﻿WEBVTT

00:00:07.003 --> 00:00:09.904
در طی 100 سال گذشته

00:00:09.973 --> 00:00:12.240
گونه ی ما پیشرفت زیادی کرده است

00:00:12.309 --> 00:00:15.209
ما از شکارچیان و گردآورندگان اولیه

00:00:15.278 --> 00:00:19.080
که به دنبال ته مانده بود

00:00:19.149 --> 00:00:21.549
به یک تسخیر کننده ی جهان و شهرنشین تبدیل شده است

00:00:21.618 --> 00:00:24.052
ابر گونه ی پر ارتباط

00:00:24.120 --> 00:00:26.254
و همه ی اینها به یمن

00:00:26.323 --> 00:00:28.890
یک ماده ی زیستی مرطوب 1.5 کیلوگرمی جمع شده در این بالا است

00:00:30.427 --> 00:00:34.495
ما با اختراعاتی که ما را احاطه کرده اند زندگی می کنیم

00:00:34.564 --> 00:00:37.565
ما هدف سفر

00:00:37.634 --> 00:00:39.067
ساختن

00:00:39.135 --> 00:00:41.035
در ارتباط بودن

00:00:41.104 --> 00:00:43.404
و ساختن داریم

00:00:43.473 --> 00:00:47.241
چیزی که من فکر می کنم شگفت انگیز است این است که تمام اینها

00:00:47.310 --> 00:00:49.777
با یک ماده ی عصبی یکسانی ساخته شده است

00:00:49.846 --> 00:00:54.482
که نیاکان ما هم برای شکار کردن و ساختن ابزار اولیه استفاده می کردند

00:00:54.551 --> 00:00:58.553
نبوغ مادر طبیعت و اسرار موفقیت او

00:00:58.621 --> 00:01:03.458
مغزی ساخت که می تواند نوآوری به خرج دهد تا راه خود را

00:01:03.526 --> 00:01:07.128
از این بشر اولیه به این پیشرفت در مدت کوتاهی هموار کند

00:01:09.265 --> 00:01:12.600
می خواهم بررسی کنم مغز چه ویژگی ای دارد

00:01:12.669 --> 00:01:15.269
که این راه را هموار کرده است

00:01:16.806 --> 00:01:20.108
اگر بتوانیم بفهمیم چگونه کار می کند

00:01:20.176 --> 00:01:25.113
آنوقت شاید بتوانیم قدرتش را به راه جدیدی هدایت کنیم

00:01:25.181 --> 00:01:28.683
و فصل های جدیدی را در تاریخ بشر باز کنیم

00:01:31.888 --> 00:01:34.689
خب اتفاق بعدی برای مغز چیست؟

00:01:34.758 --> 00:01:38.359
در هزار سال آینده برای ما چه اتفاقی می افتد

00:01:38.428 --> 00:01:40.461
و در آینده ای دور

00:01:40.530 --> 00:01:42.930
بشریت چگونه خواهد بود؟

00:01:42.999 --> 00:01:45.266
قابلیت انجام چه کارهایی را داریم؟

00:01:47.237 --> 00:01:52.507
این سفر به راهی است که شاید در آن قدم بگذاریم

00:01:52.575 --> 00:01:54.976
نگاهی خواهیم انداخت به اینکه چگونه می توانیم از مغز خود استفاده کنیم

00:01:55.044 --> 00:01:58.946
تا انواع جدیدی از بدن ها را کنترل کنیم

00:02:02.819 --> 00:02:07.422
چطور تجربه ی حسی ما می تواند افق های جدیدی را به روی ما بگشاید

00:02:09.392 --> 00:02:11.325
نگاهی خواهیم انداخت که چگونه می توانیم احتمالا در آینده

00:02:11.394 --> 00:02:15.396
ذهن خود را از بدن های فیزیکی خود جدا کنیم

00:02:15.465 --> 00:02:20.034
و یا حتی شاید بتوانیم بر مرگ غلبه کنیم

00:02:20.058 --> 00:02:40.058
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:45.862 --> 00:02:47.829
بدن انسان

00:02:47.897 --> 00:02:51.165
شاهکاری از زیبایی و پیچیدگی است

00:02:51.234 --> 00:02:53.334
سمفونی ای از 40 تریلیون سلول است

00:02:53.403 --> 00:02:55.503
که همگی دارند در کنسرت می نوازند

00:02:55.572 --> 00:02:58.473
و تمام آنها توسط

00:02:58.541 --> 00:03:01.909
یک عضو 1.5 کیلوگرمی که به آن مغز می گوییم رهبری شده است

00:03:01.978 --> 00:03:06.013
اطلاعات حسی به داخل سرازیر می شوند

00:03:06.082 --> 00:03:08.416
تصمیمات گرفته می شوند

00:03:08.485 --> 00:03:11.385
واکنش ها تنظیم می شوند

00:03:11.454 --> 00:03:14.489
مغز دستوراتی می فرستد

00:03:14.557 --> 00:03:17.825
و بدن وارد عمل می شود

00:03:17.894 --> 00:03:21.629
ولی چه اتفاقی می افتد اگر مغز بتواند کارهایی بیشتر از این موارد انجام بدهد؟

00:03:21.698 --> 00:03:25.833
چه اتفاقی می افتد اگر روش های دیگری برای عملکرد آن وجود داشته باشد؟

00:03:25.902 --> 00:03:28.736
ما به سمت یک تغییر بنیادی

00:03:28.805 --> 00:03:32.173
در ارتباط بین بدن و مغز

00:03:32.242 --> 00:03:35.543
و دنیای بیرونی هستیم

00:03:35.612 --> 00:03:38.579
ما داریم زیست خود را به تکنولوژی هایمان نزدیک می کنیم

00:03:38.648 --> 00:03:42.984
و این امر به سمت تغییر شکل در اینکه که خواهیم بود می باشد

00:03:45.054 --> 00:03:48.256
همه ی اینها به خاطر یک ویژگی خاص

00:03:48.324 --> 00:03:52.126
مغز به نام انعطاف پذیری است

00:03:52.195 --> 00:03:56.097
این مسئله را می توان با یک داستان شگفت انگیز نشان داد

00:04:02.505 --> 00:04:05.273
با کامرون مات آشنا بشید

00:04:05.341 --> 00:04:09.243
در این فیلم خانوادگی او 4 ساله است

00:04:09.312 --> 00:04:11.979
آ¶ I'M A PRINCESS GIRL ALL DAY آ¶

00:04:12.048 --> 00:04:13.748
آ¶ A PRINCESS GIRL, PRIN-- آ¶

00:04:13.816 --> 00:04:16.083
من یک پرنسس کوچولو هستم

00:04:16.152 --> 00:04:17.985
یک روز، کامرون

00:04:18.054 --> 00:04:20.354
ناگهان حملاتی به او دست داد

00:04:23.259 --> 00:04:25.059
مسئله ی مهم این بود که

00:04:25.128 --> 00:04:27.328
حملات کامرون حملاتی افت دار بود که او در آنجا

00:04:27.397 --> 00:04:29.830
خیلی سریع به زمین می خورد

00:04:29.899 --> 00:04:31.465
و این حملات خیلی قوی بودند

00:04:31.534 --> 00:04:32.633
کامرون؟

00:04:32.702 --> 00:04:33.968
اوه نه

00:04:34.037 --> 00:04:35.369
تشخیص داده شد که او

00:04:35.438 --> 00:04:37.338
سندروم راسموسن دارد

00:04:37.407 --> 00:04:40.975
بیماری ای که به مغز حمله می کند

00:04:41.044 --> 00:04:44.178
باعث می شود بیمار فلج بشود و در نهایت بمیرد

00:04:47.917 --> 00:04:50.451
برای نجات جان کامرون

00:04:50.520 --> 00:04:53.621
پزشکان او یک راه حل ریشه ای را پیشنهاد دادند

00:04:53.690 --> 00:04:57.458
آنها می خواهند قسمت مریض مغز او را بردارند

00:04:57.527 --> 00:04:59.694
یکم محکم تر

00:04:59.762 --> 00:05:01.829
خود عمل، احتمالا

00:05:01.898 --> 00:05:03.931
سخت ترین عمل جراحی ای است

00:05:04.000 --> 00:05:06.233
که می توان در جراحی اعصاب انجام داد

00:05:06.302 --> 00:05:08.202
می دانید، عمل ساده ای نیست

00:05:09.238 --> 00:05:10.972
بین یک تا ده

00:05:11.040 --> 00:05:13.240
ده یکی از سخت ترین عمل هایی است

00:05:13.309 --> 00:05:15.242
که ما معمولا در جراحی اعصاب انجام می دهیم

00:05:15.311 --> 00:05:18.045
من می گویم این عمل یک ده است

00:05:18.114 --> 00:05:20.147
با دیدن هیچ چاره ی دیگری

00:05:20.216 --> 00:05:23.484
والدین کامرون موافقت کردند

00:05:23.553 --> 00:05:25.586
ریسک مهم در این جراحی

00:05:25.655 --> 00:05:27.655
انجام عمل جراحی نیست

00:05:27.724 --> 00:05:29.857
سوال این است اگر عمل جراحی را انجام ندهیم

00:05:29.926 --> 00:05:32.159
چه اتفاقی برای این فرد می افتد؟

00:05:35.965 --> 00:05:39.266
مسئله این بود که نصف کامل مغز

00:05:39.335 --> 00:05:42.136
مغز کامرون آلوده شده است

00:05:49.178 --> 00:05:52.980
بزرگترین دغدغه ی من این بود که آیا او زنده می ماند؟

00:05:53.049 --> 00:05:55.850
آیا عوارضی خواهد داشت؟

00:05:55.918 --> 00:05:58.519
آیا ما همه ی این مسائل را تحمل خواهیم کرد

00:05:58.588 --> 00:06:01.756
و در آخر دوباره حملات را خواهیم داشت؟

00:06:06.129 --> 00:06:10.197
این اسکن قبل از عمل کامرون است

00:06:10.266 --> 00:06:13.901
این موادی است که پی بندی هوش

00:06:13.970 --> 00:06:16.237
و احساسات و حس شوخ طبعی او را می کند

00:06:16.305 --> 00:06:18.339
کسی که او هست

00:06:20.643 --> 00:06:23.511
در این اسکن، فضای خالی

00:06:23.579 --> 00:06:26.681
نصف مغز او است که برداشته شده است

00:06:28.084 --> 00:06:30.751
هیچ کس نمی تواند با اطمینان بگوید چطور این مقدار از دست رفته

00:06:30.820 --> 00:06:33.421
از بافت مغز بر کامرون اثر می گذارد

00:06:33.489 --> 00:06:35.956
چه چیزی را از دست خواهد داد؟

00:06:36.025 --> 00:06:38.059
آیا او می تواند مثل بقیه ی کودکان باشد؟

00:06:41.130 --> 00:06:44.598
این کامرون است و 7 سال گذشته

00:06:44.667 --> 00:06:46.567
دیگر حملات ندارد

00:06:48.905 --> 00:06:50.905
و از همه مهم تر

00:06:50.973 --> 00:06:53.874
به غیر از یک ضعف کوچک در یک سمت

00:06:53.943 --> 00:06:56.444
هیچ نشانی از سختی هایی

00:06:56.512 --> 00:06:59.213
که او تجربه کرد وجود ندارد

00:06:59.282 --> 00:07:01.816
من دوست دارم زیاد بدوم

00:07:01.884 --> 00:07:05.119
و کارهای مختلفی را بیرون از خانه انجام بدهم

00:07:06.255 --> 00:07:08.789
عاشق ریاضیم

00:07:08.858 --> 00:07:12.893
سه تا سوال به من بده و من انجامش می دم

00:07:12.962 --> 00:07:15.529
باشه یه امتحانی می کنیم

00:07:18.568 --> 00:07:21.102
فقط تصور کنید لپ تاب خود را بردارید و

00:07:21.170 --> 00:07:23.771
نصف مادر برد را بردارید و هنوز توقع داشته باشید کار کند

00:07:23.840 --> 00:07:25.639
این کار هیچ وقت در یک کامپیوتر نمی افتد

00:07:25.708 --> 00:07:28.709
ولی در یک مغز جوان جواب می دهد

00:07:30.646 --> 00:07:33.047
و این مسئله مفهوم های شگفت انگیزی دارد

00:07:33.116 --> 00:07:37.084
ما قبلا به مغز به چشم یک سیستم ثابت نگاه می کردیم

00:07:37.153 --> 00:07:40.121
با قسمت های مختلف که مختص کارهای بخصوصی هستند

00:07:40.189 --> 00:07:43.457
مثل دیدن یا تصمیم گرفتن یا حرکت کردن

00:07:43.526 --> 00:07:47.228
ولی هیچ ناحیه ای به تنهایی کار نمی کند

00:07:47.296 --> 00:07:51.499
مغز یک شبکه ی وسیع، متحرک و بهم پیوسته است

00:07:51.567 --> 00:07:54.001
که همیشه در حال تغییر است

00:07:54.070 --> 00:07:57.671
به جای مغزی سخت افزاری، دوست دارم به مغز به عنوان

00:07:57.740 --> 00:08:02.610
مغزی زنده فکر کنم و آن انعطاف پذیری مغز

00:08:02.678 --> 00:08:06.680
احتمالات جدیدی را به روی ما می گشاید

00:08:09.619 --> 00:08:12.720
می توان گفت که این آینده

00:08:12.789 --> 00:08:17.658
از دهه ی 70 م. به شکل یک قطعه ی ساده ی تکنولوژی همراه ما بوده است

00:08:19.862 --> 00:08:21.896
این یک کاشت حلزونی است

00:08:21.964 --> 00:08:24.131
و می تواند باعث شود افراد ناشنوا بشنوند

00:08:25.968 --> 00:08:30.304
صدا را می گیرد و آنها را به سیگنال های الکتریکی ای تبدیل می کند

00:08:30.373 --> 00:08:34.742
که مستقیما به سلول های گوش درونی می رساند

00:08:34.811 --> 00:08:36.443
حالا، وقتی برای اولین بار معرفی شد

00:08:36.512 --> 00:08:38.445
محققان فکر نمی کردند کار کند

00:08:38.514 --> 00:08:41.816
چون زیست شناسی بدن آنقدر با دقت است

00:08:41.884 --> 00:08:44.118
و اختصاصی است و این فقط

00:08:44.187 --> 00:08:46.620
سیگنال های ناپخته را می گیرد و به درون مغز فرو می کند

00:08:46.689 --> 00:08:50.391
بطوری که مغز انتظار ندارد

00:08:50.459 --> 00:08:53.594
کاشت حلزونی نشان دهنده ی ارتباطی نزدیک

00:08:53.663 --> 00:08:57.665
بین الکترودهای روانی و سلول های زیستی است

00:08:57.733 --> 00:09:00.367
و با اینحال این کاشت عمل می کند

00:09:00.436 --> 00:09:02.903
در دنیا، تقریبا یک چهارم میلیون نفر

00:09:02.972 --> 00:09:05.773
شناس این را داشته اند تا برای اولین بار

00:09:05.842 --> 00:09:09.276
به یمن این کاشت ها بشنوند

00:09:11.814 --> 00:09:14.782
اینطور است

00:09:14.851 --> 00:09:19.186
چه از گوش شما بیاید یا از چشمان تان

00:09:19.255 --> 00:09:24.058
یا لمسی بر روی پوست تان، تمام اطلاعاتی

00:09:24.126 --> 00:09:28.028
که وارد مغز شما می شود به چیزهای یکسانی تبدیل می شود

00:09:28.097 --> 00:09:30.731
سیگنال های الکتروشیمیایی

00:09:30.800 --> 00:09:33.634
اینها ارز رایج مغز هستند

00:09:35.671 --> 00:09:39.573
وقتی کاشت ها این سیگنال ها را تولید می کنند، هرچقدر هم خام

00:09:39.642 --> 00:09:46.513
مغز راهی پیدا می کند تا آنها را بفهمد

00:09:46.582 --> 00:09:49.049
به دنبال الگو می گردد

00:09:49.118 --> 00:09:52.319
ارجاع متقابل با احساسات دیگر

00:09:55.358 --> 00:09:59.093
در ابتدا، سیگنال ها نامفهوم هستند

00:09:59.161 --> 00:10:04.765
ولی به زودی معانی ظاهر می شوند

00:10:04.834 --> 00:10:07.067
کاشت حلزونی چیز شگفت انگیزی را درباره ی مغز نشان می دهد

00:10:07.136 --> 00:10:10.271
که یعنی هر سیگنالی که تغذیه کنید

00:10:10.339 --> 00:10:12.206
مغز خواهد فهمید

00:10:12.275 --> 00:10:15.109
چطور چیزی مفید را از آن بیرون بکشد

00:10:15.177 --> 00:10:17.978
تا زمانی که داده ی ورودی یک ساختار دارد

00:10:18.047 --> 00:10:20.247
که با دنیای بیرونی مطابقت دارد

00:10:20.316 --> 00:10:22.816
مغز خواهد فهمید چطور آن را رمز گشایی کند

00:10:22.885 --> 00:10:26.687
و معلوم شد این مسئله یکی از بزرگترین ترفند های طبیعت است

00:10:26.756 --> 00:10:29.189
و حالا که ما راجع به آن می دانیم

00:10:29.258 --> 00:10:32.393
دنیایی از احتمالات را در سر راه ما قرار می دهد

00:10:32.461 --> 00:10:35.596
چرا خود را محدود به تلاش برای جایگزینی

00:10:35.665 --> 00:10:38.365
از دست دادن یا آسیب احساسات کنیم؟

00:10:38.434 --> 00:10:40.668
باید راه هایی برای ما وجود داشته باشد تا احساساتی

00:10:40.736 --> 00:10:44.338
که همین الان هم داریم را بهبود ببخشیم یا چیزهایی به آنها اضافه کنیم؟

00:10:49.812 --> 00:10:54.014
در آزمایشگاه من، ما این جلیقه را درست کرده ایم

00:10:54.083 --> 00:10:57.718
صدا را به الگوهایی از لرزش ها تبدیل می کند

00:10:57.787 --> 00:11:00.621
که بر روی پوست یک پیکره ی نیم تنه احساس شده است

00:11:03.225 --> 00:11:06.060
ایده این است که با دادن زمانی معین

00:11:06.128 --> 00:11:08.162
مغز پوشنده یاد خواهد گرفت

00:11:08.230 --> 00:11:11.799
به صورت خودکار این لرزش ها را رمزگشایی کند

00:11:11.867 --> 00:11:15.869
آنها بطور غیر ارادی اطلاعات را احساس و درک می کنند

00:11:17.740 --> 00:11:19.640
این بازی زبان بیگانه است

00:11:19.709 --> 00:11:22.109
شما قرار است کلمه ای را احساس کنید

00:11:22.178 --> 00:11:24.578
که به عنوان الگویی از لرزش ها بر روی بدن نیم تنه ی شما احساس می شود

00:11:24.647 --> 00:11:26.313
در یک بازه ی زمانی شما

00:11:26.382 --> 00:11:28.248
هنگامی که مغز شما شروع می کند

00:11:28.317 --> 00:11:31.986
به رمز گشایی اینکه چطور این داده ها به کلماتی تبدیل می شوند که شما از قبل می دانید

00:11:32.054 --> 00:11:33.721
در آن بهتر و بهتر می شوید و وظیفه ی شما

00:11:33.789 --> 00:11:35.856
این است بفهمید زبان

00:11:35.925 --> 00:11:37.992
جلیقه چیست

00:11:38.060 --> 00:11:40.294
من می توانم لرزش ها روی بدنم احساس کنم

00:11:40.363 --> 00:11:42.663
با عقل جور در نمی آید. خیلی تصادفی هستند

00:11:42.732 --> 00:11:44.999
من می فهمم که شاید یکی در شانه ی چپم

00:11:45.067 --> 00:11:48.035
شانه ی راستم، پایین کمرم

00:11:53.376 --> 00:11:55.909
یکی از اعضای آزمایشگاه من، یوشع

00:11:55.978 --> 00:11:58.879
در طول روز لباس را پوشید

00:11:58.948 --> 00:12:02.416
یک برنامه الگوی لرزشی ای را به نیم تنه ی او می فرستاد

00:12:02.485 --> 00:12:05.285
او حدس می زند چه کلماتی را الگو بیان می کند

00:12:05.354 --> 00:12:07.721
و به او گفته می شود که آیا درست می گفته است یا نه

00:12:09.725 --> 00:12:11.125
در طول هفته ی اول یا همین حدودا

00:12:11.193 --> 00:12:12.826
کاملا بی معنی بود

00:12:12.895 --> 00:12:16.030
تا تلاش کنی بفهمی چه کلمه ای دارد به من گفته می شود

00:12:16.098 --> 00:12:18.565
ولی هر چقدر زمان می گذشت قابلیت پیدا کرده بودم

00:12:18.634 --> 00:12:22.069
پیشرفت هایی بکنم و آنها را تشخیص بدهم

00:12:22.138 --> 00:12:24.171
عجیب به نظر می رسد که شما می توانستید

00:12:24.240 --> 00:12:27.808
اطلاعات را از طریق نیم تنه تان درک کنید

00:12:27.877 --> 00:12:30.044
ولی نکته ی شگفت انگیز همین است

00:12:30.112 --> 00:12:33.213
مهم نیست چطور سیگنال ها راه خود را به سمت مغز پیدا می کنند

00:12:35.217 --> 00:12:37.951
ما این احساسات پیرامونی را داریم که وارد می شوند

00:12:38.020 --> 00:12:38.986
ولی نکته اینجاست

00:12:39.055 --> 00:12:40.821
چشمان، بینی و دهان ما

00:12:40.890 --> 00:12:44.258
اینها چیزهایی هستند که از گذشته ی فرگشتی ما به ارث رسیده است

00:12:44.326 --> 00:12:46.060
چیزی است که ما با آن به سر میز می آییم

00:12:46.128 --> 00:12:48.128
ولی حتما نباید به آنها بچسبیم

00:12:48.197 --> 00:12:51.231
چون این احتمال وجود دارد که شاید ما بتوانیم

00:12:51.300 --> 00:12:55.969
یک کانال حسی را به یک پورت غیر معمولی مغز وصل کنیم

00:12:56.038 --> 00:12:58.605
و مغز آن را خواهد فهمید

00:12:58.674 --> 00:13:00.908
و شاید در آینده ای نزدیک

00:13:00.976 --> 00:13:03.243
بتوانیم ابزارهای حسی جدیدی اختراع کنیم

00:13:03.312 --> 00:13:05.646
و آنها را مستقیما به مغز وصل کنیم

00:13:05.714 --> 00:13:08.282
به صورت نظری، هیچ محدودیتی

00:13:08.350 --> 00:13:11.452
برای توسعه ی حسی جدیدی که بتوانیم درست کنیم وجود ندارد

00:13:15.591 --> 00:13:18.892
بنابراین تنها تصور کنید اگر بتوانیم یک ورودی را

00:13:18.961 --> 00:13:21.395
از داده های هواشناسی لحظه ای تغذیه کنیم تا بتوانیم

00:13:21.464 --> 00:13:24.064
اگر 150 کیلومتر آنورتر باران می بارید احساس کنیم

00:13:24.133 --> 00:13:26.500
یا آیا امروز برف می بارد یا نه

00:13:31.273 --> 00:13:34.575
یا تصور کنید داده های سهام های لحظه ای را تغذیه کنیم

00:13:34.643 --> 00:13:36.877
و یک حس ذاتی را

00:13:36.946 --> 00:13:39.713
از اینکه چطور بازار دارد حرکت می کند توسعه بدهیم

00:13:39.782 --> 00:13:42.516
شما به اقتصاد جهانی وصل خواهید شد

00:13:45.354 --> 00:13:49.857
به خاطر گنجایش مغز برای گرفتن ورودی های جدید

00:13:49.925 --> 00:13:54.194
ما باید قادر باشیم تجربه ی انسان بودن را توسعه بدهیم

00:13:57.399 --> 00:14:00.501
ما می توانیم از چیزهایی لذت ببریم که نمی توانستیم این کار را

00:14:00.569 --> 00:14:03.137
با احساسات اجدادی ای که با آنها به دنیا می آییم انجام بدهیم

00:14:05.241 --> 00:14:08.775
شاید اینطور بشود که فرگشت تکنولوژی ما

00:14:08.844 --> 00:14:11.411
به جای فرگشت زیست ما

00:14:11.480 --> 00:14:15.582
سفر گونه ی ما از اینجا به آینده را هدایت کند

00:14:15.651 --> 00:14:18.152
همچنانکه به سمت آینده حرکت می کنیم

00:14:18.220 --> 00:14:22.122
بطور فزاینده دروازه های دنیای خودمان را طراحی می کنیم

00:14:22.191 --> 00:14:24.158
تا جایی که ما می توانیم بگوییم

00:14:24.226 --> 00:14:28.061
هیچ محدودیتی برای چیزهایی که مغز می تواند به داخل خودش راه بدهد وجود ندارد

00:14:28.130 --> 00:14:30.164
درعوض، حالا ابزارهایی برای شکل دادن

00:14:30.232 --> 00:14:32.733
تجربه ی حسی خاص خودمان داریم

00:14:32.801 --> 00:14:36.270
تا پنجره ی کوچک خود را به روی واقعیت باز تر کنیم

00:14:38.274 --> 00:14:40.174
حالا، اینکه چطور دنیا را احساس می کنیم

00:14:40.242 --> 00:14:42.209
تنها نصف داستان است

00:14:42.278 --> 00:14:45.312
نیمه ی دیگر این است که چطور با آن تعامل داریم

00:14:47.516 --> 00:14:51.185
چه اتفاقی می افتد اگر می توانستیم از انعطاف پذیری مغز استفاده کنیم

00:14:51.253 --> 00:14:54.354
تا بدن فیزیکی خود را تغییر بدهیم؟

00:14:56.258 --> 00:14:59.193
این جَن شویرمن است

00:14:59.261 --> 00:15:01.495
به خاطر یک بیماری ژنتیکی نادر

00:15:01.564 --> 00:15:04.198
اعصاب نخاعی که مغز او را

00:15:04.266 --> 00:15:07.467
به ماهیچه هایش وصل می کند دچار آسیب شده است

00:15:07.536 --> 00:15:11.838
من هیچ چیزی را از گردن به پایین نمی توانم تکان دهم

00:15:11.907 --> 00:15:14.274
جایی که ساقه ی مغزم به نخاعم می رسد

00:15:14.343 --> 00:15:17.444
مقداری آسیب وجود دارد

00:15:17.513 --> 00:15:19.413
و سیگنال ها رد نمی شوند

00:15:19.481 --> 00:15:22.716
بنابراین مغزم به دستم می گوید بلند شو

00:15:22.785 --> 00:15:26.653
و دستم می گوید صدات رو نمی شونم

00:15:28.591 --> 00:15:30.824
حالا جن دارد

00:15:30.893 --> 00:15:32.859
در یک آزمایش پیشگامانه شرکت می کند

00:15:32.928 --> 00:15:37.698
قسمتی جراحی اعصاب و قسمتی هم علم روباتیک

00:15:37.766 --> 00:15:40.834
دو صف الکترود درون مغز او کاشته می شود

00:15:40.903 --> 00:15:46.240
و یک اتصال از قشر حرکتی او به این فراهم می کند

00:15:46.308 --> 00:15:49.710
پیشرفته ترین دست روباتیک دنیا

00:15:53.249 --> 00:15:55.549
باشه. بالا. پایین

00:15:58.187 --> 00:16:01.655
انگشتانش باز و بسته می شوند

00:16:01.724 --> 00:16:05.259
می تواند بچرخد. مچ می تواند خم شود

00:16:05.327 --> 00:16:09.062
جن تنها با فکر کردن می تواند آن را کنترل کند

00:16:11.200 --> 00:16:12.432
راست

00:16:14.370 --> 00:16:16.436
و بگیر

00:16:16.505 --> 00:16:18.739
اگرچه او دستورات را بلند می گوید

00:16:18.807 --> 00:16:20.474
هیچ احتیاجی به این کار ندارد

00:16:20.542 --> 00:16:25.979
اتصال مستقیمی بین دست و مغز او وجود دارد

00:16:26.048 --> 00:16:28.882
پایین

00:16:28.951 --> 00:16:31.318
یک دست معمولا

00:16:31.387 --> 00:16:34.454
به خاطر طوفانی از فعالیت در قشر حرکتی حرکت می کند

00:16:34.523 --> 00:16:38.292
از آنجا، سیگنال ها از نخاع

00:16:38.360 --> 00:16:40.193
به ماهیچه های دست حرکت می کنند

00:16:41.664 --> 00:16:45.132
در مورد جن، الکترود ها استراق سمع

00:16:45.200 --> 00:16:47.701
مستقیم سیگنال های بیرونی را می کند

00:16:47.770 --> 00:16:51.371
و دوباره آنها را به هکتور، دست جدید او می رسانند

00:16:56.045 --> 00:16:58.312
مثل راندن یک دوچرخه

00:16:58.380 --> 00:17:01.081
مغز فراموش نمی کند چگونه دست را حرکت دهد

00:17:01.150 --> 00:17:05.152
حتی اگر مثلا ده سال حرکت نکند

00:17:05.220 --> 00:17:08.188
با تمرین، این رابطه

00:17:08.257 --> 00:17:10.757
کاملا ناخودآگاه خواهد شد

00:17:10.826 --> 00:17:14.161
او قادر خواهد بود هکتور را به صورت خودکار

00:17:14.229 --> 00:17:16.229
و بدون فکر کردن به آن حرکت دهد

00:17:16.298 --> 00:17:19.066
درست همانطور که ما با دست و پای خود این کار را می کنیم

00:17:21.937 --> 00:17:25.439
دست دادن و قدش زدن و تعامل

00:17:25.507 --> 00:17:27.974
حس خیلی خوبی دارد

00:17:29.645 --> 00:17:32.913
برای من خیلی خوب است که قادر باشم

00:17:32.981 --> 00:17:36.616
دست دراز کنم و یک نفر را لمس کنم

00:17:36.685 --> 00:17:39.820
تجربه ی جن به آینده ای اشاره می کند

00:17:39.888 --> 00:17:44.825
که در آن ما از تکنولوژی استفاده می کنیم تا بدن خود را بهبود ببخشیم و توسعه بدهیم

00:17:44.893 --> 00:17:47.561
نه تنها دست و پا یا اندام خود را تعویض کنیم

00:17:47.629 --> 00:17:50.097
بلکه آنها را بهبود ببخشیم و

00:17:50.165 --> 00:17:54.368
از ظرافت انسانی تا فناناپذیری ترفیع بدهیم

00:17:57.306 --> 00:18:01.508
اغلب هالیوود شخصی را به تصویر می کشد که قسمتی از او ماشینی است

00:18:01.577 --> 00:18:04.911
خب، آن رویا به سرعت دارد تبدیل به واقعیت می شود

00:18:17.292 --> 00:18:20.761
هنگامی که یاد بگیریم تجربیات حسی جدید را به کار ببندیم

00:18:20.829 --> 00:18:23.797
و انواع بدن های جدید را کنترل کنیم، می توان

00:18:23.866 --> 00:18:26.433
تغییراتی اساسی در اینکه که هستیم، به طور فردی ایجاد بکنیم

00:18:26.502 --> 00:18:30.103
و به این خاطر است که فیزیکیت ما اوضاع را

00:18:30.172 --> 00:18:34.040
برای اینکه چگونه احساس می کنیم، فکر می کنیم و اینکه که هستیم را تنظیم می کند

00:18:34.109 --> 00:18:36.510
در این لحظه در تاریخ، شاید اینطور باشد که ما

00:18:36.578 --> 00:18:39.646
چیزهای مشترک بیشتری با نیاکان عصر حجری خود

00:18:39.715 --> 00:18:43.350
نسبت به نوادگان ما در آینده ی نزدیک داشته باشیم

00:18:48.524 --> 00:18:52.125
ما تازه شروع به توسعه ی بدن انسان کرده ایم

00:18:52.194 --> 00:18:54.661
ولی مهم نیست که ما چقدر خودمان را بهبود ببخشیم

00:18:54.730 --> 00:18:56.663
چیزی هست که باید به یاد داشته باشیم

00:18:56.732 --> 00:18:59.499
بدن ما از گوشت و استخوان درست شده است

00:18:59.568 --> 00:19:02.269
رو به انحطاط خواهد رفت و می میرد

00:19:02.337 --> 00:19:04.237
ولی چه اتفاقی می افتد اگر مطالعه ی مغز

00:19:04.306 --> 00:19:06.740
باعث هدایت مرگ ما شود؟

00:19:06.809 --> 00:19:09.876
چه اتفاقی می افتد اگر در آینده نیازی نباشد ما بمیریم؟

00:19:15.484 --> 00:19:19.419
لحظه ای فرا خواهد رسید که تمام فعالیت عصبی شما

00:19:19.488 --> 00:19:22.956
می ایستد و سپس تجربه ی شگفت انگیز

00:19:23.025 --> 00:19:26.560
آگاه بودن به پایان خواهد رسید

00:19:26.628 --> 00:19:29.963
و مهم نیست که چه کسانی را بشناسید یا چکار بکنید

00:19:30.032 --> 00:19:33.133
این سرنوشت تمامی ماست

00:19:33.202 --> 00:19:35.769
سرنوشت تمامی گونه های حیاتی است ولی تنها انسان ها هستند

00:19:35.838 --> 00:19:38.705
که به طرز غیر عادی باهوش هستند

00:19:38.774 --> 00:19:41.107
که از این موضوع رنج ببرند

00:19:41.176 --> 00:19:43.810
وقتی کسی می میرد

00:19:43.879 --> 00:19:46.513
کسانی که باقی مانده اند عزادار می شوند

00:19:46.582 --> 00:19:49.382
آنها در عزای ارتباط از دست رفته می نشینند

00:19:49.451 --> 00:19:53.720
ولی با هر مرگ، یک خسارت دیگر هم به وجود می آید

00:19:53.789 --> 00:19:57.891
هر مغز شامل طول عمری از اطلاعات

00:19:57.960 --> 00:20:01.228
تجربیات، دانش و معرفت است

00:20:01.296 --> 00:20:06.299
در لحظه ی مرگ، تمامی آنها از دست می روند

00:20:06.368 --> 00:20:09.202
فرانسیس کریک یکی از مکتشفان

00:20:09.271 --> 00:20:12.839
ساختار دی ان ای است و همچنین دوست

00:20:12.908 --> 00:20:15.675
و راهنمای من بود و وقتی او مرد

00:20:15.744 --> 00:20:18.678
به یاد دارم فکر می کردم چه حیف شد

00:20:18.747 --> 00:20:22.516
که او سوزانده شد و این مغز یکی از بزرگترین

00:20:22.584 --> 00:20:25.785
زیست شناسان قرن 20 به دهان آتش می رود

00:20:25.854 --> 00:20:28.622
چون حتی وقتی یک نفر می میرد

00:20:28.690 --> 00:20:30.757
اطلاعات زیادی درباره ی آنها وجود دارد

00:20:30.826 --> 00:20:33.660
که در ساختار فیزیکی مغز ذخیره شده است

00:20:33.729 --> 00:20:35.996
و ما داریم به نقطه ای در علم عصب شناسی می رسیم

00:20:36.064 --> 00:20:40.600
که نگه داشتن یک مغز و خواندن اطلاعات

00:20:40.669 --> 00:20:45.238
و زندگی دوباره با آن شخص ممکن شده است

00:20:47.910 --> 00:20:51.077
نگهداری از مغز یک رشته ی جدید است

00:20:51.146 --> 00:20:55.482
هنوز جای بحث دارد و وعده های آن هنوز ثابت نشده اند

00:20:55.551 --> 00:20:57.918
با اینحال، بعضی از آدم ها

00:20:57.986 --> 00:21:00.520
فعالانه به دنبال این احتمال هستند

00:21:02.858 --> 00:21:07.093
اینجا در صحرای آریزونا، محققان

00:21:07.162 --> 00:21:10.497
در بنیاد افزایش طول عمر الکور باور دارند

00:21:10.566 --> 00:21:13.400
می توانند به یک فرد مرده شانس زندگی دوباره ببخشند

00:21:15.571 --> 00:21:20.273
این تاسیسات باقی مانده ی بیش از 100 نفر را نگه می دارند

00:21:20.342 --> 00:21:23.076
و در دمای بسیار پایین نگه داری می شود

00:21:25.213 --> 00:21:28.014
توسط مکس مور اداره می شود

00:21:28.083 --> 00:21:30.917
که خود را یک آینده شناس می داند.

00:21:34.156 --> 00:21:35.922
زمانی که مرگ قانونی اعلام شود

00:21:35.991 --> 00:21:37.457
یعنی نباید مرگ زیستی باشد

00:21:37.526 --> 00:21:38.858
ما باید تا آن نقطه ی قانونی صبر کنیم

00:21:38.927 --> 00:21:39.993
سپس می توانیم بیمار را

00:21:40.062 --> 00:21:41.628
از تخت به وان انجماد ببریم

00:21:41.697 --> 00:21:43.263
می توانی چندتایی یخ هم روی او بگذاریم

00:21:43.332 --> 00:21:45.198
ما تنفس را راه اندازی مجدد می کنیم

00:21:45.267 --> 00:21:48.735
ما دوران خون را با احیای قلبی ریوی دوباره راه می اندازیم

00:21:48.804 --> 00:21:51.338
و سپس 16 داروی مختلف را اداره می کنیم

00:21:51.406 --> 00:21:53.773
تا تلاش کنیم و هنگامی که دما را پایین می بریم از سلول ها محافظت کنیم

00:21:53.842 --> 00:21:57.711
تمام بدن ها در نیتروژن مایع غرق شده است

00:21:57.779 --> 00:22:01.247
و دمای بدن آنها را به منفی 300 درجه ی سانتیگراد می رساند

00:22:01.316 --> 00:22:05.285
این فرآیند را ایست سرما زیستی می نامند

00:22:05.354 --> 00:22:08.088
و نیازی به یک بدن کامل نیست

00:22:08.156 --> 00:22:10.490
گاهی اوقات یک مشتری تنها انتخاب می کند

00:22:10.559 --> 00:22:13.360
سر ومغزش نگه داری شود

00:22:13.428 --> 00:22:15.629
پس کاری که ما می کنیم این است که ما عملیات جدایی عصب ها را

00:22:15.697 --> 00:22:17.964
از جایی پایین اینجا، چند مهره پایین تر شروع می کنیم

00:22:18.033 --> 00:22:19.499
ما سفالون بیمار را

00:22:19.568 --> 00:22:21.635
به حلقه ی سفالون می آوریم، جایی که سر

00:22:21.703 --> 00:22:24.371
برعکس است تا ما بتوانیم به شاهرگ ها را اضافه کنیم

00:22:24.439 --> 00:22:25.839
و درست مثل عمل کل بدن

00:22:25.907 --> 00:22:27.307
به غیر از آنجا، به سمت سینه می رویم

00:22:27.376 --> 00:22:28.775
اینجا، داریم خون

00:22:28.844 --> 00:22:31.511
و مایعات بدن را از مغز می شوییم

00:22:31.580 --> 00:22:34.714
ایده ی کار این است که به طور بی نقصی یک بدن را حفظ کنیم

00:22:34.783 --> 00:22:36.816
تا در آینده ای دور

00:22:36.885 --> 00:22:40.053
با این امید که با یک تکنولوژی پیشرفته

00:22:40.122 --> 00:22:44.758
که هنوز اختراع نشده، یخ های آنها آب و دوباره احیاء شوند

00:22:44.826 --> 00:22:47.127
خب مکس درباره ی این محفظه ها بگو

00:22:47.195 --> 00:22:49.396
تمام اشخاص در این محفظه ها نگه داری می شوند

00:22:49.464 --> 00:22:52.032
ما به اینها محفظه های بیگ فوتی می گوییم

00:22:52.100 --> 00:22:54.668
حاوی 4 بدن کامل اشخاص مختلف می شود

00:22:54.736 --> 00:22:56.870
همانطور که می تونید توی این مدل سه بعدی ببینید

00:22:56.938 --> 00:22:59.139
هر کدام از آنها داخل یک پوسته ی آلومینیومی می روند

00:22:59.207 --> 00:23:00.740
که محافظت را بیشتر می کند

00:23:00.809 --> 00:23:02.575
و همچنین ما 5 نفر را

00:23:02.644 --> 00:23:04.344
در ستون مرکزی خواهیم داشت

00:23:04.413 --> 00:23:06.746
خب اینها با حدود 450 گالون

00:23:06.815 --> 00:23:07.947
نیتروژن مایع پر می شوند

00:23:08.016 --> 00:23:09.382
آه، اونها مهر و موم نشدند

00:23:09.451 --> 00:23:10.617
ما تنها یک سرپوش داریم

00:23:10.686 --> 00:23:12.919
که این بالا شناور است و ما اینها را

00:23:12.988 --> 00:23:14.154
هفته ای یکبار با نیتروژن مایع پر می کنیم

00:23:14.222 --> 00:23:15.622
تا آنها را پر نگه داریم

00:23:15.691 --> 00:23:17.190
پس 9 نفر اینجا هستند؟

00:23:17.259 --> 00:23:18.858
توی همشون نه

00:23:18.927 --> 00:23:20.593
بستگی دارد چند نفر داشته باشیم

00:23:20.662 --> 00:23:22.796
جا برای افراد بیشتری هم هست

00:23:22.864 --> 00:23:24.564
خب بعضی از اونها بیماری عصبی دارند

00:23:24.633 --> 00:23:27.100
و بعضی هم ندارند، پس میشه گفت بین 4 تا 9 نفر

00:23:27.169 --> 00:23:30.670
الکور 50 سال پیش کار خود را شروع کرد

00:23:30.739 --> 00:23:35.442
و امروزه میزبان 129 نفر منجمد است

00:23:35.510 --> 00:23:37.877
و این عدد بیشتر هم می شود

00:23:37.946 --> 00:23:40.246
بعضی از تصاویر می گویند

00:23:40.315 --> 00:23:45.051
اولین چرخه ی حیات، 1927 تا 1996

00:23:45.120 --> 00:23:47.854
شما این رو مثل چرخه ی دوم حیات می بینید؟

00:23:47.923 --> 00:23:49.456
کاری که ما می کنیم، ما واقعا فقط

00:23:49.524 --> 00:23:51.324
به مردم شانس دیگری برای زندگی می دهیم

00:23:51.393 --> 00:23:53.059
درست مثل اینکه شما توی دهه ی 30

00:23:53.128 --> 00:23:54.861
یا 40 زندگیتون باشید و ناگهان سکته ی قلبی کنید و ما هم

00:23:54.930 --> 00:23:56.429
یک جراحی تجربی کردیم و شما رو دوباره برگردوندیم

00:23:56.498 --> 00:23:58.064
شاید شما چند دهه دیگه زنده بمانید

00:23:58.133 --> 00:23:59.866
ولی ما داریم درباره ی چیزی ریشه ای تر صحبت می کنیم

00:23:59.935 --> 00:24:02.635
ما فقط درباره ی یک 80 سال دیگر صحبت نمی کنیم

00:24:02.704 --> 00:24:05.605
بلکه به صورت بالقوه، هزاران سال یا حتی شاید بیشتر

00:24:05.674 --> 00:24:07.207
آدم ها در این محفظه ها

00:24:07.275 --> 00:24:11.745
ایمان خود را به یک آینده ی ناشناخته بسته اند

00:24:11.813 --> 00:24:15.215
هیچ ضمانتی وجود ندارد که تکنولوژی بتواند پیشرفتی کند

00:24:15.283 --> 00:24:17.751
که به آنها اجازه دهد دوباره از خواب بیدار شوند

00:24:20.122 --> 00:24:22.756
پس شاید روش های دیگری وجود دارد

00:24:22.824 --> 00:24:26.326
تا به اطلاعات ذخیره شده در مغز دسترسی پیدا کنیم

00:24:26.394 --> 00:24:29.796
نه با برگرداندن یک فرد فوت شده به زندگی

00:24:29.865 --> 00:24:34.234
بلکه با پیدا کردن راهی تا مستقیما داده را بخوانید

00:24:34.302 --> 00:24:39.405
این هم یک ایده ی امید بخش و هم یک چالش بزرگ است

00:24:45.981 --> 00:24:50.950
در بخش مغز و علوم شناختی اِم آی تی

00:24:51.019 --> 00:24:55.388
سباستین سئوگ در میان اولین پیشگامان این فرآیند است

00:24:55.457 --> 00:24:58.858
او تلاش می کند ترتیب ارتباطات بی شماری

00:24:58.927 --> 00:25:02.295
که زمینه ساز عملکرد مغز هستند را پیدا کند

00:25:02.364 --> 00:25:06.432
آن شبکه های وسیع غیر قابل تصور مسیرها و اتصال ها

00:25:06.501 --> 00:25:09.836
کانکتوم یا دیاگرام اتصالات گفته می شود

00:25:09.905 --> 00:25:13.006
کانکتوم شما منحصر به فرد است

00:25:13.074 --> 00:25:15.809
یکی از عمیق ترین نظریه ها در علم عصب شناسی است

00:25:15.877 --> 00:25:18.411
که خاطرات شما

00:25:18.480 --> 00:25:20.980
در الگوی منحصر به فرد ارتباطات ذخیره شده است

00:25:22.951 --> 00:25:26.386
من دوست دارم به این مسئله به عنوان یک نظریه از هویت شخصی فکر کنم

00:25:26.454 --> 00:25:28.888
چیزی که شما را می سازد

00:25:28.957 --> 00:25:30.824
میانگین مغز انسان

00:25:30.892 --> 00:25:33.726
حدود 86 میلیارد یاخته ی عصبی

00:25:33.795 --> 00:25:38.665
و هزاران تریلیون ارتباط سیناپسی یا پیوندگاهی دارد

00:25:38.733 --> 00:25:41.434
وقتی کانکتوم کاملا کار می کند

00:25:41.503 --> 00:25:45.405
پیجیده ترین دیاگرامی خواهد بود که تا به حال درست شده است

00:25:49.044 --> 00:25:51.244
خیلی سخت است

00:25:51.313 --> 00:25:53.513
که اتصال درون مغز را نقشه کشی کنید

00:25:53.582 --> 00:25:56.916
الان تنها یک تکنولوژی وجود دارد که نوید

00:25:56.985 --> 00:26:00.253
دادن ارتباطات یک تکه از مغز را می دهد

00:26:00.322 --> 00:26:03.590
و به آن ریزبینی سریالی الکترون می گویند

00:26:03.658 --> 00:26:05.592
سئونگ با

00:26:05.660 --> 00:26:07.961
نقشه کشی مغز یک موش شروع می کند

00:26:08.029 --> 00:26:12.065
این فرآیند با برداشتن یک تکه از بافت مغز و بریدن آن

00:26:12.133 --> 00:26:14.100
شروع می شود

00:26:14.169 --> 00:26:16.469
یک برش دهنده ی با تکنولوژی بالا

00:26:16.538 --> 00:26:19.439
برای بریدن برش های بسیار نازک از مغز است

00:26:19.507 --> 00:26:21.374
برای خیلی نازک بریدن

00:26:21.443 --> 00:26:23.943
شما باید چاقوی خیلی تیزی داشته باشید

00:26:24.012 --> 00:26:25.745
این تیز ترین چاقوی دنیا است

00:26:25.814 --> 00:26:29.782
چاقوی الماس که تیغ آن به تیزی اتمی است

00:26:29.851 --> 00:26:32.452
شما می توانید قسمت فلزی را ببینید که بالا و پایین می رود

00:26:32.520 --> 00:26:34.487
یک تکه مغز بر روی آن سوار شده

00:26:34.556 --> 00:26:38.758
و مغز در برابر یک تیغ جلو و عقب می رود

00:26:38.827 --> 00:26:42.195
خب تکه تکه مغز

00:26:42.264 --> 00:26:44.464
روی سطح آب شناور می شود

00:26:44.532 --> 00:26:47.834
هر برش، برش قبلی را به رو جلو هل می دهد

00:26:47.903 --> 00:26:50.570
برای اینکه این فرآیند بریدن را ببینیم

00:26:50.639 --> 00:26:54.440
یک میکروسکوپ بر روی ابر میکروسکوپ سوار شده است

00:26:54.509 --> 00:26:57.243
و یک تصویر بر روی این نمایشگر کامپیوتر نشان می دهد

00:26:57.312 --> 00:26:59.646
جایی که ما برش را مشاهده می کنیم

00:26:59.714 --> 00:27:02.415
این تسمه نقاله یک نوار تولید می کند

00:27:02.484 --> 00:27:05.718
یک نوار بسیار دراز که بنوعی شبیه یک فیلم است

00:27:05.787 --> 00:27:08.354
هر فریم از آن برشی از مغز است

00:27:10.292 --> 00:27:12.525
همین که مغز

00:27:12.594 --> 00:27:17.030
در این نوارهای فیلم شکل چیده شود، هر نمونه

00:27:17.098 --> 00:27:19.632
به نواحی کوچکی که بعدا با یک میکروسکوپ

00:27:19.701 --> 00:27:23.536
قدرتمند الکترونی اسکن می شوند تقسیم می شود

00:27:23.605 --> 00:27:26.673
آن فرآیند این را تولید می کند

00:27:26.741 --> 00:27:31.644
یک قطعه از مغز صد هزار بار بزرگنمایی شده است

00:27:33.481 --> 00:27:35.581
در این وضوح

00:27:35.650 --> 00:27:38.651
تقریبا می شود تمام جزئیات را دید

00:27:40.522 --> 00:27:45.058
این نقطه های کوچک و سیاه، دی ان ای درون یک سلول هستند

00:27:48.797 --> 00:27:52.165
قدم بعدی جمع آوری این تصویر ها است

00:27:53.568 --> 00:27:56.035
با جمع آوری هزاران عدد از آنها

00:27:56.104 --> 00:27:58.104
که هر کدام بر روی دیگری قرار بدهیم

00:27:58.173 --> 00:28:01.074
و سپس رد یاخته های عصبی در هر تصویر را بگیریم

00:28:01.142 --> 00:28:03.876
این احتمال وجود دارد تا روش دقیقی

00:28:03.945 --> 00:28:05.979
که یاخته های عصبی وصل هستند را پیدا کنیم

00:28:06.047 --> 00:28:10.783
یک مدل سه بعدی از این اتصال

00:28:10.852 --> 00:28:15.288
باید یک روز ممکن باشد تا این کار را با کل مغز انسان انجام داد

00:28:15.357 --> 00:28:18.458
نتیجه، نقشه ای از تمام سیم کشی هایی خواهد بود

00:28:18.526 --> 00:28:21.427
که پی ریزی افکار

00:28:21.496 --> 00:28:24.564
تجربیات و عقاید یک نفر را می کند

00:28:24.632 --> 00:28:27.333
فقط یک مسئله وجود دارد

00:28:27.402 --> 00:28:29.902
اگر شما مغز یک انسان کامل را

00:28:29.971 --> 00:28:32.238
با این وضوح تصویر کنید

00:28:32.307 --> 00:28:36.075
یک زتابایت اطلاعات خواهد شد

00:28:36.144 --> 00:28:38.678
مثل یک کلمه ی زننده می ماند: زتابایت

00:28:38.747 --> 00:28:40.246
شما قبلا آن را نشنیده اید

00:28:40.315 --> 00:28:41.948
هیچ وقت در یک شرکت مودب اینطور گفته نشده است

00:28:42.017 --> 00:28:43.583
خب

00:28:43.651 --> 00:28:45.284
کل محتوای دیجیتال جهان الان است

00:28:45.353 --> 00:28:47.520
این، چقدر اطلاعات خواهد بود

00:28:49.324 --> 00:28:51.958
شکل جالبی است

00:28:52.027 --> 00:28:55.695
آیا این به این معنی است که ایده ی خواندن مغز یک انسان

00:28:55.764 --> 00:28:59.098
به دور از دسترس ما خواهد بود؟

00:28:59.167 --> 00:29:02.235
خب، تجربه می گوید که تنها محاسبه ی قدرت

00:29:02.303 --> 00:29:05.271
نباید مانعی برای مدتی طولانی باشد

00:29:08.843 --> 00:29:13.880
نظر مشابهی در محاسبه کردن به نام قانون مور وجود دارد

00:29:13.948 --> 00:29:20.353
اظهار می دارد که پردازش قدرتی هر دو سال، دو برابر می شود

00:29:20.422 --> 00:29:22.955
اگر زیاد به نظر نمی رسد اینطور فکر کنید

00:29:23.024 --> 00:29:26.759
یعنی کامپیوتر های امروزی میلیون ها برابر

00:29:26.828 --> 00:29:29.896
قدرتمند تر از کامپیوتر های دهه 70 م. هستند

00:29:35.236 --> 00:29:39.439
تنها 20 سال پیش، ابرکامپیوترهای پشت سر من

00:29:39.507 --> 00:29:44.043
برابر تمامی قدرت پردازشی بر روی زمین بودند

00:29:44.112 --> 00:29:47.080
بیست سال آینده، احتمالا

00:29:47.148 --> 00:29:49.215
یک نیروی ساده از نوعی

00:29:49.284 --> 00:29:51.617
که کوچک می شود و شما بر روی بدن خود می پوشید در نظر گرفته می شود

00:29:51.686 --> 00:29:56.489
ما در دوره ای هستیم که در آن ما داریم تکنولوژی هایی را توسعه می دهیم

00:29:56.558 --> 00:29:59.258
که می تواند مقادیر غیر قابل تصوری از داده را در خود ذخیره کند

00:29:59.327 --> 00:30:04.497
و شبیه سازی های غول پیکری انجام بدهد واینجا جایی است که زیست ما

00:30:04.566 --> 00:30:07.700
در یک دوره ی کوتاه تحصیلی در برابر تکنولوژی ماست

00:30:09.237 --> 00:30:11.237
بنابراین بگذارید اینطور بگوییم زمانی فرا خواهد رسید

00:30:11.306 --> 00:30:14.307
که قدرت کامپیوترها مسئله ی مهمی نخواهند بود

00:30:14.375 --> 00:30:18.377
این امر قلمروی جدیدی از احتمالات را به روی ما خواهد گشود

00:30:18.446 --> 00:30:23.049
فرض کنید می توانستیم یک کپی دیجیتالی از مغز بگیریم

00:30:23.118 --> 00:30:26.419
آنوقت نه تنها می توانستیم آن را بخوانیم

00:30:26.488 --> 00:30:28.888
می توانستیم کاری کنیم اجرا شود

00:30:28.957 --> 00:30:31.257
به همان روشی که نرم افزارهای کامپیوتر می توانند

00:30:31.326 --> 00:30:35.061
بر روی سخت افزارهای متفاوت اجرا شوند، می تواند اینطور باشد که نرم افزار ذهن

00:30:35.130 --> 00:30:38.131
بتواند بر روی پلت فرم های دیگر اجرا شود

00:30:38.199 --> 00:30:40.967
به عبارت دیگر، چه اتفاقی می افتد اگر هیچ چیز خاصی

00:30:41.035 --> 00:30:43.970
درباره ی خود یاخته های عصبی زیستی وجود نداشته باشد

00:30:44.038 --> 00:30:47.240
و در عوض فقط اینکه چطور ارتباط و تعامل دارند

00:30:47.308 --> 00:30:49.876
و باعث می شوند یک نفر آنکه هست باشد مهم باشد

00:30:49.944 --> 00:30:52.578
اگر این مسئله ثابت شود می توان از آن فهمید

00:30:52.647 --> 00:30:55.848
که ما می توانیم با اجزای خود در یک شبیه سازی به صورت

00:30:55.917 --> 00:30:59.485
دیجیتالی وجود داشته باشیم و این چیزی است که به آن

00:30:59.554 --> 00:31:02.955
فرضیه ی حسابی مغز می گویند

00:31:03.024 --> 00:31:06.058
ایده این است که مواد مرطوب، زیستی و جاری

00:31:06.127 --> 00:31:08.094
قسمت های مهم نیستند

00:31:08.163 --> 00:31:10.062
چیزی که مهم است محاسباتی است

00:31:10.131 --> 00:31:12.265
که در بالا جریان دارد

00:31:12.333 --> 00:31:16.169
ایده این است که ذهن چیزی نیست که مغز هست

00:31:16.237 --> 00:31:19.071
چیزی است که مغز انجام می دهد

00:31:19.140 --> 00:31:23.242
به طور نظری، شاید شما مدار ها را با سلول ها

00:31:23.311 --> 00:31:25.344
و برق را به جای اکسیژن تعویض کنید

00:31:25.413 --> 00:31:28.381
وسیله مهم نیست و تمام قطعات

00:31:28.449 --> 00:31:32.151
و قسمت ها با همان روش وصل هستند و تعامل دارند

00:31:33.488 --> 00:31:37.123
تمام افکار، احساسات و خاطرات شما

00:31:37.192 --> 00:31:40.693
کل شخصیت و هویت شما دوباره پدیدار خواهد شد

00:31:40.762 --> 00:31:42.962
هیچ مغز زیستی ای وجود نخواهد داشت

00:31:43.031 --> 00:31:48.634
ولی نسخه ی کاملا دایری از شما وجود خواهد داشت

00:31:48.703 --> 00:31:50.937
این قضیه شبیه داستان های علمی تخیلی است

00:31:51.005 --> 00:31:53.105
ولی یک تیم در سوئیس شروع به

00:31:53.174 --> 00:31:56.075
یک پروژه ی بلند پروازانه ی استثنائی کرده اند

00:31:56.144 --> 00:31:58.811
که اولین قدم ها را در این راه برخواهد داشت

00:32:00.081 --> 00:32:02.081
آنها تلاش می کنند تا

00:32:02.150 --> 00:32:05.117
یک شبیه سازی کاملا کاربردی از مغز بسازند

00:32:05.186 --> 00:32:08.654
به آن پروژه ی مغز آبی می گویند

00:32:08.723 --> 00:32:11.357
شان هیل یکی اعضای تیم است

00:32:13.661 --> 00:32:16.095
هدف بلند مدت اینجا چیست؟

00:32:16.164 --> 00:32:19.865
تا سال 2023 یک نرم افزار و سخت افزار تحویل بدهیم

00:32:19.934 --> 00:32:22.902
که زیربنای اجرای

00:32:22.971 --> 00:32:25.571
یک شبیه سازی کامل از مغز انسان باشد

00:32:25.640 --> 00:32:27.373
اگر می خواهیم به سمتی حرکت کنیم که قادر باشیم

00:32:27.442 --> 00:32:29.575
مغز انسان را به طور کامل شبیه سازی کنیم

00:32:29.644 --> 00:32:30.876
اینکه چطور بدانیم چه چیزهایی

00:32:30.945 --> 00:32:32.211
مسائل مهمی هستند

00:32:32.280 --> 00:32:33.879
ساختار، سلول ها، تا برسیم به

00:32:33.948 --> 00:32:35.548
پروتئین ها و مولکول ها

00:32:35.617 --> 00:32:36.983
چطور بدانیم؟

00:32:37.051 --> 00:32:38.184
ما در سطح زیر سلولی کار می کنیم

00:32:38.253 --> 00:32:39.619
ما در سطح سلولی کار می کنیم

00:32:39.687 --> 00:32:41.587
ما در سطح ریز مدار کار می کنیم

00:32:41.656 --> 00:32:43.589
ما در نواحی مغزی

00:32:43.658 --> 00:32:44.924
مدارهای مزو کار می کنیم

00:32:44.993 --> 00:32:47.093
و سپس کل مغز را داریم

00:32:47.161 --> 00:32:48.861
ولی برای هر یاخته ی عصبی ساده شده

00:32:48.930 --> 00:32:51.464
بنابراین هدف ما این است تا به کل مغز برسیم

00:32:51.532 --> 00:32:53.432
.ولی به همراه یاخته های عصبی با جزئیات

00:32:53.501 --> 00:32:55.034
به عنوان نقطه ی شروع

00:32:55.103 --> 00:32:56.669
آنها دارند به مغز موش ها نگاه می کنند

00:32:56.738 --> 00:33:00.106
آنها برش های بسیار کوچکی از مغز بر می دارند و آنها را در معرض

00:33:00.174 --> 00:33:02.541
ضربه های لحظه ای جریان الکتریکی قرار می دهند

00:33:02.610 --> 00:33:05.811
این عمل فعالیت مغز زنده را تقلید می کند

00:33:05.880 --> 00:33:08.781
و سلول ها را به فعالیت وا می دارد تا تعامل داشته باشند

00:33:08.850 --> 00:33:12.852
هر تعامل بر روی ابرکامپیوتر پروژه بازسازی می شود

00:33:12.920 --> 00:33:15.855
و سپس یک مدل بزرگتر با داده

00:33:15.923 --> 00:33:18.858
از صدها هزار آزمایشگاه دور دنیا درست می کند

00:33:18.926 --> 00:33:22.194
نتیجه این طوفان الکتریکی است

00:33:24.999 --> 00:33:27.500
این بهترین تخمین

00:33:27.568 --> 00:33:31.270
از کار کسر بسیار کوچکی از مغز شما است

00:33:31.339 --> 00:33:34.573
وقتی شما، مثلا به فضا خیره شده اید

00:33:34.642 --> 00:33:38.444
کل فعالیت مغز شما صدها میلیون برابر

00:33:38.513 --> 00:33:42.448
بیشتر از چیزی است که شما اینجا می بینید

00:33:42.517 --> 00:33:45.985
و این طوفان فعالیت که

00:33:46.054 --> 00:33:49.455
در هر ثانیه از زندگی شما می غرد

00:33:49.524 --> 00:33:51.123
ما مدل های خیالی نمی سازیم

00:33:51.192 --> 00:33:53.326
ما در حقیقت داده ها را از آزمایشگاه ها می گیریم

00:33:53.394 --> 00:33:55.795
ما در حال استخراج احتمالات هستیم

00:33:55.863 --> 00:33:57.430
ما توزیعاتی از آن خارج می کنیم

00:33:57.498 --> 00:33:59.899
تا مدل بسیار بزرگتری نسبت به آن بسازیم که براساس

00:33:59.967 --> 00:34:01.133
داده های زیستی است

00:34:01.202 --> 00:34:02.401
نه براساس حدسیاتی

00:34:02.470 --> 00:34:04.670
از اینکه چطور زیست ما کار می کند بلکه در حقیقت

00:34:04.739 --> 00:34:07.440
از داده هایی که از یک آزمایشگاه زیست شناسی بیرون می آید

00:34:09.444 --> 00:34:11.577
تیم مغز آبی امید دارند

00:34:11.646 --> 00:34:14.246
تا به هدف خود تا سال 2023 برسند

00:34:14.315 --> 00:34:18.718
یک شبیه سازی کامل از مغز انسان

00:34:18.786 --> 00:34:21.087
و این باعث به وجود آمدن یک سوال می شود

00:34:21.155 --> 00:34:23.255
محصول نهایی چه چیزی خواهد بود؟

00:34:23.324 --> 00:34:25.558
آیا یک ذهن خواهد بود؟ آیا فکر خواهد کرد؟

00:34:25.626 --> 00:34:27.660
آیا خودآگاه خواهد بود؟

00:34:30.164 --> 00:34:35.434
اگر جواب بله است و یک ذهن می تواند در یک کامپیوتر زندگی کند

00:34:35.503 --> 00:34:39.238
آنوقت آیا ما باید پیش نویس زیستی طبیعت را کپی کنیم

00:34:39.307 --> 00:34:43.175
یا شاید این احتمال وجود دارد نوع دیگری از

00:34:43.244 --> 00:34:46.946
هوش که اختراع ما خواهد بود را برنامه ریزی کنیم؟

00:34:53.921 --> 00:34:55.988
آدم ها زمان زیادی است که تلاش می کنند

00:34:56.057 --> 00:34:58.457
دستگاه هایی بسازند که فکر می کنند

00:34:58.526 --> 00:35:01.026
به این حوزه، هوش مصنوعی گفته می شود

00:35:01.095 --> 00:35:03.929
و حداقل از دهه ی 1950 م. حضور داشته است

00:35:05.666 --> 00:35:09.835
اینطور که پیدا بود مشکل، به طور غیر قابل انتظاری سخت بود

00:35:09.904 --> 00:35:12.438
و به معمای شگفت انگیز

00:35:12.507 --> 00:35:15.040
طرز کار مغز بر می گشت

00:35:18.045 --> 00:35:22.448
چون در حالیکه ما به زودی ماشین هایی خواهیم داشت که خود رانندگی خواهند کرد

00:35:22.517 --> 00:35:24.583
و تقریبا دو دهه از زمانی که یک کامپیوتر

00:35:24.652 --> 00:35:28.254
برای اولین بار یک شطرنج باز ماهر را شکست داده می گذرد

00:35:28.322 --> 00:35:31.424
هدف یک دستگاه واقعا درک کننده

00:35:31.492 --> 00:35:33.459
هنوز به دست نیامده است

00:35:36.898 --> 00:35:39.465
یکی از آخرین تلاش ها برای ساختن

00:35:39.534 --> 00:35:41.700
یک هوش مصنوعی را می توان در

00:35:41.769 --> 00:35:44.170
دانشگاه پلی موت در انگلستان پیدا کرد

00:35:46.240 --> 00:35:48.574
به آن آی کاب می گویند

00:35:48.643 --> 00:35:50.376
یک روبات شبیه انسان است

00:35:50.445 --> 00:35:54.480
و طراحی شده تا به اندازه ی یک کودک یاد بگیرد

00:35:56.117 --> 00:35:58.184
معمولا، روباتها از قبل برنامه ریزی می شوند

00:35:58.252 --> 00:36:00.319
تا هر چیزی که نیاز دارند بدانند

00:36:00.388 --> 00:36:02.321
ولی چه اتفاقی می افتد اگر می توانستیم روباتی بسازیم

00:36:02.390 --> 00:36:05.791
که مثل یک کودک انسانی که رشد می کند، توسعه پیدا می کرد

00:36:05.860 --> 00:36:09.762
آی کاب به اندازه ی یک بچه ی دو ساله است

00:36:09.831 --> 00:36:12.932
چشم، گوش و حسگر های لمسی دارد

00:36:13.000 --> 00:36:15.167
و اینها به او اجازه می دهند تا با دنیا تعامل داشته باشد

00:36:15.236 --> 00:36:17.536
و از آن یاد بگیرد

00:36:17.605 --> 00:36:21.507
کودکان وقتی به دنیا می آیند نمی دانند چطور باید صحبت کنند یا راه بروند

00:36:21.576 --> 00:36:23.943
ولی با یک کنجکاوی به دنیا می آیند

00:36:24.011 --> 00:36:26.178
و توجه و تقلید می کنند

00:36:26.247 --> 00:36:29.582
آنها طوری از دنیا استفاده می کنند که انگار یک جزوه ی تحصیلی است

00:36:29.650 --> 00:36:31.650
تا بتوانند با مثال یاد بگیرند

00:36:31.719 --> 00:36:35.955
خب اگر شما بخواهید روباتی بسازید که همین کارها را بکند چه؟

00:36:36.023 --> 00:36:38.891
خب، شما یک شبیه سازی خام مغز می گیرید

00:36:38.960 --> 00:36:41.293
و به آن یک بدن مکانیکی می دهید

00:36:41.362 --> 00:36:44.096
تا بتواند با دنیا تعامل داشته باشد

00:36:46.501 --> 00:36:47.666
سلام

00:36:47.735 --> 00:36:49.368
سلام
من آی کاب هستم

00:36:49.437 --> 00:36:52.938
این یک توپ قرمز است

00:36:53.007 --> 00:36:54.640
این یک توپ قرمز است

00:36:54.709 --> 00:36:57.276
این یک لیوان زرد است

00:36:57.345 --> 00:36:59.278
لیوان زرد

00:36:59.347 --> 00:37:02.248
هدف این است که با هر تعامل

00:37:02.316 --> 00:37:06.585
روبات پیوسته به پایه ی دانش خود بیافزاید

00:37:06.654 --> 00:37:08.821
با ارتباط برقرار کردن

00:37:08.890 --> 00:37:12.625
و با ساختن مجموعه ای از واکنش های مناسب

00:37:12.693 --> 00:37:15.761
و به خاطر اینکه یک مقدار شبیه یک انسان است

00:37:15.830 --> 00:37:19.832
راحت متقاعد می شویم که مثل یک انسان فکر می کند

00:37:19.901 --> 00:37:22.034
لیوان زرد کجاست؟

00:37:27.241 --> 00:37:29.975
توپ قرمز کجاست؟

00:37:32.980 --> 00:37:35.848
اغلب، آی کاب اشتباه می فهمد

00:37:35.917 --> 00:37:37.850
این قسمتی از فرآیند است

00:37:37.919 --> 00:37:39.585
این چیه؟

00:37:39.654 --> 00:37:42.655
ببخشید. نمی دونم اون چیه

00:37:44.492 --> 00:37:46.592
ولی هر چقدر بیشتر اشتباه بفهمد

00:37:46.661 --> 00:37:48.494
بیشتر احساس می کنید

00:37:48.563 --> 00:37:51.130
که هیچ ذهن واقعی ای پشت این برنامه وجود ندارد

00:37:53.634 --> 00:37:55.100
این چیه؟

00:37:55.169 --> 00:37:59.071
ببخشید. نمی دونم اون چیه

00:37:59.140 --> 00:38:01.006
چیزی که مشخص می شود

00:38:01.075 --> 00:38:04.143
این است که آی کاب کاملا مکانیکی است

00:38:04.211 --> 00:38:07.546
شما می توانید احساس کنید که این روبات با خط های کد اجرا می شود

00:38:07.615 --> 00:38:10.616
نه با سلسله ای از افکار

00:38:10.685 --> 00:38:13.352
خب می تواند بگوید توپ قرمز

00:38:13.421 --> 00:38:15.788
ولی آیا واقعا تجربه ی رنگ قرمز است

00:38:15.856 --> 00:38:18.023
یا اینکه مفهوم رنگ قرمز را می داند؟

00:38:18.092 --> 00:38:21.694
آیا کامپیوترها فقط کاری که برای آن برنامه ریزی شده اند را انجام می دهند

00:38:21.762 --> 00:38:26.432
و یا آیا می توانند اصلا تجربه ی داخلی داشته باشند؟

00:38:30.037 --> 00:38:32.304
در دهه ی 1980، جان سرل فیلسوف

00:38:32.373 --> 00:38:34.740
درباره ی این مشکل تفکر می کرد و

00:38:34.809 --> 00:38:37.876
یک آزمایش فکری را مطرح کرد که آن را توضیح می دهد

00:38:37.945 --> 00:38:41.780
و او آن را اتاق چینی نامید

00:38:41.849 --> 00:38:45.250
آزمایش به این شکل است

00:38:45.319 --> 00:38:47.987
من در یک اتاق گیر افتاده ام

00:38:48.055 --> 00:38:52.992
بیرون، کسی قرار دارد که فقط به زبان چینی صحبت می کند

00:38:53.060 --> 00:38:56.028
او سوال هایی را می نویسد

00:38:56.097 --> 00:38:59.198
و سپس آنها را به اتاق من می فرستد

00:38:59.266 --> 00:39:02.501
حالا، من چینی بلد نیستم ولی این کتاب ها را دارم

00:39:02.570 --> 00:39:05.738
و آنها به دستور العمل هایی را می دهند تا بدانم دقیقا با این

00:39:05.806 --> 00:39:08.073
علامت ها چکار کنم، پس به کتاب ها نگاه می کنم

00:39:08.142 --> 00:39:12.478
و اگر بتوانم مطابقتی با این علامت ها پیدا کنم

00:39:12.546 --> 00:39:15.047
سپس کتاب به من می گوید که دقیقا چطور واکنش نشان دهم

00:39:15.116 --> 00:39:17.316
پس من می تونم به این واکنش مراجعه کنم

00:39:19.954 --> 00:39:23.088
حالا من می توانم این را

00:39:23.157 --> 00:39:25.824
به عنوان جواب به پیغامی که دریافت کردم بفرستم

00:39:27.895 --> 00:39:29.895
وقتی سخنگوی چینی ما

00:39:29.964 --> 00:39:32.531
پیغام را دریافت می کند، کاملا آن را می فهمد

00:39:41.208 --> 00:39:43.776
تا جایی که او اهمیت بدهد

00:39:43.844 --> 00:39:46.779
ما داریم مکالمه ای را با زبان او انجام می دهیم

00:39:46.847 --> 00:39:49.515
تنها با پیروی از یک سری دستور العمل

00:39:49.583 --> 00:39:52.117
می توانم کسی که بیرون قرار دارد را متقاعد کنم

00:39:52.186 --> 00:39:54.453
که من چینی صحبت می کنم

00:39:54.522 --> 00:39:57.222
و اگر به اندازه ی کافی کتاب درباره ی واکنش به او داشته باشم

00:39:57.291 --> 00:40:00.759
می توانم درباره ی هر چیزی با او مکالمه کنم

00:40:00.828 --> 00:40:02.594
ولی قسمت مهم داستان اینجاست

00:40:02.663 --> 00:40:07.499
منِ عمل کننده، چینی نمی فهمم

00:40:07.568 --> 00:40:10.636
من می توانم تمام روز علامت ها را دستکاری کنم

00:40:10.705 --> 00:40:13.605
ولی هیچ کدام از آنها هیچ معنی ای برای من ندارند

00:40:13.674 --> 00:40:16.208
این موضوع به این مسئله ربط دارد

00:40:16.277 --> 00:40:20.012
و دقیقا همان چیزی است که درون یک کامپیوتر اتفاق می افتد

00:40:20.081 --> 00:40:22.581
مهم نیست چقدر درک کننده به نظر بیاید

00:40:22.650 --> 00:40:26.251
کامپیوتر همیشه فقط به دنبال دستور العمل ها

00:40:26.320 --> 00:40:29.221
و مدیریت علامت ها است

00:40:32.993 --> 00:40:35.027
همه با این تفسیر از اتاق چینی

00:40:35.096 --> 00:40:36.462
موافق نیستند

00:40:36.530 --> 00:40:39.131
بعضی اشاره می کنند که، اگرچه عمل کننده

00:40:39.200 --> 00:40:42.267
زبان چینی را نمی فهمد و سیستم به عنوان یک کلیت

00:40:42.336 --> 00:40:46.138
عمل کننده به اضافه ی کتاب ها، زبان چینی را می فهمند

00:40:46.207 --> 00:40:48.674
هر تفسیری که درست باشد

00:40:48.743 --> 00:40:50.542
مهم ترین چیز این است

00:40:50.611 --> 00:40:53.378
این مسئله نشان دهنده ی سختی و اسرار آمیز بودن

00:40:53.447 --> 00:40:56.882
اینکه چگونه قطعات و قسمت های فیزیکی

00:40:56.951 --> 00:40:58.951
می شود برابر با

00:40:59.019 --> 00:41:02.187
تجربه ی ما از زنده بودن در دنیا باشند است

00:41:03.991 --> 00:41:08.427
با هر تلاش برای شبیه سازی یا ساختن تجربه ی ذهنی

00:41:08.496 --> 00:41:10.996
با یکی از بزرگترین راز های علم عصب شناسی

00:41:11.065 --> 00:41:13.699
رو به رو شده ایم

00:41:13.768 --> 00:41:16.368
هر سلول مغز تنها یک سلول است

00:41:18.506 --> 00:41:22.374
که دارد عملکردهای ابتدایی خود را به همراه قوانین محلیش اجرا می کند

00:41:22.443 --> 00:41:28.480
چطور میلیون ها سلول احساس را به من می دهند؟

00:41:34.688 --> 00:41:37.322
اگر می خواهیم ببینیم چطور اندام های ساده

00:41:37.391 --> 00:41:40.492
می توانند چیزی بزرگتر بسازند

00:41:40.561 --> 00:41:43.128
می توان به دنیای طبیعی نگاه کرد

00:41:43.197 --> 00:41:45.063
باغ وحش هوستون خانه ی

00:41:45.132 --> 00:41:48.233
جمعیت بزرگی از مورچه های برگ قطع کن است

00:41:49.837 --> 00:41:53.705
به طور انفرادی هر مورچه خیلی ساده رفتار می کند

00:41:53.774 --> 00:41:55.908
ولی وقتی این مورچه ها با هم کار می کنند

00:41:55.976 --> 00:41:58.877
این جمعیت مثل یک ابر جاندار می ماند

00:41:58.946 --> 00:42:02.648
که کار خیلی بزرگتری را انجام می دهند

00:42:02.716 --> 00:42:05.484
تمام این مورچه ها وظایف متفاوتی دارند

00:42:05.553 --> 00:42:07.019
بعضی از آنها مهارت خیلی خیلی خوبی

00:42:07.087 --> 00:42:08.487
در بریدن برگ ها دارند

00:42:08.556 --> 00:42:10.889
یک سری در بردن برگ ها خوب هستند

00:42:10.958 --> 00:42:12.124
و بعد بقیه هم وظایف دیگری را

00:42:12.193 --> 00:42:13.692
در گروه متقبل می شوند

00:42:13.761 --> 00:42:15.994
آنها مستقل هستند ولی آنها همگی

00:42:16.063 --> 00:42:17.830
برای هدفی خاص کار می کنند

00:42:17.898 --> 00:42:20.699
بنابراین همه ی آنها

00:42:20.768 --> 00:42:22.835
کار خود را برای اهداف

00:42:22.903 --> 00:42:25.070
کل جمعیت انجام می دهند

00:42:25.139 --> 00:42:27.606
آیا این مورچه ها با علامت دهی شیمیایی ارتباط برقرار می کنند؟

00:42:27.675 --> 00:42:28.841
بله. همینطوره

00:42:28.909 --> 00:42:30.409
وقتی آنها چیزی پیدا کنند که

00:42:30.477 --> 00:42:32.477
می دونی، یک برگ بزرگ تا ببرند

00:42:32.546 --> 00:42:34.580
یا میوه یا سبزیجات

00:42:34.648 --> 00:42:36.849
وقتی یک مورچه می رود و آنها را پیدا می کند

00:42:36.917 --> 00:42:38.483
آنها سیگنال را می فرستند

00:42:38.552 --> 00:42:39.651
و سپس بقیه، آن را دنبال می کنند

00:42:39.720 --> 00:42:41.086
و تبدیل به خط مستقیمی می شود

00:42:41.155 --> 00:42:42.588
به جای اینکه پخش شوند

00:42:42.656 --> 00:42:44.089
و مسیرهای مختلفی را برای

00:42:44.158 --> 00:42:45.591
رسیدن به هدف انتخاب کنند

00:42:45.659 --> 00:42:47.893
همه ی آنها سیگنال شیمیایی را دنبال می کنند

00:42:47.962 --> 00:42:49.828
خب چه اتفاقی می افتد اکر یکی از این مورچه ها

00:42:49.897 --> 00:42:51.063
از مسیر خارج شود؟

00:42:51.131 --> 00:42:53.198
خب اگر قرار بود به این برسیم

00:42:53.267 --> 00:42:54.733
یک مورچه ی بزرگتر اینجا وجود دارد

00:42:54.802 --> 00:42:56.935
آره. بیچاره، اون داره

00:42:57.004 --> 00:42:58.604
دور خودش می چرخه

00:42:58.672 --> 00:42:59.738
آره. دور خودش می چرخه

00:43:02.076 --> 00:43:03.642
او آن سیگنال را دریافت نمی کند

00:43:03.711 --> 00:43:05.410
آن سیگنال شیمیایی که می گوید

00:43:05.479 --> 00:43:07.880
شما در مسیر درستی قرار دارید

00:43:07.948 --> 00:43:10.449
این مورچه نمی تواند

00:43:10.517 --> 00:43:12.951
بیرون از شبکه ی سیگنال های محلی عمکرد خوبی داشته باشد

00:43:13.020 --> 00:43:16.121
چون او نیاز به آن سیگنال ها دارد تا به او بگویند چه کار باید بکند

00:43:16.190 --> 00:43:18.223
او را در جریان شبکه قرار بدهید

00:43:18.292 --> 00:43:21.793
و او دقیقا همان کاری که برای هدف بزرگ نیاز است را انجام می دهد

00:43:23.831 --> 00:43:28.066
مورچه های پیشاهنگ تنها نگران پیدا کردن بهترین گیاهان هستند

00:43:28.135 --> 00:43:31.003
مورچه های برنده عمل بریدن را انجام می دهند

00:43:31.071 --> 00:43:35.841
حمل کننده ها می دانند کدام قسمت ها را به لانه بیاورند

00:43:35.910 --> 00:43:42.281
و در داخل آنجا، بقیه ی مورچه ها می سازند، نگهداری می کنند، درو و جفت گیری می کنند

00:43:42.349 --> 00:43:44.316
یک سیستم کامل است

00:43:44.385 --> 00:43:47.753
که توسط علامت دهی محلی بین آنها تنظیم می شود

00:43:47.821 --> 00:43:52.557
در کل این موضوع، هیچ کدام از مورچه ها تصویر بزرگتر

00:43:52.626 --> 00:43:56.094
درباره ی جامعه ی کشاورزی ای که ساخته اند را نمی بیند

00:43:56.163 --> 00:43:58.196
و اهمیتی ندارد

00:43:58.265 --> 00:44:00.232
قدرت این جامعه

00:44:00.301 --> 00:44:04.169
از تعاملات محلی بین مورچه ها پدید می آید

00:44:04.238 --> 00:44:06.071
به اندازه ی کافی مورچه کنار یکدیگر قرار دهید و بنگ

00:44:06.140 --> 00:44:09.041
یک ابرجاندار با ویژگی های پیچیده دریافت می کنید

00:44:09.109 --> 00:44:12.477
که متعلق به هیچ کدام از قسمت ها نیست

00:44:12.546 --> 00:44:16.081
و این مفهوم پیدایش مشخصات است

00:44:16.150 --> 00:44:19.284
به مقدار کافی واحد ساده کنار یکدیگر قرار دهید و کاری کنید

00:44:19.353 --> 00:44:23.455
به درستی با هم تعامل داشته باشند و چیزی بزرگتر پدیدار می شود

00:44:25.592 --> 00:44:30.529
مقصود ما این است که چیزی شبیه به این در مغز اتفاق می افتد

00:44:30.597 --> 00:44:32.764
یک یاخته ی عصبی مشخصات مشخصی دارد

00:44:32.833 --> 00:44:35.434
می تواند سیگنال های شیمیایی و الکتریکی را جمع کند

00:44:35.502 --> 00:44:38.704
و سیگنال ها را به یاخته های عصبی دیگر بفرستد

00:44:38.772 --> 00:44:41.406
ولی اساسا، یک سلول است

00:44:41.475 --> 00:44:44.142
مثل تریلیون ها سلول دیگر در بدن انسان

00:44:44.211 --> 00:44:48.180
عمر خود را غرق در شبکه های سلول های دیگر صرف می کند

00:44:48.248 --> 00:44:50.482
و وظیفه ی آن هر چه باشد

00:44:50.551 --> 00:44:55.020
تمام کاری که انجام می دهد واکنش به سیگنال های محلی است

00:44:55.089 --> 00:44:58.090
درست مثل مورچه ها، یک سلول مغز عمر خود را

00:44:58.158 --> 00:45:00.425
در اجرای برنامه های محلی صرف می کند

00:45:00.494 --> 00:45:02.728
ولی به اندازه ی کافی سلول مغز کنار یکدیگر قرار دهید

00:45:02.796 --> 00:45:07.366
که به درستی با یکدیگر تعامل داشته باشند و ذهن پدیدار می شود

00:45:09.103 --> 00:45:13.338
مفهوم پیدایش مشخصات، روشی ممکن را پیشنهاد می کند

00:45:13.407 --> 00:45:17.776
تا بفهمیم چگونه جمعیت عصبی وسیع مغز

00:45:17.845 --> 00:45:23.315
می تواند آگاهی تولید کند و باعث به وجود آمدن یک سوال می شود

00:45:23.384 --> 00:45:26.284
آیا آگاهی می تواند از هر چیزی که

00:45:26.353 --> 00:45:29.221
قسمت های تعامل کننده ی زیادی دارد به وجود بیاید؟

00:45:29.289 --> 00:45:32.057
آیا یک شهر می تواند آگاهی داشته باشد؟

00:45:33.861 --> 00:45:35.861
یا شاید داشتن قطعات ساده ی زیاد

00:45:35.929 --> 00:45:38.463
که با هم تعامل دارند کافی نباشد

00:45:38.532 --> 00:45:43.101
شاید باید قسمت ها به طور مشخصی با هم تعامل داشته باشند

00:45:45.205 --> 00:45:48.106
اگر این مسئله درست باشد، آنوقت ما باید توقع داشته باشیم

00:45:48.175 --> 00:45:51.176
نشانه های بخصوص فعالیت را

00:45:51.245 --> 00:45:53.278
در شبکه هایی که آگاهی دارند پیدا کنیم

00:45:57.818 --> 00:46:01.520
در دانشگاه ویسکانسین، جیولیو تونونی و گروهش

00:46:01.588 --> 00:46:05.323
به دنبال آن نشانه ها هستند

00:46:05.392 --> 00:46:08.493
آنها دارند روی انتقال آگاهی ای

00:46:08.562 --> 00:46:13.298
که هر روز، وقتی از خواب بیدار می شویم اتفاق می افتد تمرکز می کنند

00:46:16.170 --> 00:46:18.470
وقتی شما صبح از یک خواب بدون رویا

00:46:18.539 --> 00:46:20.138
بیدار می شوید

00:46:20.207 --> 00:46:22.374
قبل از آن، هیچ چیزی وجود ندارد

00:46:22.443 --> 00:46:24.643
و سپس شما بیدار می شوید

00:46:24.711 --> 00:46:27.012
و در عرض چند ثانیه

00:46:27.081 --> 00:46:29.414
همه چیز وجود دارد

00:46:29.483 --> 00:46:33.018
رنگ ها، صدا ها، آدم ها، افکار و خواسته ها

00:46:33.087 --> 00:46:36.755
برنامه ی روزانه و البته، دنیای اطراف شما

00:46:37.991 --> 00:46:39.925
این آگاهی است

00:46:42.062 --> 00:46:45.630
آزمایش تونونی از تحریک مغناطیسی مغز یا تی اِم اِس استفاده می کند

00:46:48.235 --> 00:46:53.071
برای کوچک کردن آن، فعالیت های مغزی هدف قرار داده شده را به چند قسمت تقسیم می کنند

00:46:53.140 --> 00:46:58.677
و آنها می توانند این کار را در حالیکه شخص خواب یا بیدار باشد انجام دهند

00:46:58.745 --> 00:47:01.613
در حالت بیدار مغز، یک ضربه ی الکتریکی

00:47:01.682 --> 00:47:06.818
در عرض قشر به سمت بیرون حرکت می کند، مثل یک سری موج روی دریاچه

00:47:06.887 --> 00:47:11.623
ولی در حالت خوابیده ی مغز، تنها نواحی نزدیک واکنش نشان می دهند

00:47:11.692 --> 00:47:13.525
امواج به سختی پخش می شوند

00:47:16.330 --> 00:47:19.197
وقتی شما بدون رویا می خوابید

00:47:19.266 --> 00:47:23.602
بنوعی یاخته های عصبی قادر نیستند با یکدیگر صحبت کنند

00:47:23.670 --> 00:47:27.172
چیزی که ما با تی ام اس فعال می کنیم خیلی موضعی باقی می ماند

00:47:27.241 --> 00:47:29.541
همانجا باقی می ماند. دیگر حرکت نمی کند

00:47:29.610 --> 00:47:32.410
آن گسترش فعالیت

00:47:32.479 --> 00:47:36.181
در عرض مغز بیدار شاید سرنخی برای آگاهی باشد

00:47:36.250 --> 00:47:38.550
درحالیکه نواحی مختلفی از مغز به

00:47:38.619 --> 00:47:41.786
وظایف مختلفی مشغولند، به نظر می آید که آگاهی باید

00:47:41.855 --> 00:47:44.055
به فعالیت کامل

00:47:44.124 --> 00:47:47.359
در سرتاسر نواحی وسیع مغز ربط داشته باشد

00:47:47.427 --> 00:47:52.297
نواحی اتصال کننده تا یک تجربه ی ترکیب شده تولید شود

00:47:52.366 --> 00:47:54.633
شما تجربه ای ندارید که

00:47:54.701 --> 00:47:56.601
که به دو قسمت تقسیم شده باشد

00:47:56.670 --> 00:47:58.637
وقتی پیراهن شما را می بینم

00:47:58.705 --> 00:48:01.840
یک شکل و رنگ از هم جدا نمی بینم

00:48:01.909 --> 00:48:03.375
آنها با همند

00:48:03.443 --> 00:48:05.844
آنها با یکدیگر هستند، پس هر تجربه یکی است

00:48:07.481 --> 00:48:09.881
هر لحظه ی تجربه

00:48:09.950 --> 00:48:14.352
مرکبی است که از احتمالات بی شماری درست شده است

00:48:14.421 --> 00:48:17.222
احتمال دارد من گرمای روز را احساس کنم

00:48:17.291 --> 00:48:19.991
احتمال دارد اتفاقی را از دوران دبیرستان به یاد بیاورم

00:48:20.060 --> 00:48:22.694
شاید معده ی من دارد غذا را هضم می کند

00:48:22.763 --> 00:48:25.230
همچنین من دارم می شنوم و می بینم

00:48:25.299 --> 00:48:28.166
مغز من حس من بودن را

00:48:28.235 --> 00:48:31.069
از این سلسله اتفاقات مختلف درست می کند

00:48:31.138 --> 00:48:34.873
اینکه چطور این رشته ها به هم بافته می شوند هنوز یک راز است

00:48:34.942 --> 00:48:37.475
ولی تونونی باور دارد کلید آگاهی

00:48:37.544 --> 00:48:41.413
شامل این الگوی تعاملات است

00:48:41.481 --> 00:48:44.482
همچنین او باور دارد این کلید

00:48:44.551 --> 00:48:48.753
حتما نیازی نیست فقط به جانداران زیستی تعلق داشته باشد

00:48:48.822 --> 00:48:51.022
این قطعا چگونگی رشد آن است

00:48:51.091 --> 00:48:54.593
و تشکیلاتی از آن نوع صرف می شود تا کار را انجام دهد

00:48:54.661 --> 00:48:57.262
تنها نیاز دارد به روش صحیحی درست شود

00:49:05.372 --> 00:49:08.573
ساختن آگاهی بر روی یک وسیله ی دیگر

00:49:08.642 --> 00:49:11.443
هنوز در قلمروی تفکر قرار دارد

00:49:13.914 --> 00:49:17.082
می تواند مشخص شود که چیزی خاص درباره ی یاخته های عصبی وجود دارد

00:49:17.150 --> 00:49:22.988
که فقط یک مغز زیستی می تواند آگاهی را تولید کند

00:49:23.056 --> 00:49:26.258
با اینحال، این ایده به ما چشم اندازی

00:49:26.326 --> 00:49:28.627
از یک آینده ی ممکن می دهد

00:49:30.497 --> 00:49:33.898
با کامپیوترهای به اندازه ی کافی قوی که تمام تعاملات

00:49:33.967 --> 00:49:36.935
مغز انسان را شبیه سازی می کنند، ما می توانیم یک روز

00:49:37.004 --> 00:49:40.639
جاندارانی غیر زیستی شویم و این می تواند

00:49:40.707 --> 00:49:43.742
بزرگترین جهش در تاریخ گونه ی ما باشد

00:49:43.810 --> 00:49:46.478
ما می توانیم این بدن ها را رها کنیم

00:49:49.549 --> 00:49:53.318
به صورت دیجیتالی، شما می توانید هر طور که می خواهید

00:49:53.387 --> 00:49:58.490
و هر جا که می خواهید زندگی کنید، آن هم با با یک جاودانگی آماده برای فروش

00:49:58.558 --> 00:50:00.692
درحالیکه ستاره ها دور از دسترس

00:50:00.761 --> 00:50:03.828
طول عمر گوشت و استخوانی هر انسانی هستند

00:50:03.897 --> 00:50:07.232
شما می توانید آپلود شوید و به فضا فرستاده شوید

00:50:07.301 --> 00:50:10.535
تا منظومه های خورشیدی دیگر را بررسی کنید

00:50:12.773 --> 00:50:17.309
یا شما می توانید یک موجودیت را در یک دنیای شبیه سازی شده وارد کنید

00:50:19.012 --> 00:50:20.879
و شما می توانید در آن پرواز کنید

00:50:22.949 --> 00:50:26.818
یا زیر آب زندگی کنید

00:50:26.887 --> 00:50:28.887
یا زندگی تجملاتی داشته باشید

00:50:31.692 --> 00:50:35.427
شاید شما بتوانید به نسخه ای احیاء شده

00:50:35.495 --> 00:50:37.796
از گذشته سفر کنید

00:50:39.533 --> 00:50:44.336
وقتی زندگی شبیه سازی شده را تصور می کنیم، انتخابات بی نهایت هستند

00:50:44.404 --> 00:50:46.805
و آنها شامل یک احتمال عجیب هستند

00:50:46.873 --> 00:50:49.574
که آن چیزی که داریم راجع به آن حرف می زنیم چیزی است

00:50:49.643 --> 00:50:53.111
که همین الان دارد اتفاق می افتد

00:50:53.180 --> 00:50:57.148
یک شبیه سازی می تواند چیزی شبیه این باشد

00:50:57.217 --> 00:51:00.652
و می تواند به این مسئله اشاره کند که ما همین الان در آن هستیم

00:51:00.721 --> 00:51:05.256
حالا، شاید این ایده به نظر عجیب باشد

00:51:05.325 --> 00:51:09.761
ولی رد کردن آن به طور شگفت انگیزی سخت است

00:51:09.830 --> 00:51:12.163
سخت است تصور کنیم تمام اینها

00:51:12.232 --> 00:51:14.966
می تواند یک شبیه سازی باشد ولی ما الان می دانیم

00:51:15.035 --> 00:51:17.335
که چقدر آسان فریب می خوریم

00:51:17.404 --> 00:51:19.170
هر شب، وقتی می خوابید

00:51:19.239 --> 00:51:22.474
رویاهای عجیبی دارید و وقتی آنجا هستید

00:51:22.542 --> 00:51:26.378
آن جهان ها را کاملا باور می کنید

00:51:26.446 --> 00:51:30.181
این حقیقت که شما می توانید توسط رویاهایتان اینقدر فریب بخورید

00:51:30.250 --> 00:51:32.484
دلیل محکمی است تا

00:51:32.552 --> 00:51:36.287
چیزی که الان شما دارید تجربه می کنید را زیر سوال ببرد

00:51:36.356 --> 00:51:40.959
رنه دکارت فیلسوف، می خواست بداند: چطور ما اصلا می توانیم بدانیم

00:51:41.027 --> 00:51:44.629
که آیا این چیزی که ما داریم تجربه می کنیم واقعیت است یا نه؟

00:51:44.698 --> 00:51:47.532
او می گوید: چطور من بدانم که تنها مغزی در یک محفظه نیستم

00:51:47.601 --> 00:51:50.535
که دارد به طور صحیحی شبیه سازی می کند

00:51:50.604 --> 00:51:53.338
تا من باور کنم که دارم زمین را لمس می کنم

00:51:53.407 --> 00:51:56.474
و مردم را می بینم و صدایشان را می شنوم؟

00:51:56.543 --> 00:51:59.911
و او فهمید که هیچ راهی برای فهمیدن این موضوع وجود ندارد

00:51:59.980 --> 00:52:03.381
ولی چیز دیگری فهمید که مقداری من

00:52:03.450 --> 00:52:08.286
در مرکز تمام این تلاش ها برای فهمیدن این موضوع وجود دارد

00:52:08.355 --> 00:52:11.656
پس حتی اگر من یک مغز در یک شبیه سازی باشم

00:52:11.725 --> 00:52:13.925
دارم به آن فکر می کنم

00:52:13.994 --> 00:52:16.528
و به همین دلیل من وجود دارم

00:52:16.552 --> 00:52:26.552
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:52:27.474 --> 00:52:29.841
در طی این برنامه ها

00:52:29.910 --> 00:52:31.609
فهمیدیم که چقدر مغز انسان

00:52:31.678 --> 00:52:36.014
پیچیده و شگفت انگیز است

00:52:36.082 --> 00:52:41.453
چطور واقعیت چیزی است که درون سر ما ساخته می شود

00:52:41.521 --> 00:52:45.023
چطور ساخته شده ایم تا به دیگران نیاز داشته باشیم

00:52:46.593 --> 00:52:51.529
اینکه چطور بسیاری از شخصیت ما و کارهایی که انتخاب می کنیم انجام دهیم

00:52:51.598 --> 00:52:55.366
توسط عوامل بیرون از ذهن آگاه ما کنترل می شود

00:52:59.406 --> 00:53:03.775
حالا به نظر من، ما در نقطه ای متحول کننده ایستاده ایم

00:53:03.844 --> 00:53:09.280
جایی که در آن می توانیم کنترل توسعه ی خودمان را به دست بگیریم

00:53:09.349 --> 00:53:13.952
ما با آینده ای از احتمالات اکتشاف نشده رو به رو هستیم

00:53:14.020 --> 00:53:17.822
که در آن ارتباط ما با بدنمان

00:53:17.891 --> 00:53:21.192
ارتباط ما با دنیا

00:53:21.261 --> 00:53:24.863
طبیعت بنیادی هویت ما

00:53:24.931 --> 00:53:28.132
رو به تغییر شکل است

00:53:29.803 --> 00:53:31.870
در طی هزاران نسل

00:53:31.938 --> 00:53:35.373
انسان ها بارها و بارها چرخه ی حیات یکسانی داشته اند

00:53:35.442 --> 00:53:38.810
متولد می شویم. بدنی شکننده را کنترل می کنیم

00:53:38.879 --> 00:53:42.680
واقعیتی محدود را تجربه می کنیم و بعد می میریم

00:53:42.749 --> 00:53:46.150
ولی علم و تکنولوژی دارند به ما ابزارهایی می دهند

00:53:46.219 --> 00:53:50.121
تا از آن داستان فرگشتی سبقت بگیریم

00:53:50.190 --> 00:53:54.259
مغزهای ما نباید همانطور که آنها را به ارث برده ایم باقی بمانند

00:53:54.327 --> 00:53:57.262
ما قابلیت داریم واقعیت خود را توسعه دهیم

00:53:57.330 --> 00:53:59.264
از ساکن شدن در بدن های جدید

00:53:59.332 --> 00:54:03.868
و احتمالا حذف تمام شکل های فیزیکی بدن خود با هم

00:54:03.937 --> 00:54:06.804
گونه ی ما در آغاز چیزی است

00:54:06.873 --> 00:54:11.042
و ما داریم ابزاری را کشف می کنیم تا با آنها سرنوشت خود را شکل دهیم

00:54:11.111 --> 00:54:14.879
اینکه به چه کسانی تبدیل می شویم بستگی به خود ما دارد