﻿WEBVTT

00:00:11.641 --> 00:00:14.542
سر و صدای زیادی در این اتاق وجود داره

00:00:14.610 --> 00:00:17.411
ولی من از شما می خواهم به چیزی گوش بدهید

00:00:17.480 --> 00:00:21.115
در آماده سازی جراحی اعصاب این بیمار

00:00:21.184 --> 00:00:24.151
دکترها الکترودهایی در مغز او کار گذاشته اند

00:00:24.220 --> 00:00:26.921
تا فعالیت آن را ثبت کند

00:00:26.989 --> 00:00:28.723
از طریق یک بلندگو می توانیم

00:00:28.791 --> 00:00:31.592
شلیک یاخته های عصبی را بشنویم

00:00:34.363 --> 00:00:35.696
او موافقت کرده است که در یک

00:00:35.765 --> 00:00:39.800
آزمایش درباره ی تصمیم گیری به من کمک کند

00:00:39.869 --> 00:00:43.604
خب، می تونی به من بگی چی داری می بینی

00:00:43.673 --> 00:00:45.005
پس خیلی ساده است

00:00:45.074 --> 00:00:46.707
بدون اینکه او بداند

00:00:46.776 --> 00:00:50.678
مغز او تصمیم می گیرد آیا این یک خرگوش است یا یک شترمرغ

00:00:50.747 --> 00:00:52.246
هر دوی آنها را می توان دید

00:00:53.983 --> 00:00:54.915
نظرت چیه؟ شترمرغ؟

00:00:56.452 --> 00:00:59.587
هنگامی که مغز او به یک تصمیم گیری برخورد می کند

00:00:59.655 --> 00:01:02.857
تغییر ضعیفی در صدا به وجود می آید

00:01:02.925 --> 00:01:04.692
در آن پاپ پاپ پاپ قرار دارد

00:01:08.164 --> 00:01:11.132
این صدای یک تصمیم گرفتن است

00:01:11.200 --> 00:01:13.167
ما استراق سمع یک یاخته ی عصبی را انجام می دهیم

00:01:13.236 --> 00:01:15.970
که باتفاق میلیاردها یاخته ی عصبی دیگر کار می کند

00:01:16.038 --> 00:01:18.439
تا به یک انتخاب برسند

00:01:18.508 --> 00:01:20.641
هر تصمیم

00:01:20.710 --> 00:01:23.711
در تاریخ گونه ی انسانی این شکلی است

00:01:23.780 --> 00:01:26.881
هر پیشنهاد ازدواجی، هر اعلام جنگی

00:01:26.949 --> 00:01:30.618
هر جهشی از تخیلات و هر ماموریتی که شروع می کنیم

00:01:30.686 --> 00:01:35.689
هر قطعه از جادوی انسانی شبیه این است

00:01:35.758 --> 00:01:40.060
مغز ما دائما تصمیم می گیرد

00:01:40.129 --> 00:01:42.296
از بعضی از آنها مطلع هستیم

00:01:42.365 --> 00:01:45.199
و از اکثر آنها نه

00:01:45.268 --> 00:01:48.602
رمزگشایی از چیزهایی که می شنویم یا می بینیم یا بو می کنیم

00:01:48.671 --> 00:01:50.237
اینها تصمیمات هستند

00:01:50.306 --> 00:01:58.179
درست مثل ترسیدن، عاشق شدن، تسلیم شدن و مقاومت کردن

00:01:58.247 --> 00:02:00.381
تصمیم گیری چیزی است که به ما اجازه می دهد

00:02:00.449 --> 00:02:03.818
تا مسیری را در زندگی هدایت کنیم

00:02:03.886 --> 00:02:06.754
و عمر انتخاب های شما، شما را

00:02:06.823 --> 00:02:09.590
به شخصی که الان هستید تبدیل کرده است

00:02:09.614 --> 00:02:21.614
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:21.804 --> 00:02:24.705
مهم نیست که روز شما چقدر آسان به نظر برسد

00:02:24.774 --> 00:02:27.775
مغز شما همیشه سخت مشغول کار است

00:02:27.844 --> 00:02:32.279
و انتخاب می کند و گزینه های مختف  را سبک سنگین می کند

00:02:32.348 --> 00:02:35.616
و همیشه در حالتی از تضاد است

00:02:35.685 --> 00:02:39.620
که در کشاکشی نیرومند با خودش گیر کرده است

00:02:40.890 --> 00:02:42.623
بگذارید نشان بدهم منظورم چیست

00:02:44.694 --> 00:02:48.128
همین الان، من باید تصمیمی مهم بگیرم

00:02:49.966 --> 00:02:53.133
ماست منجمد نعنایی یا لیمویی؟

00:02:55.304 --> 00:02:58.005
این مسئله ای جدی است چون من هر دوی آنها را دوست دارم

00:03:00.443 --> 00:03:03.210
درون مغز من، این انتخاب

00:03:03.279 --> 00:03:04.912
گردبادی از فعالیت درست می کند

00:03:09.051 --> 00:03:12.052
یاخته های عصبی سریعا با یکدیگر تماس برقرار می کنند

00:03:12.121 --> 00:03:14.221
آنها شبکه های رقابتی تشکیل می دهند

00:03:15.758 --> 00:03:19.360
یکی از آنها طرفدار لیموی خوشمزه است

00:03:19.428 --> 00:03:21.595
و دیگری طرفدار تازگی نعناع

00:03:24.734 --> 00:03:27.001
وقتی که من در آخر لیمویی را انتخاب می کنم

00:03:27.069 --> 00:03:30.271
واقعا نمی دانم که چرا این انتخاب را کرده ام

00:03:30.339 --> 00:03:33.540
ولی اگر می توانستم سرپوش را کنار بزنم، می فهمیدم که

00:03:33.609 --> 00:03:36.677
شبکه ی لیمویی سخت تر مبارزه کرده است و برنده شده است

00:03:36.746 --> 00:03:38.512
و شبکه ی نعنایی من را شکست دادند

00:03:40.917 --> 00:03:42.883
و این تنها نعناع در مقابل لیمو نیست

00:03:42.952 --> 00:03:44.718
من می خواهم بدانم که آیا این ماست را اصلا بخورم یا نه

00:03:44.787 --> 00:03:46.420
چون بخشی از من می خواهد این کار را بکند ولی

00:03:46.489 --> 00:03:48.522
بخشی از من می داند که چاق کننده است

00:03:48.591 --> 00:03:50.858
و به خاطر این نوع کشمکش ها است

00:03:50.927 --> 00:03:52.893
که ما از خودمان عصبانی می شویم

00:03:52.962 --> 00:03:55.796
و به خودمان فحش می دهیم و خود را گول می زنیم

00:03:55.865 --> 00:03:57.865
دقیقا کی داره با کی حرف می زنه؟

00:03:57.934 --> 00:03:59.333
همش شما هستید درسته؟

00:03:59.402 --> 00:04:01.135
ولی قسمت های متفاوتی از شما هستند

00:04:06.776 --> 00:04:10.477
این رقابت ها در هر تصمیم گیری ای که انجام می دهیم با ما هستند

00:04:10.546 --> 00:04:12.813
معمولا آنها آنقدر آسان حل می شوند

00:04:12.882 --> 00:04:14.014
که ما از آنها بی خبر هستیم

00:04:15.818 --> 00:04:18.852
ولی در بعضی موقعیت ها، آنها خود را نشان می دهند

00:04:18.921 --> 00:04:22.957
می توانیم کوشش شبکه های مختلف را احساس کنیم

00:04:23.025 --> 00:04:28.595
به شما نشان می دهم منظورم چیست. اگر بتوانم یک داوطلب پیدا کنم

00:04:28.664 --> 00:04:30.898
ببخشید، دوست دارید در یک آزمایش شرکت کنید؟

00:04:30.967 --> 00:04:32.800
فکر نمی کنم. باشه

00:04:35.004 --> 00:04:35.970
ببخشید، دوست دارید

00:04:36.038 --> 00:04:37.705
در یک آزمایش شرکت کنید؟

00:04:37.773 --> 00:04:39.006
تنها 30 ثانیه طول خواهد کشید

00:04:39.075 --> 00:04:41.475
ببخشید. دیرمون شده. باشه. باشه

00:04:48.384 --> 00:04:50.784
دوست دارید 30 ثانیه در یک آزمایش شرکت کنید؟

00:04:50.853 --> 00:04:52.553
باشه. خب شما باید این کار را انجام بدهید

00:04:52.621 --> 00:04:54.722
دستاتون رو بزارید بیرون. باشه

00:04:54.790 --> 00:04:57.791
و من از شما رنگ جوهر را می پرسم

00:04:57.860 --> 00:04:59.259
خب رنگ این جوهر چیه؟

00:04:59.328 --> 00:05:00.327
قرمز. خوبه. باشه

00:05:00.396 --> 00:05:02.496
رنگ این جوهر چیه؟ آبی

00:05:02.565 --> 00:05:05.499
این کار خیلی آسانی است

00:05:05.568 --> 00:05:07.368
قرمز. آبی

00:05:07.436 --> 00:05:10.037
ولی یک کشمکش را معرفی می کنیم... بین

00:05:10.106 --> 00:05:16.110
کلمات و رنگ جوهر، و وضعیت تغییر می کند

00:05:16.178 --> 00:05:21.115
آبی... زرد... نارنجی

00:05:21.183 --> 00:05:27.254
نارنجی... آبی... سبز... آه آبی

00:05:27.323 --> 00:05:28.555
باشه

00:05:28.624 --> 00:05:33.660
نارنجی... سبز... آبی... قرمز

00:05:33.729 --> 00:05:38.499
نارنجی... آبی... سبز

00:05:40.503 --> 00:05:41.902
من باید چشمانم را ببندم

00:05:41.971 --> 00:05:43.037
آره. دیدم

00:05:44.807 --> 00:05:47.041
این کار به خاطر رقابت کننده هایی

00:05:47.109 --> 00:05:49.643
که درون مغز هستند سخته

00:05:49.712 --> 00:05:53.047
یک شبکه مشغول نامگذاری رنگ ها است

00:05:53.115 --> 00:05:57.751
دیگری یک عمر تجربه ی تمرین خواندن کلمات را دارد

00:05:57.820 --> 00:06:00.854
قرمز... آبی

00:06:00.923 --> 00:06:03.490
با هر دو شبکه ای که در هر حال نبرد با یکدیگر هستند

00:06:03.559 --> 00:06:06.126
می توانید مستقیما کشمکش را تجربه کنید

00:06:08.497 --> 00:06:11.331
برای اینکه جواب درست بدهید، باید فعالانه

00:06:11.400 --> 00:06:13.600
کلمه ای که می خوانید را به اسم رنگ تحت فشار قرار بدهید

00:06:16.872 --> 00:06:21.308
اینها موقعیت هایی هستند که وقتی شبکه های رقیب نمی توانند تطبیق پیدا کنند

00:06:21.377 --> 00:06:23.577
و آنها یک درک مخصوص را پیشکش می کنند

00:06:26.582 --> 00:06:29.683
در این فیلم نادر می توانیم کشاکش

00:06:29.752 --> 00:06:33.020
در مغز که خود را در بدن نشان می دهد ببینیم

00:06:35.925 --> 00:06:38.725
مت روزر روانشناس یک متخصص

00:06:38.794 --> 00:06:41.795
در وضعیتی به نام سندروم دست بیگانه است

00:06:44.667 --> 00:06:48.469
این اثر فرعی نادری از یک جراحی دو پاره ی مغز است

00:06:48.537 --> 00:06:50.804
که کاری است که گاهی اوقات برای درمان بیماری صرع به کار می رفت

00:06:58.781 --> 00:07:00.647
جراحی دو پاره ی مغز قطع ارتباط

00:07:00.716 --> 00:07:02.549
دو نیم کره ی مغز است

00:07:02.618 --> 00:07:03.784
دو نیم کره ی مغز

00:07:06.422 --> 00:07:10.124
با نصف کردن مغز، بهتر می توانید صرع را کنترل کنید

00:07:13.462 --> 00:07:15.462
در این بیمار، مسئله از این فراتر رفت

00:07:15.531 --> 00:07:18.031
و پی آمدهای مخربی داشت

00:07:18.100 --> 00:07:20.501
بر تمام مهارت های حرکتیش تاثیر گذاشت

00:07:20.569 --> 00:07:22.636
مخصوصا حرکت دستانش

00:07:24.473 --> 00:07:28.275
او می تواند چیزی که دکترها می خواهند را با یک طرف بدنش انجام بدهد

00:07:28.344 --> 00:07:30.744
می تونی دستات رو بلند کنی؟

00:07:30.813 --> 00:07:33.046
ولی او هیچ کنترل آگاهانه ای

00:07:33.115 --> 00:07:35.082
در قسمت دیگر بدنش ندارد

00:07:35.151 --> 00:07:37.251
می تونی شستت رو تو این دستت تکون بدی؟

00:07:37.319 --> 00:07:38.252
شستت رو تکون بده

00:07:39.989 --> 00:07:41.922
انگشت اشاره ات رو به من نشون بده

00:07:41.991 --> 00:07:45.025
مغز راست او کنترل دست چپش را به عهده می گیرد

00:07:45.094 --> 00:07:47.561
و به دنبال توجه است

00:07:47.630 --> 00:07:49.163
جه اتفاقی داره می افته؟ به ما بگو چه اتفاقی داره می افته

00:07:51.133 --> 00:07:53.133
می تونی انگشت کوچیکت و به من نشون بدی؟

00:07:53.202 --> 00:07:54.902
خب خوبه

00:07:54.970 --> 00:07:57.704
می تونی با انگشت کوچیکت، پیشونیت و لمس کنی؟

00:07:57.773 --> 00:08:01.375
دست به دستورات واکنش نشان نمی دهد

00:08:01.443 --> 00:08:03.810
به نظر می رسد که اراده ی خودش را دارد

00:08:03.879 --> 00:08:05.712
چون حالا تقریبا

00:08:05.781 --> 00:08:09.683
دو نیم بیمار درون یک بدن قرار دارند

00:08:09.752 --> 00:08:11.285
می تونی شستت رو نشون بدی؟

00:08:11.353 --> 00:08:13.120
شستت رو نشون بده

00:08:13.189 --> 00:08:16.657
برای این بیمار، سندروم دست بیگانه ی او

00:08:16.725 --> 00:08:19.526
در نهایت تحت کنترل آورده شد

00:08:19.595 --> 00:08:21.895
آره نمی تونم کاریش کنم

00:08:21.964 --> 00:08:24.031
ولی این اختلال چیزی را نشان می دهد

00:08:24.099 --> 00:08:26.099
که معمولا پنهان است

00:08:26.168 --> 00:08:28.902
به ما یک پنجره به کشمکشی می دهد

00:08:28.971 --> 00:08:33.707
که درون سر ما، هر روز جریان دارد

00:08:33.776 --> 00:08:36.343
می تونی، می تونی شستت رو به من نشون بدی؟

00:08:36.412 --> 00:08:37.344
شستت رو نشون بده

00:08:45.788 --> 00:08:48.589
در قضیه ی تصمیم گیری

00:08:48.657 --> 00:08:52.159
دو سیستمی که اغلب درگیر می شوند

00:08:52.228 --> 00:08:56.096
آنهایی هستند که می توانیم به عنوان منطق و احساس خلاصه کنیم

00:08:59.468 --> 00:09:03.170
این سیستم ها با یکدیگر کار می کنند بنابراین ما معمولا خبر نداریم که

00:09:03.239 --> 00:09:06.106
بیشتر از یک چیز تصمیمات ما را هدایت می کند

00:09:09.712 --> 00:09:13.113
ولی در بعضی از اوقات می توان آنها را از هم جدا کرد

00:09:15.251 --> 00:09:18.185
مسئله ی تراموا را در نظر داشته باشید

00:09:18.254 --> 00:09:19.753
سلام
سلام

00:09:19.822 --> 00:09:22.356
می خواهم از شما دعوت کنم تا به این اتاق پا بگذارید

00:09:22.424 --> 00:09:23.890
و ما می خواهیم به شما یک ویدئو نشان بدهیم

00:09:23.959 --> 00:09:26.193
و از شما بپرسیم که شما

00:09:26.262 --> 00:09:27.628
در همچین موقعیتی چکار می کنید
باشه

00:09:33.102 --> 00:09:36.536
شما قطاری را می بینید که ترمز هایش خراب شده اند

00:09:36.605 --> 00:09:39.139
و همینطور دارد مسیر را طی می کند

00:09:40.542 --> 00:09:43.277
در مسیر قطار، 4 کارگر می بینید

00:09:47.349 --> 00:09:51.218
آنها آنقدر دور هستند که نمی توان به آنها هشدار داد ولی اگر کاری نکنید

00:09:51.287 --> 00:09:52.653
آنها قطعا خواهند مرد

00:09:56.292 --> 00:09:57.891
سپس یک اهرم می بینید

00:09:59.862 --> 00:10:03.597
اگر بکشیدش قطار را به سمت مسیر دیگری منحرف می کنید

00:10:03.666 --> 00:10:05.666
و آن 4 کارگر جان سالم به در می برند

00:10:07.636 --> 00:10:10.237
ولی یک نکته وجود دارد: یک مرد دیگر

00:10:10.306 --> 00:10:12.005
در مسیر دیگر دارد کار می کند

00:10:14.410 --> 00:10:17.711
اگر اهرم را بکشید، او قطعا خواهد مرد

00:10:19.415 --> 00:10:22.049
بنابراین آیا اهرم را می کشی؟

00:10:35.130 --> 00:10:37.130
احتمالا الان

00:10:37.199 --> 00:10:38.532
باشه. اهرم را کشیدی؟

00:10:38.600 --> 00:10:40.233
من اهرم را کشیدم. باشه. عالیه

00:10:40.302 --> 00:10:42.102
حالا موقعیت شماره ی دو وسط می آید

00:10:42.171 --> 00:10:43.337
یک سناریوی دیگر هم اینجا وجود دارد

00:10:43.405 --> 00:10:44.538
باشه. عالیه. بریم

00:10:46.842 --> 00:10:49.242
اینبار، مسئله یک مقدار فرق می کند

00:10:50.879 --> 00:10:52.979
هنوز 4 کارگر

00:10:53.048 --> 00:10:54.614
در مسیر تراموا وجود دارد

00:10:56.885 --> 00:10:59.086
ولی حالا هیچ اهرمی وجود ندارد

00:10:59.154 --> 00:11:00.554
هیچ راهی وجود ندارد که تراموا را منحرف کنید

00:11:02.358 --> 00:11:04.791
در عوض یک مرد بزرگ وجود دارد

00:11:04.860 --> 00:11:07.527
که در کنار مسیر بر روی یک برج مخزن آب ایستاده است

00:11:07.596 --> 00:11:10.597
آن را از آن بالا هل بدهیم تا در مسیر تراموا بیافتد

00:11:10.666 --> 00:11:14.368
و وزن او کافیست تا تراموا را متوقف کند

00:11:14.436 --> 00:11:16.837
شما یک نفر را قربانی می کنید تا دیگران را نجات دهید

00:11:18.440 --> 00:11:20.874
خب تو مرد رو هل میدی؟

00:11:29.551 --> 00:11:31.518
خب، تو مرد رو هل دادی؟

00:11:31.587 --> 00:11:32.786
معلومه که نه

00:11:32.855 --> 00:11:33.920
خب تو در موقعیت اول چکار کردی؟

00:11:33.989 --> 00:11:34.988
اهرم رو کشیدی؟

00:11:35.057 --> 00:11:36.390
آره

00:11:36.458 --> 00:11:39.326
چون جون یک نفر رو فدای جون 4 نفر می کنی نه؟

00:11:39.395 --> 00:11:42.162
بنابراین فرق بین دو موقعیت چیه؟

00:11:42.231 --> 00:11:45.866
ارتباط فیزیکی کشتن

00:11:45.934 --> 00:11:48.902
اگرچه من می توانم ببینم که هر دوی آنها یک چیز هستند

00:11:48.971 --> 00:11:50.404
و هر دوی آنها یک نتیجه را در پی خواهند داشت

00:11:50.472 --> 00:11:54.241
حس درونی من... مخالف آن یکی بود

00:11:56.245 --> 00:11:59.246
از هر کسی که پرسیدم انتخاب یکسانی داشت

00:11:59.314 --> 00:12:02.516
آنها اهرم را می کشیدند ولی مرد را هل نمی دادند

00:12:11.927 --> 00:12:13.427
نه
باشه

00:12:15.497 --> 00:12:18.532
در هر دو مورد مسئله ی اخلاقی یکسانی وجود دارد

00:12:18.600 --> 00:12:21.601
آیا یک زندگی را با 4 زندگی عوض می کنید؟

00:12:21.670 --> 00:12:24.171
در اولین موقعیت، فقط یک مشکل ریاضیاتی است

00:12:24.239 --> 00:12:26.206
در دومین موقعیت شما باید

00:12:26.275 --> 00:12:28.175
به طور فیزیکی با مرد تعامل برقرار کنید

00:12:28.243 --> 00:12:30.610
او را هل بدهید تا بمیرد و این مسئله

00:12:30.679 --> 00:12:33.647
شبکه های دیگر در مغز را که شامل احساسات هم می شود در بر می گیرد

00:12:35.784 --> 00:12:38.251
بنابراین در پشت صحنه چه اتفاقی می افتد؟

00:12:40.088 --> 00:12:44.191
کشمکش در سرتاسر مغز انجام می شود

00:12:44.259 --> 00:12:47.461
در ابتدا سیستم منطق، حکمفرما است

00:12:47.529 --> 00:12:51.932
ولی وقتی ایده ی کشتن یک مرد با دستان خالی مطرح می شود

00:12:52.000 --> 00:12:57.204
و سیستم احساسی فعال می شود و تعادل را به هم می زند

00:12:57.272 --> 00:13:01.007
شما در بین این رقابت ها گیر افتاده اید و این مسئله باعث می شود

00:13:01.076 --> 00:13:03.710
تصمیم شما کاملا عوض شود

00:13:09.485 --> 00:13:13.653
مسئله ی تراموا نوری بر موقعیت های دنیای واقعی می اندازد

00:13:20.295 --> 00:13:22.295
به جنگ های مدرن فکر کنید

00:13:25.667 --> 00:13:31.304
وقتی یک موشک دور برد را شلیک کنید یا یک پهپاد را هدایت می کنید

00:13:31.373 --> 00:13:34.207
یا یک حمله ی سایبری را برنامه ریزی می کنید

00:13:34.276 --> 00:13:36.409
باعث خسارت در فاصله ای دور می شود

00:13:38.614 --> 00:13:41.248
شبکه های عقلانی کار می کنند

00:13:41.316 --> 00:13:43.884
ولی شبکه های احساسی لزوما نیاز نیستند

00:13:45.821 --> 00:13:49.222
دوری، کشمکش های درونی را کاهش می دهد

00:13:49.291 --> 00:13:52.459
بیشتر مثل کشیدن اهرم نسبت به هل دادن مرد است

00:13:56.331 --> 00:13:59.633
هدایت جنگ از فاصله ای دور راحت تر است

00:14:06.341 --> 00:14:10.210
اگر ما قادر باشیم سیستم های احساسی خود را کنار بگذاریم

00:14:10.279 --> 00:14:11.611
چرا اصلا باید آنها را داشته باشیم؟

00:14:16.552 --> 00:14:20.220
بنابراین اغلب در عصب شناسی، بیشتر در مواقعی که مشکلی پیش می آید

00:14:20.289 --> 00:14:21.755
درباره ی مغز یاد می گیریم

00:14:24.326 --> 00:14:26.960
به مدت دو دهه، تامی مایرز

00:14:27.029 --> 00:14:30.664
شغل موفقی در مهندسی و ازدواج خوبی داشت

00:14:33.835 --> 00:14:37.270
سپس دو سال پیش، حادثه ای اتفاق افتاد

00:14:43.779 --> 00:14:47.314
اون روز از خواب بیدار شدیم و حدود یک ساعت رانندگی کردیم

00:14:49.751 --> 00:14:51.918
از چیزی که دوستام بهم گفتند

00:14:51.987 --> 00:14:54.788
از یک چرخش 90 درجه رد شدیم که مشخص نبود

00:14:58.660 --> 00:15:02.696
و هر کاری که می تونستیم کردیم تا دوباره بتونیم دور بزنیم

00:15:02.764 --> 00:15:04.097
موتور افتاد

00:15:06.668 --> 00:15:08.168
از آنجا به بعد هیچ چیزی یادم نیست

00:15:11.340 --> 00:15:14.207
تامی از تصادف جان سالم به در برد

00:15:14.276 --> 00:15:16.743
ولی هنوز یک مشکل باقی مانده بود

00:15:16.812 --> 00:15:19.980
به چهار نیاز داریم چون

00:15:20.048 --> 00:15:24.317
او حالا حتی برای ساده ترین تصمیم گیری ها درگیر است

00:15:24.386 --> 00:15:26.152
من... من

00:15:29.324 --> 00:15:32.392
من... من اهمیتی نمیدم

00:15:32.461 --> 00:15:33.793
من میخوام گریه کنم

00:15:33.862 --> 00:15:35.662
من نمی خوام گریه کنم

00:15:35.731 --> 00:15:37.097
ولی چیزای زیادی اینجا هست

00:15:39.735 --> 00:15:42.202
روزای خوب هست و روزای بد

00:15:42.270 --> 00:15:47.107
و تو لزوما نمی دونی که چه روزی

00:15:47.175 --> 00:15:48.108
از خواب بلند میشی

00:15:50.278 --> 00:15:51.678
می دونی، من منتظر روزی هستم که

00:15:51.747 --> 00:15:53.113
آب دو لیوان

00:15:54.883 --> 00:15:57.050
می دونی، اون به حالت طبیعی برگرده

00:15:59.154 --> 00:16:03.323
من نمی تونم، خیلی زیاده

00:16:03.392 --> 00:16:06.826
برای مغز من تا پردازش کنم که کاملا هم احمقانه هستند

00:16:10.432 --> 00:16:14.668
مغز تامی در قشر پیش پیشانی آسیب دیده است

00:16:14.736 --> 00:16:18.605
سیستم های منطق و احساسات او جدا شده اند

00:16:18.674 --> 00:16:21.541
آنها هنوز کار می کنند ولی احساسات او

00:16:21.610 --> 00:16:24.144
دیگر به ذهن او وصل نیست

00:16:25.480 --> 00:16:27.714
آسیب تامی نشان می دهد که

00:16:27.783 --> 00:16:30.183
حتی در ابتدایی ترین موقعیت ها

00:16:30.252 --> 00:16:33.653
احساسات یک اجزای سازنده ی مهم برای تصمیم گیری است

00:16:35.490 --> 00:16:39.459
برای درک آسیب، عصب شناس تامی، دکتر ازلینگر

00:16:39.528 --> 00:16:41.695
او را به این سوپر مارکت آورد

00:16:44.766 --> 00:16:46.966
تامی هنوز دارد

00:16:47.035 --> 00:16:50.336
یک مرحله از جلوه های احساسی و هیجانی را تجربه می کند

00:16:50.405 --> 00:16:54.074
تنها مسئله این است که هنوز خیلی ابتدایی است

00:16:54.142 --> 00:16:56.342
. به سیستم و مجموعه ی منطقی وصل نشده است

00:16:56.411 --> 00:16:57.744
من فرق بین این چیزها را

00:16:57.813 --> 00:16:59.779
نمی فهمم

00:16:59.848 --> 00:17:02.549
درسته، اگر من چیزی را فراموش کنم، به شوهرم می گویم آنها را بخرد، چون

00:17:02.617 --> 00:17:05.218
ازلیگر می خواهد ببیند چطور تامی با

00:17:05.287 --> 00:17:09.823
ابتدایی ترین انتخاب ها برخورد می کند، او باید برای شام چه چیزی بخرد؟

00:17:09.891 --> 00:17:11.357
خب شما اینجا چند تا انتخاب دارید

00:17:11.426 --> 00:17:14.294
چطور تصمیم می گیرید چه چیزی دوست دارید؟

00:17:14.362 --> 00:17:16.463
من فقط به

00:17:16.531 --> 00:17:19.632
چیزهای مختلفی که هستند

00:17:19.701 --> 00:17:21.634
و قیمت های مختلف نگاه می کنم

00:17:21.703 --> 00:17:22.669
و

00:17:22.738 --> 00:17:24.771
من سیب زمینی های بزرگ نمی خواهم

00:17:24.840 --> 00:17:29.642
من احتمالا فقط یک بسته از

00:17:29.711 --> 00:17:31.644
شاید سیب زمینی های طلایی یا

00:17:31.713 --> 00:17:34.147
او داشت اطلاعات را به خوبی دریافت می کرد

00:17:34.216 --> 00:17:37.117
راجع به اینکه جه چیزهایی داشت می دید و این حقیقت که قیمت هایی وجود داشتند

00:17:37.185 --> 00:17:39.786
و اندازه و رنگ هم وجود داشتند

00:17:39.855 --> 00:17:43.056
بنابراین مغز او داشت تمام اطلاعات منطقی را پردازش می کرد

00:17:43.125 --> 00:17:47.026
ولی سیستم احساسی نقشی بازی نمی کرد

00:17:47.095 --> 00:17:49.062
و به سیستم منطق وصل نمیشد

00:17:49.131 --> 00:17:50.697
چیزای زیادی هست

00:17:50.766 --> 00:17:52.165
چرا سیب زمینی های زیادی نیاز داری؟

00:17:52.234 --> 00:17:53.533
درسته

00:17:53.602 --> 00:17:55.568
وقتی به همه ی اینها فکر می کنم نفسم می گیره

00:17:55.637 --> 00:17:57.036
خب چرا؟

00:17:57.105 --> 00:17:59.973
چون این یک تصمیم است و فشار و استرس زیادی داره

00:18:00.041 --> 00:18:02.976
چیزای زیادی اینجا هست

00:18:05.614 --> 00:18:08.448
تامی سریعا با اطلاعاتی که

00:18:08.517 --> 00:18:11.584
نمی توانست رتبه بندی کند غوطه ور شد

00:18:11.653 --> 00:18:13.553
راهی که او می رفت

00:18:13.622 --> 00:18:15.755
اینطور بود: خب بگذارید اون یکی رو برداریم و از اینجا بریم

00:18:15.824 --> 00:18:17.323
من نمی تونم اطلاعات رو پردازش کنم

00:18:17.392 --> 00:18:18.958
خیلی زیاده

00:18:19.027 --> 00:18:20.393
حالا این اتفاق قبل از تصادف هم برای تو می افتاد؟

00:18:20.462 --> 00:18:22.529
نه. نه. من یک مهندس بودم

00:18:22.597 --> 00:18:25.899
من هر کاری را می توانستم انجام بدهم ولی الان نمی توانم

00:18:25.967 --> 00:18:28.301
نمی توانم یک گوشت بردارم، اینها به کنار، گرفتن 10 تصمیم

00:18:28.370 --> 00:18:30.170
در سر کار در یک ساعت آینده

00:18:30.238 --> 00:18:31.604
شده 10 تصمیم در یک هفته

00:18:34.209 --> 00:18:36.943
این موقعیت باعث شده تامی فشار زیادی را تحمل کند

00:18:37.012 --> 00:18:41.114
ولی او نمی تواند کاری کند برای تصمیم هایش اهمیتی قائل باشد

00:18:41.183 --> 00:18:44.017
برای گرفتن یک تصمیم، او باید بنوعی

00:18:44.085 --> 00:18:46.653
ارزش یک گزینه را بر دیگری ترجیح دهد

00:18:46.721 --> 00:18:49.389
اطلاعات زیادی باید پردازش شود

00:18:49.457 --> 00:18:50.757
این چیزی که هست

00:18:50.826 --> 00:18:52.959
و تنها می توان با

00:18:53.028 --> 00:18:54.727
کمک احساسات انجام داد

00:18:54.796 --> 00:18:56.029
فکر می کنم اطلاعات آن است که شما باید

00:18:56.097 --> 00:18:57.730
در سرتان بگذارید

00:18:57.799 --> 00:19:00.600
سیستم منطقی مغز هنوز خیلی قوی است

00:19:00.669 --> 00:19:03.903
و ما می خواهیم کاری کنیم به زور به سیستم احساسی ضربه ی آهسته ای بزند

00:19:03.972 --> 00:19:05.505
بنابراین یکی از کارهایی که ما روز به روز انجام می دهیم

00:19:05.574 --> 00:19:08.575
این است که چیزهایی که خیلی مهم نیستند را دور می اندازیم

00:19:08.643 --> 00:19:10.443
و گاهی اوقات این احساسات ما هستند که

00:19:10.512 --> 00:19:12.312
به ما کمک می کنند این جداسازی را انجام بدهیم

00:19:12.380 --> 00:19:15.748
با داشتن آن سیستم منطقی که بر روی فرآیند کار کند

00:19:15.817 --> 00:19:17.083
شاید ما قادر باشیم حداقل

00:19:17.152 --> 00:19:20.453
در بعضی از روش ها دوباره آن دو را به هم وصل کنیم

00:19:20.522 --> 00:19:23.690
من فقط نشستم

00:19:23.758 --> 00:19:26.059
من نمی دونم فردا چی میشه

00:19:26.127 --> 00:19:28.194
آیا بهتر خواهم شد، آیا بدتر خواهم شد؟

00:19:28.263 --> 00:19:30.263
بله

00:19:30.332 --> 00:19:32.866
به نظر می آید قطعه های پازل

00:19:32.934 --> 00:19:35.568
در روشی تدریجی و آهسته می تواند کنار یکدیگر قرار بگیرد

00:19:35.637 --> 00:19:39.172
ولی واقعا آهسته، تا زمانی که

00:19:39.241 --> 00:19:41.174
من قبلم آن را قبول بکند

00:19:44.546 --> 00:19:46.779
داستان تامی نشان می دهد که

00:19:46.848 --> 00:19:48.982
وجود احساسات چقدر در تصمیم گیری مهم است

00:19:51.386 --> 00:19:53.219
ولی نکته اینجاست

00:19:53.288 --> 00:19:57.690
احساسات فقط درون مغز اتفاق نمی افتند

00:19:57.759 --> 00:20:01.628
سیستم احساسی ما با بقیه ی فیزیولوژی ما هم تعامل دارد

00:20:03.632 --> 00:20:09.369
وقتی با انتخاباتی رو به رو هستیم، ماهیچه های ما بطور غیر قابل مشاهده کشیده و سفت می شوند

00:20:09.437 --> 00:20:12.138
و میزان هورمون های ما نوسان پیدا می کند

00:20:12.207 --> 00:20:17.543
اینها واکنش های خودکار و فیزیکی یا احساسات درونی هستند

00:20:17.612 --> 00:20:18.678
و ما به آنها نیاز داریم

00:20:20.548 --> 00:20:22.582
من دارم تلاش می کنم تصمیم بگیرم که چه سوپی را می خواهم

00:20:22.651 --> 00:20:24.117
ولی انتخاب خیلی سختی است

00:20:24.185 --> 00:20:26.019
جزئیات زیادی را مغز من باید محاسبه کند

00:20:27.923 --> 00:20:32.191
کالری، قیمت، مزه، نمک و بسته بندی های مختلفی وجود دارد

00:20:32.260 --> 00:20:34.193
میلیون ها جزئیات وجود دارند

00:20:34.262 --> 00:20:36.229
و من تمام روز زیر این این کوه از داده ها

00:20:36.298 --> 00:20:39.098
فلج خواهم شد بنابراین چیزی که من احتیاج دارم

00:20:39.167 --> 00:20:41.467
یک نوع خلاصه و یک تندخوانی است

00:20:41.536 --> 00:20:45.772
و این چیزی است که حالت های فیزیولوژی ای بدن من به من می دهند

00:20:45.840 --> 00:20:47.740
به من اجازه می دهد ارزشی را بر این انتخاب قرار دهم

00:20:47.809 --> 00:20:49.542
و ارزشی را برای آن انتخاب

00:20:49.611 --> 00:20:52.312
و این چیزی است که به من اجازه می دهد تصمیم بگیرم

00:20:59.387 --> 00:21:03.656
این مکالمه بین بدن و مغز هیچ وقت متوقف نمی شود

00:21:05.327 --> 00:21:07.627
ولی وقتی تحت فشار قرار می گیریم یا

00:21:07.696 --> 00:21:09.629
می ترسیم این نکته معلوم می شود

00:21:16.538 --> 00:21:17.904
این موقعیت را در نظر بگیرید

00:21:20.742 --> 00:21:23.776
قبل از اینکه من به صورت منطقی فکر کنم چه اتفاقی افتاده است

00:21:23.845 --> 00:21:25.178
به طور فیزیکی واکنش نشان می دهم

00:21:29.351 --> 00:21:31.250
غدد عروقی من باز می شوند

00:21:33.555 --> 00:21:35.088
میزان ضربان قلب من افزایش پیدا می کند

00:21:37.058 --> 00:21:39.225
حدقه ی چشمان من گشاد می شوند

00:21:39.294 --> 00:21:41.794
بدن من یک پیغام را فریاد می کشد

00:21:43.264 --> 00:21:44.464
من رو از اینجا ببر

00:21:49.070 --> 00:21:52.005
هر روز، حالت های احساسی ای مثل این را تجربه می کنیم

00:21:52.073 --> 00:21:55.041
ولی چون اکثر آنها ضعیف و ناخودآگاه هستند

00:21:55.110 --> 00:21:57.010
معمولا از آنها با خبر نیستیم

00:21:57.078 --> 00:22:00.213
ولی معلوم شده است که این حالت ها برای هدایت

00:22:00.281 --> 00:22:02.148
تمام تصمیم ها در زندگیمان ضروری هستند

00:22:09.691 --> 00:22:13.926
اکثر ما تمایل داریم به تصمیماتی که بر اساس احساسات گرفته می شوند

00:22:13.995 --> 00:22:16.796
نسبت به تصمیماتی که براساس منطق گرفته می شوند بدگمان باشیم

00:22:16.865 --> 00:22:19.599
بنابراین دانستن این مسئله که

00:22:19.667 --> 00:22:22.602
که چقدر احساسات می تواند به ما درک بالایی بدهد سوپرایز کننده باشد

00:22:28.376 --> 00:22:32.345
ریچارد تونِی یک روانشناس تجربی است

00:22:32.414 --> 00:22:36.482
او تشکیل تصمیمات ناخودآگاه را مطالعه می کند

00:22:36.551 --> 00:22:40.086
فقط این الکترودها رو وصل کنم

00:22:40.155 --> 00:22:44.791
او آزمایشی را اجرا می کند که به فعالیت قمار کردن آیوا مشهور است

00:22:44.859 --> 00:22:47.760
می خوام که دستات و ثابت نگه داری

00:22:47.829 --> 00:22:50.630
چون اینکار بر اندازه گیری هایی که داریم انجام می دیم تاثیر میزاره

00:22:53.701 --> 00:22:58.638
یک داوطلب یک کارت از یکی از 4 دسته را انتخاب می کند تا بکشد

00:23:01.776 --> 00:23:04.177
هر بار یک کارت می کشد

00:23:04.245 --> 00:23:07.146
او مقداری پول برنده می شود و مقداری هم می بازد

00:23:10.085 --> 00:23:12.685
کار او این است که تا جایی که ممکن است پول به دست بیاورد

00:23:15.924 --> 00:23:18.958
همچنانکه بازی می کند، به دستگاهی وصل شده است

00:23:19.027 --> 00:23:21.294
که شباهت زیادی به دروغ سنج دارد

00:23:21.362 --> 00:23:25.398
تغییرات بسیار کوچکی در غدد عرقی پوست او را نشان می دهد

00:23:30.305 --> 00:23:32.004
چیزی که او نمی داند این است که

00:23:32.073 --> 00:23:35.208
دسته ها تصادفی نیستند بلکه از قبل آماده شده اند

00:23:36.778 --> 00:23:40.179
اگر او از دسته های اِی و سی انتخاب کند

00:23:40.248 --> 00:23:41.881
او در آخر حداکثر پول را برنده می شود

00:23:45.787 --> 00:23:49.655
سوال این است که چه مدت طول می کشد تا او این موضوع را بفهمد؟

00:23:52.861 --> 00:23:55.928
شرکت کننده در ابتدا دسته ها را بررسی خواهد کرد

00:23:55.997 --> 00:23:59.966
و آنها از 4 دسته انتخاب خواهند کرد

00:24:00.034 --> 00:24:02.935
ولی تا زمانی که به حدود 20 تا 30 تا کارت نرسیده باشند

00:24:03.004 --> 00:24:06.806
به طور آگاهانه از دسته های خوب انتخاب نمی کنند

00:24:08.877 --> 00:24:12.411
ولی مسئله اینجاست: نمایشگر نشان می دهد که

00:24:12.480 --> 00:24:14.614
داوطلبان خیلی زودتر تشخیص می دهند که کدام دسته

00:24:14.682 --> 00:24:17.350
خوب و کدام دسته بد است

00:24:18.820 --> 00:24:22.989
بعد از ده تلاش، مقادیری فعالیت وجود دارد

00:24:23.057 --> 00:24:27.026
یک نشانه ی هشدار، هرگاه که به سمت دسته های بد می رود فعال می شود

00:24:29.564 --> 00:24:32.064
او این مسئله را تشخیص نمی دهد ولی این آغاز

00:24:32.133 --> 00:24:35.835
احساس شک است، درکی که بدن او

00:24:35.904 --> 00:24:38.571
قبل از ذهن آگاه او ثبت می کند

00:24:38.640 --> 00:24:42.308
ما داریم اینجا

00:24:42.377 --> 00:24:47.780
واکنش های فیزیولوژی ای را قبل از گرفتن تصمیم می بینیم

00:24:47.849 --> 00:24:51.417
این علامت نشان دهنده ی پیش بینی انتخابی است

00:24:51.486 --> 00:24:53.252
که شرکت کنندگان می خواهند بگیرند

00:24:55.823 --> 00:25:00.159
هنگامی که حس ظن او بیشتر می شود، او به سمت منطق روی می آورد

00:25:00.228 --> 00:25:02.428
تا چیزی که بدن او می گفته را اجرا کند

00:25:02.497 --> 00:25:04.997
اینکه از کدام دسته کارت بکشد و از کدام دوری کند

00:25:10.138 --> 00:25:12.505
خب النا، میشه یه لحظه وایسی

00:25:12.574 --> 00:25:14.540
و از تو بپرسم اگر تو باید

00:25:14.609 --> 00:25:18.311
از یکی از آن 4 دسته برای بقیه ی آزمایش انتخاب کنی

00:25:18.379 --> 00:25:19.645
کدوم دسته رو انتخاب می کردی؟

00:25:21.349 --> 00:25:24.450
فکر می کنم دسته ی سی رو انتخاب می کردم

00:25:24.519 --> 00:25:27.119
بله درسته. ادامه بده

00:25:27.188 --> 00:25:30.256
شاید احساس یک نتیجه گیری منطقی را داشته باشد

00:25:30.325 --> 00:25:32.992
ولی براساس یک بنیاد فیزیکی ساخته شده است

00:25:35.330 --> 00:25:38.564
بدن و مغز سازنده ی یک کلیت هستند

00:25:38.633 --> 00:25:40.299
کلا قسمتی از یک سیستم مشابه هستند

00:25:44.339 --> 00:25:46.806
اگر فیزیولوژی همیشه نقشی را در تصمیم گیری ما

00:25:46.874 --> 00:25:51.210
بازی می کند، این چه چیزی را راجع به ما می گوید؟

00:25:51.279 --> 00:25:55.248
آیا ما اصلا می شود در یک روش کاملا منطقی عمل کنیم

00:25:55.316 --> 00:25:58.184
یا این یک توهم است که ما به آن چسبیده ایم؟

00:26:00.755 --> 00:26:03.089
خب، این را در نظر داشته باشید

00:26:03.157 --> 00:26:08.227
اگر شما تا به حال قبل از هیئت رسیده اید، حواستان به ساعت باشد

00:26:08.296 --> 00:26:11.764
ما امید داریم که بانوی عدالت بی طرف است

00:26:11.833 --> 00:26:15.635
ولی مطالعات خلاف این مسئله را نشان می دهند، طوری که شگفت زده خواهید شد

00:26:17.372 --> 00:26:22.041
دو مرد برای گرفتن آزادی مشروط احضار شدند ولی با سه ساعت اختلاف

00:26:22.110 --> 00:26:23.743
آنها قانون شکنی یکسانی را مرتکب شده بودند

00:26:23.811 --> 00:26:26.145
و به مقدار یکسانی در زندان بوده اند

00:26:26.214 --> 00:26:28.047
بنابراین قاضی چه تصمیمی می گیرد؟

00:26:31.919 --> 00:26:34.053
حالا، این اتفاق افتاد

00:26:34.122 --> 00:26:36.355
به زندانی اولی آزادی مشروط اهداء شد

00:26:36.424 --> 00:26:39.558
ولی آزادی مشروط زندانی دوم رد شد. چرا؟

00:26:39.627 --> 00:26:41.360
با اینکه جرم هر دو یکسان بوده است

00:26:41.429 --> 00:26:43.796
چه چیزی روی این تصمیمات تاثیر داشته است؟

00:26:43.865 --> 00:26:46.932
آیا مسئله نژاد، سن یا قیافه بوده است؟

00:26:47.001 --> 00:26:48.534
خب، یک مطالعه یک هزار حکم

00:26:48.603 --> 00:26:51.270
از قاضی های مختلف را تحلیل کرده است

00:26:51.339 --> 00:26:53.739
و آنها فهمیده اند که این حکم ها به خاطر آن عوامل نبوده است

00:26:53.808 --> 00:26:54.807
راجع به این بوده است

00:26:59.814 --> 00:27:02.748
براساس مطالعه، زندانی ها

00:27:02.817 --> 00:27:07.253
سه برابر بیشتر احتمال داشت آزادی مشروط خود را بعد از ناهار دریافت کنند

00:27:07.322 --> 00:27:09.422
وقتی که هیئت ژوری خوب غذا خورده اند

00:27:09.490 --> 00:27:12.391
نسبت به زمان قبل از ناهار که آنها احساس گرسنگی می کردند

00:27:14.162 --> 00:27:18.698
تصمیم گیری در هنگام صبح به ذهن فشار می آورد

00:27:18.766 --> 00:27:20.333
و قاضی ها از

00:27:20.401 --> 00:27:22.535
چیزی که به تخلیه ی خود مشهور است رنج می برند

00:27:26.307 --> 00:27:29.342
مغز آنها با انرژی کمی کار می کند

00:27:29.410 --> 00:27:32.712
و این قضیه مخصوصا بر قشر پیش پیشانی تاثیر می گذارد

00:27:32.780 --> 00:27:34.814
که نقشی در تصمیم گیری دارد

00:27:36.150 --> 00:27:37.249
بطور عادی فرض می کنیم که

00:27:37.318 --> 00:27:39.318
انسان ها تصمیم گیرانی منطقی هستند

00:27:39.387 --> 00:27:41.554
آنها اطلاعات را دریافت و سپس پردازش می کنند

00:27:41.622 --> 00:27:43.689
و سپس بهترین جواب را تولید می کنند

00:27:43.758 --> 00:27:45.958
ولی انسان های واقعی، حتی قاضی ها

00:27:46.027 --> 00:27:49.595
اینطور عمل نمی کنند، آنها موجوداتی زیستی هستند

00:27:51.666 --> 00:27:55.801
دستگاه قضایی دادگاه طوری ایجاد شده که منطقی و متعادل به نظر بیاید

00:27:55.870 --> 00:27:58.771
بنابراین این تفکری مخرب است که می تواند

00:27:58.840 --> 00:28:02.375
توسط شیمی بنیادی مغز ما دزدیده شود

00:28:02.443 --> 00:28:06.612
حتی قاضی ها هم می توانند توسط روش زیستی خود زندانی شوند

00:28:13.121 --> 00:28:17.690
این داستان با بعضی از بقیه ی انتخاب های بزرگ زندگی یکسان است

00:28:17.759 --> 00:28:19.558
جایی که تصمیم هایی که می گیریم

00:28:19.627 --> 00:28:22.194
لزوما آگاهانه نیستند

00:28:22.263 --> 00:28:26.866
درعوض، ما توسط نیروهای پنهان زیستی کشیده می شویم

00:28:30.304 --> 00:28:34.473
روانشناس فرگشتی، جفری میلر

00:28:34.542 --> 00:28:36.609
روش جالبی را برای نشان دادن این قضیه مطرح کرده است

00:28:43.251 --> 00:28:48.320
گروه او از کمک 18 رقصنده ی لپ دنس در نیو مکزیکو استفاده کردند

00:28:48.389 --> 00:28:52.091
و به آنها گفته شد 3 ماه درآمد خود را ثبت کنند

00:28:55.296 --> 00:29:00.499
می دانیم که درآمد رقصنده های لپ دنس بسیار نوسان دارد

00:29:00.568 --> 00:29:03.969
در بعضی از شب ها آنها تا 800 دلار درآمد دارند

00:29:04.038 --> 00:29:07.640
در بعضی از شب ها هم تنها 150 دلار درآمد دارند

00:29:07.708 --> 00:29:10.476
و آنها از درآمد خود خیلی باخبر هستند

00:29:10.545 --> 00:29:12.311
بنابراین به نظر یک وضع خیلی ایده آل می رسد

00:29:12.380 --> 00:29:14.713
برای اینکه قادر باشیم از آنها بپرسیم چقدر

00:29:14.782 --> 00:29:18.284
شب به شب و شیفت به شیفت درآمد داشته اند

00:29:18.352 --> 00:29:20.820
و قادر باشیم رد آنها را نسبت به اینکه

00:29:20.888 --> 00:29:22.254
آنها در عادت ماهانه کجا قرار دارند پیگیری کنیم

00:29:25.293 --> 00:29:27.493
میلر می خواست بداند آیا یک زن

00:29:27.562 --> 00:29:31.931
وقتی در دوره ی تخمک گذاری است برای یک مرد جذاب تر است یا نه

00:29:31.999 --> 00:29:35.367
در آن نقطه در دوره ی او، وقتی در بالاترین زمان بارور سازی است

00:29:35.436 --> 00:29:40.439
جریانی از هورمون استروژن باعث می شود پوست او نرم تر شود

00:29:40.508 --> 00:29:42.942
و ترکیب او بیشتر متقارن و یکنواخت باشد

00:29:43.010 --> 00:29:47.146
و مفصل ران یا کفل تا دور کمر او به نسبت بزرگتر به نظر می رسد

00:29:47.215 --> 00:29:49.982
تغییرات خفیف هستند ولی مغز مردان

00:29:50.051 --> 00:29:52.785
آن اشاره ها را به طور ناخودآگاه دریافت می کند

00:29:54.689 --> 00:29:57.523
نتایج به طرز شگفت انگیزی قوی و محکم هستند

00:29:57.592 --> 00:30:01.093
وقتی زن ها در حال تخمک گذاری هستند، آنها حدود

00:30:01.162 --> 00:30:03.229
دو برابر زمانی که

00:30:03.297 --> 00:30:04.964
در دوره ی قاعده ی خود هستند درآمد دارند

00:30:05.032 --> 00:30:09.668
ولی همچنین آنها بیشتر از قبل دوره ی قاعدگی درآمد دارند

00:30:09.737 --> 00:30:12.805
بنابراین الگوی واقعی اینچنین است که اگر شما در دوره ی تخمک گذاری باشید

00:30:12.874 --> 00:30:14.874
از نظر مردها بیشتر جذاب هستید

00:30:14.942 --> 00:30:16.609
انعام های بیشتری می گیرید

00:30:16.677 --> 00:30:19.712
برای لپ دنس های بیشتری صدایتان می زنند

00:30:19.780 --> 00:30:21.580
و ما فکر کردیم این روش خیلی خوبی برای

00:30:21.649 --> 00:30:25.718
تعیین کیفیت جذابیت زنان در نظر مردان است

00:30:34.262 --> 00:30:36.862
محرک های پنهان زیستی شما

00:30:36.931 --> 00:30:38.731
به شما کمک می کنند یک جفت انتخاب کنید

00:30:43.804 --> 00:30:46.739
ولی چه چیزی باعث می شود شما با شریکتان بمانید؟

00:30:48.910 --> 00:30:52.711
باید به ارزش ها و استانداردهای اخلاقی شما ربط داشته باشد نه؟

00:30:52.780 --> 00:30:54.547
در حقیقت، هورمون های شما دارند

00:30:54.615 --> 00:30:56.882
تصمیم گیری های زیادی برای شما می گیرند

00:30:56.951 --> 00:30:58.751
یکی از آنها این قضیه است

00:30:58.819 --> 00:31:00.252
اسم آن اکسی توسین است

00:31:02.690 --> 00:31:05.424
گاهی اوقات به آن هورمون عشق هم می گویند

00:31:05.493 --> 00:31:07.726
اکسی توسین پیوندهایی که ما

00:31:07.795 --> 00:31:09.762
وقتی در یک رابطه هستیم احساس می کنیم را تقویت می کنند

00:31:11.399 --> 00:31:15.634
در مطالعه ای که به تازگی انجام شده، به مردانی که عاشق جنس مخالف خود بودند

00:31:15.703 --> 00:31:18.871
مقدار مشخصی اکسی توسین تزریق شد

00:31:18.940 --> 00:31:20.673
سپس از آنها خواسته شد

00:31:20.741 --> 00:31:22.841
میزان جذابیت زن های مختلف را رتبه بندی کنند

00:31:27.415 --> 00:31:29.081
مردهایی که به آنها اکسی توسین داده شده بود

00:31:29.150 --> 00:31:31.784
شریک خود را جذاب تر می دیدند

00:31:31.852 --> 00:31:33.786
ولی زن های دیگر را آنقدر جذاب نمی دیدند

00:31:33.854 --> 00:31:35.020
در حقیقت، با زن های دیگر آنها

00:31:35.089 --> 00:31:37.122
فاصله ی فیزیکی بیشتری را حفظ می کردند

00:31:39.493 --> 00:31:42.094
خب، یک زن جذاب وارد بار می شود

00:31:47.201 --> 00:31:49.268
خیلی از مردها آمدن او را زیر نظر دارند

00:31:53.841 --> 00:31:59.345
ولی آن شخصی که عاشق شریکش است

00:31:59.413 --> 00:32:02.915
و اکسی توسین در او ترشح شده این کار را نمی کند و حواس او پرت نمی شود

00:32:07.655 --> 00:32:10.089
از دیدگاه فرگشتی، شاید شما انتظار داشته باشید

00:32:10.157 --> 00:32:11.657
که شما تک همسری را نمی خواهید

00:32:11.726 --> 00:32:14.426
شما می خواهید تا جایی که امکان دارد بچه دار شوید

00:32:14.495 --> 00:32:18.097
پس چرا مواد شیمیایی ای در مغز وجود دارد که رابطه ها را بهبود می بخشد؟

00:32:18.165 --> 00:32:20.799
خب، برای زنده ماندن کودکان

00:32:20.868 --> 00:32:23.869
داشتن پدر و مادر در اطراف کودک بهتر از داشتن یکی از آنها است

00:32:23.938 --> 00:32:26.138
این خیلی مهم است که مغز های ما

00:32:26.207 --> 00:32:27.906
این تصمیم را برای ما می گیرند

00:32:40.221 --> 00:32:42.554
در حقیقت، شواهد می گویند

00:32:42.623 --> 00:32:45.391
که بعضی از پیچیده ترین تصمیم های ما

00:32:45.459 --> 00:32:48.694
آنهایی که ما دوست داریم به دقت به آنها فکر کنیم

00:32:48.763 --> 00:32:53.599
تحت تاثیر دی ان ای ما از قبل برنامه ریزی شده است

00:32:53.668 --> 00:32:55.668
و تقریبا می شود گفت اصلا انتخابی در کار نیست

00:32:57.104 --> 00:32:58.570
اگر کوچکترین ناراحتی ای احساس کردی

00:32:58.639 --> 00:33:00.806
دکمه ای که در دستت هست را فشار بده

00:33:00.875 --> 00:33:03.776
و ما می ایستیم و تو را در می آوریم

00:33:03.844 --> 00:33:07.346
با خواندن تمرین های مونتاگ، عصب شناسان

00:33:07.415 --> 00:33:10.549
الگوی رای دهی را تحلیل و پیش بینی می کنند

00:33:16.524 --> 00:33:19.925
معلوم شد که ایدئولوژی های سیاسی

00:33:19.994 --> 00:33:21.760
بنیاد زیستی بسیاری قوی ای دارد که شما می توانید

00:33:21.829 --> 00:33:23.629
از والدینتان به ارث ببرید

00:33:26.867 --> 00:33:30.803
مونتاگ رابطه ای بین سیاست های یک نفر

00:33:30.871 --> 00:33:34.173
با یک واکنش بنیادی پیدا کرد: نفرت و بیزاری

00:33:37.211 --> 00:33:40.813
او داوطلبانی داشت که به درون اسکنرهای اِم آر آی رفتند

00:33:40.881 --> 00:33:43.382
جایی که آنها به یک سری تصویر نگاه می کردند

00:33:44.852 --> 00:33:46.552
من به آنها کسی را نشان دادم که

00:33:46.620 --> 00:33:48.587
چاقویی را در گلوی کسی فرو کرده بود

00:33:48.656 --> 00:33:52.424
محرک تهدیدات فیزیکی، یک جنازه

00:33:52.493 --> 00:33:55.360
چیزی که منزجر کننده بود مثل مگس هایی بر روی یک سالاد

00:33:55.429 --> 00:33:57.930
یا چیزی مثل این

00:33:57.998 --> 00:34:00.766
این چیزها واکنش هایی را در سیستم عصبی شما بیرون خواهد کشید

00:34:00.835 --> 00:34:02.134
و ما فعالیت مغزی آنها را ثبت می کنیم

00:34:04.839 --> 00:34:07.272
سپس از آنها می پرسیم، البته همه موافق نیستند، از آنها می پرسیم

00:34:07.341 --> 00:34:10.008
هی، ما یک آزمایش دیگر داریم که می خواهیم تو انجام بدهی

00:34:10.077 --> 00:34:13.245
و آنها داخل یک اتاق می روند و

00:34:13.314 --> 00:34:16.281
و به یک بررسی ایدئولوژی سیاسی جواب می دهند

00:34:16.350 --> 00:34:19.852
احساست راجع به کنترل اسلحه، سقط جنین

00:34:19.920 --> 00:34:21.620
سکس های قبل از ازدواج و چیزهایی مثل این چیه

00:34:26.327 --> 00:34:28.560
نتایج آزمایش مونتاگ شگفت انگیز است

00:34:30.664 --> 00:34:33.899
هر چقدر واکنش منزجر کننده در مغز بیشتر باشد

00:34:33.968 --> 00:34:37.970
جواب های شخص بیشتر محافظه کارانه است

00:34:38.038 --> 00:34:42.241
واکنش های کوچک تر با دیدگاه های لیبرال بیشتری همراه است

00:34:44.945 --> 00:34:47.312
ارتباط بین واکنش عصبی شما

00:34:47.381 --> 00:34:51.316
و وابستگی سیاسی شما به صورت هوشیار نیست

00:34:51.385 --> 00:34:53.051
ولی قدرتمند است

00:34:53.120 --> 00:34:56.522
من فکر می کنم اگر شما از 9 نفر از 10 نفر در خیابان بپرسید

00:34:56.590 --> 00:34:59.558
چطور تصمیم گرفتی به کاندیدای فلان رای بدهی

00:34:59.627 --> 00:35:01.460
داستان درازی درباره ی اینکه

00:35:01.529 --> 00:35:03.362
به چه چیزهایی اهمیت می دهند

00:35:03.430 --> 00:35:05.964
و موضوعاتی که فلان کاندیدا می تواند از آنها پشتیبانی کند

00:35:06.033 --> 00:35:08.167
و اینکه شما در آن مسائل در کدام طرف هستید

00:35:08.235 --> 00:35:10.736
و اینکه آن شخص چطور خودش را نشان داده است تحویل شما می دهند

00:35:10.805 --> 00:35:14.173
ولی این تنها نیمی از داستان است

00:35:14.241 --> 00:35:18.410
قسمت شوکه کننده این است که واکنش شما به

00:35:18.479 --> 00:35:23.849
یک تصویر منزجر کننده می تواند امتیاز شما بر روی

00:35:23.918 --> 00:35:27.319
آن امتحان را با 95 درصد دقت پیش بینی کند

00:35:27.388 --> 00:35:30.622
آن مدل از پیش بینی غیر طبیعی است

00:35:30.691 --> 00:35:33.158
من به شما تصویری منزجر کننده نشان می دهم و می دانم شما چطور

00:35:33.227 --> 00:35:34.860
می خواهید در سال 2016 رای بدهی

00:35:36.797 --> 00:35:39.331
شاید ما بخواهیم بحث های سیاسی را تصحیح کنیم

00:35:39.400 --> 00:35:41.934
و آنها بیشتر پیچیده شوند

00:35:42.002 --> 00:35:46.638
ولی تصمیم درباره ی انگیزه های ابتدایی ما قبلا گرفته شده است

00:35:51.045 --> 00:35:54.580
تا الان، ما داشتیم به تصمیمات اینجا و الان نگاه می کردیم

00:35:56.083 --> 00:35:59.117
چه سوپی من می خواهم؟

00:35:59.186 --> 00:36:01.553
اهرم را بکشم؟

00:36:01.622 --> 00:36:02.788
به چه کسی رای بدهم؟

00:36:02.857 --> 00:36:04.790
نارنجی. سبز

00:36:07.962 --> 00:36:09.494
ولی این داستان تصمیم گیری

00:36:09.563 --> 00:36:11.897
و پیش بینی آینده

00:36:11.966 --> 00:36:14.967
جنبه ی دیگری هم دارد

00:36:15.035 --> 00:36:16.768
ما باید گزینه های مختلفی را سبک سنگین کنیم

00:36:16.837 --> 00:36:19.071
و حدس بزنیم چطور اوضاع در زمانی که

00:36:19.139 --> 00:36:21.440
هنوز وجود ندارد درست می شود

00:36:23.344 --> 00:36:26.245
مغز شما چطور آن حقه را اجرا می کند؟

00:36:26.313 --> 00:36:28.680
من امروز یک ساعت وقت آزاد دارم

00:36:28.749 --> 00:36:31.116
و من در تلاشم تصمیم بگیرم چکار بکنم

00:36:31.185 --> 00:36:33.518
می دانم که باید به سوپر مارکت بروم

00:36:33.587 --> 00:36:35.487
از طرف دیگر، باید یک سر به کافه بروم

00:36:35.556 --> 00:36:37.422
تا کاری که وقتی از آن نمانده است را انجام بدهم

00:36:37.491 --> 00:36:40.893
و من دوست دارم امروز قادر باشم با پسرم توی پارک بازی کنم

00:36:40.961 --> 00:36:42.828
بنابراین من چطور تصمیم بگیرم؟

00:36:42.897 --> 00:36:45.330
خب به طور مطلوب، من دوست دارم بدانم

00:36:45.399 --> 00:36:48.267
هر کدام از این آینده های ممکن چطور خواهد بود

00:36:48.335 --> 00:36:50.168
ولی نمی تونم در زمان سفر کنم

00:36:50.237 --> 00:36:51.670
یا اینکه آیا واقعا می تونم؟

00:36:54.541 --> 00:36:57.943
شاید شبیه یک صحنه از یک فیلم به نظر برسد، ولی آیا خوب نمی شد

00:36:58.012 --> 00:37:01.647
اگر می توانستیم از آینده به عقب نگاه کنیم و تصمیم بگیریم؟

00:37:07.788 --> 00:37:09.655
خب، این دقیقا چیزی است که مغز ما

00:37:09.723 --> 00:37:12.691
تلاش می کند همیشه انجام بدهد

00:37:12.760 --> 00:37:16.361
انجام شبیه سازی هایی از آینده

00:37:16.430 --> 00:37:18.964
و دادن ارزش های مختلف به هر کدام از آنها

00:37:22.803 --> 00:37:25.637
به ارزیابی ها فکر کنید، مثل برچسب های ارزشی عصبی

00:37:25.706 --> 00:37:28.740
که به ما می گویند چقدر ما فکر می کنیم یک چیز ارزش دارد

00:37:30.411 --> 00:37:33.478
خب رفتن به سوپر مارکت، غذا در یخچال من می گذارد

00:37:33.547 --> 00:37:36.682
بگذارید بگوییم که این کار 10 واحد برای من می ارزد

00:37:36.750 --> 00:37:39.518
نوشتن یک موافقت نامه سرمایه ی آزمایشگاه من را به ارمغان می آورد ولی کار سختی است

00:37:39.586 --> 00:37:41.420
بگذارید آن را 25 واحد در نظر بگیریم

00:37:43.624 --> 00:37:45.824
من عاشق گذراندن وقت با پسرم در پارک هستم

00:37:45.893 --> 00:37:48.860
پس بگذارید آن را 50 واحد حساب کنم

00:37:48.929 --> 00:37:54.266
حالا نکته اینجاست، آن ارزش ها می توانند در گذر زمان تغییر کنند

00:37:54.335 --> 00:37:56.401
اگر به آنجا برسیم و به دوستانم برخورد کنیم

00:37:56.470 --> 00:38:00.172
و بهتر از آنچه تصور می کردیم باشد. این برای دور بعدی به برچسب

00:38:00.240 --> 00:38:02.007
ارزش گذاری من وابسته است

00:38:02.076 --> 00:38:05.344
اگر به آنجا برسیم و تاب ها خراب باشند و هوا بارانی باشد

00:38:05.412 --> 00:38:09.047
این مسئله برچسب ارزش گذاری من را برای دفعه ی بعد پایین می آورد

00:38:09.116 --> 00:38:10.682
و این خیلی مهم است

00:38:10.751 --> 00:38:12.884
این چیزی است که به ما اجازه می دهد

00:38:12.953 --> 00:38:16.621
تصمیمات خود را براساس

00:38:16.690 --> 00:38:18.623
بهترین حدسیات مغز برای آینده اولویت بندی کنیم

00:38:22.296 --> 00:38:26.565
و معلوم شد که یک سیستم کوچک و قدیمی در مغز وجود دارد

00:38:26.633 --> 00:38:29.134
که کل کار آن به روز کردن

00:38:29.203 --> 00:38:30.669
ارزیابی های ما از جهان است

00:38:33.974 --> 00:38:36.074
دارم در مورد سیستم دوپامین صحبت می کنم

00:38:38.212 --> 00:38:42.381
ماده ی شیمیایی دوپامین معمولا میزان ثابتی آزاد می شود

00:38:42.449 --> 00:38:45.317
ولی وقتی چیزی از آنچه که تصور میشد بهتر باشد

00:38:45.386 --> 00:38:47.753
مقدار زیادی دوپامین ترشح می شود

00:38:47.821 --> 00:38:50.188
که این به بقیه ی قسمت های مغز می گوید

00:38:50.257 --> 00:38:53.892
آنها باید ارزش آن گزینه را افزایش بدهند

00:38:53.961 --> 00:38:56.395
وقتی چیزی از آنچه تصور میشد بدتر باشد

00:38:56.463 --> 00:38:59.264
میزان دوپامین کاهش پیدا می کند و ارزش آن هم کم می شود

00:39:02.369 --> 00:39:05.170
در اکثر ما، این سیستم خیلی خوب کار می کند

00:39:05.239 --> 00:39:07.639
ولی به طور حساسی متعادل شده است

00:39:07.708 --> 00:39:11.109
اگر دوپامین زیادی ترشح شود، این حلقه از بازخورد مثبت

00:39:11.178 --> 00:39:12.978
از کنترل خارج می شود

00:39:13.047 --> 00:39:14.846
این ریشه ی اعتیاد است

00:39:18.385 --> 00:39:23.889
روانپزشک اعصاب، والری وون بر رفتارهای اعتیاد آور مطالعه می کند

00:39:23.957 --> 00:39:27.159
او به بیمارانی که بیماری پارکینسون دارد علاقه دارد

00:39:29.263 --> 00:39:32.097
آنها دوپامین کمتری نسبت به حالت عادی تولید می کنند

00:39:32.166 --> 00:39:34.599
بنابراین آنها معمولا داروهایی دریافت می کنند

00:39:34.668 --> 00:39:36.134
تا سطح دوپامین خود را افزایش بدهند

00:39:38.172 --> 00:39:40.505
اتفاقی که با داروهای دوپامین می افتد این است

00:39:40.574 --> 00:39:42.541
که کسی که بیماری پارکینسون دارد

00:39:42.609 --> 00:39:44.776
دارو می تواند به صورت بالقوه سیستم را بدزدد

00:39:48.615 --> 00:39:52.150
بیمارانی که قبلا رفتارشان ملایم بوده است

00:39:52.219 --> 00:39:54.486
ناگهان اعتیاد هایی را به قمار

00:39:54.555 --> 00:39:57.222
یا غذا یا سکس توسعه داده اند

00:39:59.860 --> 00:40:04.329
این تحریک داروی دوپامین بیش از اندازه

00:40:04.398 --> 00:40:06.865
نواحی ای که درگیر پاداش و انگیزش هستند را تحریک می کند

00:40:08.469 --> 00:40:11.470
شما اشاره را می بینید و توقعات شما از پاداش

00:40:11.538 --> 00:40:14.272
بیشتر از آن چیزی که باید باشد می شود

00:40:18.512 --> 00:40:21.313
وقتی شما دارو را از دور خارج کنید، آنها همیشه

00:40:21.381 --> 00:40:25.183
یک مقدار راجع به اینکه چطور آنها

00:40:25.252 --> 00:40:27.819
اینطور رفتار می کنند شگفت زده می شوید

00:40:27.888 --> 00:40:29.788
تا زمانی که مشکلی با

00:40:29.857 --> 00:40:33.024
سیستم دوپامین خود نداریم، باید کنترل

00:40:33.093 --> 00:40:36.194
برانگیزش های ما کاری ساده باشد. نه؟

00:40:36.263 --> 00:40:37.696
مطمئن نباشید

00:40:40.801 --> 00:40:45.403
بحران مسکن آمریکا در سال 2007 را در نظر بگیرید

00:40:45.472 --> 00:40:48.573
بین بانکداران که به دنبال سود سریع و آسانی بودند

00:40:48.642 --> 00:40:53.712
و وام گیرندگانی که به دنبال خانه های رویایی خود بودند

00:40:53.780 --> 00:40:58.250
طوفانی از تصمیمات فجیع به وجود آمد

00:40:58.318 --> 00:41:01.720
به عنوان یک عصب شناس، چیزی که من را متعجب می کند این است که چطور

00:41:01.788 --> 00:41:06.291
که تمام کسانی که درگیر این قضیه بودند اهمیت کمتری به پی آمدهای آینده می دادند

00:41:06.360 --> 00:41:10.962
و درعوض توسط چیزی که درست جلوی آنها قرار داشت از راه بدر شدند

00:41:12.332 --> 00:41:15.433
درصد بسیار پایین وام باعث می شد اتصال

00:41:15.502 --> 00:41:18.970
مدار بندی من این را همین الان می خوام زده شود

00:41:19.039 --> 00:41:22.140
ایده این است که این خانه را همین الان بردار

00:41:22.209 --> 00:41:24.509
بهتر از آنچه که فکر می کردی می تونی زندگی کن

00:41:24.578 --> 00:41:27.112
در مقطعی در آینده، درصد وام بالا می رود

00:41:27.181 --> 00:41:29.247
ولی تا آن زمان راه زیادی مونده

00:41:29.316 --> 00:41:32.884
چون مقاومت در برابر آن الان خیلی سخت است

00:41:32.953 --> 00:41:34.986
اقتصاد جهانی از هم فروپاشید

00:41:41.295 --> 00:41:45.497
لحظه ی حال یک تجربه ی چند حسی غنی است

00:41:45.566 --> 00:41:51.303
که الان با من در ارتباط است ولی آینده تنها یک ایده است

00:41:51.371 --> 00:41:54.739
یک شبیه سازی است که در مدار بندی عصبی من جای می گیرد

00:41:54.808 --> 00:41:56.908
و در مقایسه با تجربه ی آنی و حال حاضر

00:41:56.977 --> 00:41:58.877
یک سایه ی کمرنگ است

00:41:58.946 --> 00:42:01.813
کشش احساس کمتری نسبت به هر چیزی که

00:42:01.882 --> 00:42:03.048
رو به روی ما هست دارد

00:42:10.657 --> 00:42:14.259
بنابراین یکبار دیگر می گوییم که مغز در کشمکش است

00:42:14.328 --> 00:42:16.695
شبکه های مختلف بین حال

00:42:16.763 --> 00:42:19.698
و آینده می جنگند

00:42:19.766 --> 00:42:24.202
لذت لحظه ای یا پاداش دراز مدت؟

00:42:28.508 --> 00:42:32.377
وقتی با این جور تصمیم ها مواجه می شویم چکار می کنیم؟

00:42:32.446 --> 00:42:34.412
ما به نیروی اراده ی خود تکیه می کنیم

00:42:36.083 --> 00:42:37.949
به نیروی اراده به چشم

00:42:38.018 --> 00:42:39.851
چیزی که به شما اجازه می دهد خوردن آن کلوچه

00:42:39.920 --> 00:42:41.653
یا حداقل دومین کلوچه را رد کنید

00:42:41.722 --> 00:42:43.989
یا چیزی که به شما اجازه می دهد تا به جای اینکه کار مهمتان را انجام بدهید

00:42:44.057 --> 00:42:46.124
زیر نور آفتاب بروید بیرون و قدم بزنید

00:42:46.193 --> 00:42:49.394
همه می دانیم داشتن نیروی اراده ی قوی چطور است

00:42:49.463 --> 00:42:51.029
و همه می دانیم وقتی به اندازه ی کافی

00:42:51.098 --> 00:42:52.797
از چیزی را دریافت نمی کنید چه احساسی دارد

00:42:57.337 --> 00:43:00.872
در یک آزمایش، مردم فیلمی از حیات وحش نگاه می کنند

00:43:00.941 --> 00:43:02.874
که حیوانات را در هنگام مشکلات نشان می دهد

00:43:06.813 --> 00:43:10.515
گفته شده که نصف حضار واکنش معمولی به آن نشان داده اند

00:43:10.584 --> 00:43:11.950
و اگر احساس ناراحتی کردند گریه کنند

00:43:15.856 --> 00:43:20.091
بقیه یاد گرفته بودند تا جلوی احساسات خود را بگیرند

00:43:20.160 --> 00:43:22.994
و با استفاده از نیروی اراده ی خود، احساسات خود را سرکوب کنند

00:43:28.535 --> 00:43:30.802
نکته ی کلیدی اتفاقی است که بعد از آن می افتد

00:43:36.410 --> 00:43:39.744
بعد از دیدن فیلم، به هر یک از شرکت کنندگان یکی از این

00:43:39.813 --> 00:43:41.513
تمرین دهنده های دست داده شد

00:43:41.581 --> 00:43:44.115
و از آنها خواسته شد تا جایی که می توانند آن را فشار دهند

00:43:53.193 --> 00:43:55.760
کسانی که احساسات خود را سرکوب کرده بودند

00:43:55.829 --> 00:43:58.430
زودتر از فشار دادن منصرف می شدند

00:44:01.802 --> 00:44:05.704
آنها آنقدر برای گریه نکردن تلاش روانی کرده بودند

00:44:05.772 --> 00:44:08.139
که قدرت فیزیکی خود را کاهش داده بودند

00:44:11.345 --> 00:44:15.680
این نوع خودداری باعث می شود انرژی مصرف شود

00:44:15.749 --> 00:44:18.083
و معلوم شد که مقاومت در برابر وسوسه ها

00:44:18.151 --> 00:44:20.785
یا گرفتن تصمیم های سخت یا ابتکار عمل را به دست گرفتن

00:44:20.854 --> 00:44:24.889
همه ی اینها مقدار انرژی یکسانی را صرف می کنند

00:44:24.958 --> 00:44:27.559
پس نیروی اراده چیزی نیست که ما تمرین کنیم

00:44:27.627 --> 00:44:29.761
چیزی است که ما مورد استفاده قرار می دهیم

00:44:29.830 --> 00:44:31.963
مثل یک مخزن بنزین می ماند

00:44:33.834 --> 00:44:36.368
دلیل خوبی وجود دارد که چرا ما همیشه نمی توانیم

00:44:36.436 --> 00:44:40.972
بر نیروی اراده ی خود تکیه کنیم تا تصمیمات خود را حاضر کنیم

00:44:41.041 --> 00:44:43.608
امکان دارد نیروی اراده ی ما تمام شود

00:44:48.281 --> 00:44:50.482
همه می دانیم که مجبور کردن خودمان

00:44:50.550 --> 00:44:53.385
برای انجام کارهای مشخصی مثل رفتن به باشگاه سخت است

00:44:53.453 --> 00:44:55.720
من می خواهم هیکلم روی فرم باشد ولی وقتی زمان انجام کار می رسد

00:44:55.789 --> 00:44:57.989
معمولا چیزی رو به روی من قرار دارد که

00:44:58.058 --> 00:44:59.824
که لذت بخش تر از رفتن به باشگاه است

00:44:59.893 --> 00:45:03.561
بنابراین کشش چیزی که در آن لحظه اتفاق می افتد قدرتمند تر از

00:45:03.630 --> 00:45:06.798
آینده ی خیالی تصور توانایی های فیزیکی(فیتنس) است

00:45:06.867 --> 00:45:10.468
پس برای اینکه مطمئن شویم من به این جا آمده ام، از

00:45:10.537 --> 00:45:13.405
مردی که سه هزار سال پیش زندگی می کرد انگیزه گرفته ام

00:45:17.377 --> 00:45:21.312
در اساطیر باستان، اولیس قهرمان

00:45:21.381 --> 00:45:24.182
خود را به دکل کشتی اش زد

00:45:24.251 --> 00:45:28.620
تا بتواند آهنگ افسونگر پری های دریایی را بشنود

00:45:28.688 --> 00:45:30.488
بدون اینکه کشتی را به سمت صخره ها هدایت کند

00:45:35.262 --> 00:45:37.595
اولیس می دانست که خودِ آینده اش

00:45:37.664 --> 00:45:39.097
در موقعیتی قرار نخواهد گرفت

00:45:39.166 --> 00:45:41.733
تا تصمیم خوبی بگیرد، بنابراین او چیزهایی را می سازد

00:45:41.802 --> 00:45:44.169
تا او نتواند کار اشتباه را انجام دهد

00:45:44.237 --> 00:45:46.204
این نوع قضیه که بین

00:45:46.273 --> 00:45:48.072
حال و خودِ آینده تان گیر کرده اید

00:45:48.141 --> 00:45:50.608
به نام قرارداد اولیس مشهور است

00:45:50.677 --> 00:45:53.878
قرارداد اولیس خودم قرار گذاشتن با یک دوست است

00:45:53.947 --> 00:45:55.513
تا من را در باشگاه ببیند

00:45:55.582 --> 00:45:59.117
و اینطور فشار اجتماعی من را به دکل کشتی می زند

00:46:03.523 --> 00:46:05.924
دوستی من تضمینی است

00:46:05.992 --> 00:46:08.126
که من با خودِ آینده ام می بندم

00:46:09.830 --> 00:46:12.931
این به من اجازه می دهد تا شخصی باشم که دلم می خواهد

00:46:12.999 --> 00:46:18.136
گرفتن تصمیمات خوب و مقاومت در برابر قدرت اغوا کننده ی الان

00:46:22.042 --> 00:46:24.709
زود باش. زود باش. آره

00:46:24.778 --> 00:46:25.844
آره. آروم

00:46:28.148 --> 00:46:29.781
زندان های ما پر از آدم هایی است

00:46:29.850 --> 00:46:32.150
که با این قضیه درگیر هستند

00:46:32.219 --> 00:46:36.287
آنها قادر نیستند خود را به دکلی ببندند

00:46:36.356 --> 00:46:37.889
تا از صخره ها دوری کنند

00:46:40.026 --> 00:46:42.193
توجه کنید

00:46:42.262 --> 00:46:45.730
از هر 10 زندانی که در زندان های آمریکا هستند 7 نفر آنها

00:46:45.799 --> 00:46:50.535
قابلیت گرفتن تصمیمات دراز مدت را ندارند

00:46:50.604 --> 00:46:52.604
آنها به خاطر مواد آنجا هستند

00:46:56.009 --> 00:47:00.078
به مدت 4 دهه، جنگی را علیه مواد مخدر راه انداخته ایم

00:47:00.146 --> 00:47:05.950
آمریکا سالانه 20 میلیارد دلار خرج این جنگ می کند

00:47:06.019 --> 00:47:07.919
ولی هیچ نشانه ای از پیروزی دیده نمی شود

00:47:07.988 --> 00:47:09.454
و نابود شدن محصول

00:47:09.523 --> 00:47:12.123
قبل از اینکه بتوان از آن تریاک گرفت

00:47:12.192 --> 00:47:14.225
مشکل منابع مواد مخدر

00:47:14.294 --> 00:47:15.927
این است که مثل یک بادکنک آبی می ماند

00:47:15.996 --> 00:47:17.428
اگر شما یک ناحیه را فشار بدهید

00:47:17.497 --> 00:47:19.130
از جایی دیگر بیرون می زند

00:47:19.199 --> 00:47:21.566
بنابراین به جای حمله کردن به منابع

00:47:21.635 --> 00:47:24.736
استراتژی بهتر تقاضای کنترل آن است

00:47:24.804 --> 00:47:27.639
و تقاضا در مغز یک معتاد است

00:47:30.977 --> 00:47:33.611
بنابراین اگر مشکلات در مغز قرار گرفته باشد

00:47:33.680 --> 00:47:35.213
شاید راه حل ها هم همانجا باشند

00:47:35.237 --> 00:47:44.237
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:47:44.624 --> 00:47:47.725
چند کیلومتر دورتر از آزمایشگاه من

00:47:47.794 --> 00:47:48.893
خانه ای وجود دارد که در آن کراک استعمال می شد

00:47:54.167 --> 00:47:56.334
الان متروکه شده ولی زمانی

00:47:56.403 --> 00:47:58.770
پاتوق معمولی ای برای کارن بود

00:48:03.810 --> 00:48:06.277
اشکم را در می آورد

00:48:06.346 --> 00:48:09.814
جون این پایین ترین جایی بود که من رسیده بودم

00:48:09.883 --> 00:48:11.015
وقتی که کراک می کشیدم

00:48:12.786 --> 00:48:15.153
و باورم نمی شود که من هم جزء آن جمعیت بودم

00:48:17.791 --> 00:48:20.391
اگر به اندازه ی کافی قوی نباشید، نمی توانید آن را تحمل کنید

00:48:20.460 --> 00:48:21.759
شما را به درون خودش می کشد

00:48:26.933 --> 00:48:29.634
کارن سالهای زیاد به کراک کوکائین

00:48:29.703 --> 00:48:31.135
اعتیاد داشت

00:48:33.807 --> 00:48:36.808
فکر می کردم که کنترل همه چیز را به دست دارم

00:48:36.876 --> 00:48:38.176
ولی این به خاطر مصرف مواد بود

00:48:38.244 --> 00:48:40.111
منظورم این است که من کنترل همه چیز را به دست نداشتم

00:48:40.180 --> 00:48:42.447
خیلی اوضام به هم ریخته بود

00:48:42.515 --> 00:48:45.650
کثیف، موهام به هم گره خورده بودند، لباسهام شبیه

00:48:45.719 --> 00:48:48.019
کسایی بودند که توی گل دعوا کردند

00:48:48.088 --> 00:48:50.188
نمی تونستم باور کنم و بعد عقب کشیدم

00:48:50.256 --> 00:48:53.191
و با خودم فکر کردم: لعنتی، چی شد که انقدر پست شدم؟

00:48:59.599 --> 00:49:02.734
داستان کارن باعث می شود او برای برنامه ی جدیدی که ما داشتیم

00:49:02.802 --> 00:49:05.603
در آزمایشگاهم اجرا می کردیم داوطلبی ایده آل باشد

00:49:09.075 --> 00:49:12.710
به جای اینکه او را مجبور کنیم ناگهان ترک کند

00:49:12.779 --> 00:49:15.446
داریم تلاش می کنیم او را با علم عصب شناسی درمان کنیم

00:49:19.185 --> 00:49:23.121
تا کاری کنیم مغز کنترل اعتیاد خود را به دست بگیرد

00:49:26.860 --> 00:49:29.727
درون دستگاه اِم آر آی، کارن

00:49:29.796 --> 00:49:33.831
تصاویری از مصرف مواد و وسائل استعمال مواد را تماشا می کند

00:49:33.900 --> 00:49:36.668
از او خواستیم جلوتر برود و خواسته های آنان را احساس کند

00:49:40.974 --> 00:49:42.840
شبکه های مغز او را که با آن خواسته ها

00:49:42.909 --> 00:49:44.809
مرتبط بودند اندازه گیری کردیم

00:49:51.818 --> 00:49:58.423
سپس حالت را عوض کردیم و از او خواستیم خواسته هایش را سرکوب کند

00:49:58.491 --> 00:50:01.893
باشه کارن وقتی داری به سرکوب کردن خواسته هایت فکر می کنی

00:50:01.961 --> 00:50:06.297
به هزینه هایی که به صورت پولی

00:50:06.366 --> 00:50:07.765
به صورت روابطی، به صورت

00:50:07.834 --> 00:50:11.269
فرصت های شغلی برایت ایجاد کرده است فکر کن

00:50:11.337 --> 00:50:12.203
باشه

00:50:15.241 --> 00:50:17.341
ما به او همان عکس ها را نشان می دهیم

00:50:17.410 --> 00:50:20.278
و وقتی او تلاش می کند در مقابل وسوسه های استفاده مقاومت کند

00:50:20.346 --> 00:50:23.181
نواحی ای که در مغز او فعال هستند را اندازه گیری می کنیم

00:50:25.785 --> 00:50:28.352
اینها شبکه هایی هستند که وقتی او هوس کوکائین می کند

00:50:28.421 --> 00:50:30.521
در مغز کارن فعال می شوند

00:50:30.590 --> 00:50:33.157
حالا وقتی او به تمام دلایلی که او به خاطر آنها مقاومت می کند فکر می کند

00:50:33.226 --> 00:50:36.194
سپس این شبکه ها اینجا فعال می شوند

00:50:36.262 --> 00:50:38.730
و این شبکه ها، هوس کردن و سرکوب کردن

00:50:38.798 --> 00:50:40.798
همیشه درگیر نبرد هستند

00:50:43.336 --> 00:50:47.305
نکته ی کلیدی اینجاست، حالا ما درجه سنج کار می گذاریم

00:50:47.373 --> 00:50:51.342
که به کارن می گوید که این نبرد چگونه پیش می رود

00:50:51.411 --> 00:50:55.012
کار او حرکت دادن آن با به هم زدن تعادل

00:50:55.081 --> 00:50:58.750
سرکوب کردن بر روی هوس کردن است

00:50:58.818 --> 00:51:00.618
آنها به تو تصاویری از چیزهای مختلف نشان می دهند

00:51:00.687 --> 00:51:03.955
تو باید مقاومت کنی و سپس مقاومت نکنی

00:51:04.023 --> 00:51:05.623
شبیه یک متر کوچک است

00:51:05.692 --> 00:51:08.326
وقتی برای اولین بار گرفت، من اصلا نمی تونستم انجامش بدم

00:51:08.394 --> 00:51:10.394
سپس دومین بار، متوجهش شدم

00:51:10.463 --> 00:51:13.331
و باید خیلی تمرکز می کردم و می گفتم: هی همینه

00:51:13.399 --> 00:51:14.799
این چیزی بود که پیدا نمی کردم

00:51:14.868 --> 00:51:18.503
که این مغز تو است که به شما می گوید تو نیاز به کراک داری

00:51:18.571 --> 00:51:20.304
پس چرا نتونیم مغزمون رو تمرین بدیم

00:51:20.373 --> 00:51:22.173
و بهش بگیم که الان وقت کراک نیست؟

00:51:23.877 --> 00:51:25.443
منظورم این است که می توانم چیزهای دیگر را سرکوب کنم

00:51:25.512 --> 00:51:27.178
چرا نتونم جلوی کراک هم مقاومت کنم؟

00:51:29.349 --> 00:51:30.982
در آن لحظه، او دارد به

00:51:31.050 --> 00:51:32.917
این تصویر پس زمینه ی کوکائین نگاه می کند

00:51:32.986 --> 00:51:36.788
و او دارد میل به آن را سرکوب می کند

00:51:36.856 --> 00:51:39.290
و آن را همانجا با موفقیت نگه می دارد

00:51:39.359 --> 00:51:42.493
حالا ایده این است که او می تواند این کار را در اسکنر تمرین کند

00:51:42.562 --> 00:51:44.762
و یاد بگیرد چطور در این کار بهتر شود

00:51:44.831 --> 00:51:47.431
و کلید این کار این است که وقتی او به دنیای واقعی برگشت

00:51:47.500 --> 00:51:50.234
و کسی به او کوکائین کراک تعارف کرد

00:51:50.303 --> 00:51:54.839
باید ابزارش را در دسترس داشته باشد تا بداند چطور مقاومت کند

00:51:54.908 --> 00:51:57.341
من نمیگم درمان شدم

00:51:57.410 --> 00:51:59.243
چون چطور از چیزی درمان میشی

00:51:59.312 --> 00:52:02.313
که مغز و ناخودآگاه تو همیشه طلب می کنند؟

00:52:02.382 --> 00:52:06.083
بنابراین من قدم هایم را برمی دارم تا زمانی که این مرحله را رد کنم

00:52:06.152 --> 00:52:08.252
بیرونش می کنم، در مقابلش می ایستم

00:52:08.321 --> 00:52:10.054
می دونی قرار نیست بگم تا 3 ماه آینده

00:52:10.123 --> 00:52:11.789
یا تا یک سال دیگه پاک شدم

00:52:11.858 --> 00:52:13.658
ولی این چیزی است که هر روز براش تلاش می کنم

00:52:18.364 --> 00:52:22.600
برای من کارن چشم اندازی از اینکه چطور علم عصب شناسی

00:52:22.669 --> 00:52:25.469
می تواند به انسان های معتاد کمک کند پیشکش می کند

00:52:25.538 --> 00:52:28.639
او دارد دوباره مدار بندیش را سیم کشی می کند

00:52:28.708 --> 00:52:32.310
او دارد مغزش را برای هم تراز کردن بهتر

00:52:32.378 --> 00:52:35.179
با کسی که دوست دارد باشد شکل دهی کند

00:52:35.248 --> 00:52:37.815
آینده پر از امید است

00:52:37.884 --> 00:52:43.020
من ازدواج کردم، شوهر خیلی خوبی داشتم، زندگی خیلی خوبی دارم

00:52:43.089 --> 00:52:47.325
و من نمی خواهم اینها را به خاطر مقداری کراک به خطر بندازم

00:52:47.393 --> 00:52:50.828
یعنی منظورم این است ترک کردن کراک من دلایل زیادی داشت

00:52:50.897 --> 00:52:56.801
به حالت مقاومت من کمک می کند چون می توانم در واقع وایسم

00:52:56.870 --> 00:52:59.370
و من دارم این کار رو برای خودم می کنم ولی دارم برای دیگران می کنم

00:52:59.439 --> 00:53:02.240
شوهرم، سگهام، خانوادم

00:53:02.308 --> 00:53:03.608
و این چیزیه که برام مهمه

00:53:08.014 --> 00:53:11.616
کارن امید  دارد نبردی که

00:53:11.684 --> 00:53:16.387
دائما در دنیای پنهان شبکه های عصبی او شدت می گیرد رفع شود

00:53:18.825 --> 00:53:21.325
فکر می کنم روش زیستی

00:53:21.394 --> 00:53:25.196
شانس بیشتری نسبت به حبس بودن دارد

00:53:26.833 --> 00:53:30.134
هر چقدر بیشتر درباره ی مغز خودمان بدانیم

00:53:30.203 --> 00:53:34.005
می توانیم از بردگی برانگیزش های خود دوری کنیم

00:53:34.073 --> 00:53:38.042
و آزادی ای را به دست می آوریم که با داشتن تصمیمات بهتر همراه است

00:53:40.280 --> 00:53:43.547
تصمیم گیری در قلب هر چیزی نهفته است

00:53:43.616 --> 00:53:47.551
اینکه که هستیم، چه کاری می کنیم، اینکه چطور دنیا را می بینیم

00:53:47.620 --> 00:53:50.988
بدون قابلیت تصمیم گیری، در برزخی بین

00:53:51.057 --> 00:53:53.457
خواسته های ناسازگار گیر می افتیم

00:53:53.526 --> 00:53:57.128
ما قادر نخواهیم بود زمان حال یا نقشه های آینده را هدایت کنیم

00:53:57.196 --> 00:54:00.665
علم عصب شناسی نشان داده است که شما یک چیز مجزا نیستید

00:54:00.733 --> 00:54:04.201
شما از چندین حس رقابتی تشکیل شده اید

00:54:04.270 --> 00:54:07.705
و با درک اینکه چطور انتخابات در مغز درگیر می شوند

00:54:07.774 --> 00:54:10.441
می توانیم بفهمیم چطور تصمیمات بهتری

00:54:10.510 --> 00:54:13.010
برای خود و جامعه بگیریم

00:54:17.450 --> 00:54:19.650
در قسمت بعدی مستند مغز

00:54:19.719 --> 00:54:22.820
من بررسی می کنم چطور مغز ما اساسا سیم کشی شده است

00:54:22.889 --> 00:54:25.156
تا با هم کار کنند

00:54:25.224 --> 00:54:28.659
چطور این شبکه ی اجتماعی که از زمان تولد ما را احاطه کرده است

00:54:28.728 --> 00:54:31.762
برای زنده ماندن ما حیاتی است

00:54:36.436 --> 00:54:37.568
آره؟
باشه

00:54:37.637 --> 00:54:40.471
درک اینکه چطور مغزها با یکدیگر سر و کار دارند

00:54:40.540 --> 00:54:43.774
به ما کمک می کند گذشته ی خود را بفهمیم

00:54:43.843 --> 00:54:49.284
و کلید آینده را در دست نگه می دارد