيلي خوب ، بس کن " ديويس
. . اين رابطه اي که ميگي

00:39:18.973 --> 00:39:20.926
. هرگز ؛ " اين " نبوده که تو فکر ميکني

00:39:23.457 --> 00:39:25.429
. متوجهم

00:39:27.505 --> 00:39:30.096
. اما آمادگيشو ندارم که فراموشت کنم

00:39:34.977 --> 00:39:38.029
. هرچقدر طول بکِشه منتظرت ميمونم

00:39:43.666 --> 00:39:45.553
. خودت ميدوني کجا پيدام کني

00:39:59.561 --> 00:40:01.035
. " جور-ال "

00:40:04.415 --> 00:40:07.072
اومدي بخاطر کاري که کردي
. ازت تشکر کنم

00:40:08.853 --> 00:40:12.337
حالا که " کلويي " ديگه حقيقتو درموردم نميدونه
. خيلي امنيت بيشتري داره

00:40:13.528 --> 00:40:17.030
فکر کنم دارم کم کم متوجه ميشم که
. با ازدست دادن اون ؛ چه ضرر بزرگي کردم

00:40:17.067 --> 00:40:19.668
. انتخاب سختي رو انجام دادي

00:40:19.728 --> 00:40:22.122
. " بهت افتخار ميکنم " کال-ال

00:40:23.681 --> 00:40:26.479
. اما چيز ديگه اي ذهنتو مشغول کرده

00:40:27.878 --> 00:40:31.586
ميدونم که " برينياک " رو شکست داديم اما
. ممکنه مشکل ديگه اي داشته باشيم

00:40:31.587 --> 00:40:33.823
وقتي " کلويي " داشت حافظه اشو از دست ميداد
. . پشت سر هم

00:40:33.824 --> 00:40:36.770
نمادِ کريپتونيِ " فنا " رو
. توي ذهنش ميديد

00:40:37.305 --> 00:40:41.559
نماد " فنا " ؛ معرفي کننده ي
. نابودگر نهاييه

00:40:42.128 --> 00:40:46.963
اون ؛ يه مخلق کريپتونيه که فقط و فقط
. يک هدف داره . . . کُشتن

00:40:47.421 --> 00:40:50.727
. با هر حمله ؛ بهبود پيدا ميکنه و رشد ميکنه

00:40:51.149 --> 00:40:53.788
. به معني واقعي کلمه ؛ نميشه جلوشو گرفت

00:40:54.424 --> 00:40:58.283
. و به نظر مياد که راهشو به زمين پيدا کرده

00:40:58.865 --> 00:41:02.799
برينياک " تلاش ميکرده با استفاده از " کلويي " ؛ "
. به عنوان رابط ؛ با اون موجود ارتباط برقرارکنه

00:41:03.059 --> 00:41:08.336
اگه درست باشه ؛ پس احتمالش هست که
. اون موجود ؛ بزودي دوستِتو پيدا کنه

00:41:08.690 --> 00:41:11.254
. برام مهم نيست اون موجود چقدر قدرتمنده

00:41:11.700 --> 00:41:14.601
همونطور که اوناي ديگه رو شکست دادم
. اونو هم نابود ميکنم

00:41:15.447 --> 00:41:18.395
. منم دراين راه ازت پشتيباني ميکنم ، پسرم

00:41:21.476 --> 00:41:23.138
. متشکرم

00:41:23.899 --> 00:41:25.401
. پدر

00:41:33.133 --> 00:41:35.133
پسرم ؟

00:41:36.071 --> 00:41:38.221
. پسرم

00:41:38.291 --> 00:41:41.916
. سرنوشت پسرت ؛ شکستِه

00:41:41.917 --> 00:41:45.005
بزودي ؛
. عصر جديدي روي زمين شروع خواهد شد

00:41:45.006 --> 00:41:47.822
. . عصر قدرت و زور

00:41:48.058 --> 00:41:51.683
. " و شکستِ خاندانِ " اِل . . .

00:41:54.139 --> 00:41:56.514
. روز قيامت " داره فرا ميرسه "

00:41:58.937 --> 00:42:01.641
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اينستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.