﻿WEBVTT

00:00:07.520 --> 00:00:09.070
‫طبق قولی که والدین‌شون به هم دادند،

00:00:09.070 --> 00:00:15.490
‫نیکوی ساحره و موریهیتوی اوگر
‫ به‌طور ناگهانی شروع به زندگی با یکدیگر کردند.

00:00:16.030 --> 00:00:18.740
‫زندگی دبیرستانی‌ای که نیکو اشتیاقش را می‌کشید ثمربخش بوده،

00:00:18.870 --> 00:00:21.950
‫و در حینی که احساساتش نسبت به موریهیتو درحال افزایش بود،

00:00:22.200 --> 00:00:24.830
‫کانشیِ تنگو، کیگوی گرگینه،

00:00:24.830 --> 00:00:27.590
‫و میهاروی خون‌آشام نیز شروع به زندگی با آن‌ها کردند.

00:00:28.170 --> 00:00:30.250
‫به‌لطف شخصیت‌های جورواجور و متنوع‌شان،

00:00:30.250 --> 00:00:35.050
‫زندگی ساحره و آشناهایش روز به روز پرنشاط‌تر می‌شود.

00:00:35.890 --> 00:00:37.549
‫روزهای باقی‌مانده ‫تا جشنواره‌ی آسونارو: ‫15

00:00:37.550 --> 00:00:39.890
‫جشنواره‌ی آسونارو نزدیکه ها، نه؟

00:00:39.890 --> 00:00:41.640
‫آره، نمی‌تونم براش صبر کنم.

00:00:41.890 --> 00:00:44.310
‫با کارا-چان و بقیه درباره‌ی اینکه می‌خوایم چیکار کنیم حرف می‌زدم.

00:00:44.310 --> 00:00:46.150
‫اوه، ارائه‌ی کلاس‌مون برای جشنواره؟

00:00:46.230 --> 00:00:49.480
‫درسته، به فکر چیزی مثل کافه، بند موسیقی، یا رقص گروهی بودیم.

00:00:49.480 --> 00:00:50.610
‫چقدر عالی.

00:00:50.610 --> 00:00:52.740
‫موریهیتو؟ چی شده؟

00:00:53.440 --> 00:00:55.320
‫من، فردا...

00:00:56.360 --> 00:00:59.160
‫من فردا! همه‌شونو می‌شورم!

00:01:00.660 --> 00:01:01.990
‫تو که همیشه می‌شوری‌شون.

00:01:01.990 --> 00:01:03.540
‫این چه‌جور اطلاعیه‌ایه؟

00:01:03.540 --> 00:01:06.370
‫تازه‌شم، از اول قرار بود لباسامونو خودمون بشوریم.

00:01:06.370 --> 00:01:07.880
‫این شلوار جین‌ـه!

00:01:07.880 --> 00:01:10.000
‫با امروز، الان یه‌سال شده که دارم می‌پوشمش.

00:01:10.000 --> 00:01:13.550
‫منظورم اینه که دومین شست‌وشوییه که
‫ برای این جین‌های LVC 1947 مدل 501 انجام می‌دم.

00:01:17.130 --> 00:01:19.680
‫اصلاً نمی‌فهمم چی داری می‌گی.

00:01:19.700 --> 00:01:29.700
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:50.690 --> 00:02:52.900
‫دومین شست‌وشو، دقیقاً همون چیزیه که به‌نظر میاد.

00:02:52.900 --> 00:02:54.730
‫یعنی برای بار دومه که می‌شورمش.

00:02:54.730 --> 00:02:58.690
‫چی؟ داری می‌گی این شلوارو کلاً یه‌دفعه شستی؟

00:02:58.690 --> 00:03:01.030
‫فکر می‌کردم آدم تمیزی باشی، ولی این خیلی چندشه.

00:03:01.030 --> 00:03:02.620
‫کِی اولین‌بار شستیش؟

00:03:02.870 --> 00:03:06.370
‫این پارچه‌ی خام‌ـه، پس اولین شست‌وشو وقتی که خریدمش،
‫برای از بین بردن آهارش بود.
‫آهار: ماده‌ای که برای فرم‌دادن به پارچه استفاده می‌شه.

00:03:07.660 --> 00:03:09.620
‫خام؟ آهار؟

00:03:09.620 --> 00:03:12.330
‫پارچه‌ی خام، پارچه‌ایه که از قبل شسته نشده باشه.

00:03:12.330 --> 00:03:15.460
‫یه‌بار فقط با آب می‌شوریشون که کوچیک بشن،

00:03:15.460 --> 00:03:17.040
‫وگرنه خط چروک‌ها طبق بدنت فرم نمی‌گیرن.

00:03:17.960 --> 00:03:20.630
‫بعد از اون، برای یه‌مدت باید بدون شستن بپوشی‌شون.

00:03:20.630 --> 00:03:21.840
‫حداقلش سه ماهه.

00:03:21.840 --> 00:03:26.430
‫اونایی که اراده‌ای راسخ دارن حتی تا یه سال هم
‫بدون شستنش سر می‌کنن، و انقدر جین‌هاشونو می‌پوشن که بپوسن!

00:03:26.680 --> 00:03:27.930
‫هدفت باید ریش‌های اوگر باشه!

00:03:27.930 --> 00:03:29.730
‫هیچ نمی‌فهمم چی می‌گی.

00:03:29.980 --> 00:03:32.480
‫بیخیالش شو، کیگو. بیشتر از این بحثو باز نکن.

00:03:32.900 --> 00:03:36.070
‫موریهیتو وقتی درباره‌ی چیزای موردعلاقه‌ش حرف می‌زنه،
‫کلاً یه آدم دیگه می‌شه.

00:03:36.070 --> 00:03:38.320
‫اگه چیزی بپرسی، تاابد وراجی می‌کنه.

00:03:38.320 --> 00:03:40.150
‫که اینطور. پس باید تمومش کنم.

00:03:40.150 --> 00:03:45.120
‫عــــه. چقدر جالب به‌نظر میاد.
‫می‌شه درمورد پارچه‌های جین بیشتر بهم بگین؟

00:03:45.490 --> 00:03:46.370
‫ای احمق!

00:03:46.580 --> 00:03:49.370
‫هه؟ میهارو، می‌خوای بیشتر بدونی؟

00:03:49.370 --> 00:03:53.210
‫همم. باشه، متوجه شدم. بذار بهت توضیح بدم.

00:03:53.330 --> 00:03:55.330
‫اوه. یادم اومد یه‌کاری دارم.

00:03:55.460 --> 00:03:56.220
‫منم.

00:03:56.220 --> 00:03:57.460
‫منم همینطور.

00:03:59.960 --> 00:04:01.470
‫این فرصت خوبیه، پس شما هم گوش کنین.

00:04:01.470 --> 00:04:02.840
‫فرصت برای چی؟

00:04:03.380 --> 00:04:10.850
‫وقتی بحث از پارچه‌ی جین باشه، می‌خوام طوری توضیحش بدم
‫که حتی شما آبی‌های آسمونی هم خوب متوجه بشید.

00:04:11.350 --> 00:04:12.940
‫من از آدمای پوشنده‌ام.

00:04:12.940 --> 00:04:16.900
‫یعنی خودمو تمرین می‌دم تا بافت و ظاهرِ شلوار
‫به اون‌شکلی که خودم می‌خوام دربیاد.

00:04:16.900 --> 00:04:19.360
‫متوجه شدید؟ می‌تونین شلوار جین رو تمرین بدید.

00:04:19.780 --> 00:04:20.900
‫هرچقدر بیشتر بپوشیدش،

00:04:20.900 --> 00:04:24.570
‫چروک‌ها فرم می‌گیرن،
‫و درحالی که جنس پارچه پوسیده می‌شه، رنگش هم می‌ره.

00:04:24.570 --> 00:04:27.490
‫به این چروک‌ها، ریش هم می‌گن.

00:04:27.910 --> 00:04:32.370
‫وقتی این ریش‌ها جاشونو پیدا کنن، اونوقت خط‌های سفیدی تشکیل می‌دن.

00:04:32.370 --> 00:04:37.500
‫بخش‌های فرو رفته، رنگ نیلیِ تیره می‌گیرن،
‫در عین اینکه بخش‌های برجسته رنگ‌شون می‌ره.

00:04:38.000 --> 00:04:41.050
‫به رنگ‌رفتگیِ زیر کمر و فاقِ شلوار هم ریش می‌گن.

00:04:41.670 --> 00:04:44.550
‫به رنگ‌رفتگیِ پشت زانوها می‌گن کندوی عسل،

00:04:44.550 --> 00:04:47.090
‫و این دوتا شلوار خوب می‌تونن ارزشِ این رنگ‌رفتگی‌ها رو نشون بدن.

00:04:47.680 --> 00:04:50.260
‫عاشق‌های جین دنبال اینجور چیزان.

00:04:50.260 --> 00:04:52.850
‫«خوب رنگشو نگه داشته، ولی این ریش‌های اوگر حرف ندارن!»

00:04:53.020 --> 00:04:55.600
‫«وای. کندوهات عجب شکل‌وشمایلی به خودشون گرفتن.»

00:04:55.600 --> 00:04:59.020
‫«این چین و چروکا خوب روت نشسته ها.» و این چیزا.

00:04:59.610 --> 00:05:03.360
‫کانشی-سان، من شلوار جین نمی‌پوشم، سر همین خیلی حوصله‌م سر رفته.

00:05:03.360 --> 00:05:05.200
‫خودِ جنابعالی تحریکش کردی!

00:05:05.490 --> 00:05:07.530
‫خب، امم، می‌گم، سنسه.

00:05:07.530 --> 00:05:08.700
‫چی شده، میهارو-کون؟

00:05:08.910 --> 00:05:11.990
‫یه‌سری شلوارهای جین رو می‌فروشن که رگه‌های سفید روشون هست.

00:05:11.990 --> 00:05:15.460
‫به‌جای تمرین دادنِ جین‌ها، نمی‌شه اونا رو خرید؟

00:05:16.420 --> 00:05:19.210
‫هوم، سؤال بسیار خوبی بود.

00:05:19.630 --> 00:05:24.420
‫خب البته، علاوه بر پارچه‌ی خام، جین‌های دیگه‌ای هم هست که
‫با طول‌عمر مصنوعی فروش می‌رن.

00:05:24.420 --> 00:05:27.720
‫به‌خاطر این محبوبن چون وقتی می‌خری‌شون، یه بافتِ نرمی به خودشون دارن.

00:05:27.720 --> 00:05:29.970
‫چرا حس می‌کنم اخلاقش داره عوض می‌شه؟

00:05:30.100 --> 00:05:32.310
‫ولی این ریش و رنگ‌رفتگی‌ها...

00:05:32.310 --> 00:05:35.520
‫نتیجه‌ی این بوده که یکی برای چندین‌سال اونا رو پوشیده؟

00:05:35.520 --> 00:05:36.980
‫چی؟ از کجا بدونم.

00:05:37.350 --> 00:05:39.360
‫درسته. همچین چیزی نیست.

00:05:39.650 --> 00:05:42.530
‫از توی شست‌وشوی سنگی یا اسیدی عبور می‌کنن،

00:05:42.530 --> 00:05:45.110
‫برای همین طول‌عمرِشون مصنوعیه.

00:05:45.950 --> 00:05:47.320
‫با همین جواب راضی هستی؟

00:05:47.320 --> 00:05:48.200
‫عــه؟

00:05:48.200 --> 00:05:50.950
‫و البته همینا هم نباید کم‌اهمیت شمرد.

00:05:50.950 --> 00:05:55.080
‫اما خب، این ماییم که داریم خودمونو توی شلوار جین جا می‌دیم.

00:05:55.080 --> 00:05:57.870
‫وقتی حرف از شلوار جین باشه، یعنی «کوچک شه تا جا شه.»

00:05:57.870 --> 00:06:01.540
‫لذتِ واقعی از این میاد که جین رو اندازه و متناسب با بدنت کنی.

00:06:01.540 --> 00:06:03.170
‫و ـ ولی، سنسه!

00:06:03.170 --> 00:06:08.260
‫اگه یه دست‌دومشو بگیری، ریش‌هاش دیگه مصنوعی نیستن که!

00:06:08.260 --> 00:06:11.510
‫درسته، کانشی-کون. به نکته خوبی اشاره کردی.

00:06:11.510 --> 00:06:13.640
‫منم جین‌های دست‌دوم رو دوست دارم.

00:06:14.220 --> 00:06:15.720
‫با این‌حال، فقط داری...

00:06:17.020 --> 00:06:18.480
‫زندگیِ یه‌نفر دیگه رو می‌پوشی، نه؟

00:06:18.480 --> 00:06:19.900
‫تو رو خدا بس کن!

00:06:20.020 --> 00:06:22.690
‫ولی وایسا، داره حس کلافگی بهم دست می‌ده...

00:06:22.690 --> 00:06:24.980
‫خودتو جمع کن! داری تسلیمِ افسونش می‌شی!

00:06:24.980 --> 00:06:26.280
‫کیگو-کون.

00:06:26.860 --> 00:06:28.900
‫این نقطه رو روی شلوارم ببین.

00:06:29.490 --> 00:06:32.320
‫این برای زمانیه که با ولف-کون جنگیدم.

00:06:33.910 --> 00:06:36.830
‫ریش‌ها و زخم‌هایی روی جین هستن کاملاً شخصی‌ان.

00:06:36.830 --> 00:06:39.460
‫ظاهر بدن و سبک زندگیِ اون فرد...

00:06:39.460 --> 00:06:42.670
‫و همینطور طراحی بخصوصی که از خاطراتِ اون فرد زاده شده.

00:06:42.880 --> 00:06:45.550
‫زندگی‌شون توی اون جین‌ها حک شده!

00:06:46.760 --> 00:06:48.420
‫پس فکر نمی‌کنین...

00:06:49.130 --> 00:06:53.930
‫فکر نمی‌کنین حتی برای یه‌بارم که شده
‫بخواید شلوار جین‌تونو تمرین بدید؟

00:06:54.220 --> 00:06:56.020
‫سـ ـ سنسه!

00:06:56.020 --> 00:06:58.390
‫الان واقعاً می‌خوام جین‌های خودمو بگیرم!

00:06:58.390 --> 00:06:59.100
‫منم همینطور!

00:06:59.100 --> 00:07:01.350
‫می‌خوام انقدر بپوشمشون که پوست‌پوست بشن!

00:07:01.350 --> 00:07:03.690
‫حالا این کلی هیجان‌انگیزتر شد!

00:07:06.360 --> 00:07:07.820
‫ای خدا.

00:07:08.190 --> 00:07:10.200
‫و اینگونه، رختشویی به اتمام رسید!

00:07:10.400 --> 00:07:13.320
‫ریش‌ها هنوز اونجان، ولی اونقدر از بین نرفتن.

00:07:13.320 --> 00:07:14.990
‫حتی با اینکه یه‌سال پوشیدیش؟

00:07:14.990 --> 00:07:18.250
‫ولی حالا، ریش‌ها جاشونو پیدا کردن،

00:07:18.250 --> 00:07:19.830
‫پس ریشِ جدید نباید تشکیل بشه.

00:07:20.330 --> 00:07:25.590
‫از اینجا به بعد، می‌تونی به‌طور معمول بشوریش،
‫و سال‌ها برای رنگ‌رفتگیش تلاش کنی.

00:07:25.840 --> 00:07:28.170
‫مثل همیشه نمی‌فهمم چی داری می‌گی،

00:07:28.170 --> 00:07:29.970
‫ولی این مسیرِ جینی خیلی سخت به‌نظر میاد.

00:07:30.220 --> 00:07:32.930
‫چطوری باید کاری کنی زودتر رنگش بره؟

00:07:32.930 --> 00:07:36.470
‫اگه با رنگ‌رفتگیِ جین‌ها مشکلی نداره، فقط بیشتر بشورش.

00:07:36.890 --> 00:07:38.810
‫اگه می‌خوای رنگِ ریش‌ها تیره‌تر شه،

00:07:38.810 --> 00:07:40.480
‫فقط باید هرروز بپوشی‌شون.

00:07:40.480 --> 00:07:43.690
‫پارچه بعد از بارها خورده و تا شدن رنگشو از دست می‌ده.

00:07:43.690 --> 00:07:46.480
‫اگه زیاد کشش و اصطکاک بهش بدی، سریعتر رنگش می‌ره.

00:07:47.980 --> 00:07:50.860
‫اگه اینطوریه، یه طلسمِ خوب براش دارم.

00:07:51.570 --> 00:07:54.160
‫داپلگنگر!

00:07:57.700 --> 00:07:59.500
‫همون طلسم از بازیِ اوروبوروس‌ـه.

00:07:59.500 --> 00:08:03.000
‫آره! این‌بار، می‌ذاریم کپیِ مویی-چان شلوار رو بپوشه،

00:08:03.000 --> 00:08:04.920
‫و می‌ذاریم تاابد اسکوات بزنه.

00:08:04.920 --> 00:08:06.210
‫عـــــــه؟

00:08:08.750 --> 00:08:11.970
‫فقط برای این ساخته شده که اسکوات بزنه و جینم سریعتر رنگش بره؟

00:08:11.970 --> 00:08:14.010
‫بس کن! آدم دلش می‌سوزه.

00:08:14.010 --> 00:08:15.340
‫مگه یه باشگاه ورزشی از دوره‌ی شوواـیم؟!

00:08:15.340 --> 00:08:19.310
‫این کپی شخصیت نداره و دردی احساس نمی‌کنه،
‫پس نمی‌خواد دلت بسوزه.

00:08:19.310 --> 00:08:20.780
‫اصول اخلاقی‌ت کجا رفته؟

00:08:21.020 --> 00:08:24.600
‫نه. کپی نمی‌تونه از دستوراتِ پیچیده پیروی کنه،

00:08:24.600 --> 00:08:27.860
‫ولی اگه حرکاتِ تکراری باشه، با کلی اشتیاق انجامش می‌ده.

00:08:27.860 --> 00:08:30.070
‫فکر کردم گفتی شخصیت نداره.

00:08:30.070 --> 00:08:33.150
‫کپی مویی-چان، با هر سرعتی که راحتی انجامش بده، خب؟

00:08:33.150 --> 00:08:34.860
‫اگه خسته شدی استراحت کن.

00:08:35.870 --> 00:08:38.330
‫اگه اینطوری بهش بگی، هرموقع نیاز باشه استراحت می‌کنه،

00:08:38.330 --> 00:08:40.370
‫و وقتی آماده شد دوباره از سر می‌گیرتش.

00:08:43.330 --> 00:08:44.620
‫با این‌حال...

00:08:44.830 --> 00:08:48.540
‫از آنجا که کپیِ موریهیتو از استقامتِ موریهیتو هم برخورداره،

00:08:48.790 --> 00:08:50.710
‫نمی‌فهمید چه زمانی خسته شده.

00:09:02.850 --> 00:09:06.230
‫معذرت می‌خوام، مویی-چان! بازم زیاده‌روی کردم...

00:09:06.230 --> 00:09:08.650
‫نه، مشکلی نیست.

00:09:09.230 --> 00:09:11.440
‫پارگی روی شلوار جین، نشان افتخاره.

00:09:11.440 --> 00:09:15.490
‫خودم می‌دوزم و درستش می‌کنم. این باید خاطره‌ی خوبی بشه.

00:09:16.240 --> 00:09:17.620
‫اصلاً نگرانش نیستم.

00:09:17.950 --> 00:09:22.330
‫با اینکه رنگ آبی تیره‌ست، پارگی به این حجم تعادلشو به‌هم می‌زنه.

00:09:23.660 --> 00:09:27.290
‫یه پینه‌دوزیِ درب‌وداغون خودش آدمو شاد می‌کنه.

00:09:27.670 --> 00:09:29.710
‫بدجوری دلخور شده ها، نه؟

00:09:29.920 --> 00:09:32.510
‫نمی‌تونی با ترمیمِ ساحره درستش کنی؟

00:09:33.340 --> 00:09:34.590
‫می‌تونم، ولی...

00:09:35.170 --> 00:09:40.680
‫این یه مدل 501xxـه و خیلی هم گیرونه.

00:09:40.680 --> 00:09:44.310
‫مویی-چان کلی براش زحمت کشیده، که یعنی ارزشش خیلی بالاست.

00:09:44.310 --> 00:09:46.850
‫هیچی نیست که بشه در ازاش استفاده کرد.

00:09:47.100 --> 00:09:51.440
‫که اینطور، پس هرچی بیشتر مراقبت شده باشه، درست‌کردنش سخت‌تره.

00:09:51.440 --> 00:09:53.980
‫خب، ممکنه با این بشه درستش کرد؟

00:09:54.570 --> 00:09:58.660
‫بابام اینو برام فرستاد و گفت که به موریهیتو-سان بدمش.

00:09:58.660 --> 00:10:00.410
‫ولی زیادی ترکیده،

00:10:00.410 --> 00:10:02.620
‫پس شاید بتونیم درستش کنیم و به‌عنوان هدیه بهش بدیم.

00:10:03.120 --> 00:10:07.460
‫آره، همچین چیزی در ازای یکی از لباسای خودم باید درست بشه.

00:10:07.460 --> 00:10:09.880
‫ولی خب فکر نکنم اشتباهمو جبران کنه.

00:10:10.080 --> 00:10:12.210
‫ترمیمِ ساحره!

00:10:13.920 --> 00:10:15.340
‫و اینطوری شد که...

00:10:15.340 --> 00:10:19.390
‫تونستیم این جین رو درست کنیم، پس امیدوارم قبولش کنی.

00:10:31.980 --> 00:10:32.860
‫مویی-چان؟

00:10:32.860 --> 00:10:34.530
‫این نزدیک یه میلیون ین می‌ارزه.

00:10:34.530 --> 00:10:35.570
‫عــــــــــه؟!

00:10:35.570 --> 00:10:37.490
‫یه میلیون؟ دروغ نگو!

00:10:37.490 --> 00:10:39.280
‫این که فقط یه شلوار دست‌دومه!

00:10:39.820 --> 00:10:44.200
‫وصله چرمی، برچسب سایزبندی و دوخت زرد.

00:10:44.200 --> 00:10:49.580
‫این قطعاً یه لیوای 501xx مدل 1947، و یه عتیقه‌ی واقعیه.

00:10:49.580 --> 00:10:53.500
‫سایزش عالیه، وصله‌ی چرمیش وضعش خوبه،
‫و هیچ پارگیِ زیادی نداره.

00:10:53.500 --> 00:10:56.510
‫یه مدل محبوبه که توی این وضعیتش هیچ‌جا پیدا نمی‌کنی.

00:10:56.510 --> 00:10:58.300
‫ارزششو نمی‌شه توصیف کرد.

00:10:58.550 --> 00:11:02.510
‫عجب! بابام ارزششو می‌دونست
‫و می‌خواست به‌عنوان تشکر هدیه‌ش کنه.

00:11:02.510 --> 00:11:05.430
‫طلسمِ نیکو کار نکرد، چون ارزش واقعی‌شو نمی‌دونست.

00:11:05.680 --> 00:11:09.310
‫موریهیتو! بهتر نیست اگه بفروشیش؟ بحث یه میلیون ین‌ـه ها!

00:11:09.310 --> 00:11:11.480
‫به اون‌همه شلوار جینی که می‌تونی بخری فکر کن!

00:11:14.610 --> 00:11:15.440
‫نه...

00:11:16.480 --> 00:11:19.070
‫می‌پوشمش. ممنون، نیکو، میهارو.

00:11:20.400 --> 00:11:22.990
‫نخیر! مخت تاب برداشته؟ یکم بیشتر بهش فکر کن!

00:11:22.990 --> 00:11:24.660
‫فقط یه تمبون پات کن دیگه!

00:11:24.660 --> 00:11:26.080
‫نه، همینو می‌پوشم!

00:11:26.080 --> 00:11:29.040
‫هیچ‌وقت دیگه فرصت نمی‌کنم یه 501xx عین این بپوشم!

00:11:29.040 --> 00:11:31.540
‫امم، ولی بابام اون ریش‌ها رو اونجا گذاشته ها.

00:11:31.540 --> 00:11:33.330
‫مگه همچین چیزی اصلاً مهمه؟!

00:11:34.590 --> 00:11:35.960
‫اوتوگی موریهیتو.

00:11:36.630 --> 00:11:39.510
‫مضاف بر مدل قدیمیِ 501xx،

00:11:39.510 --> 00:11:42.840
‫او همچنین مدل اصلی که
‫به قیمت یک میلیون ین می‌ارزد را نیز به‌دست آورد.

00:11:48.770 --> 00:11:52.850
‫خیلی‌خب، با کدوم‌یکی از این سلبریتی‌ها می‌خواید قرار بذارید؟

00:11:53.100 --> 00:11:54.730
‫بعد از این پیام تبلیغاتی می‌فهمیم.

00:11:56.690 --> 00:11:59.740
‫راستی، تا حالا با دختری سر قرار رفتین؟

00:12:09.500 --> 00:12:12.500
‫فقط می‌تونم صدای نفسی که از بین دندوناشون میاد رو بشنوم.

00:12:13.620 --> 00:12:16.500
‫و حدوداً بیست دقیقه بعد از اون مثل جهنم بود.

00:12:16.750 --> 00:12:21.050
‫به این بحث تبدیل شد که کی می‌تونه بهترین برنامه‌ی قرار رو بچینه،

00:12:21.050 --> 00:12:24.590
‫و همه خودشونو بهترین فرد معرفی کردن.

00:12:25.050 --> 00:12:27.220
‫نتونستن موافقت کنن که کی راست می‌گه،

00:12:27.470 --> 00:12:29.810
‫و تبدیل به کشمکشی شد که گوش دادن بهش خجالت‌آور بود.

00:12:30.100 --> 00:12:35.350
‫آخراشم، مکان‌های قراری که می‌شناختن رو اسم بردن.

00:12:35.350 --> 00:12:36.240
‫موزه جیبلی.

00:12:36.240 --> 00:12:39.360
‫موزه حشره‌شناسیِ مگورو.
‫بله، گوش دادن بهش عذاب‌آور بود.

00:12:39.610 --> 00:12:42.440
‫یعنی چی، چرا انقدر از خودت مطمئنی؟

00:12:42.650 --> 00:12:45.240
‫چون اعتمادبه‌نفس دارم! منطقم منطقیه!

00:12:45.240 --> 00:12:46.120
‫اعتراف کردی!

00:12:46.120 --> 00:12:48.080
‫ولی ثابتش که نمی‌شه کرد!

00:12:49.160 --> 00:12:51.200
‫این دیگه چه‌جور دعواییه؟

00:12:54.080 --> 00:12:56.000
‫می‌تونم ثابتش کنم.

00:12:56.330 --> 00:13:00.000
‫فقط باید یه دختر رو سر قراری که
‫ برنامه‌ریزی کردم ببرم و بهش خوش بگذره.

00:13:00.000 --> 00:13:02.720
‫پس حالا، نیکو، من و تو فردا می‌ریم سر قرار!

00:13:02.720 --> 00:13:04.470
‫عـــــــــــــه؟

00:13:07.600 --> 00:13:10.260
‫چطوری کار به اینجا کشید؟

00:13:11.270 --> 00:13:15.190
‫ولی خیلی مشتاقم. موندم کجا می‌خواد منو ببره؟

00:13:15.190 --> 00:13:17.690
‫شاید پارک؟ یا شاید پیک‌نیک؟

00:13:17.690 --> 00:13:21.570
‫بالأخره مویی-چانه دیگه، حتماً به یه غافلگیری هم فکر کرده.

00:13:22.190 --> 00:13:26.490
‫شاید یهو بیاد بگه «بفرما، برات گل گرفتم.»

00:13:27.530 --> 00:13:28.530
‫شرمنده منتظر موندی.

00:13:29.160 --> 00:13:30.410
‫اوه، بله.

00:13:31.700 --> 00:13:34.330
‫نیکو، اول می‌خوام یه‌چیزی بهت بدم.

00:13:34.330 --> 00:13:36.330
‫چی؟ تصوراتم می‌خواد تبدیل به واقعیت بشه؟

00:13:36.540 --> 00:13:39.250
‫نه، نه، نباید گول بخوری.

00:13:39.250 --> 00:13:42.920
‫به‌جای گل، مویی-چان حتماً بهم شیرینی سوغاتی‌ای چیزی می‌ده.

00:13:43.460 --> 00:13:44.220
‫برنامه‌مونه.

00:13:44.220 --> 00:13:45.880
‫این واقعاً غیرمنتظره بود.

00:13:46.220 --> 00:13:48.390
‫عه؟ یه برنامه؟ برای قرار؟

00:13:48.720 --> 00:13:51.060
‫تا 3 صبح بیدار موندم که تمومش کنم.

00:13:51.060 --> 00:13:53.180
‫ولی برای یه قرار نیازه؟

00:13:53.180 --> 00:13:55.520
‫تمام کارایی که توی این قرار می‌کنیم لیست شده.

00:13:55.520 --> 00:13:58.270
‫عنصر غافلگیری رو با خاک یکسان کرد.

00:13:58.770 --> 00:14:02.020
‫وای! حتی زمان رسیدنِ قطار هم نوشتی.

00:14:02.020 --> 00:14:03.610
‫آره، پس دیگه باید راه بیفتیم.

00:14:03.610 --> 00:14:06.650
‫اگه عجله نکنیم، به رزرو ناهارمون نمی‌رسیم.

00:14:06.650 --> 00:14:08.660
‫برای ناهار جایی رزرو کردی؟

00:14:12.490 --> 00:14:13.910
‫خوشبختانه به‌موقع رسیدیم.

00:14:14.580 --> 00:14:15.870
‫منو رو میارید؟

00:14:15.870 --> 00:14:18.670
‫و ـ واقعاً‌ سخته پابه‌پای یه اوگر دوئید.

00:14:19.040 --> 00:14:22.750
‫استقامتِ من حتی بین دخترای معمولی هم پایینه.

00:14:22.750 --> 00:14:26.420
‫این قرار ناهارمون به تمرین ورزشی تبدیل شده.

00:14:26.840 --> 00:14:28.590
‫اوه، من خوراک گراتین می‌گیرم.

00:14:28.590 --> 00:14:31.300
‫این یه‌مقدار تهیه‌ش زمان‌بره، شما مشکلی ندارید؟

00:14:31.300 --> 00:14:31.970
‫بله.

00:14:31.970 --> 00:14:35.060
‫نه، ممکنه به محل بعدی دیر برسیم،
‫می‌شه یه‌چیز دیگه سفارش بدی؟

00:14:35.060 --> 00:14:36.100
‫شوخیت گرفته؟

00:14:36.100 --> 00:14:38.230
‫عه، بیخیال، نمی‌خواد انقدر عجله کنیم.

00:14:38.230 --> 00:14:41.110
‫این سانسِ سینما رو از قبل گرفتم، نمی‌تونیم معطل کنیم.

00:14:42.110 --> 00:14:45.650
‫به‌خاطر این برنامه‌ی مسخره انگار اومدیم اردو.

00:14:45.650 --> 00:14:47.650
‫و کلی چیزِ دیگه هم اینجا برنامه‌ریزی شده.

00:14:47.650 --> 00:14:52.830
‫به‌نظر مویی-چان دیده برای یه قرارِ خوب چیا لازمه
‫و خواسته همه رو جا بده که طرف مقابل حوصله‌ش سر نره.

00:14:52.830 --> 00:14:58.540
‫اعتمادبه‌نفس و اشتیاقش یه‌جایی تو دیوار رفته
‫و آخرش این برنامه‌ی جهنمی درست شده.

00:14:58.960 --> 00:15:03.130
‫علاوه بر اون، توی تمامِ برنامه کلی پیشنهاد و نکات جزئی نوشته شده.

00:15:04.340 --> 00:15:07.380
‫خب معلومه همچین چیزی تا 3 صبح طول می‌کشه.

00:15:09.840 --> 00:15:11.970
‫اون پاستا چقدر خوشمزه بود.

00:15:11.970 --> 00:15:14.640
‫توی اون رستوران هرچی سفارش بدی خوشمزه‌ست.

00:15:15.220 --> 00:15:17.600
‫همیشه می‌خواستم اونجا ببرمت.

00:15:17.600 --> 00:15:19.640
‫اگه ازش خوشت اومده، پس طبق برنامه بود.

00:15:21.730 --> 00:15:24.230
‫و یهویی همچین حرفایی می‌زنه.

00:15:24.230 --> 00:15:25.900
‫چه‌جور فیلمی قراره ببینیم؟

00:15:26.400 --> 00:15:28.110
‫بهش می‌گن «کشتی جنگیِ پوتمکین.»

00:15:28.110 --> 00:15:30.530
‫چی؟ پوتـ ـ چی؟

00:15:31.030 --> 00:15:33.910
‫شاید مثلاً از این انیمه‌های بانمک باشه؟

00:15:34.160 --> 00:15:38.620
‫نسخه ریمستر از یه فیلم روسیِ سیاه‌سفید سال 1925ـه.

00:15:38.620 --> 00:15:41.000
‫هر فیلم‌‌بازی این شاهکار رو می‌شناسه.

00:15:41.000 --> 00:15:44.790
‫یه فیلم تبلیغاتی محسوب می‌شه، ‫ولی تأثیر زیادی روی صنعت فیلم‌سازی داشت.
‫امم، دوست داشتم یه‌چیز ساده‌تری نگاه کنم.

00:15:44.960 --> 00:15:48.130
‫از قبل بلیط‌ها رو گرفتم، پس نمی‌شه فیلم رو تغییر داد.

00:15:52.640 --> 00:15:55.850
‫د ـ داستانش خیلی سنگین بود، نه؟

00:15:55.850 --> 00:15:58.350
‫شرمنده این فیلم رو انتخاب کردم.

00:15:58.350 --> 00:16:01.230
‫یه شاهکار بود، سر همین می‌خواستم ببینیش.

00:16:03.100 --> 00:16:05.810
‫آره، واقعاً فیلمِ خوبی بود.

00:16:05.810 --> 00:16:11.110
‫خودم هیچوقت تنهایی نگاهش نمی‌کردم،
‫ولی خوشحالم یه‌چیز جدید بهم نشون دادی.

00:16:11.900 --> 00:16:15.160
‫خدا رو شکر. طبق برنامه بود...

00:16:17.660 --> 00:16:21.620
‫مویی-چان درباره‌ی همه‌چیز خیلی دقیقه و دنبال تأیید بقیه‌ست.

00:16:21.620 --> 00:16:25.920
‫واقعاً می‌خواد دیگران بدونن از چه چیزایی لذت می‌بره.

00:16:26.590 --> 00:16:29.300
‫خیلی باهوشه و عاشقِ تحقیق کردن روی همه‌چیزه.

00:16:29.300 --> 00:16:31.670
‫سر همین توی تصمیماتش اعتمادبه‌نفس داره.

00:16:32.170 --> 00:16:36.430
‫ولی وقتی از همون اعتمادبه‌نفسش انتقاد شد، کار به اینجا کشید.

00:16:36.720 --> 00:16:39.010
‫ولی می‌دونم قلب مهربونی داره..

00:16:39.180 --> 00:16:41.850
‫بعدی یه کافه‌ست. اونجا هم رزرو کردم.

00:16:41.850 --> 00:16:43.560
‫چرا انقدر رزرو می‌کنی؟!

00:16:43.560 --> 00:16:45.600
‫برنامه باید بی‌نقص باشه.

00:16:46.110 --> 00:16:48.860
‫زودباش بریم. چهار دقیقه از برنامه عقبیم.

00:16:49.230 --> 00:16:50.990
‫ولی یه کافه‌ست ها!

00:16:51.650 --> 00:16:55.240
‫می‌تونیم کنار هم توی یه کافه‌ی باکلاس بشینیم و گپ بزنیم.

00:16:55.660 --> 00:16:59.200
‫من نمی‌تونم قهوه بخورم،
‫پس شاید کارامل ماکیاتو برای من بهتره؟

00:16:59.200 --> 00:17:02.160
‫دوتا تیکه کیک سفارش می‌دیم و باهمدیگه تقسیمش می‌کنیم.

00:17:02.160 --> 00:17:04.250
‫بعدش می‌گیم «آآآه.»

00:17:04.250 --> 00:17:08.460
‫اوه، خدا، قرار حرف نداره!

00:17:12.880 --> 00:17:14.970
‫وایسا، واقعاً یه کافه‌ست.

00:17:14.970 --> 00:17:17.390
‫از اونجاها که بوی قهوه‌ی بوداده توی هوا می‌پیچه.

00:17:17.390 --> 00:17:19.930
‫جایی که باریستای ریش‌بلند، نوشیدنی مخصوص‌شونو پیشنهاد می‌ده.

00:17:19.930 --> 00:17:22.640
‫جایی که طعم قهوه رو تا فیهاخالدونت حس می‌کنی!

00:17:22.850 --> 00:17:25.810
‫از نظر فنی یه قراره، ولی حس و حالِ گپ و گفت رو نداره.

00:17:25.810 --> 00:17:27.900
‫و مویی-چان یه کلمه هم حرف نمی‌زنه.

00:17:28.360 --> 00:17:29.690
‫داره چشماشم می‌بنده.

00:17:29.690 --> 00:17:32.070
‫قشنگ داره از طعم قهوه لذت می‌بره.

00:17:33.570 --> 00:17:36.700
‫یه‌چیزی هم داره یواشکی به باریستا می‌گه.

00:17:36.700 --> 00:17:38.160
‫معلومه مشتری ثابته.

00:17:38.820 --> 00:17:42.540
‫گفت «امروز می‌خوایم روبوستا باشیم.»

00:17:42.540 --> 00:17:44.410
‫و گفتم «کافئین با این عجله.»

00:17:44.410 --> 00:17:45.660
‫جان؟

00:17:46.960 --> 00:17:48.170
‫داره می‌خنده.

00:17:48.170 --> 00:17:50.500
‫بازی با کلماتِ قهوه‌تون هنوز رودست نداره.

00:17:50.500 --> 00:17:53.840
‫کدوم بازی با کلمات؟ اصلاً نمی‌فهمم.

00:17:54.630 --> 00:17:55.760
‫تلخه.

00:17:55.760 --> 00:17:59.760
‫کاپوچینو برات زیادی تلخ بود؟
‫می‌خوای یه قهوه‌ی معمولی برات بگیرم؟

00:17:59.760 --> 00:18:01.430
‫مطمئنم از ماندلینگ خوشت میاد.

00:18:01.430 --> 00:18:04.810
‫نمی‌دونم چی گفتی، ولی دیگه نمی‌تونم قهوه بخورم.

00:18:05.230 --> 00:18:08.190
‫دلتون هوس بلو ماونتن کرده، ها؟

00:18:08.190 --> 00:18:09.560
‫اینم بازی با کلمات بود؟

00:18:10.310 --> 00:18:12.690
‫ظاهراً بود، البته اصلاً نمی‌فهمم.

00:18:13.400 --> 00:18:16.650
‫مویی-چان داره بهش خوش می‌گذره، پس عیب نداره.

00:18:17.490 --> 00:18:21.080
‫اون کافه خیلی حال داد. بعدش کجا بریم؟

00:18:21.080 --> 00:18:24.200
‫با قطار و اتوبوس بریم موزه‌ی شهر ایشیموری.

00:18:24.200 --> 00:18:26.160
‫نمایشگاه دوره‌ی جومون رو می‌بینیم،

00:18:26.160 --> 00:18:28.790
‫بعد می‌ریم پلنتاریوم تا ستاره‌ها رو ببینیم.

00:18:28.790 --> 00:18:31.170
‫هنوز کلی کار داریم، نه؟

00:18:31.170 --> 00:18:33.460
‫ولی خیلی مشتاقِ پلنتاریومم.

00:18:34.550 --> 00:18:38.800
‫ها؟ مویی-چان، خوبی؟ انگار سرگیجه داری.

00:18:39.590 --> 00:18:44.220
‫چیزی نیست. تا دیروقت داشتم
‫برنامه‌ی امروز رو می‌ریختم، برای همین زیاد نخوابیدم.

00:18:44.810 --> 00:18:45.810
‫پس...

00:18:47.180 --> 00:18:48.730
‫انگار خواب موندیم.

00:18:48.890 --> 00:18:50.770
‫اینجا کدوم قبرستونیه؟

00:18:51.230 --> 00:18:52.650
‫ایستگاه آخر.

00:18:52.650 --> 00:18:55.940
‫شرمنده، وقتی دیدم خوابیدی، منم خوابم گرفت.

00:18:55.940 --> 00:18:59.160
‫ساعتو ببین! دیگه به پلنتاریوم نمی‌رسیم!

00:18:59.360 --> 00:19:02.410
‫بیا زودتر برگردیم! رستوران یه میز رزرو کردم.

00:19:02.620 --> 00:19:03.870
‫مویی-چان.

00:19:06.870 --> 00:19:10.040
‫بابت امروز ممنونم، ولی همین‌قدر برام کافیه.

00:19:12.540 --> 00:19:15.670
‫متأسفم. امروز حتماً برات کسل‌کننده بود.

00:19:15.960 --> 00:19:18.170
‫نه، اصلاً اینطور نیست.

00:19:18.170 --> 00:19:20.180
‫حق با شماها بود.

00:19:20.760 --> 00:19:24.680
‫من زیاد اعتمادبه‌نفس دارم، و نظر دیگران رو نادیده می‌گیرم.

00:19:24.850 --> 00:19:27.640
‫ولی خودمم اشتباه مرتکب می‌شم. خیلی بی‌تجربه‌م.

00:19:27.980 --> 00:19:31.560
‫توی سینما و کافه واقعاً بهم خوش گذشت.

00:19:32.270 --> 00:19:37.690
‫اینکه سعی کردی چیزایی که دوست داری رو
‫ بهم نشون بدی خوشحالم کرد.

00:19:38.690 --> 00:19:44.330
‫اعتمادبه‌نفس به‌خاطر تلاش به‌دست میاد،
‫ و شاید به همین ویژگیت افتخار می‌کنی.

00:19:44.740 --> 00:19:47.080
‫و به‌نظرم این چیز خوبیه.

00:19:48.790 --> 00:19:51.080
‫خب، این حرفت خوشحالم می‌کنه...

00:19:51.920 --> 00:19:56.090
‫لعنتی، باید رزرو رستوران رو کنسل کنم. شرمنده، یه‌لحظه.

00:19:56.090 --> 00:19:58.960
‫پس گمونم برای شام امشب...

00:20:04.470 --> 00:20:08.520
‫خوشمزه‌ست. نمی‌دونستم غذای سوپرمارکتی انقدر خوبه.

00:20:08.930 --> 00:20:12.560
‫آخه انقدر از آشپزیِ خودت خوشت میاد که چیزِ دیگه نمی‌خوری.

00:20:15.110 --> 00:20:16.770
‫این همچین بدک نیستا.

00:20:17.400 --> 00:20:20.110
‫البته کلاً از برنامه خارج شدیم...

00:20:21.030 --> 00:20:22.530
‫اینطور نیست.

00:20:23.950 --> 00:20:25.280
‫درست طبق برنامه...

00:20:30.410 --> 00:20:32.790
‫آره، حق با توئه.

00:20:34.040 --> 00:20:36.380
‫یه پلنتاریوم طبیعی.

00:20:40.380 --> 00:20:41.920
‫اوه، یه ستاره‌ی دنباله‌دار!

00:20:42.630 --> 00:20:46.800
‫ااه، دیگه رفت. وقت نشد آرزویی کنم.

00:20:47.300 --> 00:20:49.180
‫می‌خواستی چه آرزویی کنی؟

00:20:49.680 --> 00:20:53.810
‫«امیدوارم ساحره‌ی فوق‌العاده‌ای بشم که می‌تونه به مردم کمک کنه!»

00:20:56.150 --> 00:20:57.310
‫که اینطور.

00:20:57.610 --> 00:20:58.570
‫آره!

00:21:06.370 --> 00:21:10.580
‫پس اگه نظر دیگه‌ای نیست، برای جشنواره‌ی آسونارو...

00:21:10.580 --> 00:21:13.290
‫کلاس‌مون یه کافه ارائه می‌ده!

00:21:15.080 --> 00:21:16.500
‫چی شده، موریهیتو؟

00:21:16.500 --> 00:21:19.040
‫حس می‌کنم یه کافه‌ی معمولی خیلی خسته‌کننده‌ست.

00:21:19.040 --> 00:21:22.590
‫فکر می‌کنم باید یه تم انتخاب کنیم
‫و کلیت‌مون کافه باشه.

00:21:22.840 --> 00:21:26.090
‫مویی-چان عاشق کافه‌هاست، پس روش حساسه.

00:21:26.390 --> 00:21:29.510
‫می‌گم، من تازگی‌ها آهنگ می‌سازم،

00:21:29.510 --> 00:21:31.430
‫اگه بخواید می‌تونیم توی پس‌زمینه اجراش کنیم؟

00:21:31.680 --> 00:21:34.480
‫اوه، پس منم می‌تونم براش یونیفرم رو درست کنم.

00:21:34.730 --> 00:21:37.650
‫عالیه، همینطوری بحث رو ادامه بدین.

00:21:37.650 --> 00:21:39.110
‫سرمو بردین.

00:21:39.440 --> 00:21:42.320
‫بذارین این خرخون‌ها هرکاری دلشون می‌خواد بکنن.

00:21:42.320 --> 00:21:43.740
‫کوجو، چی شده؟

00:21:43.740 --> 00:21:46.320
‫جشنواره‌ها به‌درد برون‌گراها می‌خورن.

00:21:46.320 --> 00:21:48.820
‫از قبل تنهایی برنامه‌ی همه‌چیزو ریختن.

00:21:48.820 --> 00:21:49.990
‫آره، راست می‌گه.

00:21:50.240 --> 00:21:53.250
‫ما که وظیفه نداریم پابه‌پای اونا بیایم.

00:21:53.500 --> 00:21:58.380
‫درسته. تقسیم وظایف تو حالتی که همه راضی بشن سخته.

00:21:58.380 --> 00:22:00.750
‫کاش می‌تونستیم درموردش یه کاری بکنیم.

00:22:01.050 --> 00:22:04.420
‫یه کافه‌ی تم‌دار که به کارکنانش خوش بگذره.

00:22:05.260 --> 00:22:06.510
‫نیکو رو داریم!

00:22:07.930 --> 00:22:08.760
‫هه؟

00:22:08.970 --> 00:22:12.100
‫با جادوی نیکو، می‌شه کافه‌ی تم‌داری ساخت
‫ که آدمای بی‌مهارت هم...

00:22:12.100 --> 00:22:15.810
‫بتونن شرکت کنن و با کارکنان و مشتری‌ها خوش بگذرونن.

00:22:15.810 --> 00:22:17.270
‫مـ ـ مثلاً چطوری؟

00:22:20.980 --> 00:22:22.530
‫ایده‌ای ندارین؟

00:22:24.860 --> 00:22:28.200
‫آخرشم نتونستیم ایده‌ای براش پیدا کنیم.

00:22:28.200 --> 00:22:31.280
‫صرفاً لازمه تا جلسه‌ی بعدی‌مون بهش فکر کنیم.

00:22:36.960 --> 00:22:38.210
‫واکاتسوکی-سان!

00:22:39.380 --> 00:22:41.750
‫من عضو کمیته‌ی تولیدِ جشنواره، سوگیورا هستم.

00:22:41.750 --> 00:22:43.210
‫من هاجیمه‌ام.

00:22:43.800 --> 00:22:45.300
‫می‌شه یه‌لحظه باهم صحبت کنیم؟

00:22:46.470 --> 00:22:48.260
‫در روز دوم جشنواره‌ی آسونارو،

00:22:48.260 --> 00:22:52.260
‫می‌خواستیم یه مراسم اختتامیه‌‌ی باشکوه برگزار کنیم.

00:22:52.260 --> 00:22:55.180
‫سوگیورا می‌خواست انجامش بده،
‫پس یه برنامه‌ی اجرایی درست کردم.

00:22:55.430 --> 00:22:57.020
‫مراسم اختتامیه؟

00:22:57.020 --> 00:22:58.100
‫واسه همین...

00:22:58.940 --> 00:23:01.560
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی بهمون کنی یا نه!

00:23:01.690 --> 00:23:02.940
‫عه؟ می‌خوای من...

00:23:02.940 --> 00:23:06.780
‫با جادوت، به‌نظرم می‌تونیم یه مراسم شگفت‌انگیز برگزار کنیم!

00:23:06.900 --> 00:23:09.610
‫خواهش می‌کنم! می‌شه بهمون کمک کنی؟

00:23:11.490 --> 00:23:15.830
‫«امیدوارم ساحره‌ی فوق‌العاده‌ای بشم که می‌تونه به مردم کمک کنه!»

00:23:17.450 --> 00:23:20.830
‫باشه! سعی می‌کنم به یه‌چیز خوب فکر کنم.

00:23:20.854 --> 00:23:26.354
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:26.840 --> 00:23:28.600
‫در روز دوم جشنواره‌ی آسونارو

00:23:28.600 --> 00:23:28.850
‫در روز دوم جشنواره‌ی آسونارو

00:23:30.340 --> 00:23:32.090
‫جادو استفاده خواهد شد

00:23:33.270 --> 00:23:34.270
‫تا جنایتی صورت بگیرد

00:23:38.140 --> 00:23:42.020
‫در روز دوم جشنواره‌ی آسونارو
‫جادو استفاده خواهد شد تا جنایتی صورت بگیرد

00:23:42.480 --> 00:23:43.560
‫قرار باحالی بود، نه؟

00:23:43.560 --> 00:23:46.530
‫بگذریم، نیکو، واقعاً مشکلی نداری که به کمیته‌ی تولید جشنواره کمک کنی؟

00:23:46.530 --> 00:23:49.990
‫چیزی نمی‌شه. وقتش رسیده که با استفاده از جادوم بدرخشم.

00:23:49.990 --> 00:23:51.110
‫حس بدی بهش دارم...

00:23:51.110 --> 00:23:53.280
‫و واقعاً اتفاق بدی افتاد!

00:23:53.280 --> 00:23:55.530
‫هفته بعد! قسمت آخر ویچ واچ!

00:23:55.554 --> 00:24:16.554
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.