﻿WEBVTT

00:00:07.360 --> 00:00:09.110
‫طبق قولی که والدین‌شون به هم دادند،

00:00:09.110 --> 00:00:15.950
‫نیکوی ساحره و موریهیتوی اوگر
‫ به‌طور ناگهانی شروع به زندگی با یکدیگر کردند.

00:00:16.120 --> 00:00:19.240
‫زندگی دبیرستانی‌ای که نیکو اشتیاقش را می‌کشید ثمربخش بوده،

00:00:19.240 --> 00:00:22.500
‫و در حینی که احساساتش نسبت به موریهیتو درحال افزایش بود،

00:00:22.500 --> 00:00:25.170
‫کانشیِ تنگو نیز شروع به زندگی با آن‌ها کرد.

00:00:26.670 --> 00:00:28.880
‫به‌لطف مهارت‌های ارتباطاتیِ بی‌نظیرِ کانشی،

00:00:29.040 --> 00:00:33.670
‫زندگی ساحره و آشناهایش روز به روز پرنشاط‌تر می‌شود.

00:00:37.550 --> 00:00:39.260
‫به‌هیچ‌وجه نمی‌شه!

00:00:39.430 --> 00:00:42.890
‫جون من، به پات میفتم، فرماندار!

00:00:43.230 --> 00:00:46.480
‫فقط می‌خوام یه‌ماه صبر کنی که بتونم خرج خورد و خوراکمو بدم!

00:00:46.480 --> 00:00:47.770
‫نخیر! نمی‌شه!

00:00:47.980 --> 00:00:50.940
‫تقصیر خودته که پولاتو پایِ چیزای بی‌مصرف می‌دی!

00:00:50.940 --> 00:00:52.570
‫با بدنت پولشو بده!

00:00:52.780 --> 00:00:53.650
‫هه؟

00:00:55.860 --> 00:00:59.330
‫توی پارک آکبونو برای نمایش قهرمانی‌شون استخدام می‌گیرن.

00:00:59.830 --> 00:01:01.450
‫حالا برو و اون بدنتونو به‌کار بگیر!

00:01:02.580 --> 00:01:06.670
‫از کار پاره‌وقت متنفرم! نمی‌خوام کار کنم!

00:01:06.670 --> 00:01:08.630
‫چیزی جز دردسر نداره و اصلاً‌ هم باحال نیست،

00:01:08.630 --> 00:01:12.130
‫تازشم حس می‌کنم دارم
‫ تبدیل به یه بزرگسال می‌شم و حالمو بد می‌کنه!

00:01:12.130 --> 00:01:14.280
‫نــــــــــه! نـومـوخـوااااام!

00:01:14.300 --> 00:01:16.840
‫کانشی پتانسیل خوبی توی علافی داره.

00:01:16.860 --> 00:01:26.860
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:48.560 --> 00:02:53.400
‫خاطرات شغل پاره‌وقتِ کانشی - نمایش ابرقهرمانی

00:02:58.240 --> 00:03:01.910
‫مهارت‌های آکروباتیکت الحق که حرف ندارن. قبولی.

00:03:03.660 --> 00:03:06.240
‫ولی خب هنوز نصف مهارت‌هامو رو نکردم.

00:03:06.240 --> 00:03:09.460
‫اوهوم، شاید حتی واسه اون نقش هم خوب باشی.

00:03:10.370 --> 00:03:14.000
‫اولش می‌خواستیم برای یکی از نقش مبارزها، گزینش بشی.

00:03:14.000 --> 00:03:17.800
‫ولی یهویی بازیگرِ قهرمان‌مون مصدوم شد،
‫و دیگه نمی‌تونه نقششو بازی کنه.

00:03:19.130 --> 00:03:20.550
‫ازت می‌خوام...

00:03:21.510 --> 00:03:23.550
‫نقش قهرمان رو بازی کنی!

00:03:23.550 --> 00:03:25.180
‫شوخیت گرفته؟

00:03:27.770 --> 00:03:31.770
‫اوه، ایول!
‫چقدر خوب به‌نظر میای، اوتو-من!

00:03:31.770 --> 00:03:35.310
‫اوتو-من صدام کردی؟
‫ولی خب اصلاً‌ نمی‌شناسم کیه.

00:03:35.310 --> 00:03:37.530
‫تا حالا اسم اوتو-من به گوشت نخورده؟

00:03:37.530 --> 00:03:40.690
‫یه سریال تلویزیونی معروف بین مامان‌ها و بچه‌هاست!

00:03:40.690 --> 00:03:42.610
‫مگه باباها خار دارن؟

00:03:43.860 --> 00:03:46.410
‫خیلی‌خب، بیاید تمرین رو شروع کنیم!

00:03:46.410 --> 00:03:49.450
‫وقت زیادی نداریم، پس حرکت‌ها رو خوب یادتون بمونه!

00:03:49.450 --> 00:03:51.330
‫تا دو ساعت دیگه رفتیم رو استیج!

00:03:51.330 --> 00:03:52.460
‫چـــــشــــم.

00:03:52.460 --> 00:03:54.750
‫اولین کارم چه سخته.

00:03:54.750 --> 00:03:57.210
‫با اولین صحنه شروع می‌کنیم، که قبل از تغییرشکله.

00:03:57.590 --> 00:04:00.170
‫بعد اینکه تغییرشکل داد، تو وارد می‌شی.
‫پس عقب وایسا و تماشا کن.

00:04:00.170 --> 00:04:01.550
‫باشه.

00:04:01.550 --> 00:04:04.550
‫از اول یه‌ضرب شروع می‌کنیم! اکشن!

00:04:10.560 --> 00:04:15.270
‫اوتو-من، یا بهتره بگیم، سوگاتا یویچیرو،
‫هرروز در ساعت 7 صبح بلند می‌شه.

00:04:16.440 --> 00:04:17.860
‫اوه، صبح به‌خیر.

00:04:31.330 --> 00:04:35.500
‫بادهای قوی، آسمانی آفتابی رو به مناطقِ توکای و کانتو میارن.

00:04:35.500 --> 00:04:38.920
‫هرچند، ظاهراً دمای سردی برای غرب ژاپن پیش‌بینی می‌شه.

00:04:38.920 --> 00:04:40.820
‫کیوشو هوایی بارانی رو در صبح تجربه خواهد کرد. و در...

00:04:40.840 --> 00:04:43.220
‫زیادم با همسرش حرف نمی‌زنه.

00:04:43.220 --> 00:04:45.840
‫این چه کوفتیه؟ الان مثلاً چیه دارم نگاه می‌کنم؟

00:04:45.840 --> 00:04:47.600
‫آهای، دخالت نکن!

00:04:47.600 --> 00:04:50.010
‫این‌جور چیزا رو که توی یه پارک تفریحی نشون نمی‌دن!

00:04:50.010 --> 00:04:52.180
‫خب معلومه اولش باید با زندگی روزمره شروع کنی!

00:04:52.180 --> 00:04:54.890
‫معلومه به همچین صبح خسته‌کننده‌ای با زنش نیاز نیست!

00:04:54.890 --> 00:04:56.270
‫این خیلی هم مهمه!

00:04:56.600 --> 00:04:58.980
‫اینجا تازه‌کاری، پس وسط صحنه اظهارنظر نکن!

00:04:58.980 --> 00:05:00.570
‫خیلی‌خب، بعدی! اجرای صحنه!

00:05:00.570 --> 00:05:02.530
‫این کسل‌کننده‌ترین نمایشِ عالمه!

00:05:03.820 --> 00:05:08.490
‫از اونجایی که اوتو-من می‌خواست روی صندلی بشینه،
‫ گذاشت یه قطار عبور کنه.

00:05:08.490 --> 00:05:10.160
‫خدایی همچین صحنه‌ای رو می‌خوایم؟

00:05:13.040 --> 00:05:14.660
‫آخرشم که نتونست بشینه!

00:05:15.500 --> 00:05:18.750
‫در زمان انتقالی موقتی‌اش، اوتو-من با یک همکارِ خانم دوست شد.

00:05:18.750 --> 00:05:21.210
‫هانائوکا، که او رو به ناهار دعوت کرد.

00:05:21.210 --> 00:05:23.130
‫هیولا کِی میاد بیرون؟

00:05:23.420 --> 00:05:27.050
‫شرمنده بعد اینکه لطف کردی و دعوتم کردی،
‫ باید پیشنهادتو رد می‌کردم.

00:05:27.430 --> 00:05:28.970
‫ولی اصلاً‌ چرا من؟

00:05:28.970 --> 00:05:30.800
‫اوه، بازم از این حرفا می‌زنی.

00:05:31.180 --> 00:05:35.730
‫«چرا من، چرا من؟» همیشه همینو می‌گی.

00:05:36.270 --> 00:05:39.900
‫بخش‌های خوب زیادی ازت می‌شناسم، سوگاتا-سان.

00:05:40.190 --> 00:05:44.360
‫فقط مدت کوتاهی بوده، ولی همیشه تماشات می‌کردم.

00:05:45.820 --> 00:05:48.320
‫لعنتی، فکر کنم دارم جذب تماشاش می‌شم!

00:05:48.610 --> 00:05:52.660
‫متأسفم، سوگاتا-سان، می‌دونم ازدواج کردین و متأهلین.

00:05:52.660 --> 00:05:56.580
‫ولی زمان کوتاهی که پیشمون بودین تقریباً تموم شده،
‫ پس می‌خواستم شجاعت به‌خرج بدم.

00:05:57.500 --> 00:06:00.170
‫این اصلاً عادلانه نیست، مگه نه؟

00:06:00.170 --> 00:06:02.960
‫هیولا اصلاً خر کیه؟ می‌خوام ببینم آخرش چی می‌شه!

00:06:04.420 --> 00:06:06.970
‫نمی‌دونم چطور جواب بدم.

00:06:06.970 --> 00:06:09.970
‫چه مرگشه؟ یکم دل و جرئت داشته باش، اوتو-من!

00:06:10.340 --> 00:06:12.390
‫همیشه از جواب دادن بهم اجتناب می‌کنی، نه؟

00:06:12.390 --> 00:06:14.680
‫آره، گل گفتی، هانائوکا-سان!

00:06:14.680 --> 00:06:15.680
‫سوگاتا-سان.

00:06:16.230 --> 00:06:17.390
‫نه...

00:06:17.560 --> 00:06:18.520
‫اوتو-من!

00:06:18.520 --> 00:06:19.650
‫جون من؟!

00:06:19.650 --> 00:06:23.150
‫شوخیت گرفته؟ هیولا تمام مدت هانائوکا-سان بود؟!

00:06:23.150 --> 00:06:25.570
‫این دفعه متا-متا می‌ترکونمت!

00:06:25.570 --> 00:06:27.400
‫بالأخره خودتو نشون دادی، بلک کامپانی!

00:06:27.400 --> 00:06:29.530
‫سریع تو فاز جنگیدن رفتی ها!

00:06:29.700 --> 00:06:30.910
‫نوبت توئه!

00:06:31.030 --> 00:06:33.990
‫اوتو-من جنابعالی‌ای! زودباش برو مبارزه کن!

00:06:33.990 --> 00:06:36.290
‫دارم دیوونه می‌شم!

00:06:37.040 --> 00:06:40.750
‫لگد مرد زحمتکش!

00:06:40.750 --> 00:06:43.170
‫کــــــــــــات!

00:06:43.500 --> 00:06:45.590
‫متابولی به‌خاطر هیکلش نمی‌تونه خیلی تکون بخوره،

00:06:45.590 --> 00:06:47.460
‫پس شروریه که فقط از دور دستور می‌ده!

00:06:47.460 --> 00:06:50.510
‫باید با این سیاهی‌لشکرها مبارزه کنی!

00:06:50.930 --> 00:06:52.180
‫آها، باشه.

00:06:58.520 --> 00:07:01.900
‫حداقل این تازه‌کاره خوب بلده حرکت کنه.

00:07:02.350 --> 00:07:05.270
‫خیلی‌خب، وقتی شکست‌شون دادی، برگرد سر کار!

00:07:05.270 --> 00:07:06.780
‫وقت ناهار تقریباً تموم شده!

00:07:06.780 --> 00:07:08.400
‫یعنی لازمه انقدر واقع‌گرایانه باشه؟

00:07:09.530 --> 00:07:11.700
‫و بعد، چون دیر از ناهار برگشت،

00:07:11.700 --> 00:07:14.870
‫حدوداً برای یک ساعت،
‫ اوتو-من سخنرانی سختگیرانه‌ای از مدیر خود شنید.

00:07:14.870 --> 00:07:16.910
‫این دیگه خیلی غم‌انگیزه.

00:07:19.250 --> 00:07:20.540
‫برگشتم.

00:07:21.750 --> 00:07:25.540
‫اوه، شراب خریدی؟ مناسبت خاصیه؟

00:07:26.380 --> 00:07:29.010
‫آره، امروز سالگرد عروسی‌مونه.

00:07:33.090 --> 00:07:35.300
‫صحنه‌های توی خونه خیلی دلسردکننده‌ان.

00:07:35.890 --> 00:07:38.640
‫چی؟ نکنه فراموش کردی؟

00:07:38.640 --> 00:07:40.680
‫مـ ـ متأسفم.

00:07:41.020 --> 00:07:45.690
‫پس انگاری باید اون‌کارو دوباره انجام بدیم، نه؟

00:07:47.480 --> 00:07:48.360
‫هوم.

00:07:52.110 --> 00:07:57.280
‫و این‌گونه، اوتو-من باری دیگر به چهارپایه‌ی همسرش تبدیل شد!
‫اوتومن=چهارپایه

00:07:57.280 --> 00:08:01.370
‫واقعاً که کمرت دوای درد پاهامه.

00:08:02.000 --> 00:08:04.170
‫واقعاً دلم به حالت می‌سوزه، اوتو-من!

00:08:04.170 --> 00:08:05.540
‫و حالا، تیکه کلامت!

00:08:05.540 --> 00:08:08.170
‫من! اوتو-من! هستم!

00:08:08.170 --> 00:08:10.010
‫یکم خجالت بکش!

00:08:10.010 --> 00:08:12.300
‫ساکت شو دیگه! واسه همه‌چیز اظهارنظر می‌کنه!

00:08:12.300 --> 00:08:14.970
‫روزها اوتو-منه، شب‌ها چهارپایه!

00:08:14.970 --> 00:08:17.180
‫حالا می‌فهمم چرا بین باباها محبوب نیست!

00:08:17.180 --> 00:08:19.100
‫تا وقتی بچه‌ها خوششون بیاد کافیه!

00:08:19.100 --> 00:08:21.480
‫نباید همچین چیزیو به بچه‌ها نشون بدی!

00:08:21.480 --> 00:08:25.100
‫حالا هرچی، فقط مزاحم اجرای صحنه نشو!

00:08:25.100 --> 00:08:28.610
‫طبق نمایشنامه پیش برو، وگرنه از پول خبری نیست!

00:08:29.190 --> 00:08:31.320
‫دنیای واقعی واقعاً سخته ها.

00:08:31.320 --> 00:08:33.650
‫خیلی‌خب، تا شروع نمایش همه استراحت کنن.

00:08:46.080 --> 00:08:48.090
‫تو همونی هستی که نقش متابولی رو بازی می‌کنه؟

00:08:48.960 --> 00:08:50.630
‫پات صدمه دیده.

00:08:51.010 --> 00:08:54.840
‫آره، من هیروناکا اَم، کسی که
‫ قبلاً نقش اوتو-من رو بازی می‌کرد.

00:08:55.130 --> 00:08:57.010
‫شرمنده برات زحمت درست کردم.

00:08:57.800 --> 00:09:00.220
‫موقع تمرین مچ پام پیش خورد.

00:09:00.220 --> 00:09:02.890
‫نمی‌تونستم بدلکاری کنم، پس نقشمو عوض کردن.

00:09:03.390 --> 00:09:06.770
‫و چون اولین نقش قهرمانی‌م بود،
‫ پسرم خیلی براش هیجان داشت.

00:09:07.440 --> 00:09:10.070
‫واقعاً ناامیدش کردم.

00:09:10.980 --> 00:09:15.150
‫بابتش متأسفم. پسرت امروز اینجاست؟

00:09:15.530 --> 00:09:18.280
‫آره، از قبل بلیط خریده بود.

00:09:18.780 --> 00:09:23.330
‫پس باید تمام تلاشمو توی نقش متابولی بکنم.

00:09:26.370 --> 00:09:29.460
‫خیلی سخته وقتی مامان‌بابات مجبورن زیر قولشون بزنن.

00:09:29.710 --> 00:09:32.090
‫مثل اینه که یه نقطه‌ضعف ازشون دیدی.

00:09:32.630 --> 00:09:36.930
‫مخصوصاً برای بابام. دلم می‌خواد
‫ این ابهت محکم و راسخ‌شو حفظ کنه.

00:09:40.850 --> 00:09:43.850
‫هیروناکا-سان، می‌تونی به پسرت یه خبری برسونی؟

00:09:43.850 --> 00:09:44.810
‫چی؟

00:09:46.230 --> 00:09:48.650
‫بهش بگو «من اوتو-من هستم!»

00:09:58.990 --> 00:10:00.570
‫سپس، وقت نمایش رسید.

00:10:01.530 --> 00:10:02.620
‫چه عجیبه.

00:10:02.620 --> 00:10:05.410
‫چطور جرئت داری این‌کارو باهام بکنی؟!

00:10:05.410 --> 00:10:07.960
‫سریع متا-متا می‌ترکونمت!

00:10:08.290 --> 00:10:10.130
‫یه‌جای کار می‌لنگه.

00:10:10.130 --> 00:10:11.670
‫این توی نمایشنامه نبود!

00:10:11.670 --> 00:10:14.760
‫بیا جلو ببینم، زیرپاییِ مازوخیست! سه سوته دخلتو میارم!

00:10:14.760 --> 00:10:16.970
‫متابولی هیچ‌وقت انقدر انرژی نداره!

00:10:17.170 --> 00:10:19.550
‫اون هیولائه کان-چانه، نه؟

00:10:19.550 --> 00:10:22.010
‫ولی گفت قراره نقش قهرمان رو بازی کنه.

00:10:22.010 --> 00:10:23.470
‫شاید برنامه تغییر کرده.

00:10:23.890 --> 00:10:26.100
‫وایسا، کانشی-کون. من باید چیکار کنم؟

00:10:26.100 --> 00:10:27.140
‫بیا جلو!

00:10:27.140 --> 00:10:28.390
‫ولی مچ پام...

00:10:28.390 --> 00:10:30.230
‫هرکاری می‌تونی بکنی بکن!

00:10:30.690 --> 00:10:33.520
‫اولین قهرمانِ یه پسر، پدرشونه.

00:10:33.520 --> 00:10:35.860
‫باید قدرتتو بهش نشون بدی!

00:10:42.830 --> 00:10:43.870
‫لگد بالشی.

00:10:51.790 --> 00:10:53.460
‫عـــــــــــــــه؟!

00:10:55.590 --> 00:10:57.210
‫اوتو-من چه قویه!

00:10:57.550 --> 00:10:58.970
‫کـ ـ کانشی-کون، خوبی؟

00:10:58.970 --> 00:11:02.760
‫این یارو چه مرگشه؟ خیلی قوی‌تر از
‫ چیزیه که فکر می‌کردم. می‌ترسم!

00:11:02.760 --> 00:11:06.220
‫یه درس حسابی بهت می‌دم، فسقلی!
‫بیا جلو، اوتو-من!

00:11:06.640 --> 00:11:07.730
‫مشت بالشی.

00:11:09.190 --> 00:11:10.230
‫و در نمایش امروز،

00:11:10.690 --> 00:11:14.480
‫اوتو-منِ ابرقوی، هیولا را با حرکاتی پرزرق و برق شکست داد!

00:11:14.730 --> 00:11:17.230
‫گفته می‌شه موفق‌ترین نمایش تا آن زمان بوده است.

00:11:17.230 --> 00:11:19.110
‫چه حس خوبی داره!

00:11:24.030 --> 00:11:26.330
‫بدون توجه به نمایشنامه نقش‌هاتونو عوض کردین!

00:11:26.330 --> 00:11:28.540
‫چطور تونستین همچین کاری کنین؟

00:11:28.700 --> 00:11:30.620
‫برای شما دوتا خبری از حقوق نیست!

00:11:31.750 --> 00:11:34.540
‫پول دریافتیِ کازاماتسوری کانشی از شیفت کاری امروزش...

00:11:35.040 --> 00:11:36.210
‫صفر ین است.

00:11:37.510 --> 00:11:39.920
‫فکر نکنم به‌درد کار پاره‌وقت بخورم.

00:11:42.010 --> 00:11:45.930
‫ولی فکر کنم اخلاقت برای یه محیط کاری عالیه.

00:11:46.430 --> 00:11:49.890
‫به‌نظر ایده‌ی خوبی باشه که شغل‌های مختلف رو امتحان کنی.

00:11:49.890 --> 00:11:50.980
‫چی؟

00:11:50.980 --> 00:11:52.940
‫می‌تونم برای گرفتن هزینه‌های این ماه صبر کنم.

00:11:53.060 --> 00:11:56.650
‫خدایی؟ یهو چی شد مهربون شدی؟!

00:11:56.650 --> 00:11:59.150
‫مویی-چان در واقع آدم مهربونیه.

00:11:59.320 --> 00:12:02.280
‫ولی گفته باشم، ماه بعدی باید هزینه‌ی دو ماه رو بدیا.

00:12:02.570 --> 00:12:04.700
‫اگه نتونی پولشو بدی، جریمه می‌شی.

00:12:04.910 --> 00:12:08.580
‫می‌دونم، می‌دونم! قول می‌دم دیگه پولی هدر ندم!

00:12:11.160 --> 00:12:12.620
‫عالیه، نه؟

00:12:15.540 --> 00:12:18.050
‫من! اوتو-من! هستم!

00:12:22.680 --> 00:12:24.050
‫یک ماه بعد...

00:12:41.490 --> 00:12:46.990
‫«گوشیمم خیلی کند شده.»

00:12:47.500 --> 00:12:53.420
‫خاطرات شغل پاره‌وقتِ کانشی - شغل دوم

00:13:21.860 --> 00:13:22.900
‫شغل دومِ من...

00:13:23.650 --> 00:13:25.950
‫قراره مغزمو ذوب کنه.

00:13:26.860 --> 00:13:29.160
‫دیگه نمی‌تونــــــــــــــم!

00:13:29.160 --> 00:13:33.080
‫شغل دومِ بسته‌بندی پیچ‌ها رو برای
‫ یکم پول در آوردن انتخاب کردم، ولی ازش متنفرم!

00:13:33.080 --> 00:13:34.660
‫می‌خوام استعفاء بدم!

00:13:34.910 --> 00:13:39.000
‫حتی یه بسته هم تموم نکردم،
‫ و الانشم از دیدن پیچ حالم به‌هم می‌خوره.

00:13:39.000 --> 00:13:43.050
‫ولی توی زمان استراحتم باید پول دربیارم،
‫وگرنه نمی‌تونم خرج‌های زندگی رو بدم.

00:13:43.170 --> 00:13:47.180
‫دیگه دلم نمی‌خواد اوتو-من باشـــــــــــم!

00:13:47.760 --> 00:13:49.930
‫طلسمی که باعث می‌شه سریعتر حرکت کنی؟

00:13:50.140 --> 00:13:51.510
‫خواهش می‌کنم، نیکو.

00:13:51.510 --> 00:13:53.140
‫یدونه هست، ولی چرا لازمش داری؟

00:13:53.140 --> 00:13:56.890
‫تو که الانشم انقدر ورجه‌وورجه می‌کنی که آروم‌وقرار نداری.

00:13:56.890 --> 00:13:58.060
‫بهم بر خورد.

00:13:58.060 --> 00:13:59.940
‫اصلاً نمی‌تونم کارمو پیش ببرم.

00:13:59.940 --> 00:14:01.570
‫فکر کردم می‌تونم موقع فیلم دیدن کار کنم،

00:14:01.570 --> 00:14:04.150
‫ولی از اول تا آخر فیلم، اولین پیچ هنوز توی دستمه.

00:14:04.150 --> 00:14:05.200
‫عجیب نیست؟

00:14:05.200 --> 00:14:06.570
‫واسه اینه که داری وسطش فیلم می‌بینی.

00:14:06.740 --> 00:14:08.530
‫و یه‌عالمه هم ازش آوردم.

00:14:08.530 --> 00:14:11.700
‫اتاقم از کارتن پر شده و هیچ‌وقت تمومش نمی‌کنم!

00:14:12.410 --> 00:14:15.450
‫می‌تونم از 1.5 برابر تا 10 برابر سرعتت رو افزایش بدم.

00:14:15.450 --> 00:14:18.460
‫هرچی سریعتر بهتر. نهایت سرعت رو برمی‌دارم، ممنون.

00:14:18.460 --> 00:14:20.380
‫ولی هشدارهای زیادی داره.

00:14:20.380 --> 00:14:23.250
‫اگه فقط بهم بگی‌شون، حواسمو جمع می‌کنم.

00:14:23.250 --> 00:14:26.470
‫انگار دارم پیرمردی رو می‌بینم که
‫ یه وسیله می‌خره که خیلی ازش نمی‌دونه.

00:14:26.630 --> 00:14:28.550
‫خیلی‌خب، اینا هشداراشه.

00:14:28.550 --> 00:14:30.720
‫یک. این طلسم هیچ زمانی قابل باطل شدن نیست.

00:14:30.720 --> 00:14:33.180
‫اثرش توی سه روز به‌صورت خودکار از بین می‌ره.

00:14:33.180 --> 00:14:35.810
‫خیلی هم عالی.
‫می‌تونم روی شغل دومم تمرکز کنم.

00:14:36.060 --> 00:14:39.600
‫دو. زمانی که تحت این طلسمی، نمی‌تونی به چیزی حمله کنی.

00:14:39.940 --> 00:14:43.860
‫این آخه چه حرفیه می‌زنی.
‫فقط قراره پیچ‌ومهره بسته‌بندی کنم.

00:14:43.860 --> 00:14:47.490
‫سه. ممکنه توی گزینه 10 برابر سریعتر، دچار فروپاشی روانی بشی.

00:14:47.490 --> 00:14:49.490
‫اصلاً اینی که می‌گی یعنی چی؟

00:14:49.610 --> 00:14:53.620
‫بیخیال بابا. این گله‌ها فقط برای آدمای معمولیه
‫ که از پسِ سرعت برنمیان.

00:14:53.620 --> 00:14:56.080
‫ناسلامتی به من می‌گن تنگوی تیزپا!

00:14:56.080 --> 00:14:57.710
‫کازاماتسوری کانشی...

00:14:57.710 --> 00:14:59.270
‫بده بزنیم!

00:14:59.460 --> 00:15:03.710
‫از اون افراده که بدون فکر کار می‌کنه، و بعداً پشیمون می‌شه.

00:15:03.710 --> 00:15:05.130
‫باشه پس، برو که رفتیم.

00:15:05.380 --> 00:15:07.970
‫کویی-کوییک، 10 برابر سرعت!

00:15:09.840 --> 00:15:11.930
‫چطوره، کان-چان؟

00:15:17.890 --> 00:15:19.850
‫الان گفت «ری»؟ چی؟

00:15:19.850 --> 00:15:20.900
‫کان-چان؟

00:15:24.150 --> 00:15:27.690
‫ای وای، کان-چان فقط داره دری‌وری حرف می‌زنه.

00:15:27.690 --> 00:15:30.860
‫ا ـ انقدر سریع حرکت می‌کنه که اصلاً نمی‌فهمیم منظورش چیه.

00:15:32.490 --> 00:15:34.990
‫یه تیکه کاغذ برداشته و داره یه‌چیزی می‌نویسه.

00:15:34.990 --> 00:15:36.790
‫فهمید با حرف زدن کار به جایی نمی‌بره.

00:15:37.830 --> 00:15:39.110
‫نمی‌تونم بفهمم شما چی می‌گین

00:15:39.120 --> 00:15:39.910
‫عه؟

00:15:40.160 --> 00:15:44.250
‫فهمیدم! مغزش داره 10 برابر سرعت معمولی کار می‌کنه.

00:15:44.840 --> 00:15:46.590
‫از زاویه دیدِ کانشی،

00:15:46.590 --> 00:15:50.550
‫ما توی 0.1 برابر سرعت حرکت می‌کنیم،
‫سر همین حرفای ما هم آروم شده.

00:15:51.010 --> 00:15:54.800
‫این یعنی چه‌جور دنیاییه؟

00:16:04.810 --> 00:16:08.320
‫دارن با صدای بم حرف می‌زنن
‫و عین روح می‌مونن! کرک و پرم ریخته!

00:16:08.820 --> 00:16:13.700
‫و حرکاتشون کلاً آرومه و داره مغزمو می‌ترکونه. وحشت کردم!

00:16:16.410 --> 00:16:18.080
‫اونطوری نکن تو رو خدا!

00:16:18.080 --> 00:16:21.330
‫الانه که دیوونه شم! کِی این قراره تموم شه؟

00:16:21.750 --> 00:16:24.330
‫یک. اثرش توی سه روز به‌صورت خودکار از بین می‌ره.

00:16:25.040 --> 00:16:26.090
‫درسته.

00:16:26.880 --> 00:16:30.840
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم دیگه کنارشون باشم.

00:16:31.420 --> 00:16:32.930
‫همون بهتره برم سر کار.

00:17:02.830 --> 00:17:04.210
‫هنوزم افتضاحه.

00:17:05.210 --> 00:17:06.920
‫این چه‌جور جهنمیه؟!

00:17:06.920 --> 00:17:10.130
‫فکر می‌کردم 10 برابر سریعتر حرکت می‌کنم
‫ که تمومش کنم، ولی اصلاً اونطوری نیست.

00:17:10.340 --> 00:17:11.840
‫زمان خیلی آروم می‌گذره!

00:17:11.840 --> 00:17:14.760
‫تازه ده دقیقه شده؟
‫من اینجا دو ساعته نشستم!

00:17:15.800 --> 00:17:20.470
‫با کسی هم نمی‌تونم حرف بزنم،
‫پس تا سه روز باید با همچین تنهایی‌ای سروکله بزنم؟

00:17:22.140 --> 00:17:25.900
‫سه روز نیست. 30 روزه.

00:17:26.150 --> 00:17:29.150
‫شوخیت گرفته دیگه؟ یعنی یه‌ماه باید واسه خودم تنهایی سر کنم؟

00:17:29.150 --> 00:17:31.650
‫نه، نه! تحمل همچین چیزیو ندارم!

00:17:31.650 --> 00:17:34.780
‫باید به نیکو بگم که منو به حالت عادی برگردونه.

00:17:37.070 --> 00:17:38.120
‫برگشت.

00:17:38.120 --> 00:17:40.160
‫تازه ده دقیقه گذشته ها.

00:17:41.290 --> 00:17:42.160
‫داره یه‌چیزی می‌گه.

00:17:42.500 --> 00:17:44.540
‫نمی‌تونیم زبونتو بفهمیم.

00:17:44.540 --> 00:17:47.170
‫کانشی، آروم‌تر. سعی کن آرومتر حرف بزنی.

00:17:48.710 --> 00:17:49.420
‫آروم‌تر!

00:17:50.750 --> 00:17:51.920
‫آروم‌تر از این!

00:17:52.630 --> 00:17:54.380
‫ناراحتم.

00:17:54.380 --> 00:17:55.630
‫ناراحتی، ها؟

00:17:55.630 --> 00:17:59.510
‫شرمنده‌م، کان-چان! نمی‌تونم کاریش بکنم.

00:17:59.510 --> 00:18:01.430
‫نیکو، نمی‌تونه حرفتو بفهمه.

00:18:04.140 --> 00:18:05.730
‫ نمی‌تونم کاریش بکنم!

00:18:05.730 --> 00:18:07.190
‫این شاید جواب بده.

00:18:12.900 --> 00:18:15.860
‫بازم رفت. جدی یه‌جورایی غمگینه.

00:18:16.320 --> 00:18:17.700
‫وایسا، باز اومد.

00:18:18.610 --> 00:18:19.950
‫داره غذا می‌خوره.

00:18:20.450 --> 00:18:24.580
‫وایسا ببینم. توی دنیای کانشی،
‫از اونجا که همه‌چی ده برابرِ معموله،

00:18:25.120 --> 00:18:27.710
‫این یعنی چیزی حدود 30 وعده غذا در روز می‌خوره!

00:18:27.710 --> 00:18:28.920
‫عــــه؟

00:18:29.460 --> 00:18:32.250
‫توی چند ثانیه غذاشو تموم کرد و باز رفت تو اتاقش.

00:18:32.630 --> 00:18:35.760
‫انقدر دلم به حالش می‌سوزه که نمی‌تونم اینطوری ببینمش.

00:18:37.840 --> 00:18:41.350
‫پس برای سه روز نمی‌تونیم باهاش حرف بزنیم،

00:18:41.640 --> 00:18:44.350
‫و قراره چندین و چندبار توی خونه رفت و آمد کنه.

00:18:44.350 --> 00:18:45.600
‫اوهوم.

00:18:45.980 --> 00:18:50.400
‫ولی حداقل بیا با این تنهایی‌ای که پشت‌سر می‌ذاره همدردی کنیم.

00:18:50.940 --> 00:18:55.280
‫من گفتم سه روز، ولی برای کان-چان شاید...

00:18:55.480 --> 00:18:56.860
‫به این چیزا فکر نکن!

00:18:57.360 --> 00:18:58.490
‫بازم اومد.

00:18:58.490 --> 00:18:59.660
‫الان چی شده؟

00:18:59.990 --> 00:19:01.530
‫باز داره غذا می‌خوره!

00:19:01.740 --> 00:19:04.240
‫هه؟ ولی همین 30 دقیقه پیش خورد که.

00:19:04.370 --> 00:19:07.410
‫ده برابرِ سی دقیقه می‌شه نزدیک پنج ساعت،
‫پس اونقدر هم دور از ذهن نیست.

00:19:07.410 --> 00:19:09.540
‫بیچاره دلم واسش می‌سوزه.

00:19:10.210 --> 00:19:14.710
‫کان-چان هم بیشتر از هرکسی موقع خوردن
‫ دوست داشت با بقیه حرف بزنه.

00:19:14.710 --> 00:19:17.300
‫حالا فقط با سرعت غذاشو تموم می‌کنه، و بعدشم می‌ره.

00:19:17.510 --> 00:19:21.550
‫ببخشید، کان-چان. حتماً احساس تنهایی می‌کنی.
‫سعی می‌کنم باهات مهربون باشم.

00:19:23.510 --> 00:19:25.060
‫داری بدجوری می‌ترسونیم!

00:19:26.140 --> 00:19:27.310
‫یه‌چیزی گفت.

00:19:28.100 --> 00:19:32.060
‫و اینطوری، زندگیِ ده‌برابر شده‌ی کانشی ادامه پیدا کرد.

00:19:32.690 --> 00:19:36.530
‫فعلاً تا یه‌مدتی غذای بیشتری خریدیم و روی میز گذاشتیم.

00:19:36.980 --> 00:19:40.400
‫مطمئن نیستیم کِی می‌خورتشون،
‫ولی با سرعت زیادی دارن کم می‌شن.

00:19:41.240 --> 00:19:43.320
‫وقتی تو خونه از کنار هم رد می‌شیم،

00:19:43.660 --> 00:19:47.330
‫برای کسری از ثانیه جلوم وایمیسه، و بعدش می‌ره.

00:19:48.120 --> 00:19:50.620
‫ولی برای اون احتمالاً کسری از ثانیه نبوده.

00:19:51.580 --> 00:19:53.830
‫از کندیِ خودم شرمم می‌گیره.

00:19:54.790 --> 00:19:57.090
‫توی شب، اتاقشو نگاه انداختم.

00:19:57.800 --> 00:19:59.840
‫خیلی‌وقت بود که کار پاره‌وقتشو تموم کرده بود،

00:20:00.380 --> 00:20:03.090
‫و بی‌سروصدا داشت به معبد خانوادگیش زل می‌زد.

00:20:04.010 --> 00:20:05.930
‫بعدش در رو بستم.

00:20:08.430 --> 00:20:10.730
‫وقتی صبح پاشدم، یه پیام گرفته بودم.

00:20:11.520 --> 00:20:14.360
‫برای اون، چندین روز تا الان گذشته بود.

00:20:14.610 --> 00:20:16.610
‫به‌نظر شورتشو با دست می‌شوره.

00:20:17.440 --> 00:20:19.190
‫ولی کلی طول می‌کشه که خشک شه.

00:20:19.570 --> 00:20:22.110
‫تمام شورتایی که داشت فقط با جریان باد تلوتلو می‌خوردن.

00:20:22.570 --> 00:20:24.110
‫سریع رفتم بیرون و شورت جدید خریدم.

00:20:24.490 --> 00:20:26.620
‫بعدش مثل جن جلوم ظاهر شد.

00:20:27.120 --> 00:20:31.370
‫دستمو محکم گرفت، و برای حدوداً سه ثانیه گریه کرد.

00:20:34.710 --> 00:20:37.130
‫کیگو-کون، از اینکه اومدی ممنون.

00:20:38.090 --> 00:20:39.260
‫کامایتاچی؟!
‫هیولای فولکلور ژاپنی

00:20:39.260 --> 00:20:40.380
‫کان-چانه.

00:20:40.710 --> 00:20:42.840
‫اوه، آره انگار خودشه.

00:20:43.930 --> 00:20:47.050
‫خب گفتی یه ایده تو سرت داری؟

00:20:47.140 --> 00:20:48.140
‫آره.

00:20:48.140 --> 00:20:51.770
‫یه برنامه هست که می‌تونین صداشو ضبط،
‫ و با سرعت پایین پخشش کنین.

00:20:52.600 --> 00:20:55.520
‫عجب. اینطوری می‌تونیم بشنویم چی می‌گه.

00:20:55.520 --> 00:20:59.280
‫کان-چان. بالأخره می‌تونی باهامون حرف بزنی.

00:20:59.530 --> 00:21:01.110
‫دو روز تا الان گذشته.

00:21:01.110 --> 00:21:03.900
‫برای اون، حدوداً 20 روزی شده که یه مکالمه ساده نداشته.

00:21:05.870 --> 00:21:07.240
‫کان-چان؟
‫کانشی؟

00:21:10.870 --> 00:21:13.290
‫شماها حالتون خوبه؟

00:21:13.540 --> 00:21:14.580
‫حرف زد!

00:21:14.580 --> 00:21:16.920
‫حتی صداشو ضبط نکردم، ولی داره عادی حرف می‌زنه.

00:21:17.130 --> 00:21:21.710
‫من... تمـ..رین... کردم.

00:21:22.090 --> 00:21:24.970
‫تمرین کردم!

00:21:24.970 --> 00:21:28.800
‫با اون‌همه زمانی که داشت، کانشی به زبان آروم مسلط شده بود.

00:21:29.890 --> 00:21:31.810
‫و بعد مدت‌ها باهم وقت گذروندیم.

00:21:32.430 --> 00:21:34.690
‫حتی راه رفتن هم تمرین کردم.

00:21:34.940 --> 00:21:38.940
‫خیلی سخته بخوام آروم راه برم، سر همین قدمای کوتاه برمی‌دارم.

00:21:39.400 --> 00:21:40.730
‫اینطوری راه می‌رم.

00:21:40.730 --> 00:21:41.820
‫چه ترسناک!

00:21:43.190 --> 00:21:46.200
‫اون شب، همگی باهم روی یه میز غذا خوردیم.

00:21:47.160 --> 00:21:50.580
‫برنجی که تو کاسه‌ی کانشی ریختم بلافاصله ناپدید شد،

00:21:51.370 --> 00:21:53.160
‫ولی هنوزم پیشمون نشست.

00:21:57.420 --> 00:22:00.340
‫زمانی که تازه به زندگی آرام عادت کرده بود،

00:22:00.590 --> 00:22:01.960
‫زمان موعود سرانجام فرا رسید.

00:22:01.960 --> 00:22:04.470
‫داشتم از خنده روده‌بر می‌شدم.

00:22:07.180 --> 00:22:08.340
‫به حالت عادی برگشت.

00:22:08.510 --> 00:22:09.390
‫تونستی، کانشی!

00:22:09.390 --> 00:22:10.850
‫خوش برگشتی، کان-چان.

00:22:12.350 --> 00:22:15.480
‫شماها خیلی سریعید...

00:22:15.480 --> 00:22:17.810
‫و خیلی ترسناکه!

00:22:17.810 --> 00:22:19.610
‫چرا داری اونطوری حرف می‌زنی؟

00:22:19.980 --> 00:22:23.780
‫کانشی حالا با افت سرعت مواجه شده بود!

00:22:23.940 --> 00:22:25.570
‫دیگه قراره دیوونه شم!

00:22:27.000 --> 00:22:37.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:37.024 --> 00:22:58.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:57.580 --> 00:24:00.620
‫پیش‌نمایش قسمت بعد با دو برابر سرعت. کویی-کوییک!

00:24:00.620 --> 00:24:02.290
‫این قسمت ویچ واچ چطور بود؟
‫پسر، عجب زمان سختی داشتم.

00:24:02.290 --> 00:24:03.540
‫قبل این حرفا، اول برام شورت جدید بخر.

00:24:03.540 --> 00:24:04.460
‫معلومه دیگه! به ازای چیزایی که پوشیدی.

00:24:04.460 --> 00:24:05.840
‫اونارو اشتباهی پوشیده بودم!
‫بعدم شستم و پسشون دادم.

00:24:05.840 --> 00:24:07.760
‫شستن به‌درد نمی‌خوره!
‫اگه لاپایی‌ت یه‌بار بهش بخوره، دیگه قابل پوشیدن نیست.

00:24:07.760 --> 00:24:09.800
‫چطوری همچین چیزی می‌گی؟ فکر می‌کردم باهم رفیقیم.

00:24:09.800 --> 00:24:11.970
‫- شورتِ اوگرها رو پوشیدی، ولی هنوزم ضعیفی.
‫- شماها دارین چی می‌گین؟!