﻿WEBVTT

00:00:01.920 --> 00:00:07.960
‫سال سوم کائی (۱۸۵۰)

00:00:15.630 --> 00:00:17.250
‫صبح بخیر، زِنجی سان.

00:00:17.250 --> 00:00:18.540
‫صبح تو هم بخیر.

00:00:18.790 --> 00:00:21.380
‫وای، امروز از همیشه هم زیباتر به نظر می‌رسی.

00:00:21.380 --> 00:00:22.670
‫جایی قرار داری بری؟

00:00:22.670 --> 00:00:24.040
‫اوه، چه چاپلوس!

00:00:24.580 --> 00:00:27.580
‫سلام زِنجی! میبینم که امروز خیلی سرحالی.

00:00:27.580 --> 00:00:29.290
‫تو هم همینطور قربان!

00:00:29.290 --> 00:00:31.790
‫بعد از کار دوباره بیا بهمون سر بزن، باشه؟

00:00:31.790 --> 00:00:33.040
‫یه فکری بهش می‌کنم.

00:00:37.040 --> 00:00:38.210
‫خب، بریم سر کار.

00:00:39.920 --> 00:00:43.920
‫سوگایا
‫فروشگاه عمومی

00:00:54.920 --> 00:00:57.130
‫ببخشید رئیس. متاسفم که اینقدر طول کشید.

00:01:01.540 --> 00:01:03.130
‫این همون آقاست؟

00:01:03.880 --> 00:01:04.630
‫اوم.

00:01:05.630 --> 00:01:07.040
‫بقیه کارها رو تو انجام بده.

00:01:07.500 --> 00:01:10.250
‫همه جزئیات رو بهش بگو.

00:01:23.000 --> 00:01:33.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:56.920 --> 00:03:00.210
‫اسمم زِنجیه! و من اینجا تو سوگایا کارمندم.

00:03:01.750 --> 00:03:03.130
‫من به جینیا معروفم.

00:03:04.790 --> 00:03:06.630
‫خیلی خوشبختم.

00:03:06.920 --> 00:03:10.210
‫بیا سر اصل مطلب. رئیس چقدر بهت گفته؟

00:03:11.460 --> 00:03:16.250
‫جوزو-دونو درباره دخترخوانده‌اش که خیلی دوستش داره بهم گفت.

00:03:16.830 --> 00:03:20.750
‫و اینکه می‌ترسه یه شیطان زندگیش رو تهدید کنه، که باید کشته بشه.

00:03:21.210 --> 00:03:22.170
‫همین بود دیگه.

00:03:22.540 --> 00:03:25.330
‫چیز دقیق‌تری بهت نگفت؟

00:03:28.670 --> 00:03:33.290
‫خب، قضیه از این قراره. تو قراره محافظ دخترش ناتسو بشی که امسال سیزده ساله میشه.

00:03:33.670 --> 00:03:37.920
‫رئیس دائم دور و برش می‌پلکه، چون نور چشمیشه.

00:03:38.080 --> 00:03:39.630
‫ولی حدود سه روز پیش،

00:03:40.170 --> 00:03:46.580
‫ظاهراً یه دیو رو بیرون پنجره‌ش دیده که دائم می‌گفته: «دخترمو به من برگردون».

00:03:46.960 --> 00:03:48.500
‫«دخترمو به من برگردون»؟

00:03:48.710 --> 00:03:54.460
‫آره. خلاصه، دیوه می‌خواد خانم ناتسو رو بدزده، چون فکر می‌کنه اون دخترشه.

00:03:54.460 --> 00:03:55.420
‫زنجی!

00:03:56.040 --> 00:03:57.630
‫بهتره دست از تنبلی برداری!

00:03:58.580 --> 00:04:00.580
‫وگرنه به بابا می‌گم!

00:04:02.630 --> 00:04:04.040
‫معذرت می‌خوام، سرورم!

00:04:04.460 --> 00:04:07.170
‫تو همون "محافظی" هستی که بابام استخدام کرده؟

00:04:07.170 --> 00:04:08.710
‫خیلی جوونی، نه؟

00:04:09.000 --> 00:04:09.710
‫من به جینیا معروفم.

00:04:09.710 --> 00:04:11.130
‫معارفه رو بیخیال شو!

00:04:11.500 --> 00:04:12.420
‫می‌تونی بری.

00:04:12.790 --> 00:04:15.500
‫صبر کن، بذار عجله نکنیم!

00:04:15.710 --> 00:04:20.040
‫این یارو قطعاً یه کلاهبرداره که از فرصت استفاده کرده تا یه پول مفت به جیب بزنه!

00:04:20.040 --> 00:04:24.170
‫خب، پدرت خودش شخصاً انتخابش کرده. بعید می‌دونم کلاهبردار باشه.

00:04:24.170 --> 00:04:25.330
‫تو خفه شو!

00:04:26.580 --> 00:04:28.960
‫از این که یه رونین بادیگارد باشه متنفرم.

00:04:29.130 --> 00:04:31.960
‫پس قرار نیست بهت پولی بدیم، فهمیدی؟

00:04:32.080 --> 00:04:34.170
‫حالا عجله کن و بیرونش کن.

00:04:34.170 --> 00:04:34.790
‫ها؟

00:04:39.920 --> 00:04:43.710
‫وای خدا، چه خانواده عجیبی!
‫خیلی اجتماعی نیستن!

00:04:46.210 --> 00:04:47.210
‫متاسفم.

00:04:55.670 --> 00:04:56.580
‫ببخشید، بانو.

00:04:57.540 --> 00:04:58.420
‫زنجی؟

00:04:58.750 --> 00:05:01.670
‫داری چیکار میکنی؟ نصفه شبه!

00:05:02.000 --> 00:05:06.250
‫خب، با توجه به اینکه بادیگارد خودت رو فراری دادی...

00:05:06.750 --> 00:05:11.460
‫فکر کردم شاید من یه دافع خیلی خوب باشم.
‫میدونی، برای دور کردن دیوها.

00:05:12.580 --> 00:05:13.630
‫زنجی...

00:05:15.380 --> 00:05:20.250
‫آره، هر چی. شرط میبندم فکر میکنی من فقط درباره کل قضیه دروغ گفتم!

00:05:20.670 --> 00:05:21.750
‫وای خدا...

00:05:25.290 --> 00:05:26.460
‫میدونستم.

00:05:27.330 --> 00:05:29.540
‫حتی پدرم هم حرف من رو باور نمیکنه.

00:05:29.710 --> 00:05:33.330
‫وگرنه چرا یه رونین مشکوک رو استخدام میکرد؟ واضحه.

00:05:34.250 --> 00:05:36.170
‫فکر میکنم اشتباه متوجه شدی.

00:05:36.630 --> 00:05:40.750
‫رئیس از صمیم قلب به شما اهمیت میده
‫و همیشه بهترین ها رو براتون میخواد.

00:05:41.670 --> 00:05:43.710
‫من میتونم این رو تضمین کنم.

00:05:44.380 --> 00:05:48.460
‫ولی میدونی که من واقعاً دخترش نیستم...

00:05:48.460 --> 00:05:49.540
‫اون رو پس بده.

00:05:52.790 --> 00:05:54.170
‫چی شده سرورم؟

00:05:54.460 --> 00:05:56.380
‫اینجاست! کمکم کن!

00:05:56.630 --> 00:05:57.710
‫منظورت چیه؟

00:05:57.710 --> 00:06:00.000
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:02.000 --> 00:06:03.080
‫امکان نداره...

00:06:03.250 --> 00:06:04.250
‫این نمیتونه واقعی باشه!

00:06:04.710 --> 00:06:05.750
‫زنجی!

00:06:06.130 --> 00:06:08.170
‫تو اتاقت بمون سرورم!

00:06:12.080 --> 00:06:15.290
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:17.210 --> 00:06:19.460
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:20.500 --> 00:06:23.040
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:24.000 --> 00:06:27.000
‫دخترمو بهم پس بده!
‫نیاین بیرون، سرورم!

00:06:27.000 --> 00:06:28.710
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:39.080 --> 00:06:40.250
‫اسمت چیه؟

00:06:43.170 --> 00:06:45.630
‫دخترمو بهم پس بده!

00:06:46.380 --> 00:06:51.040
‫دخترمو پس بده! پسش بده!

00:07:02.790 --> 00:07:04.580
‫چه قویه!!

00:07:07.040 --> 00:07:07.830
‫رفتش.

00:07:08.920 --> 00:07:10.540
‫سرورم! حالتون خوبه؟

00:07:11.080 --> 00:07:13.290
‫تو همون رونین نیستی که یکم پیش دیدمت؟

00:07:14.580 --> 00:07:18.040
‫خب، برای تخصص من چقدر می پردازی؟

00:07:20.080 --> 00:07:21.250
‫مرده؟

00:07:24.290 --> 00:07:27.500
‫وقتی دیوها نابود میشن، توی یه مه سفید محو میشن.

00:07:28.130 --> 00:07:31.750
‫تنها راهی که دیدم واقعاً بمیرن همینه.

00:07:32.250 --> 00:07:34.500
‫داری همون چیزی رو میگی که من فکر می کنم؟

00:07:34.500 --> 00:07:35.500
‫برمیگرده.

00:07:36.630 --> 00:07:38.880
‫دارم به اون دیوه فکر می کنم...

00:07:50.500 --> 00:07:51.880
‫ممنون که دیروز جونمو نجات دادی!

00:07:52.580 --> 00:07:54.670
‫تو گفتی اون دیو برمی گرده، درسته؟

00:07:55.000 --> 00:07:57.130
‫ببخشید که می پرسم، ولی میشه امشب هم بمونی؟

00:07:57.330 --> 00:07:58.130
‫البته.

00:07:59.580 --> 00:08:04.130
‫زنجی-دونو، اگه ممکنه، میشه یکم بیشتر درباره ی ناتسو-دونو بهم بگی؟

00:08:04.380 --> 00:08:05.290
‫چرا اون؟

00:08:05.830 --> 00:08:09.920
‫"دخترمو بهم برگردون."
‫حرفای اون دیوه کنجکاوم کرده.

00:08:10.170 --> 00:08:11.750
‫اوه، فهمیدم.

00:08:12.290 --> 00:08:16.420
‫خب، پدر و مادر واقعی بانو ناتسو از خانواده بزرگ رئیس هستن.

00:08:16.540 --> 00:08:17.790
‫البته فوت کردن.

00:08:18.420 --> 00:08:20.290
‫می فهمم چرا نگرانی، ولی خیالت راحت.

00:08:20.670 --> 00:08:22.500
‫اون زاده ی دیو نیست.

00:08:22.790 --> 00:08:26.500
‫چون عمراً اگه رئیس می فهمید زاده ی دیوه و قبولش می کرد.

00:08:26.710 --> 00:08:27.420
‫ها؟

00:08:29.790 --> 00:08:32.130
‫زنش توسط یه دیو کشته شده، می‌فهمی که.

00:08:32.420 --> 00:08:34.750
‫بعدشم پسرش فرار کرد و دیگه هیچ وقت دیده نشد.

00:08:35.290 --> 00:08:37.630
‫رئیس همه‌ش رو تقصیر دیوها می‌ندازه.

00:08:40.170 --> 00:08:44.170
‫ازشون متنفره که خانوادش رو ازش دزدیدن
‫و زندگیش رو نابود کردن.

00:08:44.750 --> 00:08:47.210
‫برای همین مطمئنم اگه حتی یک درصد هم احتمال می‌داد ناتسو یه بچه‌ی شیطانیه،

00:08:47.460 --> 00:08:51.210
‫اصلا زحمت بزرگ کردنش رو به خودش نمی‌داد.

00:08:52.380 --> 00:08:53.250
‫منطقیه.

00:09:09.420 --> 00:09:10.210
‫ناتسو.

00:09:11.630 --> 00:09:14.290
‫اون محافظی که استخدام کردم، ادم خوبیه؟

00:09:14.830 --> 00:09:15.670
‫آره.

00:09:15.830 --> 00:09:19.170
‫شنیدم یه رونینه، ولی به آدم بدی نمیخوره.

00:09:19.790 --> 00:09:22.210
‫به علاوه، من به قضاوت تو اعتماد دارم.

00:09:22.790 --> 00:09:25.040
‫ممنون که حواست بهم هست.

00:09:25.250 --> 00:09:29.210
‫خواهش می‌کنم. هر پدر و مادر خوبی جای من بود همین کار رو می‌کرد.

00:09:34.580 --> 00:09:35.920
‫راستی پدر؟

00:09:36.670 --> 00:09:38.670
‫چی شد که اون مرد رو استخدام کردی؟

00:09:43.750 --> 00:09:48.630
‫اخیراً شایعاتی پخش شده
‫که دیوها اطراف ادو پرسه می‌زنن.

00:09:49.460 --> 00:09:54.170
‫ولی در عین حال، این خبر هم پخش شده
‫که یه مردی هست که می‌تونه اونها رو با یه ضربه شمشیر از بین ببره.

00:09:54.500 --> 00:09:56.250
‫و اون رونین همون مرده؟

00:09:56.630 --> 00:09:57.210
‫بله.

00:09:57.210 --> 00:10:00.750
‫اون هر شیطانی رو میکشه، به شرطی که دستمزدش رو بگیره.

00:10:01.290 --> 00:10:02.920
‫آوازه‌اش از خودش جلوتره.

00:10:03.250 --> 00:10:05.250
‫و من میدونم که میشه بهش اعتماد کرد.

00:10:06.040 --> 00:10:08.460
‫پس انتخاب بهتری برای محافظت از شما وجود نداشت.

00:10:09.830 --> 00:10:12.750
‫پس حرف من رو درباره‌ی شیطان باور کردید، ها؟

00:10:20.880 --> 00:10:25.330
‫داستان های ترسناک شکل‌های مختلفی دارن، از روایت های دست اول گرفته تا افسانه ها و فراتر از اون.

00:10:26.170 --> 00:10:29.250
‫مثل چیمی‌موریو، شبح بیدها،

00:10:29.630 --> 00:10:33.420
‫عمارت ظرف ها، غول ها، و افسانه سر گاو.

00:10:34.040 --> 00:10:37.880
‫ولی اون داستان های ترسناک ساختگی اصلا من رو نمی ترسونه.

00:10:41.330 --> 00:10:43.960
‫نمیتونم جلوی حس بد داشتن نسبت به رئیس رو بگیرم.

00:10:44.460 --> 00:10:49.250
‫زنش توسط یه شیطان کشته میشه، و بعد پسرش توسط یه شیطان ماده دزدیده میشه.

00:10:49.250 --> 00:10:51.920
‫آره، ولی اون مشخصا فکر میکنه که پسرش برمیگرده.

00:10:52.420 --> 00:10:55.210
‫به خاطر همینه که به جای پسر، یه دختر رو به فرزندی قبول کرد.

00:10:55.710 --> 00:11:00.330
‫ترسناک ترین چیز در زندگی همیشه حقیقتیه که هیچ اغراقی توش نیست.

00:11:03.960 --> 00:11:06.080
‫هی، شما باید داخل بمونید، بانو.

00:11:06.080 --> 00:11:07.670
‫تو اینجا چیکار میکنی، زِنجی؟

00:11:07.670 --> 00:11:11.130
‫خب، من منتظرم تا شانسم رو به دست بیارم و اشتباه دیروز رو جبران کنم!

00:11:11.130 --> 00:11:12.170
‫شوخی کردم.

00:11:13.630 --> 00:11:16.170
‫هرچی، انگار که برام مهمه.

00:11:16.880 --> 00:11:18.040
‫آخ...

00:11:18.250 --> 00:11:20.460
‫نمیشه توی قلبت من رو ببخشی؟

00:11:20.540 --> 00:11:22.920
‫شاید، ولی فقط اگه منو یه جای باحال ببری.

00:11:22.920 --> 00:11:24.500
‫اونوقت می بخشمت.

00:11:24.920 --> 00:11:27.920
‫خیلی خب! از پسش برمیام، مثل آب خوردن!

00:11:29.880 --> 00:11:31.880
‫راستی، اسمت چیه؟

00:11:32.540 --> 00:11:33.500
‫جینیاست.

00:11:34.710 --> 00:11:37.710
‫جینیا، ها؟ پس منم از این به بعد همین صدا می زنم.

00:11:38.080 --> 00:11:40.670
‫بابام انگار خیلی ازت خوشش اومده.

00:11:41.710 --> 00:11:44.790
‫پس فکر کنم منم باید بهت اعتماد کنم.

00:11:45.460 --> 00:11:48.380
‫به نظر میاد خیلی باباتو دوست داری، ناتسو-دونو.

00:11:48.580 --> 00:11:49.960
‫معلومه که دوست دارم!

00:11:50.080 --> 00:11:52.130
‫اون منو پذیرفت و بهم یه خونه داد!

00:11:52.130 --> 00:11:53.880
‫چرا نباید ممنونش باشم؟

00:11:55.040 --> 00:11:57.880
‫فهمیدم. یه خانواده کوچیک خوشبخت.

00:11:58.580 --> 00:12:01.040
‫جوزو-دونو هم انگار خیلی بهت اهمیت میده.

00:12:02.080 --> 00:12:03.540
‫فکر می کنی؟

00:12:04.750 --> 00:12:07.460
‫آه، این منو یاد یه چیزی انداخت که اتفاقی شنیدم.

00:12:08.000 --> 00:12:09.710
‫درباره پسر گمشده جوزو-دونو...

00:12:09.710 --> 00:12:10.420
‫از من نپرس!

00:12:11.130 --> 00:12:13.420
‫من هیچی درباره اون بچه دیگه‌اش که فرار کرده نمی دونم!

00:12:14.670 --> 00:12:15.460
‫فهمیدم.

00:12:16.750 --> 00:12:18.210
‫ببخشید اگه روت اثر گذاشتم.

00:12:20.750 --> 00:12:25.080
‫بگو ببینم. ممکنه یه انسان و یه جن با هم بچه دار بشن؟

00:12:25.500 --> 00:12:26.290
‫آره.

00:12:27.380 --> 00:12:31.580
‫باشه، پس شاید من واقعاً متعلق به اون جنی هستم که هی میاد اینجا...

00:12:32.420 --> 00:12:34.790
‫اون جن یکی از والدینت نیست.

00:12:34.960 --> 00:12:36.880
‫تو از کجا میدونی اصلاً؟!

00:12:36.880 --> 00:12:38.920
‫چون من میدونم اون جن کیه.

00:12:40.420 --> 00:12:42.380
‫یه جورایی با هم گذشته داریم، میدونی.

00:12:43.040 --> 00:12:47.210
‫پس میدونم اون تو رو به دنیا نیاورده. بدون هیچ شکی.

00:12:48.040 --> 00:12:49.170
‫جدی؟

00:12:49.670 --> 00:12:50.880
‫من هیچوقت دروغ نمیگم.

00:12:54.830 --> 00:12:56.790
‫میدونی جن ها چجوری به دنیا میان؟

00:12:57.210 --> 00:13:00.710
‫یعنی، خب، خیلی واضحه دیگه، مگه نه؟

00:13:00.920 --> 00:13:02.960
‫اونا هم باید مثل بقیه از پدر مادرشون به وجود بیان.

00:13:03.130 --> 00:13:04.420
‫یا اشتباه میکنم؟

00:13:05.290 --> 00:13:07.290
‫راه های مختلفی وجود داره که یه جن میتونه متولد بشه.

00:13:07.960 --> 00:13:11.170
‫بعضی وقتا دو تا جن با هم یکی میشن تا یه جن رو به طور طبیعی به دنیا بیارن،

00:13:11.540 --> 00:13:15.170
‫ولی ممکنه بعد از اینکه جن ها برای تفریح به انسان ها تجاوز کردن هم به دنیا بیان.

00:13:16.580 --> 00:13:18.960
‫با این حال، بعضی از جن ها می تونن از هیچ به وجود بیان.

00:13:19.250 --> 00:13:20.170
‫میتونن؟

00:13:20.710 --> 00:13:22.330
‫از طریق قدرت محض احساسات.

00:13:22.790 --> 00:13:24.670
‫مخصوصاً اون احساسات تاریک تر.

00:13:25.670 --> 00:13:31.710
‫تلخی، خشم، حسادت، وسواس، اندوه، گرسنگی.

00:13:32.330 --> 00:13:36.250
‫این احساسات عمیقاً به درون آدم‌ها نفوذ می‌کنند
‫و آنقدر راکد می‌مانند تا شروع به لخته شدن کنند.

00:13:36.540 --> 00:13:38.500
‫سپس، در نهایت، شکلی جامد به خود می‌گیرند.

00:13:39.500 --> 00:13:44.300
‫دیوهایی که از هیچ به دنیا می‌آیند، به نوعی،
‫احساساتی با جسمی از گوشت هستند.

00:13:48.290 --> 00:13:49.790
‫اسمت رو بگو.

00:13:50.380 --> 00:13:52.830
‫دختر من رو پس بده!

00:14:00.330 --> 00:14:04.170
‫اونقدر باهوش نیستی که جواب منو بدی، ها؟
‫دختر من رو پس بده!

00:14:04.170 --> 00:14:06.750
‫داری چیکار می‌کنی؟! همین‌جوری نذارش اونجا بمونه!

00:14:06.750 --> 00:14:07.710
‫میخوای بکشمش؟

00:14:07.710 --> 00:14:09.460
‫حتماً! فقط انجامش بده!

00:14:09.460 --> 00:14:11.330
‫من داشتم با ناتسو-دونو صحبت می‌کردم.

00:14:12.580 --> 00:14:13.330
‫ها؟

00:14:14.290 --> 00:14:17.000
‫دوباره میپرسم. میخوای بکشمش؟

00:14:19.040 --> 00:14:22.710
‫حتی اگه این یکی رو از بین ببرم،
‫دوباره برمیگرده.

00:14:24.380 --> 00:14:25.460
‫ولی چرا؟

00:14:25.540 --> 00:14:26.710
‫خودت باید بدونی.

00:14:26.920 --> 00:14:29.750
‫چون این احساسات تو بودن
‫که این دیو رو به دنیا آوردن.

00:14:30.830 --> 00:14:33.210
‫اون در پاسخ به آرزوهای تو اومد،

00:14:33.420 --> 00:14:37.170
‫و جنجالی به پا کرد که باعث شد پدر عزیزت
‫توجهش رو به تو معطوف کنه.

00:14:37.790 --> 00:14:38.750
‫اوه...

00:14:38.920 --> 00:14:41.380
‫می‌خواستی مثل دختر واقعیش باهات رفتار بشه.

00:14:42.080 --> 00:14:45.330
‫و یهو، یه هیولا بهت حمله می‌کنه
‫و کلماتی رو به زبون میاره که هیچ‌کس دلش نمی‌خواد بشنوه.

00:14:45.920 --> 00:14:48.170
‫همه چیز خیلی مناسبه.

00:14:48.580 --> 00:14:51.920
‫فهمیدم. الان متوجه شدم.

00:14:51.920 --> 00:14:55.290
‫چون دقیقا همون چیزی بود که آرزوش رو داشتی، اینطور نیست؟

00:14:55.790 --> 00:14:56.880
‫لطفا بس کن!

00:14:58.250 --> 00:15:03.040
‫به همین دلیله که این دیو
‫اینقدر ترسناک و زشت به نظر می‌رسه.

00:15:03.460 --> 00:15:06.750
‫کمی بعد از اینکه شکستش بدم، دوباره زنده می‌شه. بارها و بارها.

00:15:07.330 --> 00:15:10.790
‫این دیو هیچوقت از بین نمی‌ره
‫مگر اینکه احساساتت رو کنترل کنی.

00:15:10.790 --> 00:15:13.960
‫چطوری این کارو کنم؟! نمی‌دونم!

00:15:13.960 --> 00:15:17.080
‫خیلی ساده‌ست. فقط بهم بگو بکشمش.

00:15:18.540 --> 00:15:20.750
‫چشمم رو روی چیزهایی که نمی‌خواستم ببینم بستم.

00:15:21.170 --> 00:15:22.880
‫و آسیب‌پذیری‌ام رو پنهان کردم.

00:15:23.750 --> 00:15:25.670
‫فقط آرزو داشتم یکی دوستم داشته باشه.

00:15:26.500 --> 00:15:29.290
‫ولی... باور نمی‌کردم که اون هم همچین احساسی داشته باشه.

00:15:30.170 --> 00:15:33.420
‫شروع کردم به این فکر کردن که شاید پدرم
‫شروع کنه به واقعا برام ارزش قائل شدن

00:15:33.420 --> 00:15:36.420
‫اگه یه دیو بهم حمله کنه و ادعا کنه که من مال اونم.

00:15:37.750 --> 00:15:39.630
‫قلبم پر از اون احساسات زشت بود.

00:15:40.040 --> 00:15:41.580
‫و حالا اونا واقعی شدن.

00:15:43.210 --> 00:15:45.790
‫اون دیو... منم.
‫دختر منو پس بده!

00:15:48.170 --> 00:15:51.540
‫کسی که باید کشته بشه... منم.

00:15:51.630 --> 00:15:53.670
‫تنها چیزی که اون داره راجع به کشتنش حرف میزنه اون شیطانه!

00:15:53.790 --> 00:15:55.080
‫نه شما، بانوی من!

00:15:55.250 --> 00:15:59.080
‫حتی اگه اون از احساسات شما به وجود اومده باشه، این مهم ترین چیز نیست!

00:15:59.830 --> 00:16:00.830
‫تو این مورد بهم اعتماد کن.

00:16:01.170 --> 00:16:03.670
‫چون من همه چیز رو درباره ی تو و پدرت می دونم.

00:16:04.250 --> 00:16:09.790
‫شما به همدیگه اهمیت میدین، و من شکی ندارم
‫که اون شما رو درست مثل یه دختر واقعی دوست داره!

00:16:13.210 --> 00:16:15.880
‫ولی هیچ کدومتون تو استفاده از کلمات خوب نیستین.

00:16:16.630 --> 00:16:19.960
‫پس باید رو در رو بشین و شروع کنین به صادقانه حرف زدن.

00:16:20.580 --> 00:16:22.670
‫همونجوری که یه خانواده درست و حسابی باید باشه، می فهمی؟

00:16:23.040 --> 00:16:24.040
‫زنجی...

00:16:30.790 --> 00:16:31.750
‫بکش!

00:16:37.750 --> 00:16:39.630
‫اون تجسم احساسات منه.

00:16:40.130 --> 00:16:43.960
‫تمام چیزهایی که تو خودم نگه داشتم چون خیلی می ترسیدم با حقیقت روبرو بشم.

00:16:44.130 --> 00:16:45.460
‫ولی اون منِ قدیم بودم.

00:16:46.170 --> 00:16:47.580
‫اوضاع الان فرق کرده!

00:16:48.250 --> 00:16:49.960
‫تمام تلاشم رو می کنم که تغییر کنم!

00:16:51.210 --> 00:16:51.960
‫پس خواهش می کنم...

00:17:03.040 --> 00:17:05.380
‫این دفعه دیگه مرد، نه؟

00:17:28.210 --> 00:17:29.460
‫می دونستم.

00:17:30.380 --> 00:17:33.210
‫اگه تو فقط از احساسات ناتسو-دونو به وجود اومده بودی،

00:17:33.790 --> 00:17:37.500
‫اونوقت لحظه‌ای که اون زن نظزش عوض می‌شد، تو از بین می‌رفتی.

00:17:37.790 --> 00:17:39.330
‫با این حال، الان اینجایی.

00:17:40.130 --> 00:17:44.080
‫یه زمانی زن دیگه‌ای هم توی سوگایا بود که استعداد تبدیل شدن به دیو رو داشت.

00:17:44.960 --> 00:17:47.130
‫زنش توسط یه دیو کشته شد، می‌فهمی؟

00:17:47.580 --> 00:17:52.000
‫دلیل اینکه این دیو مدام میگه
‫"دخترمو بهم برگردون"

00:17:52.380 --> 00:17:54.460
‫فقط به خاطر ناتسو-دونو نبود.

00:17:55.170 --> 00:17:57.420
‫ناله یه نفر دیگه هم باهاش قاطی شده بود.

00:18:03.380 --> 00:18:06.130
‫دخترمو بهم برگردون!

00:18:07.080 --> 00:18:10.540
‫دخترمو بهم برگردون!

00:18:11.040 --> 00:18:16.130
‫دختری که داره در موردش حرف میزنه...
‫بچه‌ایه که زن جوزو به دنیا آورد.

00:18:18.880 --> 00:18:23.170
‫تصور نمی‌کردم اینطوری به هم برسیم.
‫متاسفم که مجبوریم اینجوری بشه.

00:18:24.170 --> 00:18:27.880
‫اگه بخوام کاملاً صادق باشم، خاطره‌ی واضحی ازت ندارم.

00:18:28.710 --> 00:18:32.000
‫خواهش می‌کنم. حداقل بذار اسمتو بشنوم.

00:18:33.000 --> 00:18:36.380
‫دخترمو بهم برگردون!

00:18:40.250 --> 00:18:42.630
‫آدما باید تو حال زندگی کنن.

00:18:43.670 --> 00:18:46.040
‫نباید بذاریم تو گذشته گیر بیفتیم.

00:18:46.790 --> 00:18:47.710
‫پس خواهش می‌کنم...

00:18:49.330 --> 00:18:51.040
‫...که لطفاً به آرامش برسی.

00:18:51.500 --> 00:18:54.290
‫دخترمو بهم برگردون.

00:19:00.830 --> 00:19:01.880
‫مادر...

00:19:08.040 --> 00:19:11.040
‫جینیا! ازت بابت هر کاری که کردی خیلی ممنونیم.

00:19:11.420 --> 00:19:12.790
‫درسته، بانوی من؟

00:19:13.210 --> 00:19:14.250
‫آ... آره...

00:19:14.920 --> 00:19:17.210
‫واضح تر حرف بزن. یا میخوای باز هم شیاطین
‫بهمون سر بزنن؟

00:19:17.210 --> 00:19:19.580
‫باشه، فهمیدم!

00:19:20.920 --> 00:19:22.040
‫خب، آم...

00:19:22.330 --> 00:19:24.750
‫سعی می کنم توی این موارد بهتر باشم.

00:19:25.130 --> 00:19:27.580
‫ولی یکم زمان می بره تا عادت کنم.

00:19:29.460 --> 00:19:30.460
‫ممنونم.

00:19:31.460 --> 00:19:33.790
‫هنوز زوده برای تشکر. من پاداشم رو گرفتم.

00:19:34.670 --> 00:19:36.420
‫این فقط یه کار دیگه بود...

00:19:37.290 --> 00:19:37.960
‫نه.

00:19:38.380 --> 00:19:40.630
‫در واقع، این راه من برای جبران یه دین بود.

00:19:40.920 --> 00:19:41.580
‫دین؟

00:19:42.130 --> 00:19:45.380
‫فقط اینکه یه سنی رو رد کنیم
‫لزوماً ما رو بالغ نمیکنه.

00:19:45.790 --> 00:19:48.830
‫اما گذر زمان
‫می‌تونه به هرکسی کمک کنه دید بهتری پیدا کنه.

00:19:50.000 --> 00:19:53.250
‫وقتی بچه بودم،
‫دنیای من فقط با چیزهایی که می‌دیدم تعریف می‌شد.

00:19:54.040 --> 00:19:55.710
‫می‌دونستم آسیب زدن کار اشتباهیه.

00:19:56.460 --> 00:19:59.540
‫اما ممکنه یه چیزهایی زیر ظاهر کارهامون
‫پنهان باشن

00:20:00.000 --> 00:20:01.630
‫و من اونقدر جوون بودم که این رو نفهمم.

00:20:02.920 --> 00:20:06.130
‫اون موقع، اونقدر خام بودم
‫که کاری جز فرار کردن از دستم بر نیومد.

00:20:06.460 --> 00:20:07.750
‫برای همین می‌خواستم جبرانش کنم.

00:20:09.000 --> 00:20:11.380
‫اصلاً نمی فهمم داری چی میگی.

00:20:12.250 --> 00:20:14.710
‫باید لطف و محبتی که پدرت بهت میکنه رو جبران کنی.

00:20:14.710 --> 00:20:15.710
‫خلاصه اش همینه.

00:20:16.130 --> 00:20:17.750
‫احتیاجی نیست تو اینو بهم بگی!

00:20:19.830 --> 00:20:20.540
‫خداحافظ.

00:20:28.750 --> 00:20:29.880
‫رفت؟

00:20:31.290 --> 00:20:31.960
‫آره.

00:20:32.330 --> 00:20:34.880
‫رئیس، شما هم باید میومدید با ما تشکر می کردید!

00:20:35.330 --> 00:20:36.960
‫فکر نکردم لازم باشه.

00:20:37.250 --> 00:20:41.330
‫چون از همون لحظه ای که دیدمش میدونستم کار رو تموم میکنه.

00:20:41.830 --> 00:20:46.250
‫خانم ناتسو هم قبلا اشاره کردن، ولی به نظر می رسه نظر خیلی مثبتی راجع به جینیا دارید.

00:20:46.880 --> 00:20:48.630
‫دلیلی داره؟

00:20:49.130 --> 00:20:50.630
‫سوال های احمقانه نپرس.

00:20:51.210 --> 00:20:53.710
‫هر پدر و مادر باشعوری به بچه‌ش ایمان داره.

00:20:54.040 --> 00:20:54.670
‫چی گفتی؟

00:20:54.670 --> 00:20:56.670
‫بهتره برگردی سر کارت، پسر جون.

00:20:56.880 --> 00:20:59.420
‫وگرنه درجه‌تو تنزل میدم به چیدن جنس تو قفسه‌ها!

00:20:59.420 --> 00:21:00.830
‫وای! هر چیزی جز اون!

00:21:01.170 --> 00:21:03.130
‫باید برم. بعدا میبینمتون، بانو.

00:21:04.880 --> 00:21:05.750
‫صبر کن!

00:21:06.880 --> 00:21:08.710
‫چ-چیزی شده، پدر؟

00:21:09.080 --> 00:21:11.380
‫می‌تونم کمکی بهتون بکنم؟

00:21:12.290 --> 00:21:13.750
‫یه دفعه چت شده؟

00:21:13.880 --> 00:21:18.790
‫خب، بهم گ-گفتن که باید لطف‌هایی که در حقم کردین رو جبران کنم...

00:21:23.920 --> 00:21:25.250
‫چه خوب.

00:21:25.580 --> 00:21:28.040
‫ولی این چیزی نیست که لازم باشه نگرانش باشی.

00:21:29.460 --> 00:21:34.040
‫خوب گوش کن. بهترین راه برای اینکه بچه‌ها لطف پدر و مادرشون رو جبران کنن، اینه که عمر طولانی داشته باشن.

00:21:35.080 --> 00:21:36.290
‫پدر...

00:21:36.790 --> 00:21:39.790
‫همین کافیه تا منو خوشحال کنی.

00:21:44.710 --> 00:21:48.580
‫صـ صبر کن پدر! حتماً یه کاری هست که بتونم انجام بدم تا کمک کنم!

00:21:50.000 --> 00:22:00.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:00.020 --> 00:22:10.020
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.