﻿WEBVTT

00:00:02.860 --> 00:00:04.080
.دیگه همه‌چیز تمومه...

00:00:05.170 --> 00:00:08.290
.مدت زیادی طول نمیکشه که همه خاطراتش برگرده

00:00:09.380 --> 00:00:11.170
...و زمانی که اون اتفاق بیوفته

00:00:11.920 --> 00:00:14.340
.الیزابت تو سه روز میمیره...

00:00:14.364 --> 00:00:23.364
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:23.730 --> 00:00:28.120
ا-الیزابت قراره بمیره؟ شوخی میکنی دیگه؟

00:00:29.820 --> 00:00:30.660
...کاپیتان

00:00:32.320 --> 00:00:35.170
.اون سرنوشت ما دوتاست

00:00:36.070 --> 00:00:38.800
.دیگه دلیلی برای سکوت راجبش نیست

00:00:42.440 --> 00:00:44.290
.میخوام همه‌چیز رو بهتون بگم

00:00:46.710 --> 00:00:50.290
.راجب هدف سفر سه هزار ساله‌ام

00:00:53.920 --> 00:00:55.900
این داستان کهن، مربوط به زمانی میشه که
انسان‌ها و غیرانسان‌ها

00:00:55.900 --> 00:00:58.890
.هنوز باهم توی یک دنیا زندگی میکردن

00:00:58.890 --> 00:01:00.360
،نیروهای برتر خاندان شیاطین، ده فرمان

00:01:01.110 --> 00:01:03.570
.از مهر و موم سه هزار سالشون برخواستند

00:01:03.570 --> 00:01:06.440
تمام بریتانیا زیر سلطشونه

00:01:06.970 --> 00:01:09.500
.و دوره تاریکی فرا رسیده

00:01:09.500 --> 00:01:11.580
پادشاهی لیونس

00:01:15.440 --> 00:01:18.920
،تونست بعد از یک جنگ پرتلاطم، ده فرمان رو عقب برونه

00:01:19.750 --> 00:01:22.920
.و تصمیم بر بازپس‌گیری بریتانیا داره

00:01:25.280 --> 00:01:26.890
،در خط حمله‌ـش، گروهی از شوالیه‌های افسانه‌ای

00:01:26.890 --> 00:01:29.330
.و افتخار پادشاهی قرار گرفته

00:01:31.060 --> 00:01:33.860
:اسم‌شون هست
.هفت گناه کبیره

00:01:35.000 --> 00:01:40.000
A

00:01:35.000 --> 00:01:40.000
C

00:01:35.000 --> 00:01:40.000
B

00:01:45.000 --> 00:01:48.000
هفت گناه کبیره

00:01:45.000 --> 00:01:48.000
هفت گناه کبیره

00:01:45.000 --> 00:01:48.000
خشم خدایان

00:01:44.740 --> 00:01:49.040
با سر توی زمینی پر از خطر فرود میام

00:01:49.240 --> 00:01:52.890
و توی انتظاراتی که منتظرشون بودم

00:01:53.580 --> 00:01:57.590
افکارم به سرعت به گذشته برمیگردن

00:01:57.920 --> 00:02:01.070
و ذهنم توی اون روزهای دلسردکننده غرق میشه

00:02:01.170 --> 00:02:10.000
ممکنه که این افق جدید رو به دورترین خط مقدم ببرم

00:02:10.470 --> 00:02:17.190
ممکن هم هست که مناظر کسل‌کننده و صداهای دودآلود رو بیخیال شم

00:02:17.310 --> 00:02:19.540
!این رو نگاه! مفهوم دقیقی از واقعیت

00:02:19.650 --> 00:02:23.940
راهی که تا مرز هست رو بین صفر و یک تقسیم کن

00:02:24.110 --> 00:02:28.190
خاطرات و احساسات پراکنده‌ام رو بهم وصل میکنم

00:02:28.280 --> 00:02:32.690
دیگه شکّی ندارم. افزایش ضربانم من رو به سمت مرز هدایت میکنه

00:02:32.780 --> 00:02:36.940
پیش‌رو هیچ بن‌بستی وجود نداره و سرود باشکوه تا ابد انعکاس داره

00:02:37.040 --> 00:02:41.310
چه زخمی باشیم یا نه، زندگی جریان داره. پس به سمت مرز حرکت میکنیم

00:02:41.420 --> 00:02:45.660
برو و این لحظات باارزش رو گرد هم بیار

00:02:45.750 --> 00:02:50.190
همینطور که به سمت مرز حرکت میکنیم، سکه زمان میچرخه

00:02:50.300 --> 00:02:54.500
پیش‌رو هیچ بن‌بستی وجود نداره و سرود باشکوه تا ابد انعکاس داره

00:03:05.000 --> 00:03:07.980
قسمت ده

00:03:05.000 --> 00:03:07.980
قسمت ده

00:03:05.000 --> 00:03:07.980
اون روش زندگی کردن ماست

00:03:05.000 --> 00:03:07.980
اون روش زندگی کردن ماست

00:03:17.500 --> 00:03:20.720
...سه هزار سال پیش، در میانه‌ جنگ مقدس

00:03:21.530 --> 00:03:25.690
من و الیزابت، بخاطر گناهانی که مرتکب شدیم...
.مورد مجازات قرار گرفتیم

00:03:27.210 --> 00:03:30.210
.با وجود شیطان بودنم، طرف خاندان الهه‌ها رو گرفتم

00:03:30.210 --> 00:03:32.920
.من به هم‌نوع خودم خیانت کردم و کشتمش
.گناه من اون‌ بود

00:03:34.960 --> 00:03:39.770
،اون هم بخاطر همراهی یه شیطان و نجات دادن دشمن
.مورد مجازات قرار گرفت

00:03:41.310 --> 00:03:42.590
م-مجازات؟

00:03:42.970 --> 00:03:43.930
توسط چه کسی؟

00:03:46.250 --> 00:03:47.310
.دو خدا

00:03:54.490 --> 00:03:58.610 position:20%
.فرمانروای خاندان شیاطین، شاه شیاطین

00:03:56.560 --> 00:03:58.610
فرمانروای خاندان شیاطین

00:03:56.560 --> 00:03:58.610
شاه شیاطین

00:03:58.860 --> 00:04:02.270
.و حکمران خاندان الهه‌ها، الهه برتر

00:04:01.610 --> 00:04:03.610
حکمران خاندان الهه‌ها

00:04:01.610 --> 00:04:03.610
الهه برتر

00:04:28.520 --> 00:04:32.510
.ما در برابر قدرت مغلوب‌کننده اون‌ها، عاجز بودیم

00:04:43.020 --> 00:04:45.720
.و مردیم

00:04:47.660 --> 00:04:48.520
.یا من اونطور فکر کردم

00:04:54.640 --> 00:05:00.380
.نمیدونم بعد از اون چقدر گذشت
.ممکن بود یه مدتی باشه

00:05:01.210 --> 00:05:02.240
.من بیدار شدم

00:05:05.440 --> 00:05:09.120
.بدن آسیب دیده‌ام بدون هیچ زخمی به حالت اول برگشته بود

00:05:10.430 --> 00:05:10.910
...ولی

00:05:13.120 --> 00:05:16.440
.الیزابت، بصورت مرده کنار من دراز کشیده بود

00:05:37.560 --> 00:05:39.980
.هیچ ایده‌ای نداشتم که چه بلایی سرمون اومده بود

00:05:40.110 --> 00:05:44.190
تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که
.بدن سرد الیزابت رو در آغوش بگیرم و گریه کنم

00:05:47.720 --> 00:05:51.950
.ظاهراً در بیهوشی من، جنگ مقدس به پایان رسید

00:06:07.610 --> 00:06:08.730
،و بعدش

00:06:09.480 --> 00:06:12.240
.دیگه پیر نشدم

00:06:18.910 --> 00:06:24.590
در حین گشت تنها و بی‌هدفم در ویرانه‌های بریتانیا
...که در نتیجه جنگ مقدس حاصل شده بود

00:06:35.210 --> 00:06:38.000
.دوباره همدیگر رو ملاقات کردیم

00:06:38.960 --> 00:06:42.810
.اونجا، الیزابتی که باید مرده باشه بود

00:06:44.450 --> 00:06:46.900
.با اینکه بال نداشت، ولی خودش بود

00:06:47.520 --> 00:06:50.560
.غریزه‌ام اینطور بهم میگفت

00:06:53.280 --> 00:06:54.730
...ولی اون احساس

00:06:59.370 --> 00:07:00.680
.دوطرفه نبود...

00:07:02.140 --> 00:07:08.330
ولی الیزابت انسان اولیه، سریعاً قلبش رو به سمت من
.باز کرد و به مهربونی باهام برخورد کرد

00:07:16.060 --> 00:07:19.150
،بعدش یه روز، چشم راستش شروع به تغییر کرد

00:07:19.640 --> 00:07:21.360
.و قدرت‌هاش شروع به برگشت کردند

00:07:24.110 --> 00:07:29.530
.همراه با نماد خاندان الهه‌ها، قدرت‌های شفاش هم برگشتند

00:07:30.570 --> 00:07:31.770
.من مطمئن شدم

00:07:32.800 --> 00:07:35.840
.اون تناسخ الیزابت بود

00:07:37.160 --> 00:07:41.560
.صداش، ظاهرش، و حتی اسمش هم یکی بودند

00:07:42.120 --> 00:07:44.320
،الآن که بهش فکر میکنم عجیبه

00:07:44.730 --> 00:07:48.990
،ولی اون موقع، خیلی خوشحال بودم
.و همه‌چیز رو بهش گفتم

00:07:51.210 --> 00:07:56.720
اون باعث جرقه‌ای شد، و الیزابت شروع به یادآوری
.خاطراتش کرد

00:07:58.250 --> 00:08:01.660
.در نهایت، چشم چپش هم تغییر کرد

00:08:07.420 --> 00:08:10.380
.من... همه‌چیز رو... به یاد آوردم

00:08:10.560 --> 00:08:12.320
!خیلی خوبه

00:08:13.440 --> 00:08:17.130
.خوب گوش بده. ما هردومون نفرین شدیم

00:08:18.600 --> 00:08:19.450
نفرین؟

00:08:20.300 --> 00:08:21.550
چطور نفرینی؟

00:08:21.770 --> 00:08:25.740
.بهت میگم. ولی قبلش، باید یه قولی بهم بدی

00:08:27.480 --> 00:08:31.960
بهم قول بده که هر اتفاقی هم بیوفته، حتی اگه
—بمیرم هم، تو نفرین رو میشکنی

00:08:31.960 --> 00:08:32.500
چی داری میگی؟

00:08:32.500 --> 00:08:33.360
!قول بده

00:08:36.570 --> 00:08:37.320
...باشه

00:08:37.790 --> 00:08:42.510
.حتی اگه... بمیری هم... سر قولم وایمیستم

00:08:43.720 --> 00:08:44.480
.ممنون

00:08:44.810 --> 00:08:45.980
.پس بهت میگم

00:08:48.090 --> 00:08:49.500
،و سه روز بعد

00:08:51.660 --> 00:08:54.590
.الیزابت جلوی چشمای خودم مرد

00:08:55.340 --> 00:08:59.520
.پدر تو و مادر من، نفرین‌مون کردن

00:09:00.220 --> 00:09:02.910
.یه زندگی ابدی و یه تناسخ ابدی

00:09:03.200 --> 00:09:07.850
.تو هیچوقت پیر نمیشی، و حتی اگه بمیری هم احیاء میشی

00:09:08.270 --> 00:09:15.500
،من بدون داشتن خاطراتی از زندگی قبلیم
.به تولد دوباره ادامه میدم

00:09:18.560 --> 00:09:22.970
و حتی اگه برحسب شانس، خاطراتم رو
،دوباره بدست بیارم

00:09:23.420 --> 00:09:28.700
هر اتفاقی هم که بیوفته، یا اگه کسی هم
.ازم محافظت کنه، توی سه روز میمیرم

00:09:29.550 --> 00:09:30.780
.و اون همش نیست

00:09:31.100 --> 00:09:35.200
هربار که دوباره متولد میشم، بطور اجتناب‌ناپذیری
.باهات ملاقات میکنم

00:09:35.770 --> 00:09:39.580
.عاشقت میشم، و قبل از تو میمیرم

00:09:48.410 --> 00:09:53.550
از اون موقع تا حالا سه هزار سال میگذره
.و من با صد و هفتا الیزابت ملاقات کردم

00:09:54.680 --> 00:09:55.900
...یه الیزابت به خصوص

00:09:56.830 --> 00:09:58.600
!ملیوداس

00:10:08.920 --> 00:10:10.350
چی شده، الیزابت؟

00:10:11.180 --> 00:10:15.600
.میبینم که هنوز نفرین رو نشکستی

00:10:17.340 --> 00:10:19.440
.خاطراتش رو تو یه سن کم بدست آورد

00:10:21.150 --> 00:10:23.120
!الیزابت

00:10:23.200 --> 00:10:24.280
!عقب وایسا

00:10:25.240 --> 00:10:26.560
...و درست جلوی چشمام

00:10:34.250 --> 00:10:36.300
...و یه الیزابت دیگه

00:10:45.260 --> 00:10:47.470
.واقعاً آدم عجیبی هستی

00:10:48.090 --> 00:10:51.690
.طوریه که انگار زمان فقط برای تو ایستاده

00:10:53.600 --> 00:10:54.750
...ملیوداس

00:10:55.340 --> 00:10:59.600
.خواهش میکنم اگه من مردم، فراموشم کن

00:11:00.110 --> 00:11:03.310
.یه فرد خوب رو پیدا کن

00:11:05.820 --> 00:11:08.300
.هیچوقت خاطراتش رو به یاد نیاورد

00:11:08.880 --> 00:11:12.250
.جلوی من، با آرامش جونش رو داد

00:11:13.420 --> 00:11:17.590
بعدش، اتفاقی بود که شونزده سال پیش
،توی دانافور افتاد

00:11:17.590 --> 00:11:20.170
.که دلیل بدنیا اومدن این الیزابت بود

00:11:21.080 --> 00:11:26.590
،من به جهت پیدا کردن راهی برای شکستن نفرین
.از مرلین کمک گرفتم

00:11:31.240 --> 00:11:32.670
تابوت تاریکی ابدی؟

00:11:33.500 --> 00:11:38.410
یک آیین یادگار‌ـه که الهه‌ها، ازش برای مهر کردن
.خاندان شیاطین استفاده کردن

00:11:39.800 --> 00:11:45.320
میتونیم ازش برای شکستن مهر الهه‌ها و
.آزاد کردن ده فرمان استفاده کنیم

00:11:45.820 --> 00:11:48.160
آزادشون کنیم؟ برای چی؟

00:11:49.080 --> 00:11:50.620
.زلدریس

00:11:50.620 --> 00:11:53.460
در حال حاضر اون قدرت شاه شیاطین
.رو قرض گرفته

00:11:53.960 --> 00:11:58.880
ممکنه که اون قادر به شکستن نفرین
.شما دوتا باشه

00:11:59.600 --> 00:12:03.530
.نه، ما نمیتونیم آزادشون کنیم
.خیلی خطرناکه

00:12:04.220 --> 00:12:08.570
.من به قوی‌ایه زمانی که رهبرشون بودم نیستم

00:12:09.180 --> 00:12:12.840
.تازه، احتمالاً زلدریس با تمام وجود از من بدش میاد

00:12:14.200 --> 00:12:16.010
.اون هیچوقت حاضر به کمک نخواهد بود

00:12:17.180 --> 00:12:18.910
.متوجه شدم، ملیوداس

00:12:19.440 --> 00:12:22.190
.پس دنبال راه دیگه‌ای میگردم

00:12:22.680 --> 00:12:24.170
.شرمنده، مرلین

00:12:24.600 --> 00:12:26.890
.چیزی نیست. ما مدت زیادی‌ـه که همدیگرو میشناسیم

00:12:27.760 --> 00:12:29.530
...تابوت تاریکی ابدی، ها

00:12:35.850 --> 00:12:41.640
ولی اون موقع نمیدونستیم که شیطان دیگری
.تمامی قطعات رو گرد هم آورده بود

00:12:47.080 --> 00:12:48.160
.فرادرین

00:12:49.290 --> 00:12:55.180
جادوگری که شیاطین رو میپرستید
.اون رو به زندگی برگردوند

00:12:58.000 --> 00:13:02.510
.برای شکستن مهر، اون به خون یه الهه نیاز داشت

00:13:03.120 --> 00:13:06.590
.ولی خاندان الهه‌ها منقرض شده بود

00:13:07.690 --> 00:13:11.800
فرادرین سعی کرد با استفاده از جون شهروند‌های
،دانافور به عنوان بها

00:13:12.200 --> 00:13:14.750
.مراسم رو به جهت احیای ده فرمان اجرا کنه

00:13:16.620 --> 00:13:21.260
ابرهای سیاه در بالای دانافور جمع شدن و هیولاهای
.جادویی در ابعادی زیاد از دنیای شیاطین اومدن

00:13:36.430 --> 00:13:38.170
!قربانی‌ها رو پیشکش کنید

00:14:05.050 --> 00:14:10.440
!به سوی آغوش سخت، و بوسه اسیرکننده

00:14:22.670 --> 00:14:23.520
!لیز؟

00:14:24.490 --> 00:14:27.530
!لیز؟! کجایی؟! جواب بده

00:14:29.000 --> 00:14:30.110
!لیز

00:14:32.080 --> 00:14:34.800
!هوی! طاقت بیار! هوی

00:14:35.560 --> 00:14:41.260
...شرمنده... نتونستم... از این شهر محافظت کنم

00:14:44.320 --> 00:14:46.880
!چرا... چرا یه همچین اتفاقی داره میوفته؟

00:14:51.920 --> 00:14:53.210
چرا؟

00:14:53.610 --> 00:14:58.800
،با وجود این همه جون انسانی که پیشکش کردم
...مراسم کار نمیکنه

00:14:59.560 --> 00:15:05.080
مثل اینکه بنظر میاد واقعاً به خون یه الهه برای
...شکستن مهر نیاز دارم

00:15:05.710 --> 00:15:07.230
!ملیوداس

00:15:08.440 --> 00:15:11.470
!ملیوداس! کجایی؟!  جواب بده

00:15:11.880 --> 00:15:13.400
!ملیوداس

00:15:22.330 --> 00:15:27.260
از اینکه انسانی رو میبینم که از بوی گند
.قلمروی شیاطین زنده مونده جا خوردم

00:15:27.630 --> 00:15:30.670
...نه واسا، تو انسان نیستی

00:15:32.120 --> 00:15:35.120
.و قیافت هم آشنا میزنه

00:15:36.200 --> 00:15:37.390
...اوه، آره

00:15:37.390 --> 00:15:40.060
.همونی که همراه با خائن در مقابل ما جنگید

00:15:40.200 --> 00:15:43.930
.با اون الهه، الیزابت، مو نمیزنی

00:15:44.000 --> 00:15:47.080
هیولای عوضی، چی داری برای خودت میگی؟

00:15:48.080 --> 00:15:51.950
،خب، وادار به انجام یه سری اضافه‌کاری‌ها شدم
.ولی اشکالی نداره

00:15:52.400 --> 00:15:57.290
.چون حالا یه قربانی واقعی پیدا کردم

00:15:58.490 --> 00:16:00.840
چطور جرئت کردی این بلا رو سر دانافور بیاری؟

00:16:13.820 --> 00:16:14.440
!لیز

00:16:21.500 --> 00:16:23.840
...ملیو... داس

00:16:25.680 --> 00:16:26.800
!ت-تو

00:16:47.070 --> 00:16:47.900
...گریه نکن

00:16:49.390 --> 00:16:52.160
.بازم همدیگرو میبینیم

00:16:59.020 --> 00:17:04.040
...دوباره... دوباره نتونستم نجاتت بدم

00:17:04.810 --> 00:17:07.360
...متأسفم... الیزابت

00:17:10.140 --> 00:17:15.580
...نمیذارم مانع احیای ده فرمان بشی

00:17:16.030 --> 00:17:20.860
...دیگه نمیدونم چقدر میتونم این قضیه رو تحمل کنم

00:17:45.450 --> 00:17:49.850
سه شبانه‌روز گذشت، و شعله‌ها به
.سوزاندن دانافور ادامه دادن

00:17:50.810 --> 00:17:54.640
بین حس از دست دادن و ناامیدی، تنها کاری که از
.دستم برمیومد، بی‌تفاوت اونجا ایستادن بود

00:18:12.640 --> 00:18:13.580
...طاقت بیار

00:18:16.780 --> 00:18:21.820
...خواهش میکنم... دیگه زمانی برام باقی نمونده

00:18:22.600 --> 00:18:25.400
...میشه خواهشاً این بچه رو

00:18:31.070 --> 00:18:32.160
...الیزابت

00:18:42.240 --> 00:18:43.280
.صد و شش

00:18:44.400 --> 00:18:47.790
.تا الآن، من شاهد مرگ صد و شش‌تا الیزابت بوده‌ام

00:18:49.070 --> 00:18:52.570
.مهم نیست چندبار اتفاق بیوفته، نمیتونم بهش عادت کنم

00:18:57.640 --> 00:19:01.600
برا همین بود که الیزابت ازم خواست قول بدم
،که نفرین رو میشکنم

00:19:02.080 --> 00:19:04.220
.چون میخواست از این رنج رهایی پیدا کنم

00:19:06.650 --> 00:19:10.700
.شرمنده همگی. یجورایی باید بهتون دروغ میگفتم

00:19:12.120 --> 00:19:14.510
،واسا! ولی اگه تو نفرین رو بشکنی

00:19:15.760 --> 00:19:18.160
!چه بلایی سر تو و الیزابت میاد؟

00:19:21.470 --> 00:19:24.520
.چرخه ابدی زندگی و تناسخ به پایان میرسه

00:19:24.970 --> 00:19:26.990
.اون هدف از سفر منه

00:19:28.400 --> 00:19:30.780
...نه... نه

00:19:31.100 --> 00:19:31.840
...دیانه

00:19:32.590 --> 00:19:35.200
...پس، شما دوتا هم

00:19:37.880 --> 00:19:41.130
خب، چیزهایی زیادی هست که دلم میخواد
...بهتون بگم، ولی

00:19:41.400 --> 00:19:45.150
...نه، دلم یه همچین چیزی رو نمیخواد

00:19:46.030 --> 00:19:49.020
دیانه، مأموریت حال حاضر ما چیه؟

00:19:50.720 --> 00:19:52.880
...اینکه به کملوت بریم

00:19:53.600 --> 00:19:54.350
.درسته

00:19:55.480 --> 00:19:58.360
.در حال حاضر، فقط روی هدف فعلی‌مون تمرکز میکنیم

00:20:07.240 --> 00:20:11.690
.هدف‌مون نجات گروگان‌ها و آزادسازی کملوت‌ـه

00:20:12.060 --> 00:20:16.910
،ولی در حال حاضر، توسط یه حفاظ جادویی
.و تحریف ابعادی داره حفاظت میشه

00:20:17.820 --> 00:20:19.660
...منبع اون تحریف

00:20:20.620 --> 00:20:21.180
.اینجاست

00:20:21.500 --> 00:20:23.050
.شهر پوشیده‌ کولاند

00:20:23.550 --> 00:20:27.820
،یه پایتخت سقوط کردست، که بعد از یه قتل‌عام وحشتناک
.چند صد سال پیش رها شد

00:20:28.960 --> 00:20:32.240
.کولاند؟ حس میکنم یه جایی قبلاً اسمش رو شنیدم

00:20:32.830 --> 00:20:36.110
!به اونجا میریم و تحریف ابعادی رو از بین میبریم

00:21:22.000 --> 00:21:23.550
.بالأخره رسیدیم

00:21:28.300 --> 00:21:30.170
.شهر پوشیده کولاند

00:21:28.870 --> 00:21:30.780
شهر پوشیده کولاند

00:21:30.910 --> 00:21:32.590
!خب، خب، خب

00:21:33.310 --> 00:21:36.620
بیاین سریع‌تر بریم و اون تحریف ابعادی یا
.هرچی که هست رو لغو کنیم

00:21:37.170 --> 00:21:39.250
.بعدش به کملوت حمله میکنیم

00:21:39.580 --> 00:21:42.480
.کاپیتان، یه نفر روی پل هست

00:21:45.760 --> 00:21:48.380
بخاطر الیزابت به اینجا اومدی؟

00:21:49.450 --> 00:21:50.520
...چرا اون اینجاست

00:21:50.800 --> 00:21:53.820
.که یعنی اون هنوز زندست

00:21:54.650 --> 00:21:56.170
.چه زن یه‌دنده‌ای

00:21:56.880 --> 00:21:58.650
!ملیوداس. این یه تلست

00:21:58.990 --> 00:22:02.010
.نباید بذاری دیگه ازت بردگی بکشه

00:22:04.190 --> 00:22:04.990
!ملیوداس

00:22:05.014 --> 00:22:09.014
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c>::.

00:22:09.950 --> 00:22:18.460
A

00:22:09.950 --> 00:22:18.460
C

00:22:09.950 --> 00:22:18.460
B

00:22:10.910 --> 00:22:18.460
،مهم نیست این دنیا چندبار خودشو تکرار کنه
باور داشته باش

00:22:18.750 --> 00:22:22.550
بازیابی

00:22:22.574 --> 00:22:28.574
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:29.470 --> 00:22:37.190
اسم خاطراتی که میخواستم فراموش کنم رو «تقدیر» گذاشتم

00:22:37.350 --> 00:22:44.400
حتی نمیتونستم سرکی توی آینده بکشم

00:22:44.900 --> 00:22:49.270
حتی متوجه پوسیدگی قلبم هم نشدم

00:22:49.270 --> 00:22:52.700
(همینطور احساسات و کلماتم)

00:22:52.700 --> 00:22:57.080
بدون اینکه حتی لحظه‌ای چشمم رو از مارپیچ ابدی بپوشونم

00:22:57.370 --> 00:23:03.460
در مقابل تمامی ناراحتی‌ها می‌ایستم

00:23:03.670 --> 00:23:11.220
هفت تکه. نزدیک خودم نگهشون میدارم و موقعی که خورد بشن، جمع‌شون میکنم

00:23:11.430 --> 00:23:19.060
تا آخرین نفسم، خودم انتخاب میکنم که میخوام از چی مراقبت کنم و به چی پایان بدم

00:23:19.310 --> 00:23:26.900
هفت اراده یکی میشن، تا بتونن نورشون رو بر تاریکی بتابن

00:23:27.070 --> 00:23:34.620
،مهم نیست این دنیا چندبار خودشو تکرار کنه
امید داشته باش

00:23:34.830 --> 00:23:38.000
بازیابی

00:23:40.000 --> 00:23:44.000
حتی هاک هم درجا»
«متوجه میشه

00:23:40.000 --> 00:23:44.000
راجب تابوت تاریکی ابدی

00:23:44.600 --> 00:23:48.840
مرکز این عتیقه همون دسته اژدهای شکسته‌ایه
که ملوداس با خودش حمل میکرد، مگه نه؟

00:23:51.790 --> 00:23:52.300
!آره

00:23:52.720 --> 00:23:56.730
تابوت تاریکی ابدی یه مجسمه‌ برجسته‌ایه که برای
.مهر خاندان شیاطین استفاده شد

00:23:52.720 --> 00:23:56.730
(اشکال مجسمه دارای برجستگی میباشند)

00:23:57.280 --> 00:24:02.060
شیاطین ناامیدانه دنبال راهی برای
.احیای ده فرمان میگشتند

00:24:02.300 --> 00:24:04.360
!مثل اینکه به عنوان در قابلمه هم میشه ازش استفاده کرد

00:24:04.410 --> 00:24:05.050
.اونکارو نکن

00:24:05.420 --> 00:24:07.710
.قسمت بعدی از هفت گناه کبیره: خشم خدایان

00:24:07.790 --> 00:24:09.080
.منفورها نمیتونند استراحت کنند

00:24:05.060 --> 00:24:10.220
قسمت یازده

00:24:05.060 --> 00:24:11.390
منفورها نمیتونند استراحت کنند