﻿WEBVTT

00:00:04.060 --> 00:00:08.530
.هفت گناه کبیره پادشاه شیاطین رو شکست داده و به جنگ مقدس پایان دادند

00:00:10.170 --> 00:00:12.570
.شادی و سرور به لیونس برمی‌گرده

00:00:14.130 --> 00:00:20.120
.اما یکی از قهرمانان از تمام نیروی زندگیش استفاده کرد و جون خودش رو از دست داد

00:00:27.040 --> 00:00:29.840
.جنگ مقدس بالاخره تموم شد

00:00:30.070 --> 00:00:33.450
.آره. شاه شیاطین شکست خورد

00:00:33.450 --> 00:00:38.760
.الان مردم بریتانیا می‌تونن بدون ترس پادشاه شیاطین توی آرامش زندگی کنن

00:00:39.660 --> 00:00:43.000
.پس، یه خدا نابود شد

00:00:43.000 --> 00:00:46.150
.مشتاقم ببینم چه جور دورانی انتظارمون رو می‌کشه

00:00:46.760 --> 00:00:49.000
.معلومه دیگه، دوران صلح و آرامش

00:00:49.000 --> 00:00:50.570
.خیلی بده، من که اینجوری فکر نمی‌کنم

00:00:51.170 --> 00:00:55.570
...زمانی که تعادل بین نور و تاریکی از بین بره"

00:00:55.570 --> 00:00:59.080
".دوران آشوب و نابودی رو همراه خودش می‌کشونه...

00:00:59.450 --> 00:01:25.150
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:01:01.270 --> 00:01:04.490
...همانند آسمان‌های پهناور، همانند زمین پهناور

00:01:04.490 --> 00:01:08.890
که در هر غم و اندوهی رسوخ پیدا می‌کند...

00:01:08.890 --> 00:01:14.260
اینم آواز تک نفره‌ی افتخارآمیز ماست...

00:01:25.890 --> 00:01:29.460
...این دنیایی که به خاطر ظلمش شکایت کرده‌ام

00:01:29.460 --> 00:01:37.200
هر جنگی بی‌دلیل فقط غم و غصه‌ی بیش‌تری به همراه داره

00:01:37.200 --> 00:01:40.200
...این قُفل زنگ زده

00:01:40.200 --> 00:01:44.080
فقط من می‌تونم این قُفل رو باز کنم...

00:01:44.080 --> 00:01:48.480
و با داشتن این خاطراتم، همان گونه که وظیفه دارم

00:01:48.480 --> 00:01:51.460
...همانند آسمان‌های پهناور، همانند زمین پهناور

00:01:51.460 --> 00:01:55.840
که در هر غم و اندوهی رسوخ پیدا می‌کند...

00:01:55.840 --> 00:02:00.150
و حتی این شکاف بین تاریکی و روشنایی

00:02:00.150 --> 00:02:01.720
...زیبایی خودت رو رها کن

00:02:01.720 --> 00:02:03.200
و به مسیرت ادامه بده...

00:02:03.200 --> 00:02:07.530
حتی با گذشت هزاران سال این "مهم" تغییر نمی‌کنه

00:02:07.530 --> 00:02:13.360
این آواز تک نفره‌ای ـست که در قلب‌های زخم خورده طنین انداز می‌شه

00:02:14.680 --> 00:02:17.470
...همانند آسمان‌های پهناور

00:02:17.660 --> 00:02:19.280
...همانند زمین پهناور...

00:02:22.090 --> 00:02:27.500
این آواز تک‌ نفره‌ همراهمی‌ـمون می‌کنه...

00:02:29.060 --> 00:02:32.040
قسمت بیست و یکم

00:02:29.060 --> 00:02:32.040
چیزی که همیشه جادوگر به دنبال آن بوده

00:02:35.190 --> 00:02:37.130
.مشتاق دیدار، گیل

00:02:37.130 --> 00:02:39.780
ویویان!؟ تو اینجا چی کار می‌کنی؟

00:02:39.780 --> 00:02:42.220
هنوز دست از سر گیل برنداشتی!؟

00:02:42.660 --> 00:02:44.810
!فکر می‌کردم لودوسیل تو رو کشته

00:02:44.810 --> 00:02:47.700
...آره، درسته

00:02:47.700 --> 00:02:52.480
.وقتی توی ویرانه‌های آسمانی بودم، شمشیر قبیله‌ی الهه‌ها به بدنم برخورد کرد...

00:02:52.480 --> 00:02:55.820
!ولی، درست مثل یک ققنوس به زندگی برگشتم

00:02:57.460 --> 00:02:58.820
.البته به واسطه‌ی قدرت عشق

00:03:00.220 --> 00:03:02.240
.راستش از توضیحت هیچی نفهمیدیم

00:03:03.260 --> 00:03:05.140
...وقتی همون‌جا بیهوش افتاده بودم

00:03:05.140 --> 00:03:08.680
.با دستای کلفت و هیکلیش بدنم رو در آغوش گرفت...

00:03:08.680 --> 00:03:11.620
.و پیوسته نومیدانه اسمم رو صدا می‌زد...

00:03:14.060 --> 00:03:15.380
".خواش می‌کنم نمیر، ویویان"

00:03:15.770 --> 00:03:19.360
".اگه زنی مثل تو بمیره، فقدان عظیمی برای بریتانیا خواهد بود"

00:03:19.360 --> 00:03:23.070
".نه... در واقع فقدان بزرگی برای من خواهد بود"

00:03:24.160 --> 00:03:26.370
دریفوس ساما؟

00:03:26.370 --> 00:03:29.330
.تنها چیزی که بهش گفت: این بود که داره زیاده‌ روی می‌کنه

00:03:29.330 --> 00:03:33.020
.و مدام هندریکسن رو مجبور می‌کرد کلی جادوی درمان کننده روی این زن بزنه

00:03:33.370 --> 00:03:37.940
.ولی بعدش، اونی که مجبور شد ازش مراقبت کنه تا خوب بشه پدرم بوده

00:03:39.670 --> 00:03:44.930
.خودتون که می‌دونین این زن چه کارایی کرده، برای همین نمی‌شد توی قلعه درمانش کرد

00:03:44.930 --> 00:03:47.490
.و اینکه، نمی‌تونست به حال خودش رهاش کنه تا بمیره

00:03:47.760 --> 00:03:52.190
...تازه، به لطف جادوی مقدس الهه‌ها

00:03:52.190 --> 00:03:55.310
.اون نفرینی که روی بدنم بود هم از بین رفت...

00:03:55.310 --> 00:03:56.440
!چه شانس بزرگی دارم

00:03:56.440 --> 00:03:59.510
.پس خوش‌اقبالی شیاطین که می‌گن این بود

00:03:59.900 --> 00:04:01.260
...و برای همین

00:04:02.530 --> 00:04:04.450
.دیگه می‌خوام ازت جدا بشم...

00:04:04.450 --> 00:04:07.010
.چون بالاخره چشمام به روی عشق حقیقی باز شد

00:04:07.280 --> 00:04:12.850
.چون هرچی نباشه، یه زن باید به جای اینکه عشق بورزه باید بهش عشق بورزن

00:04:13.160 --> 00:04:17.440
م-من که حالیم نشد چی شد، ولی گیل، الان برای تو خیلی خوب شد؟

00:04:19.210 --> 00:04:20.780
هوی، گیل؟

00:04:21.090 --> 00:04:24.910
...نگو که بعد از این همه مزاحمت‌های ویویان داری بالاخره عاشقش می‌ش

00:04:25.930 --> 00:04:26.780
.نخیر

00:04:26.930 --> 00:04:31.040
.از حالا می‌تونی منو مامانی صدا کنی، گوریلامور

00:04:32.480 --> 00:04:34.040
.اسمم گریاموره

00:04:34.730 --> 00:04:35.460
.ویویان

00:04:36.940 --> 00:04:40.150
منظورت از اون حرفی که چند دقیقه پیش زدی چی بود؟

00:04:40.150 --> 00:04:42.300
.منظورم همین "دوران آشوبی" هست که گفتی

00:04:42.740 --> 00:04:46.200
.ها، اون، راستش خودمم درست متوجه‌ش نمی‌شم

00:04:46.200 --> 00:04:49.060
:ولی این حرف همیشه ورد زبون مرلین بود

00:04:49.700 --> 00:04:52.700
...زمانی که تعادل بین نور و تاریکی از بین بره"

00:04:52.700 --> 00:04:56.870
".دوران خدایان به پایان می‌رسه، و آشوب بازخواهد گشت"

00:04:56.870 --> 00:04:59.840
".و دنیا از نو متولد خواهد شد"

00:05:06.510 --> 00:05:08.300
.می‌گم، مرلین

00:05:08.300 --> 00:05:10.470
...قصد ندارم دخالت کنم

00:05:10.470 --> 00:05:14.360
.ولی اگه بخوای هنوز می‌تونم زخم روی صورتت رو درمان کنم...

00:05:16.440 --> 00:05:17.500
یعنی اینقدر زشت‌ـه؟

00:05:18.520 --> 00:05:19.460
.نه

00:05:20.060 --> 00:05:23.260
.به نظرم که خیلی زیباست

00:05:23.940 --> 00:05:27.030
.اگه خودت باهاش مشکلی نداری، پس منم هیچ مشکلی ندارم

00:05:27.030 --> 00:05:28.260
!منم همین‌طور! منم همین‌طور

00:05:28.490 --> 00:05:30.320
.فکر می‌کنم خیلی زیباست

00:05:30.700 --> 00:05:32.080
.درسته

00:05:32.080 --> 00:05:34.520
.این جای زخم خیلی خاص و بامعناست

00:05:37.370 --> 00:05:39.080
...تا وقتی اون زخم همراهت باشه

00:05:39.080 --> 00:05:42.340
.مرلین، اسکانور به زندگی درونت ادامه میده...

00:05:43.500 --> 00:05:45.650
.تیچ، باختم

00:05:48.550 --> 00:05:51.030
.خب آخه، ارزش هرچیزی به دید خودمون بستگی داره

00:05:54.020 --> 00:05:56.370
...دلم برای اسکانور تنگ شده، ولی

00:05:57.020 --> 00:06:01.500
.ولی بالاخره همه می‌تونن به خوشبختی برسن...

00:06:01.860 --> 00:06:05.320
...الان که فرمانده از تمام قدرت پادشاه شیاطین درونش استفاده کرده

00:06:05.320 --> 00:06:07.740
.می‌تونه با جای اینکه به دنیای شیاطین برگرده، اینجا زندگی کنه...

00:06:07.740 --> 00:06:10.050
!و تازه نفرین الیزابت هم دیگه کامل از بین رفته

00:06:10.050 --> 00:06:13.240
.زودباش، بیا یه بطری دیگه بزنیم به بدن

00:06:10.570 --> 00:06:15.100
.بان هم الین رو به زندگی برگردوند، و الان می‌تونن با هم به زندگی ادامه بدن

00:06:13.240 --> 00:06:15.100
.دیگه کافی‌ـه، زیاد خوردی

00:06:15.410 --> 00:06:19.920
.گوثر هم تونست با برگردوندن قلبش، خاطراتش از ناجا رو به یاد بیاره

00:06:19.920 --> 00:06:20.750
.آره

00:06:21.420 --> 00:06:25.880
...و کینگ، هم تبدیل به یه پادشاه شاه پریان واقعی شد

00:06:27.380 --> 00:06:32.330
.و-و ازم خواستگاری کرد...

00:06:32.550 --> 00:06:36.310
.اون کار وسط جنگ، واقعاً گل کاشتی

00:06:36.310 --> 00:06:38.540
.خودت بودی التماسم می‌کردی اون کارو کنم

00:06:38.810 --> 00:06:40.540
...و مرلین هم

00:06:42.940 --> 00:06:43.980
چی؟

00:06:43.980 --> 00:06:46.900
الان که فکرش رو می‌کنم... تو چه هدفی داشتی، مرلین؟

00:06:46.900 --> 00:06:49.840
تو هیچ وقت از خودت حرف نمی‌زنی، درست نمی‌گم؟

00:06:51.950 --> 00:06:57.480
اون مدت‌ها قبل از اینکه هفت گناه کبیره تشکیل شه، با فرمانده همکاری می‌کرده، مگه نه؟

00:06:57.790 --> 00:07:00.900
.اون دوتا بیش‌تر از هر کس دیگه‌ای توی این جمع با هم بودن

00:07:00.900 --> 00:07:04.650
...به نظرم منطقی نیست از اون آدمایی باشی

00:07:05.250 --> 00:07:09.830
.که 3000 سال بدون هیچ چشم‌داشت و هدفی به یه نفر کمک کنی...

00:07:09.830 --> 00:07:10.400
!بان

00:07:10.590 --> 00:07:12.020
...می‌گم، مرلین

00:07:12.020 --> 00:07:14.180
توئم حتماً یه آرزویی داری، مگه نه؟...

00:07:14.180 --> 00:07:16.260
یه جور "آزمایش دیوانه کننده جادویی"؟

00:07:16.260 --> 00:07:18.790
یه یه جور وسیله‌ی خیلی نادر آزمایشگاهی به دست بیاری؟

00:07:18.790 --> 00:07:22.080
!هرچی هست بهمون بگو! بهت کمک می‌کنیم

00:07:23.160 --> 00:07:24.190
.که این‌طور

00:07:24.190 --> 00:07:27.480
.فکر کنم همه‌ی شما حق دارید در موردش بدونین

00:07:27.480 --> 00:07:29.760
...و وظیفه دارید با چشم‌های خودتون ببینین

00:07:30.240 --> 00:07:32.630
.به عنوان هم‌رزم‌هایی که در کنارم جنگیدید...

00:07:37.080 --> 00:07:38.930
...بچه‌ها، اونجا

00:07:40.290 --> 00:07:42.040
!بار کلاه گرازه...

00:07:44.630 --> 00:07:46.440
.دریاچه‌ی جادویی

00:07:46.630 --> 00:07:48.990
.خیلی‌خب، بهتره شروع کنیم

00:07:49.670 --> 00:07:51.240
می‌خوای چی رو شروع کنی؟

00:07:52.970 --> 00:07:54.990
...بیدار کردن آرتور

00:07:55.260 --> 00:07:56.990
آرتور؟

00:08:00.850 --> 00:08:03.290
...اِتی‌اوینی‌ئم روتر

00:08:03.900 --> 00:08:06.560
اویه‌مازم اِدوکوک...

00:08:12.200 --> 00:08:13.800
...آرتور

00:08:17.070 --> 00:08:19.620
بیدار کردن آرتور؟

00:08:19.620 --> 00:08:22.810
منظورش اینه که می‌خواد به زندگی برش گردونه؟

00:08:23.160 --> 00:08:25.810
منم درست نمی‌دونم. اینجا داره چه اتفاقی می‌افته؟

00:08:27.520 --> 00:08:29.420
!خوک‌های عوضی

00:08:29.420 --> 00:08:31.740
چرا انقدر لفتش دادین تا بیاین سراغم!؟

00:08:32.000 --> 00:08:33.820
هاوک؟-
.هاوک چان

00:08:35.550 --> 00:08:41.180
!انقدر تنها بودم، که مثل یه بچه‌ آهوی مظلوم پُشت یه سنگ قایم شده بودم و می‌لرزیدم

00:08:41.180 --> 00:08:42.710
.به خاطر حفت از تمام بچه‌ آهو‌ها معذرت‌خواهی کن

00:08:42.890 --> 00:08:45.980
خوک کون... تمام این مدت همین‌جا تنها بودی؟

00:08:45.980 --> 00:08:50.000
.اصلاً یادم نبود که گم شدی... ببخشید

00:08:50.360 --> 00:08:51.400
!خیلی بدجنسین

00:08:51.400 --> 00:08:56.010
...من و مامان این همه راه رو برای شکست پادشاه شیاطین اومدیم

00:08:56.240 --> 00:08:59.660
!تقصیر ما نبود که قبل اومدن‌ـمون شما شکستش داده بودین...

00:08:59.660 --> 00:09:02.540
...همون موقع که دیدم چاره‌ای نداریم تصمیم گرفتم برگردیم

00:09:02.540 --> 00:09:08.360
!ولی مامان یهویی خشکش زد و نمی‌تونست از جلوی اون آب عجیب تکون بخوره...

00:09:09.460 --> 00:09:11.000
.هاوک، ولم کن

00:09:11.000 --> 00:09:13.360
!دیگه به هیچ وجه ولت نمی‌کنم

00:09:14.470 --> 00:09:18.680
.طبق محاسباتم، الان همه چیز آماده‌ـست

00:09:18.680 --> 00:09:21.870
شاهدخت، توئم آماده‌ای؟

00:09:22.140 --> 00:09:23.430
شاهدخت؟

00:09:23.430 --> 00:09:26.040
یعنی مرلین داره با کی صحبت می‌کنه؟

00:09:26.730 --> 00:09:27.790
.نمی‌دونم

00:09:28.480 --> 00:09:31.730
.انگار بالاخره زمان خوش‌آمد گویی فرا رسیده

00:09:31.730 --> 00:09:35.800
.برای تو، و برای ارباب

00:09:36.990 --> 00:09:37.780
کی بود!؟

00:09:39.200 --> 00:09:42.180
چرا دریاچه داره می‌درخشه؟

00:09:42.490 --> 00:09:46.210
.آرتور، من اشتباه می‌کردم

00:09:46.210 --> 00:09:49.580
.این شمیری نبود که باعث مرگ تو بشه

00:09:49.580 --> 00:09:53.860
.بلکه کلیدی برای رسوندنت به مرحله‌ی بعدی بود

00:09:57.090 --> 00:09:58.490
...خیلی‌خب، ای کلید

00:09:58.510 --> 00:10:01.660
!از قدرت جادویی دریاچه استفاده کن و این در رو باز کن...

00:10:26.330 --> 00:10:28.690
ال-الان چه اتفاقی افتاد؟

00:10:30.600 --> 00:10:31.190
...هوی

00:10:35.920 --> 00:10:38.220
!امکان نداره، زنده‌ـست

00:10:38.220 --> 00:10:40.780
!فوق‌العاده‌ـست! آرتور به زندگی برگشت

00:10:46.880 --> 00:10:49.790
تمام این مدت داشتم چی کار می‌کردم؟

00:10:50.020 --> 00:10:52.520
...از بین تمام نژادها، انسان‌ها

00:10:52.520 --> 00:10:59.800
.موجوداتی هستن که بیش‌تری میزان خوبی و بدی، روشنایی و تاریکی رو در وجودشون دارن...

00:10:59.800 --> 00:11:03.800
.و این تضاد شکلی از آشوب‌ـه

00:11:04.620 --> 00:11:11.310
.فقط کسی که توسط کاهنه‌ی آشوب انتخاب بشه، می‌تونه بر قدرت آشوب تسلط پیدا کنه

00:11:11.460 --> 00:11:13.630
.آرتور ساما داره عجیب رفتار می‌کنه

00:11:13.630 --> 00:11:15.820
مرلین، با آرتور چی کار کردی!؟

00:11:16.050 --> 00:11:20.530
...بهت که گفته بودم. هدف من بیدار کردن آرتوره

00:11:21.260 --> 00:11:23.090
.تا تبدیل به پادشاه آشوب بشه...

00:11:30.980 --> 00:11:34.630
بدنم... چه بلایی داره سرم میاد!؟

00:11:35.400 --> 00:11:36.630
.وحشت نکن

00:11:36.630 --> 00:11:38.530
.قبولش کن، آرتور

00:11:38.530 --> 00:11:42.990
.وقتش رسیده با قدرت جادویی فوق‌العاده‌ای از خوبت بیدار شی

00:11:44.040 --> 00:11:46.470
...مرلین، چی داری می‌گی

00:11:47.080 --> 00:11:49.980
...درد داره... کمکم کن

00:11:56.000 --> 00:11:59.320
ما-مامان؟ چی شده!؟

00:11:59.590 --> 00:12:03.720
.وقتی شاه بیدار بشه، آشوب هم از مهر و مومش آزاد می‌شه

00:12:03.720 --> 00:12:05.800
.آشوب به خونه‌ش که بدن پادشاه‌ـه برمی‌گرده

00:12:10.390 --> 00:12:11.790
!آرتور! صبرکن

00:12:11.930 --> 00:12:14.120
!...تو

00:12:15.600 --> 00:12:17.400
!ملیوداس از قبیله‌ی شیاطینی

00:12:17.400 --> 00:12:21.670
!اجازه نمیدم هیولایی مثل تو به خواسته‌های توی بریتانیا برسه

00:12:34.420 --> 00:12:36.130
ای-ای-این دیگه چیه!؟

00:12:36.130 --> 00:12:37.940
کجاییم؟

00:12:38.820 --> 00:12:40.420
!زمین! زمین

00:12:40.420 --> 00:12:41.280
حال همه‌ـتون خوبه؟

00:12:41.510 --> 00:12:44.530
.نمی‌تونم فرمانده و بان رو ببینم

00:12:44.630 --> 00:12:47.030
گوثر!؟ چه جوری می‌تونی خیلی راحت اونجا بایستی!؟

00:12:47.720 --> 00:12:49.030
.نمی‌دونم

00:12:50.350 --> 00:12:52.540
این دیگه چه جور توهم دیونه‌واری‌ـه!؟

00:12:52.770 --> 00:12:54.080
.توهم نیست

00:12:54.080 --> 00:12:56.000
!این... واقعیت‌ـه

00:12:56.270 --> 00:12:58.250
مرلین، این کار توئه!؟

00:13:07.570 --> 00:13:09.010
.مراقب باش

00:13:09.280 --> 00:13:12.180
.اون دنبالت راه افتاده

00:13:16.170 --> 00:13:17.210
.جناب ملیوداس

00:13:17.630 --> 00:13:20.920
.ما به خاطر دستان سرنوشت بوده که همدیگه رو ملاقات کردیم

00:13:20.920 --> 00:13:24.010
...برای همین چیزی که مهمه این نیست که دیگران چه فکری در مورد تو می‌کنن

00:13:24.010 --> 00:13:27.450
.بلکه اینه که تو چه فکری در مورد دیگران می‌کنی...

00:13:28.470 --> 00:13:29.630
...این صدا

00:13:29.630 --> 00:13:31.630
آرتور، خودتی!؟

00:13:32.680 --> 00:13:34.140
.جناب ملیوداس

00:13:34.140 --> 00:13:36.960
.شما همیشه الگوی من بودید

00:13:38.810 --> 00:13:40.040
...پس چرا

00:13:41.480 --> 00:13:42.630
آخه چرا؟

00:13:43.190 --> 00:13:44.420
چرا!؟

00:13:49.870 --> 00:13:52.010
.خوب به حرفام گوش کن، آرتور

00:13:53.200 --> 00:13:57.000
.ملیوداس هیچ وقت به تو خیانت نکرد

00:13:57.460 --> 00:13:59.420
.این حقیقت محض‌ـه

00:14:01.130 --> 00:14:03.340
.آروم باش

00:14:03.340 --> 00:14:06.510
.اجازه نده قدرتت تو رو ببلعه

00:14:06.510 --> 00:14:09.030
...بیا، الان دیگه همه چی خوبه

00:14:12.430 --> 00:14:14.160
...مرلین

00:14:22.440 --> 00:14:24.130
!هم-همه چی به حالت عادی برگشت

00:14:24.730 --> 00:14:26.320
ملیوداس، حالت خوبه؟

00:14:26.320 --> 00:14:27.990
.حالم خوبه

00:14:27.990 --> 00:14:30.950
می‌گم، الان چه اتفاقی برامون افتاد؟

00:14:30.950 --> 00:14:34.140
.فکر کنم کار جادوی آرتور بوده

00:14:40.620 --> 00:14:44.000
...آرتور پندراگون، این اشتباه بزرگی بود

00:14:44.000 --> 00:14:46.190
.اصلاً نمی‌دونم چه جوری باید ازتون غذرخواهی کنم

00:14:47.260 --> 00:14:48.200
.متاسفم

00:14:48.970 --> 00:14:52.200
.راستش رو بخواین، هنوز ذهنم درگیره

00:14:52.470 --> 00:14:54.930
.تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی

00:14:54.930 --> 00:14:56.950
.در واقع اونی که باید معذرت‌خواهی کنه منم

00:14:57.100 --> 00:15:00.400
.ن-نه جناب ملیوداس! شما هیچ کار اشتباهی انجام ندادین

00:15:01.060 --> 00:15:03.790
.از دیدن دوباره‌ی شما خیلی خوشحالم

00:15:03.900 --> 00:15:05.650
!آره! منم همین‌طور

00:15:05.650 --> 00:15:07.900
.بگذریم، یه چیزی هست که می‌خوام ازت بپرسم

00:15:07.900 --> 00:15:10.470
مرلین، با آرتور چی کار کردی؟

00:15:10.900 --> 00:15:12.970
منظورت از این "آشوب" چیه؟

00:15:21.000 --> 00:15:22.830
...آشوب

00:15:22.830 --> 00:15:25.290
...موجودیتی خالص و ناخالصی‌ـه...

00:15:25.290 --> 00:15:28.130
...که حتی شیاطین از نورش می‌ترسن...

00:15:28.130 --> 00:15:30.950
.و حتی الهه‌ها هم اون رو می‌پرستن...

00:15:31.510 --> 00:15:33.930
...قدرتش بی‌نهایت

00:15:33.930 --> 00:15:37.430
...و عقیده‌ بر اینه که تمام این دنیا و مخلوقاتش

00:15:37.430 --> 00:15:40.140
.توسط اون از هیچی خلق شدن...

00:15:40.140 --> 00:15:43.130
.از جمله پادشاه شیاطین و الهه‌ی اعظم

00:15:43.770 --> 00:15:48.630
.به همین خاطر، خرمندان از اون به عنوان "مادر آشوب" یاد می‌کنن

00:15:49.280 --> 00:15:51.740
...آرتور، تو کسی هستی که بر آشوب فرمان‌روایی

00:15:51.740 --> 00:15:56.140
.و شاهی هستی که بریتانیا رو به سمت دنیایی جدید رهنمون می‌کنه...

00:15:56.140 --> 00:15:58.120
چی؟ من؟

00:15:58.120 --> 00:16:00.060
.اصلاً متوجه حرفات نمی‌شم

00:16:00.330 --> 00:16:04.080
چرا باید نفرینی رو بیدار کنی که هم موجب نفرین‌ـه و هم موجب موهبت‌ـه؟

00:16:04.080 --> 00:16:06.460
چه هدفی داری؟

00:16:06.460 --> 00:16:08.820
یعنی این خواسته‌ی تو بوده!؟

00:16:09.880 --> 00:16:11.800
خواسته‌ی، من...؟

00:16:13.130 --> 00:16:16.580
.اجازه بدین به جای مرلین من جواب بدم

00:16:20.200 --> 00:16:23.270
...بهتون در مورد تنها خواسته‌ی یه جادوگر تنها می‌گم

00:16:23.270 --> 00:16:26.460
.که روی زمین در جست‌وجوی آشوب سرگردان بود...

00:16:28.730 --> 00:16:31.970
!تو کی هستی؟ خودتو نشون بده

00:16:32.490 --> 00:16:35.200
.در این مورد واقعا ازتون معذرت می‌خوام

00:16:35.200 --> 00:16:39.600
.چرا که نمی‌تونم دریاچه رو ترک کنم

00:16:39.740 --> 00:16:42.600
.قضیه یه خورده بو داره

00:16:46.040 --> 00:16:49.440
.من از آشوب خلق شدم

00:16:50.590 --> 00:16:54.550
..."مردم باستان من رو "شاهدخت دریاچه

00:16:54.550 --> 00:16:56.620
.یا "قدیس آشوب" می‌خواندند...

00:16:57.090 --> 00:17:00.260
...شاهدخت دریاچه...؟ این اسم رو کجا شنیدم

00:17:00.260 --> 00:17:04.960
...درسته، تو همونی هستی که شمشیر مقدس رو به پادشاه کارفن اول داده بوده

00:17:05.310 --> 00:17:09.060
...شرمنده، ولی باید بگم که من 3000 سالی هست که زنده هستم

00:17:09.060 --> 00:17:12.250
.ولی تا حالا هیچ وقت موجودیتی به اسم "آشوب" نشنیدم...

00:17:12.740 --> 00:17:14.970
.مرلین هم چیزی در موردش نگفت

00:17:15.320 --> 00:17:17.070
.معلومه که نشنیدی

00:17:17.070 --> 00:17:21.120
...چون از همون 3000 سال پیش این "مهم" رو از تو

00:17:21.120 --> 00:17:24.370
.و بقیه‌ی اعضای گروه مخفی کرده بوده...

00:17:27.920 --> 00:17:31.050
مرلیت ازمون مخفی کرده بوده؟

00:17:31.670 --> 00:17:33.510
...آخه چرا

00:17:34.470 --> 00:17:35.740
منظورت چیه؟

00:17:37.180 --> 00:17:40.240
.اجازه بده داستانی از گذشته‌ی دور برات تعریف کنم

00:17:43.270 --> 00:17:51.000
.روزی روزگاری در بریتانیا شهری بود به اسم بلیالوین، که مردم حکیم اونجا زندگی می‌کردن

00:17:52.940 --> 00:17:56.610
...در اونجا، به بهانه‌ی مطالعه بر روی جادویی نهایی

00:17:56.610 --> 00:18:01.100
...اما در حقیقت به منظور ساخت سلاحی در برابر شیاطین و الهه‌های رده بالا...

00:18:01.370 --> 00:18:07.010
بچه‌های آدمیزاد که استعداد زیادی در یادگیری جادو داشتن رو، به عنوان...
 .نمونه‌ی آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار می‌داد

00:18:08.250 --> 00:18:10.540
...در بین اون‌ها

00:18:10.540 --> 00:18:13.990
.فرزندی متولد شد که قوی‌ترین و خاص‌ترین نوع جادو رو داشت...

00:18:13.990 --> 00:18:15.280
.و اون مرلین بود

00:18:16.380 --> 00:18:23.290
.از زمان تولد، استعداد و هوشی داشت که به جرات می‌شه گفت از تمام حکیمان اون شهر جلوتر بود

00:18:24.560 --> 00:18:26.230
...ولی از درون

00:18:26.230 --> 00:18:29.290
.عطش کودکی‌ای داشت که والدینش بهش عشق و محبت می‌ورزن...

00:18:30.150 --> 00:18:33.650
...اما، اون موقع حیکم اعظم، پدر مرلین

00:18:33.650 --> 00:18:36.300
.کوهی از آزمایش و تحقیق بهش میداد تا مطالعه و آزمایش کنه...

00:18:36.860 --> 00:18:40.800
.اون که دیگه خسته شد بود، یک روز پا به فرار گذاشت

00:18:46.500 --> 00:18:50.230
.همون موقع یه پسر اونو نجات داد

00:18:50.710 --> 00:18:54.230
.اون پسر ملیوداس، از نژاد شیاطین بود

00:18:54.460 --> 00:18:58.860
...وقتی که به آرومی دستش رو گرفت، قلبش پر شده بود از

00:18:59.590 --> 00:19:03.480
.عشقی که تا اون لحظه هیچ کس دیگه‌ای بهش نداده بود...

00:19:04.680 --> 00:19:07.930
...هر لحظه که ملیوداس رو می‌دید اون عشق عمق‌تر می‌شد

00:19:07.930 --> 00:19:11.880
.و به مرور زمان، تبدیل به یه چیز خاصی شد...

00:19:12.060 --> 00:19:15.820
...ولی مهم نبود چه قدر زمان می‌گذره، اما

00:19:15.820 --> 00:19:18.150
.هیچ وقت ملیوداس حسی نسبت به اون دختر پیدا نکرد...

00:19:18.150 --> 00:19:21.890
.مرلین نگران شد، فکر کرد، و تصمیم گرفت

00:19:22.700 --> 00:19:26.910
.از کالبد اون دختر کوچولو خارج شد و خودشو تبدیل به یک زل  بالغ کرد

00:19:26.910 --> 00:19:28.950
...و برای نگه داشتن اون بدن

00:19:28.950 --> 00:19:31.650
.زمان اون نفرینی که روی خودش گذاشته بود رو متوقف کرد...

00:19:32.500 --> 00:19:36.820
.و همه اینا به این خاطر بود که بتونه توجه ملیوداس رو به خودش جلب کنه

00:19:37.170 --> 00:19:39.820
...اما اون آرزو

00:19:39.970 --> 00:19:42.090
.توی یک لحظه نابود شد...

00:19:43.760 --> 00:19:46.080
.اونم توسط الیزابت از نژاد الهه‌ها

00:19:46.260 --> 00:19:50.730
.شوک، اندوه، خشم، حسادت

00:19:50.730 --> 00:19:54.580
.مرلین جوان اون موقع غرق در احساسات گیج کننده قرار گرفت

00:19:56.020 --> 00:20:01.000
.اما نتونست خودش رو متقاعد کنه که از اون دو نفر متنفر بشه

00:20:01.490 --> 00:20:04.320
...اون به خواست خودش به بلیالوین برگشت

00:20:04.320 --> 00:20:10.100
.و سعی کرد با فرار گرفتن دانش اون حفره‌ی درون قلبش رو پُر کنه...

00:20:10.120 --> 00:20:13.500
...اما هیچ وقت نتونست گرسنگی قلبش رو سیر کنه

00:20:13.500 --> 00:20:15.550
...و اون که داشت زجر می‌کشید، یک روز

00:20:15.960 --> 00:20:17.030
آشوب!؟

00:20:17.030 --> 00:20:18.110
.آره

00:20:18.460 --> 00:20:23.260
.وجودیتی که مدت‌ها قبل توسط انفجار ستارگان باستانی خلق شده

00:20:23.260 --> 00:20:24.610
.به اون می‌گن آشوب

00:20:27.100 --> 00:20:29.680
...طبق گفته‌ی داستان‌های حکیمان

00:20:29.680 --> 00:20:33.460
.گفته شده "آشوب" دنیا رو خلق کرده...

00:20:33.600 --> 00:20:39.400
.پادشاه شیاطین و الهه‌ی اعظم رو به دنیا آورد، و درخت مقدس سومین فرزندش بود

00:20:40.440 --> 00:20:44.590
.در آخر، الهه‌ی اعظم، عالم آسمانی و نژاد الهه‌ها رو خلق کرد

00:20:44.740 --> 00:20:48.640
.و پادشاه شیاطین دنیای شیاطین و شیاطین رو خلق کرد

00:20:48.910 --> 00:20:54.140
.و درخت مقدس دنیای پریان و و پری‌های ساکن اونجا رو خلق کرد

00:20:54.250 --> 00:20:57.170
.بعد از اون، آشوب چهارمین نژاد، یعنی غول‌ها رو خلق کرد

00:20:57.170 --> 00:20:58.240
:ولی اون‌ها نژادی وحشی بودند

00:20:58.240 --> 00:21:02.130
.همچنین برده‌ی قدرت خودشون بودن و چیزی جز درد برای همدیگه نمی‌شناختن...

00:21:02.130 --> 00:21:05.010
.اون زمان بود که آشوب انسان رو خلق کرد

00:21:05.880 --> 00:21:09.680
.مهربانی و بی‌رحمی، شجاعت و بزدلی

00:21:09.680 --> 00:21:13.020
...عشق و نفرت، زیبایی و خوی حیوانی

00:21:13.770 --> 00:21:17.150
...با اینکه ناکامل بودن

00:21:17.150 --> 00:21:20.170
.اما نژاد کاملی بودن که تا نزدیک‌ترین شکل به آشوب نزدیک شدن...

00:21:20.820 --> 00:21:25.990
.به خاطر همچین کار خارق‌العاده‌ای، دو خدا مملو از حسادت و هراس شدن

00:21:25.990 --> 00:21:30.030
...اونا ترس داشتن عشق و علاقه‌هایی که نژاد‌های مخلوق خودشون که بهشون داشتن

00:21:30.030 --> 00:21:33.310
.توسط مادرشون "آشوب" ربوده بشه...

00:21:35.190 --> 00:21:41.110
.برای همین الهه‌ی اعظم و پادشاه شیاطین با هم همکاری کردن تا آشوب رو مهر و موم کنن...

00:21:41.110 --> 00:21:45.420
...با شنیدن این داستان، مرلین 3000 سال بعدی زندگیش رو

00:21:45.420 --> 00:21:50.410
.صرف این هدف کرد که آشوب رو به زندگی برگردونه...

00:21:51.140 --> 00:21:56.020
...اون اعتقاد داشت با احیا‌ء آشوب، که خالق نژادهای بی‌شماری بوده

00:21:56.020 --> 00:22:00.420
.می‌تونه قلب گرسنه‌ش رو سیر کنه...

00:22:04.530 --> 00:22:07.610
...مرلین

00:22:13.000 --> 00:22:23.000
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و اینستاگرام سايت
.:: @bollbolljan_com ::.

00:22:24.850 --> 00:22:29.730
...اگه بهت گفتم که برای اولین بار چشمانت رو دیدم

00:22:29.730 --> 00:22:34.400
معمولاً احساسی شبیه احساس "بزن قَدش" بهم دست میده

00:22:34.400 --> 00:22:38.860
...از اون لحظه، از روزی که چشمات رو دیدم

00:22:38.860 --> 00:22:43.460
احساس می‌کردم که دست‌های ما به هم قُفل شده...

00:22:43.460 --> 00:22:47.970
زمان برای همه تغییر می‌کنه و راهی یه دنیای دیگه می‌شه

00:22:47.970 --> 00:22:52.620
برخی چیزها سرانجام به پایان می‌رسه

00:22:52.620 --> 00:22:54.820
...خودم می‌دونم

00:22:54.820 --> 00:23:00.090
...اما فعلاً، فقط واسه یه مدت دیگه...

00:23:00.090 --> 00:23:09.280
اجازه بده من بی‌ریا بازی کنم و کمی بیشتر با تو بمانم

00:23:09.280 --> 00:23:18.700
حتی با غم‌انگیز‌ترین پایان ممکن، می‌تونی اوقات خیلی خوشی سپری کُنی

00:23:18.700 --> 00:23:27.630
...پس وقتی که من کنارت هستم، ممکنه تشبیه خیلی خوبی نباشه

00:23:27.630 --> 00:23:32.060
...اما حاضر بودم قلبم از کار بایسته...

00:23:32.060 --> 00:23:38.060
این از خــــــوشــــــــحــــــالی مـــــنـــــه....

00:23:40.940 --> 00:23:43.800


00:23:40.940 --> 00:23:43.800
پیشنمایش قسمت بعد

00:23:40.940 --> 00:23:43.800


00:23:40.940 --> 00:23:43.800


00:23:40.940 --> 00:23:43.800


00:23:44.840 --> 00:23:46.630
.پس زنده بودی

00:23:46.630 --> 00:23:50.090
.آره، عشق واقعی رو پیدا کردنف به زندگی برگشتم

00:23:50.090 --> 00:23:52.800
خب اگه هر دوتاشون بهت ابراز علاقه کردن چی کار می‌کنی؟

00:23:52.800 --> 00:23:54.050
.البته، عمراً همچین اتفاقی نمی‌افته

00:23:54.870 --> 00:23:57.510
!دریفوس ساما، من به شما قسم خوردم که باهاتون بمونم

00:23:57.510 --> 00:24:00.540
ولی گیل مارگارت رو به خاطر من ترک می‌کنه؟

00:24:00.850 --> 00:24:02.940
می‌شه بذاری یه خورده بیش‌تر در موردش فکر کنم؟

00:24:02.940 --> 00:24:05.360
.نه، این تنها شانست هست که جواب بدی

00:24:05.810 --> 00:24:10.860
قسمت بیست و دوم

00:24:05.940 --> 00:24:10.950
طعم آشوب

00:24:06.360 --> 00:24:08.690
: قسمت بعد هفت گناه کبیره قضاوت اژدها

00:24:08.690 --> 00:24:10.950
"طعم آشوب"