﻿WEBVTT

00:00:21.192 --> 00:00:25.027
رابرت، لطفاً يخ رو حروم کن

00:00:29.802 --> 00:00:31.702
نگه‌ش دار

00:00:36.875 --> 00:00:39.196
اونا رو تحريک نکردي؟

00:00:39.221 --> 00:00:40.487
تحريک‌شون کنم؟

00:00:42.681 --> 00:00:44.348
داشتم براي خواب آماده مي‌شدم

00:00:56.528 --> 00:00:58.028
از دل شب، زدن بيرون

00:00:59.665 --> 00:01:01.965
خودشون رو به عنوان تکاورهاي ملکه، معرفي کردن

00:01:01.967 --> 00:01:05.836
و بعدش سريع، تا جايي که تونستن
خسارت به بار آوردن

00:01:09.575 --> 00:01:12.109
حيوون‌ها رو کُشتن

00:01:12.111 --> 00:01:14.511
طويله رو سوزوندن

00:01:14.513 --> 00:01:16.847
...و من هم

00:01:23.489 --> 00:01:26.556
فکر مي‌کنم اوضاع مي‌تونست
...خيلي بدتر از چند تا دنده‌ي کوبيده‌شده

00:01:28.994 --> 00:01:30.927
و غرور شکسته‌شده بشه

00:01:32.664 --> 00:01:33.964
...تکاورهاي ملکه

00:01:33.966 --> 00:01:35.799
خيلي آدم‌هاي ظريفي نيستن، پدر

00:01:35.801 --> 00:01:38.635
تو مقاومت کردي

00:01:38.637 --> 00:01:41.972
ولي اگه دفعه‌ي ديگه
...همچين اتفاقي افتاد

00:01:49.448 --> 00:01:50.547
اون چيه؟

00:01:50.549 --> 00:01:52.549
فکر کردم واضح باشه

00:01:52.551 --> 00:01:55.018
اين رو توي بندر يورک خريدم

00:01:55.020 --> 00:01:58.889
...روح مسيح هرگز ما رو به جنگ با سلاح

00:01:58.891 --> 00:02:02.025
در برابر هيچ مردي سوق نميده

00:02:02.027 --> 00:02:06.630
اونا بهت حمله کردن-
و نبايد بهشون اجازه بديم که ما رو به گناه، آلوده کنن-

00:02:06.632 --> 00:02:08.732
جامعه‌ي مذهبي دوستان» با اسلحه مخالف هستن»
کويکرها يا دوستان، اعضاي خانواده‌ي جنبش‌هاي مذهبي هستند ]
[ که در مجموع، جامعه‌ي مذهبي دوستان خوانده مي‌شوند

00:02:08.734 --> 00:02:10.700
حالا اون رو بذار کنار

00:02:15.040 --> 00:02:17.674
حق با توئه، پدر

00:02:19.912 --> 00:02:22.612
ما به اسلحه نيازي نخواهيم داشت

00:02:23.715 --> 00:02:26.082
وودهال چي مي‌گفت؟

00:02:26.084 --> 00:02:29.920
...من فقط به چشم‌ها

00:02:29.922 --> 00:02:32.656
گوش‌ها و هوش‌ـم نياز دارم

00:02:33.725 --> 00:02:35.125
پس تو يه طرف رو انتخاب کردي؟

00:02:35.127 --> 00:02:36.993
نه، نه، اونا براي من انتخاب کردن

00:02:36.995 --> 00:02:39.229
وقتي که به اين خونه اومدن
و از خودشون، خشونت نشون دادن

00:02:41.133 --> 00:02:43.934
تقاص‌ـش رو پس ميدن، پدر

00:02:45.070 --> 00:02:48.972
خدا رو شاهد مي‌گيرم
تقاص‌ـش رو پس ميدن

00:02:50.609 --> 00:02:52.642
گفتم به اون پيرمرد صدمه نزن

00:03:00.300 --> 00:03:15.300
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:56.141 --> 00:03:59.809
کل هنگ دارن جستجو مي‌کنن، سروان
ولي ما خيلي پخش نشديم

00:03:59.811 --> 00:04:02.012
مطمئني که راجرز به سمت غرب حرکت مي‌کرد؟

00:04:03.148 --> 00:04:05.248
بعد از اين‌که به من دستبرد زد
به سمت غرب فرار کرد

00:04:05.250 --> 00:04:06.850
نمي‌تونه خيلي دور شده باشه

00:04:06.852 --> 00:04:09.152
اون زخمي‌ـه و يه چشمش هم کور شده

00:04:09.154 --> 00:04:12.255
مي‌دونم، خودم کورش کردم

00:04:12.257 --> 00:04:15.559
فولکاف» ، به سمت ساحل حرکت کنين»
و بعد اطراف خودتون رو بگردين

00:04:16.862 --> 00:04:18.728
راجرز امروز مي‌ميره

00:04:36.815 --> 00:04:39.749
سگ‌هاي شکاري‌ـشون رو براي من مي‌فرستي
آره، کشاورز؟

00:05:16.088 --> 00:05:18.989
دور ردپاي خودت يه دايره بکش

00:05:18.991 --> 00:05:22.158
«قوانين من رو فراموش کردي، «الدريج

00:05:30.335 --> 00:05:32.836
بايد يه راهي باشه

00:05:32.838 --> 00:05:35.105
مطمئنم مارتا مي‌تونه خبرها رو پخش کنه

00:05:35.107 --> 00:05:37.040
جعل‌کننده‌هاي آندره، کارِشون خيلي خوبه

00:05:37.042 --> 00:05:39.943
کاغذ که مال ماست
چاپ هم دقيقاً برابرـه

00:05:39.945 --> 00:05:41.945
و دوازده گروه بود
که اونا رو پخش کنن

00:05:41.947 --> 00:05:44.781
خب، يازده گروه؛ بعد از اين‌که ما جلوي
ستوان گمبل و «مودنا کريک» رو گرفتيم

00:05:44.783 --> 00:05:47.884
بله و آندره با عبور از خطوط ما
يه کار خيلي مهم رو انجام داد

00:05:47.886 --> 00:05:51.888
به همين دليل، ما بايد الان به فيلادلفيا سفر کنيم

00:05:53.025 --> 00:05:55.025
به... فيلادلفيا؟

00:05:55.027 --> 00:05:58.161
و تو هم همراه من مياي

00:05:58.163 --> 00:06:01.364
از اونجا که خبري از اين‌که چه تعداد از اسکناس‌هاي تقلبي
...در حال استفاده هستند، نداريم

00:06:01.366 --> 00:06:05.268
تنها چاره‌ي عالي‌جناب اينه که
کنگره رو متقاعد کنه تا تمام مبالغ رو فراخواني کنن

00:06:05.270 --> 00:06:08.304
و ايشون به تو نياز دارن
که به اين موضوع، شهادت بدي

00:06:08.306 --> 00:06:11.341
قربان، شما مي‌خواين
که کنگره اعلام ورشکستگي کنه؟

00:06:11.343 --> 00:06:13.209
تا خودش رو نجات بده، بله

00:06:13.211 --> 00:06:14.444
حدس مي‌زنم نميشه بهش کمکي کرد

00:06:17.015 --> 00:06:20.066
ولي ميشه ازش اجتناب کرد

00:06:20.067 --> 00:06:23.118
کالپر جونيور تقريباً يک هفته قبل از اين‌که
ما بتونيم کاري کنيم، اطلاعاتش رو فراهم کرد

00:06:23.121 --> 00:06:25.221
ولي قربان، مسيرها تحت‌نظر هستن-
غير مستقيم‌ـه-

00:06:25.223 --> 00:06:27.290
به سريع‌ترين شکل ممکن، کارمون رو انجام ميديم

00:06:27.292 --> 00:06:30.160
«کالپر جونيور اطلاعات رو در «اويستر بي
به پدرش تحويل ميده

00:06:30.162 --> 00:06:32.962
و همون روز، کالپر اونا رو مي‌گيره

00:06:32.964 --> 00:06:35.365
و اونا رو توي مخفيگاهي که توي ستاکت هست، مي‌ذاره-
و با اين‌حال، خيلي ديره-

00:06:35.367 --> 00:06:39.269
...چرا ستوان بروستر رو مستقيماً به «اويستر بي» نفرستيم

00:06:39.271 --> 00:06:42.972
تا رفتن به ستاکت حذف بشه
و زمان جابجايي هم نصف شه؟

00:06:42.974 --> 00:06:44.841
ولي اين‌کار، کالپر رو از بازي خارج مي‌کنه

00:06:44.843 --> 00:06:48.411
و زمان جابجايي رو نصف مي‌کنه

00:06:49.815 --> 00:06:52.148
با پس‌انداز اندک، ميشه پول زيادي جمع کرد
[ اين جمله يک ضرب‌المثل است ]

00:06:54.419 --> 00:06:56.986
چيزهاي کوچيک، به‌تدريج زياد ميشن

00:07:03.862 --> 00:07:06.196
چند ساعتي ميشه که مُرده

00:07:06.198 --> 00:07:09.966
کي مي‌دونه راجرز الان کجا مي‌تونه باشه؟

00:07:09.968 --> 00:07:11.434
هر چند مشخص شد که اون
داره به سمت غرب حرکت مي‌کنه

00:07:11.436 --> 00:07:13.203
پس ما هم به سمت غرب ميريم

00:07:13.205 --> 00:07:15.405
راجرز تنها کسي نيست که مي‌تونه شکار کنه

00:07:15.407 --> 00:07:17.407
اون از مسير اصلي، دور مي‌مونه

00:07:17.409 --> 00:07:20.343
احتمالاً از خط ساحلي
به عنوان راهنمايي استفاده مي‌کنه

00:07:20.345 --> 00:07:23.446
ولي بدون توشه و استراحت
نمي‌تونه جون سالم به در ببره

00:07:23.448 --> 00:07:27.117
ما اين جزيره رو مي‌گرديم
...و تمام کلبه‌ها رو جستجو مي‌کنيم

00:07:27.119 --> 00:07:30.053
تا آقاي کالپر بدنام‌ـمون رو پيدا کنيم

00:07:33.792 --> 00:07:36.025
وودهال، تو بهتره به خونه برگردي

00:07:53.912 --> 00:07:55.695
يه مشکل داريم

00:07:55.696 --> 00:07:57.479
فرمانده فکر مي‌کنه که
حلقه داره خيلي آروم، عمل مي‌کنه

00:07:57.482 --> 00:07:59.482
و راستش، حق با اون‌ـه

00:07:59.484 --> 00:08:02.085
واشينگتن مي‌خواد که کالپر، کنار بکشه

00:08:05.090 --> 00:08:07.023
به تو نياز دارم
که با ساموئل تاونزند ارتباط برقرار کني

00:08:07.025 --> 00:08:09.859
بذار اين رو بدونه که از اين به بعد
مستقيماً با تو سر و کار خواهد داشت

00:08:09.861 --> 00:08:13.830
خب، اين يه مشکل داره

00:08:13.832 --> 00:08:16.199
مي‌دونم، اين يه تصميم شخصي عليه کالپر نيست

00:08:16.201 --> 00:08:18.802
يه تصميم استراتژيک‌ـه-
آره، مي‌دونم، ولي من نمي‌تونم اين‌کار رو بکنم-

00:08:18.804 --> 00:08:20.870
کيلب، من بايد به فيلادلفيا برم

00:08:20.872 --> 00:08:23.840
بن، من نمي‌تونم به «اويستر بي» برم-
نمي‌تونم با تو بحث کنم-

00:08:23.842 --> 00:08:27.277
ساموئل تاونزند نبايد چهره‌ي من رو ببينه

00:08:27.279 --> 00:08:28.344
چي؟

00:08:31.483 --> 00:08:33.850
بياين، هردوتون

00:08:33.852 --> 00:08:35.919
اوه، اين خوب نيست

00:08:39.457 --> 00:08:41.157
...خب، چند ماه پيش

00:08:41.159 --> 00:08:44.093
وقتي به نيويورک رفتم
...تا ايب رو از زندان نجات بدم

00:08:47.532 --> 00:08:50.233
اون حرومزاده‌ي لجباز
از بيرون‌اومدن خودداري کرد، خب؟

00:08:50.235 --> 00:08:51.935
گفت که هنوز پوشش خودش رو داره-
نه، صبر کن-

00:08:51.937 --> 00:08:53.837
گفت يه مرد رو توي نيويورک به خدمت گرفته

00:08:53.839 --> 00:08:56.840
ببين، هنوز يه فرصت هست-
تاونزند؟-

00:08:56.842 --> 00:08:58.908
درسته، ولي اون کسي رو استخدام نکرده بود

00:08:58.910 --> 00:09:01.311
مي‌فهمين، کالپر جونيور
هنوز مخالف ما بود

00:09:01.313 --> 00:09:05.281
پس توي پانسيون سابق‌ـش
باهاش ملاقات کردم

00:09:05.283 --> 00:09:08.952
جوهر رو بهش دادم
بهش نشون دادم که چطور ازش استفاده کنه

00:09:08.954 --> 00:09:10.253
ولي اون به من اعتماد نداشت

00:09:10.255 --> 00:09:13.156
و کاملاً هم مطمئن بود
که به ايب هم اعتماد نداره

00:09:13.158 --> 00:09:15.925
پس چرا بايد جونش رو به خطر بندازه
تا درباره‌ي نقشه‌ي «هيکي» به ما اخطار بده؟

00:09:15.927 --> 00:09:18.461
چون بعد از اين‌که رفتم
اون رو يه هـُلي داديم

00:09:18.463 --> 00:09:22.232
ايب مي‌دونست که کويکرها رو
حتماً بايد متقاعد کرد، خب؟

00:09:22.234 --> 00:09:25.001
پس من رو مجبور کرد
...که چند تا از جوون‌هاي ايالت «کنتيکت» رو جمع کنم

00:09:25.003 --> 00:09:28.504
و به «اويستر بي» ببرم
و جوري نقش بازي کنيم که انگار تکاورهاي ملکه هستيم

00:09:28.506 --> 00:09:31.507
و خونه‌ي اون پيرمرد رو غارت کنيم

00:09:31.509 --> 00:09:33.409
ولي قضيه يه مقدار از کنترل خارج شد

00:09:36.481 --> 00:09:39.115
اين ايده‌ي وودي بود، مال من نبود

00:09:39.117 --> 00:09:41.417
ولي جواب داد، درسته؟-
خداي من-

00:09:41.419 --> 00:09:43.286
اون مغازه‌دار به حلقه ملحق شد، مگه نه؟

00:09:43.288 --> 00:09:46.456
و اگه حقيقت رو بفهمه
کنار مي‌کشه

00:09:46.458 --> 00:09:49.259
آره، خب...آره

00:09:49.261 --> 00:09:51.160
و اين ايده‌ي ايب بود؟

00:09:51.162 --> 00:09:53.096
که اين‌کار رو با تاونزند بکنيد؟

00:09:53.098 --> 00:09:54.464
آره، اون ديگه حتماً بايد کنار گذاشته بشه

00:09:54.466 --> 00:09:56.499
بيخيال

00:09:56.501 --> 00:09:58.968
به بديِ اون‌کاري که
باهاش کرديم که نيست

00:09:58.970 --> 00:10:01.070
ها؟ که انداختيمش توي زندان

00:10:01.072 --> 00:10:02.972
و باعث ترسيدنش شديم-
خداي من-

00:10:02.974 --> 00:10:04.540
آره، احتمالاً اين ايده
همون‌جا به ذهنش رسيده

00:10:04.542 --> 00:10:06.509
بن-
من نمي‌تونم اين موضوع رو به واشينگتن بگم-

00:10:06.511 --> 00:10:08.489
موافقم-
بن-

00:10:08.490 --> 00:10:10.468
تو موافقي، واقعاً؟
خيلي عاليه

00:10:10.469 --> 00:10:12.447
پس فکر مي‌کني بايد چي‌کار کنيم؟-
بن، من رو بفرست-

00:10:12.450 --> 00:10:14.450
چي؟-
اون چهره‌ي من رو نديده-

00:10:14.452 --> 00:10:16.953
من رو بفرست

00:10:16.955 --> 00:10:18.588
...و اگه در اين مورد، نظر ديگه‌اي داري

00:10:18.590 --> 00:10:21.291
خودت رو با اين حقيقت که اين مرد
چاره‌ي ديگه‌اي برات نذاشته، آروم کن

00:10:21.293 --> 00:10:23.026
...هي، اين

00:10:38.043 --> 00:10:40.109
«نه اين‌که بتوانيم ضرورت را بفهميم»

00:10:40.111 --> 00:10:42.378
بخش آخر چي بود، عشق من؟

00:10:42.380 --> 00:10:46.282
:آندره مي‌نويسه
...ما سپاسگزارِ»

00:10:46.284 --> 00:10:48.151
اطلاعات ارسال‌شده هستيم

00:10:48.153 --> 00:10:51.321
«و اميدواريم که ادامه داشته باشد
...ولي بهش اجازه بديم که

00:10:51.323 --> 00:10:54.424
«يه مقدار بيشتر تلاش کنه»

00:10:54.426 --> 00:10:56.559
اون اطلاعاتي از اردوگاه واشينگتن مي‌خواد

00:10:56.561 --> 00:10:59.362
نقشه‌ي «وست پوينت» رو مي‌خواد

00:10:59.364 --> 00:11:03.266
الان که داريم صحبت مي‌کنيم
واشينگتن به سمت فيلادلفيا حرکت نکرده؟

00:11:03.268 --> 00:11:06.169
...شايد تو بتوني-
اين‌ها شرايط پناهندگي من نخواهند بود-

00:11:06.171 --> 00:11:08.004
من يه ژنرال هستم

00:11:08.006 --> 00:11:09.472
اون چي مي‌خواد؟

00:11:09.474 --> 00:11:12.041
يه پاداش نقدي سخاوتمندانه

00:11:12.043 --> 00:11:14.644
...و جبران دارايي‌هاي از دست‌رفته

00:11:14.646 --> 00:11:16.346
بايد دريافت بشن

00:11:16.348 --> 00:11:17.613
مسخره‌ست

00:11:17.615 --> 00:11:19.515
ما بايد يه چيزي به اين مرد بديم

00:11:19.517 --> 00:11:21.150
اگه بخوايم نيت خير خودمون رو نشون بديم

00:11:21.152 --> 00:11:23.419
تو بايد مسائل رو از ديد اون ببيني

00:11:23.421 --> 00:11:26.289
از ديد اون؟
و اون چه خطري رو متحمل ميشه؟ هيچي

00:11:26.291 --> 00:11:28.057
...اگه قراره توي اين جريان بمونم

00:11:28.059 --> 00:11:30.093
پس بايد بدونم که به خواسته‌هام مي‌رسم

00:11:33.365 --> 00:11:35.298
اون يه فرماندهي جنگ مي‌خواد

00:11:35.300 --> 00:11:37.367
...به اون چيزي که من مي‌خوام، توجه کن

00:11:37.369 --> 00:11:39.168
جزئيات اردوگاه واشينگتن

00:11:39.170 --> 00:11:41.637
وضعيت کشتي‌هاي شورشي‌ها
...در «هادسون» ، تاييد

00:11:41.639 --> 00:11:44.273
هويت جاسوسي به نام کالپر

00:11:44.275 --> 00:11:47.243
من هيچ کالپري نمي‌شناسم
اطلاعات، جزء وظايف تالموج‌ـه

00:11:47.245 --> 00:11:50.246
خب، تو اون رو مي‌شناسي
خيلي سخت نيست که ازش اطلاعات بگيري

00:11:50.248 --> 00:11:53.416
و چرا من بايد خودم رو وقف آندره کنم
در حالي که اون هيچ‌کاري براي من انجام نداده؟

00:11:53.418 --> 00:11:55.651
چون اگه شما اين‌کار رو نکنيد
بيشتر از اين، پيشرفت نمي‌کنيم

00:11:55.653 --> 00:11:58.054
کار خيلي سختي‌ـه
...و آرنولد هم

00:11:58.056 --> 00:12:01.090
چرا من بايد به اون قول فرماندهي رو بدم، اون هم قبل از اين‌که
کاري کرده باشه که استحقاق اين رو داشته باشه

00:12:01.092 --> 00:12:03.393
چون تو اين خط ارتباطي رو باز کردي

00:12:03.395 --> 00:12:05.561
...سرگرد آندره-
من بهش اعتماد ندارم-

00:12:05.563 --> 00:12:08.331
برام مهم نيست که اون چند بار
سر سفره‌ي پدرت، غذا خورده

00:12:08.333 --> 00:12:11.401
يا تو چقدر با اون زن، آشنا هستي

00:12:11.403 --> 00:12:15.471
آرنولد يا اون‌چيزي که مي‌خوايم رو بهمون ميده
يا با همون شورشي‌ها مي‌مونه

00:12:15.473 --> 00:12:18.508
و وقتي که اونا شکست خوردن
اون هم در کنار واشينگتن، مجازات ميشه

00:12:18.510 --> 00:12:20.610
به عنوان يکي از بزرگ‌ترين خائن‌هاي تاريخ

00:12:33.425 --> 00:12:35.691
...براي اين‌که يک تلاش سخاوتمدانه»

00:12:35.693 --> 00:12:39.796
«انجام بشه، بايد خيلي تحمل وجود داشته باشه

00:12:39.798 --> 00:12:42.065
يه تلاش سخاوتمندانه؟

00:12:43.268 --> 00:12:46.769
داري چي‌کار مي‌کني؟-
نمي‌دونم، پگي-

00:12:46.771 --> 00:12:49.072
ديگه نمي‌دونم

00:12:49.441 --> 00:12:51.507
بله، مي‌دوني

00:12:55.080 --> 00:12:57.113
...بنديکت، تو خودت رو وقف واشينگتن کردي

00:12:57.115 --> 00:12:59.115
و اون به تو خيانت کرد

00:12:59.117 --> 00:13:01.184
نه

00:13:01.186 --> 00:13:04.487
اون بهم پيشنهاد داد که يک دادگاه نظامي
راه بندازم، تا اسم خودم رو پاک کنم

00:13:04.489 --> 00:13:06.456
...اين «جوزف ريــد» بود که

00:13:06.458 --> 00:13:08.691
با دغل‌بازي، زمان دادگاه رو
...به تعويق انداخت و من اجازه دادم

00:13:08.693 --> 00:13:10.760
اجازه دادم که عصبانيت،‌ روي قضاوت‌ـم تاثير بذاره

00:13:10.762 --> 00:13:12.595
نه، عشق من

00:13:12.597 --> 00:13:15.298
عصبانيت تو موجه بود
حق با توئه

00:13:15.300 --> 00:13:17.567
بله

00:13:17.569 --> 00:13:20.503
...بله و وقتي که اين رو ثابت کردم

00:13:20.505 --> 00:13:23.339
و وقتي که اسم خودم رو
...يک‌بار براي هميشه، پاک کردم

00:13:23.341 --> 00:13:25.241
ديگه به بريتانيايي‌ها نيازي نخواهم داشت

00:13:26.711 --> 00:13:28.644
همون‌طور که گفتي، واشينگتن داره مياد

00:13:28.646 --> 00:13:32.315
همين، راه‌حل ماجراست. اون قدرت اين رو داره
که اين تعويق رو لغو کنه

00:13:32.317 --> 00:13:35.418
«ولي اون داره مياد اينجا تا با «ريــد
و اعضاي ديگه‌ي کنگره، ملاقات کنه

00:13:35.420 --> 00:13:37.634
...آره و قبل از اين‌که اين‌کار رو بکنه

00:13:37.660 --> 00:13:40.189
مجبوره که توي جشني که به مناسبت ورودش
به اينجا برگزار ميشه، شرکت کنه

00:13:40.191 --> 00:13:41.724
و اين، موقعي‌ـه که من متقاعدش مي‌کنم

00:13:41.726 --> 00:13:43.392
مرد و مردونه

00:13:48.333 --> 00:13:49.499
من موجودي رو برداشتم

00:13:49.501 --> 00:13:52.201
پس فقط حواس‌ـت به مسائلي باشه
که وقتي نيستم، رخ ميده

00:13:52.203 --> 00:13:53.603
...اگه خواستن چيزي بخرن

00:13:53.605 --> 00:13:55.605
قيمت رو چک کن و پول‌ـش رو بگير

00:13:55.607 --> 00:13:57.440
غيبت‌ام خيلي طول نمي‌کشه

00:13:57.442 --> 00:13:59.842
فقط براي روز شکرگزاري
به خونه ميرم

00:14:20.498 --> 00:14:22.198
آبراهام

00:14:22.200 --> 00:14:24.300
اوه، چقدر عالي

00:14:24.302 --> 00:14:27.803
چقدر عاليه که بالاخره
دعوت من رو قبول کردي

00:14:27.805 --> 00:14:30.773
خانواده‌ات رو آوردي؟-
نه، متاسفانه فقط خودم هستم-

00:14:30.775 --> 00:14:33.276
اوه؛ محض احتياط، غذاي بيشتري درست کردم
...خيلي‌خب، باشه

00:14:33.278 --> 00:14:34.577
بيا داخل

00:14:38.216 --> 00:14:40.249
تو بايد بري-
برم؟-

00:14:40.251 --> 00:14:41.684
...آره، تکاورهاي ملکه

00:14:41.686 --> 00:14:43.286
دوباره دارن به سمت «لانگ‌آيلند» ميان‌

00:14:43.288 --> 00:14:44.487
سر راهشون، دارن به خونه‌ها حمله مي‌کنن

00:14:44.489 --> 00:14:46.722
ما همين‌الان بايد بريم

00:14:46.724 --> 00:14:49.225
تو يه مقدار شتاب‌زده نيستي؟

00:14:49.227 --> 00:14:52.428
بهتره در امان باشيم، تا اين‌که بعدش پشيمون بشيم
بايد يه‌مدتي بري پيش رابرت بموني، باشه؟

00:14:52.430 --> 00:14:54.397
رابرت که احتمالاً
الان در راه اينجاست

00:14:54.399 --> 00:14:55.831
خب، پس من مي‌تونم اينجا بمونم
تا اون، پيداش بشه

00:14:55.833 --> 00:14:58.768
چرا تا وقتي که اون برسه
...اينجا صبر نکنيم

00:14:58.770 --> 00:15:01.437
و بعدش مي‌تونيم
همه با هم بريم، ها؟

00:15:14.686 --> 00:15:16.619
تو اين رو آتيش زدي؟

00:15:21.993 --> 00:15:25.361
ببين، ما کاري رو کرديم
که مجبور بوديم، خب؟

00:15:25.363 --> 00:15:27.863
خب، حالا نوبت من‌ـه

00:15:27.865 --> 00:15:30.733
مخفي بمون

00:15:30.735 --> 00:15:32.235
بله، خانم

00:15:36.407 --> 00:15:37.907
آبراهام، آبراهام

00:15:37.909 --> 00:15:40.443
...من از احتياطي که مي‌کني، سپاسگزارم

00:15:41.546 --> 00:15:43.379
رابرت کليد داره؟

00:15:56.894 --> 00:15:58.694
عصر بخير

00:15:58.696 --> 00:16:01.731
شما ساموئل تاونزند هستيد؟-
بله-

00:16:03.668 --> 00:16:08.738
من يکي از دوستان پسرتون هستم

00:16:08.740 --> 00:16:12.308
اشکالي نداره که بيام داخل؟
زود تموم ميشه

00:16:12.310 --> 00:16:14.410
بله البته، خيلي ببخشيد

00:16:16.914 --> 00:16:18.814
شنل‌ـتون رو در بيارم؟

00:16:18.816 --> 00:16:21.851
نه، ممنون

00:16:21.853 --> 00:16:25.655
مي‌دونم که اين
يه مقدار غير معمول‌ـه

00:16:25.657 --> 00:16:27.623
مشکلي نيست
مشکلي نيست

00:16:27.625 --> 00:16:30.426
آبراهام هم يکي از دوستان پسرم‌ـه

00:16:30.428 --> 00:16:32.995
البته انتظار ندارم که شما دو نفر
همديگه رو بشناسيد

00:16:34.499 --> 00:16:36.632
مي‌شناسيم-
مي‌شناسيم-

00:16:38.703 --> 00:16:42.638
آقاي تاونزند، اسم من آنا استرانگ‌ـه

00:16:42.640 --> 00:16:45.675
و از اردوگاه ژنرال واشينگتن
در «ميدل‌بروک» اومدم

00:16:45.677 --> 00:16:47.510
و حالا هم بايد بري

00:16:47.512 --> 00:16:49.712
نه، متاسفانه توئي که بايد بري

00:16:49.714 --> 00:16:51.514
خبرهايي آوردم-
خب، مي‌تونه صبر کنه-

00:16:51.516 --> 00:16:53.449
نه، نمي‌تونه-
ميشه يه لحظه به ما فرصت بدين؟-

00:16:55.520 --> 00:16:58.854
تو اصلاً چطور به اينجا اومدي؟-
فکر مي‌کني چطور؟ با بروستر-

00:16:58.856 --> 00:17:01.457
نگران نباش، بهش دستور داده شده
که خارج از ديد بمونه

00:17:01.459 --> 00:17:03.826
راز تو مخفي مي‌مونه
ولي بن مي‌دونه

00:17:05.563 --> 00:17:08.798
و اين، يه دليل ديگه‌اي‌ـه که تو بايد کنار بکشي

00:17:10.368 --> 00:17:12.935
کنار بکشم؟
من رو کنار مي‌ذارين؟

00:17:12.937 --> 00:17:15.871
من آدم ژنرال واشينگتن توي لانگ‌آيلند هستم

00:17:15.873 --> 00:17:18.741
حالا ببين، اگه اين ربطي به اتفاقي که
...بين من و تو افتاد، داره

00:17:18.743 --> 00:17:20.776
نه، ربطي به اون موضوع نداره

00:17:20.778 --> 00:17:22.545
اين يه دستور از طرف واشينگتن‌ـه

00:17:22.547 --> 00:17:23.879
نامه‌ها خيلي دير به دست‌ـش مي‌رسن

00:17:23.881 --> 00:17:25.748
و ما همين‌الان هم
به خاطر اين، ضربه خورديم

00:17:25.750 --> 00:17:29.018
قبول کن، ايب
تو کنار گذاشته شدي

00:17:31.989 --> 00:17:34.623
...آقاي تاونزند، همون‌طور که مي‌گفتم

00:17:34.625 --> 00:17:36.992
من مستقيماً از اردوگاه واشينگتن اومده‌ام

00:17:36.994 --> 00:17:40.563
و آقاي وودهال هم مي‌تونن اين رو تائيد کنن

00:17:40.565 --> 00:17:42.898
...از اين به بعد، ژنرال تمايل دارن که نامه‌هاي رابرت

00:17:42.900 --> 00:17:46.569
از مسير مستقيم‌تري ارسال بشن

00:17:46.571 --> 00:17:48.804
من قاصد جديد نامه‌ها خواهم بود

00:17:48.806 --> 00:17:49.705
شما؟

00:17:51.675 --> 00:17:53.642
اين خيلي گيج‌کننده‌ست-
همين‌طور به‌نظر مي‌رسه، مگه نه؟-

00:17:53.644 --> 00:17:56.445
«اول آبراهام، بعد «آستين رو
و حالا يه زن؟

00:17:56.447 --> 00:17:58.047
آستين رو» کيه؟»

00:18:31.949 --> 00:18:34.617
اوه، ندي بيچاره از کارهاي
بعد از عروسي وحشت داره

00:18:34.619 --> 00:18:37.019
متقاعد شده که توي اون شب بزرگ
نمي‌تونه اعصابش رو کنترل کنه

00:18:37.021 --> 00:18:40.790
چرا تا اون‌موقع صبر کنيد؟
باهاش کنار بياين

00:18:40.792 --> 00:18:44.560
شوهر من، براي شب اول‌ـمون
چهار اونس «پرنده‌ي اسپانيايي» خريد
[ نام يک نوع دارو است ]

00:18:44.562 --> 00:18:46.495
قبل از اين‌که اون مسائل، اتفاق بيوفتن

00:18:48.833 --> 00:18:51.033
بکي رو ببخشيد

00:18:51.035 --> 00:18:52.668
اون مست‌ـه

00:18:54.672 --> 00:18:56.505
به عمارت «پــن» خوش اومدين

00:18:56.507 --> 00:18:58.607
اينجا بودن باعث خوشنودي‌ـه

00:18:58.609 --> 00:19:00.576
لطف شما رو مي‌رسونه
که ما رو دعوت کرديد

00:19:00.578 --> 00:19:02.011
عذر مي‌خوام

00:19:02.013 --> 00:19:03.813
مي‌بينم که دعوت ما رو دريافت کردين

00:19:03.815 --> 00:19:05.815
در واقع، توي جاده

00:19:05.817 --> 00:19:08.884
ممنونم که من رو به خونه‌تون دعوت کرديد

00:19:08.886 --> 00:19:11.654
البته، عالي‌جناب

00:19:11.656 --> 00:19:13.856
...نامزدم، مارگارت شيپن

00:19:13.858 --> 00:19:15.558
از خانواده‌ي شيپن‌هاي فيلادلفيا رو معرفي مي‌کنم

00:19:15.560 --> 00:19:18.060
فکر مي‌کنم که با دوشيزه شيپن آشنايي دارم

00:19:18.062 --> 00:19:20.963
ولي اون دختر چهارده ساله‌اي که
...کنار من نشسته بود

00:19:20.965 --> 00:19:23.999
...و خوراک لوبياش رو کنار مي‌زد

00:19:24.001 --> 00:19:25.835
نمي‌تونه اين خانم جوان زيبا بوده باشه

00:19:25.837 --> 00:19:27.837
ژنرال يک‌مرتبه
مهمان خونه‌ي ما بودن

00:19:27.839 --> 00:19:30.539
همه‌ش با چنگال و چاقو
به ميز ضربه مي‌زدن

00:19:30.541 --> 00:19:33.075
بله، متاسفانه اين يه عادت‌ـه
که هنوز هم دارمش

00:19:33.077 --> 00:19:36.011
ژنرال آرنولد، من امشب يه درخواست دارم

00:19:36.013 --> 00:19:38.681
يه رقص با ايشون-
البته-

00:19:38.683 --> 00:19:41.884
اگر چه درخواست مي‌کنم که
يه لحظه، خصوصي باهاتون صحبت کنم

00:19:41.886 --> 00:19:46.222
بله، اول يه نفر هست
که خواستار توجه من‌ـه

00:19:53.865 --> 00:19:55.965
اون درست داره مياد پيش تو، بکي-
نه، پيش تو-

00:19:55.967 --> 00:19:58.901
محبوب من

00:19:58.903 --> 00:20:01.570
شش ماه، زمان خيلي زيادي‌ـه

00:20:01.572 --> 00:20:07.042
خوبي‌ـه ميزبان رو مي‌رسونه
که شما رو بدون همراه گذاشته

00:20:07.044 --> 00:20:09.745
بهتون خوش مي‌گذره، مارتا؟-
بله، بله-

00:20:09.747 --> 00:20:13.048
افتخار همنشيني با اين خانم‌هاي جوان نجيب رو داشتم

00:20:13.050 --> 00:20:15.885
عذر مي‌خوام، خانم‌ها
دوشيزه ردمن

00:20:15.887 --> 00:20:18.654
حالا، جورج
اگه ميشه يه لحظه از وقت‌ـت رو داشته باشم

00:20:22.627 --> 00:20:25.995
بالاخره خودش رو نشون داد

00:20:30.101 --> 00:20:31.700
عذر مي‌خوام

00:20:34.639 --> 00:20:36.639
مادام

00:20:41.646 --> 00:20:44.780
قراره شب طولاني‌اي باشه

00:20:44.782 --> 00:20:46.715
پس ما هم مي‌تونيم ازش لذت ببريم

00:20:48.920 --> 00:20:51.921
خداي من، به اندازه‌ي اينجا نگاه کن، ها؟

00:21:03.901 --> 00:21:06.035
بکي

00:21:13.778 --> 00:21:16.211
بيلي، مشکلي پيش اومده؟

00:21:16.213 --> 00:21:18.914
اين‌ها لباس‌هاي جديدي هستن
که ژنرال اصرار کرده بپوشم

00:21:18.916 --> 00:21:20.616
يه مقدار تنگ هستن

00:21:20.618 --> 00:21:23.886
باشه، خب، چرا نميري
و کاري که بايد رو انجام بدي، ها؟

00:21:23.888 --> 00:21:25.921
نگران نباش، من حواس‌ـم به عالي‌جناب هست

00:21:32.163 --> 00:21:35.297
انگار کاملاً مبهوت هستيد

00:21:35.299 --> 00:21:37.633
...بله، خب ما معمولاً

00:21:37.635 --> 00:21:40.803
همچين چيزهاي زيبايي رو توي اردوگاه نمي‌بينيم

00:21:40.805 --> 00:21:42.638
مارگارت شيپن

00:21:42.640 --> 00:21:45.808
بله، به‌زودي هم
خانم آرنولد ميشين، فهميدم

00:21:45.810 --> 00:21:49.912
توقع کمتر از اين هم
از سرپرست اطلاعات، نداشتم

00:21:49.914 --> 00:21:52.247
تالموج، درسته؟-
بله-

00:21:52.249 --> 00:21:54.083
نامزدم خيلي از شما تعريف مي‌کنه

00:21:54.085 --> 00:21:55.851
مثل اين‌که احترام زيادي براي شما قائل‌ـه

00:21:55.853 --> 00:21:57.820
خب، اميدوارم که لايق اين احترام باشم

00:21:57.822 --> 00:22:00.055
«يه طرفدار ديگه‌ي «کيتو
[ شخصيت اصلي نمايشنامه‌اي به همين نام ]

00:22:00.057 --> 00:22:02.725
نمايشنامه‌ي مورد علاقه‌ي بنديکت هم هست

00:22:05.029 --> 00:22:07.963
پس شما تنها هستين، سرگرد تالموج؟

00:22:07.965 --> 00:22:10.799
بله-
طفلکي-

00:22:10.801 --> 00:22:13.135
ميشه برقصيم؟

00:22:13.137 --> 00:22:15.671
در خدمت شما هستم

00:22:15.673 --> 00:22:17.840
همين‌طور هم فکر مي‌کردم

00:22:40.931 --> 00:22:42.197
ميشه من رو ببخشيد، خانم‌ها؟

00:22:42.199 --> 00:22:43.932
ممنون-
عالي‌جناب-

00:22:49.006 --> 00:22:52.341
چند تا پادو آوردم براي عروسي خواهر پگي

00:22:52.343 --> 00:22:55.010
چندتاشون زيادي بودن

00:22:57.147 --> 00:22:59.281
جورج، اين مسئله‌ي دادگاه نظامي

00:22:59.283 --> 00:23:02.384
حالا، مي‌دونم که مي‌خواي بي‌طرف بموني
و بهش هم احترام مي‌ذارم

00:23:02.386 --> 00:23:04.453
ولي اگه فقط بتوني
...زمان دادگاه رو بياري جلو

00:23:04.455 --> 00:23:06.955
...بنديکت-
تو ازم خواستي که پا پيش بذارم-

00:23:06.957 --> 00:23:09.892
حالا من مي‌خوام همين‌کار رو بکنم
تا با اون زن ازدواج کنم

00:23:09.894 --> 00:23:11.360
تا همراه همسرم به زندگي ادامه بدم
ولي نمي‌تونم اين‌کار رو بکنم

00:23:11.362 --> 00:23:13.228
تا وقتي که اين اتهامات رو
درست کنم، خواهش مي‌کنم

00:23:13.230 --> 00:23:16.098
عشق من، مهمون‌هاي جديد رسيدن

00:23:17.868 --> 00:23:19.234
معذرت مي‌خوام

00:23:19.236 --> 00:23:21.270
البته

00:23:43.728 --> 00:23:46.228
چند تا مرد به‌جاي خودت فرستادي؟

00:23:46.230 --> 00:23:48.197
فقط يکي

00:23:48.199 --> 00:23:50.199
فکر نکنم که نيازي باشه
همين‌الان در اين‌مورد بحث کنيم

00:23:50.201 --> 00:23:51.266
مسائل ديگه‌اي هم هستن

00:23:51.268 --> 00:23:54.269
اين کوچولوي لعنتي، گول‌ـم زده

00:23:56.440 --> 00:23:58.440
چرا داري فرياد مي‌زني؟-
...من فرياد-

00:23:58.442 --> 00:24:00.909
ببين، ما وقت نداريم
که در اين‌مورد بحث کنيم، خب؟

00:24:00.911 --> 00:24:04.012
تکاورها دارن ميان. ما بايد بريم
و همين‌الان هم بايد بريم

00:24:04.014 --> 00:24:06.248
تکاورها، فهميدم

00:24:06.250 --> 00:24:08.417
آنا، تو نمي‌دوني که داري چي ميگي

00:24:08.419 --> 00:24:11.120
به سمت ديوار

00:24:11.122 --> 00:24:13.088
يالا، همه‌تون

00:24:13.090 --> 00:24:15.257
کاري که ميگه رو بکنين-
حالا-

00:24:17.194 --> 00:24:18.961
بذار اون بره

00:24:18.963 --> 00:24:20.462
اسلحه‌ات رو بنداز-
تو مال خودت بنداز-

00:24:20.464 --> 00:24:22.965
کيلب، همين‌کار رو بکن
مشکلي نيست

00:24:22.967 --> 00:24:26.535
ايب؟ تو چه...تو اينجا چي‌کار مي‌کني؟-
مي‌دونم، بس کن-

00:24:26.537 --> 00:24:28.470
از سر راهم برو کنار-
من اون رو مي‌شناسم-

00:24:32.510 --> 00:24:35.177
خب؟

00:24:35.179 --> 00:24:36.278
مشکلي نيست

00:24:36.280 --> 00:24:38.213
محض رضاي خدا، اينجا چه اتفاقي داره ميوفته؟

00:24:38.215 --> 00:24:40.482
البته که اون رو مي‌شناسي
اين «آستين رو» ـه

00:24:40.484 --> 00:24:43.285
نه، اين رابرت راجرزـه

00:24:43.287 --> 00:24:45.220
تاثير خوبي گذاشتم
مگه نه، خانم استرانگ؟

00:24:45.222 --> 00:24:47.055
راجرز، ما همه‌مون طرف هم هستيم

00:24:47.057 --> 00:24:48.824
چي؟-
ولي اگه بهش صدمه بزني، مي‌ميري-

00:24:48.826 --> 00:24:51.326
تو توي موقعيتي نيستي
که من رو تهديد کني

00:24:51.328 --> 00:24:53.962
بهت اخطار دادم که من رو تعقيب نکني، پسر

00:24:53.964 --> 00:24:57.166
داره چي ميگه، ايب؟-
و تو کي هستي؟-

00:24:57.168 --> 00:24:59.301
اسمش بروسترـه
اسم اون هم راجرزـه

00:24:59.303 --> 00:25:02.004
ولي وقتي امشب تکاورها برسن
...ديگه اسم هيچ‌کدوم از ما

00:25:02.006 --> 00:25:03.405
اهميتي نخواهد داشت

00:25:03.407 --> 00:25:05.374
همه‌ي ما بايد بريم

00:25:05.376 --> 00:25:07.509
ما هيچ‌جا نميريم

00:25:07.511 --> 00:25:09.478
من اومدم اينجا
که رابرت تاونزند رو ببينم

00:25:09.480 --> 00:25:12.214
و تا رابرت تاونرند رو نبينم
از اينجا نميرم

00:25:12.216 --> 00:25:14.049
و هيچ‌کدوم از شما هم نميره

00:25:14.051 --> 00:25:15.384
از پسر من، چي مي‌خواي؟

00:25:15.386 --> 00:25:18.987
...چيزي که همه‌ي اين بچه‌ها مي‌خوان
اطلاعات

00:25:18.989 --> 00:25:22.891
ببين، سيمکو داره مياد اينجا

00:25:22.893 --> 00:25:27.095
خب، لانگ‌آيلند جاي خيلي بزرگي‌ـه

00:25:27.097 --> 00:25:29.932
و ما هم وقت، زياد داريم

00:25:31.402 --> 00:25:32.835
بشين

00:25:32.837 --> 00:25:34.336
نه نه

00:25:34.338 --> 00:25:36.572
بذار همسرم بره

00:25:36.574 --> 00:25:38.574
پس جواب سوال رو بده

00:25:38.576 --> 00:25:41.543
يه فراري، قوي‌هيکل، ريش داره
يکي از چشم‌هاش هم بسته شده

00:25:41.545 --> 00:25:46.949
اون رو ديدي؟-
...چطور جرئت مي‌کنيد به خونه‌ي من بياين و-

00:25:46.951 --> 00:25:49.484
نديدمش

00:25:51.589 --> 00:25:54.156
خوبه

00:25:54.158 --> 00:25:57.426
هجده مزرعه
براي يک‌روز کاري، بد نيست

00:25:57.428 --> 00:26:00.195
هفته‌ها اينجا خواهيم موند
مگه اين‌که جستجو رو محدود کنيم

00:26:00.197 --> 00:26:03.131
اون تقريباً به کاسه‌ي سرت ضربه زد، فولکاف

00:26:03.133 --> 00:26:05.133
خب، ما بدون در زدن
وارد شديم

00:26:05.135 --> 00:26:07.102
همه‌ي شهرها مثل ستاکت نيستن

00:26:07.104 --> 00:26:09.137
اکثر اونا، تفنگ‌هاشون رو تحويل ندادن

00:26:18.182 --> 00:26:20.349
«سر راهمون به «مان‌موت
...از يه شهر عبور مي‌کنيم

00:26:20.351 --> 00:26:22.417
که بين کويکرها، محبوب‌ـه
اسمش چي بود؟

00:26:22.419 --> 00:26:25.654
اويستر بي-
کويکرها اسلحه حمل نمي‌کنن-

00:26:25.656 --> 00:26:28.523
درست هم همين‌ـه
بريم

00:26:57.688 --> 00:27:00.555
چند بار ديگه بايد تعهد بدم؟

00:27:04.261 --> 00:27:06.929
توي يه زمينه‌ي ديگه هم استاد هستي

00:27:06.931 --> 00:27:10.265
وقتي اين هفته براي رقص با کنگره هم
اومدي، انتظار همچين مهارتي رو دارم

00:27:10.267 --> 00:27:13.168
جوزف-
خيلي خوبه که شما رو دوباره مي‌بينم، مادام-

00:27:13.170 --> 00:27:17.406
حالا قربان، شايعه شده
که شما به خاطر مسائل مالي، به اينجا اومدين

00:27:17.408 --> 00:27:19.641
که تمام مبالغ رو جمع‌آوري کنين

00:27:19.643 --> 00:27:22.511
مثل اين‌که جاسوس‌هاي تو
بهتر از جاسوس‌هاي من هستن

00:27:22.513 --> 00:27:24.713
اميدوار بودم که بتونم
روي حمايت تو، حساب کنم

00:27:26.517 --> 00:27:28.350
متوجه شدم که با ميزبان‌ـمون
صحبت مي‌کردين

00:27:28.352 --> 00:27:30.519
چون توي خونه‌اش هستيم
همچين انتظاري هم ميره

00:27:30.521 --> 00:27:33.622
ژنرال آرنولد فقط خواستار تعجيل
در دادگاه نظامي‌ـشون بودن

00:27:33.624 --> 00:27:37.292
و به اين‌صورت، اين مرد دوباره مي‌خواد
از طريق کانال‌هاي مناسب، طفره بره

00:27:38.629 --> 00:27:40.662
من به شما خُرده نمي‌گيرم، قربان

00:27:40.664 --> 00:27:43.532
آرنولد فقط داره از ذات خوب شما، سوءاستفاده مي‌کنه

00:27:43.534 --> 00:27:46.668
به تعويق افتادن زمان دادگاه، به اندازه‌ي کافي
طولاني شده، اين‌طور فکر نمي‌کنيد؟

00:27:46.670 --> 00:27:48.737
من به زمان نياز دارم
تا مدرک جمع کنم

00:27:48.739 --> 00:27:51.540
هر جا که سرک مي‌کشيم
...حقايق جديدي آشکار ميشه

00:27:51.542 --> 00:27:53.408
که بايد افشا بشن

00:27:53.410 --> 00:27:55.510
دليل عجله‌ي ايشون، همين‌ـه

00:27:55.512 --> 00:28:00.282
بهتون پيشنهاد مي‌کنم که اجازه بدين
اين مسئله، روال طبيعي خودش رو طي کنه، قربان

00:28:03.153 --> 00:28:05.654
خودت کاملاً ماهر شدي، جوزف

00:28:05.656 --> 00:28:07.589
...خب

00:28:07.591 --> 00:28:10.492
به‌نظر مياد همسرم رو گُم کردم

00:28:12.363 --> 00:28:13.595
من رو ببخشيد

00:28:17.601 --> 00:28:19.468
هيچ‌وقت از اون شپشه‌ي کوچيک، خوشم نيومده

00:28:19.470 --> 00:28:21.636
آره، ولي حالا مشکل رو مي‌بيني-
بله-

00:28:21.638 --> 00:28:24.773
...اگه از آرنولد حمايت کنم-
حمايت «ريــد» رو توي کنگره، از دست ميدي-

00:28:24.775 --> 00:28:27.209
خب، اين مشکل نيست

00:28:27.211 --> 00:28:29.444
...مشکل، اين حقيقت مشخص‌ـه

00:28:29.446 --> 00:28:31.179
که تو بايد حداقل يکي از اونا رو ناراحت کني

00:28:31.181 --> 00:28:34.449
اي‌کاش مي‌تونستم بي‌طرف بمونم-
تو دلت مي‌خواد دوستت داشته باشن-

00:28:34.451 --> 00:28:37.219
...نه، نه که دوستم داشته باشن، من

00:28:37.221 --> 00:28:38.687
مورد احترام بقيه باشم

00:28:38.689 --> 00:28:42.524
نه، جورج
تو دلت مي‌خواد که دوستت داشته باشن

00:28:49.466 --> 00:28:52.401
من رو ببخشيد

00:28:54.371 --> 00:28:57.506
ژنرال، قربان

00:28:57.508 --> 00:28:59.808
تالموج، تو رو نديدم

00:28:59.810 --> 00:29:02.310
به خاطر اين‌که امشب
من رو اينجا دعوت کردين، ممنونم

00:29:02.312 --> 00:29:04.713
باعث افتخار من‌ـه-
مجلس باشکوهي‌ـه-

00:29:04.715 --> 00:29:07.315
تا حالا به جشن‌هاي زيادي نرفتم
...که بتونم اين رو باهاشون مقايسه کنم

00:29:07.317 --> 00:29:11.219
ولي نمي‌تونم چيزي رو
بهتر از اون زمين رقص، تصور کنم

00:29:11.221 --> 00:29:14.256
به هيچ‌وجه، خرج بيهوده نکردين

00:29:14.258 --> 00:29:16.558
چيزي هست که بخواين بگين، سرگرد؟

00:29:16.560 --> 00:29:21.296
يا مي‌خواين در جريان محتواي مسائل شخصي من قرار بگيريد؟

00:29:21.298 --> 00:29:24.099
نه، البته که نه، قربان
...من هرگز

00:29:24.101 --> 00:29:28.503
اگه توي خونه‌ي من راحت نيستيد، سرگرد
پس هر وقت که خواستين، مي‌تونين اينجا رو ترک کنيد

00:29:28.505 --> 00:29:30.605
...قربان، من

00:30:15.786 --> 00:30:18.153
پدر؟

00:30:21.291 --> 00:30:25.460
آقاي تاونزند، خوش اومدي

00:30:25.462 --> 00:30:28.230
بشين

00:30:28.232 --> 00:30:31.166
همين‌کار رو بکن، پسرم

00:30:36.306 --> 00:30:38.807
دست‌ها روي ميز

00:30:41.678 --> 00:30:44.613
...خب پس، کالپر جونيور

00:30:44.615 --> 00:30:48.350
تو اخيراً يه نامه
به اين کشاورز شجاع‌ـمون تحويل دادي

00:30:48.352 --> 00:30:52.220
درباره‌ي سرگرد جان آندره
...و زن جواني

00:30:52.222 --> 00:30:55.390
که اخيراً بهش دل بسته

00:30:55.392 --> 00:30:56.791
اسم اون زن چيه؟

00:30:56.793 --> 00:30:59.044
اين زن، کيه؟

00:30:59.045 --> 00:31:01.296
اوه، تو قبلاً نديديش، درسته؟

00:31:01.298 --> 00:31:03.498
عضو گروه سرگرمي‌ـه

00:31:03.500 --> 00:31:04.833
بذار اون بره

00:31:04.835 --> 00:31:07.869
شايد هنوز خودم رو معرفي نکردم

00:31:07.871 --> 00:31:11.206
اسم من رابرت راجرزـه

00:31:11.208 --> 00:31:14.209
و قرار نيست که کل شب رو اينجا بمونم

00:31:14.211 --> 00:31:15.877
با اين اطلاعات، چي‌کار خواهي کرد؟

00:31:15.879 --> 00:31:18.813
ازشون استفاده مي‌کنم
تا به آندره نزديک بشم

00:31:18.815 --> 00:31:20.248
تو نمي‌توني به اندازه‌ي کافي، نزديک بشي

00:31:20.250 --> 00:31:23.185
با تو صحبت نمي‌کنم

00:31:23.187 --> 00:31:24.519
به‌خوبي ازش محافظت ميشه

00:31:24.521 --> 00:31:26.955
و همين که تو رو دستگير کنن
...و شکنجه‌ات کنن

00:31:26.957 --> 00:31:29.758
اين حلقه رو لو ميدي
و من نمي‌تونم اجازه بدم که همچين اتفاقي بيوفته

00:31:29.760 --> 00:31:32.961
من رهبري تکاورهاي ملکه رو
در نبرد «اراکوي» به عهده داشتم

00:31:32.963 --> 00:31:37.933
قبل از اين‌که تو حتي ريش در آورده باشي، پسر

00:31:37.935 --> 00:31:40.435
براي من چي‌کار مي‌توني بکني؟-
مي‌تونم يه قول بهت بدم-

00:31:40.437 --> 00:31:42.304
...اجازه بده کاري که توش ماهر هستيم رو انجام بديم

00:31:42.306 --> 00:31:43.805
و ما هم آندره رو برات مياريم

00:31:43.807 --> 00:31:45.607
...ولي اگه اون تفنگ رو پايين نذاري

00:31:45.609 --> 00:31:48.276
از اينجا، زنده بيرون نميري

00:31:54.618 --> 00:31:58.353
...حالا، همه‌مون بلند ميشيم

00:31:58.355 --> 00:32:01.389
و آروم از اين اتاق ميريم بيرون

00:32:01.391 --> 00:32:03.925
تو همون هستي-
...ما-

00:32:03.927 --> 00:32:06.695
چي؟-
چي؟-

00:32:06.697 --> 00:32:08.263
خودتي

00:32:09.299 --> 00:32:11.566
تو همون تکاور ملکه هستي

00:32:11.568 --> 00:32:13.969
لعنتي-
چي؟-

00:32:13.971 --> 00:32:17.439
نه-
بله، خودت هستي-

00:32:17.441 --> 00:32:19.574
تو به من حمله کردي
و مزرعه‌ام رو آتيش زدي

00:32:19.576 --> 00:32:22.377
اين چيه؟-
حالا شد-

00:32:22.379 --> 00:32:26.281
وودهال، اين واقعيت داره؟

00:32:29.553 --> 00:32:33.555
آره، درست‌ـه
من بهش گفتم

00:32:33.557 --> 00:32:35.590
چرا؟

00:32:36.627 --> 00:32:39.561
تا من رو گول بزنه

00:32:39.563 --> 00:32:42.864
تا من رو فريب بده و وارد اين کار کنه

00:32:44.001 --> 00:32:46.368
آره-
تو دروغ گفتي-

00:32:46.370 --> 00:32:48.737
آره، دروغ گفتم. راه ديگه‌اي نداشتم-
آدم هميشه راه ديگه‌اي داره-

00:32:48.739 --> 00:32:50.939
تو از کجا مي‌دوني؟
تو هيچ‌وقت انتخاب نکردي، من برات انتخاب کردم

00:32:50.941 --> 00:32:53.875
چون خودت نمي‌تونستي اين‌کار رو بکني

00:32:56.580 --> 00:32:57.879
آقاي راجرز

00:33:00.817 --> 00:33:03.985
اسم اون زن «فيلومينا چيـر» ـه

00:33:05.589 --> 00:33:07.639
اون يه هنرپيشه‌ست

00:33:07.640 --> 00:33:09.690
«معمولاً ميشه اون رو توي مغازه‌ي «ريوينگتون
توي «وال‌استريت» پيدا کرد

00:33:09.693 --> 00:33:12.360
آره، همون هنرپيشه

00:33:12.362 --> 00:33:15.397
اون رو يادمه، مي‌تونم ازش استفاده کنم

00:33:16.833 --> 00:33:19.834
...خب، ديدن نمايش تازه‌کارانه‌ي امشب شما

00:33:19.836 --> 00:33:22.370
واقعاً باعث خوشحالي بود

00:33:22.372 --> 00:33:25.674
ولي اگه اشکالي نداره
...ديگه داره گرگ‌وميش ميشه

00:33:25.676 --> 00:33:28.843
پس تفنگ‌ـت رو بذار کنار-
امکان نداره-

00:33:28.845 --> 00:33:30.879
من همين‌الان هم
به چيزي که مي‌خواستم، رسيده‌ام

00:33:30.881 --> 00:33:32.947
پس مي‌تونم هر کسي رو که بخوام، بُکشم

00:33:32.949 --> 00:33:35.383
...ولي باعث شرمندگي‌ـه

00:33:35.385 --> 00:33:38.620
که يه گلوله رو براي اين، حروم کني؛ ها؟

00:33:40.390 --> 00:33:42.424
پس باروت‌ـت رو روي بشقاب خالي کن

00:33:45.929 --> 00:33:48.463
همين‌ـه

00:33:53.570 --> 00:33:55.637
قبلاً ازت خوشم مي‌اومد، پسر

00:33:55.639 --> 00:33:57.672
واقعاً

00:33:57.674 --> 00:33:59.607
ولي بهت هشدار دادم
که من رو دور نزني

00:33:59.609 --> 00:34:02.377
نه-
...همون‌طور که گفتي-

00:34:02.379 --> 00:34:04.779
باعث شرمندگي‌ـه که يه گلوله رو حروم کنيم

00:34:11.922 --> 00:34:13.722
يه کويکر مسلح

00:34:13.724 --> 00:34:16.591
کي مي‌تونست حدس‌ـش رو بزنه؟

00:34:26.470 --> 00:34:29.471
مي‌خواي من رو بُکشي، «دوست» من؟
[ کويکرها همديگر را «دوست» خطاب مي‌کنند ]

00:34:32.442 --> 00:34:35.443
...روح مسيح، هرگز ما رو به جنگ با سلاح

00:34:35.445 --> 00:34:38.046
در برابر هيچ مردي، سوق نميده

00:34:39.683 --> 00:34:41.716
اين خونه رو ترک کن

00:35:00.537 --> 00:35:02.771
گندش بزنن

00:35:07.611 --> 00:35:09.577
کويکرهاي لعنتي

00:35:23.460 --> 00:35:26.861
تو کل شب، از من دوري مي‌کردي

00:35:26.863 --> 00:35:28.430
مستي، وحشت‌زده به‌نظر مياي

00:35:28.432 --> 00:35:30.131
مشکل‌ـت چيه؟

00:35:32.636 --> 00:35:34.702
متاسفم، پگي

00:35:36.173 --> 00:35:37.639
براي همه‌ي اين‌ها

00:35:37.641 --> 00:35:39.774
همه‌ي چي؟

00:35:39.776 --> 00:35:41.676
نمي‌دونستم چطور بهت بگم

00:35:41.678 --> 00:35:44.479
چي رو بگي؟

00:35:44.481 --> 00:35:45.647
«در مورد «فردي

00:35:45.649 --> 00:35:47.749
فردي؟

00:35:49.686 --> 00:35:51.986
چيزي درباره‌ي «فردي» توي نيويورک شنيدي؟

00:35:53.957 --> 00:35:55.723
و آندره

00:35:57.093 --> 00:35:59.527
درباره‌ي آندره

00:36:01.031 --> 00:36:04.532
بکي، داري درباره‌ي چي حرف مي‌زني؟

00:36:11.975 --> 00:36:14.108
فيلومينا؟

00:36:15.745 --> 00:36:17.946
بکي، فيلومينا کيه؟

00:36:24.821 --> 00:36:26.988
حالت خوبه، عزيزم؟

00:36:30.026 --> 00:36:31.192
مي‌خوام که تو بري

00:36:31.194 --> 00:36:33.228
ما بهت نياز داريم
و خودت هم اين رو مي‌دوني

00:36:33.230 --> 00:36:35.497
آره و اين شخصي نيست، خب؟-
رابرت، گوش کن-

00:36:35.499 --> 00:36:37.131
تو ديگه نيازي نيست
با ايب در ارتباط باشي، فقط با من

00:36:37.133 --> 00:36:39.234
فکر مي‌کني ديگه مي‌تونم
به هيچ‌کدوم از شما اعتماد کنم؟

00:36:39.236 --> 00:36:41.970
شما حتي به همديگه هم نمي‌تونين اعتماد کنين

00:36:50.213 --> 00:36:52.280
تموم نشده، تموم نشده-
يالا، بجنب-

00:36:52.282 --> 00:36:54.782
ايب، بجنب. وودي، بجنب
بيا اينجا

00:36:56.820 --> 00:36:59.220
يالا، يالا
پايين، پايين، پايين

00:37:08.164 --> 00:37:09.764
مي‌تونين آروم باشين، آقايون

00:37:09.766 --> 00:37:11.266
اونا کويکر هستن

00:37:27.050 --> 00:37:29.017
خيلي‌خب، باشه
بريم

00:37:29.019 --> 00:37:31.319
نه، نه، نه. اگه سيمکو اون رو اسير کنه
ديگه نمي‌تونيم اون رو برگردونيم

00:37:31.321 --> 00:37:35.256
پس چي؟-
ببين، نمي‌تونيم اونا رو رها کنيم-

00:37:35.258 --> 00:37:38.126
ما دنبال مردي به اسم کالپر مي‌گرديم

00:37:38.128 --> 00:37:41.262
کسي رو نديدين؟-
بله، يه مرد بود-

00:37:41.264 --> 00:37:43.264
به‌زور وارد خونه شد
و تقاضاي تجهيزات کرد

00:37:43.266 --> 00:37:45.867
و تفنگ‌ـش رو جا گذاشت؟

00:37:45.869 --> 00:37:50.038
گفت که اين يه هديه‌ست

00:37:50.040 --> 00:37:52.574
...تا از خودمون در برابر

00:37:53.944 --> 00:37:56.277
افراد غيردوستانه، دفاع کنيم

00:37:56.279 --> 00:38:00.281
بله، انگار فکر مي‌کرد خيلي بامزه‌ست

00:38:00.283 --> 00:38:03.251
اون يه تفنگ ديگه داشت
که همراه خودش بُرد

00:38:03.253 --> 00:38:06.788
به همراه يه تيکه از گوشت بوقلمون

00:38:06.790 --> 00:38:08.623
هر چند، اسمش کالپر نبود

00:38:08.625 --> 00:38:11.960
راجرز بود

00:38:14.965 --> 00:38:16.898
پس به حرکت به سمت غرب، ادامه بديم؟-
نه-

00:38:16.900 --> 00:38:19.000
...ولي اون گفت که راجرز-
تفنگ‌ـش رو جا گذاشت-

00:38:19.002 --> 00:38:22.637
آخرين مردي که رد راجرز رو دنبال کرد
يه تيغ توي گلوش، فرو شد

00:38:22.639 --> 00:38:24.706
ترجيح ميدم که گلوي من، سالم بمونه

00:38:24.708 --> 00:38:26.307
خب، پس کجا بريم؟

00:38:26.309 --> 00:38:28.076
ستاکت

00:38:42.192 --> 00:38:43.925
خيلي‌خب، بياين برگرديم داخل

00:38:43.927 --> 00:38:45.927
نه-
بايد باهاش حرف بزنم-

00:38:45.929 --> 00:38:48.113
...نخير-
بذار باهاش حرف بزنم-

00:38:48.114 --> 00:38:50.354
نه، اگه برگردي اونجا
اوضاع رو بدتر مي‌کني

00:39:26.903 --> 00:39:30.071
در اين مورد، خيلي فکر کردم

00:39:30.073 --> 00:39:33.675
مي‌فهمي، من بايد اين کشور رو
فراتر از هر چيز ديگه‌اي قرار بدم

00:39:33.677 --> 00:39:36.911
...و عصباني‌کردن اعضاي ارزشمند کنگره

00:39:36.913 --> 00:39:39.747
در يه همچين زماني، مسئله‌ي کوچيکي نيست

00:39:40.950 --> 00:39:43.317
...ولي روي‌برگرداندن از فداکارترين

00:39:43.319 --> 00:39:47.889
و شرافتمندترين مردان اين ارتش هم
کار درستي نيست

00:39:47.891 --> 00:39:49.891
من با «ناکس» و ژنرال‌هاي ديگه
صحبت مي‌کنم

00:39:49.893 --> 00:39:52.927
اين موضوع رو به‌سرعت، حل مي‌کنيم

00:39:52.929 --> 00:39:55.129
قبل از اين‌که هيئت تحقيقي برگزار بشه
يه روز فرصت خواهي داشت

00:39:55.131 --> 00:39:57.465
اين، کمترين چيزي‌ـه
که بهت بدهکاريم

00:39:59.235 --> 00:40:03.004
ممنونم، جورج

00:40:19.956 --> 00:40:21.723
آخر هفته برگرد اينجا

00:40:23.760 --> 00:40:27.428
من همراه مري و توماس اينجا خواهم بود

00:40:27.430 --> 00:40:29.997
همراه شما ميايم
کار ساموئل کالپر تموم شده

00:40:31.234 --> 00:40:34.936
...ايب-
نه-

00:40:34.938 --> 00:40:38.740
من مي‌دونم که شکست، چه شکلي‌ـه
کار حلقه ديگه تموم شده

00:40:42.946 --> 00:40:44.479
منم همين‌طور

00:40:47.016 --> 00:40:49.150
تو شکست نخوردي، ايب

00:40:50.253 --> 00:40:51.819
خدمت کردي

00:40:55.125 --> 00:40:57.325
هيچکس نمي‌تونست
...کاري که تو کردي رو

00:40:57.327 --> 00:40:59.460
براي اين مدت طولاني، انجام بده

00:41:07.137 --> 00:41:09.504
من هنوز با خانم ميزبان، نرقصيده‌ام

00:41:09.506 --> 00:41:12.340
...دوشيزه شيپن
ميشه من رو همراهي کنين؟

00:41:41.571 --> 00:41:43.371
اوه بيلي، اينجايي

00:41:43.373 --> 00:41:45.239
مجبور شدم چند تا از گره‌ها رو باز کنم

00:41:45.241 --> 00:41:48.409
درسته، چرا اون اندازه‌ي تو رو نگرفته بود؟

00:41:48.411 --> 00:41:50.278
گرفت

00:41:50.280 --> 00:41:51.546
يه روز کامل رو هم باهاش گذروندم

00:41:51.548 --> 00:41:53.514
ولي حتي متوجه نشد

00:41:53.516 --> 00:41:57.552
حدس مي‌زنم که همه‌ي ما
...خيلي چيزها توي ذهن‌ـمون هست

00:41:57.554 --> 00:42:00.822
و چيزهايي که درست جلوي چشم‌ـمون هستن رو نمي‌بينيم

00:42:12.300 --> 00:42:32.300
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.