﻿WEBVTT

00:00:07.860 --> 00:00:09.690
‫وای، این چه خوبه!

00:00:09.690 --> 00:00:11.490
‫خودت کشیدیش، کوکو؟

00:00:11.490 --> 00:00:12.240
‫اوهوم.

00:00:12.240 --> 00:00:13.990
‫اینا چه خفنن!

00:00:13.990 --> 00:00:15.360
‫نیکو، صداتو انداختی رو سرت.

00:00:15.360 --> 00:00:17.120
‫از روی مانگایی چیزی‌ان؟

00:00:17.320 --> 00:00:19.870
‫آره، یه مانگا به‌اسم «اورون میراژ».

00:00:19.870 --> 00:00:22.120
‫«اورون میراژ»؟ وای!

00:00:22.120 --> 00:00:23.290
‫نیکو، صدات.

00:00:23.290 --> 00:00:24.580
‫اورو میرا؟

00:00:24.580 --> 00:00:25.920
‫«اورون میراژ.»

00:00:25.920 --> 00:00:30.500
‫یک مانگای فانتزی جنگی
‫ درباره پسرهای دبیرستانی که هیولاها را شکست می‌دهند.

00:00:30.750 --> 00:00:33.300
‫دارای فضاسازی مبهم، دیالوگ‌های پرابهت،

00:00:33.300 --> 00:00:37.220
‫پیشرفت‌های داستانی نامفهوم،
‫و در کل یک ساختار ضعیف تعریف‌شده‌ای است.

00:00:37.220 --> 00:00:39.390
‫به‌دلیل پایان نصف‌ونیمه‌ی خود توجه‌ها را جلب کرد.

00:00:39.390 --> 00:00:43.100
‫همچنین، سازنده نیز جلب‌رضایت خود را
‫ برای فن‌فیکشن‌ها نشان داد.

00:00:43.100 --> 00:00:47.060
‫این باعث شعله‌ور شدن اشتیاق جامعه اوتاکو،
‫و همینطور تبدیل شدن به داغ‌ترین سری حال‌حاضر شده.

00:00:47.480 --> 00:00:50.980
‫پس این اوتسورو-کون،
‫و این‌یکی اوبورو-کونه؟

00:00:50.980 --> 00:00:52.320
‫چقدرم خوشتیپن!

00:00:52.320 --> 00:00:54.400
‫گفتم صداتو پایین بیار!

00:00:54.740 --> 00:00:56.030
‫اوتسو x اوبو، ها؟

00:00:56.450 --> 00:00:59.740
‫کوکو، هربار طراحی‌هات داره بهتر و بهتر می‌شه ها، نه؟

00:00:59.740 --> 00:01:03.330
‫از وقتی توی چیتر پستش می‌کنم
‫ بیشتر روش وقت می‌ذارم.

00:01:03.620 --> 00:01:04.540
‫چیتر؟

00:01:05.210 --> 00:01:09.210
‫یه‌لحظه وایسا ببینم. من تا الان
‫بیشتر فن‌آرت‌های اوتسو x اوبو رو توی چیتر دیدم.

00:01:09.210 --> 00:01:10.340
‫کار روزمره‌م شده.

00:01:10.340 --> 00:01:12.680
‫حتی روی پست فن‌آرتیست‌های مورعلاقه‌م هم کامنت گذاشتم.

00:01:13.090 --> 00:01:15.130
‫تو چندتا فالوور داری؟

00:01:15.130 --> 00:01:16.800
‫شاید حدود 10,000 تا؟

00:01:17.260 --> 00:01:20.800
‫چی شد؟ یه فن‌آرتیست معروف؟
‫با چندین هزار فالوور؟

00:01:21.140 --> 00:01:23.810
‫و این‌یکی نقاشیم هم خیلی وایرال شد.

00:01:24.600 --> 00:01:28.100
‫اوه، دیدمش.
‫احتمال زیاد این طراحی رو دیدم.

00:01:28.100 --> 00:01:31.570
‫شک ندارم تک‌تک فن‌آرت‌های وایرال‌شده‌ی اوتسو x اوبو رو دیدم.

00:01:32.230 --> 00:01:35.740
‫اگه 10 هزار فالوور داشته باشه، لیست خیلی کوتاه می‌شه.

00:01:36.490 --> 00:01:38.820
‫وایسا، ممکنه که اون...

00:01:39.320 --> 00:01:41.660
‫ فن‌آرتیست موردعلاقه‌ی فعلی‌مه؟

00:01:43.490 --> 00:01:45.330
‫افشای یه آرتیست بی‌ادبی محسوب می‌شه.

00:01:45.960 --> 00:01:50.290
‫اوتاکوهای واقع در فضای مجازی
‫ از برملا شدن زندگی‌هاشون متنفرن.

00:01:50.380 --> 00:01:53.800
‫منم همینطورم،
‫نمی‌خوام مردم بدونن من درواقع دنگکی‌ملون هستم.

00:01:54.130 --> 00:01:55.880
‫هرگونه کنجکاوی بیشتری غدغنه.

00:01:55.880 --> 00:01:58.470
‫سنسه، چرا اونجا خشکتون زده؟

00:01:58.720 --> 00:02:01.300
‫اونطوری نیست! فقط اومدم یه‌سری ورقه‌ها رو بردارم!

00:02:01.300 --> 00:02:03.100
‫هیچ چیز مشکوکی اینجا نیست!

00:02:03.100 --> 00:02:05.270
‫ما هم همچین فکری نمی‌کردیم.

00:02:09.850 --> 00:02:12.230
‫شما دخترا زود برید خونه، خب؟

00:02:12.230 --> 00:02:13.110
‫چشم.

00:02:13.110 --> 00:02:14.360
‫روزتون خوش!

00:02:15.860 --> 00:02:17.240
‫اوه، سنسه.

00:02:18.570 --> 00:02:20.110
‫سنسه، خداحافظ.

00:02:20.110 --> 00:02:21.620
‫بله، همچنین.

00:02:22.990 --> 00:02:24.950
‫فن‌آرتیست موردعلاقه‌م بود.

00:02:25.700 --> 00:02:30.830
‫اورشینو-سان «هایمی@کمی‌دورازدسترس»ـه.

00:02:32.000 --> 00:02:42.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:04:02.970 --> 00:04:08.520
‫دانش‌آموزم فن‌آرتیست موردعلاقه‌مه

00:04:11.270 --> 00:04:12.270
‫خدایا!

00:04:14.230 --> 00:04:17.520
‫پیشرفت هایمی-سان به‌عنوان یه آرتیست
‫ واقعاً اعجاب‌انگیز بوده.

00:04:18.190 --> 00:04:21.240
‫به‌عنوان کسی که از زمان
‫تک‌رقمی بودن فالوورهاش دنبالش می‌کنم،

00:04:21.240 --> 00:04:23.490
‫حسی مثل یه غرور مادرانه دارم.

00:04:23.860 --> 00:04:27.030
‫اولاً، ظاهراً روی نحوه به‌کار بردن هایلایت‌ها مطالعه داشته.

00:04:27.030 --> 00:04:28.950
‫و نه تنها توی سرزندگیِ رنگ پوست،

00:04:28.950 --> 00:04:32.910
‫بلکه تماماً توی اینکه چقدر طراحی روشن‌تر شده،
‫ تغییرش قابل دیدنه.

00:04:33.120 --> 00:04:34.670
‫شاید به تکنیک خطوط ضخیم عادت کرده،

00:04:34.670 --> 00:04:37.290
‫ولی از اونجا که خطوط بلااستفاده کمتر شده،
‫می‌تونه توجه خودشو...

00:04:37.290 --> 00:04:40.460
‫روی اون دست‌های عضلانی و لپ‌های سرخ بذاره
‫تا اثر نهایی بیشتر از همیشه سرزنده‌ به‌نظر بیاد.

00:04:40.460 --> 00:04:42.420
‫مثالی بی‌نظیر از اینکه چطور یه آرتیست می‌تونه تکونت بده.

00:04:42.420 --> 00:04:45.890
‫حتی تیزیِ موهای اوتسورو و حالت چهره‌ش
‫ که شخصیت حساسش رو نشون می‌ده، به وضوح قابل دیدنه.

00:04:45.890 --> 00:04:47.550
‫از همون زمانِ آرک بازپس‌گیریِ آشوب،
‫به رنگ‌های سردتری رو آورده.

00:04:47.550 --> 00:04:49.050
‫توی سایه و چشم‌هاش اون غمِ نهفه رو نشون می‌ده.

00:04:49.050 --> 00:04:50.680
‫این نتیجه حواس تیزِ ریزبینانه و دقیقِ هایمی‌ـه.

00:04:50.680 --> 00:04:52.190
‫مقابل این طراحی زیبا چیزی جز تعریف ‌و تمجید ندارم.

00:04:52.890 --> 00:04:54.440
‫و مهمتر از همه...

00:04:54.640 --> 00:04:56.810
‫برداشتش از رابطه شخصیت‌ها.

00:04:58.230 --> 00:05:00.650
‫اوتسورو و اوبورو از طریق کاسومی همو دیدن.

00:05:00.650 --> 00:05:03.400
‫اونا توی چیزای متفاوت تخصص داشتن،
‫سر همین زیاد باهم تعامل نداشتن.

00:05:03.400 --> 00:05:06.570
‫اون زمان احساسی که نسبت به
‫ کاسومی داشتن مهمتر به‌نظر میومد.

00:05:06.570 --> 00:05:10.450
‫این زمانی بود که توی چپتر 35، کمپ تمرینی،
‫ صاعقه‌ای به فن‌بیس خورد.

00:05:10.580 --> 00:05:13.660
‫هردوشون به‌طور مخفیانه
‫ از رتبه همدیگه توی مدرسه باخبر بودن.

00:05:13.660 --> 00:05:15.460
‫اینجا بود که فن‌بیس به اشتیاق افتاد.

00:05:15.460 --> 00:05:18.420
‫علی‌الخصوص به‌خاطر اینکه اوبورو یه شخصیت منزویه
‫ که توانایی‌های قدرتمندی داره.

00:05:18.420 --> 00:05:21.090
‫اینکه همچین فردی بخواد از رتبه کس دیگه‌ای آمار بگیره...

00:05:21.670 --> 00:05:24.970
‫یعنی اوتسورو چقدر براش خاصه؟

00:05:25.260 --> 00:05:29.430
‫احتمالاً چپتر 57 به یادش بود که
‫ اوبورو اتفاقی به ساگیری زمزمه کرد:

00:05:29.430 --> 00:05:31.720
‫«قلب و روحم غایبن...
‫اما آدم‌ها هنوز اینجان.»

00:05:31.720 --> 00:05:33.350
‫حتماً از این ارجاع گرفته.

00:05:33.350 --> 00:05:35.270
‫برای آدم بی‌تفاوتی مثل اوبورو، قطعاً زیادی حرف زد.

00:05:35.270 --> 00:05:38.440
‫اگه محتوای قبلی‌شم به‌حساب بیاریم،
‫به‌طور قطع داره راجع به اوتسورو حرف می‌زنه.

00:05:38.520 --> 00:05:41.230
‫لحظه‌ای که اوروبوی همیشه خونسرد،
‫ذره‌ای احساس از خودش بروز می‌ده...

00:05:41.570 --> 00:05:44.240
‫این واقعاً... باارزشه.

00:05:45.110 --> 00:05:48.820
‫و خب، از خصلت‌های فوق‌العاده دیگه‌ای درباره هایمی-سان...

00:05:48.990 --> 00:05:50.950
‫احساسات پیچیده اوبورو...

00:05:50.950 --> 00:05:53.830
‫از طریق شالی که از سایگیری گرفته نمایان می‌شه.

00:05:54.250 --> 00:05:56.790
‫و اون ژستی که پشتش به ماست،
‫ولی چشماش سمت اوتسوروـه،

00:05:56.790 --> 00:05:59.040
‫فقط به‌نظر می‌رسونه این یه‌کار عدمی یا غیرعمدی بوده.

00:05:59.670 --> 00:06:02.710
‫فقط با یه نگاه به این، راحت می‌تونی بفهمی
‫ رابطه‌شون چقدر خوب به تصویر کشیده شده.

00:06:02.710 --> 00:06:06.300
‫فکر نمی‌کنم هیچ نقاشی دیگه‌ای
‫ اینطوری اونارو به تصویر کشیده باشه.

00:06:06.470 --> 00:06:10.680
‫مطمئنم کلی نقاشی دیگه که از این الهام گرفتن هم
‫ قراره هفته دیگه پست بشن.

00:06:11.220 --> 00:06:12.760
‫واقعاً چشم‌انتظارشونم.

00:06:14.010 --> 00:06:17.890
‫اوه، دوباره می‌تونم زندگی کنم.
‫خیلی ازت ممنونم، اورشینو کوکومی-سان!

00:06:18.190 --> 00:06:20.190
‫الان منو صدا زدین؟

00:06:20.480 --> 00:06:21.900
‫به هانتنگو تبدیل شدم!

00:06:23.400 --> 00:06:24.440
‫سنسه؟

00:06:25.990 --> 00:06:30.160
‫ای الهه! الهه منو با حضورشون مورد عنایت قرار دادن!

00:06:32.030 --> 00:06:34.790
‫ا ـ اورشینو-سان، ازم چیزی می‌خواستی؟

00:06:34.910 --> 00:06:38.160
‫اوه، بله. برای خبرنامه‌ی سلامت یه پیش‌نویس نوشته بودم.

00:06:38.160 --> 00:06:40.790
‫ممکنه بررسیش کنید و اجازه‌ی نشرشو بدید؟

00:06:40.790 --> 00:06:42.590
‫یه تصویر هم تهش گذاشتم،
‫لطفاً نگاه کنید...

00:06:42.590 --> 00:06:44.960
‫اوه نه، ابداً. من لایقش نیستم.

00:06:44.960 --> 00:06:45.920
‫سنسه؟

00:06:46.760 --> 00:06:50.130
‫گند زدم! جلوی فن‌آرتیست موردعلاقه‌م،
‫ به عادت‌های اوتاکویی‌م برگشتم!

00:06:50.130 --> 00:06:51.550
‫نباید بذارم متوجه بشه.

00:06:51.550 --> 00:06:53.970
‫نمی‌تونم بذارم الهه‌م از وجود ناچیزم خبردار بشه!

00:06:54.220 --> 00:06:57.430
‫اوه، خسته نباشی. بذار ببینمش.

00:06:57.680 --> 00:07:00.900
‫من یه معلم هستم! باید به احساساتم مسلط باشم...

00:07:02.190 --> 00:07:03.360
‫چه باارزش!

00:07:04.020 --> 00:07:05.440
‫چـ ـ چی شده؟

00:07:05.570 --> 00:07:08.570
‫اوه، هیچی. چیزی نشده.

00:07:08.570 --> 00:07:13.280
‫بذار ببینم. این خیلی قشنگ طراحی شده، نه؟

00:07:13.490 --> 00:07:16.040
‫نزدیک بود. باید دست بجنبونم
‫ و این صحبتو فیصله بدم.

00:07:16.040 --> 00:07:17.500
‫اگه بیشتر از این اینجا بمونه...

00:07:17.500 --> 00:07:20.580
‫تو از نقاشی کشیدن خوشت میاد؟

00:07:20.580 --> 00:07:24.460
‫وای خدا، انقدر می‌خوام با الهه‌م درمورد هنر حرف بزنم
‫ که دهنم خودبه‌خود تکون می‌خوره!

00:07:24.960 --> 00:07:28.340
‫بله! من خیلی عاشق مانگام!
‫یه سوپر اوتاکو اَم!

00:07:28.670 --> 00:07:29.970
‫خودتو اینطوری معرفی می‌کنی، ها؟

00:07:29.970 --> 00:07:32.590
‫ببخشید، شما خوندن مانگا رو دوست دارید، سنسه؟

00:07:32.590 --> 00:07:33.590
‫ابداً!

00:07:34.050 --> 00:07:35.600
‫اصلاً باهاش آشنا نیستم!

00:07:35.600 --> 00:07:36.560
‫هیچ انیمه‌ای هم نمی‌بینم!

00:07:36.560 --> 00:07:39.890
‫و هیچی درمورد اون صداگذارها
‫و این‌چیزا نمی‌دونم! شرمنده!

00:07:39.890 --> 00:07:41.980
‫و ـ ولی، سنسه...

00:07:42.310 --> 00:07:46.020
‫فکر می‌کردم ناکیمه منو گروگان گرفته بود...

00:07:46.020 --> 00:07:48.690
‫یه جمله از یه مانگا اونجا گفتید.

00:07:48.690 --> 00:07:50.860
‫اوه، خب، گمونم یه کوچولو می‌خونم.

00:07:50.860 --> 00:07:52.240
‫خصلت اوتاکویی‌م داره نشت می‌کنه!

00:07:52.360 --> 00:07:54.200
‫اوه، این کتاب‌های مانگا...

00:07:54.320 --> 00:07:56.200
‫«اورون میراژ»ـه، مگه نه؟

00:07:56.200 --> 00:07:58.160
‫اووه، آره، از یکی قرضشون گرفتم.

00:07:58.160 --> 00:07:59.870
‫داره دردناک می‌شه.

00:07:59.870 --> 00:08:04.000
‫من عاشق اورو میرام!
‫شما کدوم بخشش رو دوست دارید، سنسه؟

00:08:04.250 --> 00:08:05.670
‫خب، چیزه...

00:08:05.670 --> 00:08:08.250
‫من خیلی نمی‌خونمش، پس چیزی یادم نیست،

00:08:08.250 --> 00:08:10.970
‫ولی فکر کنم آزمون ورودی... یا همچین چیزی بود؟

00:08:10.970 --> 00:08:13.680
‫آرک آزمون ورودی؟ منم دوستش دارم!

00:08:14.010 --> 00:08:15.340
‫ولی خیلی یادم نمیاد چی بود.

00:08:15.340 --> 00:08:19.770
‫آرک آزمون ورودی جاییه که اوبورو
‫ وارد داستان می‌شه، پس آرک مهمیه!

00:08:19.930 --> 00:08:22.560
‫و اونجاست که داستان شخصیت‌های
‫ فلان و فلان، فلان و فلان می‌شه.

00:08:24.480 --> 00:08:26.860
‫انگار به آینه خیره شدم و افتضاحه!

00:08:28.940 --> 00:08:31.530
‫خیلی ببخشید. جوگیر شدم.

00:08:31.820 --> 00:08:33.900
‫نزدیک بود این یادم بره.

00:08:34.700 --> 00:08:39.540
‫این مرچ محدود رویدادِ اورو میرا رو
‫ توی کلاس انداخته بودین.

00:08:39.540 --> 00:08:42.830
‫عملاً یه بمب ساعتی پیدا کرده.
‫حتماً شوخیت گرفته!

00:08:42.830 --> 00:08:43.870
‫اون، چیزه...

00:08:43.870 --> 00:08:44.750
‫سنسه!

00:08:45.250 --> 00:08:47.590
‫چرا این‌شکلی خود واقعی‌تونو قایم می‌کنید؟

00:08:48.090 --> 00:08:49.750
‫من از چیزی خجالت نمی‌کشم.

00:08:50.300 --> 00:08:52.340
‫وقتی شروع به طراحی کردم یه‌چیز رو فهمیدم.

00:08:52.340 --> 00:08:55.840
‫که بپذیرفتن خود واقعی‌ت حس خوبی داره.

00:08:56.890 --> 00:09:00.600
‫دلم می‌خواد بیشتر باهاتون درمورد اورو میرا حرف بزنم!

00:09:01.350 --> 00:09:02.390
‫چه درخشان.

00:09:10.230 --> 00:09:11.150
‫من...

00:09:11.570 --> 00:09:13.650
‫منم...

00:09:15.150 --> 00:09:17.820
‫منم می‌خوام باهات درموردش حرف بزنم.

00:09:17.820 --> 00:09:19.530
‫ماکووا یوری، شکست خورد.

00:09:19.780 --> 00:09:22.540
‫پس واقعاً طرفدارش بودید!

00:09:22.560 --> 00:09:24.540
‫باید از اول می‌گفتید!
‫آره واقعاً دوستش دارم.

00:09:24.790 --> 00:09:27.040
‫می‌خوای خودتو ناپدید کنی؟

00:09:27.290 --> 00:09:28.290
‫آره.

00:09:28.290 --> 00:09:29.790
‫می‌خوام مثل یه ابر،

00:09:29.790 --> 00:09:32.050
‫توی پس‌زمینه محو بشم تا کسی منو نبینه.

00:09:32.630 --> 00:09:35.550
‫اگه همچین طلسمی داری، می‌خوام روی من اجراش کنی.

00:09:35.630 --> 00:09:36.550
‫ولی...

00:09:36.550 --> 00:09:39.550
‫من باهاش مخالفم. تو فقط داری فرار می‌کنی.

00:09:39.850 --> 00:09:42.060
‫آره! توچشم بودن خیلی باحال‌تره.

00:09:42.060 --> 00:09:43.720
‫هوم. به‌جای محو شدن توی پس‌زمینه،

00:09:43.720 --> 00:09:46.440
‫باید به‌قدری بهت دل و جرئت بدیم
‫ تا روی پای خودت وایسی.

00:09:46.440 --> 00:09:48.350
‫مویی-چان، کان-چان.

00:09:49.020 --> 00:09:53.860
‫ساحره‌های جدید با کمک کردن به افراد نیازمند،
‫ساحره‌ی تمام عیار می‌شن.

00:09:53.860 --> 00:09:57.570
‫اگه اون خواسته‌ش همینه،
‫ دلم می‌خواد با جادوم بهش کمک کنم.

00:09:59.240 --> 00:10:03.330
‫ممنون که پیشم اومدی. پس به عبارت دیگه...

00:10:03.620 --> 00:10:05.500
‫طلسمی می‌خوای که وقتی موقع کلاس

00:10:05.500 --> 00:10:08.540
‫برای دستشویی می‌ری، هیچ‌کس بهت توجه نکنه، درسته؟

00:10:08.540 --> 00:10:09.210
‫اوه، آره.

00:10:09.630 --> 00:10:11.000
‫مگه بچه کوچولویی؟

00:10:11.000 --> 00:10:13.550
‫وقتی می‌خوای بری دستشویی
‫ با سینه‌ی سپر، دستتو بلند کن و برو.

00:10:13.550 --> 00:10:15.710
‫من همچین اخلاق جسورانه‌ای ندارم.

00:10:15.970 --> 00:10:18.470
‫ولی این قبلاً برای شما هم اتفاق افتاده، نه؟

00:10:18.720 --> 00:10:21.100
‫به‌خاطر دستشویی کردن توی مدرسه اذیتم کردن.

00:10:21.510 --> 00:10:22.720
‫اومد! عن آقا!

00:10:22.720 --> 00:10:24.220
‫و لقب عن آقا نصیبم شد.

00:10:24.220 --> 00:10:25.270
‫چه پسرای بدجنسی.

00:10:25.270 --> 00:10:26.310
‫آره.

00:10:26.310 --> 00:10:28.100
‫خب، پسرا همه پررو اَن دیگه...

00:10:28.190 --> 00:10:29.650
‫و اینطوری شد که...

00:10:29.650 --> 00:10:34.280
‫می‌خوای یه راهی برای رفتن
‫ به دستشویی پیدا کنی که کسی نفهمه.

00:10:34.280 --> 00:10:37.900
‫ولی می‌تونی از همین دل و جرئتی که
‫ برای اومدن پیش ساحره داشتی استفاده کنی.

00:10:38.570 --> 00:10:39.490
‫ساحره...

00:10:39.860 --> 00:10:41.700
‫وایسا، مگه الان...

00:10:41.700 --> 00:10:44.240
‫چطوری می‌خواستیم اینو حل کنیم؟

00:10:44.410 --> 00:10:45.450
‫هاه...

00:10:45.910 --> 00:10:46.370
‫بو!

00:10:46.370 --> 00:10:47.000
‫وای!

00:10:47.080 --> 00:10:47.790
‫وای!

00:10:47.790 --> 00:10:51.040
‫نیکو، وایسا، تمام مدت اینجا بودی؟

00:10:51.040 --> 00:10:53.420
‫معلومه که بودم.

00:10:53.420 --> 00:10:55.250
‫راست می‌گی. وایسا...

00:10:56.760 --> 00:10:57.510
‫همم...

00:10:57.590 --> 00:10:58.760
‫همم...

00:11:00.970 --> 00:11:01.840
‫بو!

00:11:02.090 --> 00:11:04.510
‫داری هی خودتو نامرئی می‌کنی؟

00:11:04.760 --> 00:11:07.560
‫یه طلسم اجرا می‌کنم که حضورمو کمرنگ‌تر می‌کنه.

00:11:07.560 --> 00:11:09.270
‫روی تو هم اجراش می‌کنم، هارا-کون.

00:11:09.600 --> 00:11:11.520
‫موبیلیویِیت!

00:11:15.070 --> 00:11:17.030
‫هه؟ من الان ناپدید شدم؟

00:11:17.320 --> 00:11:19.280
‫هنوز که برامون پیدایی.

00:11:19.280 --> 00:11:21.280
‫حضورت هم هنوز پررنگه.

00:11:21.280 --> 00:11:22.360
‫هارا-کون.

00:11:22.360 --> 00:11:25.870
‫انگشت‌های اشاره‌تو اینطوری بگیر و ضربدر نشون بده.

00:11:27.290 --> 00:11:28.410
‫همم...

00:11:29.910 --> 00:11:31.420
‫سلام، اینجا بودی!
‫اوه، اینجایی!

00:11:31.420 --> 00:11:33.080
‫متوجه سیستم شدم.

00:11:33.710 --> 00:11:35.210
‫و بعدش، زنگ پنجم!

00:11:35.380 --> 00:11:41.050
‫اول، ساختار اساسی یه اتم رو دوره می‌کنم.
‫در مرکز اتم...

00:11:41.220 --> 00:11:45.300
‫به این زودی داره می‌لرزه.
‫زمان سنگین زیادی هم ندارم.

00:11:45.300 --> 00:11:47.100
‫درد مرگ ناگهانی‌ـه.

00:11:48.140 --> 00:11:50.980
‫شمارش معکوسِ انفجار دیگه شروع شده.

00:11:51.230 --> 00:11:54.310
‫از اون دردهای شکم نهایت قوی‌ـه.

00:11:56.150 --> 00:11:59.400
‫به‌عنوان مثال، اتم هیدروژن یک پروتون
‫ و اتم هلیوم دو پروتون داره.

00:11:59.400 --> 00:12:00.500
‫الکترون‌ها به دور هسته اتم می‌چرخن.

00:12:00.530 --> 00:12:01.820
‫خیلی‌خب، انجامش می‌دم.

00:12:02.860 --> 00:12:04.160
‫موبیلیویِیت!

00:12:04.370 --> 00:12:09.580
‫حلقه‌های مختلفی از مدارها هستن
‫ و هر کدوم مقدار مشخصی الکترون داره.

00:12:09.580 --> 00:12:13.120
‫وایسا، نمی‌دونم چطوری بفهمم حضورم پاک شده یا نه.

00:12:13.120 --> 00:12:18.460
‫گفت همه سخت‌تر متوجه حضورم می‌شن،
‫ولی اینطوری نیست که نامرئی شده باشم.

00:12:20.920 --> 00:12:23.300
‫اتم‌ها خیلی کوچک هستن و با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شن.

00:12:25.470 --> 00:12:27.430
‫با این حال، اتم‌ها دور هم جمع می‌شن
‫ و یک مولکول رو تشکیل می‌دن.

00:12:27.430 --> 00:12:30.100
‫و این چیزیه که ماده‌ها رو تشکیل می‌ده.

00:12:30.470 --> 00:12:33.510
‫آب مولکولی‌ـه که از دو اتم هیدروژن
‫ و یک اتم اکسیژن ساخته شده.

00:12:33.560 --> 00:12:36.110
‫اصلاً الان دارم چه غلطی می‌کنم؟

00:12:36.110 --> 00:12:38.940
‫بدن ما مجموعه‌ای از اتم‌هاست که باهم ترکیب شدن
‫ و مولکول‌های مختلفی رو تشکیل دادن.

00:12:38.980 --> 00:12:41.320
‫با این ژست سخت می‌شه درو باز کرد.

00:12:47.780 --> 00:12:50.740
‫فک کردم الانه که برینم به خودم!

00:12:53.290 --> 00:12:56.130
‫خیلی‌خب، دیگه راحت شدم.

00:12:57.000 --> 00:12:58.590
‫ای وای، اون...

00:12:58.590 --> 00:13:01.380
‫معلم ورزش که به غرایز حیوانیش معروفه!

00:13:01.380 --> 00:13:03.470
‫ایگاری یاجورو-سنسه!

00:13:04.050 --> 00:13:05.550
‫کسی اونجاست؟

00:13:06.720 --> 00:13:09.430
‫وایسا ببینم. من که یه طلسم رومه،
‫چطوری منو پیدا کرد؟

00:13:09.430 --> 00:13:11.520
‫غریزه‌ی خیلی قوی‌ای داره!

00:13:11.520 --> 00:13:12.810
‫نکنه «فضایی»ـه؟

00:13:16.730 --> 00:13:17.770
‫موریهیتو-کون!

00:13:20.610 --> 00:13:24.360
‫من خودم ترتیب‌شو می‌دم. تو برو بِرین!

00:13:24.360 --> 00:13:26.280
‫مشتی هستی، ولی این وضع خیلی رقت‌انگیزه!

00:13:27.110 --> 00:13:28.280
‫ممنونم!

00:13:28.530 --> 00:13:31.540
‫تا آخر عمرم این صحنه‌ی عجیب رو فراموش نمی‌کنم!

00:13:36.670 --> 00:13:38.790
‫حالا نمی‌تونم شلوارمو پایین بکشم!

00:13:39.000 --> 00:13:44.050
‫چرا تا الان متوجه نشدی، کوواشی!
‫خاک تو سرت!

00:13:44.130 --> 00:13:48.800
‫به محض اینکه از این ژست دربیام،
‫همه می‌فهمن که غیبم زده.

00:13:48.800 --> 00:13:52.390
‫اینجا احتمالاً آخر خطه. دیگه نمی‌تونم نگهش دارم.

00:13:54.480 --> 00:13:56.310
‫کلاس تموم شد. حالا فرصتمه!

00:13:56.600 --> 00:13:58.060
‫یا الان یا هیچ‌وقت!

00:13:58.520 --> 00:13:59.560
‫لغو طلسم!

00:13:59.770 --> 00:14:00.810
‫انداختن شلوار!

00:14:01.860 --> 00:14:03.360
‫خالی کردن محموله!

00:14:05.110 --> 00:14:06.950
‫پسر، نزدیک بود خوابم ببره.

00:14:06.950 --> 00:14:08.610
‫خیلی شاش دارم. اوه؟

00:14:09.070 --> 00:14:10.370
‫یکی اومده دستشویی.

00:14:11.030 --> 00:14:11.990
‫به این سرعت رسیدن...

00:14:12.120 --> 00:14:15.160
‫هوی، اذیتش نکن. بچه که نیستیم.

00:14:15.160 --> 00:14:17.750
‫کاریش نداشتم. شرمنده، داداش.

00:14:17.960 --> 00:14:20.500
‫اون کلاس دیگه نا برامون نذاشت...

00:14:24.510 --> 00:14:25.460
‫پایه 1 کلاس 3

00:14:25.510 --> 00:14:26.260
‫آخرشم...

00:14:26.590 --> 00:14:28.930
‫من تنها بچه‌ی اونجا بودم، ها؟

00:14:28.930 --> 00:14:31.010
‫دفعه بعدی فقط دستمو بالا می‌برم.

00:14:32.390 --> 00:14:34.390
‫ولی از مخفی شدن خیلی بهتره.

00:14:34.680 --> 00:14:38.770
‫شرمنده، واکاتسوکی-سان، که برای
‫ یه مسئله‌ی مسخره از جادوت استفاده کردم.

00:14:38.770 --> 00:14:40.520
‫اصلاً هم مسخره نبود.

00:14:40.730 --> 00:14:45.860
‫باعث اضطرابت شده بود،
‫پس خوشحالم که تونستم یه‌جوری بهت کمک کنم.

00:14:46.190 --> 00:14:48.900
‫ممنونم، نیکو-چان.

00:14:50.530 --> 00:14:51.820
‫یه‌چیزی روشن شد.

00:14:52.200 --> 00:14:53.990
‫اوه، سنگ جادویی‌مه.

00:14:53.990 --> 00:14:55.240
‫سنگ جادویی؟

00:14:55.450 --> 00:14:59.250
‫داخل چوب‌دستی‌م یه سنگ جادویی‌ـه که
‫تمام ساحره‌ها دریافت می‌کنن.

00:14:59.620 --> 00:15:01.630
‫سنگ ساحره‌های جدید آبی‌ـه.

00:15:01.630 --> 00:15:04.300
‫وقتی یه ساحره‌ی تمام و کمال بشی
‫رنگش سفید می‌شه.

00:15:04.300 --> 00:15:07.880
‫الان رنگش یه‌مقدار مایل به سفید تغییر کرد.

00:15:08.170 --> 00:15:10.130
‫نشونه‌ی رشدِ نیکو.

00:15:10.430 --> 00:15:13.220
‫قدردانیِ هارا-کون باعث افزایش سطحت شد.

00:15:13.550 --> 00:15:18.060
‫به‌خاطر اینه که برای یه‌چیز
‫روم حساب کردی، پس منم ازت ممنونم.

00:15:18.060 --> 00:15:20.480
‫البته من که فقط رفتم دستشویی.

00:15:20.730 --> 00:15:26.110
‫می‌خوام بازم به مشکلات دیگران گوش بدم،
‫و با جادوم بهشون کمک کنم.

00:15:27.360 --> 00:15:31.240
‫اولش، واقعاً دلم نمی‌خواست زیاد از جادو استفاده کنه.

00:15:32.490 --> 00:15:34.830
‫ولی گمونم از مخفی شدن خیلی بهتره.

00:15:57.730 --> 00:16:00.870
‫جاسوس گربه

00:16:00.940 --> 00:16:02.730
‫اوه، اوتوگی-کون.

00:16:03.440 --> 00:16:04.940
‫چه به‌موقع اومدی.

00:16:04.940 --> 00:16:06.650
‫سلام، سکی-سنسه.

00:16:07.730 --> 00:16:09.610
‫می‌خواستم با ون برم،

00:16:09.610 --> 00:16:12.200
‫ولی یه گربه زیرش نشسته،
‫پس نمی‌تونم ماشینو روشن کنم.

00:16:12.200 --> 00:16:13.660
‫سعی می‌کنم کمک کنم.

00:16:19.290 --> 00:16:21.330
‫شرمنده که چرتت رو به‌هم زدم.

00:16:21.500 --> 00:16:23.710
‫خیلی ممنون! قدرت اوگرها معرکه‌ست.

00:16:23.710 --> 00:16:25.580
‫اگه کمک دیگه‌ای لازم داشتید بگید.

00:16:25.580 --> 00:16:27.290
‫وای، محشر بود.

00:16:27.290 --> 00:16:31.970
‫می‌گم، اوتوگی-کون، می‌شه یه سر بیای خونه‌ی من؟
‫یه درخت هست که می‌خوایم قطعش کنیم.

00:16:31.970 --> 00:16:33.930
‫من که باغبون نیستم.

00:16:58.990 --> 00:17:01.200
‫زل...

00:17:02.200 --> 00:17:04.290
‫پس اون اوتوگی موریهیتو‌ـه.

00:17:04.500 --> 00:17:07.540
‫من، میائو نمو، می‌خوام اونو آشنای خودم کنم.

00:17:07.540 --> 00:17:08.840
‫می‌بخشید...

00:17:09.340 --> 00:17:11.260
‫دنبال کسی می‌گردید؟

00:17:13.840 --> 00:17:17.850
‫یـ ـ یه مرد. منو اینطوری نترسون، واقعاً که.

00:17:18.890 --> 00:17:21.100
‫«اگه کمک دیگه‌ای لازم داشتید بگید.»

00:17:21.470 --> 00:17:22.680
‫اون دیگه چی بود؟

00:17:22.810 --> 00:17:25.190
‫معلومه وقتی مردم روت حساب می‌کنن، محبوب می‌شی!

00:17:25.190 --> 00:17:29.360
‫چرا از دست من عصبانی‌ای؟
‫یا نکنه هنوز به اوگرها حسودیت می‌شه؟

00:17:29.650 --> 00:17:31.230
‫چه خوف! رو مخه!

00:17:31.230 --> 00:17:32.780
‫حسودی کجا بود!

00:17:32.780 --> 00:17:35.240
‫فقط اعصابمو خرد می‌کنه که
‫ فقط روی تو حساب می‌کنن، نه من.

00:17:35.240 --> 00:17:36.860
‫تعریف حسودی همینه ها!

00:17:37.110 --> 00:17:39.120
‫«من که باغبون نیستم.»

00:17:39.330 --> 00:17:40.450
‫برو بابا!

00:17:40.450 --> 00:17:41.370
‫تو هم؟

00:17:41.370 --> 00:17:44.540
‫وقتی انقدر خفن و بزن‌بهادر باشی
‫معلومه محبوب می‌شی!

00:17:44.540 --> 00:17:46.620
‫شما واسه چی عصبانی‌این؟

00:17:46.830 --> 00:17:50.670
‫خب آخه، مویی-چان تنها کسیه که به مردم کمک می‌کنه.

00:17:50.920 --> 00:17:53.710
‫آخه منم دلم می‌خواد به مردم کمک کنم.

00:17:53.710 --> 00:17:55.550
‫ولی تو که الانم به مردم کمک می‌کنی.

00:17:55.930 --> 00:17:58.890
‫کمک کردی اون دانش‌آموزی که
‫دل‌درد داشت یواشکی بره دستشویی.

00:17:59.930 --> 00:18:02.390
‫اون گربه‌هه که دیدیم داشته دنبالمون می‌کرده.

00:18:03.350 --> 00:18:04.390
‫متوجه شدن.

00:18:04.390 --> 00:18:07.140
‫قلاده نداره، پس حتماً گربه ولگرده.

00:18:07.140 --> 00:18:09.270
‫آهای، بس کنین!

00:18:09.860 --> 00:18:11.520
‫بهم دست نزن، کلاغ نفهم!

00:18:11.900 --> 00:18:16.030
‫عه، انگار خیلی عصبانیه.
‫بیشتر از هرچیزی از لمس شدن متنفرم.

00:18:16.610 --> 00:18:19.450
‫درضمن، نمی‌خوام با یه تنگوی پست تعامل داشته باشم.

00:18:19.450 --> 00:18:21.530
‫بله، هدف من...

00:18:23.870 --> 00:18:25.290
‫اوتوگی موریهیتوـه.

00:18:25.790 --> 00:18:30.960
‫اون یه اوگر شناخته‌شده‌ست که
‫در سن کم به کیگونگِ اوگرها استاد شده.

00:18:31.090 --> 00:18:35.300
‫شوکه شدم که شنیدم تبدیل به
‫ آشنای واکاتسوکی نیکو شده.

00:18:35.710 --> 00:18:39.390
‫چون توی این دوره‌زمونه، «افراد علاقه‌مند،
‫با حیوون‌های کوچیک قرارداد می‌بندن.»

00:18:39.390 --> 00:18:41.550
‫به قدری که حیوون خونگی محسوب می‌شن.

00:18:41.550 --> 00:18:45.560
‫ولی یه اوگرِ عاقل و بالغ رو گرفته؟
‫چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه؟

00:18:45.890 --> 00:18:47.430
‫خیلی حسودیم می‌شه.

00:18:47.850 --> 00:18:50.860
‫اگه اینطوره، منم حق گرفتنشو دارم.

00:18:51.400 --> 00:18:53.320
‫پس اینجا اومدم تا جاسوسی‌شو کنم.

00:18:53.940 --> 00:18:56.570
‫ولی انقدر خجالتی‌ام که نمی‌تونم باهاش حرف بزنم!

00:18:56.900 --> 00:19:00.570
‫غیرممکنه. امکان نداره بتونم
‫با یه پسر هم‌سن خودم حرف بزنم.

00:19:00.820 --> 00:19:03.080
‫شاید بهتره برگردم خونه.

00:19:03.410 --> 00:19:06.330
‫اه، اون‌یکی روم داره میاد بیرون.

00:19:06.330 --> 00:19:09.040
‫به‌خاطر کمرو بودنم، همیشه خجالتی و تنبل می‌شم.

00:19:09.040 --> 00:19:12.840
‫این از اون کلیشه‌های داستان‌های عاشقانه‌ست
‫ که کم‌کم داره از بین می‌ره.

00:19:13.130 --> 00:19:15.670
‫انگار از ته قلب آدم افسرده‌ای‌ام.

00:19:16.420 --> 00:19:20.550
‫نه، نمو! الان نباید پا پس بکشی.
‫از همین امروز خودمو تغییر می‌دم!

00:19:20.550 --> 00:19:24.430
‫اگه اوتوگی موریهیتو رو آشنای خودم کنم،
‫مطمئنم مادر بهم افتخار می‌کنه!

00:19:25.470 --> 00:19:28.560
‫بله، من ساحره‌ای از خانواده نجیب‌زاده، میائو نمو هستم.

00:19:28.560 --> 00:19:31.560
‫من فقط لایق قوی‌ترین آشناها هستم!

00:19:31.560 --> 00:19:35.020
‫این میو-میوهای این گربه‌هه خیلی پرسروصداستا.

00:19:35.650 --> 00:19:37.400
‫تا خونه دنبالمون اومد.

00:19:37.400 --> 00:19:38.860
‫چـــــــــــی؟

00:19:44.580 --> 00:19:46.620
‫همه‌چیز سریع اتفاق افتاد.

00:19:46.990 --> 00:19:50.210
‫ولی واقعاً دارم به اوتوگی موریهیتو نزدیک می‌شم.

00:19:50.330 --> 00:19:53.960
‫می‌گم، کان-چان، بیا اون
‫جعبه شانسی‌هایی که خریدی رو باز کنیم.

00:19:53.960 --> 00:19:58.630
‫اوه، منظورت مجموعه‌ی
‫ «گام‌های پیشرفت: تکامل انسانِ» منه؟

00:19:59.590 --> 00:20:01.430
‫اون دوتا مزاحمن.

00:20:02.840 --> 00:20:05.430
‫این گربه واقعاً ولگرده؟

00:20:05.430 --> 00:20:08.520
‫خزش خیلی قشنگه.

00:20:08.810 --> 00:20:10.520
‫بهم دست نزن!

00:20:11.940 --> 00:20:15.270
‫چی شده، پیشی؟ می‌خوای بغلت کنم؟

00:20:15.770 --> 00:20:17.020
‫گفتم بهم دست نزن!

00:20:24.620 --> 00:20:25.620
‫تالاپ.

00:20:28.080 --> 00:20:30.700
‫ناخودآگاه قلبم به «تالاپ» افتاد.

00:20:32.290 --> 00:20:35.500
‫چرا انگار با دستش منو به دیوار میخکوب کرده؟

00:20:36.340 --> 00:20:40.130
‫به‌عنوان یه آدم گربه‌دوست،
‫بهتون نشون می‌دم چطوری درست یه گربه رو لمس کنین.

00:20:40.130 --> 00:20:42.340
‫چه جمله دخترکشی!

00:20:42.340 --> 00:20:45.050
‫وقتی با یه گربه برخورد می‌کنی،
‫باید ملایم باشی.

00:20:45.590 --> 00:20:49.270
‫باید از گردن‌شون شروع کنی که
‫نمی‌تونن راحت تمیزش کنن.

00:20:49.720 --> 00:20:51.100
‫اینطوری خوشحال می‌شن.

00:20:51.480 --> 00:20:53.310
‫قلبم می‌خواد «تالاپ» کنه...

00:20:54.850 --> 00:20:56.940
‫آره واقعاً! پیشی فرار نمی‌کنه.

00:20:56.940 --> 00:21:00.400
‫پیشی گوله شده!
‫نشونه‌ی اینه که گاردشو پایین آورده.

00:21:00.400 --> 00:21:03.360
‫و بعد، آروم کمرشو می‌مالی.

00:21:03.490 --> 00:21:05.700
‫تقریباً انگاری می‌پرسی: «می‌شه لمست کنم؟»

00:21:06.620 --> 00:21:07.910
‫می‌شه لمست کنم؟

00:21:08.870 --> 00:21:10.040
‫تالاپ.

00:21:14.420 --> 00:21:18.420
‫ها؟ درد نداره. این احساس چیه؟

00:21:19.500 --> 00:21:21.460
‫تا حالا همچین حسی نداشتم.

00:21:21.460 --> 00:21:24.130
‫انقدر از لمس شدن توسط دیگران متنفر بودم،

00:21:24.130 --> 00:21:27.510
‫ولی اینجا با احساس امنیت کامل نشستم.

00:21:27.510 --> 00:21:29.050
‫انگار خیلی راحته.

00:21:29.050 --> 00:21:32.180
‫حتی گربه‌ها هم اغوا می‌کنه. حتی گربه‌ها!

00:21:32.390 --> 00:21:34.810
‫تالاپ... تالاپ...

00:21:35.940 --> 00:21:39.270
‫در آغوشِ دستان یک اوگر. نوشته‌ی میائو نمو.

00:21:39.940 --> 00:21:42.070
‫با حمل بوی شیرینِ علف،

00:21:42.070 --> 00:21:44.400
‫باد بهاری بدنم را نوازش می‌کند.

00:21:45.030 --> 00:21:47.280
‫من در دستی غول‌پیکر آرمیده‌ام.

00:21:47.570 --> 00:21:51.200
‫درد شادی از اعماق وجودم طغیان می‌کند.

00:21:51.700 --> 00:21:55.080
‫شاید دی‌ان‌ایِ من درحال رقصیدن است.

00:21:55.500 --> 00:21:57.370
‫دی‌ان‌ای؟ درسته.

00:21:58.130 --> 00:22:00.130
‫جدِ اوگرها، ببرها هستن.

00:22:00.420 --> 00:22:01.880
‫میو.

00:22:02.710 --> 00:22:05.050
‫نه، نه، نه، دارم چه غلطی می‌کنم؟

00:22:05.050 --> 00:22:08.140
‫فقط چون داره نازت می‌کنه «میو!» نکن.

00:22:08.550 --> 00:22:12.520
‫میو نکن... میو... همم.

00:22:12.520 --> 00:22:13.890
‫اجازه بدید توضیح بدم.

00:22:13.890 --> 00:22:16.440
‫در جادوی تغییرشکلِ میائو نمو، اگر به خواب بروید،

00:22:16.440 --> 00:22:18.270
‫به حالت عادی خود برمی‌گردید.

00:22:18.270 --> 00:22:23.320
‫وایسا ببینم، اگه الان به حالت عادی برگردم،
‫می‌فهمن که یه انسانم.

00:22:23.320 --> 00:22:25.610
‫به عبارت دیگه، منو به‌عنوان...

00:22:26.070 --> 00:22:28.360
‫زنی که بدنش نوازش شد می‌شناسن.

00:22:28.780 --> 00:22:32.370
‫نــــــــه! اگه بخوابم، کارم تمومه!

00:22:32.370 --> 00:22:35.040
‫ولی این دست... وای نه...

00:22:36.120 --> 00:22:36.960
‫تالاپ.

00:22:37.500 --> 00:22:40.040
‫تالپ... تانک.

00:22:40.460 --> 00:22:41.540
‫تانک.

00:22:42.210 --> 00:22:45.550
‫حادثه تانگوسکا.
‫حادثه تانگوسکا: بزرگترین انفجار کره‌ی زمین

00:22:48.760 --> 00:22:50.850
‫یـ ـ یه انسان!

00:22:51.140 --> 00:22:53.850
‫کارم تمومه!

00:22:54.140 --> 00:22:56.480
‫اینجا رو ببینین! بالأخره یه انسان گیرم اومد!

00:22:56.480 --> 00:22:57.980
‫این همون کمیابه‌ست که ازش می‌گفتی؟

00:22:57.980 --> 00:22:59.350
‫تبریک می‌گم، کان-چان!

00:23:02.520 --> 00:23:07.190
‫مجموعه‌ی «گام‌های پیشرفت: تکامل انسانِ» من
‫ بالأخره تکمیل شد!

00:23:07.190 --> 00:23:10.660
‫موفق شدی! بعد از 30 دفعه تلاش پیداش کردی.

00:23:10.660 --> 00:23:14.990
‫وقتی شش‌تا غارنشین پیدا کردم نمی‌دونستم چیکار کنم.

00:23:14.990 --> 00:23:18.000
‫بهت که گفتم روی این چیزا ولخرجی نکن.

00:23:18.210 --> 00:23:19.870
‫ها؟ پیشی کو؟

00:23:20.670 --> 00:23:22.540
‫مثل اینکه اینجا نیست.

00:23:22.540 --> 00:23:25.380
‫تازه داشت خون‌گرم می‌شد.

00:23:25.750 --> 00:23:29.380
‫اشکالی نداره. یه حسی بهم می‌گه دوباره می‌بینیمش.

00:23:34.970 --> 00:23:38.060
‫خب، با وجود اینکه امروز قلبم وایساد،

00:23:38.350 --> 00:23:40.980
‫فقط برای جاسوسی اومده بودم.

00:23:40.980 --> 00:23:43.860
‫قطعاً دوباره زود برمی‌گردم.

00:23:43.860 --> 00:23:47.900
‫و دفعه بعد حتماً تو رو آشنای خودم می‌کنم، اوتوگی موریهیتو!

00:23:48.490 --> 00:23:51.360
‫هنوز هیچ‌کس از ساحره‌ی شهر کناری خبر ندارد،

00:23:51.360 --> 00:23:54.490
‫اما نبردهای سهمگین میائو نمو تازه آغاز شده!

00:23:57.620 --> 00:23:59.330
‫انیمه‌ی ویچ واچ داره خوب پیش می‌ره، نه؟

00:23:59.330 --> 00:24:01.290
‫فکر کنم استفاده از مدل «داستان کامل در یک قسمت»

00:24:01.290 --> 00:24:03.830
‫وقتی سه داستان متفاوت توی یه قسمتن عالیه.

00:24:03.830 --> 00:24:05.340
‫به لطف مهارت‌های دست‌اندرکارانِ انیمه‌ست.

00:24:05.340 --> 00:24:08.460
‫ویچ واچ توی کانال یوتیوبش هم
‫ کمیک‌های باصدا می‌ذاره، و محشره!

00:24:08.460 --> 00:24:09.760
‫لطفاً یه نگاهی بهش بندازین

00:24:09.760 --> 00:24:12.030
‫نیکو-چان از کمیک‌های باصداست.

00:24:12.054 --> 00:24:22.054
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:24:22.078 --> 00:24:32.078
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.