﻿WEBVTT

00:00:05.780 --> 00:00:08.280
‫نباید توقع نیروهای کمکی رو داشته باشی.

00:00:08.280 --> 00:00:11.930
‫نکنه... تو فرمانده‌ای؟

00:00:13.710 --> 00:00:15.490
‫من جیل سرول‌ام.

00:00:15.850 --> 00:00:19.420
‫که اینطور. دختر خاندان سرول.

00:00:19.420 --> 00:00:23.590
‫اگه درست خاطرم باشه، تو
‫نامزد ولیعهد جرالد هستی.

00:00:24.260 --> 00:00:26.070
‫تو رو به عنوان اسیر جنگی نگه می‌داریم.

00:00:26.510 --> 00:00:28.500
‫و زندگی همه‌تونو رو تضمین می‌کنیم،

00:00:28.500 --> 00:00:30.800
‫پس لطفاً به سربازهات بگو تسلیم بشن...

00:00:31.540 --> 00:00:35.260
‫عالی‌جناب و بانو،
‫پرنسس النتزیا تئوس راوه

00:00:35.284 --> 00:00:55.284
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:14.480 --> 00:02:18.450 position:80%
‫قسمت ۷: می‌خوام دیگه یک زندگی کند و یکنواخت نداشته باشم،
‫پس تصمیم گرفتم در شوالیه‌های اژدها شروع به کار کنم

00:02:15.980 --> 00:02:18.460
‫اژدها! عالی‌جناب، اونا اژدهان!

00:02:20.610 --> 00:02:22.190
‫اومدن به استقبالمون تا ما رو
‫تا پایتخت امپراطوری همراهی کنن.

00:02:22.530 --> 00:02:24.050
‫از برادرم خواستم بفرستشون.

00:02:24.050 --> 00:02:25.690
‫همیشه رویای اژدهاسواری رو می‌دیدم!

00:02:26.570 --> 00:02:29.930
‫و-ولی مگه اژدهاها از انرژی جادویی متنفر نیستن؟

00:02:32.700 --> 00:02:34.470
‫نگران نباش، بانو.

00:02:34.470 --> 00:02:37.570
‫چیزی که اژدهایان ازش متنفرن
‫انرژی جادویی الهه کریتوسه.

00:02:37.570 --> 00:02:38.700
‫بیدار شدی؟

00:02:38.920 --> 00:02:42.580
‫اگه حداقل خودمو نشون نمی‌دادم،
‫الگوی بدی می‌شدم، نه؟

00:02:46.630 --> 00:02:49.600
‫اژدهاها می‌تونن ببیننت، راوه-ساما؟

00:02:49.600 --> 00:02:52.840
‫تنها کسایی که نمی‌تونن ببیننم آدمان.

00:02:52.840 --> 00:02:54.140
‫این یعنی...

00:02:58.290 --> 00:03:01.470
‫پس اون جوجه‌ایه که تازگیا
‫داری ازش مراقبت می‌کنی.

00:03:01.470 --> 00:03:03.310
‫از عالی‌جناب اجازه‌شو گرفتم.

00:03:03.310 --> 00:03:04.780
‫اسمش سوته‌ست.

00:03:05.260 --> 00:03:09.810
‫سوته، ها؟ بعله، این فسقلی
‫خوشمزه به‌نظر میاد پس—

00:03:10.080 --> 00:03:12.050
‫آی آی آی‌ آی! شوخی بودا!

00:03:12.050 --> 00:03:15.670
‫خب سوته، برو داخل کوله‌پشتیم
‫و بچه خوبی باش، باشه؟

00:03:21.140 --> 00:03:25.230
‫هادیس-ساما، جیل-ساما، تدارکاتتون
‫برای سفرتون رو آماده کردین؟

00:03:26.130 --> 00:03:27.340
‫نمی‌خوام سوار اون بشم!

00:03:27.340 --> 00:03:28.560
‫نمی‌تونم! نمی‌تونم! نمی‌تونم! نمی‌تونم!

00:03:33.930 --> 00:03:37.980
‫نگران نباشید. اژدهاها موجودات آروم و باهوشین.

00:03:38.490 --> 00:03:41.060
‫وقتی اقدامات و گزینش‌های مناسب
‫در پایتخت تکمیل شدن،

00:03:41.060 --> 00:03:42.320
‫یه نفر رو می‌فرستیم.

00:03:42.320 --> 00:03:44.550
‫تا اون موقع، تو ارباب موقت این سرزمینی.

00:03:44.550 --> 00:03:45.850
‫متوجه شدم.

00:03:45.850 --> 00:03:47.820
‫به محض اینکه رسیدم
‫یه نامه برات می‌نویسم.

00:03:48.010 --> 00:03:50.080
‫وای! مشتاقشم!

00:03:57.710 --> 00:03:59.170
‫بای بای!

00:04:00.580 --> 00:04:03.620
‫عالیه که تونستین از اینجا
‫محافظت کنید، عالی‌جناب.

00:04:04.740 --> 00:04:08.590
‫حالا، برگردیم به پایتخت امپراطوریم، راهلم!

00:04:26.170 --> 00:04:29.810
‫جدی؟ تو از بین هفت بچه فرزند وسطی هستی؟

00:04:30.210 --> 00:04:32.950
‫دوتا خواهر بزرگ‌تر و یه برادر بزرگ‌تر دارم.

00:04:32.950 --> 00:04:36.280
‫برادرهای دوقلوی کوچیک‌تر
‫و یه خواهر کوچیک‌تر هم دارم.

00:04:36.590 --> 00:04:39.450
‫منم مثل تو یکی از هفت فرزندم.

00:04:40.810 --> 00:04:44.010
‫یه خواهر بزرگ‌تر از یه مادر دیگه،
‫برادرم ویسل،

00:04:44.010 --> 00:04:45.930
‫و یه برادر از یه مادر دیگه که همسن منه دارم.

00:04:46.360 --> 00:04:50.220
‫همچنین دو خواهر کوچیک‌تر و
‫یه برادر کوچیک‌تر از مادرهای متفاوت دارم.

00:04:50.220 --> 00:04:51.900
‫قبلاً بیشتر بودیم...

00:04:51.900 --> 00:04:54.650
‫ولی از قرار معلوم بخاطر نفرین من مردن.

00:04:55.070 --> 00:04:58.940
‫مردم با نفرت و حقارت با من رفتار می‌کنن،
‫پس ممکنه تو رو هم اذیت کنن.

00:05:01.450 --> 00:05:02.700
‫سرورم...

00:05:03.620 --> 00:05:05.540
‫من ازتون محافظت می‌کنم!

00:05:05.540 --> 00:05:07.420
‫اگه کسی دشمنتون شد،

00:05:07.420 --> 00:05:09.130
‫همون کاری که با نیزه کردم رو
‫می‌کنم و از وسط نصفشون می‌کنم.

00:05:13.520 --> 00:05:15.340
‫اوی، کم کم باید بشه دیدش.

00:05:23.890 --> 00:05:27.760
‫اون.... پایتخت امپراطوری، راهلمه!

00:05:34.120 --> 00:05:35.540
‫نگران نباشید!

00:05:37.440 --> 00:05:38.520
‫سدهای دفاعی جادویی؟

00:05:38.520 --> 00:05:39.800
‫جیل، دهنت رو بسته نگه دار!

00:05:43.900 --> 00:05:45.540
‫چرا داره بهمون حمله می‌شه؟

00:05:45.540 --> 00:05:47.390
‫عالی‌جناب، مگه شما امپراطور نیستید؟

00:05:47.390 --> 00:05:49.630
‫راوه! مراقب اون دوتا و اژدهاها باش!

00:05:49.630 --> 00:05:51.490
‫عالی‌جناب و بقیه رو ببر یه جای امن!

00:05:52.480 --> 00:05:53.230
‫جیل!

00:05:55.530 --> 00:05:57.370
‫فقط اژدهای عالی‌جناب رو هدف گرفتن.

00:05:57.750 --> 00:05:59.420
‫اومدن به استقبالمون تا ما رو
‫تا پایتخت امپراطوری همراهی کنن.

00:05:59.670 --> 00:06:02.410
‫استقبال... پس قضیه اینه.

00:06:19.800 --> 00:06:21.490
‫عالی‌جناب! نذارید بهتون دست بزنه!

00:06:21.490 --> 00:06:22.750
‫اون جادو رو—

00:06:24.910 --> 00:06:25.600
‫جیل-چان!

00:06:26.860 --> 00:06:27.720
‫جیل!

00:06:34.940 --> 00:06:35.790
‫عالی‌جناب!

00:06:35.790 --> 00:06:36.770
‫می‌ریم!

00:06:36.770 --> 00:06:37.580
‫آره!

00:06:49.040 --> 00:06:50.080
‫عالی‌جناب!

00:06:50.080 --> 00:06:52.440
‫طوری نیست. جراحت شدید نیست.

00:06:52.900 --> 00:06:53.510
‫راوه.

00:06:53.770 --> 00:06:54.720
‫می‌دونم.

00:06:55.440 --> 00:06:57.420
‫می‌بینم که نتونستم کارتو یکسره کنم.

00:06:57.860 --> 00:07:00.760
‫کی فکرشو می‌کرد حتی این
‫شمشیر هم نتونه جادوت رو محصور کنه.

00:07:01.140 --> 00:07:03.250
‫تو یه هیولای تمام عیاری، مگه نه؟

00:07:04.860 --> 00:07:08.090
‫عمو گئورگ، اون شمشیر...؟

00:07:08.090 --> 00:07:10.820
‫شمشیر آسمانی. واقعیه.

00:07:11.240 --> 00:07:15.370
‫تنها دلیلی که تو امپراطور موندی
‫اون شمشیر آسمانی تقلبیه.

00:07:15.370 --> 00:07:17.500
‫برادر بزرگت اینقدر از دسیسه‌های
‫شرورانه‌ات ترسیده بود

00:07:17.500 --> 00:07:20.500
‫که به اشتباه باور کردم که اون شمشیر آسمانی واقعیه.

00:07:20.730 --> 00:07:23.210
‫عالی‌جناب امپراطور اژدهاست!
‫اون شمشیر واقعیه—

00:07:23.210 --> 00:07:24.000
‫خفه شو!

00:07:24.000 --> 00:07:28.600
‫این مسئله ماست. تو دخالت بی‌جا نکن.

00:07:30.290 --> 00:07:32.940
‫قبلاً اعلامیه‌ها رو به سراسر کشور فرستادم.

00:07:32.940 --> 00:07:35.340
‫تو یه شیادی که خودتو امپراطور معرفی کردی..

00:07:36.060 --> 00:07:36.730
‫آماده فرار باش.

00:07:37.370 --> 00:07:39.310
‫امپراطور اژدها نیستی!

00:07:40.670 --> 00:07:41.480
‫راوه!

00:07:51.860 --> 00:07:53.470
‫فرار کرد.

00:08:08.250 --> 00:08:12.110
‫باون، تا یه مدت نمی‌تونم حرکت کنم.

00:08:12.110 --> 00:08:14.490
‫واسه من... مراقب هادیس باش.

00:08:19.800 --> 00:08:20.760
‫درد می‌کنه؟

00:08:21.170 --> 00:08:23.990
‫چیزی نیست. ممنون.

00:08:24.440 --> 00:08:27.430
‫اینجا... پناهگاه شماست عالی‌جناب، نه؟

00:08:27.430 --> 00:08:30.750
‫هر چند که هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫اینطوری ازش استفاده کنم.

00:08:31.200 --> 00:08:34.780
‫فکر کنم برای چند روزی هر چی که
‫برای زندگی لازم باشه رو داشته باشیم.

00:08:34.780 --> 00:08:37.370
‫امیدوارم دشمن‌ها پیدامون نکنن.

00:08:37.370 --> 00:08:39.330
‫احتمالاً جامون امن باشه.

00:08:39.330 --> 00:08:41.530
‫یه آشیانه اژدها این نزدیکیه، می‌دونی؟

00:08:41.530 --> 00:08:42.500
‫آشیانه اژدها؟

00:08:42.900 --> 00:08:46.480
‫اونا اغلب توی دره ها و گذرگاه‌های اطراف
‫کوهستان راکیا پیدا می‌شن.

00:08:46.480 --> 00:08:48.780
‫اونجا مکانیه که بچه اژدهاها از تخم میان بیرون،

00:08:48.780 --> 00:08:51.430
‫پس راوه بهم گفته که هیچوقت نزدیکشون نشم.

00:08:51.430 --> 00:08:53.990
‫گفته بی درنگ کشته می‌شم.

00:08:53.990 --> 00:08:55.750
‫حتی شما هم اجازه نزدیک شدن ندارید، سرورم؟

00:08:55.750 --> 00:08:57.650
‫من- عه؟

00:08:58.260 --> 00:08:59.970
‫گرفتم.

00:08:59.970 --> 00:09:01.810
‫راوه می‌گه نباید بدون اون برم.

00:09:03.850 --> 00:09:08.710
‫با وضعیت الانم، نمی‌تونم راوه-ساما
‫رو ببینم یا صداشو بشنوم.

00:09:09.060 --> 00:09:12.410
‫و حلقه همنشین اژدها هم ناپدید شده.

00:09:12.800 --> 00:09:17.020
‫وقتی جادو محصور بشه، باید
‫فقط برای چند ساعت دووم بیاره، ولی...

00:09:17.960 --> 00:09:20.440
‫اگه تاریخ همونطوری که من یادمه رقم می‌خوره...

00:09:20.440 --> 00:09:24.310
‫اون برادر کوچیک‌تر امپراطور سابق،
‫گئورگ تئوس راوه بود.

00:09:24.310 --> 00:09:27.000
‫کشتن بی‌رحمانه مردم مرزبان بیل باعث شد

00:09:27.000 --> 00:09:29.470
‫اون اعلام کنه شمشیر عالی جناب
‫تقلبیه و یه ارتش به پا کنه.

00:09:30.090 --> 00:09:33.100
‫اون نزاع معروفه به...
‫شورش امپراطور قلابی.

00:09:34.140 --> 00:09:36.700
‫متأسفم. تقصیر منه.

00:09:37.180 --> 00:09:42.610
‫اگه با احتیاط بیشتری عمل می‌کردم،
‫جادو شما هم محصور نمی‌شد، سرورم.

00:09:42.870 --> 00:09:45.040
‫اونا دنبال من بودن.

00:09:45.040 --> 00:09:49.370
‫تصمیمات و کارهات در مقابل
‫سدهای جادویی به جا بودن.

00:09:50.060 --> 00:09:53.830
‫فقط... اون سلاحی که عموم داشت غیرمنتظره بود.

00:09:54.310 --> 00:09:55.650
‫یعنی از کجا گیرش آورده؟

00:09:58.680 --> 00:09:59.750
‫عالی‌جناب؟

00:10:00.340 --> 00:10:02.450
‫تجربه وحشتناکی بود، نه؟

00:10:02.710 --> 00:10:05.170
‫همه‌اش بخاطر اینه که من
‫قدرت کافی ندارم. متأسفم.

00:10:05.170 --> 00:10:06.750
‫سرورم، اصلاً تقصیر شما—

00:10:07.110 --> 00:10:09.160
‫شیکار می‌حنید؟

00:10:09.160 --> 00:10:12.730
‫من اخیراً، دارم سعی می‌کنم مردی
‫بشم که رفتار درست داشته باشه.

00:10:12.730 --> 00:10:16.780
‫ولی اگه عروس دوست‌داشتنیم غمگین به‌نظر بیاد،
‫داستان فرق می‌کنه.

00:10:17.310 --> 00:10:19.540
‫اگه می‌خوای بازم بیشتر خودتو مقصر بدونی،

00:10:19.540 --> 00:10:21.720
‫مجبورم بیشتر بهت تسلی بدم.

00:10:22.350 --> 00:10:25.020
‫حیلی حب. دیه نمی‌کم.

00:10:25.830 --> 00:10:29.030
‫شما دوتا، اشکال نداره دیگه کم کم وارد بشیم؟

00:10:29.030 --> 00:10:30.990
‫این بالای یه درخت بلند چسبیده بود.

00:10:34.030 --> 00:10:36.910
‫خب، باید بفهمیم برای کمک باید کجا بریم.

00:10:36.910 --> 00:10:40.230
‫فعلاً ما اینجاییم... قلمروی دوک‌نشین نئوترال.

00:10:40.540 --> 00:10:43.350
‫این منطقه با کریتوس هم مرزه، درسته؟

00:10:43.350 --> 00:10:45.180
‫خیلی اطلاعاتت بالاست، جیل-چان.

00:10:45.180 --> 00:10:46.780
‫گمونم آره.

00:10:46.780 --> 00:10:50.960
‫خاندان نئوترال بر این سرزمین‌ها حکومت می‌کنن.
‫اونا یکی از سه خاندان دوکی بزرگن.

00:10:50.960 --> 00:10:54.560
‫وقتی نزاع قدرتی در جریان باشه،
‫اونا اغلب در موضع بی‌طرف باقی می‌مونن.

00:10:54.560 --> 00:10:55.420
‫در این صورت—

00:10:55.420 --> 00:11:00.000
‫اما... پرنسی که اینجا متولد شد یکی
‫از اونایی بود که روز تولدم مرد.

00:11:00.000 --> 00:11:02.510
‫و فکر می‌کنن بخاطر نفرین شماست عالی‌جناب؟

00:11:02.510 --> 00:11:03.370
‫آره.

00:11:06.010 --> 00:11:07.380
‫پس هیچ چاره‌ای نداریم.

00:11:07.590 --> 00:11:09.190
‫اینطور نیست.

00:11:09.190 --> 00:11:13.140
‫فکر کنم شمشیر آسمانیم ظرف شش ماه
‫باید به حالت عادیش برگرده.

00:11:13.140 --> 00:11:14.800
‫همچنین جادوی جیل.

00:11:15.110 --> 00:11:18.800
‫به علاوه، اون موقع شمشیر عموم باید بشکنه.

00:11:18.800 --> 00:11:20.280
‫منظورتون چیه؟

00:11:20.570 --> 00:11:23.570
‫اون تموم انرژی جادویی که من
‫و جیل داشتیم رو مهر و موم کرد.

00:11:24.200 --> 00:11:27.110
‫هر شمشیری که اونقدر قدرت رو داشته باشه
‫سرانجام نمی‌تونه نگهش داره.

00:11:27.310 --> 00:11:30.560
‫که اینطور. پس بهترین کارمون صبر کردنه.

00:11:30.560 --> 00:11:33.850
‫و یه راست افتادن در دام دشمن هم آزاردهنده‌ست.

00:11:33.850 --> 00:11:35.120
‫کاری نمی‌کنیم.

00:11:35.120 --> 00:11:37.510
‫امنیت رو اولویت اولمون قرار می‌دیم
‫و خودمونو نشون نمی‌دیم.

00:11:37.510 --> 00:11:39.540
‫با این روش می‌فهمیم چطور باید مقابله کنیم.

00:11:39.540 --> 00:11:41.590
‫حالا که خیالم راحت شد، گشنمه.

00:11:41.590 --> 00:11:42.300
‫منم.

00:11:43.030 --> 00:11:45.850
‫حتی در میون این مخمصه، آروم و باهوشه.

00:11:47.400 --> 00:11:49.980
‫از امپراطور توقع کمتری نداشتم!

00:12:04.490 --> 00:12:06.960
‫یه ماه از موقع گذشته.

00:12:06.960 --> 00:12:09.180
‫بیایین یه کاری بکنیم دیگه!

00:12:10.410 --> 00:12:11.600
‫یه کاری؟

00:12:11.600 --> 00:12:15.510
‫عموتون داره چجوری رفتار می‌کنه انگار
‫پایتخت مال خودشه۱ بیایین پسش بگیریم!

00:12:15.510 --> 00:12:18.220
‫درسته! یه نقشه می‌کشیم و پایتخت رو پس می‌گیریم!

00:12:18.220 --> 00:12:20.660
‫درسته که عالی جناب گفت که کاری نمی‌کنیم.

00:12:20.660 --> 00:12:22.260
‫ولی اصلاً تصور نمی‌کردم که واقعاً...

00:12:22.260 --> 00:12:23.260
‫واقعاً...

00:12:23.260 --> 00:12:25.220
‫واقعاً هیچ کاری نکنیم!

00:12:25.220 --> 00:12:27.690
‫هر روز و هر روز کارمون شده پرورش سبزیجات!

00:12:27.690 --> 00:12:30.250
‫فقط سبزیجات نیست! به زودی توت فرنگی‌ها هم—

00:12:29.660 --> 00:12:32.130
‫کامیلا، نظر تو درمورد این وضع چیه؟

00:12:32.420 --> 00:12:34.680
‫انتظارشو نداشتم ولی
‫زندگی روستایی بد نیست!

00:12:34.680 --> 00:12:35.820
‫زیک!

00:12:35.820 --> 00:12:38.780
‫احساس رضایت می‌کنم.
‫و چیکار کنیم آخه؟

00:12:38.780 --> 00:12:40.190
‫همه‌جا پوستر تحت تعقیب هست.

00:12:40.190 --> 00:12:44.630
‫اینجا یه نفرو داریم که لحظه‌ای که پاشو
‫بذاره بیرون دستگیر می‌شه.

00:12:45.650 --> 00:12:47.530
‫اینو می‌دونم.

00:12:47.530 --> 00:12:50.120
‫برای همینه که به‌نظرم بقیه‌مون باید کاری بکنیم.

00:12:50.890 --> 00:12:52.840
‫کاپیتان شوالیه‌های اژدهای نئوترال

00:12:52.840 --> 00:12:54.860
‫از مأموریتش در یه منطقه دیگه برگشته.

00:12:54.860 --> 00:12:59.070
‫«گئورگ سه دوک و مقامات بانفوذ
‫در پایتخت را جمع کرده است

00:12:59.070 --> 00:13:01.160
‫تا از شمشیر آسمانی رونمایی کند.»

00:13:01.160 --> 00:13:05.170
‫لابد نظر اربابان هر منطقه رو جلب کرده که دنبال من بگردن.

00:13:05.930 --> 00:13:07.830
‫و همونطور که ما اینجا نشستیم
‫بی‌خیال داریم سبزیجات پرورش می‌دیم،

00:13:07.830 --> 00:13:09.690
‫انتخاب‌هامون دارن کم و کم‌تر می‌شن!

00:13:09.690 --> 00:13:13.330
‫اگه فردا اینجا پیدامون کنن،
‫واسه‌اش چه نقشه‌ای دارین؟

00:13:15.530 --> 00:13:16.260
‫خب...

00:13:16.260 --> 00:13:17.130
‫البته...

00:13:17.390 --> 00:13:19.930
‫بعد اینکه پیدامون کردن بهش فکر می‌کنیم، باشه؟

00:13:19.930 --> 00:13:22.620
‫آخه الان هیچ کاری هم از دستمون ساخته نیست.

00:13:22.840 --> 00:13:24.680
‫پول نداریم پارتی هم نداریم.

00:13:24.900 --> 00:13:27.520
‫چون هیچی نداریم
‫هیچ کاری هم ازمون برنمیاد.

00:13:32.600 --> 00:13:34.760
‫پس من می‌رم بیرون کار می‌کنم.

00:13:34.760 --> 00:13:35.460
‫عه؟

00:13:35.860 --> 00:13:40.160
‫طبق اون مقاله، شوالیه‌های اژدها دارن
‫دنبال شاگرد می‌گردن.

00:13:40.160 --> 00:13:42.750
‫عه؟ ولی هنوز جادوت برنگشته.

00:13:43.160 --> 00:13:44.850
‫جادو از نیروی فیزیکی ناشی می‌شه!!

00:13:44.850 --> 00:13:47.730
‫حتی بدون جادوم هم کسی نمی‌تونه شکستم بده.

00:13:47.730 --> 00:13:49.840
‫من در دوره پیشبردی ثبت نام می‌کنم.

00:13:49.840 --> 00:13:53.190
‫اونطوری، پول و پارتی و اطلاعات گیرمون میاد.

00:13:57.150 --> 00:14:00.020
‫فکر کنم... مخالفتی نباشه؟

00:14:08.100 --> 00:14:09.700
‫منم درخواست می‌دم.

00:14:09.990 --> 00:14:12.040
‫راستشو بخوای، حوصله‌ام سر رفته.

00:14:12.040 --> 00:14:13.390
‫نگهبانی از عالی‌جناب چی پس؟

00:14:13.390 --> 00:14:16.180
‫کامیلا باهاشه. نگران نباش.

00:14:20.440 --> 00:14:21.900
‫خوش اومدید!

00:14:22.300 --> 00:14:24.260
‫ممنون از خریدتون!
‫اینو رایگان بهتون می‌دم.

00:14:24.260 --> 00:14:25.120
‫خوشمزه‌ست!

00:14:25.120 --> 00:14:26.780
‫وای، معرکه‌ست!

00:14:30.080 --> 00:14:32.430
‫شهر خیلی بزرگیه!

00:14:32.430 --> 00:14:36.870
‫خب، مقر یکی از سه دوک، دوک نئوتراله دیگه.

00:14:36.870 --> 00:14:41.000
‫چون اینجا زادگاه اون خانواده‌ست،
‫شوالیه‌های اژدهای اینجا...

00:14:41.000 --> 00:14:43.590
‫آره. اونا بهترین بهترین‌هان.

00:14:44.660 --> 00:14:46.950
‫تعجبی نداره که این همه آدم اینجا جمع شدن،

00:14:46.950 --> 00:14:48.900
‫واقعاً برای شوالیه اژدها شدن مشتاقن.

00:14:49.600 --> 00:14:53.300
‫خب، اونجا رو. الان دیگه جدی یه فراریه.

00:14:53.300 --> 00:14:55.900
‫موندم... یعنی تصویری ازش نداشتن؟

00:14:58.440 --> 00:15:01.180
‫زیک، از فردا مراقب جیل باش.

00:15:01.460 --> 00:15:04.900
‫لون باهوشه، ولی با امور امپراطوریمون آشنا نیست.

00:15:04.900 --> 00:15:06.780
‫بیشتر از همه‌چی، سنش نگران‌کننده‌ست.

00:15:06.780 --> 00:15:09.070
‫پس می‌خوای جلوی کاپیتان رو بگیری؟

00:15:09.070 --> 00:15:11.930
‫اصلاً قصد ندارم که سر راهش قرار بگیرم.

00:15:11.930 --> 00:15:13.740
‫و نمی‌خوام هم که ازم بیزار بشه.

00:15:13.740 --> 00:15:17.090
‫وظیفه منه که از مردم محافظت کنم.
‫حتی اگه نمی‌خواستی هم این کارو می‌کردم.

00:15:17.420 --> 00:15:21.060
‫اگه لازم شد...
‫منو تقدیم به عموم کن.

00:15:21.060 --> 00:15:22.010
‫ها؟

00:15:22.010 --> 00:15:26.660
‫اگه این از جیل محافظت می‌کنه، پس انجامش بده...
‫شوالیه همنشین اژدها.

00:15:27.990 --> 00:15:29.650
‫می‌فهمه چی داره می‌گه؟

00:15:29.650 --> 00:15:33.470
‫این یعنی توسط کاپیتان یا ما بهش خیانت بشه.

00:15:36.060 --> 00:15:38.540
‫زیک؟ چیزی شده؟

00:15:39.260 --> 00:15:40.520
‫نه.

00:15:40.520 --> 00:15:43.710
‫توی بیل‌بورگ هم دارن درمورد این مسئله
‫تحقیق می‌کنن، نه؟

00:15:43.710 --> 00:15:47.170
‫فقط یه پوستر تحت تعقیب هست.
‫احتمالاً ما رو پوشش دادن.

00:15:47.650 --> 00:15:50.370
‫به نظرت سفیر-ساما قابل اعتماده؟

00:15:50.610 --> 00:15:54.130
‫فقط می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.
‫می‌خوای چیکار کنی؟ همینجا تسلیم بشیم؟

00:15:54.130 --> 00:15:54.990
‫نه.

00:15:55.600 --> 00:15:57.420
‫تا اینو نخورم نمی‌تونم برگردم!

00:15:57.420 --> 00:16:00.520
‫یه ظرف ناهار از عالی جناب!
‫صبح زود بیدار شد و برام درستش کرد.

00:16:00.520 --> 00:16:02.320
‫و گفت شام خورشت می‌خوریم!

00:16:02.320 --> 00:16:04.520
‫یه غذای خوشمزه برای وقتی که کارمون تمومه!

00:16:04.520 --> 00:16:07.180
‫دردسر؟ آزمون چی پس؟

00:16:07.180 --> 00:16:08.910
‫از راه طولانی‌ای اومدم اینجا!

00:16:08.910 --> 00:16:12.650
‫همونطور که گفتم، همه شوالیه‌های
‫اژدها برای کار فوری‌ای اعزام شدن!

00:16:12.650 --> 00:16:13.970
‫ازتون می‌خواییم که یه مدت اینجا صبر کنین!

00:16:13.970 --> 00:16:16.260
‫و داریم می‌پرسیم تا کی؟

00:16:16.260 --> 00:16:17.930
‫فعلاً همینجا منتظر بمونید!

00:16:17.930 --> 00:16:19.210
‫موندم چه خبر شده.

00:16:19.210 --> 00:16:20.130
‫نمی‌دونم.

00:16:20.450 --> 00:16:22.330
‫ولی کم کم وقت شروع آزمونه.

00:16:26.970 --> 00:16:27.910
‫اون چیه؟!

00:16:27.910 --> 00:16:29.520
‫یه-یه اژدهاست!

00:16:30.120 --> 00:16:33.330
‫نـ-نذارین یه اژدها بترسونتون!
‫شوالیه‌های این شهر-

00:16:35.440 --> 00:16:36.980
‫اوی، کاپیتان! چیکار کنیم؟

00:16:40.920 --> 00:16:41.840
‫خوبید؟

00:16:41.840 --> 00:16:43.990
‫مـ-ممنون. تو...؟

00:16:43.990 --> 00:16:45.150
‫فعلاً همه رو هدایت کن اینجا رو تخلیه کنن.

00:16:45.390 --> 00:16:47.400
‫جاده‌های جنوب امن به‌نظر میان.

00:16:47.400 --> 00:16:48.170
‫گرفتم.

00:16:48.170 --> 00:16:49.110
‫تو هم باید بجنبی—

00:16:50.210 --> 00:16:52.600
‫کار خطرناک نکن! اون شمشیر
‫درمقابل فلس‌های اژدها هیچ کاری نمی‌کنه!

00:16:52.600 --> 00:16:53.830
‫زیک! پوششم بده!

00:16:53.830 --> 00:16:55.570
‫شمشیر فلس‌هاش رو نمی‌شکافه.

00:16:55.570 --> 00:16:57.210
‫باید داخل پاهاشو هدف بگیرم!

00:17:02.540 --> 00:17:03.740
‫کاپیتان!

00:17:15.830 --> 00:17:17.910
‫کافیه! آزمون تمومه!

00:17:18.660 --> 00:17:20.630
‫شما دوتا، کارتون خوب بود!

00:17:20.630 --> 00:17:23.610
‫کاپیتان به زودی می‌رسه.
‫تا اون موقع همینجا منتظر باشید.

00:17:23.610 --> 00:17:26.130
‫کارمون خوب بود؟ اینجا چه خبره؟

00:17:26.130 --> 00:17:28.440
‫یا، عجب نمایشی اجرا کردین.

00:17:28.440 --> 00:17:29.910
‫بابت دردسرها متأسفیم.

00:17:29.910 --> 00:17:33.020
‫انگار همه این غوغاها برای آزمون بود.

00:17:33.020 --> 00:17:35.180
‫عه؟ پس اون فواره چی؟

00:17:35.520 --> 00:17:37.810
‫قرار بود به زودی بازسازی بشه.

00:17:37.810 --> 00:17:41.240
‫اوه... پس اون اژدها که نگاه
‫ترسناکی توی چشم‌هاش داره چی؟

00:17:41.240 --> 00:17:42.930
‫اون یکی از اژدهایان شوالیه‌های اژدهاست.

00:17:42.930 --> 00:17:44.440
‫خیلی هم باهوشه، نه؟

00:17:44.440 --> 00:17:49.000
‫هر چند که برای اینکه اینقدر از دستورات
‫پیروی کنه، باید خیلی اعتمادشو جلب کرد و آموزشش داد.

00:17:49.970 --> 00:17:51.800
‫پس چرا متوقف شد؟

00:17:51.800 --> 00:17:53.650
‫متوقف شد؟ اون؟

00:17:54.940 --> 00:17:58.030
‫واقعاً عروس من معرکه‌ست.

00:17:58.030 --> 00:17:59.580
‫ناز هم هست.

00:17:59.580 --> 00:18:02.780
‫امروز باید یه مهمانی ترتیب بدم
‫تا قدردانیم رو نشون بدم.

00:18:02.780 --> 00:18:05.650
‫نکنه اونی که اژدها رو متوقف کرد...

00:18:06.050 --> 00:18:07.720
‫لطفاً اونو راز نگه دار.

00:18:07.720 --> 00:18:11.240
‫جیل خیلی رو راسته، ممکنه اینو
‫غیرمنصافانه درنظر بگیره و خشمگین بشه.

00:18:11.580 --> 00:18:14.910
‫خب، وقتی پای یه اژدها درکار باشه،
‫امپراطور اژدها هم میاد وسط دیگه.

00:18:15.350 --> 00:18:18.030
‫ولی مگه جیل-چان همنشین اژدها نیست؟

00:18:18.030 --> 00:18:19.660
‫اون حفاظ یا چیزی نداره؟

00:18:19.660 --> 00:18:23.240
‫اژدهایان تکه‌های خدای اژدها هستن.
‫اونا موجودات رامش هستن.

00:18:23.550 --> 00:18:25.850
‫حتی همنشین اژدها و برکت
‫اون خدا رو دریافت کرده،

00:18:25.850 --> 00:18:28.470
‫رتبه‌اش پایین خدای اژدهاست، و از اون لحاظ، مثل دیگرانه.

00:18:28.890 --> 00:18:32.580
‫و جیل چیزی رو داره که اژدهایان ازش متنفرن،
‫جادوی الهه.

00:18:32.580 --> 00:18:34.670
‫احتمالاً براشون سخته که ازش پیروی کنن.

00:18:34.980 --> 00:18:38.450
‫که اینطور. پس اگه شما باشید عالی جناب...

00:18:39.070 --> 00:18:43.020
‫می‌تونید از اژدهایان استفاده کنید...
‫تا پایتخت رو پس بگیرید؟

00:18:43.020 --> 00:18:44.980
‫این کار بر ضد منطق هست.

00:18:45.530 --> 00:18:49.290
‫الوهیت راوه کم می‌شه، و حفاظش
‫هم ضعیف می‌شه.

00:18:49.820 --> 00:18:51.130
‫اگه ممکن باشه...

00:18:51.130 --> 00:18:53.350
‫پس این آخرین راه چاره‌ست، درسته؟

00:18:53.710 --> 00:18:57.830
‫هیچکدومتون ترس سنگایی که به طرف
‫من پرت می‌شن رو نمی‌فهمین.

00:18:57.830 --> 00:19:01.200
‫اگه کسی باشه که حتی بعد از
‫اون آسیبی ندیده باشه، اون...

00:19:01.550 --> 00:19:02.980
‫من به تنهایی...

00:19:06.900 --> 00:19:08.110
‫چیزی شده؟

00:19:08.980 --> 00:19:11.090
‫نه. چیزی نیست.

00:19:13.620 --> 00:19:15.710
‫مزه‌اش که عوض نمی‌شه، آره؟

00:19:15.710 --> 00:19:16.970
‫من که نمی‌خورمش..

00:19:23.100 --> 00:19:25.090
‫هر دوتو قبول شدید.

00:19:26.090 --> 00:19:29.050
‫من النتزیا تئوس راوه هستم.

00:19:30.260 --> 00:19:32.930
‫پرنسس اول امپراطوری راوه هستم.

00:19:34.180 --> 00:19:38.300
‫ولی الان، شاید بهتره که بگم من
‫کاپیتان شوالیه‌های اژدها هستم.

00:19:45.110 --> 00:19:46.570
‫بهمون حمله شده!

00:19:46.570 --> 00:19:48.920
‫یه پرچم زرشکی جنگ در قله
‫کوهستان رایکیا دیده شده!

00:19:48.920 --> 00:19:51.370
‫اون امپراطور، هادیس تئوس راوه‌ست!

00:19:51.740 --> 00:19:54.170
‫پس از محدوده کوهستانی رایکیا رد شد.

00:19:54.170 --> 00:19:56.570
‫جیل! النتزیا رو ببر و عقب‌نشینی کن!

00:19:56.570 --> 00:19:57.970
‫قراره بدون جنگیدن فرار کنیم؟

00:19:57.970 --> 00:20:01.730
‫کسی نیست که بتونی شکستش بدی! اصلا
‫تصور نمی‌کردم که امپراطور بیاد.

00:20:01.730 --> 00:20:03.340
‫قرار نبود نیروهای کمکی بیان!

00:20:03.940 --> 00:20:05.520
‫بچه احمق.

00:20:05.520 --> 00:20:07.560
‫بعضی چیزا قابل جایگزینن.

00:20:08.850 --> 00:20:11.010
‫انتخابی نداریم. عقب‌نشینی می‌کنیم.

00:20:11.010 --> 00:20:11.620
‫جیل!

00:20:14.070 --> 00:20:18.110
‫عالی‌جناب، دست نگه دارید لطفاً! ما
‫قصد نداریم که جونتون رو بگیریم!

00:20:18.740 --> 00:20:19.950
‫هادیس...

00:20:20.800 --> 00:20:24.080
‫من خواهر بزرگ بی‌مصرفی بودم. متأسفم.

00:20:34.200 --> 00:20:35.930
‫از همکاری باهاتون خوشحالم.

00:20:38.190 --> 00:20:40.680
‫همچنین. خوشبختم.

00:22:20.750 --> 00:22:21.640
‫می‌خوایش؟

00:22:21.640 --> 00:22:23.110
‫نـ-نه!

00:22:23.110 --> 00:22:26.610
‫من حق ندارم عروسک داشته باشم!

00:22:26.610 --> 00:22:27.770
‫حق؟

00:22:29.500 --> 00:22:32.540
‫وقتی من هفت سالم بود این اتفاق افتاد.

00:22:33.400 --> 00:22:35.020
‫دزدها وارد خونه شدن.

00:22:35.880 --> 00:22:38.250
‫عروسک دچار سرنوشتی شد که من قرار بود بشم.

00:22:38.530 --> 00:22:40.950
‫تمام تلاشمو کردم،
‫ولی به دلایلی...

00:22:40.950 --> 00:22:43.680
‫آخرش جوری شد که انگار شکستگی باز داره.

00:22:43.680 --> 00:22:45.600
‫اون در راه انجام وظیفه مرد.

00:22:45.600 --> 00:22:49.650
‫در راه انجام وظیفه... این...
‫خب، تسلیت می‌گم.

00:22:49.650 --> 00:22:52.580
‫ممنون بابت همدردیتون.

00:22:52.604 --> 00:22:55.604
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:55.628 --> 00:22:58.628
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:59.350 --> 00:23:01.000
‫می‌دونی باید چیکار کنی، نه؟

00:23:01.000 --> 00:23:05.740
‫هوم، ولی بعد اینطوری دیدنش، فکر نکنم قبولش کنه.

00:23:06.760 --> 00:23:08.560
‫راوه، یه کمک کوچولو بهم می‌کنی؟

00:23:13.980 --> 00:23:15.460
‫بلاخره کارش تموم شد!

00:23:15.710 --> 00:23:17.170
‫شما درستش کردین؟

00:23:17.170 --> 00:23:18.660
‫فقط شنل و تاجش.

00:23:18.910 --> 00:23:19.630
‫و...

00:23:23.580 --> 00:23:24.970
‫وقتی برگردیم پایتخت،

00:23:24.970 --> 00:23:27.310
‫من سرم شلوغ می‌شه، پس احتمالاً نتونم
‫مثل اغلب کنارت بخوابم.

00:23:27.590 --> 00:23:29.070
‫فکر کن اون من‌ام.

00:23:30.960 --> 00:23:33.470
‫اسمش هادیس خرسه‌ست.

00:23:33.720 --> 00:23:36.070
‫خیلی ممنون، عالی‌جناب!