﻿WEBVTT

00:00:19.830 --> 00:00:22.460
‫سالها میگذره از وقتی که اینطور باهاش صحبت کردم.

00:00:29.630 --> 00:00:30.550
‫بابا.

00:00:30.570 --> 00:00:38.570
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:39.390 --> 00:00:45.100
‫تابستانی ‌‌که هیکارو مرد

00:02:08.980 --> 00:02:10.690
‫قسمت یازدهم: گناهِ ایندو

00:02:10.690 --> 00:02:12.900
‫یوشیکی، میای اینو باهام بخونیم؟

00:02:13.100 --> 00:02:14.180
‫کله‌ی کشاورز

00:02:14.200 --> 00:02:15.530
‫چی هست؟

00:02:15.530 --> 00:02:17.240
‫داستان عامیانه‌ی کوبیتاچی.

00:02:17.740 --> 00:02:20.740
‫وقتی پسربچه بودم این داستانُ زیاد شنیدم.

00:02:21.620 --> 00:02:22.660
‫نمیخوام.

00:02:23.960 --> 00:02:27.090
‫اولترون-مَن باحاله، نه؟
‫قوی هم هست.

00:02:28.590 --> 00:02:35.760
‫من که از شرورها بیشتر خوشم میاد.
‫ولی چطوره که همیشه اونان که شکست میخورن؟

00:02:35.760 --> 00:02:39.180
‫همه‌‌ی انسان‌ها و هیولاها باید پیمان صلح امضا کنن.

00:02:39.180 --> 00:02:41.640
‫چقدر کلمه بلدی بچه!

00:02:42.980 --> 00:02:47.320
‫میخوام متخصص هیولاشناسی بشم
‫و کلی روشون تحقیق انجام بدم.

00:02:48.060 --> 00:02:49.350
‫بیا، برنده نشیا.

00:02:51.150 --> 00:02:52.150
‫باش.

00:02:52.150 --> 00:02:54.280
‫-شوخی ندارما!
‫-باشه.

00:03:00.030 --> 00:03:02.660
‫چطوری با مدرسه؟

00:03:03.160 --> 00:03:05.080
‫گمونم خوبم.

00:03:06.210 --> 00:03:07.300
‫خوبه.

00:03:08.880 --> 00:03:10.460
‫فکرت مشغوله؟

00:03:10.460 --> 00:03:11.460
‫خب،

00:03:12.050 --> 00:03:14.300
‫میخوام راجع‌به پدر هیکارو بدونم.

00:03:17.300 --> 00:03:18.180
‫چشه؟

00:03:19.260 --> 00:03:21.890
‫اون موقع‌ها،
‫خانواده‌ی ایندو دقیقا چکار کردن؟

00:03:22.720 --> 00:03:24.010
‫«گناه»شون چی بود؟

00:03:25.270 --> 00:03:26.560
‫کی راجع‌بهش بهت گفته؟

00:03:26.560 --> 00:03:27.770
‫یکم تحقیق کردم.

00:03:29.020 --> 00:03:31.060
‫چونکه همین الان باید بدونم.

00:03:33.480 --> 00:03:34.610
‫واس چی؟

00:03:36.320 --> 00:03:37.950
‫کوهی و من،

00:03:38.490 --> 00:03:42.990
‫همیشه میگفتیم که نمیخواییم پسرامون بار رو به دوش بکشن،

00:03:44.620 --> 00:03:47.790
‫گفتمت!
‫میخوام فوری با یوکی ازدواج کنم.

00:03:47.790 --> 00:03:49.790
‫بازم ماجرای یوکیه؟

00:03:50.380 --> 00:03:53.680
‫دختره ۱۱ بار دست رد به سینه‌ات زد.
‫دیگه داری شورش درمیاری.

00:03:54.510 --> 00:03:56.920
‫من یه ایندوام.

00:03:56.920 --> 00:04:01.300
‫توی خانواده‌ی من باید عجله کنی
‫و فوری با آدم خاصت ازدواج کنی.

00:04:01.300 --> 00:04:03.890
‫باید یوکی رو بیارم توی خانواده و ازش محافظت کنم.

00:04:03.890 --> 00:04:05.680
‫چرا؟

00:04:07.230 --> 00:04:11.230
‫خب سالها پیش،
‫یک رییس جوان ایندو بوده که،

00:04:11.230 --> 00:04:13.690
‫خانمش از بیماری فوت میکنه
‫و به اوکوبی-ساما تبدیل میشه.

00:04:15.570 --> 00:04:17.240
‫اونجا بود که همه‌چیز شروع شد.

00:04:17.740 --> 00:04:18.990
‫که اینطور...

00:04:18.990 --> 00:04:22.700
‫رییس خانواده از کوه بالا میره
‫تا سر همسرش رو تقدیم کنه.

00:04:23.280 --> 00:04:25.160
‫میخوای بدونی چه درخواستی کرد؟

00:04:26.250 --> 00:04:28.080
‫«همسرمُ برگردون.»

00:04:28.080 --> 00:04:32.460
‫«برات سر هرکی بخوایُ میارم،
‫به شرطی که از خانواده‌ی ایندو نباشن.»

00:04:34.300 --> 00:04:39.040
‫-و به همین سادگی، اون دوباره زنده شد.
‫-ها؟ چی؟

00:04:39.050 --> 00:04:39.970
‫ولی...

00:04:40.590 --> 00:04:44.470
‫درست همون روز، یک سوم جمعیت روستا
‫به شکل‌های مختلفی مُردن.

00:04:44.470 --> 00:04:45.720
‫بعضیاشون خودشونو دار زدن.

00:04:45.720 --> 00:04:48.100
‫بعضیا سر اعضای خانوادشونو زدن و خودکشی کردن.

00:04:48.680 --> 00:04:50.350
‫بعضیا کله‌شونو اسب له کرد.

00:04:51.060 --> 00:04:53.850
‫و سر بعضیا هم یهویی غیب میشد.

00:04:53.860 --> 00:04:55.820
‫وای، همشون سرشون از دست دادن.

00:04:55.820 --> 00:04:59.360
‫آره.
‫هیچکس از خانواده‌ی ایندو نمرد.

00:04:59.360 --> 00:05:03.990
‫اما زنی که به زندگی برگشت،
‫چیزی جز کله‌ی زنده نبود.

00:05:03.990 --> 00:05:07.410
‫اون همون شب زجر کشید و دوباره مُرد.

00:05:09.040 --> 00:05:13.380
‫بعد از اون؛ مرگ‌های مرموز متوقف شد.
‫همچنین محصول بد و بیماری‌ها.

00:05:14.840 --> 00:05:17.220
‫ولی خدایی اجدادم عجب بدشانسی آوردن.

00:05:17.800 --> 00:05:20.970
‫تا اون روز، هرچقدر هم سر تقدیم کرده باشن،

00:05:20.970 --> 00:05:23.310
‫اتفاق خاصی نمیفتاد.

00:05:24.390 --> 00:05:26.220
‫چقدره این ماجرا راسته؟

00:05:26.220 --> 00:05:27.310
‫کسی چه میدونه؟

00:05:28.430 --> 00:05:31.020
‫ولی میدونی، ما هنوزم سر اون خانم رو داریم.

00:05:31.020 --> 00:05:31.940
‫چی؟

00:05:31.940 --> 00:05:36.480
‫اسمش هیچی ایندوئه.
‫در معبدمون ازش نگهداری میکنیم.

00:05:37.650 --> 00:05:40.030
‫تو همیشه خیلی خونسردی...

00:05:40.030 --> 00:05:41.320
‫اصلا بهش فکر نمیکنی؟

00:05:42.240 --> 00:05:43.620
‫معلومه که فکر میکنم.

00:05:44.200 --> 00:05:45.950
‫این یه باریه که باید به دوش بکشم...

00:05:45.950 --> 00:05:49.330
‫و موضوعیه که یک روزی باید به بچه‌هامون بگیم.

00:05:51.290 --> 00:05:53.670
‫برای همینه که مردان خانواده‌ی ایندو...

00:05:53.670 --> 00:05:57.260
‫هیچی-سان رو هر پنج سال یکبار به کوه میبرن.

00:05:58.000 --> 00:06:02.130
‫اونا عذرخواهی میکنن و
‫التماسش میکن که همون بالا بمونه.

00:06:02.130 --> 00:06:05.720
‫این گناه خانواده‌ی ایندو
‫و قضیه‌ی پشت مراسمشونه.

00:06:06.470 --> 00:06:07.890
‫قبل اینکه کوهی بمیره،

00:06:07.890 --> 00:06:09.390
‫اون به امید تموم کردن مراسم،

00:06:09.390 --> 00:06:12.100
‫با نسل خودش،
‫با افراد پیر کلی دعوا کرد.

00:06:12.810 --> 00:06:15.600
‫بحثش این بود که اونوکی-ساما
‫اونی که فکر می‌کنن، نیست.

00:06:15.600 --> 00:06:17.310
‫که اون مراسم بی‌معنی بود.

00:06:17.820 --> 00:06:19.610
‫درست بعدش، توی حادثه‌ای مُرد.

00:06:20.900 --> 00:06:23.320
‫حالا واقعا حادثه بوده؟

00:06:26.070 --> 00:06:26.900
‫خب، بابا...

00:06:27.830 --> 00:06:31.000
‫وقتی بابای هیکارو مُرد، چه حسی داشتی؟

00:06:34.000 --> 00:06:38.300
‫حس کردم هر چیز خوبی که روستا داشت، با مُردن اون رفت.

00:06:40.550 --> 00:06:43.420
‫-بدم میاد اینقدر ما شبیه همیم.
‫-یوشیکی.

00:06:43.420 --> 00:06:46.380
‫تو اصلا شبیه من نیستی، خب؟

00:06:47.340 --> 00:06:50.890
‫چون قدرت و مهربونیِ مادرتُ به ارث بردی.

00:06:51.890 --> 00:06:54.390
‫از من آدم بهتری میشی.

00:06:55.310 --> 00:06:57.520
‫اینو خودت به مامان بگو.

00:06:58.480 --> 00:07:00.690
‫چرا دیگه باهاش حرف نمیزنی؟

00:07:01.190 --> 00:07:03.940
‫میترسم.
‫چونکه خیلی زن قوی‌ایه.

00:07:04.440 --> 00:07:07.940
‫میترسم یه روزی،
‫دیگه به این خونه تعلق نداشته باشم.

00:07:07.950 --> 00:07:08.910
‫چه حرفا!

00:07:09.490 --> 00:07:11.620
‫حس تعلق اینقدر مهمه؟

00:07:12.700 --> 00:07:16.580
‫مردم همیشه تشنه‌ی چیزی‌ان که به‌قدر کافی ازش ندارن.

00:07:17.080 --> 00:07:20.420
‫مردمی که ندارن بخورن، دنبال غذان.

00:07:20.420 --> 00:07:23.420
‫مردمی که کمبود محبت دارن،
‫در به در دنبال عشق و عاشقی‌اند.

00:07:24.300 --> 00:07:28.180
‫و آدمایی که میخوان تعلق داشته باشن،
‫حتما از اولشم خونه‌ای نداشتن.

00:07:30.890 --> 00:07:33.810
‫باید بیشتر برای صحبت با مامانت تلاش کنم، نه؟

00:07:34.480 --> 00:07:35.310
‫آره.

00:07:36.690 --> 00:07:40.190
‫راستی بابا،
‫خیلی کتاب داری؟

00:07:40.190 --> 00:07:41.190
‫دارم.

00:07:41.190 --> 00:07:42.820
‫اگه بخوای میتونی بخونیشون.

00:07:43.610 --> 00:07:44.490
‫مرسی‌.

00:07:46.070 --> 00:07:49.280
‫میگم مامان...
‫داداشی و بابایی جدی گرم صحبتن...

00:07:49.280 --> 00:07:52.200
‫جلو شما بچه‌ها اصلا ناراحتی‌شو نشون نمیده.

00:07:56.750 --> 00:08:01.050
‫انگار خیلی آدم سرشونو تقدیم من کردن.

00:08:01.920 --> 00:08:04.340
‫ولی با عقل جور درمیاد.

00:08:04.920 --> 00:08:07.880
‫ظاهرا، این چیزیه که هستم.

00:08:10.390 --> 00:08:11.390
‫هیکارو؟

00:08:13.310 --> 00:08:16.390
‫-کار داری؟
‫-نه، شام حاضره؟

00:08:16.390 --> 00:08:19.890
‫امشب ماپو-توفو داریم،
‫دوست داری؟

00:08:20.770 --> 00:08:21.600
‫آره...

00:08:24.730 --> 00:08:26.810
‫پس گناه خانواده‌ی ایندو اینه.

00:08:26.820 --> 00:08:34.950
‫برای زنده کردن یه زن، اونهمه روستایی کشتن.
‫الان مجبورن مسئولیتشُ گردن بگیرن و عذرخواهی کنن.

00:08:34.950 --> 00:08:36.370
‫ایندو مسبب مرگ‌های زیادی شده

00:08:36.950 --> 00:08:38.240
‫اما بازم یه جای کار میلنگه.

00:08:38.250 --> 00:08:42.000
‫این منطقه برای مدت خیلی طولانی درگیر بیماری بوده.

00:08:42.000 --> 00:08:44.090
‫حتی ازش گزارش رسمی هم دارن.

00:08:44.710 --> 00:08:47.460
‫این حقیقت که بعد از مرگ‌های جمعی تموم شده،

00:08:48.420 --> 00:08:51.590
‫به این معنیه که ناپاکی‌هایی که باعث بیماری شدن، از بین رفتن.

00:08:52.090 --> 00:08:54.550
‫ولی نباید هیکارو...

00:08:54.560 --> 00:08:58.360
‫نونوکی-ساما از اتفاقات بد توی روستا جلوگیری میکرد؟

00:08:58.850 --> 00:09:02.520
‫مگه اون مثل صاعقه‌گیری نیست که ناپاکی‌ها رو به خودش جذب میکنه؟

00:09:03.560 --> 00:09:04.770
‫یعنی چی!؟

00:09:05.480 --> 00:09:09.900
‫قبل از مرگ‌های زیادی که رخ داد، نونوکی-ساما چکار میکرده؟

00:09:11.950 --> 00:09:15.620
‫قبل از اون افتصاح هیچی-سان،
‫اون درخواستی رو برآورده نکرده بود.

00:09:15.620 --> 00:09:16.660
‫صلح بعد از مرگهای دسته‌جمعی

00:09:16.660 --> 00:09:20.660
‫این یه...درخواسته؟

00:09:21.580 --> 00:09:24.160
‫خدایی که آرزوها رو مستجاب میکنه؟

00:09:24.170 --> 00:09:26.920
‫نونوکی-ساما/هیکارو→ اونوکی-ساما
‫برآورده کردن آرزو در مقابل سر

00:09:28.300 --> 00:09:29.430
‫نمیفهمم.

00:09:30.090 --> 00:09:32.430
‫هیچی-سان آدم خاصی بوده؟

00:09:33.050 --> 00:09:36.140
‫اصلا اینجا چرا اینهمه ناپاکی هست؟

00:09:36.140 --> 00:09:38.430
‫اگه این موضوع نفهمم...

00:09:38.430 --> 00:09:41.430
‫میبینمت، یوشیکی.
‫دارم میرم سمت کوه.

00:09:41.440 --> 00:09:43.530
‫نمیذارم چنین اتفاقی بیفته.

00:09:44.020 --> 00:09:45.810
‫نه وقتی من هستم.

00:09:48.730 --> 00:09:51.520
‫کتاب هنر رافائل

00:09:54.320 --> 00:09:55.780
‫نقاشی‌های خوبی‌اند.

00:10:01.960 --> 00:10:06.170
‫این چیه؟
‫یه طراحی از جهنا* (کلمه‌ی یونانی برای جهنم)...

00:10:06.750 --> 00:10:08.590
‫سال ۱۵۱۹؟

00:10:11.170 --> 00:10:14.300
‫همتون میدونید که
‫تاکه‌دا دعوا کرده،

00:10:14.300 --> 00:10:16.890
‫برای همین سه هفته تعلیق میشه.

00:10:16.890 --> 00:10:18.930
‫الان اون...

00:10:18.930 --> 00:10:23.310
‫میگم، یادته یه مدت پیش یوشیکی و هیکارو از اجرا در رفتن؟

00:10:23.310 --> 00:10:24.440
‫چرا اونکار رو کردن؟

00:10:24.440 --> 00:10:29.690
‫نمیدونم والا.
‫الان که مدرسه میان، پس مشکلی نیست؟

00:10:30.280 --> 00:10:31.700
‫آره؟

00:10:33.530 --> 00:10:34.700
‫پری دریایی کوچک

00:10:34.700 --> 00:10:38.450
‫عملِ خودخواهانه‌ی یکی از رییس‌های قدیمی ایندو،
‫مسبب مرگ کلی آدم شد.

00:10:38.450 --> 00:10:40.660
‫گناه خانواده‌ی ایندو اینه.

00:10:43.500 --> 00:10:44.460
‫هی، یوشیکی.

00:10:45.080 --> 00:10:47.330
‫از بابات پرسیدی، آره؟

00:10:47.830 --> 00:10:52.710
‫خب اونم تنها آدمی بود که میشد ازش بپرسم.
‫هیچکی جوری که بابام میشناختش، اونو نمیشناخت.

00:10:53.550 --> 00:10:54.840
‫پروسه‌ی حذفی.

00:10:55.680 --> 00:10:57.680
‫ملکه گفت: «مرغ‌ها از انسان خوشمزه‌ترن»

00:10:57.680 --> 00:10:58.600
‫میگم؛

00:10:59.180 --> 00:11:01.390
‫هیکارو چجور آدمی بود؟

00:11:01.390 --> 00:11:04.930
‫یکم برای پرسیدن این سوال دیره.

00:11:04.940 --> 00:11:09.690
‫خب میدونی،
‫تقصیر منه که بدن هیکارو آسیب دید.

00:11:09.690 --> 00:11:11.610
‫احساس بدی دارم.

00:11:13.900 --> 00:11:15.740
‫خب الان ضعیفتری،

00:11:16.490 --> 00:11:18.240
‫چونکه خودتو تقسیم کردی؟

00:11:19.490 --> 00:11:20.990
‫احتمالا دلیلش همینه.

00:11:24.330 --> 00:11:27.250
‫پس اینو پس میدم.

00:11:27.250 --> 00:11:30.800
‫با این، دیگه دردی حس نمیکنی، آره؟

00:11:32.590 --> 00:11:36.260
‫حتی اگه بذارمش سر جاش،
‫نمیدونم به حالت طبیعی‌ام برمیگردم یا نه.

00:11:36.260 --> 00:11:40.010
‫احتمال داره اون تیکه از من
‫برای همیشه اونجا گم بشه.

00:11:40.010 --> 00:11:41.590
‫یه چیز دیگه هم بگم؟

00:11:41.600 --> 00:11:45.400
‫اگه اینو بذارم سر جاش،
‫شاید تو باز بهم چاقو بزنی.

00:11:49.520 --> 00:11:50.770
‫چاقوت نمیزنم.

00:11:55.780 --> 00:11:56.950
‫هیکارو...

00:11:58.110 --> 00:12:01.070
‫مثل قهرمان اصلی مانگا بود.

00:12:01.580 --> 00:12:05.250
‫میتونست سریع بدوه.
‫ولی تو درساش افتضاح بود.

00:12:05.250 --> 00:12:07.750
‫میتونست با همه حرف بزنه،

00:12:07.750 --> 00:12:11.500
‫ولی سنپای‌ها ازش خوششون نمیومد،
‫چونکه بهشون احترام درست‌حسابی نمیذاشت.

00:12:12.340 --> 00:12:14.260
‫ولی کوهای‌ها عاشقش بودن.

00:12:15.300 --> 00:12:19.010
‫همیشه شایعه بود که دخترا عاشق هیکارو شدن.

00:12:19.590 --> 00:12:23.840
‫هر بار دل تو دلش نبود کی دخترا ازش میخوان برن سر قرار،

00:12:23.850 --> 00:12:26.520
‫ولی آخرش با یکی دیگه میرفتن.

00:12:27.140 --> 00:12:30.520
‫قبل اینکه بمیره،
‫یه حس‌هایی به سایتو از کلاس ب داشت.

00:12:31.270 --> 00:12:33.980
‫چون شبیه رینشان از مستر+مستره.

00:12:35.360 --> 00:12:37.030
‫معمولا موقع فیلم دیدن خوابش می‌برد.

00:12:37.030 --> 00:12:40.160
‫و هر غذایی تا وقتی قابل خوردن باشه رو میخورد.

00:12:41.070 --> 00:12:44.490
‫همیشه قوی بود
‫و اصلا مثل من استرسی نمیشد.

00:12:45.830 --> 00:12:47.250
‫هیچوقت گریه نکرد.

00:12:48.000 --> 00:12:49.920
‫یه بارم ندیدم اشک بریزه.

00:12:51.880 --> 00:12:54.880
‫واقعا دلم میخواد بدونم میخواسته گریه کنه!

00:12:59.340 --> 00:13:01.430
‫دلت براش تنگ میشه؟
‫هیکاروی واقعی رو میگم.

00:13:02.010 --> 00:13:04.220
‫معلومه دلم تنگ میشه.

00:13:06.970 --> 00:13:08.390
‫خب طبیعیه دلت تنگ شه.

00:13:08.440 --> 00:13:10.810
‫هیولا کمی به فکر فرو رفت.
‫(مترجم: اشاره به هیکاروی دوم هم داره که میخواد دلتنگی یوشیکی رو درک کنه)

00:13:14.020 --> 00:13:17.440
‫اصلا یادت نمیاد چه اتفاقی برای هیچی-سان افتاد؟

00:13:18.780 --> 00:13:21.780
‫هم یادمه، هم یادم نیست...

00:13:21.780 --> 00:13:24.200
‫یکم به خودت فشار بیار.

00:13:24.200 --> 00:13:26.160
‫میخوای اینجا بمونی، نه؟

00:13:26.160 --> 00:13:27.500
‫دارم سعی میکنم.

00:13:28.950 --> 00:13:31.490
‫ولی یعنی‌...

00:13:33.750 --> 00:13:34.830
‫هیکارو؟

00:13:37.050 --> 00:13:38.720
‫گردنت درد میکنه؟

00:13:39.710 --> 00:13:40.550
‫نه.

00:13:51.180 --> 00:13:52.270
‫هیکارو؟

00:13:54.850 --> 00:13:55.770
‫چی؟

00:14:00.740 --> 00:14:04.910
‫تابستانی ‌‌که هیکارو مرد

00:14:11.710 --> 00:14:13.880
‫آره، باید فرار کنم.

00:14:17.590 --> 00:14:19.090
‫چرا یهویی اینطور شد؟

00:14:26.760 --> 00:14:28.760
‫چی؟
‫شوخیت گرفته؟

00:14:28.760 --> 00:14:30.220
‫آره، واقعا.

00:14:57.830 --> 00:14:58.830
‫میترسم.

00:15:00.920 --> 00:15:03.380
‫میترسم، میترسم، میترسم.

00:15:03.380 --> 00:15:04.550
‫نَکُش...

00:15:07.510 --> 00:15:08.430
‫ها...

00:15:09.050 --> 00:15:12.050
‫این اصلا حس چندشی نمیده...

00:15:12.640 --> 00:15:16.560
‫وای، بخاطر اینه که دیگه خیلی باهاش میکس شدم.

00:15:17.690 --> 00:15:18.570
‫هیکارو...

00:15:23.190 --> 00:15:24.190
‫ها؟

00:15:30.780 --> 00:15:32.780
‫من چه گوهی...

00:15:33.870 --> 00:15:35.040
‫من چه غلطی کردم؟

00:15:35.540 --> 00:15:37.580
‫الان من تو رو...

00:15:38.330 --> 00:15:39.960
‫چیزی نیست، هیکارو.

00:15:41.500 --> 00:15:43.500
‫بازم باهات همون کارو کردم.

00:15:43.510 --> 00:15:45.350
‫سعی کردم تو رو...

00:15:49.260 --> 00:15:50.600
‫باید حالیم میشد...

00:15:51.430 --> 00:15:53.850
‫هرچی نباشه من یه هیولام.

00:15:54.430 --> 00:15:56.930
‫چی؟
‫حقیقت نداره.

00:15:57.440 --> 00:15:59.230
‫نگاه، من کاملا خوبم.

00:15:59.230 --> 00:16:00.560
‫نگران من نباش...

00:16:11.740 --> 00:16:12.870
‫هیکارو!

00:16:20.580 --> 00:16:23.330
‫تمام این مدت اون شبیه انسان بود.

00:16:24.420 --> 00:16:27.340
‫اون شبیه هیکارو بود.
‫برای همین من قبولش کردم.

00:16:32.220 --> 00:16:35.890
‫حتی چیزی مثل اون هم باید جایی برای رفتن داشته باشه.

00:16:36.810 --> 00:16:38.900
‫باید یه خونه‌ای داشته باشه.

00:16:40.480 --> 00:16:41.570
‫مگه نه؟

00:16:42.810 --> 00:16:43.810
‫یه جایی...

00:16:48.280 --> 00:16:49.490
‫نزدیک بود.

00:16:49.490 --> 00:16:50.410
‫چی...

00:16:50.410 --> 00:16:53.370
‫آه-چان، چکار میکنی؟
‫خیس میشیا!

00:16:53.370 --> 00:16:55.040
‫ها؟ اوه...

00:16:56.240 --> 00:16:57.120
‫راست میگی.

00:16:58.580 --> 00:16:59.410
‫وای، دختر.

00:16:59.410 --> 00:17:02.710
‫چرا خیره شده یجا ایستادی؟
‫سرما میخوریا.

00:17:04.340 --> 00:17:05.340
‫اومدم!

00:17:07.710 --> 00:17:09.000
‫هیکارو جان؟

00:17:12.640 --> 00:17:15.060
‫منظورم از
‫«میکس شدن»...

00:17:15.060 --> 00:17:17.560
‫اینه که وقتی چیزی از دنیاشون واردش بشه،

00:17:18.350 --> 00:17:21.900
‫بعضی از عناصرشون با روحش میکس میشن.

00:17:22.650 --> 00:17:24.820
‫برای پسرم هم اتفاق افتاد.

00:17:26.150 --> 00:17:30.740
‫وقتی چنین اتفاقی بیفته،
‫مرز بین دنیاهامون غیرواضح میشه.

00:17:30.740 --> 00:17:33.330
‫و اون بسیاری ناپاکی رو به خودش جذب میکنه.

00:17:34.320 --> 00:17:38.370
‫اونا بیخ گوشمونن،
‫برای همین می‌خوان نزدیک‌تر شن.

00:17:39.080 --> 00:17:42.000
‫اگه بیشتر از این میکس شه،
‫اتفاق بدی براش میفته؟

00:17:45.000 --> 00:17:46.460
‫نمیخوام بهش فکر کنم.

00:17:47.880 --> 00:17:49.880
‫باید صادق باشم،

00:17:50.550 --> 00:17:54.390
‫حتی اگه بتونم روح رو درک کنم،
‫ولی نمیتونم ارزش یک زندگی رو بفهمم.

00:17:55.260 --> 00:17:59.970
‫عشق، دوستی، خانواده و این حرفا.
‫آدما پیچیده‌ان ها؟

00:18:01.100 --> 00:18:04.850
‫حتی نمیتونم درک کنم این چیزا یعنی چی.

00:18:05.860 --> 00:18:08.360
‫ولی یوشیکی یه چیزی بهم گفت.

00:18:09.150 --> 00:18:13.320
‫اون گفت مجبور نیستم بفهمم.
‫مجبور نیستم به انسان تبدیل بشم.

00:18:14.570 --> 00:18:18.200
‫برای همین نمیخوام به یوشیکی آسیبی برسونم.

00:18:19.620 --> 00:18:24.000
‫ولی این اواخر سخت شده.
‫نمیتونم راحت خودمو کنترل کنم.

00:18:24.580 --> 00:18:29.960
‫شاید این غرایضت باشه
‫که مثل یه حیوون ضعیف شده داره حمله میکنه.

00:18:30.460 --> 00:18:32.210
‫پس بخاطر اینه که دارم ضعیف میشم؟

00:18:32.720 --> 00:18:36.390
‫نه، اصلا مهم نیست.

00:18:36.390 --> 00:18:39.480
‫در هر دو حالت غرایضم میتونه غلبه کنه
‫و روح یوشیکی رو بهم بریزه.

00:18:40.970 --> 00:18:42.640
‫این پسر هولناکه.

00:18:43.350 --> 00:18:45.690
‫یه قدم اشتباه و میگیره همه‌چی رو داغون میکنه.

00:18:49.360 --> 00:18:50.360
‫میگم...

00:18:50.860 --> 00:18:54.030
‫اگه برگردم به کوهستان،
‫همه‌چی حل میشه؟

00:18:57.370 --> 00:18:59.910
‫اینجوری ناپاکی‌ها کمتر میشه،

00:18:59.910 --> 00:19:01.660
‫و همه در امنیت خواهند بود؟

00:19:02.290 --> 00:19:04.290
‫همه چیز به حالت عادی برمیگرده؟

00:19:05.250 --> 00:19:07.290
‫خب، ببین،

00:19:07.290 --> 00:19:10.920
‫خب این به اصل مشکل کاری نداره...

00:19:14.090 --> 00:19:15.340
‫چیزیم نمیشه.

00:19:16.590 --> 00:19:18.130
‫من یه هیولام، پس...

00:19:22.350 --> 00:19:23.600
‫اونقدرام مهم نیست.

00:19:27.810 --> 00:19:28.850
‫چرا...

00:19:30.230 --> 00:19:32.570
‫نمیخوام تنها باشم.

00:19:35.900 --> 00:19:37.320
‫هیکارو...

00:19:37.320 --> 00:19:38.450
‫چرا...

00:19:39.620 --> 00:19:41.580
‫با هیکارو در وضع فعلی‌اش...

00:19:41.580 --> 00:19:46.290
‫حتی اگه نتونم از دستش خلاص شم،
‫حداقل باید از بدنش بِکِشمش بیرون.

00:19:47.040 --> 00:19:49.790
‫در هر دو حالت دوتاشون زجر خواهند کشید.

00:19:50.790 --> 00:19:52.710
‫باید انجامش بدم...

00:20:03.600 --> 00:20:05.190
‫خب برای امروز کافیه.

00:20:10.690 --> 00:20:14.610
‫اون همش یک ساله که اینجاست، شاید کمتر.

00:20:14.610 --> 00:20:16.570
‫خدا رو خوش میاد!

00:20:17.820 --> 00:20:18.740
‫یکم بیشتر...

00:20:18.740 --> 00:20:19.990
‫اون دلسوزی،

00:20:20.950 --> 00:20:23.370
‫به زجر بیشتری ختم میشه.

00:20:24.040 --> 00:20:25.210
‫میدونم.

00:20:26.080 --> 00:20:29.420
‫ولی مطمئنم هیکارو خانواده‌‌ای داره.

00:20:29.920 --> 00:20:31.250
‫منتظرن که برگرده خونه.

00:20:31.250 --> 00:20:32.630
‫ایوری کوره‌بایاشی ۷ ساله

00:20:35.630 --> 00:20:36.880
‫یا علی.

00:20:37.510 --> 00:20:38.640
‫اومدم!

00:20:42.220 --> 00:20:43.260
‫شما...

00:20:44.890 --> 00:20:48.980
‫حتی اگه این تحقیقات کمک کنه
‫بتونیم بفهمیم من چی‌ام،

00:20:49.640 --> 00:20:51.980
‫این حقیقت که من یک هیولام رو تغییر نمیده.

00:20:52.480 --> 00:20:54.110
‫هیچ چیز این حقیقتُ تغییر نمیده.

00:20:54.110 --> 00:20:57.660
‫راسیتش اصلا هم نمیخوام انسان باشم.

00:20:58.990 --> 00:21:00.740
‫یه جا رو بخوای که بهش بگی خونه...

00:21:00.740 --> 00:21:02.660
‫خودخواهی تمام عیار بود.

00:21:12.670 --> 00:21:16.460
‫هیکارو؟
‫اونجا چکار میکنی؟

00:21:16.460 --> 00:21:18.170
‫مریض میشی.

00:21:21.380 --> 00:21:22.420
‫خوش اومدی.

00:21:23.340 --> 00:21:24.470
‫بیا تو.

00:21:27.390 --> 00:21:29.430
‫آره، من اومدم خونه.

00:21:29.450 --> 00:21:39.450
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:39.474 --> 00:22:00.474
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.