﻿WEBVTT

00:00:03.300 --> 00:00:04.930
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

00:00:04.970 --> 00:00:07.470
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- فکر می‌کنی دیدیش؟

00:00:07.510 --> 00:00:10.350
‫یه بار یکی تماس گرفت.
‫من چیزهای وحشتناکی به کت گفتم.

00:00:10.390 --> 00:00:13.350
‫- یه سری از زخم‌ها عمیقن.
‫- مثل لینگرمور؟

00:00:13.390 --> 00:00:15.520
‫من و مادرت 17 سال با هم حرف نزدیم.

00:00:15.560 --> 00:00:18.820
‫نمی‌تونی با کت بری، خب؟
‫اون باید با بِرِیدی ازدواج کنه.

00:00:18.860 --> 00:00:19.980
‫خداحافظ، آلیس.
‫کافیه!

00:00:21.490 --> 00:00:23.150
‫مامان!

00:00:24.070 --> 00:00:27.030
‫کت! کت!

00:00:27.070 --> 00:00:28.280
‫مامان!

00:00:28.330 --> 00:00:29.950
‫اون حالش خوبه؟!

00:00:29.990 --> 00:00:31.370
‫الیوت، یه کاری بکن!

00:00:31.410 --> 00:00:33.080
‫با اورژانس تماس گرفتید،
‫چه مشکلی پیش اومده؟

00:00:33.120 --> 00:00:35.580
‫سلام، توی لینگرمور یه اتفاقی افتاده.

00:00:35.620 --> 00:00:37.540
‫- الیوت!
‫- لطفاً عجله کنید.

00:00:39.920 --> 00:00:42.550
‫من چی‌کار کردم؟!

00:00:42.590 --> 00:00:45.010
‫باید اوضاع رو درست کنم،
‫باید برگردیم.

00:00:45.050 --> 00:00:46.470
‫چرا مجبورم کردی برم؟

00:00:46.510 --> 00:00:48.470
‫پلیس داشت از همه بازجویی می‌کرد.

00:00:48.510 --> 00:00:50.390
‫- باید از اونجا می‌زدی بیرون.
‫- من حرف گوش ندادم

00:00:50.430 --> 00:00:52.560
‫و الان اوضاع عوض شده.
‫قرار نبود این اتفاق بیفته!

00:00:52.600 --> 00:00:55.270
‫الیوت، باهام حرف بزن.
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:00:55.310 --> 00:00:57.560
‫کت یهو بین‌مون قرار گفت و من...

00:00:57.610 --> 00:00:59.400
‫ببین، من داشتم...
‫من داشتم با بِرِیدی دعوا می‌کردم!

00:00:59.440 --> 00:01:02.230
‫چی؟ چرا؟
‫تو که همچین آدمی نیستی، پسر.

00:01:02.280 --> 00:01:04.900
‫تو نمی‌فهمی، نیک!
‫من امشب همه‌چی رو خراب کردم!

00:01:14.120 --> 00:01:16.750
‫کت... معذرت می‌خوام، کت.

00:01:16.790 --> 00:01:21.090
‫الیوت.

00:01:21.130 --> 00:01:22.670
‫الیوت!

00:01:22.710 --> 00:01:25.720
‫رفیق، باهام حرف بزن!
‫بهم بگو این کتاب چیه!

00:01:25.760 --> 00:01:28.010
‫پس تو تموم سفرهای آلیس رو نوشته بودی؟

00:01:28.050 --> 00:01:29.890
‫می‌دونستی چه اتفاقی قراره بیفته؟

00:01:29.930 --> 00:01:32.600
‫- چی؟
‫- من فقط چیزی که آلیس تجربه کرد رو می‌دونم، نه کل داستان رو.

00:01:32.640 --> 00:01:35.100
‫کافیه! شماها دارین در مورد چی حرف می‌زنید؟

00:01:35.140 --> 00:01:37.230
‫یه شوخی مسخره‌ست، نه؟

00:01:37.270 --> 00:01:38.730
‫تو که داری بهم نمی‌گی...

00:01:38.770 --> 00:01:40.820
‫بچه‌ی کت
‫و آلیسی من می‌شناختم یه نفرن.

00:01:40.860 --> 00:01:43.780
‫آره. همین رو داریم می‌گیم.

00:01:43.804 --> 00:01:50.804
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:58.580 --> 00:02:01.250
‫اوه، واسه "نامه به مامان" خیلی زوده.

00:02:01.290 --> 00:02:03.340
‫خب، پسرت سحرخیزه.

00:02:03.380 --> 00:02:06.340
‫نمی‌دونم اینش به کی رفته.

00:02:06.380 --> 00:02:09.220
‫امروز چی داریم، هان؟

00:02:09.260 --> 00:02:12.430
‫نقشه‌ی چیزیه که وقتی کشاورز شدم
‫قراره اینجا بکارم.

00:02:12.470 --> 00:02:15.680
‫و این فروچاله رو تبدیل به یه
‫استخر ماهی بزرگ می‌کنم.

00:02:15.730 --> 00:02:20.360
‫باید بهت یادآوری کنم که اون دریاچه
‫حتی واسه ما کشاورزها هم ممنوعه.

00:02:20.600 --> 00:02:22.060
‫وقتی من رئیس بشم، دیگه نیست!

00:02:22.110 --> 00:02:24.610
‫که این‌طور؟
‫حتماً همین‌طوره که تو می‌گی، هان؟

00:02:41.460 --> 00:02:43.710
‫سلام کت، منم آلیس.

00:02:44.550 --> 00:02:47.760
‫بابت امشب واقعاً متأسفم.

00:02:47.800 --> 00:02:49.800
‫باید یه‌جور دیگه می‌شد.

00:02:50.930 --> 00:02:53.100
‫ما باید مثل قبل‌مون...

00:02:53.140 --> 00:02:56.310
‫با هم حرف می‌زدیم،
‫چون واقعاً دلم براش تنگ شده.

00:02:58.890 --> 00:03:00.690
‫و ام...

00:03:01.400 --> 00:03:02.860
‫من واقعاً ترسیدم،

00:03:02.900 --> 00:03:06.530
‫چون همه‌چی وارونه شده و من...

00:03:06.570 --> 00:03:08.990
‫تو بهم نگفته بودی هیچ‌کدوم از اینا
‫اتفاق افتاده،

00:03:09.030 --> 00:03:12.660
‫واسه همین نمی‌دونم این اتفاقات افتاده
‫و تو فقط ازم پنهانش کردی، یا اینکه...

00:03:12.700 --> 00:03:14.870
‫قوانین...

00:03:14.910 --> 00:03:16.990
‫دارن تغییر می‌کنن.

00:03:18.000 --> 00:03:19.960
‫و اگه دارن تغییر می‌کنن، پس...

00:03:20.960 --> 00:03:22.920
‫چه اتفاقی واسه من می‌افته؟

00:03:25.090 --> 00:03:26.750
‫واسه ما؟

00:03:27.960 --> 00:03:29.760
‫خواهش می‌کنم، مامان!

00:03:31.430 --> 00:03:33.550
‫تو شجاع‌ترین کسی هستی که می‌شناسم،

00:03:33.590 --> 00:03:35.600
‫پس باید الان شجاع باشی، خب؟

00:03:35.640 --> 00:03:38.930
‫باید مبارزه کنی،
‫چون من ازت می‌خوام.

00:03:40.600 --> 00:03:42.940
‫می‌دونین، چون مدتی می‌شه که
‫کسی نیومده،

00:03:42.980 --> 00:03:44.650
‫واسه همین خواستم مطمئن بشم.

00:03:46.270 --> 00:03:48.610
‫آره، فقط همین. ممنونم.

00:03:51.110 --> 00:03:55.200
‫دل رفت خونه لباس عوض کنه،
‫ولی من اینجام.

00:04:01.370 --> 00:04:03.790
‫من جایی نمیرم، باشه؟

00:04:09.630 --> 00:04:11.260
‫آلیس؟

00:04:11.300 --> 00:04:14.140
‫بِرِیدی، سلام. غافلگیرم کردی.

00:04:14.180 --> 00:04:17.300
‫بهت زنگ زدم که بگم دارم میام،
‫ولی اصلاً جواب ندادی.

00:04:17.350 --> 00:04:19.310
‫می‌تونستی پیغام بذاری.

00:04:19.350 --> 00:04:21.890
‫گذاشتم، اگه گوش می‌دادی می‌فهمیدی.

00:04:21.930 --> 00:04:23.600
‫اشکال نداره، ام...

00:04:23.640 --> 00:04:26.980
‫دل قرارداد فروش رو برام فرستاد
‫که یه نگاهی بهش بندازم

00:04:27.020 --> 00:04:28.820
‫و نمی‌دونم،

00:04:28.860 --> 00:04:31.320
‫با خودم گفتم بهتره حضوری انجامش بدم.

00:04:31.360 --> 00:04:33.280
‫اوه.

00:04:33.320 --> 00:04:36.030
‫- بِرِیدی! اومدی!
‫- آره. بهم نگفته بودی.

00:04:36.070 --> 00:04:37.870
‫اوه، خب...

00:04:37.910 --> 00:04:40.790
‫تو فرصت گفتنش رو بهم ندادی، کاترین.

00:04:40.830 --> 00:04:43.710
‫لازم نبود این‌همه راه بیای،
‫ولی واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم که اومدی.

00:04:43.750 --> 00:04:45.620
‫البته که میام، دل.
‫این...

00:04:45.670 --> 00:04:47.790
‫- خانواده مهمه، درسته؟
‫- اوهوم.

00:04:47.840 --> 00:04:49.960
‫حالا که حرفش شد، آلیس کجاست؟

00:04:50.000 --> 00:04:53.590
‫اوه، رفته خونه‌ی یکی دوست‌های مدرسه‌اش.

00:04:53.630 --> 00:04:56.140
‫باشه، پس می‌شه واسه شام
‫برنامه بچینیم؟

00:04:56.180 --> 00:04:58.300
‫آره، آره! شاید.

00:04:58.350 --> 00:05:00.560
‫امیدوارم.

00:05:03.020 --> 00:05:04.850
‫خوشحالم اینجام!

00:05:05.900 --> 00:05:07.690
‫پس اسم آلیس رو از روی خودش گذاشتن.

00:05:07.730 --> 00:05:10.480
‫- آره.
‫- کت تا پارسال نفهمید که بچه‌ی خودش...

00:05:10.520 --> 00:05:12.940
‫دقیقاً شبیه دوست قدیمیشه؟

00:05:12.990 --> 00:05:16.030
‫- اوهوم.
‫- و دل هم هنوز متوجه نیست.

00:05:16.070 --> 00:05:19.330
‫- آره.
‫- آخه... چطوری؟

00:05:19.370 --> 00:05:20.830
‫خودتم متوجه نشدی.

00:05:20.870 --> 00:05:22.660
‫خاطرات ثبات ندارن.

00:05:22.700 --> 00:05:25.620
‫اونا مطابق با داستانی هستن که
‫در مورد زندگی به خودمون می‌گیم.

00:05:25.660 --> 00:05:28.080
‫نه، همه‌ی اینا غیرممکنه.

00:05:28.130 --> 00:05:30.170
‫این سؤالاتی که کل امشب ازم پرسیدی،

00:05:30.210 --> 00:05:33.380
‫از سال 1999 توی ذهنمه و منو عذاب میده.

00:05:33.420 --> 00:05:36.380
‫و تموم این مدت بچه‌ی کت بوده؟

00:05:37.590 --> 00:05:41.220
‫وای خدا، الیوت! اون خیلی سنش کمه!

00:05:41.260 --> 00:05:43.220
‫اون موقع هم‌سن بودین!

00:05:43.270 --> 00:05:46.310
‫با این حال! وقتی می‌دونستی آلیس کیه
‫چرا گذاشتی عاشقش بشم؟

00:05:46.350 --> 00:05:48.150
‫به نظرت به حرفم گوش می‌کردی؟

00:05:55.190 --> 00:05:57.820
‫وای خدای من. کت.

00:05:57.860 --> 00:05:59.410
‫سلام.

00:05:59.450 --> 00:06:02.200
‫چی شد؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:06:02.240 --> 00:06:04.250
‫من چرا اینجام؟

00:06:04.290 --> 00:06:06.080
‫یادت نمیاد چه اتفاقی افتاد؟

00:06:06.120 --> 00:06:07.670
‫جشن لینگرمور؟

00:06:07.710 --> 00:06:09.580
‫من و الیوت دعوا کردیم.

00:06:09.630 --> 00:06:12.210
‫دعوا؟ چرا؟ الیوت حالش خوبه؟

00:06:12.250 --> 00:06:13.500
‫اون حالش خوبه.

00:06:13.550 --> 00:06:15.880
‫تویی که برام مهمی.

00:06:15.920 --> 00:06:18.130
‫آخرین چیزی که یادته چیه؟

00:06:18.180 --> 00:06:22.220
‫جشن رو یادمه
‫و اینکه با الیوت در موردِ...

00:06:22.260 --> 00:06:24.560
‫اشکال نداره.

00:06:26.560 --> 00:06:28.520
‫مهم نیست.

00:06:28.560 --> 00:06:30.690
‫یادمه پیش الیوت بودم.
‫این آخرین چیزه.

00:06:30.730 --> 00:06:33.070
‫تو کِی اومدی اونجا؟

00:06:33.110 --> 00:06:35.570
‫حتما بعد از همون بوده.

00:06:35.610 --> 00:06:39.110
‫- دیدم داشتی با یه دختره حرف می‌زدی.
‫- یادم نمیاد.

00:06:40.280 --> 00:06:42.410
‫خب خب، ببین کی بیدار شده؟

00:06:42.450 --> 00:06:44.240
‫چه احساسی داری، کاترین؟

00:06:44.290 --> 00:06:47.620
‫گیجم. ولی فکر کنم خوب باشم.

00:06:47.660 --> 00:06:50.210
‫خیلی بد افتادی
‫ولی شانس آوردی.

00:06:50.250 --> 00:06:52.210
‫تو و بچه حالتون خوبه.

00:06:52.250 --> 00:06:54.880
‫بچه؟

00:06:54.920 --> 00:06:58.380
‫متأسفم، نمی‌دونستم خبر ندارین.

00:06:58.420 --> 00:07:00.720
‫تو حامله‌ای.

00:07:01.930 --> 00:07:05.260
‫چطوره تنهاتون بذارم؟

00:07:05.310 --> 00:07:07.270
‫آره.

00:07:07.310 --> 00:07:09.770
‫خدای من، بِرِیدی.

00:07:13.770 --> 00:07:16.070
‫قراره بچه‌دار بشیم.

00:07:16.110 --> 00:07:18.150
‫چه حسی داری؟

00:07:18.190 --> 00:07:21.160
‫ترسیدم، هیجان‌زده‌ام.

00:07:22.160 --> 00:07:24.870
‫منم. کاملاً.

00:07:24.910 --> 00:07:27.200
‫خدای من، یه بچه.

00:07:28.870 --> 00:07:32.290
‫کت، این دفعه دیگه واقعی
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

00:07:32.330 --> 00:07:34.000
‫هر کاری که بخوای...

00:07:35.000 --> 00:07:37.050
‫انجام میدم.

00:07:37.090 --> 00:07:40.840
‫من فقط اینو می‌خوام. خودمون رو می‌خوام.

00:07:43.340 --> 00:07:45.390
‫آره.

00:07:45.430 --> 00:07:47.560
‫- آره؟
‫- آره.

00:07:47.600 --> 00:07:50.810
‫زندگی با همدیگه چیزیه که درسته.

00:07:50.850 --> 00:07:53.900
‫این چیزیه که انتخاب می‌کنم، باشه؟
‫عاشقتم.

00:08:01.360 --> 00:08:03.450
‫وایسا، وایسا. من...

00:08:03.490 --> 00:08:07.490
‫یه خوابی دیدم و آلیس توش بود.

00:08:07.540 --> 00:08:10.250
‫- اونو یادته؟
‫- آره.

00:08:10.290 --> 00:08:12.580
‫باعث شد حس امنیت بهم دست بده.

00:08:12.620 --> 00:08:15.130
‫حس شادی.

00:08:16.590 --> 00:08:18.710
‫پس اگه دختر باشه...

00:08:18.750 --> 00:08:21.050
‫می‌شه اسمش رو آلیس بذاریم؟

00:08:23.470 --> 00:08:26.680
‫داریم بچه‌دار می‌شیم.

00:08:41.150 --> 00:08:44.490
‫پس نیک رفت.
‫نمی‌دونم کجاست،

00:08:44.530 --> 00:08:46.740
‫ولی باید به آلیس بگیم که اون می‌دونه، نه؟

00:08:46.780 --> 00:08:50.950
‫خب، آلیس باید اینجا باشه که
‫بتونیم بهش بگیم.

00:08:52.330 --> 00:08:55.210
‫واسه همین اومدم.
‫وقتی آلیس توی لینگرمور بود،

00:08:55.250 --> 00:08:57.040
‫باهات حرف زد.

00:08:57.080 --> 00:08:59.550
‫در نتیجه، فکر کرد که قوانین دریاچه
‫دارن عوض می‌شن.

00:08:59.590 --> 00:09:02.630
‫اومد از من کمک بگیره
‫و من بهش بی‌محلی کردم.

00:09:02.670 --> 00:09:04.380
‫من خودخواه بودم.

00:09:04.430 --> 00:09:06.180
‫اوه، من...

00:09:06.220 --> 00:09:09.970
‫من اونجا ندیدمش.
‫وگرنه یادم می‌موند.

00:09:10.010 --> 00:09:12.730
‫اگه یادت باشه،
‫سرت آسیب دیده بود.

00:09:12.770 --> 00:09:15.230
‫تو خیلی از اتفاقات
‫اون شب رو یادت نمیاد، کت.

00:09:15.270 --> 00:09:17.560
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

00:09:17.610 --> 00:09:20.070
‫باید خودم رو به آلیس برسونم.

00:09:20.110 --> 00:09:23.240
‫اون رفته اونجا و فکر می‌کنه
‫کل دنیاش داره از هم می‌پاشه.

00:09:34.960 --> 00:09:36.420
‫اوه!

00:09:36.460 --> 00:09:38.580
‫وایسا، نه، نه!

00:09:38.630 --> 00:09:40.420
‫من نباید اینجا باشم.

00:09:40.460 --> 00:09:42.840
‫چرا؟ زمان‌بندیت حرف نداره.

00:09:42.880 --> 00:09:44.670
‫چی؟

00:09:44.720 --> 00:09:47.010
‫وایسا ببینم، چرا قایم نشدین؟

00:09:47.050 --> 00:09:50.930
‫توماس معجزه کرده
‫و تونسته با سایرس معامله کنه.

00:09:50.970 --> 00:09:54.100
‫اون پیشنهاد داده که در ازای جون جیکوب
‫تمام و کمال در خدمتش باشه.

00:09:54.140 --> 00:09:55.430
‫این حقیقت داره؟

00:09:55.480 --> 00:09:57.850
‫ما داریم جیکوب رو میاریم خونه، کاترین.

00:09:59.900 --> 00:10:02.690
‫بهم گفتن که واسه نجات من
‫تا کجاها پیش رفتی.

00:10:04.030 --> 00:10:05.740
‫ممنونم.

00:10:06.990 --> 00:10:08.910
‫اوه!

00:10:17.960 --> 00:10:19.750
‫آلیس! تو برگشتی!

00:10:19.790 --> 00:10:22.960
‫حالت خوبه؟
‫کت رو ندیدی؟

00:10:23.000 --> 00:10:25.380
‫آره، دیدم. خیلی چیزها دیدم، الیوت.
‫و می‌دونی چیه؟

00:10:25.420 --> 00:10:27.930
‫هشداری که بهم دادی رو یادته؟
‫حق با تو بود.

00:10:27.970 --> 00:10:31.260
‫همه‌چی عوض شده. من...
‫فقط باید با مامانم حرف بزنم.

00:10:31.300 --> 00:10:33.220
‫ولی اون رفته...

00:10:33.260 --> 00:10:36.020
‫آلیس! وایسا! خواهش می‌کنم!

00:10:36.060 --> 00:10:38.060
‫تو سعی کردی منو حذف کنی، الیوت!

00:10:39.190 --> 00:10:41.310
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام باهات حرف بزنم.

00:10:52.320 --> 00:10:54.240
‫اوه، خدا رو شکر.

00:10:58.750 --> 00:11:01.290
‫خدای من.

00:11:03.500 --> 00:11:05.670
‫از دیدنت خوشحالم، پدر.

00:11:05.710 --> 00:11:07.880
‫سلام!

00:11:07.920 --> 00:11:09.800
‫- اون اومده خونه.
‫- اون اومده خونه!

00:11:13.350 --> 00:11:15.180
‫ممنونم.

00:11:19.204 --> 00:11:22.404
‫[مامان، کجایی؟ مامان؟]
‫[کجایی؟ باید حرف بزنیم!]

00:11:24.190 --> 00:11:26.440
‫- آلیس، اینجایی.
‫- بابا.

00:11:26.480 --> 00:11:28.860
‫- کجا بودی؟
‫- منو ولش، مامان کجاست؟

00:11:28.900 --> 00:11:31.740
‫کت باز رفته؟

00:11:31.780 --> 00:11:34.280
‫- چی شده؟
‫- باید حرف بزنیم.

00:11:34.330 --> 00:11:38.040
‫یه کوچولو نگران اینم که
‫مامانت تو رو در اولویت قرار نمیده.

00:11:38.080 --> 00:11:40.160
‫- آره، شاید نباید قرار بده.
‫- چی؟

00:11:40.210 --> 00:11:42.750
‫بابا، تو و مامان فقط به خاطر من
‫ازدواج کردین؟

00:11:42.790 --> 00:11:44.790
‫کت چی بهت گفته؟

00:11:44.840 --> 00:11:46.500
‫هیچی، مشکل همینه!

00:11:46.550 --> 00:11:49.340
‫چرا توی این خانواده هیچ‌کس
‫اون‌قدری شجاع نیست که حقیقت رو بهم بگه؟

00:11:49.380 --> 00:11:51.260
‫خیلی‌خب...

00:11:53.430 --> 00:11:56.390
‫ببین، قبلاً هم اینو بهت گفتم، خب؟

00:11:56.430 --> 00:11:59.890
‫وقتی من و مامات از اومدن تو باخبر شدیم،
‫مجبور شدیم خیلی سریع بزرگ بشیم.

00:11:59.930 --> 00:12:03.400
‫ولی ما این کار رو کردیم و راستش واقعاً
‫ارزشش رو داشت.

00:12:03.440 --> 00:12:06.320
‫بابا، این نشد جواب سؤالم.
‫خیلی وکیل‌بازی درمیاری!

00:12:06.360 --> 00:12:07.860
‫خیلی‌خب، باشه.

00:12:07.900 --> 00:12:10.280
‫نه، خب؟ نمی‌دونم اگه تو نمی‌اومدی...

00:12:10.320 --> 00:12:12.780
‫چه اتفاقی می‌افتاد، ولی...

00:12:12.820 --> 00:12:14.820
‫ولی آلیس، تو اومدی.

00:12:14.870 --> 00:12:16.490
‫به خاطر من از خیلی چیزها گذشتی.

00:12:16.530 --> 00:12:19.160
‫مثلاً مامان بی‌خیال دانشگاه لندن شد...

00:12:20.790 --> 00:12:24.290
‫درسته، آره...
‫خب ما یه چیزهایی رو فدا کردیم.

00:12:25.420 --> 00:12:28.960
‫ولی آلیس...
‫عشق جبرانش کرد.

00:12:29.000 --> 00:12:32.010
‫اگه می‌تونستی ببینیش،
‫حرفم رو باور می‌کردی.

00:12:32.050 --> 00:12:34.390
‫باشه، خب...

00:12:34.430 --> 00:12:37.890
‫اگه من اونجا بودم،
‫می‌خواستی چی رو ببینم؟

00:12:37.930 --> 00:12:41.350
‫اینکه مامانت مجبور نبود
‫منو انتخاب کنه،

00:12:41.390 --> 00:12:43.850
‫ولی کرد.

00:12:43.890 --> 00:12:46.860
‫بعدش تو اومدی و...

00:12:46.900 --> 00:12:49.230
‫و چیزی که با هم داشتیم رو
‫بهمون یادآوری کردی.

00:12:49.280 --> 00:12:51.070
‫عشق بزرگ...

00:12:51.110 --> 00:12:54.740
‫و زیبایی که خواستیم تقدیمت کنیم.

00:12:54.764 --> 00:12:59.764
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

00:13:04.790 --> 00:13:09.130
‫مجموعه‌ای جدید از افسانه‌‌ها
‫که توسط دو برادر به اسم گریم جمع‌آوری شده.

00:13:09.170 --> 00:13:12.210
‫- اوه.
‫- توماس خوب بلده با پول دوست بخره.

00:13:13.170 --> 00:13:16.760
‫جیکوب زندگی قشنگی داره.

00:13:16.800 --> 00:13:19.680
‫می‌دونی، و یه خانواده‌ی خارق‌العاده.

00:13:19.720 --> 00:13:22.520
‫تو الان عضوی از این خانواده‌ای.

00:13:22.560 --> 00:13:24.560
‫خیلی بیشتر از این حرف‌هاست.

00:13:25.520 --> 00:13:27.360
‫من یه لندری‌ام.

00:13:28.360 --> 00:13:30.270
‫و جیکوب هم همین‌طور.

00:13:30.320 --> 00:13:33.360
‫ما نسل آینده هستیم.

00:13:33.400 --> 00:13:34.990
‫جیکوب...

00:13:35.030 --> 00:13:37.110
‫تمام این مدت
‫اونا واقعاً خانواده‌اش بودن؟

00:13:37.160 --> 00:13:39.950
‫توی زمان ما
‫اون توی همین مزرعه بزرگ شد

00:13:39.990 --> 00:13:42.290
‫و من هنوزم اینجا زندگی می‌کنم.

00:13:42.330 --> 00:13:46.830
‫این شومینه مرکز خونه‌ی منم هست.

00:13:46.870 --> 00:13:49.500
‫پس طنین‌هامون همیشه اطرافت بوده.

00:13:50.920 --> 00:13:53.550
‫و چیزی که الایژا ساخت مهم بود.

00:13:56.630 --> 00:14:00.010
‫ببخشید خانم‌ها،
‫ولی من با کاترین کار دارم.

00:14:01.600 --> 00:14:04.390
‫هی، رفیق. اینجایی.

00:14:07.810 --> 00:14:09.520
‫خوبی؟

00:14:10.900 --> 00:14:13.110
‫فکر می‌کردم از تموم رازهات
‫خبر دارم الیوت،

00:14:13.150 --> 00:14:15.150
‫ولی گمونم ندارم.

00:14:15.190 --> 00:14:18.990
‫بعد از تموم چیزهایی که
‫پشت سر گذاشتیم،

00:14:19.030 --> 00:14:22.030
‫- حس می‌کنم اصلاً نمی‌شناسمت.
‫- بی‌خیال!

00:14:22.080 --> 00:14:24.040
‫من هنوز خودمم، نیک.

00:14:24.080 --> 00:14:25.870
‫نمی‌دونم، رفیق.

00:14:25.910 --> 00:14:28.040
‫تموم اینا بی‌رحمانه‌ست.

00:14:28.080 --> 00:14:31.500
‫بخشی از وجودت از دونستن این راز
‫احساس خاصی می‌کرد؟

00:14:31.540 --> 00:14:35.130
‫ساده‌لوحی و
‫بی‌خبری بقیه رو تماشا می‌کردی؟

00:14:35.170 --> 00:14:37.170
‫باعث شد حس کنی باهوش‌تری؟

00:14:37.220 --> 00:14:39.260
‫من از دونستن این راز متنفر بودم.

00:14:39.300 --> 00:14:41.390
‫شرمنده رفیق، ولی من باورم نمی‌شه.

00:14:41.430 --> 00:14:43.970
‫به نظرم دوست داشتی
‫احساس برتر بودن کنی.

00:14:44.020 --> 00:14:47.520
‫می‌دونی این منو یاد کی می‌ندازه؟
‫ویکتور.

00:14:53.820 --> 00:14:56.240
‫به نظرم حالا که جیکوب برگشته...

00:14:57.360 --> 00:14:59.360
‫می‌خوام بدونم بعدش
‫چه اتفاقی می‌افته.

00:14:59.410 --> 00:15:03.280
‫خب، این بستگی به این داره که اون موقع...

00:15:04.950 --> 00:15:06.750
‫...چه اتفاقی افتاده.

00:15:11.170 --> 00:15:13.460
‫اولین بار که اومدی اینجا...

00:15:15.630 --> 00:15:20.260
‫بهم گفتی این کتاب ممکنه به درد بخوره.

00:15:21.680 --> 00:15:24.680
‫حق با تو بود.

00:15:24.720 --> 00:15:28.430
‫معلوم شد که سال 1814
‫واسه خانواده‌ام سال سرنوشت‌سازی بوده.

00:15:28.480 --> 00:15:32.560
‫و من خواستم یادش رو گرامی بدارم
‫و اسامی،

00:15:32.610 --> 00:15:36.400
‫تاریخ مرگ و تولدمون رو ثبت کردم...
‫راهی واسه نشون دادن رشد شجره‌نامه‌مون.

00:15:36.440 --> 00:15:38.690
‫چرا اسم جیکوب رو اینجا ننوشتی؟

00:15:38.740 --> 00:15:40.240
‫چرا اسم اونو به‌عنوان پسرت ننوشتی؟

00:15:40.280 --> 00:15:42.240
‫چون داستان جیکوب،

00:15:42.280 --> 00:15:46.240
‫اینکه چطور اومد پیشمون،
‫سزاوار بیشتر از یه خطه.

00:15:46.290 --> 00:15:49.710
‫هر خانواده‌ای به یه شروع نیاز داره،
‫به یه افسانه.

00:15:49.750 --> 00:15:51.870
‫جیکوب افسانه‌ی ماست.

00:15:53.250 --> 00:15:55.380
‫و من اینو اینجا نوشتم.

00:15:59.470 --> 00:16:02.090
‫من و ربکا وقتی به اینجا اومدیم
‫سرشار از امید بودیم.

00:16:02.130 --> 00:16:05.300
‫زمین پیدا کردیم،
‫ربکا باردار بود،

00:16:05.350 --> 00:16:07.100
‫داشتیم آینده رو می‌ساختیم.

00:16:07.140 --> 00:16:10.390
‫ولی تب پسرمون رو از پا درآورد

00:16:10.430 --> 00:16:12.770
‫و اون آینده از دست رفت.

00:16:14.310 --> 00:16:17.360
‫ربکا خواست بره ولی اولش
‫رفت به دریاچه سر بزنه.

00:16:19.070 --> 00:16:20.900
‫به خاطر بچه‌ای که از دست دادیم
‫اونجا گریه کرد.

00:16:22.570 --> 00:16:24.870
‫و بعد یه پسربچه پیداش شد...

00:16:26.410 --> 00:16:29.620
‫و به ربکا می‌گفت که اسمش
‫جیکوب لندری‌ـه.

00:16:29.660 --> 00:16:31.460
‫لندری.

00:16:31.500 --> 00:16:35.170
‫این پسر فامیلی ما رو می‌دونست
‫و می‌گفت فامیلی خودشم همینه.

00:16:35.210 --> 00:16:38.670
‫اینکه این زمین، زمین ما،
‫خونه‌ی اون بوده.

00:16:40.590 --> 00:16:43.470
‫ربکا فکر کرد دریاچه
‫آرزوش رو برآورده کرده، یه پسر.

00:16:43.510 --> 00:16:47.300
‫اون راز اینکه جیکوب
‫از کجا اومده رو مخفی کرد.

00:16:47.350 --> 00:16:50.850
‫فقط بهم گفت که پسربچه رو
‫تنها توی جنگل پیدا کرده.

00:16:51.930 --> 00:16:54.100
‫جیکوب معجزه‌ی ما بود.

00:16:54.150 --> 00:16:56.940
‫فرستاده شد که مرهم دردمون بشه.

00:16:56.980 --> 00:17:00.110
‫جیکوب دلیلیه که ما توی پورت هیون موندیم.

00:17:00.150 --> 00:17:03.450
‫دریاچه تو رو به جایی می‌بره
‫که نیازه بری.

00:17:05.160 --> 00:17:08.910
‫ربکا در بستر مرگ حقیقت رو
‫راجع به جیکوب و دریاچه بهم گفت.

00:17:08.950 --> 00:17:12.370
‫متوجه نشده بودم،
‫تا اینکه تو رو دیدم،

00:17:12.410 --> 00:17:15.670
‫درست مثل جیکوب

00:17:15.710 --> 00:17:19.460
‫موش آب کشیده با لباس‌های عجیب
‫از توی جنگل ظاهر شدی،

00:17:20.590 --> 00:17:23.470
‫و بعد ادعا کردی که خواهرشی.

00:17:24.590 --> 00:17:28.470
‫تو از یه دنیای دیگه اومدی، مگه نه؟

00:17:30.010 --> 00:17:31.930
‫اومدی جیکوب رو ببری خونه.

00:17:33.060 --> 00:17:35.390
‫تو حقیقت رو می‌دونستی.

00:17:35.440 --> 00:17:36.850
‫پسرم.

00:17:37.900 --> 00:17:39.860
‫و مادر می‌دونست؟

00:17:39.900 --> 00:17:43.240
‫24 سال اینو ازم مخفی کردین،

00:17:43.280 --> 00:17:46.280
‫ولی توی کتابت می‌نویسیش؟!
‫که همه بدونن؟!

00:17:46.320 --> 00:17:48.990
‫تو حق نداری این داستان رو تعریف کنی،
‫این زندگی منه.

00:17:50.160 --> 00:17:52.240
‫جیکوب...

00:18:08.264 --> 00:18:09.564
‫[مامان]

00:18:16.020 --> 00:18:18.810
‫شروع تابستون‌مونه.
‫این شب مورد علاقه‌امه،

00:18:18.850 --> 00:18:22.320
‫چون می‌تونم مثل بزرگترها تا دیروقت بیدار بمونم
‫و کنار خانواده‌ام باشم.

00:18:22.360 --> 00:18:24.740
‫و همینه که مهمه، هان؟
‫خانواده.

00:18:25.780 --> 00:18:28.110
‫عزیزم، ولی چرا اسمش رو گذاشتی
‫"نامه به مامان"؟

00:18:28.160 --> 00:18:31.120
‫چون دارم برات پیغام می‌فرستم
‫که بدونی من اینجام،

00:18:31.160 --> 00:18:32.700
‫و اینکه دوستت دارم.

00:18:32.740 --> 00:18:34.870
‫چی شد که انقدر شانس آوردم؟

00:18:37.670 --> 00:18:40.040
‫اونا عاشق رقصیدن بودن، نه؟

00:18:41.290 --> 00:18:43.130
‫آره.

00:18:43.170 --> 00:18:45.130
‫ما خانواده بودیم.

00:18:45.170 --> 00:18:47.510
‫بودیم، هستیم،

00:18:47.550 --> 00:18:50.220
‫ولی اگه تو توی دریاچه نمی‌افتادی،

00:18:50.260 --> 00:18:52.720
‫این خانواده به وجود نمی‌اومد.

00:18:52.760 --> 00:18:56.350
‫دلیل اینکه الایژا و ربکا
‫زندگی‌شون رو اینجا ساختن تویی.

00:18:56.390 --> 00:19:00.100
‫تو دلیل وجود خانواده‌مونی.

00:19:00.150 --> 00:19:02.150
‫شاید همه‌ی اینا اجتناب‌ناپذیر بوده.

00:19:03.980 --> 00:19:07.320
‫این... اینجا،
‫یادمه اینجا صدام می‌زد.

00:19:08.990 --> 00:19:10.410
‫اجازه نداشتم،

00:19:10.450 --> 00:19:12.160
‫ولی به هر حال می‌اومدم.

00:19:14.080 --> 00:19:16.330
‫نتونستم جلوی خودم رو بگیرم.

00:19:16.370 --> 00:19:18.410
‫ولی من داشتم نقش بازی می‌کردم.

00:19:19.870 --> 00:19:24.340
‫طبق داستانی که پدر و مادرم...

00:19:24.380 --> 00:19:26.800
‫ در مورد اینکه کی بودم
‫و از کجا اومدم نقش بازی کردم،

00:19:26.840 --> 00:19:29.430
‫و چون عاشقشون بودم
‫حرفشون رو باور کردم.

00:19:31.430 --> 00:19:33.600
‫من واقعاً عاشقشونم.

00:19:34.640 --> 00:19:37.180
‫باهام بیا خونه، جیکوب.

00:19:37.220 --> 00:19:39.390
‫مامان...

00:19:39.440 --> 00:19:42.360
‫اون خیلی وقته که منتظره.

00:19:42.400 --> 00:19:44.770
‫- و بابا؟
‫- اون...

00:19:48.280 --> 00:19:50.450
‫پس یکی دیگه از عزیزانم رو از دست دادم.

00:19:50.490 --> 00:19:52.740
‫اون تا لحظه‌ی آخر دنبالت گشت.

00:19:52.780 --> 00:19:55.580
‫بابا هیچ‌وقت امیدش رو از دست نداد
‫که تو به خونه نمیای.

00:19:55.620 --> 00:19:58.790
‫من...
‫من برنمی‌گردم، کت.

00:19:58.830 --> 00:20:00.290
‫چی؟

00:20:00.330 --> 00:20:01.920
‫ولی تو حقیقت رو می‌دونی.

00:20:01.960 --> 00:20:06.250
‫حقیقت؟ حقیقت اینه که
‫من بیشتر عمرم رو اینجا گذروندم.

00:20:06.300 --> 00:20:08.460
‫اینجا جاییه که بهش تعلق دارم.

00:20:09.970 --> 00:20:12.640
‫اگه بپرم، اگه اونجا رو ببینم،

00:20:12.680 --> 00:20:14.800
‫نمی‌دونم چه اتفاقی می‌افته.

00:20:17.560 --> 00:20:19.480
‫حس می‌کنم...

00:20:19.520 --> 00:20:21.600
‫حس می‌کنم از هم بپاشم.

00:20:21.640 --> 00:20:26.400
‫جیک، من تازه به دستت آوردم، باشه؟
‫خواهش می‌کنم.

00:20:26.440 --> 00:20:28.190
‫هر وقت خواستی بیا اینجا.

00:20:29.820 --> 00:20:31.490
‫اینجا وقت بگذرون.

00:20:32.660 --> 00:20:34.700
‫همین باید کافی باشه.

00:20:37.240 --> 00:20:39.080
‫متأسفم.

00:20:39.120 --> 00:20:40.750
‫چی... باشه، خب...

00:20:40.790 --> 00:20:42.870
‫به مامان چی بگم؟

00:20:44.630 --> 00:20:46.880
‫اون درک می‌کنه.

00:20:47.590 --> 00:20:49.510
‫از این بابت مطمئن می‌شم.

00:20:59.020 --> 00:21:00.520
‫جیکوب.

00:21:06.520 --> 00:21:08.570
‫داری چی‌کار می‌کنی، جیکوب؟

00:21:08.610 --> 00:21:10.480
‫یادته راجع به ستاره‌ها حرف زدیم؟

00:21:10.530 --> 00:21:12.900
‫چیزی که در مورد جهانگردها بهم گفتی؟

00:21:12.950 --> 00:21:14.780
‫معلومه.

00:21:19.040 --> 00:21:21.250
‫چرا اینو می‌نویسی؟

00:21:21.290 --> 00:21:23.540
‫که واسه مادرم نامه بفرستم.

00:21:24.620 --> 00:21:26.790
‫که بفهمه من اینجام.

00:21:28.670 --> 00:21:30.920
‫و اینکه دوستش دارم.

00:21:44.060 --> 00:21:47.020
‫اونجایی که ازش اومدی چه شکلیه؟

00:21:47.060 --> 00:21:49.690
‫خب، خیلی چیزها هست.

00:21:50.780 --> 00:21:54.400
‫پیچیده‌ست، بهم ریخته‌
‫و ناامیدکننده‌ست،

00:21:54.450 --> 00:21:56.910
‫ولی می‌تونه خیلی قشنگ باشه.

00:21:56.950 --> 00:21:59.700
‫پس فرق زیادی با این زمان نداره.

00:21:59.740 --> 00:22:02.410
‫- نه...
‫- جز اینکه...

00:22:02.450 --> 00:22:04.540
‫زنان اونجا...

00:22:04.580 --> 00:22:06.920
‫بیشتر شبیه تو هستن؟

00:22:06.960 --> 00:22:08.290
‫آره.

00:22:12.000 --> 00:22:15.130
‫پس من می‌خوام به دنیای جیکوب بیام.

00:22:15.170 --> 00:22:17.050
‫باهام میای؟

00:22:17.090 --> 00:22:18.930
‫پشیمون نمی‌شی.

00:22:18.970 --> 00:22:22.350
‫تو واسه دوران من ساخته شدی،
‫حسم اینو بهم می‌گه.

00:22:22.390 --> 00:22:24.430
‫مغازه رو بستی؟

00:22:24.480 --> 00:22:26.140
‫نمی‌خوای با بقیه خداحافظی کنی؟

00:22:26.190 --> 00:22:28.440
‫نه، من فقط می‌خوام بپرم، کاترین.

00:22:28.480 --> 00:22:30.230
‫باشه! باشه.

00:22:47.870 --> 00:22:50.040
‫متأسفم، سوزانا.

00:22:50.080 --> 00:22:53.750
‫نمی‌فهمم چرا دریاچه انتخاب می‌کنه
‫که کی ازش رد بشه.

00:22:53.800 --> 00:22:56.300
‫در جایگاهی نیستم که
‫جادوش رو زیر سؤال ببرم.

00:22:56.340 --> 00:22:58.260
‫تو جادویی هستی.

00:22:58.300 --> 00:23:00.930
‫تو جادو می‌کنی.

00:23:00.970 --> 00:23:03.310
‫حتی وارونه می‌نویسی!

00:23:03.350 --> 00:23:06.270
‫این کار رو کردم تا چشمان کنجکاو
‫مردم شهر رو گیج کنم.

00:23:06.310 --> 00:23:07.940
‫واسه حفاظت.

00:23:07.980 --> 00:23:10.600
‫از اینکه نمی‌تونی اینجا
‫کسی که هستی باشی متنفرم.

00:23:10.650 --> 00:23:12.820
‫تو لایق تموم چیزهایی که می‌خوای هستی.

00:23:12.860 --> 00:23:15.230
‫و من نتونستم اینو بهت بدم.

00:23:15.280 --> 00:23:17.610
‫نه، هیچ‌وقت فکر نکن که...

00:23:17.650 --> 00:23:19.570
‫تو چیزی بهم نبخشیدی، کاترین.

00:23:19.610 --> 00:23:21.570
‫تو بهم دوستی،

00:23:21.620 --> 00:23:25.450
‫محبت و الهام بخشیدی.

00:23:25.490 --> 00:23:28.660
‫- این مثل یه افسانه بوده.
‫- ولی چطوری؟

00:23:28.710 --> 00:23:31.670
‫تو چطور باید
‫به پایان خوشت برسی؟

00:23:31.710 --> 00:23:34.880
‫با جیکوب ازدواج کنی
‫فقط واسه اینکه در امان باشی؟

00:23:34.920 --> 00:23:37.510
‫نه، نه، نمی‌ذارم جیکوب
‫با من ازدواج کنه.

00:23:37.550 --> 00:23:40.180
‫واسه جفت‌مون منصفانه نیست.

00:23:40.970 --> 00:23:43.470
‫هر چقدر بیشتر با این دنیا آشنا می‌شم،

00:23:43.510 --> 00:23:47.680
‫بیشتر متقاعد می‌شم که هرگز مردی رو نمی‌بینم
‫که واقعاً دوستش داشته باشم.

00:23:48.520 --> 00:23:50.480
‫می‌شم خانم خونه‌ی خودم.

00:23:50.520 --> 00:23:52.690
‫این جمله برام آشناست.

00:23:52.730 --> 00:23:54.980
‫یه نقل قول از کتاب مورد علاقه‌امه.

00:23:55.020 --> 00:23:57.900
‫توماس اینو از سفرهاش آورده.

00:23:59.200 --> 00:24:01.820
‫نویسنده‌اش ناشناسه،
‫ولی مطمئناً یه زنه

00:24:01.860 --> 00:24:03.700
‫و اون باهوشه.

00:24:03.740 --> 00:24:05.580
‫باعث می‌شه دلم بخواد بنویسم.

00:24:05.620 --> 00:24:07.700
‫و شاید همین کار هم بکنم.

00:24:07.750 --> 00:24:09.830
‫ولی اگه بنویسم،

00:24:09.870 --> 00:24:12.330
‫می‌خوام اسمم روی داستان باشه.

00:24:12.380 --> 00:24:14.380
‫بدون هیچ نماد یا نام مستعاری.

00:24:15.540 --> 00:24:18.380
‫می‌خوام کل دنیا بدونه که
‫من کی هستم.

00:24:19.880 --> 00:24:22.340
‫و به خاطر تو،
‫می‌دونم که این ممکنه.

00:24:22.390 --> 00:24:24.300
‫این...

00:24:24.350 --> 00:24:26.510
‫چیزی که ما داریم،

00:24:26.560 --> 00:24:28.850
‫من توی زمان خودم بهش نیاز دارم.

00:24:30.350 --> 00:24:32.230
‫پس دلت برام تنگ می‌شه.

00:24:32.270 --> 00:24:34.860
‫و وقتی دلت برام تنگ شد...

00:24:34.900 --> 00:24:37.230
‫برو پیش شومینه.

00:24:38.610 --> 00:24:41.700
‫بین تموم تغییرات،
‫اون چیزیه که برامون همیشگیه

00:24:41.740 --> 00:24:44.700
‫و منم مثل قبل کنارتم.

00:24:44.740 --> 00:24:47.580
‫دست‌هامون در طول زمان
‫به هم می‌رسن.

00:24:50.500 --> 00:24:53.170
‫حدس می‌زدم اینجا پیدات کنم.

00:24:53.210 --> 00:24:55.210
‫خوبی؟

00:24:56.420 --> 00:24:58.380
‫الان آره.

00:24:59.920 --> 00:25:02.050
‫ممنونم که مراقب جیکوب بودی.

00:25:02.090 --> 00:25:04.680
‫تمام این مدت ازش محافظت کردی.

00:25:04.720 --> 00:25:07.430
‫پشت تموم اون دروغ‌ها
‫و دغل‌کاری‌ها،

00:25:07.470 --> 00:25:10.980
‫گمونم ظاهراً یه قلب اونجا باشه؟

00:25:12.770 --> 00:25:15.190
‫شاید.

00:25:15.230 --> 00:25:19.440
‫ولی لطفاً به کسی نگو.
‫اعتبارم از بین میره.

00:25:20.480 --> 00:25:23.360
‫من... به‌زودی برمی‌گردم.

00:25:23.400 --> 00:25:27.830
‫هر چی نباشه الان بخشی از قلبم اینجاست.

00:25:28.950 --> 00:25:31.120
‫جیکوب در امانه.

00:25:33.120 --> 00:25:37.920
‫ولی شاید بهم اجازه بدی
‫بخشی از قلبت رو حمل کنم.

00:25:37.960 --> 00:25:41.260
‫همین قلبی که ادعا می‌کنی صاحبشم.

00:25:44.220 --> 00:25:46.510
‫و مطمئنی که می‌شه به سایرس
‫اعتماد کرد؟

00:25:46.550 --> 00:25:48.600
‫سایرش عاشق معامله‌ست.

00:25:48.640 --> 00:25:50.220
‫منم همین کار رو کردم.

00:25:50.260 --> 00:25:54.230
‫پس فعلاً وقت خداحافظیه.

00:25:54.270 --> 00:25:56.310
‫فعلاً.

00:26:11.660 --> 00:26:14.210
‫مامان.

00:26:14.250 --> 00:26:17.630
‫کت، خوبی؟
‫داره بارون میاد؟

00:26:17.670 --> 00:26:20.040
‫آلیس، حالت خوبه؟

00:26:20.090 --> 00:26:23.340
‫آره.
‫مامان، خیلی دلم برات تنگ شده بود.

00:26:23.380 --> 00:26:26.010
‫منم دلم برات تنگ شده بود عزیزم، بیا اینجا.

00:26:32.495 --> 00:26:34.495
‫هنوزم می‌تونی جیکوب رو ببینی.

00:26:34.520 --> 00:26:37.140
‫دریاچه تو رو می‌بره اونجا.
‫آخرش که نیست.

00:26:37.190 --> 00:26:39.730
‫آره، و چطوری به مامان بگم؟

00:26:39.770 --> 00:26:43.440
‫"بچه‌ات زنده‌ست، ولی شرمنده...
‫اون نمی‌خواد بیاد خونه."

00:26:43.480 --> 00:26:46.570
‫می‌دونی؟ بچه‌ها
‫تموم دنیای پدر و مادرشونن، آلیس.

00:26:46.610 --> 00:26:48.320
‫و امیدوارم حرفم رو باور کنی،

00:26:48.360 --> 00:26:51.740
‫داشتن تو
‫بهترین تصمیمی بود که تا حالا گرفتم.

00:26:51.780 --> 00:26:54.660
‫خب، پس لندن چی؟
‫و الیوت؟

00:26:54.700 --> 00:26:58.540
‫ما هنوز بچه بودیم و داشتیم با افکار بسته‌مون
‫تصمیمات بزرگی می‌گرفتیم.

00:26:58.580 --> 00:27:01.340
‫آره، کاش الیوت یه‌کم بیشتر به فکر من بود.

00:27:01.380 --> 00:27:06.090
‫اون کم‌سن بود، آلیس.
‫ولی اون بزرگ شده، درسته؟

00:27:06.130 --> 00:27:09.010
‫- و اون خیلی بهت اهمیت میده.
‫- گمونم.

00:27:10.300 --> 00:27:11.970
‫مامان...

00:27:12.010 --> 00:27:15.850
‫دل بهم گفت که آخر هفته‌ی لینگرمور
‫آخرین باری بوده که...

00:27:15.890 --> 00:27:18.940
‫با هم حرف زدین. چرا؟

00:27:18.980 --> 00:27:21.900
‫اگه انقدر خبر خوبی بوده، پس...

00:27:21.940 --> 00:27:24.570
‫چرا پایان خوشی نداشت؟

00:27:25.820 --> 00:27:28.200
‫تو پایان خوش من بودی، آلیس.

00:27:28.240 --> 00:27:31.200
‫همیشه. همیشه هم می‌مونی.

00:27:31.240 --> 00:27:34.040
‫درست توی همین اتاق،

00:27:34.080 --> 00:27:37.120
‫توی همین تختخواب، امن و امان.

00:27:45.630 --> 00:27:47.550
‫می‌شه لطفاً در مورد این حرف بزنیم؟

00:27:47.590 --> 00:27:50.010
‫من می‌دونم اون آخر هفته
‫توی لینگرمور چه اتفاقی افتاد.

00:27:50.050 --> 00:27:53.850
‫چرا انقدر بد تموم شد و چرا شماها
‫سعی نکردین به خاطر من حلش کنید؟

00:27:53.890 --> 00:27:57.350
‫- آلیس، الان وقتش نیست.
‫- خب، هیچ‌وقت وقتش نیست.

00:28:00.020 --> 00:28:02.150
‫شاید بهتر باشه
‫ما هم در موردش حرف بزنیم.

00:28:02.190 --> 00:28:04.070
‫الان دیگه چیزی واسه از دست دادن
‫وجود نداره.

00:28:04.110 --> 00:28:05.480
‫اوه، هیچی؟

00:28:05.520 --> 00:28:08.360
‫نه بعد از اینکه
‫اون قرارداد فروش رو امضا کردی.

00:28:10.320 --> 00:28:12.530
‫به نظرم خانواده‌ی گودوین
‫باهامون منصفانه رفتار می‌کنن.

00:28:12.570 --> 00:28:16.490
‫تو همیشه بیش از حد به اینکه خانواده‌ی گودوین
‫ چه فکری در موردمون می‌کنن اهمیت دادی.

00:28:16.540 --> 00:28:19.500
‫گیریم که اِوِلین قبول کرد اسمی ازمون نبره.

00:28:19.540 --> 00:28:21.080
‫تو هنوز مدیونش نیستی.

00:28:29.220 --> 00:28:31.510
‫مرسی که اومدی منو ببینی، اِوِلین.

00:28:31.550 --> 00:28:33.970
‫خب، اگه اومدی اینجا
‫که به خاطر دخترت

00:28:34.010 --> 00:28:36.140
‫و اون پسره آگوستین
‫تقاضای بخشش کنی،

00:28:36.180 --> 00:28:38.520
‫به خودت زحمت نده.
‫دارم شکایت می‌کنم.

00:28:38.560 --> 00:28:41.560
‫اونا فقط بچه‌ان. اشتباه کردن.

00:28:41.600 --> 00:28:44.150
‫این شهر مثل قبلش نیست، دل.

00:28:44.190 --> 00:28:46.070
‫الان دیگه اتفاقات بدی اینجا می‌افته.

00:28:48.860 --> 00:28:50.700
‫نه فقط الان.

00:28:51.900 --> 00:28:53.200
‫لطفاً شکایت نکن، اِوِلین.

00:28:53.240 --> 00:28:55.830
‫اونا بچه‌ان.
‫این آینده‌شون رو نابود می‌کنه.

00:28:55.870 --> 00:28:58.580
‫می‌دونم اصلاً مدیونم نیستی،
‫ولی این کار رو به خاطر کولتون انجام بده.

00:28:58.620 --> 00:29:00.540
‫پای دخترش وسطه.

00:29:00.580 --> 00:29:02.420
‫باشه.

00:29:03.540 --> 00:29:04.790
‫به خاطر کولتون.

00:29:06.000 --> 00:29:09.380
‫می‌دونی، هر چقدر زمان بیشتری می‌گذره

00:29:09.420 --> 00:29:13.590
‫بیشتر احساس امنیت می‌کنم که
‫با خاطرات توی خونه بمونم.

00:29:16.720 --> 00:29:21.100
‫حتماً حس خوبی داری که توسط
‫زمین‌های کولتون احاطه شدی.

00:29:21.140 --> 00:29:23.810
‫من بهت حسودیم می‌شه، دل.

00:29:25.940 --> 00:29:28.980
‫متوجهی که الان بهم مدیونی.

00:29:29.030 --> 00:29:31.610
‫- حالا نیست که قبلاً نبودی.
‫- هوف...

00:29:34.570 --> 00:29:37.200
‫- سلام.
‫- سلام.

00:29:37.240 --> 00:29:40.290
‫داشتم یه سری چیزها رو جمع می‌کردم.

00:29:41.620 --> 00:29:45.580
‫امیدوارم بتونیم یه برنامه‌ای
‫واسه بازسازی بچینیم.

00:29:48.340 --> 00:29:51.670
‫در مورد چیزی که گفتی فکر کردم...

00:29:51.710 --> 00:29:53.800
‫اینکه من مثل پدرمم.

00:29:53.840 --> 00:29:57.390
‫- واقعاً معذرت می‌خوام که اینو گفتم.
‫- نه، حق با تو بود.

00:29:58.260 --> 00:30:00.600
‫بیشتر بزرگسالیم رو صرف تلاش...

00:30:00.640 --> 00:30:03.230
‫برای آزاد شدن از چنگش کردم.

00:30:04.100 --> 00:30:06.600
‫ولی گمونم این توی خونم باشه.

00:30:06.650 --> 00:30:08.400
‫چه خوشم بیاد و چه نیاد.

00:30:09.270 --> 00:30:12.190
‫واسه همین هیچ‌وقت اینو درستش نکردم

00:30:12.230 --> 00:30:15.490
‫تا یادم نره که توانایی اینو داشتم که
‫مثل اون بشم.

00:30:16.490 --> 00:30:18.660
‫تو ویکتور نیستی.
‫تو مهربونی

00:30:18.700 --> 00:30:20.080
‫و اهمیت میدی.

00:30:20.120 --> 00:30:23.200
‫شاید بیش از حد.
‫ببین، رفیق

00:30:23.250 --> 00:30:25.830
‫از خدامه بمونم و واسه نوسازی کمکت کنم،

00:30:25.870 --> 00:30:28.290
‫ولی باید برم خونه.

00:30:28.330 --> 00:30:31.460
‫برگردم پیش کلیر و به زندگی عادیم برسم.

00:30:31.500 --> 00:30:33.090
‫می‌فهمم.

00:30:33.130 --> 00:30:36.340
‫به خاطر سلامت روان خودتم شده،
‫یکی رو پیدا کن این دیوار رو بریزه.

00:30:38.260 --> 00:30:40.390
‫می‌دونی؟ دلم واسه کولتون تنگ شده.

00:30:41.720 --> 00:30:44.140
‫اون پدری بود که من می‌خواستم...

00:30:44.180 --> 00:30:46.810
‫و نفهمیدم که دارمش.

00:30:46.850 --> 00:30:48.480
‫ دیدی که نسبت بهم داشت،

00:30:48.520 --> 00:30:50.650
‫وقتی داشتیم اون اتاقک رو می‌ساختیم،

00:30:50.690 --> 00:30:52.480
‫تموم چیزهایی که بهم یاد داد...

00:30:52.530 --> 00:30:54.570
‫هیچ‌وقت اهمیت ندادم
‫اینا رو به یاد بیارم،

00:30:54.610 --> 00:30:56.650
‫چون فکر می‌کردم اون همیشه اینجاست.

00:30:58.240 --> 00:31:00.160
‫و قصد ندارم...

00:31:00.200 --> 00:31:02.660
‫دوستی‌مون رو ساده بشمارم، رفیق.

00:31:02.700 --> 00:31:04.950
‫تو همیشه در هر شرایطی
‫کنارم بودی.

00:31:05.000 --> 00:31:07.120
‫اوه، الیوت.

00:31:07.160 --> 00:31:11.210
‫تو همیشه، همیشه برادرم می‌مونی.

00:31:12.130 --> 00:31:14.880
‫این هیچ‌وقت عوض نمی‌شه،
‫هیچ‌وقت.

00:31:20.890 --> 00:31:22.350
‫- سلام.
‫- سلام.

00:31:22.390 --> 00:31:24.350
‫اگه دنبال آلیس می‌گردی،
‫اون اینجا نیست.

00:31:24.390 --> 00:31:26.520
‫راستش خودمم مطمئن نیستم اون کجاست.

00:31:26.560 --> 00:31:29.730
‫راستش اومدم تو رو ببینم.
‫باید یه اعترافی بکنم.

00:31:29.770 --> 00:31:32.610
‫می‌خواستم از آلیس بخوام
‫که باهام به مینیاپولیس برگرده.

00:31:32.650 --> 00:31:35.070
‫چی؟ نباید در موردش حرف می‌زدیم؟

00:31:35.110 --> 00:31:36.440
‫آره، باید می‌زدیم.

00:31:36.490 --> 00:31:38.360
‫ولی من در دسترس نیستم، نه؟

00:31:38.400 --> 00:31:40.280
‫نه کت، قرار نیست این اتفاق بیفته.

00:31:40.320 --> 00:31:42.370
‫پیوند بین مادر و دختر،

00:31:42.410 --> 00:31:43.780
‫نمی‌تونم با همچین چیزی دربیفتم.

00:31:43.830 --> 00:31:46.540
‫کت، تو مادر فوق‌العاده‌ای هستی.
‫همیشه بودی.

00:31:46.580 --> 00:31:48.210
‫ممنونم.

00:31:48.250 --> 00:31:50.460
‫آره، واقعاً نیاز داشتم که اینو بشنوم.

00:31:54.710 --> 00:31:56.710
‫بذار ازت بپرسم...

00:31:56.760 --> 00:31:58.920
‫چرا هیچ‌وقت در مورد لندن بهم نگفتی؟

00:31:59.800 --> 00:32:01.550
‫ام،

00:32:01.590 --> 00:32:05.720
‫چون یهو اون دیگه
‫بخشی از زندگیم نبود.

00:32:05.770 --> 00:32:10.850
‫زندگیم درست همون‌جا
‫توی اتاق بیمارستان بود.

00:32:16.110 --> 00:32:18.690
‫کت! هی!

00:32:18.740 --> 00:32:20.450
‫اینجایی!

00:32:20.490 --> 00:32:22.410
‫تو... حالت خوبه!

00:32:22.450 --> 00:32:24.490
‫منظورم اینه، حالت خوبه؟

00:32:24.530 --> 00:32:26.580
‫آره، الیوت. خوب می‌شم.

00:32:26.620 --> 00:32:29.750
‫ببین، به نظرم باید
‫در مورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم...

00:32:29.790 --> 00:32:32.330
‫اشکال نداره. حس می‌کنم
‫واسه میلیون‌ها سال پیشه

00:32:32.380 --> 00:32:35.090
‫و همین الانشم
‫چی زیادی ازش یادم نمیاد، پس...

00:32:35.130 --> 00:32:38.050
‫می‌شه لطفاً در موردش حرف نزنیم؟

00:32:38.090 --> 00:32:40.470
‫و من باید برم مامان رو ببینم، پس...

00:32:41.590 --> 00:32:44.970
‫باشه، ام...
‫پس می‌بینمت دیگه؟

00:32:45.010 --> 00:32:47.100
‫ما به‌زودی می‌ریم.

00:32:47.140 --> 00:32:49.640
‫ولی خوب شد که دیدمت.

00:32:54.650 --> 00:32:55.820
‫هی، الیوت.

00:32:57.610 --> 00:32:59.070
‫متأسفم.

00:33:00.820 --> 00:33:02.240
‫خداحافظ.

00:33:11.660 --> 00:33:15.000
‫اوه، کاترین، عزیزم،
‫حالت چطوره؟

00:33:15.040 --> 00:33:17.420
‫خوشحالم از بیمارستان مرخص شدم.

00:33:17.460 --> 00:33:20.170
‫اوه عزیزم، بهتره...
‫بهتره برم جواب بدم.

00:33:20.210 --> 00:33:23.050
‫چطوره شما دوتا بیاین داخل، باشه؟

00:33:23.090 --> 00:33:26.100
‫ام... بمون.

00:33:26.140 --> 00:33:28.600
‫چطوره تو توی ماشین بمونی؟

00:33:28.640 --> 00:33:30.930
‫به نظرم می‌خوام این کار رو تنها انجام بدم.

00:33:30.980 --> 00:33:33.140
‫بعدش می‌تونیم در مورد بچه
‫به مامان بگیم.

00:33:33.190 --> 00:33:35.060
‫باشه. هر چی که بخوای، من همینجام.

00:33:35.100 --> 00:33:37.440
‫کافیه. تمومش کن دیگه!

00:33:37.480 --> 00:33:39.860
‫نه، تو جیکوب رو ندیدی،
‫این یه خواب بوده.

00:33:39.900 --> 00:33:44.110
‫و بهت که گفتم،
‫من پول ندارم مژدگانی بدم!

00:33:46.200 --> 00:33:48.330
‫اوه، اومدی.

00:33:48.370 --> 00:33:50.950
‫بذار بهت برسم،
‫برات شام درست می‌کنم.

00:33:51.000 --> 00:33:53.500
‫و با اِوِلین حرف زدم.

00:33:53.540 --> 00:33:55.500
‫لازم نیست نگران اون فاجعه باشی.

00:33:55.540 --> 00:33:58.000
‫اون عصبانی بود
‫ولی من تونستم آرومش کنم.

00:33:58.040 --> 00:34:00.960
‫اون کسیه که نگرانش بودی؟
‫اِوِلین؟

00:34:01.010 --> 00:34:03.220
‫نه! این منصفانه نیست.

00:34:03.260 --> 00:34:05.680
‫ببین، قبل از اینکه
‫دوباره دعوامون بشه،

00:34:05.720 --> 00:34:07.890
‫باید یه چیزی رو بهت بدم.

00:34:11.970 --> 00:34:13.390
‫بِرِیدی با پدر و مادرش صحبت کرد.

00:34:13.430 --> 00:34:15.690
‫اونا بهت پول میدن
‫که مزرعه رو نگه داری، مامان.

00:34:15.730 --> 00:34:17.810
‫چی... این یعنی
‫داری برمی‌گردی خونه؟

00:34:17.860 --> 00:34:21.780
‫چی؟ نه، نه، زندگی من با بِرِیدی
‫توی مینیاپولیسه.

00:34:22.610 --> 00:34:24.900
‫که این‌طور. پس نمی‌خوامش.

00:34:28.570 --> 00:34:31.790
‫اینجا خیلی سخته، مامان.

00:34:31.830 --> 00:34:33.370
‫و...

00:34:33.410 --> 00:34:35.160
‫و کنار اومدن با تو خیلی سخته.

00:34:35.210 --> 00:34:36.920
‫من؟

00:34:36.960 --> 00:34:38.380
‫خب، خودت چی؟

00:34:38.420 --> 00:34:40.290
‫خوبه.

00:34:40.340 --> 00:34:42.380
‫خوبه، مرسی که حرفم رو تأیید کردی.

00:34:42.420 --> 00:34:44.470
‫جیکوب باید اینجا می‌بود.

00:34:44.510 --> 00:34:47.550
‫اون باید واسه نجات مزرعه
‫مبارزه می‌کرد.

00:34:48.640 --> 00:34:50.890
‫باید جیکوب می‌بود.

00:34:56.770 --> 00:34:59.440
‫- کاترین، داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- من یکی از یادگارهای بابا رو با خودم می‌برم،

00:34:59.480 --> 00:35:01.610
‫و دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردم اینجا.

00:35:01.650 --> 00:35:04.570
‫چون باید اون می‌بود.

00:35:06.030 --> 00:35:08.820
‫اوه... اوه، خدا... کاترین.

00:35:12.080 --> 00:35:14.700
‫هی. چی شد؟

00:35:15.540 --> 00:35:17.710
‫در مورد بچه به دل گفتی؟

00:35:19.960 --> 00:35:22.500
‫لیاقتش رو نداره که اونو بشناسه.

00:35:33.310 --> 00:35:35.390
‫- الیوت.
‫- آلیس؟

00:35:35.430 --> 00:35:37.440
‫دیدم چه اتفاقی افتاد.

00:35:37.480 --> 00:35:39.150
‫می‌دونم که مامانم هیچ‌وقت
‫برنگشت اینجا، من...

00:35:40.650 --> 00:35:43.270
‫واقعاً متأسفم. شماها اون روز
‫خیلی چیزها رو از دست دادین و...

00:35:43.320 --> 00:35:44.900
‫من می‌بخشمت، باشه؟

00:35:44.940 --> 00:35:48.200
‫راستش شاید نبخشی.
‫نیک اینجاست و...

00:35:48.240 --> 00:35:50.280
‫من می‌دونم، آلیس.

00:35:56.120 --> 00:36:00.420
‫گمونم واسه همین هیچ‌وقت نتونستم
‫توی فیس‌بوک پیدات کنم، هان؟

00:36:05.130 --> 00:36:09.050
‫قبلاً فکر می‌کردم
‫همه‌جا می‌بینمت،

00:36:09.090 --> 00:36:12.220
‫ولی من واقعاً همه‌جا می‌دیدمت؟

00:36:12.260 --> 00:36:16.720
‫نه. نه، ام... مگر اینکه
‫منظورت لینگرمور باشه،

00:36:16.770 --> 00:36:19.890
‫چون، آره.
‫اون من بودم.

00:36:19.940 --> 00:36:23.770
‫اصلاً ماسکت رو برنداشتی،
‫فرار کردی.

00:36:23.810 --> 00:36:26.940
‫متوجه شدم که ما خیلی
‫از هم فاصله داریم،

00:36:26.980 --> 00:36:29.280
‫اونم از جهات زیادی.

00:36:32.070 --> 00:36:33.910
‫گمونم...

00:36:33.950 --> 00:36:37.620
‫من فقط به این فکر کردم که
‫همه‌ی اینا چقدر واسه من سخت بوده،

00:36:38.910 --> 00:36:41.960
‫ولی... مطمئنم به تو هم
‫خیلی سخت گذشته، هان؟

00:36:43.330 --> 00:36:45.710
‫آره، یکی از سخت‌ترین کارهایی بود که
‫مجبور شدم انجام بدم.

00:36:45.750 --> 00:36:47.090
‫خداحافظی کردن.

00:36:47.130 --> 00:36:49.470
‫کاش یکی بهم می‌گفت.

00:36:49.510 --> 00:36:53.090
‫این باعث نمی‌شد آسون‌تر بشه.

00:36:53.140 --> 00:36:55.720
‫من متعلق به اونجا نبودم،

00:36:55.760 --> 00:36:58.640
‫و گمونم این مشکل سفر به زمان باشه.

00:36:58.680 --> 00:37:01.230
‫هر جا هم که هم بری،
‫سنت به اونجا نمی‌خوره.

00:37:02.940 --> 00:37:06.770
‫توی سال 2007 زیادی کوچیک بودم و الان
‫حس می‌کنم واسه آدم‌های اینجا زیادی پیرم.

00:37:06.820 --> 00:37:11.950
‫حقته که اینجا توی زمان خودت
‫یکی رو پیدا کنی.

00:37:11.990 --> 00:37:14.410
‫هوف... خیلی‌خب...

00:37:14.450 --> 00:37:17.790
‫رسماً عجیب‌ترین مکالمه‌ایه که
‫توی کل عمرم داشتم،

00:37:17.830 --> 00:37:19.450
‫و حس می‌کنم داره
‫عجیب و عجیب‌تر می‌شه.

00:37:19.500 --> 00:37:21.250
‫آره، پس... من باید برم.

00:37:21.290 --> 00:37:24.170
‫واقعاً از دیدن دوباره‌ات خوشحال شدم، آلیس.

00:37:27.090 --> 00:37:30.590
‫نیک؟ اون شب توی خلیج،

00:37:30.630 --> 00:37:32.630
‫من همه رو طبق همون سنجیدم.

00:37:32.680 --> 00:37:35.890
‫پس خیلیه هم چیز افتضاحی نبوده.

00:37:47.610 --> 00:37:49.360
‫- امضا کردی؟
‫- آره.

00:37:50.900 --> 00:37:53.240
‫این الان دیگه زمین گودوینه.

00:37:53.280 --> 00:37:56.950
‫مادربزرگ، من می‌دونم چی باعث جدایی
‫تو و مامان شد.

00:37:56.990 --> 00:37:59.160
‫مامانت بهت گفت.

00:37:59.200 --> 00:38:02.870
‫نه، نگفت.
‫نه از قصد.

00:38:02.910 --> 00:38:05.750
‫تمام اون حرف‌هایی که سال‌ها پیش...

00:38:05.790 --> 00:38:08.090
‫به مادرت زدم...

00:38:09.130 --> 00:38:11.340
‫ازشون منظوری نداشتم.

00:38:11.380 --> 00:38:15.050
‫ولی اون موقع زمین رو نفروختی. چرا؟

00:38:15.090 --> 00:38:18.720
‫واسی آلیسی حفظش کردم که ندیده بودمش.

00:38:20.010 --> 00:38:24.350
‫می‌خوام بدونی که من
‫تموم تلاشم رو کردم

00:38:24.390 --> 00:38:26.560
‫که این زمین رو نگه دارم.

00:38:26.600 --> 00:38:30.780
‫ولی ما همیشه این خونه رو داریم،

00:38:30.820 --> 00:38:33.360
‫این تاریخ

00:38:33.400 --> 00:38:35.400
‫و همدیگه رو داریم.

00:38:38.740 --> 00:38:41.620
‫جیکوب کمکم کرد اینو به یاد بیارم.

00:38:41.660 --> 00:38:45.000
‫زمین میره و میاد.

00:38:48.170 --> 00:38:50.800
‫خانواده‌ست که همیشگیه.

00:38:53.590 --> 00:38:56.180
‫پس نیک رفت، هان؟

00:38:56.220 --> 00:38:58.470
‫بعد از تجدید دیدارش با آلیس
‫فلنگ رو بست.

00:38:58.510 --> 00:39:02.810
‫و تو اونجا بودی که روی این ملاقات
‫نظارت کنی، درسته؟

00:39:02.850 --> 00:39:05.690
‫اوه، آره. منظره خوبی
‫از پله‌ها داشتم.

00:39:05.730 --> 00:39:08.020
‫اوه، عالیه. ممنونم.

00:39:12.980 --> 00:39:15.320
‫خواستم باهات برم لندن.

00:39:15.360 --> 00:39:18.200
‫چیز زیادی از اون شب یادم نمیاد،

00:39:18.240 --> 00:39:21.580
‫ولی روی پله‌ها که بودم،
‫دیدمت الیوت

00:39:21.620 --> 00:39:25.620
‫و یه کوچولو عاشق شدم.

00:39:25.660 --> 00:39:28.420
‫و متأسفم که بعدش خیلی رفتارم سرد شد،

00:39:28.460 --> 00:39:31.710
‫من ترسیده بودم و معذب بودم

00:39:31.750 --> 00:39:33.710
‫و بچه‌ی احمقی بیش نبودم.

00:39:33.750 --> 00:39:36.550
‫بچه‌ی احمقی که واقعاً می‌خواست
‫باهام فرار کنه، هان؟

00:39:36.590 --> 00:39:38.180
‫آره.

00:39:39.300 --> 00:39:42.560
‫ولی مثل بوسه‌ی اون شب

00:39:42.600 --> 00:39:45.850
‫قبل از اینکه شروع بشه تموم شد.

00:39:46.560 --> 00:39:48.940
‫منظورم اون بوسه بود، کت.

00:39:48.980 --> 00:39:52.270
‫ولی می‌خوام هم‌نظر باشیم.
‫دیگه راز بی راز.

00:39:52.310 --> 00:39:54.320
‫پس...

00:39:55.780 --> 00:39:57.320
‫این مال توئه.

00:39:58.650 --> 00:40:02.160
‫از این حرکتت ممنونم،
‫جدی می‌گم.

00:40:03.240 --> 00:40:05.040
‫ولی من می‌دونم
‫داستان چطوری تموم می‌شه.

00:40:06.330 --> 00:40:08.750
‫مامان زمین رو فروخت

00:40:08.790 --> 00:40:10.960
‫و جیکوب نمیاد خونه.

00:40:11.000 --> 00:40:12.960
‫واقعاً متأسفم، کت.

00:40:13.000 --> 00:40:15.800
‫- سعی کردم سوزانا رو برگردونم.
‫- چی؟

00:40:15.840 --> 00:40:18.800
‫با خودم گفتم اگه فین تونسته
‫با یه لندری سفر کنه،

00:40:18.840 --> 00:40:21.390
‫پس شاید یه انسان هم بتونه.

00:40:21.430 --> 00:40:23.180
‫این... احمقانه‌ست.

00:40:23.220 --> 00:40:24.680
‫آره.

00:40:24.720 --> 00:40:26.770
‫احمقانه‌ست.

00:40:26.810 --> 00:40:29.770
‫ریتا کلی داستان جادوگر سفیدپوش رو
‫آب و تاب داده، هان؟

00:40:29.810 --> 00:40:32.360
‫اون‌جوری که نیک می‌گفت، ما بهترین قسمت تور
‫فانوس دریایی رو از دست دادیم.

00:40:32.400 --> 00:40:34.900
‫مثل اینکه ریتا زنجیر پلاستیکی آورده بود

00:40:34.940 --> 00:40:37.150
‫و اونا رو به همدیگه می‌زده
‫و وانمود می‌کرده که روحه.

00:40:37.190 --> 00:40:41.160
‫آره، می‌گفتن فانوس دریایی توسط روحِ...

00:40:41.200 --> 00:40:44.410
‫یه مجرم فراری تسخیر شده

00:40:44.450 --> 00:40:48.830
‫که حین جنگ سال 1812 به خاطر قاچاق
‫دستگیر شده بود

00:40:48.870 --> 00:40:52.710
‫و اون توسط سربازهای بریتانیایی...

00:40:52.750 --> 00:40:57.090
‫اعدام شد.

00:40:58.130 --> 00:41:00.800
‫- وای خدای من.
‫- چیه؟

00:41:04.220 --> 00:41:06.180
‫کت، باهام حرف بزن.
‫چی شده؟

00:41:06.220 --> 00:41:08.720
‫داستان روح همیشه در مورد زدن زنجیرها
‫به هم بوده، اینکه چیز جدیدی نیست.

00:41:08.770 --> 00:41:11.940
‫اگه زنجیر نبودن چی، الیوت؟
‫اگه سکه بودن چی؟

00:41:11.980 --> 00:41:14.190
‫فقط باید مطمئن بشم که اسم توماس
‫اینجا نیست.

00:41:14.230 --> 00:41:15.610
‫توماس؟

00:41:19.530 --> 00:41:21.900
‫وای خدا.

00:41:21.950 --> 00:41:23.780
‫کت، کت، بمون.

00:41:23.820 --> 00:41:25.910
‫می‌دونی که نمی‌تونی جلوی
‫این اتفاق رو بگیری، درسته؟

00:41:25.950 --> 00:41:28.080
‫ولی حداقل می‌تونم خداحافظی کنم.

00:41:28.090 --> 00:41:35.090
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.