﻿WEBVTT

00:00:01.740 --> 00:00:07.260
‫شنیدم خونت با خون من قاطی شده.

00:00:07.260 --> 00:00:08.320
‫حقیقت داره؟

00:00:10.460 --> 00:00:11.900
‫حقیقت داره.

00:00:13.950 --> 00:00:19.850
‫با وجود دل‌بستگی شدیدم به تو...
‫میل بی‌حدواندازه‌ای که برای خوردنت داشتم...

00:00:21.220 --> 00:00:26.050
‫الان که اینجا نشستیم، خونت...

00:00:26.050 --> 00:00:27.720
‫به حد باورنکردنی‌ای برام منزجرکننده‌ست.

00:00:30.540 --> 00:00:33.670
‫همه‌ش دروغ بود؟

00:00:34.810 --> 00:00:38.560
‫تازه تو قول داده بودی من رو بخوری...

00:00:45.660 --> 00:00:46.870
‫تو یه هیولایی.

00:00:46.890 --> 00:00:56.890
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:07.210 --> 00:01:08.050
‫هـیـولا مـی‌خـواد مـن رو بـخـوره

00:01:08.050 --> 00:01:08.960
‫هـیـولا مـی‌خـواد مـن رو بـخـوره

00:02:19.530 --> 00:02:23.490
‫گفته شده با یک دعا

00:02:27.450 --> 00:02:29.690
‫این قضیه مال خیلی وقت پیشه.

00:02:30.150 --> 00:02:35.200
‫توی یه خلیج کوچیک جاگیر شدم.

00:02:36.360 --> 00:02:41.300
‫اهالی روستای ماهی‌گیری‌ای که همون حوالی بود،
‫هر چند وقت یه‌بار بچه‌هاشون رو مینداختن اونجا.

00:02:42.670 --> 00:02:45.770
‫حقیقتاً نمی‌دونم دلیل این کارشون چی بود.

00:02:46.260 --> 00:02:48.430
‫می‌خواستن یه‌ نون‌خور کم کنن.

00:02:48.980 --> 00:02:53.410
‫البته، به دور از ادب بود که مهمان‌نوازی‌شون رو قبول نکنم،

00:02:53.410 --> 00:02:56.150
‫برای همین، با کمال قدردانی، همه‌شون رو نوش جان می‌کردم.

00:02:57.100 --> 00:03:01.750
‫تا اینکه سروکله‌ی یه بچه‌ی اشتهابر پیدا شد.

00:03:03.010 --> 00:03:06.650
‫کاملاً بهش بی‌میل بودم.

00:03:10.600 --> 00:03:13.500
‫پس گذاشتم چند سالی باهام زندگی کنه.

00:03:39.250 --> 00:03:43.020
‫یا بهتر بگم...

00:03:43.020 --> 00:03:46.330
‫اونجا رو عین خونه‌ی خودش بدونه.

00:04:01.310 --> 00:04:04.640
‫بعد از یه مدت، با تغییر جریان‌های نزدیک اون خلیج کوچیک،

00:04:05.380 --> 00:04:09.520
‫دیگه نتونستم اونجا بمونم و در نتیجه راهم ازش جدا شد.

00:04:09.520 --> 00:04:12.770
‫هـــا؟ یعنی اون بچه رو به امون خدا ول کردی؟

00:04:14.110 --> 00:04:17.110
‫نمی‌تونستم با خودم ببرمش به اقیانوس، چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

00:04:17.110 --> 00:04:19.960
‫واقعاً که نوبرشی.

00:04:20.650 --> 00:04:25.740
‫آه، ولی قبل از جدایی یه یادگاری بهش دادم.

00:04:25.740 --> 00:04:29.580
‫با شناختی که ازت دارم، می‌دونم همچین مالی نبوده.

00:04:32.520 --> 00:04:34.250
‫گوشتم رو بهش دادم.

00:04:38.630 --> 00:04:40.510
‫گوشت یه پری دریایی...

00:04:41.020 --> 00:04:42.150
‫یعنی می‌گی...

00:04:43.040 --> 00:04:47.800
‫من هیچ‌وقت چیزی ازش نخواستم، اما اون همه‌جوره بهم خدمت می‌کرد.

00:04:48.290 --> 00:04:50.470
‫خواستم به‌نوعی ازش تشکر کرده باشم.

00:04:51.380 --> 00:04:52.480
‫ولی...

00:04:53.430 --> 00:04:54.940
‫نمی‌بخشمت.

00:04:55.900 --> 00:04:59.220
‫نمی‌بخشمت! تو باعث شدی...

00:04:59.930 --> 00:05:02.610
‫تو یه هیولایی!

00:05:03.050 --> 00:05:05.950
‫به هر قیمتی که شده... می‌کشمت...

00:05:06.930 --> 00:05:09.080
‫مـــی‌کــشــمــت!

00:05:15.870 --> 00:05:18.020
‫منطقیه خب.

00:05:18.460 --> 00:05:21.330
‫اگه یارو خودش بخواد گوشتت رو بخوره باز یه‌چیزی،

00:05:21.330 --> 00:05:25.800
‫ولی حماقت محضه که به‌زور بخوای گوشتت رو به خوردش بدی.

00:05:26.160 --> 00:05:29.510
‫خیال می‌کردم آدم‌ها براش سر و دست می‌شکونن.

00:05:34.420 --> 00:05:35.370
‫ولی...

00:05:36.130 --> 00:05:38.550
‫گمونم آدم نامیرا از بیکاری نمی‌دونه چیکار کنه.

00:05:39.130 --> 00:05:42.470
‫بعدش اون دختره...

00:05:43.630 --> 00:05:47.150
‫‌مدت‌ها دنبالم بود تا من رو بکشه.

00:05:48.440 --> 00:05:51.370
‫گمونم بعد از یه جنگ خیلی بزرگ بود که بالأخره به هدفش رسید...

00:05:57.060 --> 00:06:01.050
‫یادمه کلی چیز خطرناک روی زمین پخش و پلا شده بود.

00:06:03.770 --> 00:06:08.050
‫بعد از تیکه پاره شدنِ نصف بدنم،

00:06:08.050 --> 00:06:10.810
‫مدت‌ها طول کشید تا سرپا بشم!

00:06:10.810 --> 00:06:13.510
‫این کجاش خنده داره؟

00:06:14.460 --> 00:06:20.630
‫من سال‌های سال خودم رو مثل جلبک‌های دریایی
‫به دست امواج سپرده بودم و این‌ور و اون‌ور می‌رفتم.

00:06:21.230 --> 00:06:22.880
‫و در همین حین...

00:06:24.740 --> 00:06:27.070
‫نگاهی به دنیا انداختم.

00:06:28.060 --> 00:06:31.450
‫البته، سرگرمی دیگه‌ای هم نداشتم.

00:06:44.860 --> 00:06:45.990
‫آره...

00:06:47.330 --> 00:06:50.780
‫از کف دریا به دنیای بالای سرم چشم دوخته بودم،

00:06:51.860 --> 00:06:53.610
‫و متوجه شدم...

00:06:58.480 --> 00:07:03.020
‫که من خارج از این دنیا زندگی می‌کنم.

00:07:04.740 --> 00:07:07.900
‫افرادی که من رو نحس می‌دونستن و ازم وحشت داشتن...

00:07:08.420 --> 00:07:11.610
‫افرادی که خواهان نامیرایی بودن و پرستشم می‌کردن...

00:07:12.790 --> 00:07:15.440
‫اون بچه‌ای که نتونستم درکش کنم...

00:07:16.740 --> 00:07:19.950
‫توی کل عمرم...

00:07:20.460 --> 00:07:24.340
‫ هیچ‌وقت کسی در قلبش رو به روم باز نکرد.

00:07:26.250 --> 00:07:30.970
تو والدینت و خواهر و برادرهات رو یادت میاد؟

00:07:31.420 --> 00:07:34.430
‫فقط یادمه که عاقبت چیزی جز یه‌مشت پوست ازشون باقی نموند.

00:07:36.930 --> 00:07:40.350
‫من نه مادر و پدری دارم و نه خواهر و برادری.

00:07:40.780 --> 00:07:44.490
‫اولین چیزی که به خاطر دارم، صرفاً پرسه زدن میون امواج‌ــه.

00:07:45.830 --> 00:07:48.690
‫من نمی‌تونم مثل تو با آدم‌ها زندگی کنم،

00:07:49.000 --> 00:07:51.240
‫خانواده‌ی تنی هم ندارم.

00:07:51.850 --> 00:07:54.200
‫هیچ‌کسی توی این دنیا نیست که
‫درکم کنه یا طرز فکرش مثل من باشه.

00:07:55.240 --> 00:07:57.740
‫من نمی‌تونم با دیگران پیوندی برقرار کنم.

00:07:58.360 --> 00:08:02.740
‫در همون حین که خودم رو به جریان آب سپرده بودم،
‫این رو متوجه شدم و عمیقاً درباره‌ش فکر کردم...

00:08:04.340 --> 00:08:06.730
‫تا اینکه امواج من رو به اون ساحل رسوندن...

00:08:09.150 --> 00:08:10.920
‫و برای اولین‌بار،

00:08:11.970 --> 00:08:14.110
‫زندگیِ درون دنیا رو دیدم...

00:08:15.770 --> 00:08:19.080
‫با شخصی به اسم یائوتوسه هیناکو آشنا شدم.

00:08:20.650 --> 00:08:23.480
‫آفتاب سوزانی که می‌تابید...

00:08:24.170 --> 00:08:26.880
‫و موج‌های سر سفیدی که با تابش خورشید، برق می‌زدن...

00:08:27.630 --> 00:08:31.690
‫اون روزی که توی اقیانوس با تو آشنا شدم...

00:08:32.650 --> 00:08:35.990
‫درخششت بیش از هر چیز دیگه‌ای، چشمم رو می‌زد.

00:08:39.020 --> 00:08:40.620
‫حالت خوبه؟

00:08:40.910 --> 00:08:45.500
‫تو روحی؟ یا ماهی؟ تا حالا چیزی شبیه تو ندیدم...

00:08:46.790 --> 00:08:51.800
‫اون‌موقع اگه نایی توی دست‌هام بود،

00:08:52.250 --> 00:08:54.830
‫بدون شک در آن واحد می‌بلعیدمش.

00:08:55.850 --> 00:08:59.510
‫اما از قضای روزگار، نمی‌تونستم دست‌هام رو بلند کنم و گیرش بندازم.

00:09:00.190 --> 00:09:01.720
‫در غیر این صورت...

00:09:10.010 --> 00:09:13.290
‫حتی اگه با دیدنم می‌ترسید و فرار می‌کرد...

00:09:13.900 --> 00:09:16.620
‫یا می‌رفت آدم‌های دیگه‌ای رو خبر می‌کرد...

00:09:17.320 --> 00:09:19.620
‫ برام بهتر بود.

00:09:20.420 --> 00:09:23.210
‫بچه‌های لاغرمردنی هیچ‌جای دلم رو نمی‌گیرن.

00:09:23.690 --> 00:09:28.630
‫ترجیح می‌دادم چندتا آدم بزرگ چاق‌وچله‌تر با خودش بیاره.

00:09:29.290 --> 00:09:31.260
‫در هر حالت فرقی نمی‌کرد...

00:09:32.030 --> 00:09:34.550
‫به هر ترتیب، من...

00:09:35.510 --> 00:09:36.990
‫ماهی جونم!

00:09:37.670 --> 00:09:39.430
‫گرسنته؟

00:09:40.070 --> 00:09:42.680
‫این غذا رو مامانم برام درست کرده!

00:09:43.070 --> 00:09:46.890
‫تاماگویاکی‌های مامانم رودست نداره!

00:09:47.450 --> 00:09:49.520
‫می‌تونی بخوریش، ماهی جونم؟

00:09:50.520 --> 00:09:54.110
‫حالت خوب نیست، ماهی جونم؟ درد داری؟

00:09:54.580 --> 00:09:58.440
‫باید یه‌عالمه غذا بخوری تا حالت خوب شه!

00:10:00.290 --> 00:10:02.310
‫ دیگه فاصله‌ای بین‌مون نبود...

00:10:02.900 --> 00:10:07.470
‫دست‌هام رو لازم نداشتم، اگه فقط گردنم رو
‫بلند می‌کردم، می‌تونستم ببلعمش.

00:10:08.240 --> 00:10:15.110
‫حتی یه بچه‌ی پوست و استخون هم بیش‌تر از
‫محتوای اون جعبه‌ی فسقلی سیرم می‌کرد.

00:10:16.290 --> 00:10:21.580
‫با این‌حال، دلم نیومد بخورمش.

00:10:22.520 --> 00:10:26.030
‫گفت اسمش هیناکوــه.

00:10:26.810 --> 00:10:32.430
‫من هینا ام. با مامان و بابا و داداش بزرگه‌م اومدیم اینجا.

00:10:33.070 --> 00:10:35.530
‫توی اون هتل می‌مونیم!

00:10:35.860 --> 00:10:39.570
‫عـــه، ماهی جونم! هنوز گشنته؟

00:10:39.930 --> 00:10:46.160
آه... ما فردا نه پس‌فردا نه... پسین‌فردا می‌ریم؟

00:10:46.890 --> 00:10:52.750
‫قاطی کردم، ولی خلاصه تا اون‌موقع اینجاییم!

00:10:53.140 --> 00:10:55.610
‫پس تا اینجاییم، باز هم برات غذا میارم!

00:10:56.940 --> 00:10:58.800
‫سر حرفش هم موند.

00:10:59.970 --> 00:11:01.280
‫هیناکو دور از چشم والدینش...

00:11:01.280 --> 00:11:07.270
‫قایمکی برام غذا و شیرینی می‌آورد.

00:11:07.810 --> 00:11:11.480
‫گمونم غذاهای امروزی مقوی‌تر از غذاهای عهد قدیم‌ان.

00:11:11.810 --> 00:11:14.220
‫دورانی که توی اقیانوس‌ها شناور بودم،

00:11:14.220 --> 00:11:18.610
‫مجبور بودم با ماهی‌های کوچیک بخت‌برگشته‌ای که
‫سر از دهنم در می‌آوردن، شکمم رو سیر کنم.

00:11:19.090 --> 00:11:21.830
‫بدنم که سال‌ها پیش تیکه پاره شده بود،

00:11:22.740 --> 00:11:25.220
‫جلوی دوتا چشم خودم، بهبود پیدا کرد.

00:11:26.690 --> 00:11:30.790
‫تو ازم نمی‌ترسی؟

00:11:32.920 --> 00:11:35.670
‫ماهی جونم... تو حرف زدی!

00:11:36.110 --> 00:11:41.930
گوشتم رو می‌خوای که نامیرا بشی؟ برای همین نجاتم دادی؟

00:11:43.190 --> 00:11:48.270
‫پس، من برات حکم یه معبود رو دارم؟

00:11:56.330 --> 00:11:57.480
‫من...

00:11:58.100 --> 00:12:01.860
‫عاشق اقیانوس روبه‌روی خونه‌مونم،

00:12:02.220 --> 00:12:04.480
‫ولی این اقیانوس رو هم خیلی دوست دارم!

00:12:05.410 --> 00:12:09.520
‫ماهی جونم، تو به زیبایی اقیانوسی!

00:12:09.960 --> 00:12:15.560
‫برای همین، اصلاً‌ ازت نمی‌ترسم!

00:12:19.360 --> 00:12:21.470
‫لحظه‌ای که بهم دست زد،

00:12:21.840 --> 00:12:26.650
‫حس کردم که یهو توی یه دنیای کاملاً متفاوت پرت شدم.

00:12:27.340 --> 00:12:28.460
‫اون...

00:12:29.010 --> 00:12:30.640
‫هیناکو تنها کسی بود که...

00:12:31.620 --> 00:12:34.640
‫در قلبش رو به روم باز کرد.

00:12:35.900 --> 00:12:39.570
‫واسه همین الان خیلی غصه دارم.

00:12:39.570 --> 00:12:42.690
‫فردا باید برم خونه.

00:12:45.860 --> 00:12:46.870
‫آه...

00:12:47.910 --> 00:12:50.900
‫می‌خوام اون رو مال خودم بکنم.

00:12:51.700 --> 00:12:55.630
‫نمی‌خوام ازش دست بکشم...

00:12:56.170 --> 00:13:00.390
‫نه میذارم یوکای‌های دیگه اون رو ازم بگیرن و نه حوادث طبیعی و بیماری...

00:13:01.250 --> 00:13:06.100
‫گوشت پاک و دست‌نخورده‌ی موجودی که غنی از شور و شوق زندگی بود...

00:13:06.690 --> 00:13:11.310
‫حتی اگه یه بچه‌ی لاغرمردنی باشه، خیلی لطیف و لذیذه...

00:13:11.680 --> 00:13:15.440
‫دلم می‌خواد پوستش رو بکنم، شکمش رو بشکافم،

00:13:15.930 --> 00:13:18.560
‫دل و روده‌ش رو بریزم بیرون،

00:13:19.090 --> 00:13:22.940
‫و ذره به ذره‌ش رو ببلعم...

00:13:24.270 --> 00:13:25.340
‫ولی...

00:13:26.110 --> 00:13:28.700
‫نمی‌خوام خودم رو از درخشش‌اش محروم کنم.

00:13:29.240 --> 00:13:33.500
‫تا حالا هیچ‌وقت از این جهت به چیزی نگاه نکرده بودم.

00:13:34.250 --> 00:13:35.910
‫ماهی جونم؟

00:13:35.910 --> 00:13:39.790
‫«اگه بخورمش، از بین می‌ره.»

00:13:39.790 --> 00:13:45.620
‫حتی یه بچه هم عقلش به این می‌رسه،
‫ولی من تازه متوجه این موضوع شده بودم.

00:13:46.360 --> 00:13:48.030
‫هیناکو!

00:13:48.550 --> 00:13:50.970
‫هیناکو، کجایی؟

00:13:51.690 --> 00:13:53.940
‫باید برگردیم هتل!

00:13:53.940 --> 00:13:55.230
‫مامانمه!

00:13:55.720 --> 00:13:57.060
‫باید برم!

00:14:02.290 --> 00:14:05.210
‫چیه، ماهی جونم؟

00:14:06.370 --> 00:14:11.730
‫حتی اگه هیچ‌وقت نتونم طعمش رو بچشم... من...

00:14:13.110 --> 00:14:14.270
‫هیناکو.

00:14:16.030 --> 00:14:18.620
‫دهنت رو باز کن.

00:14:18.940 --> 00:14:23.960
‫نمی‌خواستم هیناکو رو از دست بدم.

00:14:36.740 --> 00:14:37.940
‫این یه تشکر بود.

00:14:38.440 --> 00:14:44.020
‫«باشد که این دختر همواره در صحت و سلامت
‫باشد و فروغش هرگز خاموش نشود.»

00:14:44.600 --> 00:14:46.190
‫تحت هر شرایطی...

00:14:47.270 --> 00:14:51.140
‫باید به‌خاطر من زنده بمونی.

00:14:52.660 --> 00:14:56.890
‫حالا فراموشم کن... هیناکوی من.

00:14:58.430 --> 00:15:00.590
‫تا آشنایی‌مون...

00:15:01.030 --> 00:15:05.590
‫هرگز تأثیر منفی روی زندگی پرفروغت نذاره...

00:15:06.340 --> 00:15:09.590
‫همه‌چی رو فراموش کن... و به زندگی ادامه بده.

00:15:10.920 --> 00:15:16.810
‫این رو برای تو، تنها کسی که در قلبش رو به روم باز کرد،

00:15:18.030 --> 00:15:19.640
‫با یه دعا می‌گم.

00:15:21.660 --> 00:15:25.950
‫به زندگی ادامه بده و خوش‌بخت شو.

00:15:27.900 --> 00:15:31.360
‫کمال تشکر و قدردانی را از تشریف‌فرمایی شما عزیزان داریم.

00:15:31.810 --> 00:15:33.260
‫خوش گذشت، نه؟

00:15:33.260 --> 00:15:34.740
‫بعداً باز هم بیایم!

00:15:38.850 --> 00:15:42.670
‫با هیناکو خداحافظی کردم و تموم شد رفت.

00:15:55.660 --> 00:15:59.870
‫خیال می‌کردم دیگه هیچ‌وقت گذرمون به‌هم نمی‌افته.

00:16:01.260 --> 00:16:03.720
‫تا اینکه... آره...

00:16:04.760 --> 00:16:08.970
‫چند روز مونده به تابستونِ امسال.

00:16:16.940 --> 00:16:18.080
‫خفه.

00:16:18.430 --> 00:16:20.120
‫چه غلطی می‌کنی؟

00:16:26.490 --> 00:16:28.420
‫بوی این خون...

00:16:28.800 --> 00:16:31.160
‫رد کن بیاد، پری دریایی.

00:16:31.160 --> 00:16:32.670
‫بده‌ش من.

00:16:32.980 --> 00:16:35.210
‫بده بیاد.

00:16:35.210 --> 00:16:38.110
‫پری دریایی قوی‌ــه. پری دریایی بهش احتیاج نداره.

00:16:38.110 --> 00:16:40.470
‫اون رو بده به ما بدبخت بیچاره‌ها.

00:16:41.350 --> 00:16:43.520
‫از کجا گیرش آوردین؟

00:16:43.520 --> 00:16:46.860
‫از یوکایِ رو به موتی که آب اون رو به ساحل آورده بود.

00:16:47.260 --> 00:16:49.020
‫دست اون بود.

00:16:49.730 --> 00:16:52.600
‫یوکایه گفت، «آدم لذیذِ توی ساحل شیکوکو.»

00:16:53.010 --> 00:16:55.800
‫یوکای بهش حمله کرد. مانع یوکای شدن.

00:16:55.800 --> 00:16:58.700
‫اما خون لذیذ آدمیزاد روی اون چیزه ریخته.

00:16:58.700 --> 00:17:00.870
‫پس ردش کن بیا-

00:17:02.990 --> 00:17:04.110
‫چطور ممکنه؟

00:17:04.390 --> 00:17:07.420
‫این قطعاً خون هیناکوـه.

00:17:07.900 --> 00:17:09.540
‫چرا این اتفاق افتاده؟

00:17:10.020 --> 00:17:14.630
‫چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

00:17:14.990 --> 00:17:17.460
‫چرا انقدر فرق کرده؟

00:17:22.730 --> 00:17:24.040
‫باید برم.

00:17:25.240 --> 00:17:26.970
‫باید با چشم‌های خودم ببینم.

00:17:28.730 --> 00:17:33.740
‫از اونجایی که خون من توی رگ‌های هیناکو جریان داشت،
‫می‌تونستم محل تقریبی‌اش رو حس کنم.

00:17:34.770 --> 00:17:40.120
‫برای همین، سه‌سوته پیداش کردم.

00:17:42.520 --> 00:17:46.750
‫ولی... اوضاع خوب پیش نرفت، مگه نه؟

00:17:48.470 --> 00:17:50.750
‫دوباره پیداش کردم،

00:17:51.070 --> 00:17:55.500
‫اما اون از این رو به اون رو شده بود.

00:18:02.390 --> 00:18:05.980
‫با این‌حال امیدم رو از دست ندادم.

00:18:06.250 --> 00:18:09.030
‫وقتی راجع‌به تصادفی که اون رو سرد و دل‌مرده کرد...

00:18:10.220 --> 00:18:12.830
‫باهام حرف زد...

00:18:15.020 --> 00:18:20.840
‫به‌نظرت از خوش‌شانسیت نبود که جون سالم به در بردی؟

00:18:22.930 --> 00:18:24.790
‫به‌نظرت خوش‌شانسی، مگه نه؟

00:18:25.430 --> 00:18:28.000
‫مسلماً‌ خوش‌حالی که جون سالم به در بردی.

00:18:28.750 --> 00:18:31.460
‫حتماً فکر می‌کنی بنده‌ی نظرکرده خدایی، مگه نه؟

00:18:32.280 --> 00:18:36.020
‫چون خون من بود که تو رو نجات داد.

00:18:37.960 --> 00:18:41.890
‫همه‌ی عزیزهام رو توی یه چشم به‌هم زدن از دست دادم.

00:18:42.610 --> 00:18:47.360
‫کجای این خوش‌شانسیه؟

00:18:49.560 --> 00:18:55.940
‫من صرفاً از اینکه هنوز زنده، سالم و سلامت بود
‫و می‌تونست در آرامش زندگی کنه، خوش‌حال بودم.

00:18:57.070 --> 00:19:00.800
‫اون تنها کسی بود که در قلبش رو به روم باز کرد.

00:19:00.800 --> 00:19:06.190
‫من بابت هر ثانیه‌ بیش‌تر که زندگی می‌کرد، قدردان بودم.

00:19:06.690 --> 00:19:08.260
‫فقط همین.

00:19:10.460 --> 00:19:13.790
‫می‌دونی الان دارم به چی فکر می‌کنم؟

00:19:15.790 --> 00:19:19.140
‫«اون غذایی که به خرسه دادن، خیلی خوش‌مزه به‌نظر می‌رسید!»

00:19:19.220 --> 00:19:20.340
‫نه‌خیرم!

00:19:20.340 --> 00:19:22.260
‫اه، از دست تو.

00:19:23.550 --> 00:19:26.510
‫چرا داری این‌ حرف‌ها رو به من می‌زنی؟

00:19:27.400 --> 00:19:32.880
‫چون که خاطر هیناکو خیلی برات عزیزه.

00:19:36.520 --> 00:19:37.820
‫من...

00:19:39.570 --> 00:19:42.030
‫واقعاً‌ از ته دل اون خانواده رو دوست داشتم.

00:19:42.320 --> 00:19:48.600
‫برای همین، می‌فهمم هیناکو به‌عنوان تنها
‫بازمونده‌ی اون حادثه چقدر سختی کشیده.

00:19:49.940 --> 00:19:56.420
‫با این‌حال، واقعاً خوش‌حالم که هنوز زنده‌ست.

00:19:57.430 --> 00:19:58.830
‫عجب؟

00:20:01.700 --> 00:20:05.000
‫نمی‌دونم باید ازت تشکر کنم یا یه مشت نثارت کنم.

00:20:05.640 --> 00:20:08.430
‫نیازی به تشکر نیست.

00:20:08.430 --> 00:20:10.600
‫به‌خاطر تو که این‌ کار رو نکردم.

00:20:10.890 --> 00:20:13.330
‫پس شد مشت!

00:20:13.330 --> 00:20:16.110
‫این گزینه رو هم رد می‌کنم!

00:20:20.810 --> 00:20:22.610
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

00:20:22.870 --> 00:20:23.920
‫هــــــا؟

00:20:24.600 --> 00:20:27.120
‫نگران منی؟

00:20:27.120 --> 00:20:29.120
‫البته که نه.

00:20:29.120 --> 00:20:32.000
‫نگران تو نیستم، نگران هیناکوام.

00:20:34.280 --> 00:20:35.900
‫که اینطور.

00:20:35.900 --> 00:20:40.510
‫احتمالاً طلسمش کنم تا اتفاقی که توی اردوی تمرینی افتاد رو فراموش کنه.

00:20:40.510 --> 00:20:44.300
‫چقدر تو نابودی.

00:20:46.220 --> 00:20:48.890
‫جنابعالی باید بشینی درست‌وحسابی باهاش صحبت کنی.

00:20:49.270 --> 00:20:51.980
‫تو هیچ‌وقت با کسی حرف نمی‌زنی.

00:20:52.620 --> 00:20:56.310
‫فقط با عقل خودت تصمیم می‌گیری و هر کاری که
‫در لحظه به‌نظرت درست میاد رو انجام می‌دی...

00:20:56.310 --> 00:20:59.270
‫واسه همینه که آخرش تیکه پاره شدی، یادت که نرفته؟

00:21:00.280 --> 00:21:02.650
‫هیناکو هیچ‌وقت باهام این‌ کار رو نمی‌کنه!

00:21:03.140 --> 00:21:05.740
‫تو رو که نمی‌کشه.

00:21:05.740 --> 00:21:09.370
‫ولی اگه بخواد خودش رو بکشه، چی؟

00:21:14.220 --> 00:21:21.210
‫مکالمه فقط وقتی مفید و سازنده‌ست که
‫طرفین ذهنیت و موقعیت مشابهی داشته باشن.

00:21:21.620 --> 00:21:24.420
‫پس سعی کن ذهنیت و موقعیتش رو درک کنی!

00:21:25.220 --> 00:21:29.770
‫البته اگه واقعاً برات مهمه.

00:21:35.540 --> 00:21:38.020
‫یه‌طور حرف می‌زنی انگار آب خوردنه.

00:21:39.570 --> 00:21:43.850
‫من بهت اعتماد داشتم.

00:21:45.960 --> 00:21:47.200
‫تو یه هیولایی.

00:21:58.270 --> 00:21:59.610
‫هیناکو.

00:21:59.630 --> 00:22:09.630
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:09.654 --> 00:22:21.654
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:31.010 --> 00:23:33.710
‫11 قسمت
صبحی سـرد

00:23:33.800 --> 00:23:35.380
‫«صبحی سرد.»